کتاب مبادله الهی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب مبادله الهی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب مبادله الهی

 

قابل توجّه خوانندگان عزیز، لازم به تذکر است که در این جزوه، آیات به کار رفته از عهد عتیق از ترجمه قدیمی کتاب مقدّس، و آیات به کار رفته از عهد جدید از ترجمه انجیل شریف که به زبان فارسی امروزی است نقل شده‌اند. این کار به این دلیل صورت گرفته است که در امر تسهیل آیات کمکی شده باشد. عزیزانی که هیچ کدام از ترجمه‌های فوق را ندارند می‌توانند از ترجمه کتاب مقدّس تفسیری استفاده کنند که کمک شایانی به درک آیات خواهد کرد.
با تشکر مترجم: سرگن دانیالی

دعوت عظیم:

عیسی مسیح دعوتی به عمل آورد که مربوط به تمام انسانهاست: «بیایید نزد من ای تمامی زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید.» ( انجیل متی ۱۱ : ۲۸ )

مهم نیست که بار، احتیاج و یا مشکل شما چیست خدا جوابی آماده برای شما دارد. و شما این جواب را تنها در یک جا می‌توانید پیدا کنید، صلیبی که عیسی بر روی آن مرد. فقط و فقط از طریق صلیب است که احتیاج شما برآورده می‌شود. مشکل شما جواب پیدا می‌کند و شما از زیر بار گرانتان آزاد می‌شوید. صفحاتی را که در پی خواهند آمد با انتظار برای یافتن جواب بخوانید.

مبادله الهی:

تمام پیغام انجیل ( خبر خوش ) دور یک اتّفاق منحصر به فرد تاریخی می‌‌چرخد؛ مرگ فداکارانه عیسی روی صلیب. نویسنده رساله به عبرانیان با توجّه به این امر می‌گوید: «پس او با یک قربانی افرادی را که خدا تقدیس می‌کند برای همیشه کامل ساخته است.» ( عبرانیان ۱۰ : ۱۴ ) در اینجا دو عبارت خیلی مهم”همیشه”و”کامل ساخته است”با هم آمده‌اند آنها با هم دیگر آن گونه قربانی را به تصویر می‌کشند که تمامی احتیاجات نژاد انسانی را شامل می‌شود و تأثیرات آن در ورای زمان تا ابدیّت گسترش می‌یابد. بر اساس همین قربانی بود که پولس رسول در رساله فیلیپیان ۴ : ۱۹ می‌نویسد: «و خدای من همه احتیاجات شما را با ثروت عظیم خود در مسیح عیسی رفع خواهد کرد.» عبارت”تمامی احتیاجات شما”همه جنبه‌های زندگی شما را از قبیل بدن، نفس، ذهن، احساسات و به همان اندازه احتیاجات مادی و مالی شما را شامل می‌شود. هیچ چیز نیست که به سبب خیلی بزرگ بودن و یا خیلی کوچک بودن از طرف خدا برآورده نشود. خدا به وسیله انجام کاری بی‌نظیر و فراگیر همه احتیاجات و همه دردهای انسانیّت را در لحظه‌ای که کار او به اوج خود رسید در یک جا جمع کرد.

خدا برای احتیاجات بی‌شمار انسانها راه حلهای گوناگون تدارک ندیده است. بلکه در عوض فقط یک راه حل کاملاً نتیجه بخش را ارائه می‌دهد که پاسخگوی هر گونه مشکل انسان است. هر کدام از ما احتمال دارد از سابقه خیلی متفاوتی برخوردار بوده باشد. هر کدام از ما زیر بار احتیاجات مخصوص به خودش است. ولی برای دریافت راه حل خدا، همه ما باید راه خود را به سوی یک مکان در پیش گیریم، صلیب عیسی.

شرح کامل آن چه بر روی صلیب انجام شد ۷۰۰ سال پیش از آن، توسط اشعیاء نبی به رشته تحریر در آمده بود. ( پیشگوئی شده بود. ) در آیه ۵۳ : ۱۰ از کتاب اشعیاء نبی خادم خداوندی به تصویر کشیده شده است که جان او می‌بایست قربانی گناهان برای خدا می‌شد. نویسندگان عهد جدید همگی موافق هستند که خادمی که شرحش آمده است عیسی است. مقصود الهی که توسط قربانی او به مورد اجرا درآمد به طور خلاصه در اشعیا ۵۳ : ۶ ذکر شده است: «جمیع ما مثل گوسفندان گمراه شده بودیم و هر یکی از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جمیع ما را بر وی نهاد.» اینجاست مشکل اساسی و جهانی همه نژاد انسانی «همه ما به راههای خود رفته‌ایم.» گناهان مشخص و در عین حال متنوعی وجود دارند که خیلی از ما هیچگاه مرتکب نشده‌ایم. مانند: قتل، زنا، دزدی و امثال آنها. ولی ما همه در این یک چیز مشترک هستیم «ما به راههای خود رفته‌ایم.» و با انجام این عمل، به خدا پشت کرده‌ایم. لغت عبری برای توصیف این عمل”آون” ( Avan ) است که در اینجا گناه ترجمه شده است. شاید نزدیک‌ترین معادل برای این کلمه به زبان فارسی امروزی عصیان باشد، عصیان نه علیه انسان بلکه علیه خدا. به هر حال هیچ کدام از لغات فارسی چه گناه و چه عصیان شاید معنی کامل کلمه آون را نرساند. کتاب مقدّس نه فقط کلمه آون را به معنی گناه به کار می¬برد بلکه به معنی مجازات و یا عواقب بدی است که گناه به بار می‌آورد. برای مثال در پیدایش ۴ : ۱۳ بعد از این که خدا داوری خود را بر قائن به خاطر کشتن برادرش اعلام کرد، قائن گفت: «عقوبتم از تحملم زیاده است.» لغتی که در اینجا عقوبت ترجمه شده همان کلمه آون است. این کلمه نه تنها گناه قائن بلکه عقوبتی را که هم نصیب او شد شامل می‌شود.

در لاویان ۱۶ : ۲۲ در مورد بزی که در روز کفّاره رها می‌شد، خداوند گفت: «و بز همه گناهان ایشان را به زمین ویران بر خود خواهد برد …» در این سمبل سازی، این بز نه تنها گناهان قوم اسرائیل بلکه تمامی عواقب این گناهان را هم،‌ متحمل شد.

در باب ۴ مراثی ارمیاء نبی کلمه آون، دوباره با همین معنی آمده است. در آیه ۶ این کلمه به صورت «زیرا که عصیان دختر قوم من …» ترجمه شده و در آیه ۲۲ به صورت «ای دختر صهیون سزای گناه تو تمام شد …» ترجمه شده است.

در این آیات کلمه آون هم گناه و هم سزای آن گناه ترجمه شده است. به عبارت دیگر کلمه آون به صورت کامل، نه تنها گناه معنی می‌دهد بلکه عقوبت و سزایی را هم که داوری خدا بر روی گناه وارد می‌آورد شامل می‌شود. این مفهوم به قربانی عیسی روی صلیب هم مربوط می‌شود. عیسی خود مقصر هیچ گناهی نبود. در اشعیا ۵۳ : ۹ می‌خوانیم که: «… هیچ ظلم نکرد و در دهان وی حیله‌ای نبود.» ولی در آیه ۶ نبی می‌گوید: «… خداوند گناه ( آون ) جمیع ما را بر وی نهاد.»

عیسی نه تنها گناهان ما را بر خود گرفت بلکه همه عواقب آن گناهان را هم بر خود متحمل شد. مانند آن بز رها شده که دقیقاً تصویر خود او بود، او آن گناهان و عواقب را آن قدر از ما دور کرد که دیگر هیچگاه به سوی ما برنگردند. این است معنی و مقصود حقیقی صلیب: «بر روی صلیب یک جا به جایی الهی از قبل برنامه ریزی شده به وقوع پیوست.» اوّل، عیسی تمامی عواقب بدی را که عدل الهی در ازای گناهان ما جاری ساخته بود به جای ما بر خود گرفت و حالا در عوض خدا تمام نیکویی را که به خاطر اطاعت بدون گناه عیسی نصیب او شد به ما تقدیم می‌کند.

با زبان مختصر، آن بدی که نصیب ما بود روی عیسی آمد تا در عوض، آن نیکویی که نصیب عیسی شد بتواند نصیب ما گردد. خدا می‌تواند این را به ما عطا کند بدون این که با عدالت جاودانی او تناقضی پیدا شود. چون که عیسی قبلاً تمامی عقوبتی را که سزای گناهان ما بود بر خود گرفت.

تمامی اینها از فیض بی‌پایان خدا ناشی می‌شود که فقط از طریق ایمان قابل دریافت است. هیچ توضیح منطقی برای چنین سبب و تأثیری وجود ندارد. هیچ کدام از ما هرگز کاری نکرده‌ایم که لیاقت چنین پاداشی را داشته باشیم و هیچ کدام از ما هرگز نمی‌توانیم هیچ کاری جهت به دست آوردن آن بکنیم.

کتاب مقدّس جنبه‌های گوناگون این جا به جایی و هم چنین موارد گوناگون کاربرد آن را بیان می‌کند. امّا در هر یک از این موارد یک اصل به خوبی رعایت شده است. بدی روی عیسی قرار گرفت تا نیکویی متناسب با آن بتواند نصیب ما گردد! دو جنبه اوّلیّه این جا به جایی در اشعیا ۵۳ : ۴ – ۵ به قرار زیر آمده‌اند: «او غمهای ما را بر خود گرفت و دردهای ما را بر خویش حمل نمود. و ما او را از جانب خدا زحمت کشیده و مضروب و مبتلا گمان بردیم. و حال آن که به سبب تقصیرهای ما مجروح و به سبب گناهان ما کوفته گردید و تأدیب سلامتی ما بر وی آمده و از زخمهای او شفا یافتیم.»

در اینجا دو حقیقت با هم آمیخته‌اند که عمل یکی از آنها روحانی و دیگری جسمانی یا فیزیکی است. در بعد روحانی عیسی هفت عقوبت مربوط به گناهان ما را بر خود گرفت تا این که ما بتوانیم بخشوده شویم و با خدا مصالحه کنیم. ( رومیان ۵ : ۱ ) در بعد فیزیکی، عیسی بیماریها و دردهای ما را بر خود حمل کرد تا این که از طریق زخمهای او ما شفا پیدا کنیم.

حالت فیزیکی این جا به جایی در دو جا از عهد جدید ذکر شده است. متی ۸ : ۱۶ – ۱۷ به اشعیا ۵۳ : ۴ اشاره می‌کند و می‌گوید: «… او ( عیسی ) با گفتن یک کلمه دیوها را بیرون می‌کرد و تمام بیماران را شفا می‌داد تا پیشگوئی اشعیا نبی تحقق یابد که گفته بود: «او ضعفهای ما را برداشت و مرضهای ما را از ما دور ساخت.»

و در اوّل پطرس ۲ : ۲۴ پطرس رسول به اشعیا ۵۳ : ۵ – ۶ اشاره می‌کند و می‌گوید: «مسیح شخصاً بار گناهان ما را بر دوش گرفته و آنها را بر صلیب برد تا ما هم نسبت به گناه بمیریم و برای نیکی مطلق زیست کنیم. زیرا به سبب زخمهای اوست که شما شفا یافته‌اید.» جا به جایی دوگانه‌ای را که در آیات بالا توصیف شد به صورت زیر می‌توان خلاصه کرد: عیسی مجازات شد تا ما بخشوده شویم. عیسی زخمی شد تا ما شفا یابیم.

سوّمین جنبه جا به جایی در اشعیا ۵۳ : ۱۰ آمده است که می‌گوید، خدا جان عیسی را قربانی گناه ساخت. و این را باید در پرتو قوانین حضرت موسی در مورد انواع قربانی گناه درک کرد. کسی که مرتکب گناهی شده بود لازم بود که یک قربانی نزد کاهن بیاورد. یک گوسفند، یک بز، یک گاو و یا یک حیوان دیگر. سپس او گناه خود را بالای سر قربانی اعتراف می‌کرد و کاهن به طور سمبولیک گناه اعتراف شده او را به روی حیوان انتقال می‌داد. سپس حیوان کشته می‌شد و بدین صورت مجازات گناهی را که به او انتقال داده شده بود متحمل می‌شد.

در پیشدانی خدا، همه اینها قبلاً طرح ریزی شده بود تا نشان دهنده آن قربانی نهایی عیسی باشد که کاملاً کافی است. بر روی صلیب گناه تمام مردم جهان به جان عیسی انتقال داده شد. و حاصل این امر در اشعیا ۵۳ : ۱۲ توضیح داده شده است: «… او جان خود را به مرگ ریخت …» عیسی از طریق قربانی جایگزینی خودش گناه تمام نژاد انسانی را کفّاره کرد. در دوّم قرنتیان ۵ : ۲۱ پولس به اشعیا ۵۳ : ۱۰ اشاره می‌کند و جنبه‌های مثبت این جا به جایی را به این صورت شرح می‌دهد: «مسیح کاملاً‌ بی‌گناه بود، ولی خدا به خاطر ما او را بی‌گناه نشناخت، تا ما به وسیله اتّحاد با او مانند خود خدا کاملاً نیک شویم.»

در اینجا پولس درباره آن نوع نیکی یا عدالتی صحبت نمی‌کند که ما با تلاشهای خود می‌توانیم به دست بیاوریم بلکه درباره نیکی خود خدا، یعنی آن نوع نیکی که هیچگاه گناه را نشناخته است و هیچ کدام از ما هم نمی‌تواند آن را به دست بیاورد صحبت می‌کند. همان قدر که آسمان از زمین بلندتر می‌باشد همان قدر هم نیکی خدا از نیکی ما بلندتر است. و این نوع نیکی را ما فقط به وسیله ایمان می‌توانیم به دست بیاوریم.

این سوّمین جنبه جا به جایی را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: عیسی به وسیله گناهکاری ما گناه شد تا ما به وسیله عدالت او عادل شویم.

جنبه بعدی جا به جایی، یک نتیجه‌گیری منطقی از همین جنبه آخر است. تمامی کتاب مقدّس چه در عهد عتیق و چه در عهد جدید تأکید می‌کند که حاصل نهایی گناه مرگ است. در حزقیال ۱۸ : ۴ خداوند می¬گوید: «هر کسی که گناه ورزد خواهد مرد.» در یعقوب ۱ : ۱۵ رسول خداوند می‌گوید: «… وقتی گناه کاملاً رشد کرد باعث مرگ می‌شود.» وقتی که عیسی به صورت گناه ما معرفی شد اجتناب ناپذیر بود که او مرگ ناشی از گناه ما را هم تجربه کند.

در تأیید این مطلب در عبرانیان ۲ : ۹ می‌خوانیم که: «امّا عیسی را می‌بینیم که اندک زمانی از فرشتگان پست‌تر گردیده و اکنون تاج جلال و افتخار بر سر دارد، زیرا او متحمل مرگ شد تا به وسیله فیض خدا، به خاطر تمام آدمیان طعم مرگ را بچشد.» مرگ عیسی حاصل اجتناب ناپذیر گناه انسان بود که او بر خود متحمل شد. او گناه همه انسانها را بر خود گرفت و در نتیجه به جای همه انسانها به خاطر گناه مرد.

در عوض حالا عیسی به همه آنانی که قربانی نیابتی او را قبول می‌کنند حیات جاودانی عطا می‌کند. در رومیان ۶ : ۲۳ پولس دو انتخاب را کنار هم قرار می‌دهد: «مزدی که گناه می‌دهد موت است امّا خدا به کسانی که با خداوند ما مسیح عیسی متّحد هستند حیات جاودانی می‌بخشد.»

بدین ترتیب چهارمین جنبه این جا به جایی را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: عیسی به جای ما مرد تا ما بتوانیم حیات او را کسب کنیم.

جنبه دیگر جا به جایی در دوم قرنتیان ۸ : ۹ توسط پولس رسول ذکر شده است: «شما فیض ( هدیه ) خداوند ما عیسی مسیح را می‌دانید که هر چند دولتمند بود برای شما فقیر شد تا شما از فقر او دولتمند شوید.» جا به جایی واضح است، از فقر به ثروت. عیسی فقیر شد تا ما در عوض بتوانیم ثروتمند شویم.

عیسی کی فقیر شد؟ بعضی از مردم تصور می‌کنند که عیسی طی خدمات زمینی‌اش فقیر بود. ولی این امر صحّت ندارد. او با خودش پول زیادی حمل نمی‌کرد ولی هیچگاه دچار کمبود نشد. وقتی که او شاگردان خود را به مأموریّت فرستاد آنها هم دچار کمبود نشدند. ( لوقا ۲۲ : ۲۵ ) از این گذشته نه فقط فقیر نبود بلکه او و شاگردانش همیشه به فقیران صدقه می‌دادند. ( یوحنّا ۱۲ : ۴ – ۸ و ۱۳ : ۲۹ )

این حقیقت دارد که روشهای عیسی جهت به دست آوردن پول گاهی اوقات با بقیّه مردم تفاوت می‌کرد ولی پول پول است. چه از بانک دریافت شود و چه از دهان ماهی ( متی ۱۷ : ۲۷ ) روشهای او برای تهیّه غذا هم گاهی اوقات غیر عادی بود. مردی که بتواند غذای کافی جهت ۵۰۰۰ مرد ( به علاوه زن و کودک ) تدارک ببیند به طور یقین طبق استانداردهای امروزی فقیر خوانده نمی‌شود. ( متی ۱۴ : ۱۵ – ۲۱ )

در حقیقت عیسی طی خدمات زمینی‌اش مفهوم”فراوانی”را درست همان طور که کتاب مقدّس قبلاً ‌تعریف کرده بود به ظهور رساند. او همیشه دارای همه آن چیزهایی بود که برای انجام اراده خدا لازم داشت. و بالاتر از این او همیشه آن قدر داشت که به دیگران هم کمک کند. منابع او هیچگاه تمام نمی‌شد.

پس به خاطر ما عیسی چه زمانی فقیر شد؟ جواب این است، بر صلیب. در سفر تثنیه ۲۸ : ۴۸ موسی فقر مطلق را در چهار کلمه توصیف می‌کند: گرسنگی، تشنگی، برهنگی و احتیاج به همه چیز. عیسی همه اینها را به صورت کامل بر صلیب تجربه کرد.

او گرسنه بود. او به مدّت تقریباً ۲۴ ساعت غذا نخورده بود. او تشنه بود. یکی از آخرین گفته‌هایش این بود که تشنه‌ام. ( یوحنّا ۱۹ : ۲۸ ) او برهنه بود. سربازان همه لباسهای او را از او گرفته بودند. ( یوحنّا ۱۹ : ۲۳ ) او محتاج به همه چیز بود. او دیگر هیچ چیزی در تعلّق خود نداشت. بعد از مرگش هم در یک کفن عاریه‌ای پیچیده شد و در یک قبر عاریه‌ای مدفون گردید. ( لوقا ۲۳ : ۵۰ – ۵۳ ) به این ترتیب، عیسی به خاطر ما فقر مطلق را دقیقاً و کاملاً متحمل گردید.

در دوّم قرنتیان ۹ : ۸ پولس این جنبه مثبت جا به جایی را به شکل دقیق‌تری توضیح می‌دهد: «و او ( خدا ) قادر است که هر نوع برکتی را به شما عطا فرماید تا همیشه، به اندازه کفایت و حتّی بیش از آن داشته باشید تا بتوانید با سخاوتمندی در امور خیر و نیکو بذل و بخشش کنید.» پولس مواظب است که تأکید بر این مطلب را فراموش نکند که علّت این جا به جایی فیض خداست که برای ما غیر قابل خرید است. و فیض الهی را فقط می‌توان با ایمان به دست آورد. اغلب اوقات فراوانی ما شبیه است به آن چه که عیسی روزی بر زمین داشت. ما مجبور نیستیم که همیشه مقدار زیادی پول با خود حمل کنیم و یا این که در حساب بانکی خود پول فراوانی داشته باشیم. با این حال روز به روز برای احتیاجات خود مقدار کافی خواهیم داشت. حتّی بیشتر از این هم خواهیم داشت تا این که صرف احتیاجات دیگران بکنیم.

یکی از دلایل مهم این امر که خدا احتیاجات ما را تا این سطح تأمین می‌کند می‌توان در فرمایش عیسی یافت که در اعمال ۲۰ : ۳۵ نقل گردیده است: «دادن از گرفتن فرخنده‌تر است.» هدف خدا این است که همه فرزندانش قادر باشند تا از برکت عظیم‌تری لذّت ببرند که همانا بخشش به دیگران است. از این رو او برای تمامی احتیاجات ما بیش از اندازه لازم تدارک می‌بیند تا ما هم بتوانیم به سهم خود از آن برکات به دیگران بدهیم.

این پنجمین جنبه جا به جایی را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: عیسی فقر را متحمل شد تا ما بتوانیم در فراوانی او شریک شویم.

جا به جایی روی صلیب تمامی انواع دردهای احساسی را هم شامل می‌شود که به دلیل گناه بر انسان عارض می‌شوند. در این مورد هم عیسی ضربه را متحمل شد تا ما متقابلاً بتوانیم از وجود چیز خوب لذّت ببریم. دو زخمی که گناهان ما بر ما به وجود می‌آورند احساس شرم و احساس طرد شدگی است. هر دوی اینها بر صلیب روی عیسی قرار گرفت.

احساس شرم همیشه مانع مشارکت ارزشمند انسان با خدای خود و دیگر انسانها می‌شود و می‌تواند از نظر شدّت، از یک در خود فرو رفتن ناشی از پندار بی‌ارزش بودن تا یک دست پاچگی شدید تغییر کند.

یکی از علل شایع این امر، که رفته رفته در جامعه امروزی ما رو به افزایش است این است که شخص در کودکی مورد سوء استفاده جنسی قرار می‌گیرد. اغلب این امر از نظر عاطفی چنان ضربه‌ای به شخص می‌زند که فقط فیض الهی قادر به شفا دادن آن است.

نویسنده رساله به عبرانیان هنگام صحبت درباره عیسی می‌گوید: «… او … متحمل صلیب شد و به رسوایی مردن بر روی صلیب اهمیّت نداد …» اعدام روی صلیب در آن زمان شرم‌آورترین نوع مرگ بود و شایسته پست‌ترین جنایتکاران به حساب می‌آمد. تمامی لباسهای شخص را که قرار بود اعدام شود می‌کندند و او را برهنه در معرض دید عابرین قرار می‌دادند و آنها هم متقابلاً با تمسخر و استهزاء او را مورد ریشخند قرار می‌دادند. این بود درجه شرمی که عیسی هنگام آویخته شدن بر صلیب متحمل شد. ( انجیل متی ۲۷ : ۳۵ – ۴۴ )

مقصود خدا این است که تمامی آنهایی را که به عیسی اعتماد دارند نزد خود بیاورد تا به جای آن شرمی که عیسی بر خود گرفت، آنها در جلال ابدی عیسی شریک شوند. در عبرانیان ۲ : ۱۰ نویسنده رساله می‌گوید: «شایسته بود که خدا، آفریدگار و نگهدار همه چیز برای این که فرزندان بسیاری را به جلال برساند عیسی را نیز که پدید آورنده نجات آنان است از راه درد و رنج به کمال رساند.» شرمی که عیسی بر روی صلیب متحمل شد راه را برای تمامی افرادی باز کرد که می¬خواهند به وسیله اعتماد بر عیسی از درد شرم آزاد شوند. به علاوه عیسی با اقتدار ابدی خود آنها را شریک در جلال خود می‌کند!

زخم دیگری هم وجود دارد که اغلب اوقات دردناک‌تر از احساس شرم است. و آن، احساس طرد شدگی ( رد شدگی ) است. این احساس اغلب از نوعی گسستن روابط ناشی می‌شود. در شکل ابتدایی توسط والدینی به وجود می‌آید که فرزندان خود را طرد می‌کنند. این طرد کردن ممکن است از راه‌های خشن و منفی صورت گیرد و یا آن که به صورت کوتاهی کردن در امر نشان دادن محبّت و پذیرش کودک باشد. اگر یک مادر آبستن احساسات منفی نسبت به جنین داخل رحمش نشان دهد، به احتمال قوی آن جنین با یک احساس طرد شدگی به دنیا خواهد آمد که می‌تواند تا زمان بلوغ و حتّی مرگ ادامه پیدا کند. شکست خوردن در ازدواج هم دلیل بروز احساس طرد شدگی است. این امر در اشعیا ۵۴ : ۶ به طور خیلی روشن به تصویرکشیده شده است: «زیرا خداوند تو را مثل زن ترک شده و رنجیده دل خوانده است و مانند زوجه جوانی که ترک شده باشد.»

تدارک خداوند جهت شفای زخم طرد شدگی در متی ۲۷ : ۴۶ – ۵۰ به ثبت رسیده است که درد خیلی بزرگ عیسی را توصیف می‌کند: «نزدیک ساعت سه عیسی با صدای بلند فریاد کرد: «ایلی ایلی لما سبقتنی؟» یعنی خدای من، خدای من، چرا مرا ترک کردی؟ «… عیسی بار دیگر فریاد بلندی کشید و جان سپرد.»

در تاریخ کائنات این اوّلین بار بود که پسر خدا از پدرش سؤالی کرد که برای آن هیچ پاسخی دریافت ننمود. عیسی آن قدر کامل به صورت گناه بشر درآمده بود که عدالت خدشه ناپذیر خدا باعث شد که او حتّی پسر خود را هم رد کند. بدین طریق عیسی دردناک‌ترین حس طرد شدگی را متحمل شد. یعنی طرد شدن از طرف پدر. تقریباً بلافاصله بعد از این امر عیسی جان سپرد. مسیح نه به خاطر زخمهای ناشی از مصلوب شدن، بلکه به خاطر قلبی که در نتیجه طرد شدن ترکیده بود، جان سپرد.

و متی بلافاصله این طور ادامه می‌دهد: «در آن لحظه پرده اندرون مقدّس معبد از بالا به پایین دو پاره شد …» به طور سمبولیک این بدان معنی بود که راه دخول انسان گناهکار به یک مشارکت مستقیم با خدای مقدّس باز شد و ترک شدن عیسی راه را برای آن باز کرد که خدا ما را به عنوان فرزندانش بپذیرد. این را پولس در افسسیان ۱ : ۵ – ۶ به این صورت جمع بندی می‌کند: «بر حسب صلاحدید اراده خویش برای ما مقرر فرمود که به وسیله عیسی مسیح فرزندان او شویم، تا خدا را برای فیض پرشکوهش که رایگان در پسر عزیز خود به ما بخشیده است سپاس گوییم.»

طرد شدن عیسی باعث می‌شود تا ما در حضور خدا پذیرفته شویم. علاج خدا برای احساس شرم و مطرود بودن هرگز به اندازه امروز مورد نیاز نبوده است. تخمین من این است که یک چهارم بزرگسالان در دنیا از زخمهای ناشی از شرم و طرد شدن رنج می‌برند. قرار دادن این گونه اشخاص در معرض شفایی که از صلیب عیسی جاری می‌شود شادی بی‌حد و اندازه‌ای نصیب من ساخته است.

دو جنبه احساسی جا به جایی روی صلیب را که در بالا مورد تجزیه و تحلیل قرار دادیم شاید بتوان به صورت زیر خلاصه کرد: عیسی شرم ( خجالت ) ما را متحمل شد تا ما بتوانیم در جلال او سهیم شویم. عیسی طرد شدن ما را متحمل شد تا ما بتوانیم مورد قبول پدر واقع شویم.

جنبه‌هایی از جا به جایی الهی که در بالا مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت شامل برخی از نیازهای بسیار اساسی و ضروری بشر است. البته ما همه موارد را بیان نکردیم. در واقع هیچ احتیاجی وجود ندارد که در نتیجه عصیان به وجود آمده باشد و اصل مربوط به جا به جایی الهی برای بر طرف ساختن آن کفایت نکند یعنی این اصل که شر و بدی بر عیسی آمد تا نیکویی نصیب ما گردد.

حالا به عالی‌ترین و آخرین جنبه جا به جایی می‌رسیم که پولس در غلاطیان ۳ : ۱۳ – ۱۴ آن را چنین توصیف می‌کند: «وقتی مسیح به خاطر ما ملعون شد، ما را از لعنت شریعت آزاد کرد زیرا کتاب مقدّس می‌فرماید: هر که به دار آویخته شود ملعون است. این همه واقع شد تا برکتی که خدا به ابراهیم وعده داده بود به وسیله عیسی مسیح به غیر یهودیان برسد تا ما روح‌القدّس موعود را از راه ایمان به دست آوریم.»

پولس رسول در اینجا درباره عیسی که بر صلیب مصلوب شده بود قانونی از شریعت موسی را ذکر می¬کند که در سفر تثنیه ۲۱ : ۲۳ آن را می‌خوانیم، بر طبق آن کسی که بر روی یک تیر چوبی به صورت آویخته اعدام شود حتماً زیر لعنت خدا بوده است. سپس او به نتیجه معکوس این امر اشاره می‌کند که”برکت”می‌باشد.

لازم نیست دانشمند الهیات باشیم تا بتوانیم این جنبه جا به جایی را درک کنیم که، عیسی زیر لعنت قرار گرفت تا ما بتوانیم داخل برکت شویم. لعنتی که بر روی عیسی آمد به صورت”لعنت شریعت”تعریف شده است. در تثنیه باب ۲۸، موسی فهرست کاملی ارائه می‌دهد که هم شامل برکاتی است که نتیجه اطاعت از شریعت خدا هستند و هم شامل لعنتهایی است که در نتیجه بی‌اطاعتی از شریعت می‌باشند. لعنتهایی که در تثنیه ۲۸ : ۱۵ – ۶۸ ذکر شده‌اند را می‌توان به صورت زیر خلاصه کرد: پستی و حقارت، نازایی ( بی‌ثمر بودن ) بیماریهای ذهنی، فروپاشی خانواده، فقر، شکست، افسردگی، درماندگی، عدم لطف خدا.

آیا برخی از این موارد در مورد زندگی شما صادق است؟ آیا چیزهایی وجود دارد که مانند سایه‌ای تاریک روی شما فرود می‌آید و مانع تابش آن برکتی از خدا می‌شود که آرزویش را دارید؟ اگر چنین است، ریشه مشکل شما ممکن است لعنتی باشد که احتیاج دارید از آن آزاد شوید.

برای درک درجه مخوف بودن لعنتی که بر روی عیسی آمد سعی کنید او را در حالی که بر روی صلیب آویخته شده بود مجسم نمایید. عیسی توسط هم وطنانش رد شد، توسط یکی از شاگردان تسلیم شد و دیگر شاگردان، او را ترک کردند. ( اگر چه چند نفرشان برگشتند تا ناظر آخرین دردهایش باشند. ) او برهنه بین زمین و آسمان به صورت معلق درآمد. بدن او به خاطر درد ناشی از زخمهای بی‌شمارش شکنجه شد. جان او زیر بار گناهان تمام بشریّت خُرد می‌شد. زمین او را رد کرده بود، آسمان به فریاد او پاسخ نمی‌داد. هنگامی که خورشید نور خود را پس گرفت و تاریکی او را پوشاند خون جان او در حال جاری شدن بر زمین و خاک و سنگ بود. ولی درست قبل از این که آخرین نفس را بکشد از میان تاریکی آخرین فریاد پیروزمندانه‌اش به گوش رسید: «تمام شد.»

در متن یونانی عبارت”تمام شد”تنها از یک کلمه ساخته شده است و زمان گذشته بعید فعلی است که به معنی”چیزی را تکمیل کردن یا کامل کردن”می‌باشد. به زبان فارسی می‌توان آن را به این صورت ترجمه کرد”کاملاً تمام شد و یا کاملاً تکمیل شد.”

هر نتیجه بدی را که بی‌اطاعتی نصیب بشریّت کرده بود، عیسی بر خود گرفت. او تمامی لعنتهایی را که نتیجه شکستن قانون خدا ( شریعت ) بود بر خود گرفت. و همه اینها به این دلیل واقع شد که ما بتوانیم هرگونه برکتی را که نتیجه اطاعت او بود به دست بیاوریم. این چنین قربانی شدن مسیح بسیار شگفت انگیز و در عین حال از نظر سادگی بسیار حیرت آور است.

آیا تا به حال تمام آن چه را که از طریق این قربانی نصیب شما می‌گردد پذیرفته‌اید؟ آیا اکنون مشتاق هستید که این تدارک کامل خدا را به صورت کامل دریافت کنید؟ مانعی وجود دارد که همه ما باید آن را از میان برداریم یعنی مانع گناهان نابخشوده. آیا کاملاً اطمینان دارید که تمامی گناهان شما به خاطر قربانی عیسی بخشیده شده‌اند؟ اگر نه، می‌توانید دعای ساده‌ای به صورت زیر بنمایید:

خدایا من می‌فهمم که گنهکار هستم و گناهانی در زندگی خود دارم که بخشیده نشده است. ولی من ایمان دارم که عیسی مجازات شد تا این که من بخشیده شوم. به این خاطر حالا من از تو خواهش می‌کنم که در نام عیسی همه گناهان مرا بیامرزی. کلام خدا قول می‌دهد که اگر به گناهان خود اعتراف نماییم، می‌توانیم به او اعتماد کنیم زیرا او به حق عمل می‌کند، او گناهان ما را می‌آمرزد و ما را از همه خطاهایمان پاک می‌سازد.» ( اوّل یوحنّا ۱ : ۹ )

به کلامی که خدا می‌گوید محکم بچسبید! در همین لحظه ایمان بیاورید که او حقیقتاً گناهان شما را آمرزیده است! و شما احتیاج دارید که جواب ساده‌ای به این حقیقت بدهید. جوابی که ساده‌ترین و خلاصه‌ترین طرز بیان یک ایمان حقیقی باشد. و آن جواب این است، خداوندا از تو متشکرم.

همین حالا این کار را بکنید! بگویید، متشکرم. متشکرم خداوند عیسی که تو تنبیه شدی تا این که من بخشوده شوم. من این را کاملاً درک نمی‌کنم ولی به آن ایمان دارم و سپاسگزار هستم!

وقتی که مانع گناه برداشته می‌شود راه برای ورود به تمامی برکاتی که خدا از طریق صلیب مهیّا کرده است هموار می‌شود. همانند بخشایش گناهان، هر کدام از این برکات هم باید با ایمان ساده به کلام خدا پذیرفته شود.

هر کدام از ما نیازهای مخصوصی دارد و هر کدام از ما باید شخصاً به سوی خداوند بیاید و تدارک او را جهت این نیازها دریافت نماید. در زیر، صورت عمومی کلماتی آمده است که شما می‌توانید جهت دریافت تمامی تدارکاتی که در این جزوه ذکر شده است ادا کنید:

۱- خداوند عیسی، از تو متشکرم که تو مجروح شدی تا من شفا بیابم.

۲-خداوند عیسی، از تو متشکرم که با گنهکاری من گناه شدی تا این که با عدالت تو عادل شوم.

۳- خداوند عیسی، از تو متشکرم که به جای من مردی تا این که من زندگی تو را به دست آورم.

۴- خداوند عیسی، از تو متشکرم که تو فقر مرا متحمل شدی تا این که من در فراوانی تو سهیم شوم.

۵- خداوند عیسی، از تو متشکرم که شرم و خجالت مرا بر خود گرفتی تا این که من در جلال تو سهیم شوم.

۶- خداوند عیسی، از تو متشکرم که رنجِ طرد شدگی مرا کشیدی تا این که من پذیرش تو را به وسیله پدر داشته باشم.

۷- خداوند عیسی، از تو متشکرم که تو لعنت شدی تا من وارد برکت شوم.

هر یک از این تدارکاتی که برای آنها دعا کردید رشد یابنده ( افزایش یابنده ) است و دعای اوّلیّه شما قدرت خدا را در زندگیتان آزاد می‌کند، امّا این فقط نقطه شروع است. برای دستیابی به تدارکات کاملی که جستجو می‌کنیم شما احتیاج خواهید داشت که این سه کار را بکنید:

الف ) این حقایق را در کتاب مقدّس، برای خودتان جستجو کنید.
ب ) پیوسته جنبه مخصوصی از جا به جایی را که به احتیاج شما مربوط می‌شود اعتراف کنید.
پ ) پیوسته ایمان خود را به وسیله سپاسگزاری از خدا جهت هر آن چه که فراهم کرده است اعلام کنید.

هر چقدر بیشتر خدا را شکر کنیم، همان قدر بیشتر به آن چه او برای شما کرده است ایمان خواهید آورد. این دو چیز، یعنی”ایمان آوردن و شکر کردن”و”شکر کردن و ایمان آوردن”مانند پلکانهایی به صورت مارپیچ هستند که شما را پیوسته بالا و بالاتر می‌برند و به پری تدارک خدا می‌رسانند.

برای دریافت هر گونه رحمت خدا، فقط و فقط یک اساس کاملاً کفایت کننده وجود دارد، آن جا به جایی که روی صلیب صورت گرفت.

• عیسی تنبیه شد تا این که ما بتوانیم بخشوده شویم.
• عیسی زخمی شد تا این که ما بتوانیم شفا بیابیم.
• عیسی با گناهکاری ما گناه شد تا ما بتوانیم با عدالت او عادل شویم.
• عیسی به جای ما مرد تا ما از حیات او برخوردار شویم.
• عیسی فقر ما را متحمل شد تا ما بتوانیم در فراوانی او شریک شویم.
• عیسی شرم ما را بر خود گرفت تا ما بتوانیم در جلال او شریک شویم.
• عیسی طرد شدگی ما را متحمل شد تا ما بتوانیم پذیرش او را توسط پدر دریافت کنیم.
• عیسی متحمل لعنت شد تا ما بتوانیم وارد برکت شویم.

این فهرست کامل نیست. این جا به جایی جنبه‌های دیگری را هم دارد که می‌توان به این فهرست اضافه کرد. ولی همه اینها با هم و جنبه‌های مختلف آن چیزی هستند که خدا از طریق قربانی عیسی تدارک دیده است. کتاب مقدّس همه اینها را در یک کلمه عظیم و کاملاً فراگیر جمع می‌کند که”نجات”می‌باشد. مسیحیان اغلب نجات را محدود به بخشیده شدن گناهان شخص و تولّد دوباره او می‌دانند ولی مسئله شگفت انگیز این است که این تنها قسمت اوّل همه آن نجاتی است که در عهد جدید آشکار شده است.

• عیسی تنبیه شد، تا ما بشخوده شویم.
• عیسی زخمی شد، تا ما شفا بیابیم.
• عیسی با گناهکاری ما گناه شد، تا با عدالت او عادل شویم.
• عیسی به جای ما مرد، تا ما از حیات او برخوردار شویم.
• عیسی فقر ما را متحمل شد، تا ما در فراوانی او شریک شویم.
• عیسی شرم ما را متحمل شد، تا ما در جلال او شریک شویم.
• عیسی طرد شدگی ما را متحمل شد، تا ما پذیرش او را توسط پدر دریافت کنیم.
• عیسی متحمل لعنت شد، تا ما وارد برکت شویم.

نویسنده: درک پرینس
مترجم: سرگن دانیالی

دانلود کتاب مبادله الهی