کتاب پرسش و پاسخ پیرامون مهرها برادر برانهام ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب پرسش و پاسخ پیرامون مهرها ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب پرسش و پاسخ پیرامون مهرها

 

۱- ای پدر آسمانی ما، برای این لحظه که دوباره می‌توانیم حول کلام خدا در حضور خدا با هم باشیم، واقعاً سپاسگزاریم. خیلی شکرگزاریم که امروز صبح برای کمک به ما و برکت دادن به ما هستی. برای گناهانمان طلب بخشایش می‌کنیم تا چراغهایمان از روغن پر شود و پیراسته و روشن گردد؛ هم اکنون ما را به کارگیر تا نام عظیمت را جلال دهیم، این را در نام پسر محبوب خدا عیسی مسیح طلبیدیم. آمین. بنشینید.

۲- آن هنگام که می‌آمدم شنیدم که آن پیغام پیش می‌آمد. پس من … این درست است که ما نیاز داریم که چراغهایمان را پر نگه داریم، خودمان را … می‌دانید؟ هنگامی که آنها – همین که روشنشان می‌کنید … نمی‌توانید آن چه که الآن انجام دادید را ادامه دهید چون که آتشِ حاصلِ از سوختن روغن، کربن تولید می‌کند؛ پس پاک کردن برای همین است … چراغهایتان را به خاطر ذغالِ بالایِ فتیله پاک کرده‌اید … خیلی از شما هم سنهای من، آن زمان عادت داشتیم از چراغ نفتی استفاده کنیم. خوب؟ آنها … این – این – این باعث جمع شدن ذغال در نوک جایی که داشت می‌سوخت، می‌شد. و برای همین مانع نور می‌شد. پس باید تمامی دوده ذغال را پاک کنید و این طور خودمان را جلو بکشانیم تا به جایزه‌ای که خدا در مسیح ما را به بالا فرا خوانده برسیم.

۳- حال این بیرون و داخل یک – یک صبح خیلی زیبا است، همان طور که دورۀ عید قیام تا پنطیکاست می‌رسد. و – و ما اکنون به امید خدا به آخرین مهر می‌رسیم. و این مهری بسیار اسرارآمیز است، خیلی زیاد چون که حتّی … حتّی در هیچ کجای کتاب مقدّس ذکری نشده، هیچ نشانه‌ای، هیچ چیزی که بتوان به آن چنگ زد. این سرراست از آسمان می‌آید. متوجّه‌اید؟ و این – این زمان یک جور برایم عذاب‌آور است. تمامیِ هفته این طور بوده. حال هشتمین روز به سر بردنم در اتاق است. و توجّه کرده‌ام که در اینجا خیلی … در این درخواستها باید یک جوری گزینش می‌کردم. خیلیها بودند که خواستار مصاحبه بودند. و من – من آن را دوست دارم. مایلم که … که اکنون ارایه‌اش دهم. خوب؟ امّا همین الآن نمی‌توانم چون متوجّه‌اید که تمامیِ … الآن تلاشمان این است که – مکاشفۀ خواستِ خداوند را دریابیم. درک می‌کنید، و بعدش مصاحبه داشته باشیم، سپس به دنبال سمت و سوی دیگر، چیزهای دیگر. خوب؟ و بعد روی هم رفته، متفاوت خواهد شد، همچون دعا برای بیماران. شما … رؤیاها و این چیزها، چیزهای متفاوتی را مطالعه می‌کنید، و متفاوت هم مسح می‌شوید. به همان گونه که در – در کتاب مقدّس گفته شده: «او بسان درختی است نشانده بر نهرهای آب.» نهرهای آب … متوجّه‌اید؟ همان آب است امّا مجرایی هست که یکی در این طریق می‌آید، یکی این طریق و این هم یک طریق. بستگی به مجرا دارد. همان روح است.

۴- پولس در اوّل قرنتیان ۱۲ نیز همین را داشت، می‌گفت که عطایا بسیار است امّا همان یک روح است. پس می‌بینید اگر همین طور با یکی کار کنید بعدش برای چیزی دیگر تسلّط می‌یابید. می‌دانید منظورم چیست؟ شما – شما آن سِیر را مطالعه می‌کنید، مردم را جمع می‌کنید و یک … حال قلبهایشان همه آماده شده. این مهرها چه هستند؟ توجّه آنان این است. آن چیست؟ هر شبی که به اینجا می‌آیم یک کشمکشی دارم تا این که در مورد چیزی دیگر صحبت کنم تا خاموشش سازم. متوجّه‌اید؟ و بعد روح‌القدس مهر را می‌گشاید. و بعد – بعد باید … هر شب همان طور … پس هنگامی که برنامه را به شفا یا چیزی تغییر می‌دهیم همگیتان برای آن یک چیز هماهنگ می‌شوید؛ پس به سختی بتوانید آن را فوراً به چیزی دیگری برگردانید.

۵- و – و بعد دانستن این که در میان شما چیزهایی دارد اتّفاق می‌افتد، خوب؟ که من – من فقط … من – من می‌دانم … می‌دانم که نمی‌بینیدش. خوب؟ مطمئنم که نمی‌بینیدش. متوجّه‌اید؟ و شما خواهید گفت، برادر برانهام گفتن چنین چیزی برای شما امری نامطبوع است. می‌دانم که چنین است. امّا ببینید؛ بگذارید که حال این را بگویم. من این طور در نظر می‌گیرم که این نوارها برای خودمان است و به این شکل. امّا بگذارید این را بگویم که شما – شما – شما درکش نمی‌کنید و قرار هم نیست که درکش کنید. پس سعی نکنید که هیچ چیزی را تفسیر کنید. خوب؟ سعی نکنید توصیف خودتان را رویش بگذارید. فقط – فقط خودتان را دورتر می‌کنید. فقط اگر باورم دارید به نصیحتم بچسبید. اگر خدا مرا در نظرتان التفات بخشیده و شما می‌دانید که آن مکاشفات و آن چیزها … مدّت طولانی است که با شما بودم و همیشه درست از آب در می‌آمده. و اکنون برای اثبات بیشتر حقانیّتش، با کلام قفل شده. متوجّه‌اید؟ پس می‌فهمید که این همان”خداوند چنین می‌فرماید”است. دقیقاً همین. به شما اثبات شد.

۶- حال به عنوان برادرتان این نصیحتم را بپذیرید: تفسیرهای خودتان را به هیچ چیزی نچسبانید. فقط بروید و زندگی خوب مسیحی داشته باشید، چون که با انجام آن کار فقط خودتان را از چیز واقعی دور می‌سازید. خوب؟ شما – شما فقط دوباره خودتان را از آن دور می‌سازید. و همۀ شما هوشیارید و می‌دانید که چیزی اسرار آمیز هست و دارد به وقوع می‌پیوندد و من می‌دانم که آن چیست. حال آن را نمی‌گویم. این لطف خدا است که به من اجازه می‌دهد که بدانم آن چیست. این امری فوق‌العاده است و هم اکنون دیگر به سر آمده و در دنیا برای شما راهی وجود ندارد که درکش کنید. و آن – من … امّا به راستی، به این انجیلی که در دستم است، می‌دانم که آن چیست.

۷- به شما قبلاً گفتم پس فقط – فقط این که سعی نکنید که هیچ تفسیری بیاورید جز این که به عنوان برادرتان باورم داشته باشید. متوجّه‌اید؟ ما در ساعت عظیمی زندگی می‌کنیم. ما در زمانی زندگی می‌کنیم که … خوب ما … خوب فقط به واقع مطیع باشید، مسیحی باشید و سعی کنید که برای خدا زندگی کنید و با همنوعانتان صادقانه زندگی کنید و آنانی را که شما را دوست ندارند، دوست بدارید. سعی نکنید که – هیچ چیزی را خلق کنید … ببینید، با این کار فقط آن را معمّا می‌کنید و در برنامۀ حقیقیِ خدا خرابی می‌آورید. متوجّه‌اید؟ دیروز بعد از ظهر در اتاقم چیزی اتّفاق افتاد که من – من هیچ وقت قادر نخواهم بود واگذارمش. متوجّه‌اید؟ و خوب، شما … و حدود دو هفته قبل چیزی اتّفاق افتاد که هیچ وقت قادر نخواهم بود، که تا وقتی که بر زمین هستم، قادر نخواهم بود که کنار بگذارمش. متوجّه‌اید؟

۸- و بنابراین، امّا اگر – قرار باشد که اینجا کلیسا این چیزها را به خودش نگیرد، پس هیچ تفسیری برایش نگذارید. متوجّه‌اید؟ فقط پیش روید و به یاد داشته باشید که به شما چه گفته شده؛ زندگی مسیحی‌وار داشته باشید. به کلیسایتان بروید و به واقع نوری باشید که هر جا پا می‌گذارید و فقط محض مسیح بسوزید و به مردم بگویید که چه طور دوستش دارید. و اجازه دهید که شهادتتان در ملازمتِ محبّت، همراه همیشگیِ مردم باشد خوب؟ چون اگر چنین نکنید آن وقت خودتان را درگیر چیزی می‌کنید و این طوری از جاده منحرف شدید. ببینید هر زمان که سعی بر انجامش کنید، منحرف شده‌اید. متوجّه‌اید؟ پس فقط سعی نکنید – سعی بر انجام هیچ تفسیری نکنید. و به خصوص امشب که آن مهر در برابر شما مهر گردید. متوجّه‌اید؟ پس فقط تفسیرش نکنید. فقط پیش روید و با همان سادگی پیغام در فروتنی بمانید. حال می‌گویید، برادر برانهام آیا این … ما کلیسای خدای زنده هستیم، این طور نیست … خوب، همان طور که در تلاش بودم … ببینید اینجا، می‌خواهم بگویم که … بگویم، چرا نمی‌توانم انجامش دهم؟ باید که … نه، نه. من … نه … به یاد داشته باشید، این را برای خوبی خودتان می‌گویم. ببینید، این را دارم می‌گویم تا متوجّه شوید. اگر به من باور دارید پس به آن چه که می‌گویم گوش دهید خوب، متوجّه‌اید؟

۹- حال اینجا یک سیستمی داریم و خوب آن را پست شنود، استراق سمع، می‌نامیم. خوب؟ و با آن موج رادیو را می‌گیریم. و این طور است که هشدارها و امور، همچون شمشیری در دستتان انجام می‌شود. متوجّه‌اید؟ این می‌تواند از شیطان باشد یا فقط آن – آن دریافتگر پیغام است. متوجّه‌اید؟ حال، امّا حال می‌دانید برای مثال میان عامه، با قدری بارش روح‌القدس، بسیاری از گروه‌ها و فرقه‌ها بلند شدند آن چنان که همه مردم اسیر این نوع چیزها شدند، راه می‌افتند و حرکتی چیزی انجام می‌دهند. متوجّه‌اید؟ حال فقط به یاد داشته باشید، به همان طریقی که هستید بمانید. و بگویید، خوب خداوند نشان داد که … نه، اکنون محتاط باشید. متوجّه‌اید؟

۱۰- حال اینجا را نگاه کنید. بگذارید به شما چیزی نشان دهم. متوجّه‌اید؟ می‌دانستید که حال در همین فضا ده‌ها هزار صدا هست، صدای مردمی که از طریق امواج رادیویی می‌رسد؟ چراآنها را نمی‌شنوید؟ آنها صدا هستند. درسته؟ هم اکنون همین جا در اهتزازند. هم اکنون مردم، اشکال و بدنها در این اتاق در حرکتند. درسته؟ خوب، پس چرا آنها را نمی‌بینید؟ این صداها واقعی‌اند همچون من اینجا هستند. خوب پس چرا نمی‌شنویدش. ببینید، اوّل آن باید به چیزی برخورد کند تا آشکار شود. شنیده شود. متوجّه‌اید؟ حال می‌فهمید؟ فقط چیزی را تفسیر نکنید. اگر خدا بخواهد که شما چیزی را بدانید او آن را برایتان گسیل خواهد نمود. خوب؟ پس حال فقط واقعاً، واقعاً خالص باشید. بمانید. چیزی واقع گردید. و اکنون فقط واقعاً … می‌دانید منظورم چیست، این طور نیست؟ و فقط بمانید …

۱۱- سعی نکنید به عنوان مسیحی عجیب غریب باشید، زیرا که خودتان را از خدا دور می‌کنید و شما – شما – شما … اگر بتوانید درکش کنید این همان نبرد سوّم است. این را باید چند روز پیش متوجّه شده باشید. متوجّه‌اید؟ پس فقط … به یادداشته باشید هیچ تقلید کاری همچون دو روز قبل نبود. متوجّه‌اید؟ پس تا آنجا هم هست. این را باید بدانید. حال فقط – فقط به یاد داشته باشید که حال درک می‌کنید که چیزی در این فضا اتّفاق می‌افتد و چیزی اینجا است، چنین چیزی اینجا در این فضا واقعی است، فرشتگان، صدای خدا، متوجّه‌اید؟ امّا چطور می‌توانید … نمی‌توانید … اگر شما صدای عادی را تا وقتی که وسیله‌ای آن را پخش کند، نتوانید بشنوید، پس چه طور می‌خواهید صدای روحانی را بشنوید؟

۱۲- حال ممکن است که شما باور کنید شخصی که دارد این آهنگ خاص را می‌خواند حتّی ممکن است آنجا نباشد. متوجّه‌اید؟ امّا هنگامی که واقعاً آن به سطح کریستالی که باید برسد، برخورد می‌کند، پس آن توصیفی واقعی ارایه می‌دهد و با نمایش عکس آن را ثبوت می‌نماید. متوجّه منظورم هستید؟ حال، هنگامی که روح خدا از طریق کلام حقیقی صحبت می‌کند، حقانیّت خودش را ارایه می‌دهد تا نشان دهد که درست است. حال متوجّه می‌شوید؟ بسیار خوب. حال بیایید فقط دوباره دعا کنیم.

۱۳- ای پدر آسمانی، ما می‌خواهیم که سرپوش این کتاب از بخش فیزیکی‌اش برداریم. سعی داریم آن چه را که در حیطۀ روحانی بر ما آشکار نمودی مسترد نماییم. و حال دعا می‌کنم ای خدا که در ارایه تفسیر حقیقی به این سؤالها کمکم کنی، تا که گفتنشان چه بسا – مردم را کمک کند. اینها به مردم فهم می‌دهد. و دعا می‌کنم که به من فهم عطا نمایی تا به قومت برسانم تا بتوانند درک کنند و با هم در جلال و شکوه خدا در نام عیسی مسیح زندگی کنیم. آمین.

۱۴- حال من – من می‌خواستم این را بگویم و این – یک چراغ مطالعه است و فکر می‌کردم که اینجا این، آن نوارها را کنترل می‌کند، امّا این طور نیست. متوجّه‌اید؟ و تصوّر کردم که مسؤول نوارها عادت دارد که اینجا باشد. امّا به من گفته شد که به برادران در اتاق ضبط اشاره کنم و آنها می‌فهمند که چه زمان نوار را نگه دارند یا کِی برعکس کار کنند. می‌بینید؟ نوارها گسترۀ خدمت جهانی برای همه جا دارند. متوجّه‌اید؟ برای همه جا. اینها به هر زبانی و مطلبی می‌رسند. پس چیزهایی هست که ما اینجا را می‌گوییم امّا جای دیگر نمی‌گوییم. متوجّه‌اید؟ و برای همین است که متوقّفش می‌کنیم.

۱۵- حال پاسخ به سؤالات امری متداول است. پس من – من … حال در – در – در پاسخ دادن بیشترشان، بیشتر سؤالات، خارجِ … حال هر کسی … بعضیهایشان حتّی به پیام یا مهرها هم اصلاً ربطی هم ندارند امّا می‌خواهم که – امّا می‌خواهم سعی کنم که به آنها پاسخ دهم. و آنها به من داده می‌شوند و همین که گفته می‌شوند … بیشترشان به من گفته شد یا حجم عظیمی از آنها درخواست دعا و برای بیماران و رنجوران و امور مختلف همچون آن بود – که پیش می‌آمد و بنابراین آنها هیچ ربطی به پرسشهایی که پاسخ داده می‌شدند، نداشتند. و خوب، آنها به من یک مشت چیزهای مختلف دادند، از کتاب مقدّس و این چیزها. امّا احتمالاً اگر وقت داشته باشیم سعی می‌کنیم که به بهترین صورتی که بتوانیم به آنها پاسخ دهیم.

۱۶- حال … و روشن است اگر من اشتباهی کنم، به یاد داشته باشید که اشتباهم عمدی نیست. پس همه حس خوبی دارند؟ آمین. همچنین دربارۀ جایگاه‌های آسمانی در عیسی مسیح صحبت می‌شود … چه جای فوق‌العاده‌ای است. چه اوقات فوق‌العاده‌ای. تمامی وقت در خیمه پشتِ منبر خطابه بوده‌ام، هیچگاه، هیچ وقت در خدمتم در حیطۀ خدا و حیطۀ روحانی این گونه که این بار بوده، این گونه نبودم. بله، ورای آن چه بود که در طول خدمتم در هیچ جلسه‌ای یا جایی این چنینی انجام داده بودم. بیشتر تمرکز بر روی شفا است؛ اینجا گشایش حقیقت به واسطۀ همان روح است. متوجّه‌اید؟ همان روح.

۱۷- و من – من در کل در خلوت خودم بودم و در مکان یا جایی که برای غذا خوردن می‌رفتم، آزاد بودم. و تنها بودم؛ پس واقعاً اوقات فوق‌العاده‌ای بود. و حال فوراً سر صبح یا صبح بعدی احتمالاً من، اگر وقت داشته باشیم اگر پرسشها خیلی طول نکشد، امروز صبح برای مریضان دعا می‌کنم؛ پس من – من باید کمی به خودم برسم. خوب؟ ذهن بشری می‌تواند خیلی مقاومت کند. متوجّه‌اید؟ و هنگامی که به نقطه‌ای می‌رسید که ساعتی را با حضور خدا و ستون نوری که در برابرتان معلّق است کرخت و بی‌حس می‌شوید. شما – شما – شما نمی‌توانید دیگر خیلی تاب بیاورید. متوجّه‌اید؟ بشر نمی‌تواند، نمی تواند تاب بیاورد. و چنین …

۱۸- حال این پرسشها واقعاً خوبند. من قدردانی می‌کنم … و حکمت و چیزهایی که مردم استفاده می‌کنند … حال برای اوّلین … و من سعی به پاسخ دادن به آنها دارم. و بعد اگر به درستش نرسیدم، خوب، پس در آن صورت مرا ببخشید. و اگر شما تفسیر متفاوتی دارید و باور دارید که عقیدۀ شما درست است فقط پیش روید؛ آسیبی در کار نخواهد بود چون که بیش از یکی دو مورد نیست که به رستگاری ربط دارد. این فقط … بیشتر پرسشهایی که پرسیده می‌شود از سمت و سوی ربودگی کلیسا است. پس ببینید … در اینجا پرسشهایی هست که پیش می‌آیند و در قسمتهای دیگر مورد غفلت قرار می‌گیرند چون که هم اکنون ما تعلیماتمان ورای دوره‌های کلیسایی کتاب مقدّس است. ما ورای زمان خوانده شدن ۱۴۴۰۰۰ نفر هستیم.

حال اوّلین اینجا است.

۱۹- پرسش ۱: آیا پنج باکرۀ دانا در متّی ۲۵ به عروس ملحق می‌شوند؟ یا این که خود عروس هستند؟ متوجّه‌اید؟ اگر اینان قرار است که به عروس ملحق شوند پس خودِ عروس کجا است؟ متوجّه‌اید؟

۲۰- پاسخ: حال در فهم من در بهترین شکلش، این پنج باکره … می‌دانید ده نفر بودند که حاضر شدند. متوجّه‌اید؟ و اینجا این فقط یک سمبل یا مَثَل است. متوجّه‌اید؟ که – که می‌خواهم شرح دهم. ببینید، آنجا ده نفر بودند. البتّه که بیشتر از ده نفرند؛ این فقط یک عدد بود. امّا بعد باکره‌های دانا در چراغشان روغن داشتند؛ باکره‌های نادان در چراغشان روغن نداشتند. پس اگر آن ده نفر متّی، اگر این سؤال درباره افراد باشد، اگر آن ده نفر … آیا به آن معنی بود که … یا این پنج نفر، فقط پنج نفر خواهند بود. متوجّه‌اید؟ فقط پنج شخص؟ نه این معنی را ندارد. این فقط نماد باکره‌ها است. متوجّه‌اید؟ باکره‌هایی که با روغن در چراغشان به راه افتادند؛ آنها یک قسمت از عروس هستند. و در فهم من و بعدش شما متوجّه می‌شوید که حال آنان باکره‌های ساعت آخر هستند.

۲۱- ساعتها را که ببینیم، هفت تا ساعت وجود داشت. و در ساعت هفتم، ساعت که نیمه شب است، به همان گونه که ما صدای تق تق را داریم. متوجّه‌اید؟ حال در هنگام نیمه شب، این باکره‌ها بیدار شدند و چراغهایشان را پاک کردند و راه افتادند در حالی که باکره‌های خفته … حال این قسمت اینجا این پنج نفرند. اگر این معنای این سؤال باشد که”آیا آنان پنج نفر بودند؟”… و سؤالات بسیاری اینجا داریم که دربارۀ ۷۰۰۰ نفر، این چیزها است؛ اکنون این – این فقط یک نماد است، یک قسمتی از آن است. و همۀ آنانی که در این دورۀ آخر بلند شدند، در ساعت هفتم، که – اگر نبود امّا – امّا ترجمه شده که آن زمان پنج نفر بیدار شدند به همراه عروس داخل شدند و بقیّه ماجرا، داماد هم … حال اگر آنها خودشان … معنی‌اش این نیست که آنها فقط پنج نفرند چون که همه آنها در طول ادواری که ما در این هفته گذراندیم خُفته بودند. خوب؟

۲۲- در روزگار پولس، فرشته کلیسای افسس، پولس بنیان کننده این کلیسا است، پیغام‌آورش … به یاد داشته باشید پولس بنیان کننده کلیسای افسس است، پیغام‌آورِ آن کلیسا و روحی که در آن زمان بر زمین بود روحِ شیر بود. و شیر، شیر سبطِ یهودا همان مسیح است و مسیح کلام است. پولس با کلام آن زمان … در آن زمان هزاران نفر به خواب رفتند. درسته؟ سپس عصر بعدی ظاهر می‌گردد و زمانی است که در عصر تاریک کلیسا پا گرفته، روح گوساله پیش می‌رود: تلاش، مشقت و قربانی و دادن زندگیشان. هزاران بار هزاران نفر در شهادت خوابیدند و هر چیزی واقع شد. آنان منتظرند. متوجّه‌اید؟

۲۳- بعد عصر بعدی از راه می‌رسد، عصر لوتری، عصر اصلاحات. با زیرکی بشر، دانایان پیش رفتند. اگر توجّه کنید بشر با آن زیرکی راه افتاد و هنگامی که چنین کرد شرارت خودش را بر آن افزود. این چیزی بود که او را به قسمی دیگر مزدوج ساخت. خوب، متوجّه‌اید؟ اگر او با حکمت خدا می‌ماند فقط اصلاح و ترک کردن … امّا در عوض او چه کرد؟ بعد از این که آن مرد، مارتین لوترچنین پیغامی داشت، بعد از مرگش آنان فرقۀ لوتری را به پا کردند. بعد از مرگ وسلی آنان تشکیلات متدیست را به پا کردند. متوجّه‌اید؟ … همین طور آن راه را ادامه دهید. این – این فقط … همین کار را می‌کند. حال از شما می‌خواهم که – که – که به این توجّه کنید. خوب؟ اکنون یکی ممکن است دربارۀ پنطیکاستی‌ها بپرسد که برای دورۀ سوّم بودند.

۲۴- می‌بینید که هر کدام آن دوره‌ها تنها یک تعمید در روح‌القدس است. عادل شمردگی کارِ روح‌القدس است؛ تقدیس کار روح‌القدس است. امّا تعمید روح، خود روح‌القدس است. برای همین آن می‌طلبید که یک نبی پیشگو بیاید، نه پیغام‌آورِ زمان، زیرا که روح‌القدس خود در پری روح می‌آید. امّا در پایان دوره همان گونه که بقیّه به پایان می‌رسیدند متوجّه می‌شویم که پیغام‌آور فرستاده شده؛ و همۀ این تنشها و امور همان طور سر جای خودشان می‌روند. متوجّه‌اید؟ سپس ربودگی کلیسا از راه می‌رسد. امّا همان طور که خیلیها دارند این چیزهای مختلف را می‌نویسند: خورشید رو به تاریکی می‌رود، ماه … آنها خیلی وقت پیش آن را در عصر مسیحیّت به جا گذاشتند. آنها فقط از درک آن سه سؤال آن هنگام که از خداوندمان پرسیده شد وا ماندند. متوجّه‌اید؟ او جوابشان را داده بود.

۲۵- حال، شب گذشته تصوّر کردم که به هیچ وجه سؤالی وجود ندارد. ما هر کدام از آن سؤالها را در نظر گرفتیم و آنها درست در لوای مهرها قرار دادیم. و مهرها در خودشان کل کتاب را شامل می‌شوند. باور می‌کنید دکتر؟ ببینید، همه چیز فقط به هم آمیخته شده … و ما در نظر گرفتیم که عیسی در اینجا چه گفت. آنها سه پرسش کردند. خوب؟”وقوع اینها چه زمان خواهد بود؟ نشانۀ آمدن تو چیست؟ و پایان دنیا چگونه خواهد بود؟”و او همین طور مسیر را آمد و ما هر کدام را بیرون کشیدیم به جز یک مسئله. و آن چه بود؟ مهر هفتم. چرا؟ ببینید آن آشکار نشد. همین.

۲۶- هر کدام آنها درست از آب در آمدند. آنها را به موازات هم پس و پیش و عقب و جلو قرار دادم و هنگامی که شب گذشته یادداشت برمی‌داشتم و رسیدم به – به آنجا و خواستم … برگردم تا به یادداشت قبلی‌ام دوباره نگاه بیندازم برداشتمش، خوب، دیدم که کجای آن یکی را جای دیگری قرار دادم؛ متوجّه شدم، آنها را برداشتم و عقب جلو کردم. این چیزی بود که انجام دادم. حدس می‌زنم متوجّه شدید. فهمیدید؟ خوب؟ اینجا نوشتم که دربارۀ قسمت دیگر چه می‌خواستم بنویسم و اینجا نوشتم امّا گفتم … هر دویشان را برداشتم ۹، ۱۱ یا ۹، ۶ یا چه بود، یا ۶ و ۱۱ و – و – و ۹ و ۱۱ که این گونه نبود. برعکس بود آیه بعدی تحت آن قرار داشت. خوب؟ و این بود، جوابها بین جفا و جنگ بودند. متوجّه‌اید؟ این آن مطلب بود. خوب خیلی خوشحال بودم همین طور ادامه می‌دادم … از وجد در مکاشفه لذّت می‌بردم. پس من – من با یک مداد یا خودکار نشستم و اینجا نوشتمش، من یازدهمی را در هر دو جا قرار دادم در حالی که این طور نبایست می‌بود. تصوّر کنم که برای آن قسمت به جای یازده، نهمین باید قرار می‌گرفت.

۲۷- امّا اکنون متوجّه می‌شوید که چه قدر عالی در موازات هم قرار گرفتند؟ حال فراموشش نکنید. آنها همین طور تا مهر ششم در موازنه بودند و بعد متوقّف شدند. متوجّه‌اید؟ و دقّت کنید، به گشایس مهرها که تا مهر ششم می‌رسند و متوقّف می‌شوند دقّت کنید، تنها در آسمان قریب به نیم ساعت خاموشی برقرار گردید. این همه چیزی است که گفته شده. اکنون، حال در اینها … ببینید، من – من باید عجله کنم و به اینها پاسخ دهم چون که هر کدام از آنها یک موعظۀ چهار هفته‌ای است. متوجّه‌اید؟ هر کدامشان؛ شما می‌توانید روی چیز دیگری بروید. امّا من – من منظورم انجام این کار نیست چون که می‌خواهم تا جایی که بتوانم به پرسش همه رسیدگی کنم.

۲۸- این باکره‌ها که حاضرند … خوب؟ آنها قسمتی از این دوره هستند. متوجّه‌اید؟ هر عصری باکره‌هایش را دارد. متوجّه‌اید؟ مهری که … فرشته‌اش به کلیسا می‌آید: «به فرشتۀ کلیسای افسس، بنویس.» متوجّه‌اید؟ سپس با پایان این جا و بعد از نوشتن به کلیسای افسس که پیش‌تر مقایسه کردیم، یک مهر گشوده شد. آن درست به همان طریقی است که ما پیش کشیدیم، سعی کردیم که همه‌اش را برایتان تفهیم نماییم. منظورم را درک می‌کنید؟ اگر خدا بخواهد.

۲۹- در ابتدا چه داشتم؟ دوره‌های کلیسا را. درسته؟ مورد بعدی پیغام به کلیساها بود. حال همه درک می‌کنند؟ خوب؟ در ابتدا ما دوره‌های کلیسا و تاریخش را داشتیم. پایه‌گذاری شورای نیقیّه و شورای پیش از نیقیّه و هر چیزی که می‌توانستیم در تاریخ بیابیم. و متوجّه شویم که تفسیر صحیح کلام دقیقاً با تاریخ همراه بود. و آن را تا این دوره، دورۀ لائودیکیه کشاندیم و شما – شما لازم نیست که تاریخ آن را داشته باشید؛ حال این سرشت تاریخ بود. خوب؟ همین جا است و بعد نشان می‌دهد که در این دوره چه واقع خواهد شد.

۳۰- حال ما با مهرها باز می‌گردیم و آن مهر را باز می‌کنیم … خدا آن مهر را برایمان باز می‌کند. آن چیست؟ در ابتدا یک پیغام‌آور هست برای دورۀ کلیسا؛ بعدی هفت مهر است. حال متوجّه خرابی می‌شویم که به هفتمین دورۀ کلیسا می‌کوبد … امّا مهر هفتم هیچ چیزی را آشکار نمی‌کند که قرار است چه اتّفاقی بیفتد. متوجّه‌اید؟ چون که در پایان آن عصر کلیسا قرار است عطیۀ نبوّتی بیاید تا این چیزها را آشکار سازد. متوجّه‌اید؟ آیا دنبالش می‌کنید؟ بسیار خوب.

۳۱- حال توجّه کنید که چه قدر هر کدام آن مهرها … پس از آن که به این جا رسیدم و آن سه پرسشی که از عیسی مسیح پرسیده شد”چه … وقوع اینها چه زمان خواهد بود که سنگی بر سنگی باقی نخواهد ماند. چه زمان این مرکز جهانی خراب خواهد شد و یکی دیگر به پا خواهد گشت؟ متوجّه‌اید؟ چه زمان ضد مسیح خواهد تاخت؟”متوجّه‌اید؟ و چه چیز به مصاف آن رفت؟ کلام، کلام خدا بر ضد کلام.

۳۲- پس آن با سیاست و چیزهای دیگر همراه شد؛ و گوسالۀ برای فدا شدن پیش افتاد. متوجّه‌اید؟ دقیقاً بر آن صحه گذاشته می‌شود پس در متّی ۲۴ نیز چنین می‌گوید. متوجّه‌اید؟ پس ما از آن به زیرکی اصلاحگران رسیدیم موجود زنده در هیکل انسان به مصاف وحش رفت. این چیزی است که رخ می‌دهد. سپس ما همین طور پیش رفتیم تا مهر چهارم، آن هنگام که ضد مسیح مبدّل به اختلاطی از آنها شد و نام مرگ را بر خود گرفت. حال دقّت کنید که عیسی چه گفت: «و او را به میان آتش خواهد انداخت و فرزندانش را خواهد کشت.» این مرگ است که می‌تازد. هر دوی پروتستان‌ها و کاتولیک‌ها این گونه‌اند: علامت مرگ بر هر کدامشان است، بر او و فرزندانش که نابود می‌شوند. متوجّه‌اید؟ پس اگر بستۀ فرقۀ‌تان هستید بهتر است همین حالا از آن دوری کنید. و بعد هنگامی که نوبت به مهر هفتم می‌رسد عیسی در اینجا متوقّف می‌شود.

۳۳- او مهر ششم را این گونه می‌گشاید، با گفتن این که ماه به خون مبدّل می‌گردد و تاریکی و این چیزها اتّفاق می‌افتد. ما تا اینجا به گشایش می‌رسیم. بعد از اینک مهر ششم گشوده شد و به اهتزاز در می‌آمد و همان امر را نشان می‌دهد. سه جای متفاوت در کلام وجود دارد که با هم به مکاشفه گره خورده‌اند. متوجّه‌اید؟ دقّت کنید. جایی که عیسی نیز از آن صحبت کرد، آن هنگام جایی بود که او دفتر را که از بنیاد عالم مکتوم شده بود، گشود. و بعد مکاشفۀ این زمان درست همین جا است، سه تا با هم گره می‌خورند. و سه برای شاهد است، پس آن درست است. پس آن درست است. قطعاً آن درست است.

۳۴- حال این باکره‌هایی که این جا می‌آیند همانهایی هستند که خفته بودند و بعد کل پیکر با هم از آن عدّه پدید می‌آید که پیش می‌روند تا – باکره‌های دانا را تشکیل دهند. و باکره‌های نادان آنانی هستند که در همان زمان که باکره‌های دانا شروع به رفتن می‌کنند، آنان شروع به بازگشت می‌کنند، ضد مسیح هم، و آنان همانی هستند که شروع می‌کنند روغن بخرند.

۳۵- حال به این جا نگاه کنید. ببینید که چه قدر عالی به هر سو روان می‌شوید. اگر می‌توانستم این جا که ایستادم هر چیزی را که در آن اتاق مکاشفه می‌شد بیان کنم به شما می‌گویم که سرتان را به چرخ خواهد آورد؛ امّا وقتی یک چیز کلی اینجا دارید پس چرا چنین اتّفاقی بیفتد. و بعد به گونه‌ای آن هنگام با دور شدن از مردم، اسرار شروع به باز شدن می‌کنند؛ پس چیزهایی نیز هست که جرأت گفتن آن به مردم پدید نمی‌آید، متوجّه‌اید؟ چون اگر چنین شود آنها به سوی ism ها یعنی مکتبها می‌روند. و بعد ببینید که این عطای کوچک شفا چیست، چه طور کلیسا را گیج کرد. هر کسی حسی داشت؛ هر کسی این را دارا بود. و درست در قلبم، خدا می‌داند که آن حقیقت است، می‌دانستم که این اتّفاق درست نیست چون که او به من نیز چنین گفت. متوجّه‌اید؟ امّا آن یک تقلید دروغین بود؛ تنها همین مردم را می‌لغزاند. حال این درست است.

۳۶- حال امّا ببینید شما نمی‌توانید آن چیزها را بگویید؛ بهتر است رهایش کنید. و سوّمین نبرد را به یاد دارید؛ گفت”به هیچ کس نگو.”آن چه که گفتم باید … چند نفر آن را به یاد دارند. اوه البتّه! به یاد دارید در رؤیا آنجا ایستاده بودم و سعی می‌کردم که کفش کوچکی را بند کنم؟ او گفت شما نمی‌توانید به بچّه‌های پنطیکاستی چیزهای ماورالطبیعه بدهید. و من گفتم که آن نبرد سوّم است و عیان نخواهد شد جز به فیض خدا، باور کنید. حال، اکنون، ما – ما در انتهای زمان حاضر هستیم. خیلی طول نخواهد کشید که تخت رحمت به تخت داوری مبدّل خواهد شد.

۳۷- روشن است، اگر ببینید که این چیزها دارد واقع می‌شود و این مردم دارند می‌آیند، پس بهتر است که اگر در حال حاضر داخل نیستید شما نیز داخل شوید. متوجّه‌اید؟ حال گرد آمدن در جایگاه‌های آسمانی بیشتر از صرف شادی معنی دارد. در جاهای آسمانی اگر در مسیح گرد آمده باشید امری مهیب است. ایستادن کنار فرشتۀ خداوند، تصوّرش را می‌کنید که فریاد و جیغ خواهید کرد. این – این آن نیست. چنین چیزی تقریباً شما را تا حد مرگ می‌ترساند. متوجّه‌اید؟ پس می‌بینید پس با صرف شادی و رقص هلهله فرق دارد. که البتّه هست و بعد به امر واقعی می‌رسید. خوب. متوجّه‌اید؟ این جایی است که ترس هست … امری مهیب است. از مردن نمی‌ترسید امّا به واقع از وجود فرشته‌وار و خودِ روح‌القدس که آنجا ایستاده می‌ترسید.

۳۸- حال آن قسمتی از عروس است؛ این آن چیزی است که تشکیلش می‌دهد. خوب؟ همۀ آنانی را که خفته‌اند. و قطعاً نمی‌توانیم آن را ببینیم؟ [ برادر برانهام با مشکلی در سیستم ضبط رو به رو می‌شود ] … حال دعا کنید که با گذاردن این دستمالها شفای مردم ارزانی گردد. در نام عیسی. آمین. حال این درست است؟ متشکرم. کسی روی چیزی پا گذاشت؟ ضبطهای بسیار، به آن فشار زیادی وارد آورده است. خوب، فقط خارجش کنید، یک نوار بردارید جایگزین آن نوار کنید و سریع خارجش کنید. حال توجّه کنید اکنون، سؤال بعدی.

۳۹- پرسش ۲: آیا انجیلی‌ها در این زمینه به کارشان ادامه دهند؟

۴۰- پاسخ: البتّه در این ساعت چه منظوری دارند؟ قطعاً هر طور که باشد؛ هیچ چیزی را تغییر ندهید. اگر عیسی صبح می‌آید امروز طوری موعظه نمایید که انگار قرار بوده از امروز تا ده سال دیگر باشد امّا طوری زندگی کنید که انگار در همین ساعت است. حال دچار تردید نشوید. برای همین است که دارم به شما هشدار می‌دهم. متوجّه‌اید؟ عجیب غریب نباشید. هیچ چیزی را عوض نکنید امّا اگر دارید خطایی می‌کنید یا گناهی انجام می‌دهید، توبه کنید به سوی خدا باز گردید. خوب؟ به خدمت انجیلی‌تان مثل همیشه ادامه دهید.

۴۱- اگر خانه‌ای می‌سازید پس آن را بسازید. اگر عیسی فردا بیاید شما را متعهد در انجام وظیفه‌تان خواهد یافت. اگر کلیسایتان را می‌سازید پیش روید، آن را بسازید. ترجیح می‌دهم که پولم را بر چیزی همچون آن بگذارم تا این که در جیبم باشد. متوجّه‌اید؟ پس فقط – فقط ادامه دهید؛ همین طور که هستید ادامه دهید. حال همه می‌فهمند؟ به جلو ادامه دهید. همان طور که هستید پیش روید. حال فقط – فقط نایستید؛ هیچ کاری نکنید. فقط پیش روید همان طور که هستید؛ به خدمت به خداوند ادامه دهید. حال برای مثال اگر شما – اگر شما در خدمت شخصی بودید و بدانید که یک ربع به پایان کار است، می‌گویید”خوب، فقط پانزده دقیقۀ دیگر است پس بروم بشینم.” برای آن پانزده دقیقه دارید کوتاهی می‌کنید. اگر گندم می‌کارید، گندمتان را بکارید. اگر سیب زمینی از زمین برداشت می‌کنید بروید برداشت کنید. می‌گویید، خوب هیچ کسی آن را نخواهد خورد. هیچ فرقی نمی‌کند؛ در هر صورت آنها را برداشت کنید. فقط همان طور که هستید ادامه دهید.

۴۲- چند روز پیش یک نامه‌ای از شخصی به دستم رسید. او گفت، کسی به آنها گفته خوب وقت بر در است. مزارع را بفروشید. اکنون دیگر به خوراکی که برای سدِ جوع در مزرعه است نیازی ندارید. گفت، چون که هزاره دارد شروع می‌شود و به آن نیازی نخواهید داشت پس فقط پیش روید، و در حالی که عصر جفا در راه است، بچّه‌هایت نجات نخواهند یافت پس فقط آنها را بگذار … بگذار – بگذار بچّه‌ها مزرعه را داشته باشند که از آن بتوانند ارزاق کنند، امّا همۀ شما مزارعتان را بفروشید و – و … یا چیزهایی همچون آن. اوه! آنها داشتند … من گفتم، اوه خدای من! اگر می‌دانستم که او همین فردا می‌آید و من یک کشاورز بودم به یقین امروز روی محصولم تلاش می‌کردم. اگر او مرا کشاورز خلق می‌کرد من سعی می‌کنم که سر وظیفه‌ام بمانم. متوجّه‌اید؟ درسته. اگر او مرا مکانیک درست می‌کرد … بگوید، چه کسی …

۴۳- یکی چند روز قبل گفت، گفت … یکی آمد و گفت برادر می‌دانی چیست؟ او گفت، می‌خواهم به شما کلیدهای یدکی را بدهم. ماشین جدیدی خریده‌ام. او گفت، می‌خواهم به شما کلیدهای یدکی را بدهم. این را به شبان خود گفت. گفت، می‌دانید؟ می‌خواهم کلیدهای یدکی را به شما بدهم چون هر آن، امکان ربودگی هست، و گفت، من دیگر به آنها احتیاجی نخواهم داشت. شبان می‌خواست ردش کند. متوجّه‌اید؟ پس این آماد شدن هست؟ همین طوره؟ بسیار خوب امّا این – این طریقش است. خوب، ما نباید آن طور باشیم. ما باید مسیحیان خالص – معقولی باشیم. خوب؟ که من تلاشم را در این جا می‌گذارم که تا آخرین دقیقه کار کنم. من شغلی برای انجام دارم و می‌خواهم وفادار به وظیفه محوله‌ام باشم. اگر او امروز صبح بیاید من می‌خواهم که درست همین جا بر سکوی وعظ باشم.

۴۴- می‌گویید، برادر برانهام، مگر نبایستی اگر او امروز صبح می‌آمد شما آن بیرون باشید؟ نه قربان. این وظیفۀ محوله به من است. من باید همین جا بایستم و زمانی که بیاید موعظه نمایم همان چیزهای”هستم”را بگویم. سپس وقتی که او بیاید فقط با او بیرون روم. اگر مشغول بیل زدن سیب زمینی‌ها هستم فقط تا جایی که بتوانم بیل می‌زنم. آن هنگام که او بیاید بیل را می‌اندازم و پَر می‌گیرم. سال یوبیل را به یاد دارید اگر آنها مشغول کار بر زمین بودند همچنان کار می کردند. آنها می دانستند که ممکن است سال یوبیل ده دقیقه دیگر باشد و کرناها به صدا دربیایند. آنها با چنگک علفها را جمع می‌کردند یا به هر کار دیگری ادامه می‌دادند؛ امّا هنگامی که شیپور به صدا در می‌آمد آنها چنگکهای زراعت را می‌انداختند و می‌رفتند. همین. فقط به چنگکهای زراعتتان برسید تا کرناها به صدا در آیند.

۴۵- پرسش ۳: بسیار خوب. سؤال، بر طبق گشایش … اتّفاقی افتاده؟ یک چیزی اینجا صدا داد. سؤال … طبق گشایش پنجمین – پنجمین مهر موسی و ایلیا باید بمیرند؛ پس خنوخ چه طور؟

۴۶- پاسخ: نمی‌دانم. متوجّه‌اید؟ من – من … نمی‌دانم که، من فقط می‌خواهم بگویم که نمی‌دانم. خوب؟ من – من نمی‌دانم – من همۀ پرسشهای مردم را نمی‌دانم؛ من – من نمی‌دانم. و اگر ندانم به شما می‌گویم که نمی‌دانم. اگر بفهمم … چیزی نمی‌گویم تا این که بفهمم. خوب؟ امّا من – من نمی‌دانم. من خودم اغلب درباره‌اش در تعجّبم.

۴۷- خنوخ بود … من موسی را دیدم که می‌آید و ایلیا که باز می‌گردد و آنها کشته شدند. خوب؟ امّا اکنون خنوخ پیش از زمان برگرفته شد. من – من اغلب فکرش را می‌کردم و خودم در شگفت می‌شدم. خوب، دربارۀ آن پس چه طور؟ امّا بعد تنها تسلی که می‌توانستم بر زبان جاری کنم این است که حال توجّه کنید موسی تنها خدا را برای چهل سال خدمت نمود. متوجّه‌اید؟ او ۱۲۰ ساله بود امّا بیست سال … در چهل سال اوّل او فقط تعلیم می‌گرفت. درسته؟ در چهل سال دوّم خدا داشت او را تهذیب و پاک می‌کرد و در چهل سال سوّم او خدا را خدمت می‌کرد. متوجّه‌اید؟ بسیار خوب. امّا خنوخ ۵۰۰ سال در پیش خدا راه رفت و بی‌خطا یافت شد. خوب، متوجّه‌اید؟ پس موسی باز می‌گردد تا مدّت بیشتری خدمت کند. او و ایلیا. حال نمی‌خواهم بگویم که این درست است. خوب؟ فقط فکرم را به شما گفتم. خوب؟ امّا قسمتی را که نمی‌دانم به شما می‌گویم. من واقعاً نمی‌توانم بگویم که چه اتّفاقی افتاد یا خدا چه خواهد کرد.

۴۸- پرسش ۴: آن نامی که بر مردم، آنانی که در مکاشفه ۳ : ۱۲ گذاشته می‌شود چیست؟

۴۹- پاسخ: من – من نمی‌دانم. بله او گفت که نام جدیدی بر آنان خواهد گذاشت. من – من – من نمی‌دانم که آن نام چیست. خوب؟ شاید هنگامی که به آن جا رفتیم آشکار شود امّا الآن نمی‌دانم که آن چیست. متوجّه‌اید؟ خوب، او این کار را خواهد کرد. خوب؟ او به آنان نام جدیدی خواهد داد که – که آنها خودشان می‌دانند. خوب؟

۵۰- پرسش ۵: حال برادر برانهام آیا هیچ قسمتی از کتاب مقدّس هست که ازدواج بعد از طلاق را اجازه دهد؟ این خیلی مهم است.

۵۱- پاسخ: این نامه می‌گوید که آن مهم است. خوب برای همین است که آن ربطی به اینها نداشت. برادر یا خواهر من، هر آن کسی که باشید، تا جایی که من می‌دانم چنین چیزی نیست مگر این که شریک شما فوت کرده باشد چون کتاب مقدّس می‌گوید که تا وقتی که آنها زنده‌اند ما به آنان بسته شده‌ایم. متوجّه‌اید؟ پس تا وقتی که چنین چیزی در کتاب مقدّس باشد، این چیزی است که اینجا پرسش شده”هیچ قسمتی از کتاب مقدّس هست؟”تا جایی که من دریافتم، نه چنین چیزی نیست. خوب؟ تا جایی که من فهمیدم این طور نیست”چون پولس گفت – زن و شوهر اگر شریکشان فوت کند آنها پس از آن آزاد خواهند بود که در خداوند با کسی دیگر ازدواج کنند. امّا تا آن زمان … امّا دقّت کنید. شما در ازدواج این را دارید”تا زمانی که مرگ ما را جدا سازد …”همینه. شما برایش قسم یاد کردید. متوجّه‌اید؟ پس فکر نمی‌کنم که چنین چیزی باشد. حال اگر – اگر شما چیزی یافتید و آن درست باشد خوب، بسیار خوب. امّا تا جایی که من می‌دانم من – من چیزی پیدا نکردم.

۵۲- پرسش ۶: معنی … «روغن و شراب را ضایع مکن» در مکاشفه ۶ : ۶ چیست؟

۵۳- پاسخ: این روح‌القدس است. متوجّه‌اید، ما مرورش کردیم. می‌دانید؟ احتمالاً کسی قدری دیرتر برای پیغام آمد. برای بقیّۀ نوارها. متوجّه‌اید؟ «روغن و شراب را ضایع مکن …» روغن و شراب به چه معنی ست؟ روغن، همان گونه که ما آن را به نمادها گرفتیم به معنی روح‌القدس است. متوجّه‌اید؟ شراب – و روغن در کتاب مقدّس در ستایش به هم وصل شده‌اند. خوب؟ و شراب همان طور که ما … آن جایی است که من تصوّرِ وجد را دریافت کردم. شراب محرک است. و خودِ شراب – نمودِ طبیعتش از وجد، مکاشفه است.

۵۴- حال فقط فکر کنید؛ چه چیز کلیسا را به وجد می‌آورد؟ مکاشفات. متوجّه‌اید؟ پس شراب، شرابِ نو خواهد بود … حال دقّت کنید. روغن و شراب با هم برای قربانی پیش رفتند، با هم در کلیسا پیش رفتند. حال توجّه کنید، با هم جمع آمدند، به هم وصل شده‌اند. این گونه شما به یک فهرست تطبیقی می‌رسید نگاه کنید و کل این رشته که شراب و روغن در مراسم کلیسا به هم می‌رسند را ببینید. اگر فهرست”کرودن” [ الکساندر کرودن نویسندۀ اسکاتلندی که سالهای ۱۷۳۰ تا ۱۷۶۰ فهرست الفبایی منظم اصولی بر کتاب مقدّس نوشت – مترجم ] را داشتید این مطلب آنجا گفته می‌شد. حال به این توجّه کنید. امّا اکنون روغن همیشه نشان روح‌القدس است. متوجّه‌اید؟ ما آن را در حزقیال می‌بینیم. و در عهد عتیق به آن می‌رسیم؛ ما همه‌اش را از عهد جدید متوجّه می‌شویم. چرا بیماران را با روغن مسح می‌کنیم؟ ما بیماران را به روح‌القدس مسح می‌کنیم چون که آن نشان ریختن روح‌القدس بر آنان است. متوجّه‌اید؟ همچنین باکره‌های دانا با خود روغن داشتند؛ باکره‌های نادان هیچ روغنی نداشتند. روح. متوجّه‌اید؟ حال این روغن است.

۵۵- و بعد شراب … اگر روغن نمایانگر، نشانِ خدا باشد، خدا روح است. خوب؟ خدا کلمه است.”در ابتدا کلمه بود؛ کلمه با خدا بود؛ … کلمه جسم پوشید و او خودِ خدا بود.”حال پس اگر کلمه هم اکنون در اینجا شکل طبیعی بگیرد … حال شراب، آب می‌باشد همچون مکاشفه که معنی کلمه را که ایماندار را به وجد می‌آورد آشکار می‌سازد. متوجّه‌اید؟ خدای من! آنها فقط … هرگز قبلاً آن را در نیافتم. خدای من! جلال. آن چیست؟ متوجّه‌اید؟ وجد. متوجّه‌اید؟ از مکاشفه. من این را نمی‌دانستم تا این که چند روز قبل آن جا نشسته بودم. خوب؟ حال آن … روغن و شراب چیست … این گونه بود «مبادا که ضایع کنی …» سوارکار سیاه آن جا بود، و این واقعه در عصر تاریکی بود، سوّمین دورۀ کلیسا. توجّه کنید و در آنجا فقط کمی مانده بود، فقط قدری، امّا ضایع مکن. و به نظرم اگر شما نوار مهر سوّم را بگیرید این را آن جا درخواهید یافت که با جزئیات توضیح دادیم. تقریباً با جزئیات.

۵۶- پرسش ۷: برادر برانهام، آیا دفتر حیات برّه و دفتر حیات همان است؟

۵۷- پاسخ: قطعاً. خوب؟ چون آن جایی است که … همۀ فدیه شدگان در این دفتر مکتوب شده‌اند. خوب؟ نامشان هست … می‌گویید خوب، … برادر برانهام نام ما در دفتر حیات برّه نوشته شده. من – من چند شب پیش نامم نوشته شد. نه این طور نبوده. نه این طور نبوده. شما فقط چند شب پیش فهمیدید که نامتان آنجا نوشته شده. متوجّه‌اید؟ چون که نامشان از پیش از بنیاد عالم مکتوب شده. خوب؟ آن … همه‌اش همان دفتر است. خوب؟

۵۸- پرسش ۸: حال برادر برانهام آیا این درست است که – که هر یهودی که از زمان مسیح متولّد شده نجات خواهد یافت، و آن ۱۴۴۰۰۰ نفر چه کسانی هستند؟ آیا آنان مشخص شده‌اند که با روح‌القدس مهر گردند و مأموریّتشان چیست؟

اینجا سه پرسش در یک پرسش مطرح شده. امّا اینجا … اوّلین این است،

۵۹- پرسش ۸ قسمت اوّل) آیا این صحّت دارد که هر یهودی متولّد شده از زمان مسیح که پا به جهان گذاشته نجات خواهد یافت؟

۶۰- پاسخ: نه. همه نجات پیدا نمی‌کنند. تنها آنانی که نامشان از پیش از بنیاد عالم در دفتر حیات برّه مکتوب شده نجات خواهند یافت، چه یهودی چه از امّتها. خوب؟ همین؛ دفتر این سِر را دارد و فقط اکنون دفتر این را می‌گشاید که نام هر کسی نیست امّا سِر دفتر آن هنگام است که آن نامها خوانده شوند. متوجّه‌اید … حال می‌فهمید؟ خوب؟

۶۱- آن دفتر چنین نمی‌گوید که، حال لی ویل در زمان این کلیسا نجات پیدا می‌کند یا – یا اورمان نویل … یا – یا هر کس دیگری. نه این را بیان نمی‌کند. آن فقط سِر را نشان می‌دهد، این سِر را می‌گشاید که آن چه امری هست. امّا ما به ایمان به آن باور داریم. این چیزی است که چند شب پیش گفتم. یکی گفت خوب، پس لازم نیست که من هیچ تلاشی بکنم. برادر برانهام گفت که از جفرسون ویل فقط یک نفر نجات پیدا می‌کند. خوب؟ حال ببینید این نمونه است. آن – آن – آن گونه نیست … آن – آن طور نیست. شاید هزاران نفر نجات پیدا کنند. نمی‌دانم. امیدوارم هر کدام آنها نجات پیدا کنند. خوب؟ امّا این را نمی‌دانم. امّا چیزی که من باور دارم این است، من آن یک نفر هستم. شما به همان ایمان داشته باشید. اگر این طور نباشید آن وقت در ایمانتان اشتباهی هست. از کاری که انجام می‌دهید مطمئن نیستید.

۶۲- چه طور می‌توانید … چه طور می‌توانید در برابر مرگ قدم بردارید در حالی که خیلی از این که نجات بیابید یا نه مطمئن نیستید؟ متوجه می‌شوید؟ چه طور می‌توانید به اینجا بیایید و به این مرد لَنگ که اینجا دراز کشیده، به کوران و درهم فرو رفتگان بگویید”خداوند چنین می‌فرماید”برخیز. عیسی مسیح شما را سالم می‌کند؟ چه طور می‌توانید پیش آن بدن سرد و سفت که آنجا دراز کشیده بایستید؛ او بی‌حس است و برای ساعتها و ساعتها حرکتی ندارد و آنجا در سردی و بی‌حسی دراز کشیده و شما می‌گویید”خداوند چنین می‌فرماید”برخیز و بر پاهایت بایست؟ شما بهتر است که … شما باید بدانید که از چه دارید صحبت می‌کنید. خوب؟ خوب، آنها می‌گویند، مرگ همه چیز را می‌بلعد. همه چیز از دست رفته. بله امّا هنگامی که کلام خدا آشکار شود و شما بدانید که آن خدا است، آن همه چیز را عوض می‌کند. درسته؟

۶۳- حال، بله. این یهودیان این طور نیستند … همۀ یهودیان نجات پیدا می‌کنند. نه قربان. آنها نجات پیدا نمی‌کنند. تنها آنانی که … هنگامی که او از یهود … صحبت می‌کند یهود نامی است که به آنان آن هنگام که اخراج شدند داده شد، به نظرم، نبوکدنصر بود که اوّلین بار آنان را یهودیان خطاب نمود چون که سبط یهودا گرفته شده بود و نام یهود را گرفته بود. حال … چون که آنان از یهودیّه آمده بودند و این گونه نام یهود را گرفتند. امّا اکنون اسرائیل متفاوت است. اسرائیل و یهود روی هم رفته متفاوتند. هر یهودی … هر یهودی اسرائیلی نیست. خوب؟ نه، او فقط یک یهودی است امّا بعد، اسرائیل … پولس هیچگاه نگفت که همۀ یهودیان نجات خواهند یافت؛ او گفت همۀ اسرائیل نجات پیدا خواهد کرد. چرا؟ نام اسرائیل، آن – آن از مدّتها پیش نامی است برای رستگاری همه. خوب؟ و همۀ اسرائیل نجات پیدا خواهند کرد، امّا همۀ یهودا – یهودیان نجات پیدا نخواهند کرد. متوجّه‌اید؟

۶۴- درست همچون امّتها که هستند … هزاران بار هزاران نفر از – از مردم، بله در لغت میلیونها نفر از این فرقه‌ها مسیحی خوانده می‌شوند، کلیسای عیسی مسیح، و همۀ این نامها این طوراند. این هیچ معنایی ندارد. نه … معنایش این نیست که آنها نجات پیدا می‌کنند. مردم می‌گویند، حال شما باید به این جا یا آن جا متعلّق باشید. یک فرقه، یک فرقۀ خاص. اگر نام شما در دفتر ما نیست، از دست رفته‌اید. حال آن فرقه است. خوب؟ این فرقه است. خوب؟ تنها یک راه است که شما می‌توانید نجات یابید و این به ارادۀ آن شخص نیست یا آن شخص برایش بدود، او … این خدا است که لطف می‌کند. و خدا با پیشدانی خود کلیسایی را برای جلالش معین کرده و آن همانهایی هستند که نجات می‌یابند. درسته؟

۶۵- حال، ایمان شما چنان بسته شده … می‌گویید خوب، ایمان من به آن بسته شده؛ و با یک نگاه به عقب که چه نوع زندگی را دارید، می‌بینید که حتّی با آن هم پا هم نشده‌اید، قید شما اشتباه است؛ به جای صخره آن را بر شن بنا کرده‌اید. اوّلین موج کوچک آن را بر می‌اندازد. اجازه دهید که کلام در چیزی آشکار شود”کلیسای من چنین چیزی را تعلیم نمی‌دهد.”همین نشان می‌دهد که شما بر هیچ صخره‌ای نیستید؛ بر شن نشسته بودید. درسته؟ پس حال متوجّه می‌شوید؟

۶۶- پرسش ۸ قسمت دوّم) اکنون، و … آیا ۱۴۴۰۰۰ نفر از پیش برگزیده شده‌اند؟

۶۷- پاسخ: بله قربان. آن اسرائیل است، اسرائیل روحانی. فقط تصوّرش را بکنید که میلیونها نفر هستند. نمی‌دانم که اکنون آن جا چند نفر هستند. حدس می‌زنم که تمامی آن عدّه باشند، امّا همۀ آنها نجات پیدا نمی‌کنند چون که آنان در یهودیّه هستند. متوجّه‌اید؟ هیچ می‌دانید که اکنون آنجا چند نفرند؟ من نمی‌دانم! امّا احتمالاً به دنبال جفایی که در پیش است برخواهند خاست، آنها جمع خواهند شد با …

۶۸- می‌دانید؟ من دربارۀ آنها یک نوار دادم، حال با خودم آن را به – به یکی از کلیساهای”مرامنامه‌ای”می‌برم، که … خیلی قدیمی است … اوه! الآن یادم نیست. آن از وقتی شروع شد … آنها در آفریقا آن را داشتند. اصلاحات هلندی. مرامنامه از اصلاحات کلیسای هلند است. حال اگر هیچ کسی از آن دسته‌ها اینجا نشسته به شما دلیلش را می‌گویم. شما هنوز آن تعلیم پاسخ دینی قدیمی هایدلبرگ ( Heidelberg ) را دارید و آن دقیقاً دلیلی است که شما هنوز اصلاحات هلندی را دارید. متوجّه‌اید؟ ممکن است که شما ظاهر را با یک نام آمریکایی حفظ کنید امّا آن امر پشتِ آن است چون که معلّم شما همان تعلیم و پاسخ هایدلبرگ قدیمی است. از شبان خودتان سؤال کنید که آیا این طور نیست. خوب؟

۶۹- پرسش ۸ قسمت سوّم) پس اکنون به این توجّه کنید. ۱۴۴۰۰۰ نفر همانهایی هستند که برگزیده شده‌اند تا به وسیلۀ روح‌القدس مهر گردند؟

۷۰- پاسخ: بله قربان. دقیقاً همین درست است. بسیار خوب. پس اکنون اگر هیچ … حال اگر من، اگر جوابی ندادم که مناسب شما باشد، خوب شاید در اشتباه باشم. ببینید، امّا آن بیشترین حدی بود که من دانشش را داشتم. متوجّه‌اید؟ این بیشترین حد از دانشم بود.

۷۱- پرسش ۹: برادر برانهام، همان گونه که بر تولّد یا تولّد نسل مار … اوه! اوه! هیچگاه به این توجّه نکردم. این یکی برایم سهواً اتّفاق افتاد. … نسل مار در این هفته، آیا درست است که این پرسش پرسیده شود؟

۷۲- پاسخ: دوستانم از من خواسته‌اند که پیدایش ۴ : ۱ را توضیح دهم و من نمی‌توانم. ممکن است کمکم کنید؟ این از موضوع خارج است. امّا در هر حال من – من – من به کمک خدا همۀ سعی‌ام را می‌کنم. حال بیایید ببینیم. بگذارید کمی روشن‌ترش کنم. فکر کنم این آن جایی است که او گفت خداوند به من پسری داد. من – من این طور فکر می‌کنم. فکر کنم آن جا حوّا چنین چیزی گفت. می‌خواهم بررسی کنم تا مطمئن شوم. چون که چند شب قبل گفتم اشتباهی به جای ۷۰۰۰ گفتم ۷۰۰ نفر، پس …

۷۳- این باعث تشویشم می‌شود. متوجّه‌اید؟ و شما باید هوشیار باشید. و دشمن از هر جهت هست و شما – شما نسبت به آن هوشیارید. متوجّه‌اید؟ بله خودش است. «و آدم زن خود را بشناخت؛ و او باردار گشت، و قائن را زایید و گفت خداوند به من پسری داد.» حال برادر یا خواهرم من می‌خواهم که به یک پرسش شما پاسخ دهم و حال این را به یاد داشته باشید نه این که بخواهم شما را بکوبم بلکه کمکتان می‌کنم.خوب؟ من دوستتان دارم و شخصی را که ممکن است منتقد آن باشد دوست دارم امّا تصوّر نکنم که این شخص منتقد باشد. آنها گفتند کمکم کنید. خوب؟ چون که مردم به آن ایمان دارند امّا آنها ضرورتاً توسّط روح فرستاده نشده که بدانم به آن شخصی که آنها را پرسیده چه بگویم.

۷۴- حال، او اینجا می‌گوید که … پرسش چیست؟ شکی نیست که آنها دارند می‌گویند حوّا گفت که فرزندی از خداوند یافته. چطور تصوّر می‌کنید که حیات می‌تواند پدید بیاید اگر از خدا صادر نشود، حال چه خوب باشد یا بد؟ چه کسی فرستاد … چه کسی یهودای اسخریوطی را به جهان آورد؟ به من بگویید. کتاب مقدّس می‌گوید که او پسر گمراهی است. فقط این را بپرس؛ همچون بودن کِرم در لیمو. خوب، متوجّه‌اید؟ حال درک می‌کنید، آنها نمی‌توانند – نمی‌توانند … آن این طور هست …

۷۵- توجّه کنید. پس اگر می‌خواهید دربارۀ آنها قدری بیشتر فَن بدانید توجّه کنید، حوّا اینجا صحبت کرد، اگر بخواهید به زبانی که اینجا نوشته شده آن را بردارید پس آن از چشمهای حکیمان و متکبّرین پنهان خواهد شد … حوّا در اینجا، این طور آموخته شده، که خدا کسی بود که به او این پسر را داد و او ( خدا ) روح است و او نمی‌تواند چنین کند. متوجّه‌اید؟ حال به این جا دقّت کنید. اگر می‌خواهید به آن توجّه کنید. خداوند پسری به من داد. متوجّه‌اید؟ شما نمی‌توانید آن را به هیچ وجه معنی‌دار کنید … امّا آن باید معنی درست خودش را داشته باشد. متوجّه‌اید؟ بله قربان. نه قربان! اگر آن … پس روح … و ما همیشه طبیعت والدین را دنبال می‌کنیم. این را می‌دانید. به یک کودک به طبیعتش نگاه کنید. خوب بعد آدم پسر خدا بود. حوّا دختر خدا بود. درسته، اوّلین خلقت خدا که نمی‌توانست ذرّه‌ای پلیدی در هیچ جایش داشته باشد … شریر حتّی شناخته شده نیز نبود. پس چرا قائن یک دروغگو یا قاتل و هر چیز دیگری بود؟ از کجا آمده بود؟ فقط این سؤال را از خودتان بپرسید. این نسل مار بود. متوجّه‌اید؟ کتاب مقدّس هم همین را نمی‌گوید؟

۷۶- تمامی نسل او را در این مسیر دنبال کنید. در آن او این طور می‌شود … این جهان متعلّق به کیست؟ شیطان. حالا چه کسی آن را در سلطه‌اش دارد؟ شیطان. دقیقاً همین است. شیطان بر دنیا سلطه دارد. او به عیسی گفت، گفت”ببین که آن و تمامی شکوهش چه قدر زیبا است. اگر مرا پرستش کنی آن را به تو می‌دهم.”خوب؟ او سلطه کننده بر آن است. اکنون او صاحبش است. حال دقّت کنید. فرزندان او خردمند هستند. فرزندان ابلیس. یا اگر فرزندان قائن را در نظر بگیرید و آن را در طی نسب شناسی دنبال کنید و متوجّه می‌شوید که آنان، هر کدامشان مردان خردمندی بودند. امّا حال، هنگامی که او هابیل را به قتل رساند و خدا به عوضش به او شیث را داد که نمونۀ عادلینی بود که آزاد شدند می‌میرند و دوباره قیام می‌کنند. و از آنجا …

۷۷- حال دقّت کنید. این از اوّلین نسل طبیعی نبود، آنان مردند، حال ذهنتان باز شد؟ متوجّه‌اید؟ اوّلین بذر از نسل طبیعی به طور معمول خوب بود، این نمونۀ کلیسای امروزی است، هابیل. به منظور حفظ آن سیر توالی، به جای آنی که مُرد یکی دیگر توانست برخیزد. متوجّه‌اید؟ پس آن باید دوباره متولّد گردد. متوجّه شدید؟ بسیار خوب، پس فهمیدید؟ خوب. متوجّه‌اید؟ بفرما، نمونۀ عالی. پس حتّی انسان طبیعی که از آدم، از پدرش تولّد یافت، نشان می‌دهد که روند طبیعی، به کار نمی‌آید. انسان زمینی نمی‌تواند امور خداوند را درک کند. پس یک نفر بود که به طور طبیعی آمد و مرد تا دوباره احیا شود و با مرگ هابیل او ظاهر گشت و جایگزینش شد، شیث.

۷۸- و دقّت کنید که حال آنان چه مردمی بودند. آن روح که از او ( شیث ) آمد اینان را به بار آورد: فروتنان، کشاورزان، چوپانان. دقّت کنید که از این خرد انسانی چه می‌آید: مردان زیرک، ساختمان سازان و صنعتگران و همۀ آنانی که نبوغ هوشی و این چیزها دارند. ببینید که کجا منحل شدند. آنها آن جا بودند و خدا همۀ آنها را نابود کرد. همۀ آنها را و فروتنان را نجات داد. آیا عیسی در متّی ۵ نگفت که”حلیمان زمین را به ارث خواهند برد؟پس نگرانش نباشید؛ آنها حتّی یک قدم هم بر آن نخواهند گذاشت. متوجّه‌اید؟ آنها باور ندارند که فرزند قائن باشند؛ امّا ما نواری درباره‌اش داریم که اگر بخواهید به آن گوش دهید جزئیات را دارا است. خوب؟ نه قربان.

۷۹- و من دیدم که آنها یک گزارشی دارند که هم اکنون علم مشخص کرده که حوّا هیچ وقت سیبی را گاز نزد؛ او یک زردآلو داشته. متوجّه‌اید؟ من اکنون آن گزارش را در خانه دارم. خوب؟ یک زردآلو بوده. چه قدر – چه قدر مردم می‌توانند دور باشند … این تفکّر جسمانی است؟ می‌فهمید؟ در واقع موسی هیچ وقت از میان آبها عبور نکرد؛ او از میان نیزارهای آبی رد شد. اسرائیل را از انتهای فوقانیِ دریای مرده عبور داد. آنجا پر از نیزار است. دریایی از نیِ که زمانی آب در آن جریان داشت. و موسی میانبر زد و از حولِ آن مسیر رفت. و کلیساهای ارتدکس آن را قبول دارند. دیدید؟ کلیساهای ارتدکس نیز پذیرفتند که همان طور بوده است. اوه پسر! نمی‌توانی این نسل مار را ببینی، آن ضد مسیح، همه چیز درست همان جا نهفته؟ قطعاً.

۸۰- پرسش ۱۰: برادر برانهام لطفاً دعایم کنید … خوب این درخواست دعا است. می‌فهمم … برای نوۀ کوچکم دعا کنید از آنفلونزا به شدّت مریض شده. او در هتل ریوِر ویو ( Riverview ) است.

۸۱- پاسخ: ای خداوند عیسی این شخص این نامه را به عبث ننوشته. او دیده که با اراده‌ات چند شب قبل تب روماتیسم را از پسر بچّه کوچکی برداشتی. او می‌داند که تو خدای عظیم هستی و ما دعاهایمان را در نام عیسی مسیح برای آن پسر کوچک پیشکش می‌کنیم آمین که او شفا یابد. آمین. وقتی کسی چیزی می‌نویسد بیهوده نیست. آنها – آنها – آنها یک … مهم نیست که آن چه قدر برایمان ساده به نظر می‌آید و این که چه قدر است، چه گونه است، امّا – امّا چیزی پشت آن نهفته است. متوجّه‌اید؟ آن بانو … آن پسر بچّه … یک چیزی.

۸۲- پرسش ۱۱: آیا ایلیایی که برای موعظه نزد یهود می‌آید همان انسان واقعی است که بر زمین زندگی می‌کرد یا روح ایلیا در شخصی دیگر است؟ بیایید ببینیم. حال، آن … اکنون می‌ترسم که بگویم. نمی‌دانم. متوجّه‌اید؟ بگذارید دوباره بخوانمش. آیا ایلیا که برای موعظه نزد یهود می‌آید اوه بله! شخص واقعی است که بر زمین زندگی می‌کرد یا این روح ایلیا است در شخصی دیگر؟

۸۳- پاسخ: حال اگر بتوانم به درستی پاسخ دهم دربارۀ خنوخ به شما می‌گویم. متوجّه‌اید؟ امّا من – من نمی‌توانم این کار را بکنم. متوجّه‌اید؟ تنها چیزی که می‌دانم این است که کتاب مقدّس این را گفته، که چه گونه خواهد بود. و حال ممکن است که … اکنون من خیلی مشتاقم … حال بگذارید این طور بگویم، و امیدوارم که نوارها، برادران روی نوار آن را درک کنند. مشتاقم باور کنم که آن مردان مسح شدۀ روحشان بودند؛ چون متوجّه‌اید؟ او می‌گوید، دربارۀ الیشع، آیا آن … آیا آن روح ایلیا نبود که بر الیشع قرار گرفت؟ خوب؟ روح ایلیا … و او درست همچون ایلیا کار می‌کرد. متوجّه‌اید؟ پس من … امّا نمی‌توانم بگویم که آن درست است. من – من نمی‌دانم. متوجّه‌اید؟ من با شما صادقم؛ من نمی‌دانم.

۸۴- پرسش ۱۲: برادر برانهام ممکن است که دربارۀ تعمید این را برایم توضیح دهید؟ متّی ۲۸ : ۱۹ پدر، پسر، روح‌القدس را تعلیم می‌دهد؛ و پطرس در اعمال ۲ : ۳۸ در نام عیسی خداوند را می‌گوید. چه هنگام این تغییر در اعمال رسولان آمد؟ حال من در خداوند عیسی را باور دارم.

۸۵- پاسخ: خوب، برادر یا خواهر، یا هر کسی که آن را نوشته، هیچ تغییری هیچگاه نیامد. متوجّه‌اید؟ امّا پطرس دقیقاً چیزی را انجام داد که عیسی گفت انجام دهد. حال اگر کسی بیاید و بگوید از عناوین پدر، پسر و روح‌القدس استفاده کن. کاری را انجام داده که پطرس نگفته انجام ندهید بلکه خدا گفت که انجام ندهید. متوجّه‌اید؟ متوجّه‌اید؟ حال عیسی گفت که … ما فقط – فقط این جا یک قدر کوچکی را در نظر می‌گیریم. می‌خواهم که به شما چیزی را نشان دهم. توجّه کنید.

۸۶- حال توجّه کنید، اگر اینجا باشید، یک شخص … می‌خواهم که سه چیز اصل را بیاورم. حال ببینید، این پدر است، این پسر، این روح‌القدس آن گونه که تثلیثی‌ها به آنها باور دارند – باور دارند که آنها سه شخص متفاوت هستند. آنها به آن باور دارند. متوجّه‌اید؟ خوب پس، حال به من اجازه دهید که … و بعد در متّی ۲۸ : ۱۹ عیسی گفت”به سر تا سر جهان بروید و خبر خوش را به جمیع خلایق موعظه کنید. او …”نه عذر می‌طلبم؛ اکنون اعمال را نقل قول می‌کنم یا و اعمال باب ۲، نه تصوّر کنم لوقا ۲۴ : ۴۹ را نقل قول کنم. او گفت … بگذارید آن را بخوانم، بعد از این که به آن رسیدم. متوجّه‌اید؟ و بعد … چون چند روز قبل هنگامی که این طور نشد آن را گفتم، می‌خواهم مطمئن شوم که درست به آن می‌رسم. من – من عناوینی را که شما می‌گویید می‌دانم، امّا می‌خواهم به آن چه که او ( خدا ) گفت برسم. بیایید آیه ۱۶ باب ۲۹ را شروع کنیم. «آنگاه آن یازده شاگرد … یا آنگاه آن یازده شاگرد به جلیل بر کوهی … که عیسی به ایشان فرموده بود رفتند. چون در آنجا عیسی را دیدند او را پرستش کردند. امّا بعضی شک کردند آنگاه عیسی نزدیک آمد و به ایشان فرمود: «تمامی قدرت در آسمان و بر زمین به من سپرده شده است.» حال قدرت خدا در کجا است؟ خدا در کجا قرار دارد؟ اگر تمامی قدرت در آسمان و تمامی قدرت در زمین به او داده شده، پس خدا جایش کجا است؟ او آنجا است. می‌بینید؟ این آن چیزی است که درباره‌اش با شما صحبت می‌کنم. متوجّه‌اید؟ بسیار خوب. «پس بروید و همۀ قومها را شاگرد سازید و ایشان را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید.»

۸۷- حال معتقدین به سه اقنوم حول آن هستند. تو را در نامِ پدر، در نام پسر، در نام روح‌القدس تعمید می‌دهم. این حتّی در انجیل هم نیست. متوجّه‌اید؟ او گفت آنان را در نام پدر، پسر، و … نه این که در … آنها یک نام پیش از هر کدام آن صفات می‌گذارند. اینجا را ببینید، این طور نگفت که آنها را در نامها تعمید دهید؛ ن – ا – م، یک نام: در نام پدر، پسر، روح‌القدس. متوجّه‌اید؟ حال از شما می‌خواهم بپرسم. آیا پدر نام است؟ [ جمعیّت پاسخ می‌دهد، نه ] آیا پسر نام است؟ [ جمعیّت جواب می‌دهد، نه ] چند نفر هستند این جا که پدرند؟ کامدامتان نامش”پدر”است؟ چند نفر اینجا پسرند؟ چند نفر اینجا نامشان بشر است؟ متوجّه‌اید؟ خوب کدامتان نامش پدر، پسر، یا بشر است؟ متوجّه‌اید؟

۸۸- همچون زنی که یک بار گفت، گفت: برادر برانهام، روح‌القدس نام است؛ آن یک شخص است. من گفتم: بله قربان. من یک شخص هستم امّا نامم”شخص”نیست. من یک شخص هستم. متوجّه‌اید؟ نامم ویلیام برانهام است امّا من یک شخص هستم. روح‌القدس یک شخص است؛ این چیزی است که آن هست. آن نام نیست؛ آن عنوان شخصِ خدا است. متوجّه‌اید؟ آن عنوانی بر شخصیّتِ خدا است، آن چه که او هست. حال، اکنون اگر او گفت: «بروید و در تمامی عالم مردم را به نام پدر و پسر و روح‌القدس تعمید دهید» نه در نام پدر، نام پسر، نام روح‌القدس، یا، نه در نامهای پدر و پسر، روح‌القدس؛ بلکه در نام پدر، پسر و روح‌القدس. و اگر پدر، پسر و روح‌القدس نامی ندارد پس موضوع آن چیست؟ اگر بگویید نام است کدامتان … می‌توانید یکی از آنها را نام بنامید، کدام نام هست؟ اگر بخواهید یک عنوان را نام بنامید پس کدام نام، کدام عنوان می‌شود که می‌خواهید تعمید دهید – پدر یا پسر؟ آن منحصر بفرد است. متوجّه‌اید؟

۸۹- حال به اینجا باز می‌گردیم … و آن پایان متّی است. همان طور که همیشه توضیح می‌دادم … اگر بخواهید یک رُمانِ عاشقانه بخوانید و داستان بگوید”جان و مری برای همیشه در خوشی با هم زندگی کردند.”ببینید چون که هیچگاه، اصلاً متوجّه نشدید که جان و مری چه کسانی هستند به اوّل داستان باز می‌گردید. متوجّه می‌شوید که جان و مری چه کسانی هستند؟ متوجّه‌اید؟ حال این چیزی است که در متّی انجام می‌دهید. شما فقط آخرین قسمتش را می‌خوانید. به اوّل متّی باز گردید و بخوانید که داستان چیست. این آخرین باب متّی و آخرین آیات است. انگار که کتابی را بردارید و کتاب بگوید”جان و مری برای همیشه در خوشی با هم زندگی کردند. او جان جونز بود و – و مری فلان. او … نه او جان هنری بود و زن فلان و فلان. این شخصی به نام جان است و – و فلان و فلان. حال هنوز نمی‌دانید. متوجّه‌اید؟ تنها کاری که باید انجام دهید این است که کتاب را عقب بگردید و آن را بخوانید. متوجّه‌اید؟ نمی‌توانید یک قسمت را بردارید. باید تمامی قسمتها را کنار هم بچینید تا تصویر کامل شود.

۹۰- حال به متّی باب اوّل باز گردید. و آن پیش می‌رود و شجره را ارایه می‌دهد، پیش می‌رود، باب اوّل؛ تا این که به آیۀ ۱۸ می‌رسد که می‌گوید: «امّا ولادت عیسی مسیح چنین بود …» ( درسته؟ ) حال می‌خواهم از شما چیزی بپرسم. حال دوباره گوش دهید؛ شما – شما خطابش کنید. این کیست؟ خدا [ جمعیّت پاسخ می‌دهد، پدر ]، خدا [ جمعیّت پاسخ می‌دهد، پسر ]، خدا [ جمعیّت پاسخ می‌دهد، روح‌القدس ] حال این کدام است؟ [ جمعیّت پاسخ می‌دهد، پدر ]، این کدام است؟ [ جمعیّت پاسخ می‌دهد، روح‌القدس ]، این کدام است؟ [ جمعیّت پاسخ می‌دهد، پسر ] بسیار خوب. حال به آن رسیدیم. حال گفتید که آن کِه بود؟ خدا چه کسی؟ [ جمعیّت جواب می‌دهند، روح‌القدس ] روح‌القدس درسته. حال بسیار خوب. «امّا ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود، قبل از آن که با هم آیند، او را از … [ جمعیّت پاسخ می‌دهد، روح‌القدس ] حامله یافتند.

۹۱- حال تصوّر کنم که گفتید خدا پدرش بود. حال اینجا یک چیز اشتباه است. او نمی‌تواند دو تا پدر داشته باشد. این را که می‌دانید. خوب؟ حال یک چیز غلط است. حال اگر آنها سه نفر باشند کدام یک از آنان، کدامیکشان پدر او است؟ انجیل صاف می‌گوید که او از روح‌القدس حامله گشت. خدای پدر نقشی در آن نداشت. و عیسی می‌گفت که خدا پدر او است و ما می‌دانیم که خدا پدر پدر او است پس او دو پدر داشت. و بنابراین او به اندازۀ کافی نامشروع بود. حال می‌بینید که خودتان را به کجا رساندید؟ اکنون … «و شوهرش یوسف چون که مرد صالح بود و نخواست او را عبرت نماید، پس اراده نمود او را به پنهانی رها کند. امّا چون او در این چیزها تفکّر می‌کرد … به یاد داشته باشید که او مرد خوبی بود و حال دست خداوند در کار است. آنانی که از پیش برگزیده شده‌اند آن را درخواهند یافت. متوجّه‌اید؟ ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وی ظاهر شده، … آیا در کتاب مقدّستان با من دنبال می‌کنید؟ بسیار خوب … گفت، ای یوسف پسر داوود، از گرفتن زن خویش مریم مترس، زیرا که آن چه در وی قرار گرفته است، از … خدای پدر. آیا من بد خواندم؟ قطعاً همین طور بود. آن چه که او را باردار نمود هیچ ربطی به خدای پدر نداشت؛ آن روح‌القدس بود. و حال ما می‌دانیم که خدا پدر او بود. درسته؟ پس این چیست؟ البتّه روح‌القدس روح خدا است. حال فهمیدید؟ متوجّه‌اید؟

۹۲- خدای پدر و روح‌القدس یکی هستند یا این که او دو پدر داشت؛ و بعد چه شخصی را پس می‌پرستید؟ حال چه جور خدایی دارید؟ متوجّه‌اید، خوب؟ خدا روح‌القدس و خدای پدر عیناً خود همان روح است. «و او پسری خواهد زایید … ( این شخص این جا ) … و نام او را … ( چه؟ نام او. حال به یاد داشته باشید، ) نامِ او را عیسی خواهی نهاد، زیرا که او امّت خویش را از گناهانشان خواهد رهانید. و این همه برای آن واقع شد تا کلامی که خداوند به زبان نبی … ( به کسانی که کلام به آنان رسید ) …گفته بود، تمام گردد، که اینک، باکره آبستن شده پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است، خدا با ما.»

۹۳- نام خدا چیست؟ نام پدر، پسر و روح‌القدس چیست؟ کتاب مقدّس می‌گوید که نام او عیسی بود. پس این جا شخصی که یک بار سعی کرد در خیمه راجع به آن بحث کند، گفت که برادر برانهام سعی کرد از همۀ آنها دَر برود؛ از این یکی نمی‌تواند در رود. گفت اینجا دقیقاً به طور کامل، سه شخص متفاوت را نشان می‌دهد. گفت متّی باب سوّم در جایی یحیی ایستاده بود و موعظه می‌کرد. در اینجا پسر می‌آید تا تعمید گیرد. او در آب رفت و به وسیلۀ یحیی تعمید داده شد، از آب بازگشت و هان او گفت، آسمان گشوده شد و او گفت روح‌القدس همچون کبوتری از آسمان نزول کرد و ندایی از آسمان آمد، این است پسر محبوب من که در او … سه شخص متمایز در یک آن. اوه خدای من!

۹۴- می‌دانید؟ این فقط نشان می‌دهد، به اشخاصی که تعمید ندارند و برای جایگاه خدمت – فرا خوانده نشده‌اند ربطی ندارد که به خطابه بپردازند. درسته؟ حال من – من – من می‌توانستم با مساعدت خدا این شخص را به چنان جایی بکشانم که سرش گیج برود. ببینید، من اهمیّت نمی‌دهم که چه … حال منظورم این نیست … اکنون آن درست به نظر نمی‌رسد. مرا ببخشید منظورم این نبود خداوند؛ حال این طور نیست … من – من حس کردم که او ( خداوند ) برایش مرا شماتت کرد. متوجّه‌اید؟ پس منظورم این نبود که به آن صورت آن را بگویم. من – من خیلی متأسفم. من باور دارم که روح‌القدس می‌توانست بر آن شخص اسراری را بگشاید؛ این بهتر است. خوب؟ فقط همچون کوک کردن ساز، هنگام انجام خطا می‌توانید همچون یک مسیحی آن را بیان کنید. چیزی نادرست گفتید؛ او آن را پسند نکرد. متوجّه‌اید، آن مرا در چنان جایی قرار داد. متوجّه‌اید؟ من به هیچ وجه در نظر نیستم. من فقط، حتّی نمی‌خواهم که خود یا کسی باشم؛ از او است. اجازه دهید که او کار کند. او صدا تولید می‌کند؛ شیپور بی‌صدا است. آن صوت که ورای آن است به آن صدا می‌بخشد.

۹۵- حال به اینجا نگاه کنید. آن شخص کلام را بد تعبیر کرد. خوب؟ به یاد داشته باشید که آن از چشمان حکیمان و متکبّرین پنهان است، بر کودکان آشکار می‌شود. حال این جا یک نفر هست شخصِ عیسی مسیح که بر زمین هست. اکنون او آسمان، البتّه بالای جو اتمسفر است. حال دقّت کنید. و یحیی شهادت می‌دهد … حال آن مرد، می‌گوید که اینجا خدای پدر است و اینجا خدا روح‌القدس همچون کبوتری است و این جا هم خدای پسر است، سه شخص را می‌سازد. این غلط است. یحیی آنجا ایستاده بود، می‌دانست که آن برّه بود. یحیی گفت: «روح خدا را دیدم که همچون کبوتری بود.» اینجا روح خدا … منظورم این است که همچون کبوتری بود. حال چند شب قبل گفتم که آن جا همان امر است. متوجّه‌اید؟ به جای ۷۰۰ نفر، هفت … خوب؟ روح خدا اینجا برّه قرار داشت. و روح خدا – کبوتر خدا بود. روح خدا از آسمان نزول کرد و ندایی از آسمان آمد که می‌گفت «این است پسر محبوب من که از سکونت در او خشنودم.»، «تمامی قدرتها در آسمان و زمین به دست من سپرده شده.» متوجّه‌اید؟ او خودش است. حال نام او چه بود؟ [ جمعیّت جواب می‌دهد، عیسی ] دقیقاً. متوجّه‌اید؟

۹۶- پس تا وقتی که تئوری تثلیثی سه خدا بودن وجود دارد بی‌دینی هست. چنین چیزی هیچ وقت در کتاب مقدّس آموخته نشده. هیچ وقت چنین چیزی در دوران پیغام شیر تعلیم داده نشد امّا بعداً توسّط ضد مسیح پذیرفته شد. از هر الهیدان، هر کسی که می‌خواهید بپرسید. هیچگاه آن تنها از دکترین نیکولاویان بیرون نیامد. برای همین است که آن با مارتین لوتر ظاهر گشت. برای همین است که آن با جان وسلی ادامه پیدا کرد و در پنطیکاستی‌ها روح ریخت. در روزگاری که پنطیکاستی‌ها ظاهر شدند، آن عدّه تنها عیسی را داشتند. حال دوباره اشتباه است. عیسی چه طور می‌تواند پدر خودش باشد؟ متوجّه‌اید؟ پس آن زایل می‌شود.

۹۷- امّا قرار بود که عصر عقاب فرا برسد. متوجّه‌اید؟ همان دوره است که همۀ آن اسرار مرتب می‌شود. خوب؟ پدر، پسر، روح‌القدس القاب عیسی مسیح هستند، دقّت کنید! هر سۀ آنها. متّی گفته”پدر، پسر، روح‌القدس …”پطرس گفت”خداوند عیسی مسیح …”پدر کیست؟ «خداوند به خداوند من گفت، بر دست راست من بنشین.» درسته؟ پدر، پسر – عیسی، روح‌القدس – کلمه که از دهان خدا خارج شد. پدر، پسر، روح‌القدس دقیقاً سه لقب از شخصِ خدا است که در سه نمودِ مختلف، از سه صفت خود پدیدار گشت. و آن را بر هر کسی که نمی‌توانست بفهمد آشکار کرد همچون سه جایگاهِ همان خدا. دقیقاً آن سه صفت همان خدا است، خدا در سه جا عمل می‌کند … در نقش پدری، فرزندی، در شمولیت روح‌القدس … خدا در هر سه کامل است.

۹۸- عدد ضد مسیح را به یاد دارید؟ چهار؟ متوجّه‌اید؟ خدا – پدر، پسر و روح‌القدس دقیقاً خداوند عیسی مسیح است. هنگامی که در نام تنها عیسی تعمید می‌گیرید غلط است. تنها تعمید شما در نام عیسی کاملاً غلط است. من با خیلی از عیسویان آشنا شدم. چون که کشورهای لاتین از آنها پر است، عیسویان. امّا این خداوند عیسی مسیح است. آن دقیقاً بیان می‌کند که او کیست. اگر بخواهید دربارۀ من شخصاً صحبت کنید برانهام‌های زیادی هستند. امّا من – من تنها ویلیام ماریون برانهام هستم. این – این من هستم. امّا ویلیام برانهام‌های زیاد دیگری و این چیزها وجود دارند. امّا به روشنی اینجا یک شخص وجود دارد خداوند عیسی مسیح، یک شخص مسح شده. متوجّه‌اید؟ فقط یکی از آنها است. حال آن درست است. پس اگر چیز بیشتری درباره‌اش است برایم نامه بنویسید یا، یا زمانی که من روی پرسشهای دیگر هستم … می‌خواهم سعی کنم که به این برسم پس ببینم می‌توانم به بعضی از مریضانی که درد می‌کشند برسم، برایشان دعا کنم.

۹۹- پرسش ۱۳: برادر برانهام اگر این پرسش مناسب نیست – مناسب نیست در … پاسخش را ندهید. چه مهربان، سپاسگزارم. کودکان چه – آیا کودکان هر قدر هم کوچک باشند ربوده می‌شوند؟ متشکرم.

۱۰۰- پاسخ: هیچ نامی درج نشده. حال اگر نمی‌خواهید بنویسید ضروری نیست. امّا ببینید هنگامی که خدا نامی را پیش از بنیاد دنیا در دفتر حیات برّه می‌گذارد، پس چیزی در دنیا وجود ندارد که آن را پاک کند. چون که آن با جوهرِ خونِ مسیح مکتوب شده. اگر این قدر بزرگ باشد، آن قدر بزرگ یا آن طور یا هر طوری که باشد همان طور ادامه می‌یابد. متوجّه‌اید؟

۱۰۱- تمامی کودکان، تمامیِ کلیسا هر چیزی که هست و … خدا با پیشدانی‌اش … حال ما نمی‌دانیم. می‌گویید برادر برانهام، می‌توانید ثابت کنید که خودتان آنجا هستید؟ نه قربان. من نمی‌توانم ثابتش کنم. خدا از من برای چیز دیگری استفاده می‌کند. و همان طور از شما هم استفاده می‌کند. امّا ایمان دارم و به ایمان نجات پیدا کرده‌ام نه با دانش این که بدانم نجات پیدا می‌کنم. به ایمان. آن طریقی است که شما نجات پیدا کرده‌اید. آن طریقی است که همۀ ما نجات پیدا می‌کنیم. امّا به یاد داشته باشید خدا بی‌نهایت است. به این باور دارید؟ بی‌نهایت … با بی‌نهایت بودن است که او را … بعد او دانای کل است. باورش دارید؟”دانای کل”به معنیِ او بر همه چیز واقف است. او نمی‌توند که – او بدون بی‌نهایت بودن نمی‌تواند دانای کل باشد. متوجّه‌اید، هیچ چیزی وجود ندارد مگر این که او از آن آگاه است. او حتّی از این که بر زمین پشه‌ای باشد از آن آگاه است. و چندین بار پلکهایش را می‌زند و چه قدر چربی دارد – چه قدر همۀ آنها با هم گرد آمده‌اند.

۱۰۲- او از هر نَفَسی که می‌کِشید و این که چه قدر عمیق به ریه‌هایتان می‌رود آگاه است؛ او بی‌نهایت است. حال اگر او بی‌نهایت است، این او را دانای کل می‌سازد. درسته؟ و اگر او دانای کل است همین او حاضر مطلق می‌سازد چون که او دقیقاً دقیقه، ساعت، زمانِ قطع مثلا پنجاه و پنج هزارم ثانیه که چه زمان باید واقع شود را می‌داند. متوجّه‌اید؟ حال فهمیدید؟ پس او همه چیز را می‌داند؛ و برای همین است که او همۀ قدرتها را دارد، همه چیز را می‌داند. و می‌تواند همه کاری انجام دهد. حال بیایید ببینیم. اکنون و تمامی کودکانی که خدا … هر کدام که خدا، هنگامی که آنها … حال به یاد داشته باشید در زمان بودن عیسی، کتاب مقدّس گفت …

۱۰۳- حال می‌دانیم که عیسی حدود سال ۳۰ میلادی کشته شد. درسته؟ حدود … حدوداً میانۀ – سال. حدس می‌زنم سال ۳۰ میلادی. حال کتاب مقدّس امّا می‌گوید که او از پیش از بنیاد عالم ذبح گردید. و نام شما … هنگامی که دفتر برّه … هنگامی که برّه ذبح گردید تا اسامی این دفتر را نجات بخشد … حال اینجا چیز بزرگی هست. این ممکن است که باعث تهییج گردد. ببینید. هنگامی که – هنگامی که – هنگامی که برّه … حال به یاد داشته باشید که کتاب مقدّس گفته دفتر حیات برّه پیش از بنیاد عالم نوشته شده و نام شما در آن دفتر مکتوب شده. برّه آن هنگام پیش از بنیاد عالم ذبح گردید، تا هر نامی را که در آن دفتر است نجات بخشد. متوجّه‌اید؟ و اکنون او پیش می‌آید و آن دفتر را بر می‌گیرد تا نجات یافتگانش را مطالبه کند. حال نمی‌خواهم شروعش کنم؛ دیگر نمی‌توانیم به هیچ وجه امروز بقیّۀ پرسشها را جواب دهیم. بسیار خوب.

۱۰۴- پرسش ۱۴ قسمت اوّل) پرسش، آیا جهنّم و دریاچۀ آتش و کبریت یکی هستند؟

۱۰۵- پاسخ: نه. جهنّم ترجمه‌اش در کتاب مقدّس فکر کنم … حال این جا تحصیل‌کرده‌هایی نشسته‌اند. و من می‌خواهم احترام خودم را به برادر اوریسون و برادر ویل که این جا نشسته‌اند ابراز کنم و همچنین به خیلی از برادرانی که به واقع الهیدان هستند. آن لغت این طور ترجمه شده “هاویه”به معنی عالم مردگان. درسته؟ لغت یونانی برای گور … امّا دریاچۀ آتش چیزی دیگر است چون که در مکاشفه هم هاویه و هم همۀ آنها به دریاچۀ آتش ریخته می‌شوند. متوجّه‌اید؟ بسیار خوب. حال بیایید ببینیم.

۱۰۶- پرسش ۱۴ قسمت دوّم) … اگر این طور نیست آیا دریاچۀ آتش و جهنّم ابدی هستند؟

۱۰۷- پاسخ: نه قربان. نه قربان. هیچ چیزی که خلق شده باشد ابدی نیست. نه هر چیزی که خلق شده باشد … برای همین است که جهنّم ابدی وجود ندارد. اگر شخصی تا به حال به شما گفته که به جهنّم ابدی انداخته می‌شوید از کتاب مقدّس دلیل بیاورید. متوجّه‌اید؟ نه همچون چیزی وجود ندارد. جهنّم برای ابلیس و فرشتگانش خلق شد، برای ضد مسیح و پیروانش؛ ابلیس، شیطان مجسم. این برای نابودی آن خلق شد. و هر چیزی که … هر چیزی … تنها یک چیز برای همیشه از میان همه چیز باقی هست؛ از تمام دنیا و هر چیز دیگری؛ تنها یک چیز ابدی است. و آن خدا است.

۱۰۸- پیش از آن که اتم یا الکترونی باشد یا حتّی پیش از آن که انوار کیهانی، الکترونها یا هیچ چیزی باشد، او خدا بود. او خالق است. و تنها راهی که می‌توانید ابدی شوید، این است که حیات جاودانی را دریافت کنید؛ کلمه یونانی که فکر کنم Zoe باشد درسته؟Zoe ،Zoe . و بعد خدا به عنوان پدر آن – آن حیات را با شما سهیم می‌شود، پدر شما حیاتش را با شما، از طریق پیمان ازدواج با مادر، سهیم می‌کند؛ و او با آن، خوشی این شراکت، شراکتِ حیات برای پسر را افاضه می‌کند. متوجّه حرفم شدید؟ و آن طریقی است که خدا عمل می‌کند. خوشیِ شراکت حیاتش با پسر. متوجّه‌اید؟ و بعد شما قسمتی از او می‌شوید که همان”زو”است، حیاتِ خودِ خدا. به آنان حیات ابدی خواهم بخشید. در زمان آخر آنان را برخواهم خیزاند. آن تنها چیزی است که – که … او حیات ابدی می‌یابد؛ و آن زندگی ابدی آن بدن را می‌شناسد و باید که پیش بیاید. آن … آن نمی‌تواند … این غیر ممکن است که جهنّم باقی بماند.

۱۰۹- همان طور که روح مسیح بدن را فرا گرفت. روح خدا بر مسیح در آن روز بزرگ، می‌دانست که دوباره بر خواهد خاست. مقدّسین نیز بدنشان همین طور بود. حال عیسی را هنگامی که کشته شد به یاد داشته باشید، او به جهنّم رفت، چون او می‌بایست به آن جا برود؛ آن جا حصار گناه بود و او به ارواحی که در جهنّم بودند موعظه نمود که در روزگار پر شکیبِ نوح توبه نکرده بودند. درسته؟ او به جهنّم رفت و به ارواح، روحهایی که از خدا جدا شده بودند موعظه نمود.”مرگ”به معنی جدایی است. و آنها از خدا جدا شده بودند، دیگر نمی‌توانستند باز گردند. و عیسی رفت تا شهادت دهد که او آنی بود که از او سخن گفته شده، نسلِ زن. نسلِ مار … می‌دانید که نسل مار چه کرده؟ ضد مسیح به مرگ، جدایی ختم می‌شود، همان اسب سرخ فام. ذرّیّت زن، حیات با اسب سفید پایان می‌یابد؛ عیسی مسیح. متوجّه‌اید؟ آن چیست؟ یکی بر ضد دیگری است. نسل مار بر ضد نسل زن است. حال فهمیدید؟ اوه! ما می‌توانستیم مدّتی رویش بمانیم. آیا آن خوب نبود؟ امّا بیایید با همینها بمانیم.

۱۱۰- پرسش ۱۵: برادر برانهام آیا اوّلین سوارکارِ اوّلین مهر، دوّم تسالونیکیان، مکاشفۀ مرد گمراهی را کامل می‌کند؟

۱۱۱- پاسخ: بله درست است. آن کار می‌کند. آسان است. آن کار می‌کند. آن مردِ گمراهی است همین مرد، فقط مراحل را ادامه دهید تا این که به اسب ابلق برسید، آن مرگ خوانده می‌شود. مسیح از عادل شمردگی و تقدیس به سوی اسب سفید می‌آید و حیات می‌بخشد. متوجّه‌اید؟

۱۱۲- پرسش ۱۶: برای ایمانداران دوباره متولّد شده که در فرقه‌های مختلف هستند نه در سلکِ عروس، چه اتّفاقی افتاد؟ برایشان چه اتّفاق افتاد؟

۱۱۳- پاسخ: خوب تصوّر کنم که مدّتی قبل توضیحش دادیم. متوجّه‌اید؟ آنها به دورۀ جفا می‌روند. در دورۀ جفا کشته می‌شوند و در آخر بعد از هزاره برای داوری حاضر می‌شوند. متوجّه‌اید؟ چون که کتاب مقدّس گفت که بقیّۀ زندگان … بقیّۀ مردگان تا بعد از پایان هزاره حیات نخواهند یافت. سپس قیام خواهد بود و بعد هر دویشان درست و نادرست توسّط مسیح و عروس داوری می‌شوند. او با کرورها کرور از مقدّسینش، عروسش به زمین خواهد آمد. درست است؟ داوری به پا می‌شود، دفترها گشوده می‌شود … دفترها گشوده می‌شود و دفتر دیگری نیز باز می‌شود که دفتر حیات است. او در آنجا بزها را از گوسفندها جدا می‌کند. درست است؟ این ربطی به عروس نداشت. او در آنجا با شهبانویش به داوری ایستاده. شهبانو و پادشاه با هم.

۱۱۴- او با مقدّسینش می‌آید؛ کرورها کرور او را خدمت می‌نمایند، همسرش؛ سپس داوری به پا می‌شود. و بعد گوسفندها از بزها جدا می‌شوند. به یاد دارید چند شب قبل آن ذرّه تفکّر را پیش کشیدم، بعد متوجّه شدید،”تفکّر کابویی؟” متوجّه‌اید؟ بفرمایید. نه آنها … آن … آنها – در کلیسا، مردمی که در فرقه‌ها هستند، این مسیحیانِ حقیقی هستند که پیغام را دریافت می‌کنند … و آنها هیچ وقت آن را در نخواهند یافت. برای آنان هیچگاه موعظه نخواهد شد. و آنانی که در دسته‌های مختلط هستند، که برایشان موعظه شد، این برای ادراک آنان سخت به نظر می‌رسد مگر این که نام آنان در دفتر حیات برّه بوده باشد. درسته؟ امّا آنان مردم خوبی خواهند بود و دوباره بر خواهند خاست و رنج خواهند برد و توسّط همان عدّه‌ای که برایشان موعظه شد داوری خواهند شد. آیا نمی‌دانید که مقدّسین زمین را داوری خواهند نمود؟ برایشان موعظه خواهد شد. متوجّه‌اید؟ توسّط همان مردمی که بر آنان شاهد بودند که از پیغام گریختند موعظه می‌شوند. متوجّه‌اید؟ امیدوارم که روشن باشد. من خیلی چیزها اینجا دارم که …

۱۱۵- پرسش ۱۷: برادر برانهام آیا هفتمین فرشته با روح ایلیا، همان مردی هست که بعد از ربودگی در طول سه سال و نیم برای ۱۴۴۰۰۰ یهودی فرستاده می‌شود؟ بعضی از ما در این باره گیج هستیم.

۱۱۶- پاسخ: نه او همان شخص نیست. متوجّه‌اید؟ آنها دو شخص متفاوت هستند. الیشع که در شکل ایلیا آمد همان ایلیا نبود. و روح ایلیا که بر شخصی چون یحیی تعمید دهنده آمد، همان ایلیا نبود. و شخصی که هفتمین فرشتۀ پیغام‌آور پایانِ عصر کلیسای لائودیکیه است همان ایلیای واقعی ( اوّلیّه ) نخواهد بود. او برای قومش از میانِ امّتها خواهد بود. ایلیا … پس روح ایلیا، بر قوم خواهد آمد، یک یهودی خواهد یود. خوب؟ چون که آنان برای قوم خودشان فرستاده می‌شوند. مکاشفۀ من همین است.

۱۱۷- هیچ وقت دلیل این که من … تامی آزبورن ( Tommy Osborn ) تمامی آن مدّت داشتیم با هم صحبت می‌کردیم. من و تامی را نمی‌دانستم. من برای بیماران دعا می‌کردم و می‌آمدم و یک بانویی از خیمۀ انجیلی فورت وین ( Fort Wane )، به عنوان مبلّغِ نواحی غیر بومی آمد. سینه‌اش آن چنان زیاد توسّط سرطان از بین رفته بود؛ و او در آن خانۀ کوچک بود، بالای کوچه، جایی که ما زندگی می‌کردیم. و من برای این خواهر عزیز دعا کردم و او شفا پیدا کرد و به موطنش بازگشت. و هنگامی که او از آفریقا آمد و کتاب کوچک مسیونری را بر جا گذاشت. من – من فکر کردم، مسیونرها خوبند. و من – من هیچگاه خیلی دربارۀ مبلّغین و این چیزها فکر نکرده بودم. من تصوّر کردم، خوب این یکی از خدمتهای خدا است پس آن، جایگاه من همین جا در خیابان هشتم و خیابان پین است. پس من فقط آن طور که می‌توانستم به بهترین نحو ادامه دادم.

۱۱۸- امّا یک روز که مشغول مطالعه بودم، آن کتاب را برداشتم و آن عکسی از یک نژاد سیاه، یک پدر پیرِ سن بالا را داشت و او از این تلهای سفیدِ کوچک مو داشت و حاشیه‌اش این طور نوشته شده بود”مرد سفید، مرد سفید، پدرت کجا بود؟”اکنون من پیرم و ذهنم کار نمی‌کند. خوب؟ و من خیلی خوب نمی‌فهمم. اگر عیسی را آن هنگام که جوان بودم می‌شناختم او را به سوی مردمم می‌کشاندم. خوب من آن را خواندم و چیزی می‌گفت، دوباره بخوان، دوباره بخوان. من همین طور خواندم … شما بارها این را داشته‌اید؛ آن را بارها و بارها خواندم. یک چیزی در آن بود. همچون آن روز در گرین میل ( Green Mill ) هنگامی که از غار بیرون آمدم نمی‌توانستم بفهمم که چه طور مردم به زبانها صحبت می‌کنند و فریاد می‌کشند و با روح‌القدس حقیقی باشند و همچنان ضد مسیح هم باشند، به زبانها صحبت کنند، با روح‌القدس حقیقی و به زبانها حرف بزنند و همچنان شریر باشند. درسته. می‌توانم آن را به شما ثابت کنم. بله قطعاً.

۱۱۹- و بعد به زمانی که آنان چنین کردند توجّه کنید. پس زبانها نشانِ روح‌القدس نیست؛ این یکی از عطایای روح‌القدس است. متوجّه‌اید؟ و ابلیس می‌تواند هر چیزی را که او ( خداوند ) دارا است، شفای الهی و هر چیز دیگری را تقلید کند. او گفت، در آن روز بسیاری نزد من خواهند آمد، خواهند گفت، خداوندا آیا به نام تو دیوها را اخراج نکردیم؛ آیا چنین نکردیم ( موعظه انجیل )؛ آیا کارهای بزرگ و همۀ آنها را به نام تو انجام ندادیم. خواهم گفت، از من دور شوید ای خادمان شریر. حتّی شما را نشناخته‌ام. خوب؟ کتاب مقدّس می‌گوید که باران بر بدان و نیکان یکسان خواهد ریخت. همان علفهای هرزی که در میان گندم‌زارها است. می‌تواند با همان بارانی که بر آن می‌بارد شادی کند و فریاد بکشد چون که باران برای هر دو فرستاده شده. امّا آنان را از میوه‌هایشان خواهید شناخت.

۱۲۰- همان علفهای هرز کوچک همیشگی می‌تواند در همان شور و شادی باشد و همچنان پر از همان بارانی باشد که گندمها از آن پُرند. بفرما. پس آنها می‌توانند فریاد بزنند به زبانها حرف بزنند و هر چیزی را که بخواهند تقلید کنند، در آن روز آنان خادمین شریر خوانده می‌شوند. همان طور که چندی قبل به شما گفتم، به آن چه می‌گویم گوش دهید؛ با دقّت گوش دهید. به عقب نگاه کنید؛ خودتان را با کلام بسنجید و ببینید که در کجا قرار دارید. شما زنهایی که موی کوتاه دارید، بگذارید بلند شوند. اگر لباس کوتاه می‌پوشید آنها را کنار بگذارید. همچون یک بانو رفتار کنید. شما مردان اگر هنوز سیگار می‌کشید و به سالنهای قمار بیلیارد می‌روید دست بِکِشید. اهمیّت نمی‌دهم که شما چه قدر ایماندار هستید. اگر هنوز هم دنبال آن تشکیلات هستید و می‌گویید این آخرش است و این آخری است، بهتر است که دست بردارید. به عقب نگاه کنید و آن را با کلام تطبیق دهید. ما داریم دیگر از آن خارج می‌شویم … دیگر باید زندگی بالاتر از داستانهای موی کوتاه و همه چیزهای مربوط به این دوره داشته باشیم؛ حال ما باز می‌گردیم که خدا اسرار مکتومی را که در آن دفتر از پیش از بنیاد عالم نوشته، می‌گشاید. و آنانی که در این چیزهای کوچک اطاعت نشان می‌دهند صاحب بقیّۀ چیزها خواهند شد. اگر این طور نشود همان قدر که مشرق از مغرب فاصله دارد چنین چیزی از ذهنتان خارج خواهد بود.

۱۲۱- همچون جدعون که مردانش را جدا کرد. آنها هزاران هزار بودند. خدا گفت، آنها خیلی زیادند؛ دوباره جدایشان ساز. او آزمایش دیگری کرد و دوباره جدایشان ساخت، دوباره جدایشان کرد و تا آن جا که او به تعداد اندکی رسید. او گفت، این عدّه‌ای است که می‌خواهم با آن کار کنم. دقیقاً آن چیزی بود که واقع گردید. زنان پنطیکاستی عقب و جلو می‌روند می‌نشینند گوش می‌دهند و می‌دانند که به واسطۀ کلام آن غلط است. فکر می‌کنید آنها با آن همساز شوند؟ نه قربان. هر سال که برایم می‌گذرد مو کوتاه‌های بیشتری از زمانی که شروع به موعظه کردم می‌بینم. گفته می‌شود، چه باید بشود … شما باید که … یکی گفت، چرا برادر برانهام، مردم شما را به عنوان نبی در نظر می‌گیرند؟ حال من نمی‌گویم که نبی شدم. هیچ کسی از من این را نشنید؛ امّا این را می‌گویم که اگر – اگر چنین می‌کردید، اگر این را در نظر می‌گرفتید … می‌گفتید، چرا به مردم نمی‌آموزید که چه طور روح‌القدس را دریافت کنند و چه طور به این برسند و چه طور به عطایای عظیم روحانی دست بیابند و کلیسا را کمک کنید؟ چه طور می‌توانم به آنها جبر بیاموزم وقتی به الفبای abc هم گوش نمی‌دهند؟ درسته. شما باید این چیزهای کوچک را انجام دهید. همین جا مشکل را پیدا کنید و پاکش کنید و درست شروع کنید. آمین. جلال.

۱۲۲- در هر صورت دربارۀ چه صحبت می‌کردم؟ بیایید ببینیم. منظورم این نبود که از موضوع دست بِکِشیم. ببخشید. متوجّه‌اید؟ بسیار خوب. بعضی از ما – بعضی از ما قاطی کردیم. آیا ایلیا همان گونه که … بله، آها؛ درسته. نه، این ایلیایی که برای امّتها می‌آید از میان امّتها خواهد بود که با روح مسح گشته چون خدا همان روح را استفاده می‌کند تا در هر عصری قومش را از میان آشفتگیها بیرون ِبکِشد، و هدفش را به خوبی انجام دهد پس خداوند دوباره او را باز می‌گرداند چون، متوجّه‌اید؟ چون اکنون اگر او از شخصی فاخر و تحصیل کرده استفاده کند، آن طوری چشمگیر می‌شد. او شخصی را به میان می‌آورد که به سختی الفبایش را هم بداند و نتواند کلماتش را درست تلفظ کند و از این قبیل داستانها، از جاهای دور بی‌تمدن سر می‌کِشد و آن را پیش می‌آورد و درست به میان مردمانی با افکار ساده می‌اندازد و آنها هم او را همان گونه می‌پذیرند. [ برادر برانهام با انگشتش بشکن می‌زند ] اگر بخواهد شیک و پیک از آب درآید …

۱۲۳- همچون پولس که گفت: «من با فصاحت و حکمت نزد شما نیامدم بلکه با قدرت قیام مسیح نزدتان آمدم.» برای خدا سه سال و نیم طول کشید تا در عربستان این حکمت را از او بگیرد. برای موسی چهل سال طول کشید تا این سواد حکمت را از او بگیرد. متوجّه‌اید؟ پس می‌بینید؟ آن … من نمی‌گویم که خدا … دارم حالا از بی‌سوادی دفاع نمی‌کنم بلکه دارم سعی می‌کنم به شما بگویم آن حکمت بَردار نیست؛ این طور نیست … حکمت این دنیا برخلافِ … دانش بزرگ‌ترین مانعی بوده که تا حال انجیل با آن دست به گریبان بوده. اگر ما دانش نداشتیم دیگر این سمینارهای بزرگ و این چیزهایی که الآن داریم را نداشتیم. مردم دیگر ذهنهای ساده‌ای داشتند که به کلام گوش می‌سپردند؛ امّا آنها شیک و پیک و دَرهَم شدند و به همۀ آن تشکیلات بیرون بسته شدند، تا وقتی که بخواهند با آن بمانند، وضع همین طور است. آنها آن روح را می‌گیرند. هیچ وقت زنی خوب را که با مردی پست ازدواج می‌کند در نظرگرفته‌اید؟ آن مرد پست هم، مردی خوب همچون آن زن می‌شود یا این که آن زن همچون مرد، پست می‌شود. متوجّه‌اید؟ درسته. برای همین است که او ( خداوند ) گفت: «از میان آنان بیرون آیید.» آن هنگام که دارید آماده می‌شوید تا ربوده گردید. شما باید قدری ایمان داشته باشید که من شما را از اینجا بیرون می‌آورم.

۱۲۴- پرسش ۱۸: پیمان دانیال نبی ۹ : ۲۷ که برای یک هفته استوار می‌گردد چه زمان می‌شود؟

۱۲۵- پاسخ: نیمی از آن پیمان در زمانی که عیسی بر زمین بود و برای یهودیان موعظه می‌کرد استوار شد. او هیچگاه به سوی امّتها نرفت. و او به شاگردانش گفت که”نزد امّتها نروید.”این تنها برای یهودیان بود. متوجّه‌اید؟ و او برای سه سال و نیم موعظه نمود که نیم هفته از هفتاد هفته بود، حال، آن گونه که دانیال گفت او چنین خواهد کرد. حال به یاد داشته باشید که او به طرزی استوار برای یهودیان ثابت شده بوده امّا چشمان آنان نابینا گشت تا در این فاصله امّتها داخل گردند. نمی‌توانید کلِ نقشه را ببینید؟ متوجّه‌اید؟ و او خودش را چون نبی ثابت کرد، دقیقاً کارهایی را کرد که یک نبی انجام می‌دهد، به آنان نشانه‌های نبی را نشان داد؛ کلام خودتان می‌گوید، اگر کسی ادّعای نبوّت کند ببینید که چه بر زبان می‌آورد؛ اگر چنین شود ( پیوسته، فقط منتظر وقوع آن چه که گفته است باشید ) … همچون انجیل که می‌بینید می‌گوید «بکوبید، باز خواهد شد، بطلبید خواهید یافت، بخواهید که به شما داده خواهد شد.» حال اگر توجّه کنید، کوبیده شده، فقط پیوسته بکوبید [ برای نشان دادنش برادر برانهام مکرّر بر میز کوبید ] همان طور ادامه دهید همچون قاضیِ ستمگر که به زن جواب نمی‌داد، او فقط بر درش می‌کوبید. گفتن، من بر درت هستم، طلب نیست، گفتن، خداوند می‌خواهم این را داشته باشم. آمین. این هم آن نیست؛ همان جا بمانید تا دریافتش کنید. می‌دانید که دارد می‌آید. او آن را وعده کرده پس فقط همین طور بمانید تا دریافتش کنید. خوب؟ حال اکنون در آخرین قسمت، هفتادمین هفته، آخرین قسمتِ آن در طول دورۀ جفاها، بعد از ربودگی کلیسا خواهد بود. سپس سه سال و نیم این جا است که توسّط انبیا یعنی موسی و ایلیا برایشان استوار خواهد گشت. خوب؟ مکاشفه ۱۱.

۱۲۶- پرسش ۱۹: حال بیایید ببینیم که این چیست. اگر شما جزوه یکی از برگزیدگان باشید آیا به عنوان عروس بالا می‌روید؟

۱۲۷- پاسخ: بله، بله قربان. آسونه.

۱۲۸- پرسش ۲۰: برادر برانهام آیا منظورتان این بود که بگویید هفت هزار نفر در برابر بعل زانو نزدند یا هفت صد نفر؟

۱۲۹- پاسخ: منظورم هفت هزار نفر است. مرا به خاطرش ببخشید. خوب؟ این فقط یک … این فقط یک اشتباه گفتاری بود. من فقط … همان طور که مدّتی قبل هم گفتم … توجّه کردید که اینجا ایستاده بودم گفتم، و آنها شهادت می‌دهند که برّه را دیدند … خوب؟ متوجّه‌اید؟ برّه بر زمین بود: خوب؟ شهادت بر دیدن روح خدا می‌داد که بَر برّه فرود می‌آمد …

۱۳۰- حال در آنجا می‌گوید: «این پسر محبوبم است که از او خشنودم.» می‌بینید؟ حال آن در فرم حقیقی یونانی نگاشته شده که فعل پیش از قید درج می‌گردد؛ امّا اینجا می‌بینید که در واقع آن … حال فقط کلام را برگیرید. خوب؟ کتاب مقدّس در ترجمۀ سنت جیمز چنین است: «این است پسر محبوب من که از سکونتِ در او خشنودم.» امّا به واقع اگر آن گونه که امروز گفتیم بگوییم: «این پسر محبوب من است که از او خشنودم تا در او ساکن گردم.» درهم برهمش می‌کنید. خوب، متوجّه‌اید؟ «این است پسر محبوب من که از سکونتِ در او خشنودم.» خوب؟ حال ما امروز این طور گفتیم: «این پسر محبوب من است که از او خشنودم تا در او ساکن گردم.» می‌بینید؟ همان کلمات فقط آشفته شدند. خوب؟

۱۳۱- حال بله منظورم این بود … لطفاً به خاطر آن مرا ببخشید. من … و – و برادرانی که روی نوار هستید و دوستان، گوش دهید. من منظورم آن نبود که چنان چیزی بگویم. من – من – من خادم انجیل هستم؛ من … خیلی اوقات آن را موعظه کردم و می‌دانستم که هفت هزار نفرند. فقط اتّفاقی گفتم هفت صد نفر. منظورم هفت صد نفر نبود، منظورم این است، شما … از روی کتب نخواندمش. همین طور که داشتم صحبت می‌کردم به ذهنم آمد و به جای هفت هزار نفر گفتم هفت صد نفر. تمام مدّت آنها را اشتباه کردم. من – من قطعاً گیجم، پس مرا ببخشید. خوب؟ منظورم آن نبود.

۱۳۲- پرسش ۲۱: آیا عروس مسیح و بدن مسیح یکی هستند؟

۱۳۳- پاسخ: بله قربان. خوب؟ حال این جا … اکنون می‌بینیم، نمی‌خواهم شروعش کنم. چون برایش یک سخنرانی کردم. خوب؟ این کار را نمی‌کنم امّا می‌خواهم به شما نشان دهم. هنگامی که خدا به آدم عروسش را داد او گفت: «او گوشتی از گوشتم و استخوانی از استخوانم است.» درسته؟ هنگامی که خدا به مسیح عروسش را می‌دهد، روح جان گرفت، یعنی عروس. او زیر قلبش سوراخ شد و آب، خون و روح از درونش برآمد؛ آن دیگر گوشتی از گوشتش و استخوانی از استخوانش گشت. ما گوشت و استخوانیم؛ عروس گوشت و استخوان مسیح می‌شود، دقیقاً. آنان … این عروس او است.

۱۳۴- پرسش ۲۲: آیا عروس مسیح … آیا عروس مسیح پیش از ربودگی مأموریّتی دارد؟

۱۳۵- پاسخ: قطعاً. این چیزی است که اکنون جریان دارد. خوب؟ عروس مسیح … قطعاً. این پیغامِ زمان، خوب؟ عروس مسیح است. به یقین، او متشکل از رسولان، انبیا، معلّمین، واعظین و شبانان است. درسته؟ این عروسِ مسیح است. قطعاً، او خدمتی دارد، خدمتی بزرگ؛ این خدمتِ زمان است؛ باید بسیار فروتن باشد …

۱۳۶- حال به یاد بیاورید. چند نفر یکشنبۀ گذشته هنگامی که برای جلسۀ اوّل اینجا بودند؟ خوب؟ به یاد بیاورید که چه چیزی را موعظه کردم؟ فروتنی. اوه فراموشش نکنید. می‌خواهم یک لحظه بحث را نگه دارم تا دوباره اخطار دهم. به یاد داشته باشید هنگامی که خدا هر چیز بزرگی را پیشگویی می‌کند تا به وقوع بپیوندد مردم آن قدر با حکمتشان آن را دور می‌بینند که از دستش می‌دهند. هر زمان که خدا از امری بزرگ می‌گوید دنیا به آن می‌خندد، یک مشت نادانِ بی‌سواد. درسته؟ امّا هنگامی که دنیای به این عظمت و کلیساهای خیلی عظیم می‌گویند، پسر این فوق‌العاده است. خدا می‌گوید، یک مشت نادان بی‌سواد. پس می‌بینید؟ باید دقّت کنید … منظورم این نیست که احتمال آن باشد، دقیقاً به آن صورت بلکه آن طریقی است که هست. ببینید. اینجا یک کلیسای ارتدکس ِبزرگ قدیمی بود. ما کلام را می‌دانیم؛ ما مدارس خودمان را داریم؛ جلسه داریم. ما مردان خیلی شیک خودمان را داریم، چون صدها سال است که به یهوه خودمان وفادار مانده‌ایم. ما کلیسا هستیم؛ ما سنهدرین هستیم. شورای کلیسایِ هم فریسیان و هم صدوقیان را در اینجا داریم و همۀ فرقه‌ها با هم جمع می‌شوند. همچون ما که جمع می‌شویم … خوب؟ همۀ ما یکی هستیم – شورای کلیسا. ما اینجا کله گنده‌هایش هستیم. ما کتب را بلدیم. یک کم به این نادانِ پایین رودخانه با آن ریش آویزان سر و صورتش قبای پشم گوسفندش نگاه کنید که به ما چه می‌گوید؟

۱۳۷- قطعاً آنها گوش نخواهند سپرد. امّا کتاب مقدّس در ملاّکی باب ۴ یا باب سوّم می‌گوید”من پیغام‌آور خود را پیشاپیش خود می‌فرستم تا راهم را مهیّا سازد.”هفت صد و دوازده سال پیش از یحیی … اوه! نبی بزرگ اشعیا آنجا ایستاد و گفت: «ندایی در بیابان فریاد بر می‌آورد برای خداوند راهی مهیّا کنید و طریقش را هموار سازید.» درسته؟ و گفت، و … اوه! به خیلی از آنها، گفت: «بلندیها پست خواهد گشت.» آنها گفتند، اوه. یک … هنگامی که این شخص بیاید، او ( خداوند ) با انگشتش اشاره خواهد کرد و کوه جا به جا خواهد شد. اوه! و همۀ پستیها، مرتفع خواهد گردید. پس همۀ ناهمواریها هموار خواهد گردید. برادر، ما در تمامی زمینهای اطراف این جا غلّه می‌کاریم و اوه! می‌خواهیم آن هنگام که این شخص می‌آید کارهای بزرگ انجام دهیم. متوجّه‌اید؟

۱۳۸- آنها انتظار داشتند که خدا هِندل را بردارد و کار را راه بیندازد، راهی را صاف کند و بگوید، پیش بیا ای منادیِ بزرگِ – مسیح من. و بعد به محض رفتنش از خود حمایت نشان دهند. و طی خدمتش آنها دوباره او را همین جا کنار بقیّه در مدرسه الهیات جا دهند و گفته شود، بسیار خوب، پسر محبوبم برو و به آنان بگو. خوب؟ اوه خدای من! ببینید آن هنگام که او آمد چه اتّفاقی افتاد؟ مردی آمد که هیچ چیز از مدارس آنان نمی‌دانست. حتّی یک کارت عضویّت هم نداشت، اوه! هیچ مدرک اعتبارنامه‌ای نداشت. نه، هیچ کسی حتّی نمی‌دانست که او یک روز از زندگیش به مدرسه رفته. حتّی نمی‌توانستید از حرفهای خودش به این نتیجه برسید. او حتّی با زبان اصطلاحات کلیسایی هم حرف نمی‌زد. او از مار، تیشه، بیابان و چیزهایی همچون درخت، حرف می‌زد. خوب؟ حتّی با اصطلاحات دینی آن زمان یا هیچ زمان دیگری حرف نمی‌زد.

۱۳۹- او همچون درختان ساسافراس ( Sassafras ) که ما اینجا در ایندیانا ( Indiana ) داریم سر برآورد. او از میان بوته‌ها سر برآورد، حتّی اصلاح هم نمی‌کرد موهای سرش برجسته بود. تصوّر نکنم هر دو سه ماه یک بار هم حمام می‌کرده. درسته؟ او هیچ وقت شب پیژامه به پا نکرد. هیچ وقت اتومبیل سوار نشد. هرگز دندانهایش را مسواک نزد. اوه خدای من! چه آدمی بود. قطعاً نبود. او همین طور از بیابان روان شد و گفت، من آن بانگ ندا کننده در بیابانم. راه خداوند را مهیّا کنید، راهش را هموار کنید …؟ … بعضی از معلّمین ایستادند و گفتند، هاه! هی یارو بگو با خودت … نمی‌توانیم این جا با تو شریک شویم. ما نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم. خوب، کارت عضویّتت کجا است؟ کارت شناسایی‌ات کجا است؟

۱۴۰- او به آنان اعتنا نکرد. او یک پیغام داشت، پس با همان پیش رفت. خوب؟ همان را موعظه می‌کرد. آنها گفتند: آووو، صبر کنید. خوب ما که امروز به آنجا می‌رویم رئیس عبادتگاه را با خودمان می‌بریم و ببینیم که او چه می‌گوید. راه می‌افتیم. اگر بدانیم … این مسؤول عبادتگاه است و ما می‌دانیم که او باید این شخص را بشناسد. اگر او از سوی خدا باشد او رئیس ما را خواهد شناخت. همۀ آنها ردیف شدند و راه افتادند، همۀ مقامداران … او گفت، ای افعی زادگان. شما دغلکاران ( با لباسهای یقه کشیشی و پدران مقدّس و این چیزها، هاه ) چه کسی شما را هشدار داد تا از غضبی که در پیش است بگریزید؟ می‌دانید که وقت شما نزدیک است. فکر نمی‌کنید که … می‌گویید، ما به این و یا آن، به چیزی دیگر تعلّق داریم. به شما می‌گویم که خدا که به او خدمت می‌کنم قادر است از این سنگها فرزند برای ابراهیم بسازد. اوه خدای من! حال او می‌خواهد که برعکس بیانات کلیسایی اوج گیرد. به شما می‌گویم که تیشه بر ریشۀ درختان نهاده شده است. پس هر درختی که ثمرۀ نیکو نیاورد بریده و به آتش افکنده خواهد شد. اینک من شما را برای توبه به آب تعمید می‌دهم، امّا او بعد از من خواهد آمد. ماه به خون تبدیل خواهد شد … اوه خدای من! او کج بیل خود را در دست دارد تا خرمنگاه خویش را پاک کند او کاه را در آتشی خاموشی ناپذیر خواهد سوزانید و گندم را در انبار ذخیره خواهد کرد. او گندم را از کاه جدا خواهد نمود. اوه خدای من! چه پیغامی. آنها گفتند، این یارو. هاه! چه می‌گوید؟ وقت آن چه زمان خواهد بود؟ اوه نادان! ما این شخص را اینجا داریم، برادر جونز؛ اگر قرار باشد این زمان کسی کاری انجام دهد آن او است، او این کار را خواهد کرد. متوجّه‌اید؟ اسقف فلان و فلان، پدر فلان و فلان این کار را می‌کند. اوه خدای من! متوجّه‌اید؟ خدا در سادگی است، در سادگی کار می‌کند … متوجّه‌اید؟

۱۴۱- پس اوّلین چیزی که می‌دانید این است که او یک روز ایستاد و گفت، بله او در میان شما ایستاده است. او خیلی مطمئن بود که او همان منادی کننده است. او می‌دانست که کیست. برای همین بود که می‌توانست لرزه بر پشتشان بیاورد. او می‌گفت، حال نلرزید فقط پیش روید و ادامه دهید. شما سربازان، از رؤسای خود اطاعت کنید و اگر هر عمل بدی انجام داده‌اید باید که … پس چه کنیم؟ کارمان را رها کنیم؟ آیا باید از کارمان متوقّف شویم؟ او گفت، فقط همان گونه که هستید باشید. ادامه دهید. ادامه دهید؛ اگر سیب زمینی می‌کارید همین کار را ادامه دهید. خوب؟ شما سربازان زور به کار نبرید، و – و این کار را انجام دهید و هر چه که باشد فقط همان گونه که هستید باشید. از رؤسای خود پیروی کنید و این چیزها. ربّای ( استاد ) ما چه باید بکنیم؟ فقط همان گونه که هستید ادامه دهید امّا یکی در میان شما است که نمی‌شناسید. او پیغام زمانش را می‌دانست، می‌دانست که قرار است آن شخص را بشناساند. می‌دانست که او آنجا است. در میان شما کسی هست؛ شما او را نمی‌شناسید. امور آن گونه پیش خواهند رفت که هیچ درباره‌اش نخواهید دانست. و خوب بعد … او می‌گوید شما خواهید فهمید. چنین واقع خواهد شد، و او خواهد آمد و من او را خواهم شناخت.

۱۴۲- و عاقبت یک روز گفت، هان، این او است. این برّۀ خدا است که گناه از جهان بر می‌گیرد. گفت، هم اکنون وقت من به پایان رسید. او را به شما شناساندم. هم اینک من باید کوچک گردم؛ باید بروم. او بر جایش قرار خواهد گرفت. عصر رستگاری در راه است. وقت آن فرا رسیده است. پس آن هنگام که او بیاید، هنگامی که … یحیی گفت او … اوه! لرزه بر پشتشان خواهد انداخت. او گندم را از کاه جدا خواهد نمود و کاه را خواهد سوزانید. او خرمنگاه خود را پاک خواهد کرد و مطیعانش در دست او خواهند بود. امّا او چه طور خواهد بود؟ قدری کوچک …

۱۴۳- حال آنها همه‌اش را ترسیم کرده بودند. اوه پسر! او با خودش نیزه‌ای دارد که به یک مایل می‌رسد. او دور از اینجا در فلسطین خواهد ایستاد و آنجا روی یکی از آن ابرهای سفید می‌ایستد همۀ رومی‌ها را همین طور می‌گیرد و آنان را به جهنّم می‌اندازد همین طور ادامه می‌دهد تا این که کار همۀ آنها تمام شود. روشن است که آنها می‌خواستند که همه چیز درست شود. و او کِه بود برّۀ کوچکی که از میانشان راه افتاد، فروتن و آرام بود از این طرف و آن طرف به او یورش می‌بردند.

۱۴۴- حتّی یحیی گفت … حال به یحیی نبی گفت؛ او گفت، بروید از او بپرسید که به واقع او همان است؟ آن چنان فروتن بود که خود نبی درکش نکرد … گفت، آیا او همان است یا باید منتظر دیگری باشیم؟ حال در – در متّی ۱۱ او ( یحیی ) هیچگاه به عیسی نوشته‌ای نداد، چون هنگامی که شاگردان یحیی آمدند و پرسش کردند آن هنگام که شاگردان یحیی … یحیی در زندان بود پس او آن چنان در محذوریّت تردید افتاده بود که همان گونه که پامبر گفته”چشمان چون عقابش مات شده بود.”متوجّه‌اید؟ او نمی‌توانست … او با پایان کارش به زمین برگشت؛ او در آسمان سیر می‌کرد. امّا هنگامی که نبوّتش به پایان رسید او دوباره به زمین بازگشت. متوجّه‌اید؟ چون به زندان افکنده شده بود. متوجّه‌اید؟ او دیگر استفاده‌ای از آن بالهای بزرگ نداشت. پس او همان جا فرو نشست امّا فراتر از هر کس دیگری پرواز کرد. بگذارید به شما چیزی را نشان دهم. خدا از او استفاده نمود.

۱۴۵- و عیسی این را می‌دانست چون که او خدای مجسم بود. خوب؟ او … پس او – او گفت … گفت … حال او هیچگاه برایش چیزی ننوشت که در زندان چه گونه مقاومت کند. او گفت، حال قدری صبر کنید. من یک نوشتۀ کوتاه می‌نویسم و بازگردید و به یحیی بگویید که چه گونه به خاطر من در زندان مقاومت کند. متوجّه‌اید؟ نه، او هیچگاه چنین چیزی نگفت. او نگفت بروید، به یحیی بگویید که او باید دکترای خودش را بگیرد پیش از آن که … متوجّه‌اید؟ اگر این چنین بود، او هم همچون بقیّه می‌شد؛ او هم از مسیح روی گردان می‌شد. یحیی صادق بود و پرسشی کرده بود. و عیسی گفت، تا آخرش بمانید و بعد نزد یحیی بروید و خبرِ کارها را به یحیی بگویید، پس او خواهد فهمید. اگر به او شرح دهید او خواهد فهمید. خوب، متوجّه‌اید؟ فقط به او این را بنمایانید … به او بگویید – به او بگویید که … او در زندان است و نمی‌تواند که اینجا باشد امّا – امّا شما که حاضرید و می‌بینید که چه روی می‌دهد. پس بروید به او بگویید.

۱۴۶- پس شاگردان گفتند، بسیار خوب استاد. و به آن سوی تپّه رفتند. عیسی بر صخره نشسته بود و فقط عبورشان را نگاه می‌کرد و رفتند تا محو شدند. او به میان جمع بازگشت و گفت، برای دیدن چه کسی به دنبال یحیی رفتید؟ گفت، برای دیدن چه رفتید؟ آیا رفتید تا مردی را با یقه کشیشی‌اش در لباسهای لطیف و فاخر و صاحب تحصیلات ببینید؟ آیا این آنی بود که برای دیدنش رفتید؟ گفت، نه. می‌دانید که آنان از چه قماشی هستند؟ آنها اهل بوسیدن بچّه‌ها هستند و این را می‌دانید و در کاخهای پادشاهانند. آنها … یحیی از این – این دست چیزها نبود. خوب، برای دیدن چه رفتید مردی که خدمتی دارد و آن را تشکیلات یا همچون چیزی بسته، با هر چیزی در جنبش است … اگر یگانه پرستان او را نخواهند به سوی تثلیث برود و اگر تثلیثیها او را نخواهند به کلیسای خدا، یکی از کلیساهای پنطیکاستی، یا هر جایی برود؟ برای دیدار چه کسی رهسپار گشتید؟ برای دیدن نی‌ای که در جنبش است؟ اوه نه! یحیی این گونه نیست. او گفت، پس برای دیدن چه رفتید؟ برای دیدن پیامبری؟ گفت، بله و به شما این را می‌گویم که نمی‌دانید، که او از پیامبر نیز بزرگ‌تر است. اگر بتوانید بپذیرید او از نبی هم بزرگ‌تر است … این همان است که در کتب مقدّس درباره‌اش نوشته شده، که من پیام‌آور را پیشاپیش روی خود می‌فرستم. ( ملاّکی ۳ ) و او راه را پیشِ رویم مهیّا خواهد نمود. می‌بینید؟ و آنها نفهمیدند. حتّی شاگردان نیز آن را در نیافتند. خوب؟ درسته؟ اوه خدای من! در سادگی فروتن باشید. متوجّه‌اید؟ بروید، هنگامی که خدا چیزی بزرگ را وعده می‌دهد در نظر او آن بزرگ است. متوجّه‌اید؟

۱۴۷- حال اگر می‌خواهید که همیشه این را در ذهنتان نگه دارید … از شما می‌خواهم که … این را در ذهن داشته باشید و هنگامی که این واقع شود پس می‌توانید عوضش کنید. شما می‌آیید و یکی از این گلهای بهارۀ امساله را می‌چینید یا یک ساقه علف را می‌کنید و آن را در دستتان می‌گیرید و می‌گویید، حال می‌خواهم این را نگه دارم و می‌ببینم که آن از چیزی بسیار ساده شکل یافته و می‌خواهم آن هوشی را که می‌تواند یک موشک را به ماه پرتاب کند، این ساقۀ علف را بسازد، دریابم. شما همیشه آن را خواهید داشت. می‌توانید درباره‌اش مطمئن شوید؛ برای همیشه آن را دارید. متوجّه‌اید؟ ساقۀ علف در خودش حیات دارد. متوجّه‌اید؟ این زیادی ساده و پیش پا افتاده است … متوجّه‌اید، اگر شخصی یک انسان بزرگی باشد، خوب عادی است؛ امّا اگر او آن قدر بزرگ باشد که بتواند ساده کوچک شود، به خدا می‌رسد. امّا اگراو آن چنان ساده نشود، هیچگاه به دیدن خداوند نائل نخواهد شد. پس شما باید ساده گردید. حال، آیۀ …

۱۴۸- پرسش ۲۳ قسمت اوّل: در مکاشفه آیات ۵ تا ۹ اینان کِه هستند که – آن هنگام که برّه طومار را بر می‌گیرد … طومار را بر می‌دارد آواز می‌خوانند؟ اوه! آیا آنان مقدّسین، ربوده شدگان هستند؟

۱۴۹- پاسخ: نه، مکاشفه ۶ … ۵ و ۹، نه. اگر توجّه کنید اینان مقدّسین نیستند. او هنوز متعلّقان به خودش را فرا نخوانده. خوب؟ اینان مقدّسین نیستند. اگر توجّه کنید آنان پیران و موجودات زنده هستند، و اینان‌اند که می‌سرایند.

۱۵۰- بیایید بخوانیمش پس آن شخص … و بعد من می‌خواهم سعی کنم … من اینجا شش ساعت بیشتر رویش ماندم و فکر کنم در عرض چند دقیقه بتوانم به آن برسم. بیایید مکاشفه ۵ : ۹ را ببینیم. حال بیایید قبلش قدری بیشتر بخوانیمش، پس … حال این شخص دربارۀ این موضوع صادق است و آنها می‌خواهند بفهمند. دقّت کنید. «پس از آن که او طومار را گرفت آن چهار موجود زنده و آن بیست و چهار پیر پیش پای برّه بر خاک افتادند. آنها هر یک چنگی در دست داشتند و جامی زرّین آکنده از بخوری که همان دعاهای مقدّسین است و سرودی تازه بدینسان … ( خوب، متوجّه‌اید؟ ) می‌سرودند که: تو سزاوار گرفتن طوماری و سزاوار گشودن مهرهای آن.» خوب؟ تو جان ما را خریدی و ما را پادشاهان و کاهنان ساختی؛ آنان ( خوانندگان ) گروهی آسمانی‌اند، نه این که از نجات یافتگان باشند. بسیار خوب. حال.

۱۵۱- پرسش ۲۴: برادر برانهام، اگر همۀ … ( حال برای یک لحظه. من حدس می‌زنم که … ببخشید. ) برادر برانهام اگر همۀ آدمهای با خدا ربوده شوند پس موسی و ایلیا از کجا می‌آیند؟

۱۵۲- پاسخ: یک اشتباهی شد. یک اشتباهی شد. حال همه‌اش برای این است. یک چیزی – چیزی اتّفاق افتاد. متوجّه‌اید؟ چیزی هست که اشتباه شد. همه خوبند؟ هیچ بیماری – یا هیچ چیزی نیست؟ [ یک مرد در جلسه از برادر برانهام می‌خواهد که مکاشفه ۵ : ۹ را دوباره بخواند. ] بیایید مکاشفه را نگاه کنیم، کجا بود برادر؟ ۵ … آن … اوه! آن سوال. اوه سؤالی که داشتم جواب می‌دادم. حال بیایید ببینیم. تو … [ ادامۀ سوال ۲۳ ] «پس از آن که او طومار را گرفت آن چهار موجود زنده و آن بیست و چهار پیر پیش پای برّه بر خاک افتادند. آنها هر یک چنگی در دست داشتند و جامی زرّین آکنده از بخوری که همان دعاهای مقدّسین است و سرودی تازه بدینسان … ( خوب، متوجّه‌اید؟ ) می‌سرودند که: تو سزاوار گرفتن طوماری و سزاوار گشودن مهرهای آن. زیرا که ذبح شدی … ( و همین جا است. خودش است. من اشتباه کردم. خوب؟ ) و با خون خود مردم را برای خدا خریدی از هر …»

۱۵۳- درسته. حال در موردش چه فکر می‌کنید؟ اوه! اگر این حضور روح‌القدس در اینجا نباشد پس چیست؟ او اجازه نمی‌دهد … ببینید من فقط قسمت اوّل آیه را خواندم. ببینید، این فقط – این فقط – یا چیزی این جا نوشته شده بود و من داشتم سعی می‌کردم که از آن رد شوم، به ساعت نگاه می‌کردم. امّا می‌بینید که او مرا رویش نگه داشت؟ جلال. من هرگز قسمت دیگرش را نخواندم. متوجّه‌اید، به این جا رسیدم: و … اینجا را ببینید. و آنها سرودی تازه سراییدند و من متوقف شدم. خوب؟ امّا اینجا را ببینید، آنها این سرود را سراییدند، گفتند، تو ما را از هر طایفه و زبان و قومی خریدی. قطعاً آنان همانند. خدای من! اوه خدای من! اوه خدای من! متوجّه‌اید؟ و اتفاقاً این جا سؤال دیگری هم هست.

۱۵۴- پرسش ۲۳ قسمت دوّم: ممکن است قدرت ( ق-د-ر-ت ) به آنانی عطا شده، اوه! قدرت به آنانی عطا شده که در مکاشفه ۶ : ۱۱ ردای سفید دریافت کرده‌اند به آنانی که ردایشان را در خون برّه شسته‌اند؟

۱۵۵- پاسخ: حال بیایید ببینیم. مکاشفه باب ۶ … من فقط نمی‌توانم در موردش عجله کنم، مردم، چیزهای این چنینی …؟ … این، متوجّه‌اید؟ چون که این طوری می‌شود … چیزی را غلط جواب دهم. حال او نمی‌خواهد که – نخواسته که من اشتباه کنم. این حقیقت دارد. پس باور کنید، روح‌القدس می‌داند که این راست است. خوب؟ من فقط … فقط یک چیز … که من به آن ساعت نگاه کردم، داشتم به ساعت نگاه می‌کردم که ۱۱ : ۳۰ هست و من فکر کردم، اگر الآن نجنبم، نمی‌توانم دیگر برای بیماران دعا کنم. و من – من دارم سعی می‌کنم به آن برسم چون که در ذهنم خیلی … شما … من نمی‌توانم … این را به یاد داشته باشید، باید بدانید؛ من – من انسانم، هفت روز آنجا به سر بردم و من هنوز کاری دارم که امروز بعد از ظهر باید از خدا آن را دریافت کنم. امّا او این چنین مقدّر نمود که من این اشتباه را نکنم، مرا خواند تا برگردم و بقیّۀ آیه را بخوانم.

۱۵۶- من فقط … من فقط حس کردم که چیزی مرا در بر گرفت و گفت”برگرد؛ برگرد.”و من فکر کردم برگرد چی؟ حال متوقّفش کنم و شروع کنم به دعا برای بیماران؟ موضوع چیست؟ چه کرده‌ام؟ و تا خواستم به آن برسم کسی گفت”آیه را دوباره بخوان.”من خواندمش و آن در پایانِ سؤال، در مکاشفه باب ۶ قرار داشت. خوب؟ ببینید من ابتدایش را خواندم؛ در ابتدا این طور به نظر می‌رسید، متوجّه‌اید؟ «و آنان سرودی نو سراییدند …» امّا اینجا ببینید که چه طور شد؟ بعد این طور ادامه‌اش است «ما را خریداری نمودی.» به یقین که آن عروس، همان مقدّسین ربوده شده بود. آیا … و اینجا … به یقین برّه طومار را در دستش داشت. او دیگر تخت رحمت شفیع را ترک کرده بود. خوب؟

۱۵۷- می‌بینید که روح‌القدس چه گونه مراقبش است؟ چون دقیقاً آن همان چیزی است که چند شب قبل گفتم، هنگامی که او در اتاق با من صحبت کرده بود و من به اینجا آمدم و به همۀ شما موعظه کردم، همین که برخاستم او در آن نور حضور داشت، که خودِ مسیح بود … هنگامی که حضور داشت گفت … هنگامی که برّه جایگاهش را ترک کند – برّه جایگاهش را ترک کند و پیش بیاید، خوب؟. اوه خدای من! حال تصوّر کنم که فقط یاد داشت کنیم. متوجّه‌اید؟ … هنگامی که برّه به عنوان شفیع تختِ رحمت را ترک کند، این جا دیگر کارش تمام است و زمان نجات برای کلیسا به پایان می‌رسد.

۱۵۸- دورۀ نجات بعدی برای یهودیان، آن ۱۴۴۰۰۰ نفر است. درست است؟ زیرا می‌دانید که او وعده نموده که درخت را بر می‌کَنَد. حال اینجا … اکنون او، خودِ برّه می‌آید و بعد زمان نجات به پایان می‌رسد، و همۀ آنانی که قرار است نجات پیدا کنند و در دفتر آمده‌اند، دیگر نجات پیدا کرده‌اند و او در اینجا طومار را می‌گشاید. درست است. اوه! متشکرم خداوند. خدمتگزار پریشانت را که سعی بر پایان کاری کرد، ببخش. اکنون. پرسش ۲۳ قسمت دوّم، آیا شما آنانی که در مکاشفه ۶ : ۱۱ به آنان ردای سفید داده شد را با همان برخورد در نظر دارید؟ حال بیایید ببینیم. ( ۶ و ۱۱ ) بسیار خوب. حال ما در کجای آن قرار داریم؟ رداهای سفید … بله، آنانی که شهید شده‌اند در زیر مذبح، همان یهودیان میانۀ آن دوره. به آنان ردای سفید داده شد.

۱۵۹- پرسش ۲۳ قسمت سوّم: … با آنانی که در مکاشفه ۷ : ۱۴ رداهایشان را در خون برّه شسته‌اند؟

۱۶۰- پاسخ: نه. حال این به قطع امری دیگر است. چون این جا را نگاه کنیم، می‌فهمیم این جا است در این زمان است که به اینان ردای سفید داده می‌شود. به آنان، از روی فیض است که ردای سفید داده می‌شود، و اینجا اینان رداهایشان را در خون برّه شسته‌اند. و این جایِ مکاشفه اینان آن جمعیّت عظیمی هستند که در برابر خدا از همۀ طوایف، زبان و قومی می‌ایستند، و اینان دقیقاً به شهدای یهود عطف می‌شوند، می‌بینید؟ حال اکنون آن درست است. اکنون. [ برادر برانهام هر جا از اینان یا آنان صحبت کرده، جمله به جمله دو گروه را مقایسه می‌کند ضمیر، آیه مشخصی نیاورده که هر بار اینان یا آنان به کدام دسته باز می‌گردد. – مترجم ]

۱۶۱- پرسش ۲۴: برادر برانهام اگر تمامی خداپرستان ربوده گردند پس موسی و ایلیا از کجا می‌آیند؟ آیا آنان از یهودیان خواهند بود، یا ایلیای ما که به ما عطا شده – همراه آنان خواهد بود؟

۱۶۲- پاسخ: نه، آن ایلیای امّتها که با این روح مسح شده تا امّتها را فرا بخواند ربوده خواهد گشت، چون ببینید، تمامی کلیسا، همۀ آنانی که از آن دسته بوده‌اند ربوده می‌شوند؛ و این دو نبیِ باب ۱۱ می‌آیند؛ و زمان فیض به امّتها به پایان می‌رسد و فیض به یهودیان می‌رسد. نه، آنان همان اشخاص نخواهند بود. من … من کاملاً در موردش مطمئنم. حال به یاد داشته باشید اینان بهترین قسمت دانشم هستند. بیایید ببینیم که این یکی این جا چه می‌گوید؟

۱۶۳- پرسش ۲۵: سؤال. آیا گندم و شراب … w-h-e-a-t …

۱۶۴- پاسخ: نه حدس می‌زنم منظورش w-h-a-t بوده. این جا یک w-h-a-t کم دارد. نامه می‌گوید که: آن شراب و چه … یا آن شراب و گندم … مکاشفه ۶ : ۶ چی هستند … حال که به این جا می‌رسیم بیایید ببینیم که چیست، این جا است. «و از میان آن موجودات زنده صدایی آمد که می‌گفت، یک پیمانه گندم یک دینار … و سه پیمانه جو یک دینار؛ … مبادا که شراب و روغن را ضایع نمایی.» حدس می‌زنم که منظورش گندم و شراب است، که یکی برای دیگری است. … یک نماد بوده، شرابی که بر روی میز شام در اوّل قرنتیان ۱۱ : ۲۴ آورده شده آیا همان شراب – شراب … نه، یکی از آنها نمادی روحانی است، متوجّه‌اید؟ و دیگری در واقع مکاشفۀ کلام است.

۱۶۵- پرسش ۲۶: آیا همین دلیل می‌شود که بسیاری مریض هستند، زیرا که بدن خداوند را تمیز ندادیم؟ درسته، امّا حال با گشایش مهر ششم … حال بیایید ببینیم. بیایید ببینیم که اکنون آن را در می‌یابم. منظور شما نیستید، خودم را می‌گویم. شما نمی‌شود که … اشکالی ندارد که این را نوشتید؛ منظورم به خودم است. آیا این می‌تواند دلیل این باشد که بسیاری بیمارند، چون ما بدن خداوند را تمیز نداده‌ایم؟ آخر جمله علامت سؤال هست.

۱۶۶- پاسخ: خوب، کتاب مقدّس می‌گوید که بسیاری در میان شما به خاطر عدم تشخیص بدن خداوند، مریض و ضعیف هستند. دقیقاً همین طور است. چون می‌دانید؟ عروس بدن خداوند است و بسیاری منحرف می‌شوند و با او همراه نمی‌گردند. درست است؟ می‌بینید؟ و نمی‌دانند که چه گونه خودشان را کنترل کنند، هر طور که می‌خواهند زندگی می‌کنند و در جمعها و چیزهایی وارد می‌شوند که درست نیست. خوب؟ هنگامی که مردم در جمعی هستند که دروغ می‌گویند و دزدی می‌کنند و مشروب می‌خورند، و … این – این – این وحشتناک است. شما نباید این کار را بکنید. خوب؟

۱۶۷- … امّا اکنون مکاشفه با گشایش مهر ششم – با گشایش مهر ششم است. … امّا حال بیایید ببینیم. نه. اکنون با گشایش مهر ششم می‌فهمید که این دیگر برای یهودیان است. متوجّه‌اید؟ کلیسا دیگر رفته. این دورۀ جفا است. پس همان نخواهد بود، نه، نه این طور نیست. یکی از آنها شراب روحانی است؛ مکاشفۀ کلام است پس ایماندار با مکاشفۀ حاصل از کلام وجد می‌نماید، و آن دیگری نماد خون عیسی مسیح است که بر میز شام خداوند بود. حال همین بیش‌ترین فهم من از آن امر است.

۱۶۸- پرسش ۲۷: آیا آنانی که از پیش برگزیده نشده‌اند خداوند را خواهند پذیرفت؟ اگر چنین کنند سقوط خواهند نمود؟

۱۶۹- پاسخ: نه، امکان ندارد مگر این که از پیش برگزیده باشند، نه. ببینید، آنها نمی‌توانند.

۱۷۰- پرسش ۲۸: کجای کتاب مقدّس نشان می‌دهد که کاتولیک‌ها یهودیان را فریب خواهند داد و ثروتشان را تصاحب خواهند نمود؟

۱۷۱- پاسخ: حال این جایی گفته می‌شود که – که – که وحش برای ثروت فریبشان می‌دهد؛ کتاب مقدّس آن را نمی‌گوید. امّا ما آن را این طور در نظر می‌گیریم که آن … حال چند شب قبل را به یاد دارید … خیلی با دقّت نوارها را ببینید. من هرگز نگفتم که آنان چنین خواهند کرد، من گفتم … ببینید، کاتولیک‌ها ثروتمندترین انجمن جهان هستند، هیچ کسی همچون آنان نیست. و آن چه که آنان ندارند یهودیان باقی‌اش را دارا هستند. این جایی است که اکنون اقتصاد این کشور هم اکنون … ما اکنون بر طبق طناب ِحیاتِ مالیات پولی زندگی می‌کنیم که از مالیاتهایی است که از واشنگتون دی سی می‌آید، قرار است از الآن تا چهل سال آینده پرداخته شوند. این چیزی است که امروز داریم هزینه می‌کنیم. این خیلی دورتر از آنی است که بخواهیم به آن توجّه کنیم. متوجّه‌اید؟ مالیاتهایی که از الآن تا چهل سال باید پرداخته شوند … ملّت ورشکسته شده. کارش تمام است.

۱۷۲- حال Castro کاسترو [ اشاره به فیدل کاسترو رهبر کوبا – مترجم ] تنها کار بارزی که تا به حال انجام داد هنگامی بود که اسکناس جعل کرد و سفته‌ها، وثیقه‌ها را گرفت و آنها را سوزاند و – و پول کشور را عوض کرد. این تنها کاری بود که او توانست انجام دهد. و برای ایالات متّحده تنها یک کار باقی می‌ماند که انجام دهد. حال به یاد داشته باشید، من ویلیام برانهام هستم که صحبت می‌کنم. خوب؟ این فکر من است. این فقط فرضیه است. فقط از یک دیدگاه طبیعی به آن نگاه بیندازید که ممکن است تا میلیونها مایل امری بعید باشد، من باور دارم که در آن پول … عشق به پول ریشۀ بدیها است. و من فکر می‌کنم که دیگر تمامی مدّت آغاز کارش باشد. حال کلیسای کاتولیک با مطالبات انبوه و این چیزها، ثروت دنیا را در دست دارد. به یاد دارید کتاب مقدّس می‌گوید که او غنی بود و این که چگونه بود. و به یاد داشته باشید او نه فقط از یک ملّت بلکه غنی از تمامی ملّتهای زیر این آسمان بود. او دست دراز می‌کند. او ثروت دارد. حال آنان چه ندارند، وال استریت، که آن هم توسّط یهودیان اداره می‌شود.

۱۷۳- حال به یاد داشته باشید که او پول داشت. شب گذشته فهمیدیم هنگامی که یعقوب بازگشت و مبدّل به اسرائیل گشت، به واقع پول داشت امّا در برابر عیسو این پول چیزی برایش نمی‌خرید. متوجّه‌اید؟ عیسو نیز پول داشت. ببینید هر دو مخالف و – و برابرش … کاملاً دقّت کنید. حال این جا را ببینید. من گفتم که ممکن است آنها با هم بر سر پول موافقت کنند و قدرت روم قدرت یهودیان را در پول، با شکستن پیمان می‌گیرد. ممکن است که این گونه نیز نباشد. ببینید، من می‌دانم که آنها پیمان را خواهند شکست. امّا من – من نمی‌دانم که با چه دلیلی این کار صورت می‌گیرد چون برای من آشکار نشده که آنها چه خواهند کرد. امّا ببینید. اکنون اگر امروز … اکنون چه می‌شود اگر امروز تنها کاری که بتوانیم انجام دهیم این است که … اگر مالیات داریم، اگر آن بیانیه درست باشد، از پولی که برای مالیات پولی تا چهل سال پرداخته می‌شود … متوجّه‌اید؟ طلایمان … دیگر خرج شده. ورشکسته‌ایم. دیگر پولی نداریم؛ و فقط از اعتبار گذشته است که داریم زندگیمان را سر می‌کنیم.

۱۷۴- این کاری است که امروز کلیسا دارد آن را انجام می‌دهد: کلیسا نه عروس. کلیسا دارد از اعتباری که مرهون گذشته است، حاصل عصرخدمتِ شیر، بهره می‌برد. ما کلیسا هستیم، ما کلیسای مادر هستیم؛ ما شروعش کردیم … درسته؟ متوجّه‌اید؟ آن از اعتبارش بهره می‌برد. متدیست‌ها از اعتبارشان بهره می‌برند. باپتیست‌ها از اعتبارشان بهره می‌برند و پنطیکاستی‌ها از اعتبارشان بهره می‌برند، جلال بر خدا! خیلی وقت پیش هنگامی که مقدّسین عادت داشتند در روح برقصند و چه طور عمل کنند، خداوند این کار و آن کار را انجام می‌داد. این – این چیزی مربوط به گذشته است. حال همۀ ما بزرگ شده‌ایم، برادر. اوه خدای من! می‌بینید؟ همه این اعتبارات قدیمی است …

۱۷۵- این ملّت دارد از اعتبارات گذشتۀ اجدادی که داشت بهره می‌برد. متوجّه‌اید؟ و برای همین است که فکر می‌کنیم نجات پیدا می‌کنیم. خداوند هیچ وقت اسرائیل را برای آن چه که اجدادش بودند، آن چه که می‌شدند، آن چه که بعدش شدند ارج ننهاد. توجّه کنید، امّا اکنون این جا چیزی است که فکر می‌کنم، چیزی که من، فکر می‌کنم که واقع می‌گردد. حال ممکن است که این طور هم نباشد. من تصوّر می‌کنم که آن زمان خواهد آمد که ما مجبور شویم که این مسئله را مطرح کنیم. و هنگامی که این طور شود به جای این که ما پولمان را عوض کنیم … بر سر فیلیپ موریس چه خواهد آمد؟ بر سر کمپانیهای ویسکی چه خواهد آمد؟ بر سر شرکتهای فولاد چه خواهد آمد؟ بر سر تمامی بازار چه خواهد آمد؟ چه خواهد شد … آنها را ورشکست خواهد کرد. ورشکسته می‌شوند. امّا اگر بتوانیم پول قرض کنیم … می‌بینید که چه قدر زیرک است؟ بعد تمامی ملّت به کلیسا فروخته می‌شود و بعد دوباره کلیسا و سیاست یکی می‌شوند و او ظاهر می‌گردد. خوب؟ همین است. توجّه کنید. بسیار خوب. حال در – در این …

۱۷۶- پرسش ۲۹: اگر کسی در تشکیلات سازمانهای دولت باشد و بتواند آن چه که قلبش ندا می‌دهد را ادا کند، یا از حقیقت زمانهای آخر بگوید، آیا او باز هم جزو یکی از فواحش فرقه‌ای به حساب خواهد آمد؟ هوم. اگر یکی در تشکیلات سازمانها است …

۱۷۷- پاسخ: خوب، تشکیلات سازمانی … به تشکیلات توسّط دولت حق صحبت داده شده است. خوب؟ این ربطی به قلبش ندارد. خوب؟ حال اگر او ایماندار حقیقی باشد و از روح خدا تولّد یافته باشد، یک وقتی بالاخره مانعش می‌شود. متوجّه‌اید؟ نمی‌تواند این قدر آشکار باشد و بعد او متوجّه‌اش نشود.

۱۷۸- حال از شما می‌خواهم که … ببینید، شما می‌خواهید این را به یاد بسپارید دوستان، که تا جایی که من به یاد دارم خدا … خدا هیچگاه این چنین نمی‌کند یا هیچگاه این طور عمل نکرده. خوب؟ امّا آن چه که … ببینید عیسی کلید اصلی تمامیشان بوده زیرا که او خدا بود، عمانوئیل جسم گرفت. حال به این، رفیق نگاه کنید، به عیسی. چه زمانی … می‌دانید او چه زمان بر زمین آمد؟ من تصوّر نکنم که حتّی یک دهم جمعیّت روی زمین تشخیص داده باشند که او که اینجا است کیست؟ می‌دانید که چه زمان آن منادی آمد، حدس می‌زنم هنگامی که در تمامی کوهستانها و حول و حوش، این چیزها به وقوع پیوست حتّی یک صدم جمعیّت اسرائیل هم حضور نداشتند، اصلاً از چنین چیزی خبر داشتند؟ این عجیب نیست؟ چرا، آنجا که یهودیان و همه و همه مردم دنیا بودند.

۱۷۹- حال این را به یاد داشته باشید که عیسی باید می‌آمد تا شاهدی به عنوان منجی جهان باشد. درسته؟ زیرا که مردم پشت اندر پشت هیچگاه حتّی درباره‌اش چیزی نفهمیدند، همین طور آن چنان پیش رفت که دنیا هیچ چیزی را درباره‌اش درک نکرد. امّا تمامی مدّت این امر در دنیا پیش می‌رفت. متوجّه‌اید؟ چرا او به آنان اجازه نداد تا درک کنند؟ او آمد و آنانی که از پیش برای زندگی ابدی برگزیده شده بودند جزو آنانی بودند او را پذیرفتند. فایده‌ای نداشت که به بقیّۀ آنان چیزی گفته شود، زیرا که او آنان را آزاد نمی‌کرد چون آنان حتّی آزاد شدنی نبودند. برای همین است که کشیشانی که آنجا ایستادند … هنگامی که قرار بود که او به آن نقطه برسد سر تا سرِ برگزیدگان در آن قسمت قرار گرفتند؛ پس او در جمع برایشان موعظه می‌کرد. و تحصیل‌کردگان بصیری که باید او را می‌شناختند گفتند این شخص بعلزبول است. نباید اجازه دهیم این مرد بر ما فرمان براند. و از این چیزها. متوجّه‌اید؟ نباید اینکار را بکنیم. امّا فاحشۀ قدیمی بینوا، با حیات در خودش، برای زندگی ابدی برگزیده شده بود و نامش این جا در کلام خدا جاویدان است، او راه افتاد و اوّلین باری که آن نور به آن بذر کوچک برخورد، سریعاً او را شناخت.

۱۸۰- به این ماهیگیر پیر نگاه کنید، او نزدیک می‌شود؛ او آنجا ایستاده بود و نشانه‌ها و کارهای عجیب را به جا می‌آورد و – و به اقشار مردم اسرار قلبهایشان را می‌گفت و خودش را آشکار می‌کرد. و خدای من! فریسیان آنجا ایستاده بودند و می‌گفتند، این شخص بعلزبول است. آنان باید به جماعت خود پاسخ می‌دادند. همۀ آنها دور ایستادند. دکتر ( Jones ) جونز، ممکن است بروی و به سخنان این مرد گوش دهی؟ به نظر می‌رسد که انگار او از آن چه که صحبت می‌کند آگاه است. او همچون عامۀ مردم سخن نمی‌گوید. به او گوش خواهم داد. او راه افتاد تا ببیند که او … خدا – خدا هیچ وقت نمی‌توانست او را در بر گیرد. و او آنجا ایستاد گفت … آنها گفتند حال، ببین. این جا را ببین. یکی می‌آید … حال او یکی از شاگردانش است. کسی می‌آید … حال اکنون اسم این شخص … این هم آندریاس است. به یاد دارید؟ اوه آن ماهیگیران پیر را به یاد دارید، آنها خودشان هستند. بله، این، این برادرش شمعون است. متوجّه‌اید؟ و آنان – آنها بچّه‌های یونای پیر هستند. حال، آنها … ببین، او – او کسی را نزد خودش می‌آورد. او کیست؟ بله. حال ببینیم او چه می‌کند. او – او آنجا است. و این شخص راه می‌افتد و او به این شخص می‌گوید: «تو شمعون هستی پس یونا.»

۱۸۱- این شخص باید بعلزبول باشد. می‌بینم که او یک جور روح با خودش دارد. عجیب غریب است. خوب؟ روحی که بر … هیچ وقت به چنان چیزهایی گوش نسپارید. متوجّه‌اید؟ از آن جا دور بمانید. من به هیچ وجه به چنان جمعهایی نخواهم پیوست. متوجّه‌اید؟ فقط به محض این که این چیزها تمام شد از اینجا بیرون می‌رویم. ما هرگز دوباره این جا نخواهیم آمد. متوجّه‌اید؟ چرا؟ حال آن چیزی است که او فکر می‌کرد و هنوز هم قرار بود که او همان بماند. ببینید، همان اشخاص نیز آن هنگام که او آمد او را به صلیب کشیدند. متوجّه‌اید؟ امّا همان جا یک زن فاحشۀ بینوایی بود که همه طردش کردند. دارم فحشا را تأیید نمی‌کنم. نه قطعاً این طور نیست، امّا دارم به شما بذر از پیش برگزیده را نشان می‌دهم.

۱۸۲- به این شخص نگاه کنید، این جا را ببینید، این ماهیگیر پیر حتّی نمی‌تواند … کتاب مقدّس می‌گوید که او بی‌سواد بود. درسته؟ نه فقط همین بلکه بی‌دانش بود. حال این درست است یا غلط؟ اوه! کاش ما می‌توانستیم، نسبت به همۀ این چیزهایی که فکر می‌کنیم می‌دانیم، بی‌دانش می‌شدیم. متوجّه‌اید؟ بسیار خوب. ببینید، او بی‌سواد و بدون دانش بود. و بعد او راه افتاد به حضور خداوند عیسی رفت و او به این ماهیگیر گفت که او کیست، فوراً این امر پا گرفت. حال بحث بقیّۀ این آدمهای مخالف در این باره است که، خوب ببینید، آن مرد به او ایمان آورد. ببینید او کیست؟ می‌دانید او کیست؟ این مرد هیچ وقت اصلاً … اوه! او اوه، او ماهیگیر است. اوه! او الفبا را هم بلد نیست. من از او ماهی خریدم، او حتّی نمی‌توانست که یک رسید را امضا کند. این … ببینید، این نوعی از … این گونه آدمها هستند که به چنین شخصی گوش می‌دهند. خدا را شکر. آمین. متوجّه‌اید؟ اوه! اوه! او … پدرش را ببینید. او بی‌سواد بود و حتّی او را به مدرسه نفرستاد؛ امّا این همان کسی است که خدا به سوی مدارس فرستاد، و آن طریقی را که خدا می‌خواست به انجام برسد، یاد داد.

۱۸۳- اکنون من نمی‌خواهم از مدرسه نرفتن حمایت کنم. امیدوارم متوجّه باشید، امّا این فقط یک نمونه است. متوجّه‌اید؟ تا شما به آن پی ببرید. این نوعی … برای همین است که آن بر بقیّه سرتری دارد … و می‌دانید چیست؟ حتّی … من می‌گویم که حتّی یک سوّم تمامی یهودیان روی زمین هم دربارۀ آمدنش نمی‌دانستند، و – و بعد یک – یک پنجم از آن یک سوّم به او گوش سپردند و بعد یک صدم از آن یک پنجم آن را پذیرفتند. می‌دانید که او چند نفر را داشت. از تمام آنها او دوازده نفر را تا پای صلیب داشت. بقیۀ آنها کجا بودند؟ متوجّه‌اید؟ هفتاد نفر ناپدید شدند.

۱۸۴- حال در حالی که او بیماران را شفا می‌داد و همین طور پیش می‌رفت و هیچ چیزی دربارۀ عقیده‌اش نمی‌گفت … همین طور برای شفای بیماران پیش می‌رفت و هر کاری می‌کرد … اوه خدای من! این روح خدا بر او بود، باور می‌کنید؟ هنگامی که او بیماران را شفا می‌داد فوق‌العاده بود. او آموزگاری بزرگ است، گفتند آهای برادران باید او را به کلیسای خودتان بیاورید. هی پسر، شما دارید از قدرت حرف می‌زنید، همین آدم واقعاً می‌تواند مریضان را شفا دهد. شما باید این کار را بکنید … او عطای شفا دارد. خوب، البتّه آنها می‌خواهند که کمی تقلید کاری کنند چون هر دسته‌ای، مردان خودش را دارد. او به این جا می‌آید. اوه! یقیناً آموزگار، ما با تو هستیم.

۱۸۵- بسیار خوب، راهی شویم. بیایید برویم. بسیار خوب، او هفتاد نفر را فرستاد و بقیّۀ ماجرا. بعد یک روز بعد از معجزات بزرگی که انجام شد، او می‌نشیند و شروع می‌کند که به آنان از کلام بگوید. متوجّه‌اید؟ در ابتدای ندایِ … بسیار خوب. او شروع می‌کند که به آنان از کلام بگوید، از حقیقت … آنها گفتند، آه یک دقیقه صبر کن؛ من در این باره نمی‌دانم. این برخلاف عقایدآنها است. گفتند، خوب من می‌دانم که ما سنهدرین و همه چیز را ترک کردیم امّا شاید ما – ما در اشتباه باشیم برادران. بهتر است باز گردیم چون آن مرد در مثلها سخن می‌گوید. او آدم عجیب غریبی است. نمی‌توانم درکش کنم. متوجّه‌اید؟ این چه بود؟ این بذر از ابتدا برگزیده شده نبوده است. پس اوّلین چیزی که شما می‌دانید این است که او گروه کوچکی از خادمین را داشت و با خادمین صحبت می‌کرد. آنها می‌گفتند آو، هوم بهتر است که ما باز گردیم و به تشکیلات برگردیم و دوباره نوشته‌هایمان را از سر بگیریم. متوجّه‌اید؟ چون این شخص … مشخص است که این آدم … دیگر چه کسی می‌تواند چنین آدمی را درک کند؟ این جا این را می‌گوید آن جا آن چنان می‌گوید. آه! آنها نمی‌توانستند آن چنان درکش کنند.

۱۸۶- او داشت به بعضیهایشان مثلها را می‌نمایاند، نه به بقیّۀ آنها؛ پس آنها رفتند. سپس او برگشت و به آن دوازده شاگرد رو کرد و گفت، شما نیز می‌خواهید بروید؟ حال، دقّت کنید. پطرس گفت، می‌دانید موضوع چیست؟ من تمامی مدّت به جرگۀ آن جا پیوسته بودم. کجای دنیا باید بروم؟ کجا بروم؟ کجا – کجا می‌توانم بروم؟ بعد از این که این جا یک کاری انجام دادم … نمی‌توانم دوباره به همان زباله‌دانی که تمامی آن آدمهای پست جهان در آن هستند برگردم. می‌فهمید؟ من – من … کجا می‌توانم بروم؟ من – من نمی‌توانم این کار را بکنم. او گفت، بسیار خوب، زودباش راه بیفت. حال بفرما. می‌فهمید که چه شد؟ از جمعیّت حدوداً دو و نیم میلیونی دوازده نفر ماندند. و منجی جهان از میان میلیاردها نفر … فروتن شوید، فقط در فروتنی بمانید. متوجّه‌اید؟ دقّت کنید. حال در میان تمامی آن فریسیان، آن فاحشۀ کوچک از راه می‌آید؛ می‌گوید، به راستی که، تو باید نبی باشی. حال ما می‌دانیم که مسیح می‌آید؛ و هنگامی که او بیاید این چنین خواهد بود. او گفت، من همانم. زن گفت، خودش است. و دوید و رفت. آن وقت اگر می‌خواستید مانعش شوید، نمی‌توانستید.

۱۸۷- پرسش ۳۰: برادر برانهام، با درود در نام خداوند عیسی. لطفاً توضیح دهید که این شخص در متّی ۲۲ : ۱۱ کیست، آن مرد جامۀ جشن عروسی به تن نداشت، لباس عروسی … من می‌دانم که این شخص نمی‌توانست بدون جامۀ عروسی به آسمان داخل گردد. می‌دانم که او مهمان بود نه عروس.

۱۸۸- پاسخ: بله درسته. او باید مهمان بوده باشد. بله او فقط لباس معمولی پوشیده بود. متوجّه‌اید؟ حال ببینید. اکنون من … این وقت تمامی جلسه را می‌گیرد و من فقط ده دقیقه برای دعا بیماران و پایانش دارم، و من نصفشان را انجام دادم. توجّه کنید. امّا من – من می‌خواهم درست بعد از اطمینان از این یکی، عجله کنم. متوجّه‌اید؟

۱۸۹- این چیزی است که اتّفاق افتاد. اگر رسوم شرقی را بدانید هنگامی که داماد برای عروسی‌اش دعوت می‌فرستد، دعوتهای بسیاری می‌فرستد. و برای هر دعوتی که فرستاده، یک حاجب بر در گسیل می‌کند تا بر آن شخص یک ردا بپوشاند، حال چه این شخص فقیر یا هر چیزی باشد، او باید … اگر او غنی یا فقیر باشد، هر چه که باشد، همۀ آنها باید این جامۀ عروسی را بپوشند. هنگامی که آنان بر در ایستادند، این ردا بر آنان پوشانده شد؛ این ردا هر چه که او دارد را می‌پوشاند. کسی که دعوت شده چه میلیونر باشد یا مسکین، چه کشاورز باشد ، چه چاه کن یا هر چیزی که باشد یا – یا اشرافی باشد، اینجا او با ردا پوشانده می‌شود، چون ردا در همان جلوی در هنگام ورودش بر در او را می‌پوشاند.

۱۹۰- حال یوحنّا ۱۰ را ببینید به گمانم همین باشد”من در هستم. من آن در هستم که از آن داخل می‌گردید.” حال او بر در ایستاده و اینجا شخصی هست که ردا را می‌پوشاند، روح‌القدس است که به او هنگام داخل شدن ردای راستی می‌پوشاند. حال این شخص از طریق تشکیلات آمده بود. پشت به پنجره، قدری در سوراخ چپیده و بر سر یک میز قرار گرفته و نشسته. و بعد که داماد از راه می‌آید و اطراف را نگاه می‌کند، او …؟ … اینان برایش غریبه بودند، حال او همان غریبه است. متوجّه‌اید؟”اینجا بدون تعمید روح‌القدس و این چیزها چه می‌کنی؟ چگونه به اینجا داخل شدی؟”خو ب، او از جایی اطراف در می‌آید و بدون دعوت درست می‌آید. متوجّه‌اید؟ او با تشکیلات آموزشی یا چنین چیزی از راه می‌رسد. متوجّه‌اید؟ او می‌آید و به آنان می‌گوید: «او را بگیرید دست و پایش را ببندید و به بیرون در تاریکی بیندازید جایی که شیون و ناله و فشار دندان خواهد بود.» متوجّه‌اید؟ او به دورۀ جفاها رانده شد. متوجّه‌اید؟ او از در داخل نشده بود. خوب، بسیار خوب.

۱۹۱- پرسش ۳۱: سؤال: آیا ایلیای باب ۴ ملاّکی همچون ایلیایی است که در مکاشفه ۱۱ : ۳ ذکر می‌گردد، و آن شاهدین دیگر – آن دو شاهد دیگر جدا هستند یا افراد جدا محسوب می‌شوند؟

۱۹۲- بله. ایلیای ملاّکی باب ۴ ملاّکی باب ۳ نخواهد بود. درباره‌اش شب قبل مطالعه کردیم. و آیا آن شاهد دیگر جدا محسوب می‌شود؟ دوتایشان این طورند، بله قربان، موسی و ایلیای مکاشفه ما هستند. حال نمی‌خواهم که شما را خیلی اینجا نگهدارم.

۱۹۳- پرسش ۳۲: برادر برانهام تصوّر کنم اوّل پادشاهان باب ۱۹ تعداد آنانی که زانو نزدند هفت …

۱۹۴- پاسخ: بله درسته. به جای هفتصد نفر … متشکرم. این کاملاً درسته. به جای هفت هزار نفر، هفتصد نفر … برادر … هفت هزار نفر به جای هفتصد نفر. حالا، این را می‌بینید؟

۱۹۵- می‌دانید؟ واقعاً هنگامی که یک شخص این چنین می‌آید تا موعظه کند … حال می‌خواهم از شما یک پرسشی بکنم بعد شما متوجّه می‌شوید. هنگامی که ایلیا از بیابان آمد یک پیغام داشت. او از بیابان راه پیمود و آمد و به آن پادشاه گفت، از آسمان قطره‌ای باران جز به فرمان من نخواهد بارید. این کلمات او بود و همین طور بازگشت و به هیچ کسی هیچ چیزی نگفت. متوجّه‌اید؟ هنگامی که او پیغام دیگری داشت، آمد و این پیغام را گفت و راهش را چرخاند، به بیابان برگشت. خوب؟ حال اگر دقّت کنید هنگامی که من سنگ زاویه را در زیر خیمه گذاشتم او گفت”خدمت مبشّری را انجام رسان”و حال زمانی رسیده که آن کار مُنفک گشته. چیز دیگری هست که دارد اتّفاق می‌افتد. پس من …؟ … متوجّه‌اید؟ خوب، من اینجا می‌آیم و سعی می‌کنم مبشّری و چیزهای دیگر انجام دهم؛ و می‌بینید که کجا قرار دارید؟ خوب، شما … اوه! من از کلیسا انتظار دارم که به اندازه کافی در روح باشند تا درک کنند.

۱۹۶- پرسش ۳۳: برادر برانهام من می‌فهمم که ایلیا باید سه دفعه تکرار شود. به ما گفته‌اید که تا کنون دوبار بوده و دوباره خواهد آمد. حال آیا آن شخصی که روح ایلیا بر او است همان دو شاهد یعنی موسی و ایلیا خواهد بود؟

۱۹۷- پاسخ: نه، نه. او از امّتها است برایِ کلیسای امّتها. خوب؟ خدا همیشه بر قوم خودش کسی را گسیل می‌کند. متوجّه‌اید؟ او بر قوم خودش آمد. و قوم خودش او را نپذیرفتند. او همیشه … پیغام زمانش را می‌فرستد … هنگامی که خدا با یهودیان سر و کار داشت هیچ نبی از میان امّتها برنخاسته بود. هنگامی که خدا به سوی یهودیان باز گردد هیچ نبی از میان امّتها نخواهد بود. متوجّه‌اید؟ متوجّه‌اید که منظورم چیست؟ بسیار خوب.

۱۹۸- پرسش ۳۴: بعد از این که ربودگی واقع شد …

۱۹۹- پاسخ: حال، البتّه یک دورۀ انتقال خواهد بود، یک پیغام به پیغامی دیگر مبدّل خواهد شد. همین طور زمانش باید برسد. متوجّه‌اید؟ همان گونه که آن را توضیح دادم، همچون پولس که برای امّتها و بقیّه بود. بسیار خوب.

۲۰۰- ادامه پرسش ۳۴: بعد از این که ربودگی واقع شد، آیا هیچ کسی از کلیسا که ربوده نشده نجات خواهد یافت؟
پاسخ: نه. ها آها، چون که فدیه دهندۀ خون دیگر رفته. متوجّه‌اید، دیگر واسطی نیست؛ دورۀ امّتها به پایان رسیده. بعد از ربودگی دیگر هیچ کسی، هیچ کس از کلیسا نجات نخواهد یافت. ها آها. کلیسا … «فاسد در فساد خود بماند، آن که مقدّس است، مقدّس بماند.» متوجّه‌اید؟ دیگر بعد از رفتن کلیسا چنین چیزی به وقوع نخواهد پیوست.

۲۰۱- پرسش ۳۵: برادر برانهام من توجّه کرده‌ام که در مهر اوّل شما به هفتاد هفتۀ دانیال مراجعه می‌کنید. من دانیال را درک می‌کنم. از روی نوار دانیال هنگامی که انجیل به سمت یهودیان باز می‌گردد هفتاد هفته شروع می‌گردد. آیا یک هفته از آن هفتاد هفته برای یهودیان است یا این که فقط نیم هفته باقی است؟ یک سه سال و نیم فقط برایشان باقی می‌ماند؟

۲۰۲- پاسخ: فقط نیم هفته است: عیسی نیم هفتۀ اوّل را همان گونه که پیشگویی شده بود نبوّت نمود، تنها نیم هفته برایشان باقی می‌ماند.

۲۰۳- پرسش ۳۶: برادر برانهام، در طول هفته برای بیماران دعا نکردید، امکانش هست که …

۲۰۴- پاسخ: این فقط یک درخواست برای دعا است …

۲۰۵- پرسش ۳۷: برادر برانهام، امکان دارد که بعد از پایان جلسه ملاقاتتان کنم …

۲۰۶- پاسخ: این یک درخواست که! خوب؟ …

۲۰۷- پرسش ۳۸: آیا ممکن است دربارۀ هزار سال زندانی شدن شیطان و آزاد شدن دوباره‌اش برای نبرد، نبردی که در مکاشفه باب ۲۰ آیه ۸ هست توضیح دهید؟ این چه رابطه‌ای با جنگ آرماگدون که در مهر چهارم ذکر شده دارد؟ آیا جووج و ماجووج از مردمان زمینِ نو هستند؟

۲۰۸- پاسخ: خوب این یکی طولانی است. می‌خواهم رفعش کنم. متوجّه‌اید؟ حال اوّلین مورد … حالا ممکن است که نتوانم توضیح دهم. تمامی سعی‌ام را می‌کنم.

۲۰۹- پرسش ۳۸ قسمت اوّل) آیا ممکن است دربارۀ هزار سال زندانی شدن شیطان و آزاد شدن دوباره‌اش برای نبرد، نبردی که در مکاشفه باب ۲۰ آیه ۸ هست توضیح دهید؟

۲۱۰- پاسخ: این نبرد آرماگدون نیست. نبرد آرماگدون در این قسمت صورت می‌گیرد. متوجّه‌اید؟ بسیار خوب. هنگامی که دورۀ جفاها به پایان می‌رسد.

۲۱۱- پرسش ۳۸ قسمت دوّم) حال این چه ارتباطی به نبرد جوج و ماجوج دارد؟

۲۱۲- پاسخ: هیچی. یکی پیش از شروع هزاره است و آن یکی در پایان، در پایان هزار سال است.

۲۱۳- پرسش ۳۸ قسمت سوّم) … همان طور که مهر چهارم ذکر شد آیا جوج و – آیا جوج و ماجوج از مردم بر روی زمینِ نو پدید خواهد آمد؟

۲۱۴- پاسخ: شیطان از زندان آزاد می‌شود و راه می‌افتد تا تمامی مردم را جمع کند، ضعیفان را، تا آنان را به اینجا بیاورد و بر جوج از آسمان آتش و گوگرد خواهد بارید و آنان بلعیده خواهند شد. متوجّه‌اید؟ روی هم رفته دو نبرد است.

۲۱۵- پرسش ۳۹: در ارتباط با ۶۸ میلیون شهید توسّط کلیسای کاتولیک رومی، رخداد تاریخی آن چه زمان بود و برای چه مدّت این واقعه طول کشید؟

۲۱۶- پاسخ: “احیاء عظیمِ”اسموکر ( Smucker ) را بخوانید. تصوّر کنم بعضی از تحصیل کرده‌های اینجا آن را داشته باشند؛ و آن دربارۀ تاریخ کلیسا است. و الآن به یاد ندارم که چه صفحه‌ای است امّا این از زمانِ – این امر به کلیسا توسّط سنت آگوستین هیپو در آفریقا داده شد. این در سال ۳۵۴ میلادی بود و تا سال ۱۸۵۰ تا قتل عام ایرلند طول کشید. متوجّه‌اید؟ پس زمانش از سال۳۳ یا۳۰ – ۳۵۴ میلادی بود. بگذارید الآن پیدایش می‌کنم. خوب؟ از ۳-۵-۴ تا – تا ۱-۸-۵-۰، ۱۸۵۰ برطبق تاریخ شهدای کلیسا ۶۸ میلیون معترض به خاطر عدم موافقت با پاپ رم کشته شدند. این تاریخ است. اگر بخواهید بگویید که این اشتباه است خوب پس، شاید که جورج واشینگتن ( George Washington ) یا لینکلن ( Lincoln )الآن نباشند. می‌دانید که هیچ کدام ما آن زمان زندگی نمی‌کردیم تا آنها را ببینیم؛ امّا باور دارم در هر حال آنها زمانی بوده‌اند. من نشانه‌هایی که آنان اینجا بوده‌اند را می‌بینم.

۲۱۷- پرسش ۴۰: برادر برانهام، باب ۱۹ و آیۀ ۱۸: «هنوز در اسرائیل هفت هزار نفر هستند، هفت هزار نفر در اسرائیل هستند که هنوز در برابر بعل زانو نزده‌اند و هر لبی – یا – یا ریشی …؟ … هستند که هنوز او را نبوسیده‌اند. لبانشان او را نبوسیده است. لطفاً برایم دربارۀ این هفتصد نفر توضیح دهید.

۲۱۸- پاسخ: آنان هفت هزار نفر بودند. خوب؟ و آنان بعل را می‌بوسیدند. این را نمی‌دانید … چند نفر اینجا پیشتر کاتولیک بوده‌اند؟ قطعاً، متوجّه‌اید؟ تمثالها را می‌بوسید. متوجّه‌اید؟ و به یاد بیاورید در زمان بابلیان و نبوکدنصر هنگامی که پادشاهی امّتها مطرح بود، خوب؟ در زمان اوج پادشاهی امّتها، چنین چیزی با پرستش یک بشر داخل شد.

۲۱۹- نبوکدنصر مجسمۀ یک انسان را ساخت. و اگر شما تفکّر روحانی داشته باشید … حال به این مکاشفه گوش دهید. آن مرد که آن روح، از آن شخص فکری ساخت – یا فکرِ تمثالش را ایجاد کرد، دانیال بود. یک مرد مذهبی پرستش می‌شد. متوجّه‌اید؟ زیرا که او بلصر نامیده شده بود، این طور نبود؟ یا بلطشصر، که نام خدای او بود، و او ( نبوکدنصر ) تمثالی از آن خدا ساخت که تمثال دانیال بود و دانیال از زانو زدن در برابر تمثال خودش امتناع کرد. متوجّه‌اید. می‌فهمید؟ و دوباره این اینجا است. خوب؟

۲۲۰- حال دقّت کنید. پادشاهی امّتها در روزگار بابلیان در زمان پادشاهی نبوکدنصر به اوج رسد، یک پادشاه از امّتها کلیسایی بنا می‌کند و با تمثالی مقدّس از مردی مقدّس همه کشور را کنار هم قرار می‌دهد و آنان را مجبور به پرستش آن می‌کند. پادشاهی امّتها با دست خطی بر روی دیوار، از پاهایش خرد می‌گردد، به واسطۀ یک قدرت سیاسی حکومت و کلیسا یکی می‌شود تا دوباره بوسیدن تمثالها اجبار شود. متوجّه‌اید؟ این همان امر است: تمثال مردی مقدّس. یقیناً.

۲۲۱- پرسش ۴۱: برادر برانهام زمانی که ربودگی صورت گیرد … زمانی که ربودگی صورت گیرد، آیا کودکانی که درست را از غلط تشخیص نمی‌دهند ربوده خواهند شد؟

۲۲۲- پاسخ: اگر نامشان در دفتر مکتوب باشد این گونه می‌شود. بله. درسته. خوب؟ بسیار خوب.

۲۲۳- پرسش ۴۲: برادر برانهام، شب گذشته گفتید که در زمان نبوّت ایلیا هفتصد نفر بودند که نجات می‌یافتند. منظورتان هفت هزار …

۲۲۴- پاسخ: بله، درسته. لطفاً مرا ببخشید. درسته. خوب؟ اشتباه کردم.

۲۲۵- پرسش ۴۳: برادر برانهام ممکن است توضیح دهید … بعد از گشودن … برادر برانهام ممکن است پایان، ببخشید – ممکن است پایان – حال این مربوط به شما نیست؛ منم. متوجّه‌اید؟ آیا فیض خدا بعد از گشودن هفت مهر توسّط شما پایان می‌رسد؟

۲۲۶- پاسخ: امیدوارم این طور نباشد. نه، نه دوستان، هم اکنون چنین چیزی را به ذهنتان راه ندهید. متوجّه‌اید؟ فقط پیش روید. سیب زمینیهایتان را بکارید و به کلیسا بروید و همین طور ادامه دهید. اگر چنین چیزی صبح اتّفاق بیفتد، شما باید باز دقیقاً همان کاری که انجام می‌دهید را انجام دهید. شروع نکنید … ببینید، هنگامی که چنین کنید هر چیزی را از هدفی که برایش در نظر گرفته شده بود دور می‌سازید. قدری فکرهای عجیب غریب می‌کنید و در مورد امور تفکّرات خودتان را دارید. فقط هنگامی که می‌نشینید و به چنین چیزهایی گوش می‌دهید بگویید، شکر ای خداوند. من فقط می‌خواهم قدری به تو نزدیک‌تر شوم. می‌بینید؟ متوجّه‌اید؟ من فقط می‌خواهم … کارتان را ول نکنید و نگویید، همه چیز را ول می‌کنم.

۲۲۷- چند روز قبل از عزیمت یک شخص از کارولینای شمالی به این جا آمد، گفت: جلال بر خدا، می‌توانید به من بگویید این شخص والایی که می‌گویم کجا است؟ و من گفتم: نه. گفت: اوه! بله قربان. گفت: این شخص که … گفت: این شخص رئیس Auto Mission است. من گفتم: چی؟ گفت: Auto Mission گفتم: من نمی‌فهمم. و او گفت: اوه، گفت: این شخص رئیس است. گفتم: گفتید نامش چه بود؟ او گفت: فکر کنم برانهام، برانهام یا براون چنین چیزی. گفتم: خوب نام من برانهام است. او گفت: آیا شما رئیس Auto Mission هستید؟ گفتم: نه قربان. او گفت: خوب پس کجای هزاره هستید؟ گفتم: نمی‌دانم. گفت: چرا، شما که … شما – شما که حرفتان این بود که هر آن امکانش هست و بعد خودتان نمی‌دانید؟ و من گفتم: نه قربان، من نمی‌دانم. و او گفت: خوب، جلال بر خدا. گفت: من دوستانی دارم که آمدند، این را به من گفتند، و نیز گفت: من کارم را رها کردم؛ هنوز لباس کارش بر تنش بود. گفت: برادر من به دنبال هزاره هستم. و من گفتم: خوب، من – من تصوّر کنم که شما قدری قاطی کردید، این طور نیست برادر؟

۲۲۸- در آن زمان یک ماشین، یک تاکسی داشت می‌رفت. زنی گفت: نگهشدار، نگهشدار، نگهشدار. یک خانم ریزه‌ای آمد گفت: ممکن است اکنون برای همسرم دعا کنید؟ گفتم: بله خانوم، موضوع چیست؟ او گفت: خوب من می‌فهمم که شما یک ماه از ملاقات صبر می‌کنید تا دعایی کنید. خب؟ گفتم: چی؟ او گفت: بله قربان، گفت: امّا من وامانده شده‌ام. شما باید برای شوهرم دعا کنید. گفتم: قطعاً، او کجا است؟ او را پیشم بیاورید. این شخصی که همین طور ایستاده بود نگاه می‌کرد، گفت: شما برای مریضان هم دعا می‌کنید؟ گفتم: بله قربان. پرسید: نامتان چه بود … گفتید برانهام؟ منم گفتم: …؛ و شما چیزی دربارۀ هزاره نمی‌دانید؟ گفتم: خوب من – من … نه، نمی‌دانم. گفتم: من – من بر طبق کتاب مقدّس این را همین حالا نمی‌دانم. او گفت: نه وقتش همین الآن است. مردم از همه جا دارند می‌آیند. گفتم: خوب کجا است؟ او گفت: جفرسون ویلِ ایندیانا، درست زیر پل. قربان شما باعث شدی بگویم. و من گفتم: من چیزی در این باره نمی‌دانم. گفتم: بیایید برویم و بنشینیم. شاید بتوانیم در این باره صحبت کنیم. این کار را کردیم. متوجّه‌اید؟ این کار را نکنید – این کار را نکنید … متوجّه‌اید دوستان، هیچ وقت طالب خدمت نباشید. می‌دانید منظورم چیست. خوب؟ همان جایی که هستید خوش حال بمانید. فقط ادامه دهید.

۲۲۹- پرسش ۴۴: بعد از ربودگی عروس، چه زمانی کلیسا که به دورۀ جفا رانده شده داوری می‌شود؟ ( پاسخ: به داوری نمی‌آید. [ اینجا منظور برادر برانهام کلیسای عروس بوده – مترجم ] ) آیا این پیش از هزاره است یا پس از هزاره؟

۲۳۰- پاسخ: برای کلیسا … اوه! عذر می‌طلبم؛ هر شخصی که آن را نوشته مرا عفو کند. چه زمانی کلیسا که … بعد از ربودگی عروس، چه زمانی کلیسا که می‌بایست از دورۀ جفا عبور کند، در داوری می‌ایستد؟ بعد از آن است. بقیّۀ مردگان که با عروس همراه نشدند تا زمان سر آمدن هزار سال زنده نخواهند گشت. بیایید ببینیم.

۲۳۱- پرسش ۴۵: شما بارها گفته‌اید که کمونیسم توسّط خدا قد برافراشته شد تا هدفش را برآورد، همچون قضیۀ نبوکدنصر. حال کمونیسم در کجای داستان قرار می‌گیرد سرانجام – سرانجام چنین خواهد شد؟ چگونه پایان خواهد یافت؟ خیلی از تحصیل کرده‌ها باور دارند که جوج و ماجوجِ حکومتِ شمال که در کتاب مقدّس ذکر شده بر علیه اسرائیل خواهند شد، در … ( من نمی‌توانم سر در بیاورم که این چیست. بله. بله ) من تصوّر کنم در بعضی از نوارهایی که تهیّه شده‌اند به شما گفته شده که عاقبت آن سقوط می‌کند – که – که کمونیست‌ها سرانجام کاتولیک‌ها یا واتیکان را با بمب نابود خواهند کرد. درسته؟

۲۳۲- پاسخ: بله. مکاشفه باب ۱۶ آن را متوجّه می‌شوید و مکاشفه ۱۸ : ۸ و ۱۲. اگر این شخص ( سؤال کننده ) اینجا است و می‌خواهد آن را بر روی کاغذ بیاورد می‌تواند فوراً به آن نگاه بیندازد. بله. خوب؟ «افسوس افسوس آن شهر عظیم … زیرا که در ساعتی نابود شد.» متوجّه‌اید؟ بازرگانان و همۀ کسانی که به آن مال‌التجاره می‌آوردند … چنین خواهد شد. درسته. و … رهایش کنید …کمونیسم را فراموش کنید. خوب؟ این چیزی نیست جز یک عدّه آدمی که چیزی جز بِربِرِ بی‌خدا نیستند. این تشکیلات است … بگذارید به شما چیزی را نشان دهم – فقط نشان دهم که چه قدر ساده است. چون فقط یک در صد از کل روسیه کمونیسم هستند. آنها به یک رسول احتیاج دارند. خوب؟ یک در صد … آن نود و نه در صدشان هنوز طرفدار مسیحیّت هستند. یک در صد، حال چه طور یک درصد می‌تواند نود و نه در صد را در دست بگیرد؟ این دیگر باید برای شما مشخص باشد. اگر خدا اجازه نمی‌داد، روشن است – روشن است که آنها خیلی وقت پیش از بین رفته بودند. خوب، یقیناً.

۲۳۳- پرسش ۴۶: برادر برانهام شما گفتید که روم در سه سال و نیم آخر قدرت یهودیان را خواهد گرفت. چنین چیزی در … در سه سال و نیم اوّل جفاها است یا سه سال و نیم آخر؟ این درست است؟

۲۳۴- پاسخ: این در سه سال و نیم آخر خواهد بود نه سه سال و نیم اوّلی، درسته. چون دیگر آن گذشته. بعد از این یکی، یکی دیگر می‌ماند.

۲۳۵- پرسش ۴۷: برادر عزیزم، آیا ایلیای ملاّکی ۴ : ۵ همچون ایلیای اوّل پادشاهان باب ۱۷ که می‌گوید او به بیابان رفت، به بیابان می‌رود؟

۲۳۶- پاسخ: خوب من نمی‌توانم دقیقاً بگویم که او چنین می‌کند. این که به بیابان برود، امّا این گونه می‌تواند باشد. متوجّه‌اید؟ الیشع و ایلیا این گونه بودند … توجّه کرده‌اید، بیشتر چنین مردانی کسانی هستند که گوشه گزینند؛ آنان از مردم دوری می‌کنند. خیلی عجیبند. خیلی با مردم نمی‌جوشند. توجّه کرده‌اید که الیشع و ایلیا و یحیی تعمید دهنده چگونه بودند و طبع آن روح چگونه بود. متوجّه‌اید؟ و آنها نمی‌توانند … او – او … تصوّر کنم که آن شخص باید عاشق بیابان باشد و شاید در بیابان باشد امّا اکنون باید بگویم این که او شخصی منزوی خواهد بود و در بیابان خواهد زیست، من چیزی درباره‌اش نمی‌دانم. شاید گاهی این طور بوده‌اند. الیشع این طور نبود امّا ایلیا این گونه بود. و بعد یحیی بود که او – او در بیابان می‌زیست.

۲۳۷- و به سختی می‌توان از بقیّۀ انبیا چیزی گفت، نمی‌دانم از یهودیه بیرون می‌آمدند کجا زندگی می‌کردند. احتمالاً در کوه، جایی بیتوته می‌کردند، یا … امّا این که آنها در زمان نبوّتشان چه می‌کردند من – من نمی‌دانم چه می‌کردند امّا شما … چیزی که سعی دارم بگویم این است که، این که آنها این گونه بودند – این طور بودند – این طور بودند که – اووم – آآ … این پرسش را دارند که، آیا آنها باید بیابان نشین باشند؟ روشن است که آنها می‌توانند به جایی همچون شمال بریتیش کلمبیا بروند تا بیابان کافی برای سکونت داشته باشند. متوجّه‌اید؟ پس باید چنین شخصی باشد … بیابانها دیگر کم شده. متوجّه‌اید؟ دیگر بیابان زیادی نمانده. خوب؟ پس تنها چیزی که آنها – این است که آنها احتمالاً باید دوستدار بیابان باشند. خوب؟ و شاید مدّت طولانی در بیابان بمانند و آنها – شما می‌توانید متوجّه شوید که فطرت آنها بر سازش ناپذیری عدم مصالحه است. خوب؟ و شما – شما می‌داند که چه زمان از راه می‌رسد. متوجّه‌اید؟ اگر – اگر کاملاً بیدار باشید درکش خواهید کرد.

۲۳۸- حال یکی اینجا است، من نمی‌دانم که چه طور ملموسش کنم. و قبل از این یکی، یکی دیگر هم دارم، و بعد می‌خواهم بخواهم که چند دقیقه‌ای از نوار را بُرِش بزنند.

۲۳۹- پرسش ۴۸: اگر خدا یک شخصیّت است پس چه طور او می‌تواند بر کوه با تبدیل هیئت با خودش صحبت کند؟

۲۴۰- پاسخ: خوب، من توضیحش دادم. متوجّه‌اید، باشه؟ مایلم این را از شما بپرسم. می‌خواهم که … هنگامی که عیسی برای پدر دعا کرد. می‌دانید؟ تصوّر کنم که شما تعمید روح‌القدس را دارید، این طور نیست برادر؟ چرا یک دقیقه نمی‌ایستید؟ شما فکر می‌کنید که تعمید روح‌القدس را دارید؟ [ آن برادر می‌گوید، بله آقا ] من هم دارم. پس موضوع چیست؟ پس ادّعا نمی‌کنم که من – من این قدرت را در خودم دارم که این اسرار را بگشایم. من قدرت شفای بیماران را ندارم. این خدا است. من تصوّر کنم که شما خادم هستید. اگر اشتباه نکنم اهل آرکانزاس ( Arkansas ) هستید. بسیار خوب. حال در شما آن چه که هست این هست که انجیل را موعظه کنید. به شکلی معمول در یک مرزعه و چنین جایی بزرگ شدید. هیچ چیزی در این باره نمی‌دانستید. امّا چیزی در درونتان آمد که انجیل را موعظه کنید. شما به هیچ وجه ادّعا نمی‌کنید که این از خودتان است. این شخصی دیگر است که روح‌القدس خوانده می‌شود. درسته؟ بسیار خوب.

۲۴۱- حال می‌خواهم از شما سؤال کنم. آیا … روح‌القدس در شما سکونت دارد، درسته؟ آیا با او صحبت می‌کنید؟ با او حرف می‌زنید؟ برایش دعا می‌کنید؟ بسیار خوب، این همۀ چیزی است که من می‌خواهم … خیلی از شما ممنونم. باشه؟ حال فهمیدید؟ یک پرسش بکنم؟ پس چه طور چنین چیزی بر می‌آید هنگامی که عیسی در یوحنّا باب ۳ گفت: «هیچ کس به آسمان بالا نرفته مگر آن که از آسمان فرود آمد، یعنی پسر انسان که در آسمان است.» خوب؟ «پسر انسان که در آسمان است» و او درست همین جا می‌ایستد و با مردم صحبت می‌کند. حال به آن پرسشم پاسخ دهید. عیسی و پدر یک شخص بودند، همان گونه که روح‌القدس در من است. شما دارید مرا موقع موعظه می‌بینید امّا این من نیستم. این من نیستم که بتوانم یک کلمه بیاورم صحبت کنم، همان طور که می‌دانید یک حیوان این طور نیست؛ بروید به آن نگاه کنید و بکشید و بخوریدش. این قدرت خالق است. در انسان نمی‌ماند.

۲۴۲- امشب این من نیستم که پسر بچّه‌ای با مشکل قلب را که به پشت دراز کشیده بگیرم و بگویم، ویلیام برانهام چنین می‌گوید … نه.”خداوند چنین می‌فرماید”، تمام شد. و روز بعدش او را پیش دکتر ببرید و از بیماری دیگر اثری نیست. یک بچّه با آن چنان سرطان خونی که چشمانش ورم کرده و سراسر زرد است و شکمش … عاقبت او را بیمارستان می‌برند تا به او خون و این چیزها بزنند تا این که به این جا می‌رسد؛ در عرض پنج دقیقه برای یک همبرگر گریه می‌کرد و روز بعدش که او را پیش پزشک بردند حتّی یک نشانه از سرطان نداشت. آیا ویلیام برانهام این گونه گفت؟ این خداوند است که چنین می‌فرماید. هنوز هم او شخصی متمایز از من است امّا تنها راهی که او خودش را نمایان می‌کند از طریق من است. متوجّه‌اید؟ عیسی و پدر نیز همین گونه‌اند. عیسی گفت: «این کارها از من نیست، بلکه از پدر من است که در من ساکن است.» حال پسر انسان که هم اکنون در آسمان است باید صعود نماید. خوب؟ او کِه بود؟ او همه جا حاضر است زیرا که او خدا بود.

۲۴۳- حال دربارۀ این یکی می‌خواهم این را بگویم.

۲۴۴- پرسش ۴۹: توضیح دهید که چه داشتید می‌گفتید … [ جای خالی روی نوار ] [ یکی از حضار نبوّت می‌کند ] متشکرم ای پدرآسمانی. از حضور روح تو در این جا متشکریم. و پدر به ما گفت که یک بار هنگامی که – دشمن در حال سر رسیدن بود روح بر شخصی قرار گرفت و او نبوّت نمود و به او گفته شد. اوضاع طوری شد که آنها می‌دانستند که چه طور بروند و دشمن را شکست دهند و کجا دشمن را بیابند.

۲۴۵- و متشکرم پدر، که تو همان خدایی که بودی، هستی؛ هنوز هم همان خدایی. ما عوض می‌شویم و دوره‌ها عوض می‌شوند و زمانها و مردم تغییر می‌کنند امّا تو هیچگاه تغییر نمی‌یابی. نظام تو همان است؛ فیض تو همان است؛ اعمال تو همان است؛ چون آنها شگفت انگیزند و ورای فهم دانش انسانی برای دریافتن آن است. پس ما شکرگزاریم ای خداوند که اسرارت در قلبهای خادمینت نهان شده؛ و ما برای این خیلی خوشحالیم ای خداوند، و آمین که همچون انوار درخشان – از یک جا به جای دیگر پیش رویم، و با محبّت بکوشیم که بقیّه را بیاوریم و چه بسا با توری که در هر گوشه‌ای می‌اندازیم این اطمینان را داشته باشیم که هر ماهی صید می‌کنیم متعلّق به تو باشد. و بعد برّه عروسش را بر می‌گیرد تا برای همیشه نزدش باشد. ما برای آن لحظه منتظریم، در نام عیسی مسیح آمین.

۲۴۶- چند نفر این جا بیمارند، بگذارید دستهایتان را ببینم. خوب به نظر می‌رسد که حدوداً … دستهایتان را دوباره بالا بگیرید. حدود یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پانزده، شانزده، هفده، هجده، نوزده، بیست، چهل، چهل و یک، چهل و دو، چهل و سه، چهل و چهار، چهل و پنج، چهل و شش، چهل و هفت، حدود چهل و هفت نفر. بسیار خوب، ساعت یازده و نیم است. ما همین الآن می‌توانیم برای بیماران دعا کنیم، شب را بگذاریم برای – می‌خواهید – مایلید این کار را بکنیم؟ هم اکنون تصوّر کنم که زمان خوبی برای انجام کار است. می‌دانید چرا. درست همین جا روح‌القدس ایستاده و مسح می‌کند. حال تا جایی که اکنون ما پیش رفتیم. خوب؟ و شما می‌بینید که چیزی حضور دارد، می‌دانید که چیزی … چیزی حضور دارد. خوب؟ و اگر تا به حال باورش کردید پس همین الآن باید باورش کنید. خوب؟ اگر قرار باشد باور کنید، پس آن همین الآن است.

۲۴۷- حال از شما می‌خواهیم که واقعاً در آرامی پیش بیایید و اجازه دهید آنانی که در آن طرف راهرو هستند و دستهایشان را بالا بردند به این راهرو بیایند و بعد این راه را برگردند و بعد ردیف به ردیف به آنها می‌رسیم تا – چهل و پنجمین نفر – چهل و پنجمین نفر، چهل و هفتمین نفر. خیلی طول نمی‌کشد. می‌خواهم از برادر نویل درخواست کنم که امکان دارد او با من به اینجا بیاید و با هم برای آنها دعا کنیم. اوّل، آنهایی که الآن به راهرو می‌آیند پس یک دقیقه بایستید ما همین جا برایتان دعا کنیم و بر همه دست بگذاریم. حال خوب. حال همۀ کسانی که می‌خواهند به صف دعا بپیوندند. خوب؟ آنهایی که می‌خواهند به صف دعا بپیوندند. خوب؟ حال الآن، ببینم، پس با غنیمت شمردن وقت می‌توانیم مطمئن بشویم که می‌رسیم، حال می‌خواهیم برای شما دعا کنیم.

۲۴۸- ببینید، دوستان، حال بگذارید برایتان توضیح دهم. عیسی مسیح چنین گفت: «این آیات همراه ایمانداران خواهد بود.» حال هوشیار باشید. او هیچگاه نگفت اگر آنان برایشان دعا کنند. بلکه، اگر آنان دست بر مریضان بگذارند شفا خواهند یافت. و اگر خدا می‌تواند یک سرطان خون قطعی را بردارد و دختر کوچکی را که نمی‌تواند به شفای خودش ایمان داشته باشد برگیرد و او را به طور کامل خوب کند … اگر خدا می‌تواند شخص بعدی را که یک پسر کوچولو است برگیرد و او را شفا دهد آن چنان که دکترها حتّی نتوانند هیچ تبِ روماتیسم یا هیچ چیز دیگری را در خونش پیدا کنند، پس برای شما چه خواهد کرد؟ حال این بچّه‌های کوچولو نمی‌دانند که دعا چیست. من فقط بر آنان دست گذاشتم و چنین شد. ما می‌توانیم درکش کنیم.

۲۴۹- اکنون که می‌ایستید، دعا کنید. ای پدر آسمانی حضور باشکوهت اینجا است، با روح‌القدس اعظم، که با خواندن کتاب مقدّس از او تصویر داریم، هم اینک او این جا حاضر است. او خودش را به واسطۀ جسم بشری آشکار می‌سازد. چه گونه او را در تمامی سالها بدون یک بار عقیم ماندن و ناکامی مشاهده کردیم، این که قادر است که نیّات قلبهای انسان را آشکار کند، گناهی را که انجام داده است آشکار نماید، به آنان بگوید که دقیقاً چه اتّفاقی افتاد و چه خواهد شد، بدون یک بار ناکامی … پس می‌دانیم که خدای ابراهیم، اسحاق و اسرائیل همچنان خدا است در شخص عیسی مسیح. و اکنون روح او از آسمان تحت خونی که در جلجتا ریخته شد، به پایین میان مردم نزول می‌نماید تا خودش را در جسم آشکار کند، درست پیش از سوختن دنیا، روح‌القدس اعظم در جسم بشری نمایان گشت، آن گرانمایگانی خونبها را پذیرفتند و روح‌القدس وجودشان را در بر گرفت، خدا در جسم بشری ظاهر گشت.

۲۵۰- پس این فقط جسم بشری نیست که، همچون تعمید و بقیّۀ چیزها، با این حکم که «این آیات همراه ایمانداران خواهد بود» عمل می‌کند. اگر آنان ایمان داشته باشند با دست گذاری بر بیماران روح‌القدس نظر خواهد افکند که آنان خوب شوند. حال پدر، ما می‌دانیم که اینها حقیقت دارد. این مردمی که ایستاده‌اند می‌خواهند از زیر دستهای خادمین که روح‌القدس را یافته‌اند، بگذرند و آنها آماده‌اند ای خداوند تا بر بیماران دست بگذارند. و می‌دانیم پدر، که اگر این مردم تنها باور داشته باشند، همچون هر کلامی که وعده کردی وقوع بپیوندد و چنین شد … و بدون ایمان چنین چیزی نمی‌تواند واقع شود چون غیر ممکن است خدا را بدون ایمان خشنود ساخت. ما نمی‌توانیم این کار را انجام دهیم. و حال با باورِ ایمانی با این وعده‌ای که پیش روی ما است، با گشوده شدن مهرهای کلام که خدا بر سر وعده‌اش می‌ماند آمین که ای خداوند این عزیزانی که بیمارند، و احساساتم به آنان به عنوان یک انسان در بدنی فانی همچون آنان است و حال ای خداوند همان روح‌القدسی که در میان ما ساکن است در آنان ساکن می‌گردد؛ و ما برای یک دیگر حس اندوه می‌کنیم و با دانستن این که با عهدی جدید در خونی تازه … اگر آن خون پیشین چنان شفا می‌آورد، پس چه قدر بیشتر این خون تازه چنین خواهد کرد و بهتر خواهد بود؟ ای پدر آمین این گونه شود که این مردم ناکام نگردند بلکه همان گونه که آنان از زیر دستان خادمینت می‌گذرند شفایشان را دریافت کنند، در نام عیسی مسیح آمین.

۲۵۱- حال، اکنون، ما … این سمت تا وقتی که این طرف می‌آیند بنشینند و بعد این سمت بر می‌گردند و آن دستۀ دیگر … حال بعضی از شما برادران که این جا می‌ایستند … تصوّر کنم که شما خادمین این جا هستید، همۀ شمایی که اینجا هستید. دکترکجا است … برادر نِد ( Ned )؟ قرار بود شما در صف دعا کنندگان بایستید برادر نِد ( Ned )؟ بسیار خوب برادر نِد. بسیار خوب. به محض این که برایتان دعا شد صف را ترک کنید. حال اجازه دهید که این جا این سمت، لحظاتی بنشینند. و من کسانی را که این قسمت هستند دارم، بعد – پس می‌آییم و به صف وسطی می‌رسیم و آنها را از این سمت بر می‌گردانیم، سپس این راهرو را داریم و آنها را از این راه می‌فرستیم و برای همه دعا می‌کنیم. می‌خواهم از برادر تدی درخواست کنم … او کجا است؟ بسیار خوب، از شما می‌خواهم که”اینک طبیبِ اعظم اینجا است”را بنوازید. و نوازندگان پیانو هر جا که هستند اگر مایلید او را همراهی کنید.

۲۵۲- گوش دهید، آن دفعه را به یاد می‌آورید که داشت آهنگ نواخته می‌شد و یک پسر کوچولو به روی صحنه آورده شد؟ آن دختر کوچک فرقۀ آمیشی”اینک طبیب ِاعظم اینجا است”را می‌نواخت. او موهای بلند تیره یا – یا تقریباً موهای روشنی داشت. یک دختر از فرقه‌های منونیت‌ها ( Mennonite ) یا دختری آمیشی ( Amish ) سرش پایین بود، و با دست گذاری روح‌القدس بر او قرار گرفت. او پاهایش لنگ بود. و از میان دستانم پرید و روی سکّو دوید. مادرش بلند شد و افتاد؛ به نظرم با یک منونیت شروع شد و روح خدا این دختر کوچک منونیت یا آمیشی، هر چه که بود، را در بر گرفت. پدرش و آنها با لباسهایشان به عنوان منونیت یا هر فرقه‌ای آن جا نشسته بودند و او از پیانو با دستانی افراشته در هوا خیز برداشت و موهای زیبایش موّاج بود؛ او همچون فرشته بود، شروع کرد به آوازخوانی در روح. و همان طور که او چنین می‌کرد پیانو پیوسته می‌نواخت”اینک طبیب اعظم این جا است، عیسی غمخوار.”

۲۵۳- همه بلند شدند، هزاران نفر بودند با کلیدهای پیانو که بالا و پایین می‌رفتند سرازیر شدند”طبیب اعظم اینک این جا است، عیسی غمخوار …”مردم از روی ویلچرها بلند شدند، از روی برانکاردها، تختها بلند شدند و راه افتادند. همان عیسی خداوند امروز این جا است درست همانی که آن روز در آن جا بود. حال فقط باور کنید. اگر مایلید این آهنگ را بنوازید”طبیب اعظم.”حال اجازه فرما همه دعا کنند. اجازه فرما در این فضا راه بیفتند، این مسیر را برگردید و به صندلی و هر چیزی که می‌خواهید برگردید، همان طور که راه‌تان را … بسیار خوب پس می‌توانید درست به صندلیتان برگردید، پس بایستیم.

۲۵۴- حال گوش دهید. وقتی که اینها دارند برایشان دعا می‌شود، شما هم برایشان دعا کنید. پس وقتی که برای شما دعا می‌شود، آنها برای شما دعا می‌کنند. حال شما خادمین این جا، بایستید. از شما می‌خواهم برای اینان که پیش می‌آیند دست بگذارید. حال همه سرها خم شده و سرتان را پایین نگه دارید و دعا کنید؛ و هنگامی که شما عبور می‌کنید بعد … دستها بر شما قرار می‌گیرد، به یاد داشته باشید این وعدۀ خدا است که اسرار کلامش، اسرار قلب انسانها را آشکار می‌سازد. اگر بتوانید ایمان داشته باشید که این خدا است که کلامش را به ثبوت می‌رساند. بسیار خوب؟ حال همه در دعا باشند.

۲۵۵- حال برادران خادمین اگر مایلید بایستید. بسیار خوب بیایید سرهایمان را خم کنیم. حال ای خداوند عیسی همان طور که این مردم پیش می‌آیند آمین همین طور که عبور می‌کنند قدرت خدای قادر مطلق بی‌درنگ ایمانشان را تسریع بخشد، به تمامی در نام عیسی مسیح. حال بسیار خوب اجازه دهید که صف اینجا راه داشته باشد. شما خادمین همین که آنان عبور می‌کنند از همه بپرسید، دست بر آنان بگذارید.

۲۵۶- [ برادر برانهام و خادمین برای بیماران دعا می‌کنند. ] در نام عیسی مسیح … در نام عیسی مسیح بر برادرم دست می‌گذارم. در نام عیسی مسیح دست می‌گذارم … خدایا در نام عیسی مسیح به خواهرم روسِلا ( Rosella ) عطا بفرما. در نام عیسی مسیح …؟ … در نام عیسی مسیح دست می‌گذارم … [ برادر برانهام با شخصی صحبت می‌کند، شما بمان، حواست باشد تا صف تمام شود. ] در نام عیسی خداوند … به یاد داشته باشید که او فروتن بود. در فروتنی پیش بیایید. [ همۀ صحبتهای برادر برانهام هنگام دعا برای بیماران مفهوم نیستند. ] در نام عیسی مسیح …؟ … در نام عیسی شفایت را دریافت کن. … در نام عیسی مسیح شفا یافته‌ای. خدایا در نام عیسی مسیح آمین که خواهرمان شفا بیابد. در نام عیسی مسیح آمین که طفل شفا یابد. جلال بر خدا. [ صف دعا ادامه دارد ]

۲۵۷- [ قسمت خالی نوار. برادر بیلی پل برانهام پشت میکروفون می‌ایستد و مردمی را که در صف دعا هستند راهنمایی می‌کند. ] [ همۀ کلمات برادر برانهام مفهوم نیستند. صف دعا ادامه دارد. ] آمین که این درخواست در نام عیسی عطا گردد. خدا برکتتان دهد. برادر شفایتان را از عیسی مسیح دریافت کنید. شفایتان را دریافت کنید برادر میتشل ( Mitchell ). برادر شفایتان را از عیسی مسیح دریافت کنید. خواهر شفایتان را از عیسی مسیح دریافت کنید. … شفا را دریافت کنید. … شفا بیاب. شفا بیاب …؟ …

۲۵۸- [ برادر بیلی پل برانهام به سمت میکروفون می‌رود و می‌گوید، اگر کس دیگری می‌خواهد به صف دعا بپیوندد لطفاً وارد شود ] برادرم شفایت را از عیسی مسیح دریافت کن. خواهر شفایت را از عیسی مسیح دریافت کن. برادر شفایت را از عیسی مسیح دریافت کن. خواهر وود (Wood) شفایت را از دستان عیسی مسیح دریافت کن. شفایت را دریافت کن. در نام عیسی مسیح شفا بیاب. خواهر روبرسون ( Roberson ) از دستان عیسی مسیح شفا بگیر. برادرم از دستان عیسی مسیح شفا بگیر. خواهر نویل ( Neville ) از دستان عیسی مسیح شفا بگیر. درنام عیسی مسیح شفایت را دریافت کن. در نام عیسی مسیح او را شفا بده. شفا را دریافت کن خواهر …؟ … برادر ورت ( Weert )، از عیسی مسیح شفایت را دریافت کن برادر. …

۲۵۹- [ برادر بیلی پل برانهام به سمت میکروفون می‌رود و می‌گوید، الآن همۀ آنانی که می‌خواستند برایشان دعا شد؟ ] [ برادر لی ویل با برادر برانهام صحبت می‌کند. ] برادر ویل ( Vayle ) آمین که دستان خداوند عیسی این خواسته را به عزیزت در نام عیسی مسیح عطا نماید. [ برادر بیلی پل برانهام با برادر برانهام صحبت می‌کند. ] بیلی پل همان قدر که کارتهای دعا را پخش کردی حال شفایت را در نام عیسی مسیح دریافت کن.

اینک طبیب اعظم اینجا است
عیسی غمخوار
او می‌گوید قلبهای شکسته شادان می‌شود
اوه! همه صدای عیسی را بشنوید
شیرین‌ترین نامی که آهنگ سرافین است
شیرین‌ترین نامی که بر زبان جاری است
شیرین‌ترین نغمه‌ای که تا حال سروده شده،

۲۶۰- خدایا برای این زوج دوست داشتنی کوچک که باور کردند، در دنیا، یکی از …؟ … آمین که آنان خواسته خود را دریافت کنند در نام خداوند عیسی مسیح. …؟ … عیسی مسیح، آمین برای شخصی که اکنون در ذهن خواهرمان است قوّت خدا با خواسته‌اش باشد. آمین که او صاحب کودکی شود. عطا بفرما خداوند. آمین. ای خداوند در نام عیسی مسیح خواستۀ این مرد را عطا نما. برای او دعا می‌کنم خداوند در دعایم. آمین.

۲۶۱- اوه! این فوق‌العاده نیست. تصوّر کنم که امروز صبح اگر هر شخصی به این جا گام بگذارد، زیر این مسح فوق‌العاده، من – من فقط تصوّر کنم اگر شما … حالا دنبال چیز گنده نباشید. فقط به یاد داشته باشید که ساده، آن چه که او وعده داد را باور کنید. حال بیایید همه با هم آن را بگوییم. ما [ جمعیّت می‌گویند، ما ] دنبال [ دنبال ] چیز گنده نیستیم [ چیز گنده نیستیم ] امّا در نام عیسی مسیح [ امّا در نام عیسی مسیح ] وعده‌اش را دریافت می‌کنیم. [ وعده‌اش را دریافت می‌کنیم. ] درست شد. تمام شد …؟ … آمین.

یک‌شنبه ۲۴ مارس ۱۹۶۳ در خیمۀ برادر برانهام ( جفرسون ویل، ایندیانا، ایالات متّحد آمریکا )
مترجم: زفا

دانلود کتاب پرسش و پاسخ پیرامون مهرها
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد