کتاب گوشواره آری یا نه؟ برادر کیوان رجبی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب گوشواره آری یا نه؟ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب گوشواره آری یا نه؟

 

بنا به آن چه در این روزها می‌شنوم برخی از براداران پیغامی ما اقدام به حکم‌هایی برای خواهران کلیسایی‌مان می‌کنند که ایشان را از آویزه کردن گوشواره منع می‌نمایند و این مورد را نشانی از غلامی یا زیر یوغ رفتن دنیا توصیف می‌کنند. البته تا کنون خود این موعظه را از نزدیک نشنیده‌ام لذا خوشحال می‌گردم اگر شخص یا عزیزی این موعظه را در اختیار این حقیر قرار دهد تا من نیز با بررسی آیات و تحقیق این مورد را از صافی کلام عبور دهم. حال با توجه به کلیّت موضوع من مواردی از آیات کلام را رویت نموده‌ام که دال بر استفاده از این وسیله ( گوشواره ) برای قوم خدا شده است و به آیه یا آیه‌هایی برنخورده‌ام که خداوند از کسی بخواهد از گوشواره استفاده ننمایند.

به نظر من اصل موعظه مربوط به عدم استفاده از گوشواره برای خواهران بر یک تفسیر شخصی بنا شده است که جا دارد در همین جا به آیاتی بپردازیم که در کلام خدا مکتوب شده و استفاده یا عدم استفاده را به خود فرزندان موکول نماییم. و حکم برخلاف کتاب مقدّس را صادر ننماییم که دچار روح فریسی گونه گردیم. حال به اوّلین آیه مورد نظر خودم می‌پردازم؛ آن جایی که مکتوب است:

«۲۲و واقع شد، چون شتران از نوشیدن باز ایستادند که آن مرد حلقه طلای نیم مثقال وزن، و دو ابرنجین برای دستهایش، که ده مثقال طلا وزن آنها بود، بیرون آورد.۳۰و واقع شد که چون آن حلقه و ابرنجینها را بر دستهای خواهر خود دید، و سخنهای خواهر خود، رفقه را شنید که می‌گفت آن مرد چنین به من گفته است، به نزد وی آمد. و اینک نزد شتران به سرچشمه ایستاده بود.۴۷و از او پرسیده، گفتم: تو دختر کیستی؟ گفت: دختر بتوئیل بن‌ناحور که مِلکه، او را برای او زایید. پس حلقه را در بینی او، و ابرنجینها را بر دستهایش گذاشتم.» ( پیدایش ۲۴ : ۲۲؛ ۳۰؛ ۴۷ )

نکته برجسته در آیات بالا این است که اشاره به وجود حلقه‌ای طلایی دارد که در نهایت فرستاده ابراهیم به جهت نشان کردن رفقه برای اسحاق آن را در بینی رفقه می‌گذارد. امری که امروزه در فرهنگ ما ایرانیها قابل قبول نمی‌باشد امّا با توجه به فرهنگ آن زمان رفقه حاضر به انجام چنین کاری می‌شود. یعنی از دید امروزی شاید وجود یک حلقه در بینی خیلی بدتر از وجود یک گوشواره در گوش ‌باشد ولی با توجه بر این کلام این امر را برای دختران در آن مقطع جایز دانسته و این امکان وجود دارد که برخی نیز در عصر ما نیز چنین کاری را به انجام رسانند که شاید ما ایشان را در تفکر شرارت بپنداریم که این ترسیمی کتاب مقدّسی نیست. این امکان حتماً وجود دارد که دختری هندی به پیغام زمان ایمان بیاورد و او همچنان به فرهنگهای ملی کشورش پایبند باشد. شاید شما بارها دختران هندی یا آفریقایی را با حلقه‌های در بینی‌شان را از رسانهای تصویری رویت نموده‌اید. خوب حال به چنین خواهرانی چه باید گفت. آیا باید به ایشان بگوییم که: خواهرام خدا از شما می‌خواهد که حلقه را از بینی خود خارج کنید زیرا که این نشان دنیایی است. آیا او نخواهد گفت که رفقه برای چه چنین نمود؟! و …

برادران پیغامی ما برای اثبات گفته‌های خودشان به این آیات رجوع می‌کنند که: «۱و چون قوم دیدند که موسی در فرود آمدن از کوه تأخیر نمود، قوم نزد هارون جمع شده، وی را گفتند: برخیز و برای ما خدایان بساز که پیش روی ما بخرامند، زیرا این مرد، موسی، که ما را از زمین مصر بیرون آورد، نمی‌دانیم او را چه شده‌است.۲هارون بدیشان گفت: گوشواره‌های طلا را که در گوش زنان و پسران و دختران شما است، بیرون کرده، نزد من بیاورید.۳پس تمامی قوم گوشواره‌های زرین را که در گوشهای ایشان بود بیرون کرده، نزد هارون آوردند.۴و آنها را از دست ایشان گرفته، آن را با قلم نقش کرد، و از آن گوساله ریخته شده ساخت، و ایشان گفتند: ای اسرائیل این خدایان تو می‌باشند، که تو را از زمین مصر بیرون آوردند.» ( خروج ۳۲ : ۱ – ۴ )

در این آیات هم اشاره به وجود گوشواره‌ها شده هر چند ایشان از آن در راه نادرستی استفاده کردند. ولی جایی نمی‌بینیم که خدا به وجود این گوشواره‌ها ایرادی بگیرد. بلکه نکته کلیدی در این آیه‌ها این است که آنها خود از این گوشواره‌ها در ساخت گوساله طلایی استفاده کردند که در نهایت خدا آن را نابود ساخت. ولی همین قوم در آیه پایین باز گوشواره‌های خود را می‌آورند به جهت ساخت خیمه اجتماع و باز موردی وجود ندارد که خدا به گوشواره‎ها ایرادی بگیرد و مثلاً به موسی بگوید: ای موسی گوشواره‌های طلای موجود را در ساخت خیمه من استفاده نکن. و یا به شباهت این گونه جملات … پس هیچ واعظی نمی‌تواند با وجود آیات بالا حکم به این نماید که خدا می‌خواهد که زنان گوشواره، نیاندازند.

وقتی کلام از گوشواره انداختن پسران نیز یاد می‌کند و یا از انداختن حلقه بنا به فرهنگ همان زمان می‌گوید. پس چگونه واعظان پیغامی به خود جسارت می‌دهند که از کلام خدا چیزی را کم کنند. و امر به ظواهر بپردازند. خدایی که نظر به ظاهر ندارد. بلکه به درون می‌نگرد. آیا برخی از واعظان پیغامی ما در حال عمل کردی، چون فریسیان نمی‌باشند که خداوندمان به ایشان این چنین فرمود: «وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که نعناع و شبت و زیره را عشر می‌دهید و اعظم احکام شریعت، یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترک کرده‌اید! می‌بایست آنها را به جا آورده، اینها را نیز ترک نکرده باشید. ای راهنمایان کور که پشه را صافی می‌کنید و شتر را فرو می‌برید! وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار، از آن رو که بیرون پیاله و بشقاب را پاک می‌نمایید و درون آنها مملّو از جبر و ظلم است. ای فریسی کور، اوّل درون پیاله و بشقاب را طاهر ساز تا بیرونش نیز طاهر شود! وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که چون قبور سفید شده می‌باشید که از بیرون، نیکو می‌نماید لیکن درون آنها از استخوانهای مردگان و سایر نجاسات پر است! همچنین شما نیز ظاهراً به مردم عادل می‌نمایید، لیکن باطناً از ریاکاری و شرارت مملّو هستید.» ( متی ۲۳ : ۲۳ – ۲۸ )

ایشان با روحی فریسی گونه و مذهبی بدعتهای انسانی برای خواهران کلیسا ایجاد می‌کنند. ( مرقس ۷ : ۶ – ۹ ) امّا به قول استاد اعظم‌مان احکام بزرگتر کلام را رعایت نمی‌کنند. برادر برانهام در موعظه‌ای به نام”بره و کبوتر”در بند ۱۵ این چنین می‌گوید که؛ زندانبان فیلیپیه پرسید: «چه کنم تا نجات یابم؟» پولس راه نجات را برای او بازگو کرد ولی امروزه ما به این اصل دست زدیم و به جای آن به مردم می‌گوییم چه کارهایی نباید بکنید. دریغ از بیان اصل مطلب! با این روشها تنها به شمار شاگردان دروغین مسیح می‌افزاییم. ما باید مردم را به سوی مسیح هدایت کنیم تا او آنها را عوض کرده از طبع بره برخوردار کند. آنگاه این افراد راه و روش درستی خواهند داشت چون روح‌القدس بر آنها آمده، هدایتشان خواهد کرد. ( بند ۱۵ – بره و کبوتر )

ما در آیات پایین می‌بینیم که همین مردان و زنان قوم این بار نه به جهت ساختن گوساله طلایی بلکه به جهت بنای مسکن و خیمه اجتماع خداوند، حلقه‌ها و گوشواره‌ها و هر آن چه که گرانبها بوده را به نزد موسی می‌آورند تا در ساختن بنا از آنها استفاده شود. اگر چه در آیات بالا به اشتباه از گوشواره‌های طلای خود استفاده نمودند ولی در این آیات می‌بینیم که به درستی رفتار نمودند و این بار به جهت ساخت بنای خیمه اجتماع آن را به کار بردند. آری ما می‌بینیم که قوم گوشواره‌های طلا در گوش خود انداخته بودند و خداوند در کلام خود هیچ ایرادی از ایشان نمی‌گیرد. لذا بهتر است از نزدیک به خود آیات بپردازیم:

«مردان و زنان آمدند، هر که از دل راغب بود، و حلقه‌های بینی و گوشواره‌ها و انگشتریها و گردن‌بندها و هر قسم آلات طلا آوردند، و هر که هدیه طلا برای خداوند گذرانیده بود.» ( خروج ۳۵ : ۲۲ )

هدایایی که قوم بنا به گفته موسی برای ساختن خیمه اجتماع آوردند آن چنان که مکتوب شد: «۴و موسی تمامی جماعت بنی‌اسرائیل را خطاب کرده، گفت: این است امری که خداوند فرموده، و گفته است:۵از خودتان هدیه‌ای برای خداوند بگیرید. هر که از دل راغب است، هدیه خداوند را از طلا و نقره و برنج بیاورد،۶و از لاجورد و ارغوان و قرمز و کتان نازکی و پشم بز،۷و پوست قوچ سرخ شده و پوست خز و چوب شطیم،۸و روغن برای روشنایی، و عطریات برای روغن مسح و برای بخور معطر،۹و سنگهای جزع و سنگهای ترصیع برای ایفود و سینه بند.۱۰همه دانادلان از شما بیایند و آن چه را خداوند امر فرموده است، بسازند.۱۱مسکن و خیمه‌اش و پوشش آن و تکمه‌هایش و تخته‌هایش و پشت‌بندهایش و ستونهایش و پایه‌هایش،۱۲و تابوت و عصاهایش و کرسی رحمت و حجاب ستر،۱۳و خوان و عصاهایش و کل اسبابش و نان تَقْدِمِه،۱۴و چراغدان برای روشنایی و اسبابش و چراغهایش و روغن برای روشنایی،۱۵و مذبح بخور و عصاهایش و روغن مسح و بخور معطر، و پرده دروازه برای درگاه مسکن،۱۶ و مذبح قربانی سوختنی و شبکه برنجین آن، و عصاهایش و کل اسبابش و حوض و پایه‌اش،۱۷و پرده‌های صحن و ستونهایش و پایه‌های آنها و پرده دروازه صحن،۱۸و میخهای مسکن و میخهای صحن و طنابهای آنها،۱۹و رختهای بافته شده برای خدمت قدس، یعنی رخت مقدس هارون کاهن، و رختهای پسرانش را تا کهانت نمایند.۲۰پس تمامی جماعت بنی‌اسرائیل از حضور موسی بیرون شدند.۲۱و هر که دلش او را ترغیب کرد، و هر که روحش او را با اراده گردانید، آمدند و هدیه خداوند را برای کار خیمه اجتماع، و برای تمام خدمتش و برای رختهای مقدس آوردند. ( خروج ۳۵ : ۴ – ۲۱ )

واقعاً جالب است ثبت مطالب در این بخش از کلام. برادر برانهام در موعظه‌ای به نام”هفتادمین هفته دانیال”در بند ۵ به این امر معترف است که ممکن است دیگران درست بگویند نسبت به آن چه او گفته است و او در ادامه اعلام می‌نماید که تمامی شنیده‌ها را با تمامی کلام از پیدایش تا مکاشفه، چک می‌کند که آیا این چنین است. آن جایی که می‌گوید: خیلی اوقات افراد به نوار گوش می‌کنند و می‌گویند خوب، من با آن موافق نیستم. او نمی‌داند که چه تعلیمی می‌دهد. او کتاب مقدّس را نمی‌شناسد. خوب شاید همه آنها درست بگویند. می‌دانید؟ من نمی‌توانم بگویم که این درست نیست ولی برای من، من، من آن را مطالعه می‌کنم، نه این که هر کلام را … من هر چه را که دیگران می‌گویند می‌خوانم و از آنها قدردانی می‌کنم. و هر کس هر چه بگوید من سپاسگزار آن هستم. ولی بعد آن را به حضور خدا می‌برم و با آن می‌مانم تا زمانی‌که بتوانم از پیدایش تا مکاشفه را توضیح دهم، و آن وقت می‌بینم که بر پایۀ کتاب مقدّس است و بعد می‌دانم که این حقیقت است. و البتّه جایی‌که شما درست بگویید و فقط یک جا هست که من از این تبرئه می‌شوم. و شاید شما درست یا غلط بگویید، آنجا جایی است که من مبرّا می‌شوم و یا برعکس. ( بند ۵ – هفتادمین هفته دانیال )

ما در کتاب اشعیا نیز می‎بینیم که مکتوب شده: «۱۶و خداوند می‌گوید: از این جهت که دختران صهیون متکبّرند و با گردن افراشته و غمزات چشم راه می‌روند و به ناز می‌خرامند و به پایهای خویش خلخالها را به صدا می‌آورند.۱۷بنابراین خداوند فرق سر دختران صهیون را کَل خواهد ساخت و خداوند عورت ایشان را برهنه خواهد نمود.۱۸و در آن روز خداوند زینت خلخالها و پیشانی بندها و هلالها را دور خواهد کرد.۱۹و گوشواره‌ها و دستبندها و روبندها را،۲۰و دستارها و زنجیرها و کمربندها و عطر دانها و تعویذها را،۲۱و انگشترها و حلقه‌های بینی را،۲۲و رخوت نفیسه و رداها و شالها و کیسه‌ها را،۲۳و آینه‌ها و کتان نازک و عمامه‌ها و بُرقع‌ها را.۲۴و واقع می‌شود که به عوض عطریّات، عفونت خواهد شد و به عوض کمربند، ریسمان و به عوض مویهای بافته، کَلی و به عوض سینه بند، زنّار پلاس و به عوض زیبایی، سوختگی خواهد بود. ( اشعیا ۳ : ۱۶ – ۲۴ )

این آیات به جهت تنبیه دختران صهیون صادر شده؛ و نشان می‌دهد که قبل از توبیخ خدا، ایشان دارای گوشواره‌ و حلقه‌ایی در بینی خود بوده‌اند و ما نمی‌بینیم که خدا به این مورد هم ایرادی گرفته باشد … همین حالت را ما در کتاب حزقیال نبی می‌توانیم رویت کنیم آن جایی که مکتوب شده:

«و چون از تو گذر کردم بر تو نگریستم و اینک زمان تو زمان محبّت بود. پس دامن خود را بر تو پهن کرده، عریانی تو را مستور ساختم و خداوند یهوه می‌گوید که با تو قسم خوردم و با تو عهد بستم و از آن من شدی. و تو را به آب غسل داده، تو را از خونت طاهر ساختم و تو را به روغن تدهین کردم. و تو را به لباس قلاّبدوزی ملبّس ساختم و نعلین پوست خز به پایت کردم و تو را به کتان نازک آراسته و به ابریشم پیراسته ساختم. و تو را به زیورها زینت داده، دستبندها بر دستت و گردن بندی بر گردنت نهادم. و حلقه‌ای در بینی و گوشواره‌ها در گوشهایت و تاج جمالی بر سرت نهادم. پس با طلا و نقره آرایش یافتی و لباست از کتان نازک و ابریشم قلاّبدوزی بود و آرد مَیده و عسل و روغن خوردی و بی‌نهایت جمیل شده، به درجه ملوکانه ممتاز گشتی. و آوازه تو به سبب زیباییت درمیان امّتها شایع شد. زیرا خداوند یهوه می‌گوید که آن زیبایی از جمال من که بر تو نهاده بودم کامل شد.» ( حزقیال ۱۶ : ۸ – ۱۴ ) در این آیات خدا فقط به عنوان شوهر ( هوشع ۲ : ۱۶ ) از بی‌وفایی اورشلیم به عنوان همسر یاد نموده است و حتی خود اعلام می‌نماید که: و حلقه‌ای در بینی و گوشواره‌ها در گوشهایت و تاج جمالی بر سرت نهادم.

در همین راستا نیز هوشع در کتاب خود نوشته: «و خداوند می‌گوید که انتقام روزهای بعلیم را از او خواهم کشید که برای آنها بخور می‌سوزانید و خویشتن را به گوشوارها و زیورهای خود آرایش داده، از عقب عاشقان خود می‌رفت و مرا فراموش کرده بود.» ( هوشع ۲ : ۱۳ )

لذا تمامی آیات بالا ما را بر این می‌دارد که خدا در جایی از کلام خود مکتوب ننموده است که خواهران گوشواره نیاندازند. بلکه این موعظه برپایه یک تفسیر شخصی می‌باشد که متأسفانه همچنان در حال ریشه نمودن در میان برادران پیغامی‌مان می‌باشد. و گوشهای بسیاری را نیز آلوده نموده است.

«زیرا ایّامی می‌آید که تعلیم صحیح را متحمّل نخواهند شد، بلکه برحسب شهوات خود خارش گوشها داشته، معلّمان را بر خود فراهم خواهند آورد، و گوشهای خود را از راستی برگردانیده، به سوی افسانه‌ها خواهند گرایید. لیکن تو در همه چیز هشیار بوده، متحمّل زحمات باش و عملِ مبشّر را به جا آور و خدمت خود را به کمال رسان.» ( دوّم تیموتاوس ۴ : ۳ – ۵ )

فیض خداوند با همه شما باد. خادم کوچک در این بدن: کیوان رجبی

دانلود کتاب گوشواره آری یا نه؟
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد