کتاب رویای ۷۰۰۰ برادر اوالد فرانک ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب رویای ۷۰۰۰ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب رویای ۷۰۰۰

 

رؤیای ۷۰۰۰
اطّلاعات جهانی
نبوّت کتاب مقدّس حرف نهایی را می‌زند.
وقایع پیشگویی شده‌ای که اخیراً رخ داده است.
راه خدا به سوی ما همان راه ما به سوی خدا است.
نوشته: اوالد فرانک

 

مقدّمه:

 

خانمها و آقایان عزیز:

خواندن این شرح مختصر تنها چند دقیقه از وقت گرانبهایتان را در بر خواهد گرفت. ما در دوره‌ای بسیار خاص و پر معنی زندگی می‌کنیم. هر روزه اخبار تازه‌ای در مورد اتّفاقات برجسته دنیا به ما می‌رسد. آن چه قرنها پیش خبر داده شده بود اکنون در اخبار روزانه با آن مواجه می‌شویم. بلاهای طبیعی، قحطیها، جنگها، پاکسازیهای قومی و نژادی و کشتارها، تروریسم با انگیزه مذهبی و جنایتهای مختلف از سراسر جهان گزارش می‌شود. در یک کشور واقع در نیمه غربی صدها مایل جنگل در آتش می‌سوزد و در همان زمان در نیمه شرقی سیلی با نتایج مهیب رخ می‌دهد. به نظر می‌رسد هیچ چیز مثل سابق نیست. برای مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی چه در سطح ملی و چه در سطح بین‌المللی هیچ راه حلی نمی‌بینیم.

قصد ما در این جزوه آن است که اتّفاقات و جریانات جاری را به طور مختصر از نقطه نظر کتاب مقدّسی همان طوری که در کلام انبیا آمده درک کنیم. ما با سرعت زیادی به سال ۲۰۰۰ نزدیک می‌شویم. به زودی ۶۰۰۰ سال از زمانی که اوّلین انسان روشنایی این جهان را دید به اتمام خواهد رسید. از آدم تا ابراهیم تقریباً ۲۰۰۰ سال و از ابراهیم تا مسیح ۲۰۰۰ سال، از تولّد مسیح ( مبنای محاسبه تقویم میلادی ) تا امروز نزدیک به پایان یک دوره ۲۰۰۰ ساله هستیم. حال سؤالی که باید از خودمان بپرسیم این است که آیا با تغییر یک قرن یا حتّی یک هزاره چیز فوق‌العاده‌ای در تاریخ بشر روی خواهد داد؟

هر چه به سال ۲۰۰۰ نزدیک‌تر می‌شویم اندیشه‌ها در این باره افزایش می‌یابد. کارشناسان در مورد آینده یک تصویر تیره ارائه می‌دهند. کسانی هستند که واضح صحبت می‌کنند. مانند یکی از سناتورهای ایالات متّحده که گفته است”شاید ما اوّلین نسلی هستیم که فهمیدیم می‌توانیم آخرین افراد ( نسل ) در تمدّن حاضر باشیم.”سخنان زیادی درباره آخرت و هم چنین درباره دوزخِ مکاشفه که گمان می‌رود به زودی بر روی زمین واقع شود گفته شده است. ظاهراً آن چه که در آینده نزدیک رخ خواهد داد به همه ما مربوط می‌شود. آیا می‌پرسیم چنین موضوع مهمی را چه کسانی پیشگوئی می‌کنند؟ آیا ما باید به فیلسوفها مراجعه کنیم و از آنها مشورت بخواهیم و سعی کنیم پیشگوییهایِ ایشان را خودمان تفسیر کنیم؟ آیا ما باید با فالگیرها یا ستاره شناسان مشورت کنیم؟ آیا می‌توانیم پاسخهای درست و معتبر برای همۀ پرسشها بیابیم؟

بله ما مطمئناً می‌توانیم، زیرا «… و کلام انبیا را محکم‌تر داریم که نیکو می‌کنید اگر در آن اهتمام کنید. مثل چراغی درخشنده در مکان تاریک تا روز بشکافد و ستارۀ صبح در دلهای شما طلوع کند …» ( دوّم پطرس ۱ : ۱۹ )

یک آگاهی و پیغام از کتاب مقدّس در زمان مناسب بسیار ضروری است و باید به اشتیاق پذیرفته شود و توسّط کسانی که مایلند صادقانه و بی‌غرضانه آن چه که اتّفاق خواهد افتاد را بدانند نیز دنبال شود. خدای دانای کل توانست در ابتدای شروع زمان، تاریخ را از ابتدا تا انتها بنویسد. ما انسانها تنها می‌توانیم تاریخ را بعد از اتّفاق وقایع بنویسیم، در حالی که خدا توانست همۀ تاریخ را بنویسد و نقشۀ نجات را از قبل در آن بگنجاند. و زمان تا هنگامی ادامه خواهد داشت که آسمانها و زمینِ تازه پدید بیاید. در آن هنگام ابدیّت آغاز خواهد شد. وقایع و نتایج آنها آشکارا در کتب مقدّس بیان شده‌اند. آنها تغییر نمی‌کنند و رخ خواهند داد.

در”رؤیای ۷۰۰۰″هدف اصلی، جلب توجّه ما به آن چه قطعاً روی خواهد داد می‌باشد. و هم چنین نشان دادن راه نجات قبل از این که داوریهای هولناک شروع شود. در مراجعه به وقایع مهمی که رخ می‌دهد ما نیازمند به یک هدایت روشن از کتاب مقدّس می‌باشیم. بدین طریق می‌توانیم پیشگوئی علائم زمان را بشناسیم. هر چند به ظاهر از ۲۰۰۰ سال پیش تا کنون هیچ اتّفاق تکان دهنده‌ای برای جهان مستقیماً از آسمان رخ نداده است و لذا ایمان به این که خدا باید در تاریخ دخالت کند برای مردم دشوار است. امّا قطعاً اتّفاق خواهد افتاد. زیرا این در کلام خدا پیشگوئی شده است.

خدا جهان را در شش روز خلق کرد و در روز هفتم استراحت نمود. اگر ما یک دورۀ نبوّتی را بررسی کنیم یک روز برای خدا مثل هزار سال برای ما است. این گونه مکتوب است: «لکن ای حبیبان، این یک چیز از شما مخفی نماند یک روز نزد خدا چون هزار سال است و هزار سال چون یک روز» ( دوّم پطرس۳ : ۸ ، مزامیر۹۰ : ۴ ) در اعمال۲ : ۱۷ پطرس رسول به ایّام آخر که به گفتۀ یوئیل نبی، روح‌القدس خواهد ریخت اشاره می‌کند. بدون شک منظور او مدّت دو هزار سالۀ زمان فیض می‌باشد که مختص کلیسای عهد جدید است.

مطمئناً ما اکنون در پایان ۶۰۰۰ سال از شروع شریعت هستیم و روز خداوند قطعاً هفتمین روز برای خدا می‌باشد. هزارۀ هفتم نزدیک است. مطابق مکاشفه ۲۰ این یک هزار سال سلطنت مسیح می‌باشد که مسیح و خاصانش بر زمین سلطنت خواهند کرد. در این باره گواهی کتاب مقدّس این است که: «خوشحال و مقدّس است کسی که از قیامت اوّل قسمتی دارد. بر اینها موت ثانی تسلّط ندارد بلکه کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال سلطنت خواهند کرد.» ( آیه ۶ ) بعد از مرحله تطهیرسازی، یک نوسازی مجدّد وجود خواهد داشت و زمین به حالت اوّلیّه، آن چنان که در باغ عدن بود برخواهد گشت. جایی که صلح حقیقی وجود دارد و برّه و گرگ با هم سکونت خواهند داشت. ( اشعیا ۱۱ : ۶ – ۹ ؛ اشعیا ۶۵ : ۲۵ ) ما در”رؤیای ۷۰۰۰″توضیحات روشن کننده‌ای از کلام خدا می‌آوریم.

«و آوازی بلند از آسمان شنیدم که می‌گفت: اینک خیمۀ خدا با آدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان قومهای او خواهند بود و خودِ خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود.» ( مکاشفه ۲۱ : ۳ )

 

کلام نبوّتی آخرین حرف را می‌زند:

 

در عصر حاضر ما شاهد تحقّق نبوّتهای کتاب مقدّس می‌باشیم به ویژه بازگشت مردم اسرائیل به سرزمین موعود یک نشانۀ مهم است. مطابق با تثنیه ۴ : ۲۷ – ۳۱ آنها در میان همۀ امّتها پراکنده شده بودند امّا در زمانهای آخر آنها باید دوباره جمع شوند. ( اشعیا ۱۴ : ۱ ؛ ارمیا ۳۰ : ۳ ؛ ارمیا ۳۱ : ۶ – ۱۲ ؛ حزقیال ۳۶ : ۳۸ ) این در تمثیل”درخت انجیر”که یک سنبل صریح از نسل کنونی اسرائیل می‌باشد ( هوشع ۹ : ۱۰ ) و توسّط خداوند ما عیسی مسیح تصدیق شده است، دیده می‌شود. (متی۲۴ : ۳۲ ـ ۴۱ ) با توجّه به روند تاریخ، ما در نقشه الهی همانند مردم اسرائیل فرض شده‌ایم همان طوری که روزهای پیشگوئی شده فرا رسیده است. حال کلام هوشع نبی متقاعد کننده است. «بیایید نزد خداوند بازگشت نماییم زیرا او دریده است و ما را شفا خواهد داد. او زده است و ما را شکسته بندی خواهد نمود. بعد از دو روز ما را زنده خواهد کرد ( این اتّفاق افتاده است. ) در روز سوّم ما را خواهد برخیزانید و در حضور او زیست خواهیم نمود.» ( آن به زودی اتّفاق خواهد افتاد. ) ( هوشع ۶ : ۱ – ۲ ) آن دو روز پیشگوئی شدۀ مذکور مطمئناً به دو هزار سال جاری که رو به پایان است اشاره می‌کند. وقتی بنی‌اسرائیل از سال ۷۰ میلادی در سراسر جهان پراکنده می‌شوند پس از یک دورۀ بسیار طولانی از سال ۱۹۴۸ به بعد دولت و ملّت اسرائیل تشکیل می‌شود که از بیش از ۱۴۳ کشور جهان به سرزمین مادری خود بازگشتند. این تحقّق تأییدی بر نبوّتهای کتاب مقدّس می‌باشد. و روز سوّم که به زودی آغاز خواهد شد به هزارۀ بعدی مربوط می‌شود، وقتی اسرائیل عیسی مسیح را مسیحای خود بشناسد و حیات الهی را دریافت کند پولس رسول در رابطه با اسرائیل چنین می‌نوِیسد: «زیرا اگر رد شدن ایشان مصالحت عالم شد، باز یافتن ایشان چه خواهد شد؟ جز حیات از مردگان ؟ … سخت دلی بر بعضی از اسرائیل طاری گشته است. و هم چنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت چنان که مکتوب است.» ( رومیان ۱۱ : ۱۵ و ۲۵ – ۲۶ ؛ اشعیا ۵۹ :۲۰ ) به گذشته و آینده اسرائیل اشاره دارد.

وقایع و پیشرفتهای سالهای اخیر از جمله تغییرات تدریجی که در اروپا از اکتبر و نوامبر ۱۹۸۹ آغاز شد مطابق با نبوّت کتاب مقدّس می‌باشد در عصر حاضر اتّحادیۀ اروپا شکل می‌گیرد چنان چه در اعلام پیمان روم در سال ۱۹۵۷ پیش بینی شده بود. دشمنان تاریخی، دوست شدند. شرق و غرب کسانی که در تمام طول جنگ سرد ضد یک دیگر بودند اکنون در شرایط مسالمت آمیز هستند. دیواری که آلمان را تقسیم می‌کرد حال دیگر وجود ندارد. در خانه هر کسی می‌تواند جایی برای خود پیدا کند. و به این شکل است که اتّحادیۀ اروپا همان امپراطوری روم آخرین پادشاهی از چهار پادشاهی است که دانیال نبی در باب ۲ و ۷ در عهد عتیق شرح می‌دهد. این قوّت وحش ذکر شده در مکاشفه از دریای ملل اروپایی بیرون می‌آید و همۀ زمین از آن متعجّب می‌شوند. ( باب ۱۳ ) کسی که افسارها در دست اوست و فرمانروایی می‌کند. این قدرت روحانی به وسیلۀ همۀ رهبران مذهبی و سیاسی شناخته شده و مورد احترام قرار می‌گیرد. اتّحادیه اروپا قدرت شماره یک جهان خواهد شد و تجارت جهانی را رهبری خواهد کرد. این اتّحاد در همۀ ابعاد رخ می‌دهد ( مذهبی، سیاسی و اقتصادی ) به زودی همه مراحل طی خواهد شد همان طور که سایر پیش بینیها به وقوع پیوست.

وقایعی را که ما امروز شاهد آن هستیم پولس رسول تقریباّ ۲۰۰۰ سال پیش پیشگوئی کرده بود، «زیرا خود شما به تحقیق آگاهید که روز خداوند چون دزد در شب می‌آید. زیرا هنگامی که می‌گویند سلامتی و امان است، آنگاه هلاکت ایشان را ناگهان فرو خواهد گرفت چون درد زه زن حامله را و هرگز رستگار نخواهد شد.» ( اوّل تسالونیکیان ۵ : ۲ – ۳ )

از زمانی که میخائیل گورباچف در سال ۱۹۸۵ به قدرت رسید کنفرانسهای صلح یکی پس از دیگری ترتیب داده شد در حقیقت”کنفرانس اوج”تاریخ ساز شد و تشنج زدایی ( آشتی ) بین شرق و غرب را مهیّا کرد و اتّحاد آلمان و هم چنین استقلال کشورهای اروپای شرقی را ممکن ساخت. رهبران سیاسی بیشترین ارتباط را با پیشگویی”سلامتی و امان”پولس دارند این اصطلاحات فنی ( سلامتی و امان – صلح و امنیّت ) بارها در تحوّلات خاور نزدیک به کار رفته است. اسرائیل هر چه بیشتر به مرکز توجّه سیاست جهانی تبدیل می‌شود. به خصوص اورشلیم به زودی سنگی گرانبار برای همۀ ملّتهای اطرافش خواهد شد. چنان چه زکریّای نبی نبوّت کرد. ( باب ۱۲ )

مطابق سوّمین”توافق نامۀ اُسلو”مذاکرات دربارۀ اورشلیم باید تا سال ۱۹۹۹ کامل شود. چنان چه در کلام انبیا پیشگوئی شده است که یک صلح انجام خواهد شد. فقط به یک توافق به وسیلۀ سیاستمداران که توسّط مذهب تهییج شده‌اند، خواهد رسید و این توافق توسّط بالاترین قدرت مذهبی تأیید می‌شود که این صلحی فریبنده خواهد بود. هر چند که اسرائیل آماده پذیرش سرزمین سلامتی است امّا خرابی ناگهان خواهد آمد زیرا این چنین نوشته شده که صلح واقعی و نهایی برای اسرائیل تنها از طرف خدا خواهد آمد.

 «که حدود تو را سلامتی می‌دهد و تو را از مغز گندم سیر می‌گرداند.» ( مزامیر ۱۴۷ : ۱۴ )
 «زیرا خداوند چنین می‌گوید : اینک من سلامتی را مثل نهر و جلال امّتها را مانند نهر سرشار به او خواهم رسانید و شما خواهید مکید و در آغوش او برداشته شده بر زانوهایش به ناز پرورده خواهید شد.» ( اشعیا ۶۶ : ۱۲ )

 

روز خداوند:

 

در زمانی که روز نجات به پایان رسد. ( اشعیا ۴۹ : ۸ ؛ دوّم قرنتیان ۶ : ۲ ) بلافاصله قبل از شروع روز خداوند، یعنی قبل از هزارۀ هفتم دنیا خشم الهی را متحمّل می‌شود. در متی ۲۴ و دیگر جاها، خداوند عیسی به وقایع متفاوتی که به همراه پیشرفتها و تحوّلات می‌آیند اشاره می‌کند او دربارۀ جنگها و اخبار جنگ، زلزله‌ها، قحطیها و همه مصیبتها که بر زمین واقع می‌شوند خبر داده بود و می‌فرماید «امّا همه اینها آغاز دردهای زه است.»

زمین لرزه‌ها و دیگر بلاهای طبیعی از هر نوعی چند برابر خواهند شد. تا زمانی که در کالیفرنیا واقع در ساحل غربی ایالات متّحده آمریکا در امتداد خط”سنت اندروز فالت”( ST.Andrewz Fault ) زلزله‌ای رخ دهد که با توجّه به پیش بینی دانشمندان وقوع آن در هر لحظه انتظار می‌رود. در رومیان ۸ : ۱۹ – ۲۲ به ما گفته شده که همه مخلوقات ناله می‌کنند و برای تولّد دوباره مدّتی طولانی در درد زایمان هستند. در ارتباط ما این درد زه، خداوند عیسی خبر داده است: «زیرا که در آن زمان چنان مصیبت عظیمی ظاهر می‌شود که از ابتدای عالم تا کنون نشده و نخواهد شد.» ( متی ۲۴ : ۲۱ )

در لوقا ۲۱ و دیگر جاهای کتاب مقدّس به ما دربارۀ این مصیبت عظیم گفته شده است «و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امّتها روی خواهد نمود به سبب شوریدن دریا و امواجش و دلهای مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می‌شود، زیرا قوّات آسمان متزلزل خواهد شد.» ( آیات ۲۵ – ۲۶ ) ما نمی‌توانیم به جزئیات مربوط به این مصیبتهای مهیب که در کتاب مقدّس پیشگویی شده بپردازیم و بدانیم مثلاً داوریهای مکاشفه چیست. آنها حتماً پس از این که کلیسای عروس عیسی مسیح به جلال برده شد واقع خواهد شد. فقط پس از آن، کسانی که خدا را استهزاء کردند و نپذیرفتند درد می‌کشند. در ابتدا خدا به نسل انسان امر کرد بر زمین حکومت کنند. و این امر در مشارکت با او ( خدا ) انجام می‌شد. انسان از او ( خدا ) جدا شد، خودش و هم چنین زمین را تباه کرد. کارشناسان با نگرانی زیاد دربارۀ هوا، آب و آلودگی زمین صحبت می‌‌کند. تا جایی که لایۀ اُزُن نازک‌تر شده و تابش خورشید در این حالت هفت برابر شدیدتر از حال خواهد شد. همان طور که در کتاب مقدّس نبوّت شده است «… روشنایی ماه مثل روشنایی آفتاب و روشنایی آفتاب هفت چندان مثل روشنایی هفت روز خواهد بود.» ( اشعیا ۳۰ : ۲۶ )

یوحنّا نبی در جزیره پطمس این وقایع را در رؤیا دید «و چهارمین، پیالۀ خود را بر آفتاب ریخت و به آن داده شد که مردم را به آتش بسوزاند. مردم به حرارت شدید سوخته شدند و به اسم آن خدا که بر این بلایا قدرت دارد، کفر گفتند و توبه نکردند تا او را تمجید نمایند.» ( مکاشفه ۱۶ : ۸ – ۹ ) در آن لحظه زمان فیض ( روز نجات ) به پایان خواهد رسید و بعد از این بازگشت به خدا غیر ممکن است و این زمان برای بسیاری بیداری هولناکی است که برای هر کاری دیر می‌باشد. بعد از این که خورشید سطح زمین را بسوزاند، خورشید تاریک خواهد شد همان طور که کتاب مقدّس می‌گوید: «آفتاب به تاریکی و ماه به خون مبدّل خواهد شد. پیش از ظهور یوم عظیم و مهیب خداوند.» ( یوئیل ۲ : ۳۱ ؛ اعمال ۲ : ۲۰) «… و آفتاب چون پلاس پشمی سیاه گردید و تمام ماه چون خون گشت و ستارگان آسمان بر زمین فرو ریختند، مانند درخت انجیری که از باد سخت به حرکت آمده، میوه‌های نارس خود را می‌افشاند. … و آسمان چون طوماری پیچیده شده از جا برده شد و هر کوه و جزیره از مکان خود منتقل گشت … و پادشاهان زمین و بزرگان و سپه سالاران و دولتمندان و جبّاران و هر غلام و آزاد خود را در مغاره‌ها و صخره‌های کوه‌ها پنهان کردند. و به کوه‌ها و صخره‌ها می‌گویند که بر ما بیفتید و ما را مخفی سازید از روی آن تخت نشین و از غضب برّه خدا؛ زیرا روز عظیم غضب او رسیده است و کیست که می‌تواند ایستاد؟» ( مکاشفه ۶ : ۱۲ – ۱۷ )

همان طور که خدا در زمان نوح توسّط محبّت و فیض خود این امکان را به انسانها داد که از مصیبتی که قرار بود توسّط طوفان ایجاد شود نجات یابند به واسطه وارد شدن به کشتی، کلام خدا به ما نشان می‌دهد که چگونه می‌توانیم توسّط عیسی مسیح نجات یابیم قبل از آن که مصیبتها واقع شوند. ( اوّل پطرس ۳ : ۲۰ – ۲۲ )

کسانی که به پیغام انجیل ایمان آورند و اجازه دهند که آماده شوند، بر دنیا غالب آمده و قبل از وقوع مصیبتها با او به جلال برده می‌شوند. ( لوقا ۲۱ : ۳۴ – ۳۶ و غیره ) در این مورد خداوند می‌فرماید : «و چون ابتدای این چیزها بشود راست شده، سرهای خود را بلند کنید از آن جهت که خلاصی شما نزدیک است.» ( لوقا ۲۱ : ۲۸ )

مطمئناً روز داوری آسان نخواهد بود و هیچ چاره‌ای وجود نخواهد داشت، فرمان امروزِ پذیرفتن خداوند دشوار نیست اگر فکر کنیم و به او بازگشت نماییم. فرمان این ساعت این است، بر تو است که جان خود را نجات دهی. «زیرا شخص را چه سود دارد که تمام دنیا را ببرد و جان خود را ببازد؟ یا این که آدمی چه چیز را فدای جان خود خواهد ساخت؟» ( متی ۱۶ : ۲۶ )

زمان فیض به پایان خود نزدیک است. لحظات آخر شروع می‌شود. ندای آخر شبیه ندای شیپور می‌آید هر کس مایل است به خداوند باز گردد امروز زمان آن است. در واقع بسیار حیاتی است که به این گفته کتاب مقدّس توجّه کنیم: «لکن روز خداوند چون دزد خواهد آمد که در آن آسمانها به صدای عظیم زایل خواهند شد و عناصر سوخته شده، از هم خواهد پاشید و زمین و کارهایی که در آن است سوخته خواهد شد. پس چون جمیع اینها متفرّق خواهند گردید، شما چطور مردمان باید باشید، در هر سیرت مقدّس و دینداری؟ و آمدن روز خدا را انتظار بکشید و آن را بشتابانید که در آن آسمانها سوخته شده، از هم متفرّق خواهند شد و عناصر از حرارت گداخته خواهد گردید. ولی به حسب وعدۀ او، منتظر آسمانهای جدید و زمین جدید هستیم که در آنها عدالت ساکن خواهد بود.» ( دوّم پطرس ۳ : ۱۰ – ۱۳ )

برخی رسالات کتاب مقدّس را می‌توان به این مطلب پیچیده منتسب کرد که تمام نوشته‌ها در دراز مدّت به تاریخ می‌پیوندند. علیرغم این ما باید هشیار و محکم در همۀ چیزها باقی بمانیم. کاملاً عادی زندگی کنیم و برای آینده برنامه ریزی کنیم زیرا هیچ کس آن روز و آن ساعت را نمی‌داند؛ ما باید در فکر باشیم و البتّه صادق با خدا و در هر لحظه آماده برای ملاقات با خداوند. عیسی مسیح خداوند ما، این زمان آخر یعنی عصری را که ما در آن زندگی می‌کنیم با روزهای نوح و با روزهای سدوم و عموره مقایسه کرده است. ( لوقا ۱۷ : ۲۶ – ۳۰ ) هیچ کس انکار نمی‌کند که امروز در سراسر جهان همه چیز از آن زمان بدتر شده است. امروز مثل آن زمان از دیدگاه خدا، در همان موقعیّت ( زمان نوح ) قرار دارد و برای داوری آماده شده است. خدا هر دو یعنی فیض و داوری را ارائه می‌کند. شما کدام را انتخاب می‌کنید؟

 

بازگشت ثانوی عیسی مسیح:

 

خدا همانند خالقی برای مخلوقش نقشه‌ای دارد و نیز مانند فدیه دهنده‌ای برای فدیه شده‌اش. هر کس به وجود یک خدایِ شخصی معتقد است، و مطمئن است که خدا همه چیز را به حال خود رها نکرده است. چنان که خداوند گفته است: «… خدا هستم و نظیر من نی. آخر را از ابتدا و آن چه را که واقع نشده از قدیم بیان می‌کنم و می‌گویم که ارادۀ من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش را به جا خواهم آورد.» ( اشعیا ۴۶ : ۹ – ۱۰ ) « زیرا خداوند کلام خود را تمام و منقطع ساخته، بر زمین به عمل خواهد آورد.» ( رومیان ۹ : ۲۸ )

آنانی که کاتب مقدّس را خوب می‌شناسند به همۀ پیشگوییهای مربوط به فدیه دهنده در عهد عتیق از همان ابتدا در باغ عدن وقوف دارند. ( پیدایش ۳ ) به همین ترتیب بازگشت عیسی مسیح، نجات دهنده، امید قوم خدا از ابتدای عهد جدید است. او به هنگام صعودش به آنها امید حقیقی داده بود. «… باز می‌آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من می‌باشم شما نیز باشید.» ( یوحنّا ۱۴ : ۳ )

بزرگ‌ترین واقعه تاریخ نجات حقیقتاً در حال انجام است. مطابق با مقالات منتشر شده خبرگزاریهای بین‌المللی در پایان ۱۹۹۵میلیونها نفر روی زمین منتظر بازگشت مسیح هستند. هم چنین متعصّبان مذهبی‌ای در جهان وجود دارند مانند”مریدان معبد خورشید”( Sun Temple Disciples ) کسانی که ما از آخرین فجایعشان آگاهی یافته‌ایم، در اُکتبر ۱۹۹۴، ۵۳ نفر و در دسامبر ۱۹۹۵، ۱۶ نفر دیگر از متعصّبان دارای روح پلید، یک دیگر را کشتند و در انتها خودکشی کردند. مطابق گزارش خبرگزاریها آنها روزانه ۵ بار عبادت می‌کنند. بالاپوش تشریفاتشان را می‌پوشند و در مراسم عشاء ربانی شرکت می‌کنند. چنین شارلاتانهایی همیشه بوده‌اند، کسانی که به ایمانداران حقیقی در کلام صدمه می‌زنند و از آنها عیب جویی می‌کنند. امّا همیشه مسیحیان واقعی معتقد به کتاب مقدّس با شادی منتظر بازگشت دوبارۀ عیسی مسیح هستند و زندگی‌ای عادی و طبیعی نیز دارند. آنها در هر کارشان هوشیار، صریح و صادق‌اند.

وعده بازگشت مجدّد مسیح و وقایع مربوط به آن قبل و بعد از هزاره سلطنت مسیح رخ می‌دهد که برای همۀ اینها تنها خدا تصمیم می‌گیرد. علائم زمان آخر بسیار واضح به ما می‌گوید که این واقعه خیلی نزدیک است و ما باید نسبت به این علائم هوشیار باشیم. در گذشته بارها و بارها بازگشت مسیح را تاریخ گذاری کرده‌اند، خدا را شکر که نه امکان چنین کاری وجود دارد و نه لزوم انجام آن. برای مثال، در نبوّت کتاب مقدّس یک سال شامل ۳۶۰ روز است، امّا در تقویم ما سال شامل ۳۶۵ روز می‌باشد همین باعث ایجاد تفاوت قابل ملاحظه‌ای می‌گردد. گفته خداوند ما برای همیشه پا برجاست «امّا از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد … جز پدر من و بس.» ( متی ۲۶ : ۳۶ ) برای تشخیص، ما نیازمند به مستندات روشن هستیم پس می‌دانیم که زمان نزدیک است بلکه بر در است. ( مرقس ۱۳ : ۲۹ )

در مورد اوّلین آمدن مسیح بیش از یکصد نبوّت در عهد عتیق وجود دارد. همۀ جزئیات مهم دربارۀ او ( خداوند ) ( تولّد مافوق‌الطبیعه‌اش، تولّدش در بیت لحم، قیامش از مردگان و صعودش به آسمان ) در عهد عتیق پیشگویی شده بود. به همین ترتیب در مورد بازگشت ثانوی مسیح و اتّفاقات قبل و بعد آن نیز آمده است که امروز به ما بسیار کمک می‌کنند.

پطرس حوّاری۲۰۰۰ سال پیش در روح دیده بود که بازگشت دوباره مسیح، موضوعی برای استهزا کنندگان خواهد شد. چنان که اکنون شاهد هستیم. منتقدان اصلی، الهیات دانان بی‌ایمانی هستند که هیچ درک روحانی دربارۀ برنامۀ زمانی خدا ندارند. آنها مدّعی‌اند که شاگردان به غلط منتظر بازگشت زود هنگام خداوند بودند و می‌گویند عیسی خودش اشتباه کرد وقتی در پایان آخرین فصل عهد جدید می‌گوید حتماً به زودی می‌آیم. امّا واقعیّت پر جلال این است، همۀ کتاب مقدّس به گونه‌ای نوشته شده که برای همۀ زمانها به کار آید. هر کلمۀ نوشته شده می‌تواند موعظه شود و همۀ افراد در دوران فیض می‌توانند به آن ایمان داشته باشند، تا وقتی که زمان برسد و آن واقعۀ حقیقی اتّفاق بیافتد.

پطرس حوّاری به موضوعی درست اشاره کرد و نوشت: «و نخست این را می‌دانید که در ایّام آخر مستهزئین با استهزا ظاهر خواهند شد که بر وفق شهوات خود رفتار نموده، خواهند گفت: کجاست وعدۀ آمدن او؟» پس از آن پطرس پاسخ می‌دهد: «خداوند در وعدۀ خود تاخیر نمی‌نماید، چنان که بعضی تأخیر می‌پندارند، بلکه بر شما تحمّل می‌نماید چون نمی‌خواهد که کسی هلاک گردد بلکه همه به توبه گرایند.» ( دوّم پطرس ۳ : ۳ – ۹ )

استهزا کنندگان بیش زمانی مسخره نمی‌کنند چون که خنده و استهزا به گریه، شیون و فشار دندان تبدیل می‌شود.« خود را فریب مدهید، خدا را استهزا نمی‌توان کرد. زیرا که آن چه آدمی بکارد، همان را درو خواهد کرد. ( غلاّطیان ۶ : ۷ ) مطابق با تصدیق کتاب مقدّس مسیح به زودی باز خواهد گشت چنان که وعده داد که عروسش را به جلال می‌برد ( اوّل تسالونیکیان ۴ ) قبل از آمدن غضب و محنت عظیم ( اوّل تسالونیکیان ۱ : ۱۰ ) چنان که قبلاً ذکر شد، خداوند عیسی قبل از رفتنش به جلال وعده داد که مکانی را مهیّا می‌نماید سپس بازگشته و ما را بالا می‌برد تا با وِی باشیم ( یوحنّا ۱۴ ) در بازگشت ثانویّه او کسانی که در مسیح مرده‌اند و سهمی در رستاخیز اوّل دارند بر می‌خیزند و سپس آنهایی که با او زندگی می‌کنند بدنهایشان تبدیل شده و برای ملاقات با وِی با هم به آسمان برده می‌شوند و برای همیشه با او خواهند بود. ( اوّل تسالونیکیان ۴ ) آنها خداوند را خواهند دید همان طوری که هست و به شباهت او تغییر داده می‌شوند. ( اوّل یوحنّا ۳ ) به طور حتم این واقعه همان طوری که در کلام مقدّس پیشگویی شده روی خواهد داد.

 

خلقت باشکوه:

 

هدف و نقشه واقعی خدا پیش از این در خلقت شروع شده است. مطمئناً هر یک از ما از این خلقت باشکوه او متعجّب گشته‌ایم. امّا همه منطقی فکر نمی‌کنند که وجود خالق قبل از هر خلقتی ضروری است مانند وجود یک ساعت ساز قبل از ساعت، یک بنا قبل از خانه و غیره و غیره. انکار وجود خدا به خصوص پس از اختراعات و پیشرفتهای دنیا بیشتر شده است. خصوصاً از زمانی که داروین در سال ۱۸۵۹ تئوری‌اش را منتشر کرد. فیلسوفان ستیزه جو خدا را انکار کردند و مردم را متقاعد کردند. در طول قرون گذشته انسان به بی‌ایمانی افتاد. وجود خدا انکار شد و برای انسان جشن گرفتند. هم چنین در بیانیه‌ای ادّعا شد که همه چیز خود به خود به وجود آمده است. هر کس باور دارد که به واسطۀ تکامل به وجود آمده است؛ پدر و مادر خویش را انکار کرده است.

چه کسی می‌تواند تصوّر کند که هستی با همۀ بی‌کرانی و ستارگان بی‌شمارش و هر آن چه که در این هماهنگی کامل است خود به خود یا به واسطۀ چیزی مانند انفجار بزرگ ( Big Bang ) به وجود آمده است؟ تا حال هیچ کس به نقصی در خلقت باشکوه اشاره نکرده است، بیایید دربارۀ مخلوقات بی‌شمار در اقیانوسها و روی زمین تفکّر کنیم در شرایط و موقعیّتهای مختلف میلیونها نوع جانور و پرنده زندگی می‌کنند و چقدر آنها در هماهنگی کامل با محیط اطرافشان هستند. همه در گونه و شکل اصلی خودشان می‌باشند چنان که خدا گفته است، گذاشت همه مطابق نوعشان ثمر آورند.

خدا در ابتدا همه چیز را به وسیلۀ کلام قدرتمندش خلق کرد از آن رو آنها هنوز هم در هستی هستند از زمان خلقت زمین. هر سال ما می‌کاریم و درو می‌کنیم، چنان که خدا گفته «مادامی که جهان باقی است. زرع و حصاد و سرما و گرما و زمستان و تابستان و روز و شب موقوف نخواهد شد.» ( پیدایش ۸ : ۲۲ ) تنها جایی که انسان بدون فکر دخالت می‌کند و خراب می‌نماید طبیعت است. اگر همۀ مواد غذایی موجود متناسب توزیع شود روزانه میلیاردها نفر سیر می‌شوند و هیچ گرسنه‌ای روی زمین باقی نمی‌ماند. هر سال خدا نه فقط ما را بلکه میلیونها میلیون موجود زنده را حفظ می‌کند. او به واسطۀ مرگ و رستاخیز طبیعت نیز با ما حرف می‌زند. هر بهار زندگی‌ای نو، میوه‌ای نو بارور می‌شود و در پی‌اش تابستان با خرمنی پربار می‌آید پس از آن پاییز فرا می‌رسد؛ برگها از درختان می‌افتند و طبیعت می‌میرد. زمستان زمانی برای استراحت است و مسلّماً به همین ترتیب در بهار دوباره بیداری می‌آید. «چون که آن چه از خدا می‌توان شناخت، در ایشان ظاهر است زیرا خدا آن را بر ایشان ظاهر کرده است زیرا که چیزهای نادیدۀ او یعنی قوّت سرمدی و الوهیّتش از حین آفرینش عالم به وسیلۀ کارهای او فهمیده و دیده می‌شود تا ایشان را عذری نباشد.» ( رومیان ۱ : ۱۹ – ۲۰ )

واقعیّت این است که همۀ مخلوقات زنده مطابق نوعشان برای همیشه بی‌تغییر ثمر می‌دهند. تا امروز ما همان دانه را می‌کاریم که برای اوّلین بار در خلقت رشد کرد. همان درختان با همان میوه‌ها رشد می‌کنند و همان حیوانات روی زمین زندگی می‌کند. تاج خلقت یعنی مرد و زن نیز مثل همان روزهای زمان آدم و حوّا هستند. آنها به استعدادهای خلاّقه مجهز هستند. در صد سال اخیر خصوصاً پنجاه سال گذشته ثابت شده است که انسان دارای استعدادهای خلاّق می‌باشد. ما از اسب و واگن به هواپیما و شاتلهای فضایی رسیده‌ایم. انسان در هر زمانی قادر به انجام هر کاری که به آن فکر می‌کند و برای آن نقشه می‌کشد، می‌باشد. چنان چه خداوند گفته است: «… و الآن هیچ کاری که قصد آن بکند، از ایشان ممتنع نخواهد شد.» ( پیدایش۱۱ : ۶ ) به خصوص از تاریخ نهم دسامبر ۱۹۹۵ وقتی فضا نورد ایالت متّحده، آپولو ۱۶ ژنرال بازنشسته چارلز داک ( Charles Duke ) در برلین در مورد سفرش به ماه، در آوریل۱۹۷۲ صحبت کرد. فقط یک کار است که انسان قادر به انجامش نیست، آن خلق زندگی است. کسانی که به تکامل معتقدند باید به ما بگویند چه کسی اوّلین سلول را به وجود آورد، و آنها باید بگویند چه کسی به آن سلول زندگی بخشید؟ سؤال دیگری که می‌توان پرسید این است که چه کسی امکان تکثیر را به همۀ مخلوقات زنده داد؟ چرا منکران خدا گندم مصنوعی که به دست انسان ساخته شده باشد نمی‌کارند؟ زیرا آنها می‌دانند که آن گندم رشد نخواهد کرد و فاقد حیات می‌باشد. این مخلوقات کامل و توانا و با شکوه باید هر انسان متفکّری را متقاعد کنند که خالق قادر مطلق و مقتدری وجود دارد. اگر انسانها خود را از خدا جدا نکرده بودند می‌توانستند به خدا و کلامش که هر روزه توسّط مخلوقات تصدیق می‌شود ایمان بیاورند. خدا و کلامش برای همیشه موثّق و حقیقتی جاوید است.

 

مشارکت با خدا مقدّر شده است:

 

مطابق با خواست خدا، انسان از همان ابتدا برای مشارکت با خدا انتخاب شده بود. بنابراین، صرف نظر از مذهب یا نژاد، همه یک تمایل در روحشان به ستودن چیزهای برتر دارند همه دارای یک حس پرستش می‌باشند بدون توجّه به چگونگی انجام آن. برخی اگر هیچ موضوع مذهبی برای پرستیدن نیابند به پرستش خیلی چیزها روی می‌آورند مثل ثروت و عادتها، ورزش، سرگرمیهای مختلف و بتها و غیره. این میل عمیق در روح هر انسان با ذات الهی راضی می‌شود چه فرد ثروتمند باشد چه فقیر.

یهودیان معتقد خدایی را می‌پرستند که شخصاً خود را در زمان موسی، خدای اسرائیل خواند. یک یهودی واقعی فقط می‌تواند به خدای واحد حقیقی معتقد باشد برای این که او ( خدا ) خودش گفته: «بشنو، ای اسرائیل، آن جاودانه، خدای ما، آن جاودانه واحد است …» حدود ۶۷۰۰ بار ما عبارت خداوند خدا ، الوهیم یهوه ( Elohim-Yahweh ) را در عهد عتیق می‌یابیم. یهودیان کسانی که به کتاب مقدّس معتقدند همیشه منتظر آمدن مسیحا و هم چنین تجدید بنای معبد مطابق وعده می‌باشند.

مسلمین نیز به یک خدای واحد نماز می‌گذارند کسی که آنها”الله”می‌نامند. پیغمبر آنها محمّد معتقد بود که مسیحا به وسیلۀ روح‌القدس به وجود آمده است. امّا منکر شد که او ( خداوند ) مصلوب شده است. به نظرشان، او یک پیامبر بزرگ و پیغام‌آور خدا بود، کسی که به وسیلۀ خود خدا در پایان مأموریّتش به جلال برده شد. امّا نجات دهنده و خداوند نمی‌باشد. محمّد توحید مطلق را موعظه کرد، امّا هیچ درکی از ظاهر شدن خدا در مسیح که برای رستگاری ما لازم بود نداشت.

هندوها به تثلیث اصلی خودشان معتقدند، که برهما ( Brahma ) خالق، ویشنو ( Vishnu ) نگهدارنده و شیوا ( Shiva ) خراب کننده است. هم چنین به تعدادی خدا که در شماره بیش از خود هندوها هستند. آنها امیدشان را به عقیده‌ای سپرده‌اند که انسان در آینده باز خواهد گشت و شاید در یک حیوان زندگی کند و از این رو در یک فرایند همین طور تغییر ادامه می‌یابد تا او به هدف نهایی‌اش برسد.

بودایی‌ها هم به همین طریق به تناسخ معتقدند و آنها به مدی تیشن ( Meditation ) تأکید می‌کنند. در هندو و اسلام و دیگر مذاهب که در اینجا ذکر شد امید به نجات و جاودانگی یافت نمی‌شود زیرا در این مذاهب پیروزی بر مرگ وجود ندارد. آیا این حقیقت ندارد که یک مذهب بدون نجات و امید جاوید فقط یک مذهب ناامید و بدون رستگاری است؟

آن چه ما امروز نیازمند دانستن آن هستیم آشکار شدن و مسلّم شدن خواست خدا است که ما باید اجازه بدهیم در ما قرار گیرد. اوّلین انسان مستقیماً در مشارکت با خدا مدّت معیّنی در بهشت می‌زیست. در این بی‌گناهی بکر آنها هیچ چیز در مورد تأسف، درد، بیماری یا مرگ نمی‌دانستند. همین طور مقدّر شده بود که مخلوقات آن یگانۀ ابدی نیز جاودانه زندگی کنند. خدا آنها ( آدم و حوّا ) را جانشینی آزاد آفرید چنان که آنها قادر بودند خود بین مرگ یا زندگی یکی را برگزینند. آنها می‌توانستند فرمانبردار باشند یا نامطیع، معتقد باشند یا نباشند. آنها می‌توانستند انتخاب کنند و همان طوری که هنوز امروز نیز برای ما صادق است. در نهایت آنها می‌توانستند بین خوبی و بدی تمیز بدهند. از همان ابتدا خدا خواستار اطاعت بود. حوّا و سپس آدم در امتحان قرار گرفت. حوّا به سخنان و دروغ شیطان در مار گوش داد و اغفال شد و به گناه افتاد و آدم را نیز به آن کشاند. به واسطۀ آن از کاملیّت افتاد. نخستین انسانها از دستور خدا تخطّی کردند و به زیر نفوذ روح پلید در آمدند و باید می‌مردند. خدا حُکمش را عملی کرد و آنها را از بهشت راند. مشارکت با او پایان یافت و درد، بیماری و مرگ همۀ بشریّت را فرا گرفت گر چه دشمن گفته بود: «هر آینه نخواهید مُرد … مانند خدا خواهید بود …» ( پیدایش۳ )

هیچ کس نمی‌تواند بگوید من بی‌گناه هستم، من در بی‌گناهی دستهایم را می‌شویم. من چه می‌توانم بکنم؟ هر مردی و هر زنی هر دختر و پسری مانند آدم و حوّا عمل می‌کند. خوب، آنها امروز همان گونه عمل می‌کنند. خدا همه را می‌شناسد. او می‌داند که هیچ کس خودش قادر نیست از دستورات او اطاعت کند. خدا به عدالت شریعت را داده است تا ما متوجّه گناهانمان شویم و به نااطاعتی خود از فرامین او پی ببریم.

اگر قانون الهی وجود نمی‌داشت ما هرگز به گناهانمان محکوم نمی‌شدیم و هرگز لزوم بخشش و فدیه شدن را نمی‌فهمیدیم. ما چون جدا شدگان از خدا و گمشدگان ناامید به دنیا آمدیم. بنابراین ما به رستگاری و مصالحه با وِی نیازمند هستیم. وجدان هر کسی با او سخن می‌گوید، حتّی آنهایی که هرگز پیغام الهی را نشنیده‌اند یا هرگز کتاب مقدّس نخوانده‌اند. هر کسی وقتی دروغ می‌گوید، تقلّب می‌کند، دزدی می‌کند یا هر کار اشتباهی مرتکب می‌شود متوجّه می‌شود و بنابراین از همۀ این خطاها منع شده است. همه ثروتمند یا فقیر، بد یا خوب نزد خدا گناهکارند و مطمئناً داوری می‌شوند و همه باید بمیرند و وقوع مرگ حتمی است. «و چنان که مردم را یک بار مردن و بعد از آن جزا یافتن مقرّر است.» ( عبرانیان ۹ : ۲۷ ) همه برای کردارشان مسؤول هستند.

به واسطۀ هبوط از مشارکت با خدا دور افتادیم امّا او به ما فکر می‌کرد و راهی به سوی خود برای ما مهیّا ساخت به واسطۀ کسی که توانست بگوید: «من راه و راستی و حیات هستم. هیچ کس نزد پدر جز به وسیلۀ من نمی‌آید.» ( یوحنّا ۱۴ : ۶ )

خداوند با محبّت و رحمتش نزد ما آمد تا ما نیز قادر باشیم به حضور او در آییم. زیرا ما در این بدن زمینی معصیت کردیم و در گناه افتادیم، او ( خداوند ) می‌باید به یک بدن با گوشت و خون در می‌آمد تا می‌توانست مانند انسان بی‌گناهی به نیابت از ما همۀ گناهانمان را متحمّل شده برای ما بمیرد و ما را با خدا آشتی دهد. این اتّفاق در عیسی مسیح رخ داد. خداوند ما، کسی که امروز فریاد می‌زند: «بیایید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران و من شما را آرامی خواهم بخشید.» ( متی۱۱ : ۲۸ ) افرادی که او را می‌پذیرند در زمان مرگ وقتی روحشان را به دستهای او می‌سپارند مطمئن هستند که همین پاسخ را می‌شنوند: «هر آینه به تو می‌گویم امروز با من در فردوس خواهی بود.» ( لوقا ۲۳ : ۴۳ ) البتّه هر که آگاهانه او را نپذیرد مستوجب مرگ است. «چیزهایی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و به خاطر انسانی خطور نکرد، یعنی آن چه خدا برای دوستداران خود مهیّا کرده است. امّا خدا آنها را به روح خود بر ما کشف نموده است، زیرا که روح همه چیز حتّی عمقهای خدا را نیز تفحّص می‌کند.» ( اّول قرنتیان ۲ : ۹ – ۱۰ )

 

خدا ماوراء طبیعی عمل می‌کند:

 

خدا طی یک عمل فوق طبیعی فدیه دهنده را در یک بدن طبیعی متجلّی ساخت. مریم باکره به طور طبیعی در این جهان متولّد شد مثل هر کس دیگری. او ظرفی انتخاب شد که ذرّیّت الهی در آن جای بگیرد چنان که کلمه جسم گردید. امّا او باید نجات را مثل دیگران تجربه می‌کرد وی با ۱۲۰ نفری که در آن بالا خانه در اورشلیم جمع شده بودند منتظر پری روح‌القدس در روز پنطیکاست بود. این تجربه برای کامل شدن نجات ما لازم است. ( اعمال ۱ : ۱۴، اعمال ۲ )

خدا به یک طریق در همه کار می‌کند. برای آنانی که به کلام وعده ایمان دارند نیز به همان طریق. مریم باکره به پیغام الهی که جبرائیل فرشته برای او آورد ایمان داشت و گفت: «اینک کنیز خداوندم، مرا بر حسب سخن تو واقع شود.» بدین گونه کلمه جسم گردید و پسر خدا متولّد شد. همۀ مردان و زنان باید بشنوند و به پیغام الهی ایمان آورند. درِ قلب خود را برای خدا گشوده و به کلام وعده عمل کنند که تنها به وسیله تولّد تازه می‌توان زندگی روحانی را یافت.

پس از شروع ماوراء طبیعی کلیسای عهد جدید به وسیلۀ پری روح‌القدس در روز پنطیکاست به مریم تا آخر کتاب مقدّس هیچ اشاره‌ای نمی‌شود. نه پطرس نه یوحنّا یا یعقوب و نه پولس یا هیچ کس دیگری دوباره هیچ اشاره‌ای به او ( مریم ) نمی‌کند. او وظیفه‌ای را که بر وِی امر شده بود انجام داد. ما به عیسی مسیح پیوند خوردیم او تنها نجات دهنده، واسطه و حامی است. مریم شناسی ( Mariology ) با کاتب مقدّس غریبه است و در واقع با عیسی مسیح در تضاد است.

شخص حقیقی عیسی مسیح است کسی که بر حسب روح، خدا بود و بر حسب جسم، انسان. او تقدیس و بی‌گناهی مطلق بود. بنابراین او توانست همه گناهان ما را بر خود گیرد و به عوض ما بمیرد. به وسیلۀ خون او ما آشتی و بخشش را دریافت کردیم. هر که ایمان دارد، جان و روح و بدن وی باز خرید می‌شود. به وسیلۀ قیام او در روز سوّم کار فدیه به حد کمال رسید و مرگ، جهنّم و شیطان مغلوب شدند. آن یگانه قیام کرده پیروز حقیقی جلجلتا است. او به شاگردانش تا مدّت چهل شبانه روز پس از رستاخیزش آشکار می‌شد و با آنها دربارۀ ملکوت خدا سخن می‌گفت. ( اعمال ۱ ) آنها او را زمانی که به آسمان برده می‌شد دیدند. ( لوقا ۲۴ ) همه کسانی که به کتاب مقدّس ایمان واقعی دارند می‌توانند لنگری ثابت برای جانهایشان در این حقایق بیابند. در رستاخیز او رستاخیز ما تضمین می‌شود. در صعود او به آسمان ما نیز مطمئنیم که بالا برده می‌شویم و برای همیشه با او خواهیم بود. خدای قادر مطلق یک پادشاهی ابدی برای پسران و دخترانش مهیّا کرده است. خطایای انسان نمی‌توانند در نقشۀ خدا خللی وارد کند. تنها خدا اجازه داده که اندکی به تأخیر افتد. بشریّت خودسرانه علیه خدا تصمیم گرفت و به فرمانروایی شیطان گردن نهاد. سپس توسّط خود خدا پاک شد و دوباره به ملکیّت خودش ( خدا ) در آورد. خود رستگاری امکان ندارد. نجات یک حقیقت تاریخی و یک عمل الهی مطابق نقشۀ خدا است. سراسر موعظه انجیل پیغام نجات و رستگاری است. آشکار است که خدا به واسطه فیضش بشر را مساعدت کند. با قدرت خدا در فدیه، زندگی جاوید و تولّد تازه مهیّا شد و فرزندان انسان که از زمان تولّدشان فرزندان مرگ بودند، دوباره متولّد شدند و با پذیرفتن زندگی جاوید پسران و دختران خدا خوانده شدند وقتی آنها باور کنند و بپذیرند که خدا برای آنها چه کرده است. چون پادشاهی خدا ابدی است پس همه کسانی که آرزو دارند به ملکوت خدا وارد شوند می‌باید زندگی جاوید داشته باشند. چنان که خداوند ما تأکید می‌کند که هر یک باید از سر نو مولود گردید. ( یوحنّا ۳ ) ذرّیّت این تولّد تازه کلام خدا است. که در آن منشاء الهی زندگی وجود دارد. روح‌القدس بر همه کسانی که کلام را به وسیلۀ ایمان بپذیرند قرار می‌گیرد. همان طور که متولّد شدیم و به علّت وجود طبیعی، مخلوقاتی زمینی شدیم پس به علّت وجود ماوراء طبیعی توسّط روح، فرزندان خدا گشته‌ایم. «از آن رو که تولّد تازه یافتید نه از تخم فانی بلکه از غیر فانی یعنی کلام خدا که زنده و تا ابدالآباد باقی است.» ( اوّل پطرس ۱ : ۲۳ ) در لحظه‌ای که تولّد تازه یافتیم خدا پدر آسمانی ما شد. هر که به خداوند به عنوان نجات دهنده‌اش طبق کتاب مقدّس ایمان دارد می‌تواند این تجربه شخصی را داشته باشد. پیشکشِ بی‌همتای نجات به وسیلۀ فیض خدا برای همه کسانی که آرزو دارند آن را دریافت کنند مادامی که روز نجات هنوز ادامه دارد مهیّا می‌باشد. هیچ کس نمی‌تواند تصوّر کند برای آن کسانی که این نجات را قبول نکردند و برای همیشه از خدا جدا افتاده‌اند! چقدر مهیب خواهد بود. در ساعت مرگ آنها که به زندگی پس از مرگ معتقد نبودند ناگهان از آن حقیقت آگاه خواهند شد.

 

ندای آخر:

 

پیش از بازگشت عیسی مسیح مأموریّت بزرگی که او خود قرار داده است ( مرقس ۱۶ : ۱۵ – ۱۸ ) باید در سراسر جهان به انجام رسد. «و به این بشارت ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امّتها شهادتی شود؛ آنگاه انتها خواهد رسید.» ( متی ۲۴ : ۱۴ ) در هیچ زمانی چنین امکانی وجود نداشت که به وسیلۀ رسانه‌های جمعی مأموریّت خداوند کامل شود. به صورت سمبولیک یوحنّای نبی در کتاب مکاشفه شاهد این حقیقت در رؤیا بود. «و فرشته‌ای دیگر را دیدم که در وسط آسمان پرواز می‌کند و انجیل جاودانی را دارد تا ساکنان زمین را از هر امّت و قبیله و زبان و قوم بشارت دهد.» ( مکاشفه ۱۴ : ۶ )

باید همه دریابند که از زمان اصلاحات، چندین احیاء الهی برای نزدیک و نزدیک‌تر کردن ما به کلام حقیقی خدا صورت گرفت هر کس در این مورد مطّلع است می‌داند که از ابتدای قرن بیستم در سراسر جهان یک حرکت قوی روح‌القدس شروع شده و به خصوص پس از جنگ جهانی دوّم یک نزدیکی غیر منتظره به تعالیم و خدمات رسولان صورت گرفته است.

قبل از وقایع خاص، خدا همواره خادمان و انبیااش را می‌فرستد که برای آنها رازهایش را فاش می‌سازد ( عاموس ۳ : ۷ ) ما در مورد نوح، موسی و خیلیهای دیگر و هم چنین در مورد آنهایی که در تاریخ کلیسا برخاسته‌اند می‌اندیشیم. وعده‌های اشعیا۴۰ : ۳ و ملاّکی۳ : ۱ به وسیلۀ خدمت یحیی تعمید دهنده تحقّق یافت کسی که مرد فرستاده خدا در اوّلین آمدن مسیح بود. او پیغام معارفه را موعظه کرد و راه خداوند را مهیّا ساخت، چنان که در انجیل تصدیق شده است. خدمت او در نقشۀ خدا و گسترش ملکوت خدا تأثیر مستقیم داشت. به همان ترتیب باید یک صدای حقیقی باشد که پیغام این زمان کلام خدا را آشکارا آواز دهد و راه بازگشت ثانوی مسیح را مهیّا کند. خداوند این وعده را تصدیق می‌کند که در آینده روی می‌دهد. در ( متی۱۷ : ۱۱ ) و هم چنین به خدمت یحیی اشاره می‌کند که انجام شده است. ( آیه ۱۲ ) حال ما مهیّا شدن راه خداوند را درک می‌کنیم و قلبهای فرزندان خدا به تعالیم و اعمال رسولان بر می‌گردد همان طوری که دلهای پدران عهد عتیقی به فرزندان عهد جدید برگشت. ( لوقا ۱ : ۱۶ – ۱۷) ما حالا با اصلاح نهایی خیلی چیزها و تکمیل کلیسای عهد جدید سرو کار داریم.

خدمت تصدیق شدۀ ماوراء طبیعی جناب کشیش ویلیام ماریون برانهام ( ۱۹۰۹ – ۱۹۶۵ ) کسی که من شخصاً می‌شناختم، او همۀ نشانه‌های خدمت به عیسی مسیح را داشت. او هم چنین کار روح‌القدس به وسیلۀ رسولان که در کتاب اعمال آمده را بیاد ما آورد. جهان نو به این حقیقت شهادت می‌دهد شخصیّتهای مختلف جنبشهای متفاوتی را احیاء کردند. آنها شاهدان عینی یا شنیداری بودند. اوّلین نفری که اظهارات او در جهان در چهل سال اخیر شناخته شد جناب کشیش گوردن لیندسی از دالاس، تگزاس، ایالات متّحده بود. او سردبیر رادیو”صدای شفا”بود. در سال ۱۹۵۰ او کتاب”ویلیام برانهام، مردی فرستادۀ خدا”( William Branham – A Man Sent From GOD ) را منتشر کرد، که سراسر شهادت بود. تعالیم و اعمال این مرد فروتن خدا ( ویلیام برانهام ) کسی که چیزی حقیقی داشت. در راستای کامل کتاب مقدّس بود. این حقیقت می‌باید به وسیلۀ همۀ کسانی که خدمت او را از نقطه نظر خودشان داوری و نقد می‌کنند مورد توجّه قرار داد.

این حرکت الهی قدرتمند در ماه می ۱۹۴۶ آغاز شد. کمی بعد کلیساهای سنّتی بزرگ و فرقه‌های مسیحی با او درگیر شدند صدها مبلغ مذهبی حتّی تجدّد طلبها در جلسات او عطایای روحانی را دریافت کردند. آنها تشویق شدند و خدمات خود را شروع کردند. بعد از آن در سراسر جهان بیش از پنجاه اجتماع فرا فرقه‌ای، مبلّغان مذهبی و گروه‌های”کارگزاران انجیل تام”و جلسات روحانی با همان کیفیّت تشکیل می‌دادند. همۀ این جنبشهای روحانی، به آینده و مشخصات این مأموریّت الهی و خدمت فوق‌العاده بی‌توجّه بودند. حالا”دعا برای بیماران”و”استفاده از عطایای روحانی”مدّت زیادی نیست که جا افتاده، قبلاً تنها به برخی گروه‌های کوچک نسبت داده می‌شد امّا حالا تقریباً در هر فرقۀ مسیحی به آن پرداخته می‌شود و به وسیلۀ رسانه‌های ارتباط جمعی نیز اعلام می‌شود. امّا با وجود این که خدای بی‌همتا، او ( برانهام ) را فرستاد و به صورت الهی خدمت وی را تصدیق کرد، مبلّغان مذهبی و کلیساها در تعالیم غیر کتاب مقدّسی خودشان و بر سنّتها بدون آگاهی باقی ماندند. نه زمان و نه پیغام را تشخیص ندادند.

اگر خدا کلامش را برای حضار تصدیق می‌کند و شفاها اتّفاق می‌افتد. این تأییدی بر مبلغ مذهبی یا تعلیم وی و یا آن معجزه‌گر نمی‌باشد. این فقط ثابت می‌کند که خدا به عهد خود وفادار است و جواب دعاهای کسانی که به وعده‌های او معتقدند می‌دهد. برکات روحانی بر همۀ آنهایی که خواستار آنند می‌ریزد. «… زیرا که آفتاب خود را بر بدان و نیکان طالع می‌سازد و باران بر عادلان و ظالمان می‌باراند.» ( متی ۵ : ۴۵ ) کلام خداوند ما به وضوح بر لزوم توجّه به این نکته اشاره می‌کند: «ایشان را از میوه‌های ایشان خواهید شناخت.» ( متی ۷ : ۱۶ ) نه بوسیلۀ عطایای روحانی که می‌تواند محدود باشد.امّا ما به وسیلۀ ثمرۀ روح که طبیعت مسیح را فاش می‌کند و نمی‌تواند محدود شود شناخته می‌شویم. ( غلاّطیان ۵ : ۲۲ – ۲۳ ) این میوه باید رشد کند و گواهی دهد که از چه نوع درختی است. نوع ذرّیّتی که در دل ماست و بارانی که بر آن می‌بارد مهم است نه فقط باران روحانی. هر ذرّیّتی ثمره‌ای از نوع خود به بار می‌آورد. هر دو ذرّیّت راستی و خطا در این جهان در یک خاک هستند. خداوند گفت: «بگذارید که هر دو تا وقت حصاد نمو کند …» ( متی ۱۳ : ۳۰ ) در وقت درو کرکاسها بافه می‌شوند و سوزانده می‌شوند. امّا گندمها انبار می‌شوند. این گفته خداوند باید در مورد افرادی که مسح غلط دارند نیز انجام شود. «بسا در آن روز مرا خواهند گفت: خداوندا، خداوندا، آیا به نام تو نبوّت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟ آنگاه به ایشان صریحاً خواهم گفت که هرگز شما را نشناختم! ای بدکاران از من دور شوید!» ( متی ۷ : ۲۲ – ۲۳ )

طبق اظهار خداوند ما، راستی و خطا در کنار یک دیگر وجود دارند. در واقع، دروغ بسیار نزدیک و شبیه راستی است، که کاملاً می‌شنویم که بیان می‌شود مسیح اینجاست. خداوند ما به ما هشدار می‌دهد، زان رو که مسیحیان دروغ ( کسانی که مسح دارند. ) و انبیای کذبه ظاهر شده، آیات و معجزات از ایشان صادر خواهد شد به قسمی که اگر ممکن بودی، برگزیدگان را هم گمراه نمودی.» ( مرقس ۱۳ : ۲۲ ) در حقیقت خدا حاضر است خود و راهش را به کسانی نشان دهد که آماده انجام خواست او باشند. او همان جا است که کلام، روح، تعلیم و عمل‌اش همراه و منطبق با کتاب مقدّس باشد. همانند خصوصیات رسولان.

علائم و معجزات تنها معیار نیستند. هم چنین جَوی که می‌تواند تهییج شده باشد، نباید به حساب خدا گذاشت. با او ( خدا ) همه چیز باید حقیقی باشد. حالا همان کلام خدا و همان عمل رسولان با ایمان روحانی باید پیاده شود و پایه و لنگر آن در عیسی مسیح خداوند ما خواهد بود. ما باید همه چیز را زیر محک کلام ببریم. همۀ خدا ترسان و کسانی که متعلّق به کلیسای عیسی مسیح هستند به پیغام این ساعت ایمان خواهند آورد. وعده‌های دورۀ زمان آخر را می‌پذیرند و منتظر تکمیل وعده‌ها هستند و تحمّل می‌کنند. قبل از این که مسیح باز گردد همه چیز باید دوباره مطابق الگوی اوّلیّه برقرار و به حالت اصلی‌اش برگردانده شود، چنان که در اعمال ۳ : ۲۱ دربارۀ بازگشت مسیح آمده است: «کسی که می‌باید آسمان او را بپذیرد تا زمان معاد همه چیز که خدا از بدو عالم به زبان جمیع انبیاء مقدّس خود از آن اخبار نمود.»

درست نزدیک به بازگشت مسیح مشارکتهای ایمانداران تحت تسلّط مسیح که سَر می‌باشد خواهد بود، نه سازمان داده شده بلکه ترجیحاً توسّط یک سازمان زنده ( بدن مسیح، پیشرفت غیر منتظرۀ الهی و اصلاح به واسطۀ احیای کاملی در کلیسا ) یعنی عروس مسیح اتّفاق خواهد افتاد. چنان که در ابتدا در زمان رسولان خدمت به خدا چندین برابر شد حال در امّتها نیز به همان ترتیب می‌باشد. کتاب اعمال هنوز تنها الگوی معتبر برای کلیسای عهد جدید است.

 

سنّتهای خود ساخته:

 

هر یک از ما در یک ایمان یا مذهبی مشخص به دنیا آمده‌ایم و اکثر ما در آن تا به آخر باقی می‌مانیم و در مورد آن چه معتقدیم هیچ گونه فکر و تحقیقی نمی‌کنیم خواه این باور درست باشد یا غلط. عموماً هر کس می‌پذیرد که با سنّت به ارث برده باقی بماند. برخی با توجه به مذهبشان میل ندارند از عیسی مسیح و کتاب مقدّس چیزی بشنوند و دلیلی نیز برای این کارشان در مذهب خودشان یافته‌اند. آشکارا بیشتر مردم تحت سلطۀ این عقیده‌اند که آنها به صورت الهی مسؤول هر کاری که می‌کنند می‌باشند و معتقدند که به درستی هدایت می‌شوند. از تولّد تا مرگ همۀ تشریفات مذهبی و مراسم را انجام می‌دهند بدون این که پیغام نجات را بشنوند.

فرقه‌های مذهبی با ساختارهای سازمان یافته‌شان باید به محکِ کلام در آیند، آنها باید به وسیله تنها استاندارد معتبر و ثابت شده یعنی کلیسای اوّلیّه رسولان سنجیده شوند. این کافی نیست که به مسیح مراجعه کنیم بلکه به رسولان و کتاب مقدّس نیز باید مراجعه نمود. همۀ کلیساها تا کوچک‌ترین مشارکتها از زیرنویسهای کتاب مقدّس استفاده می‌کنند که آنها از عقاید خودشان پر شده است. به کلیّتِ یک چیز وحدت در کثرت ( یک واحد جمعی ) گفته می‌شود. در واقع، مسیحیّت در شکل سنّتی‌اش تا امروز هیچ اشتراکی با کلیسای اصلی عیسی مسیح ندارد. هم چنین کلیسای کاتولیک روم در برخی از افکار و تعالیم از مسیح و پطرس تبعیت نمی‌کند امّا این شکاف به تدریج از زمان کنستانتین و شورای نیقیّه در سال ۳۲۵ میلادی ( در امپراطوری رومیان ) آغاز شد. تنها در سیر زمانی دولت – کلیسا با مشایخ‌اش شکل گرفت. در سال ۳۸۰ میلادی قیصرهای روم تئودوسیوس ( Theodosius ) و گراتین ( Gratian ) به آزادی مذاهب رایج آن زمان پایان داد. یک سال بعد، در زمان شورای کنستانتینوپل ( Constantinople ) مسیحیّت ارتدکسی، مذهبِ دولت اعلام شد. در سال۴۴۱، لئو اوّل ( Leo I )، متی ۱۶ : ۱۸ را مرجع قرار داد و دربارۀ امکان یک جانشینی رسولان صحبت کرد. این شروعی برای ایجاد سمت پاپ بود. این روند به وسیلۀ قیصر روم شرقی ژوستینین ( Justinian ) ( 527–۵۶۵ ) کامل شد، کسی که از کشیشان، خدمتگزاران غیر نظامی ساخت. از این تاریخ می‌توان حقیقتاً در مورد کلیسای کاتولیک متداول صحبت کرد.

همین کتاب مقدّس به صدها روش مختلف تفسیر می‌شود به جای کلمات اصلی وحی مکتبهای جدید انسانی، توضیحات، عقاید، تعصّبات و امثالهم منتشر می‌شود که از هر جهت پایه‌ای در کتاب مقدّس ندارد هر فرقه‌ای پادشاهی خود را بر پا می‌کند و مدّعی است که پادشاهی خدا می‌باشد. علیرغم آن، حقیقت این است که عیسی مسیح کلیسایش را از تمام جهان کلیسایی می‌سازد که به زودی کامل خواهد شد.

خدا برای بشریّت نقشه‌ای دارد که روند آن را خود تعیین می‌کند. برای درک صحیح، ما باید خود را از همۀ سنّتهای مذهبی به ارث رسیده رها سازیم و به کلام اصلی خدا باز گردیم. خداوند ما تقاضای یک ایمان کورکورانه را ندارد. در حقیقت، ایمان واقعی دو چشم روحانی سالم و دو پای روحانی استوار دارد. پایۀ درست عهد عتیق و جدید است. جایی که نقشۀ نجات برای نسل بشر از شروع تا انتها معیّن شده است. به نظر می‌رسد، اکثریّت کسانی که خداوند را می‌طلبند از جَو این جلسات خشنود می‌شوند، بیشتر مواقع چیزی بیش از یک سرگرمی مذهبی نیست. آنها به جای این که واقعاً مشورت خدا را بطلبند و کلامش را بررسی کند در سنّتهای انسانی باقی می‌مانند. فقط عدّه‌ای که در هر چیز به کلیسای اوّلیّه عهد جدید برگردند بخشی از نقشه زمان آخر خدا خواهند بود. مسیحیان حقیقی برای عمل به کتاب مقدّس منتهای سعیشان را به کار می‌گیرند. آنها معتقد به تعالیم رسولان در مورد الوهیّت، تعمید آب، شام آخر خداوند و … هستند. و در نهایت به الگوی رسولان که از ابتدا بوده و تا آخر نیز دوام دارد نگاه می‌کنند. همه کسانی که به کلیسای عیسی مسیح تعلّق دارند، پایه‌شان را بر کتاب مقدّس می‌گذارند و حرکت نهایی خدا را می‌بینند تا به روز عیسی مسیح که بسیار نزدیک است کامل شوند. ( فیلیپیان ۱ : ۶ )

 «و در تعالیم رسولان و مشارکت ایشان و شکستن نان و دعاها مواظبت می‌نمودند.» ( اعمال ۲ : ۴۲ )
 «و بر بنیاد رسولان و انبیا بنا شده‌اید که خود عیسی مسیح سنگ زاویه است.» ( افسسیان ۲ : ۲۰ )

 

تصمیم شخصی:

 

هر یک از ما باید این تجربه شخصی یعنی رابطه مجدّد با خدا را به دست آوریم. یک مشارکت مستقیم با خدا، یک تولّد تازه به وسیلۀ روح ( یوحنّا ۳ : ۶ ) اطمینان به نجات ( رومیان ۸ : ۱۶ ) و تعمید روح‌القدس ( اعمال ۲ : ۴ ) همۀ این تجربیات لازم است. مطابق افسسیان ۱ : ۱۳ و دیگر جاهای کتاب مقدّس باید توسّط روح‌القدس مهر شویم. خدا با بشریّت از جمله خود شما در عیسی مسیح خداوند ما آشتی کرد. ( دوّم قرنتیان ۵ : ۱۹) به این ترتیب ایمان واقعی با پیغام حقیقی انجیل عیسی مسیح مرتبط است.

زندگی جاوید و نجات، به وسیلۀ انجام اعمال مذهبی یا توسّط تشکّلها به دست نمی‌آید. هر کس باید تجربه‌ای شخصی از ایمان به کاری که در فدیه تمام شد داشته باشد که این نیز از شنیدن کلام خدا به دست می‌آید. ( رومیان ۱۰ ) و هم چنین بخشش همۀ گناهان در پی آن است. فقط کسانی که زندگی جاوید را یافته‌اند می‌توانند جاودانه زندگی کنند.

 «و آن شهادت این است که خدا حیات جاودانی به ما داده است و این حیات، در پسر اوست، آن که پسر را دارد حیات را دارد و آن که پسر خدا را ندارد حیات ر ا نیافته است.» ( اوّل یوحنّا ۵ : ۱۱ – ۱۲ )
 «و امّا به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت دارد تا فرزندان خدا گردند، یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد، که نه از خواهش جسد و نه از خواهش مردم، بلکه از خدا تولّد یافتند.» ( یوحنّا ۱ : ۱۲ – ۱۳ )
 «آمین، آمین، به تو می‌گویم اگر کسی از سر نو مولود نشود، ملکوت خدا را نمی‌تواند دید.» ( یوحنّا ۳ : ۳ )
 «زیرا به همین قسمی که از نافرمانی یک شخص بسیاری گناهکار شدند، هم چنین نیز به اطاعت یک شخص بسیاری عادل خواهند گردید.» ( رومیان ۵ : ۱۹ )

ای کاش آیات بعدی برای همۀ خوانندگان صادق باشد. آنانی که نام خدا را می‌خوانند «در وقت مقبول تو را مستجاب فرمودم و در روز نجات تو را اعانت کردم، اینک الحال زمان مقبول است؛ اینک الآن روز نجات است.» ( دوّم قرنتیان ۶ : ۲ )

در پایان این را می‌توانم بگویم: بعضی از مردم به آن خدایی که در هر مذهبی یافته‌اند معتقدند و عیسی مسیح را به عنوان یکی از بنیانگذارانِ مذهبی قبول دارند. این نوع تفکّر زیانبار است. خداوند و نجات دهندۀ ما به همان اندازه از باقی بنیانگذاران مذهبی متفاوت است که آسمان از زمین. ایمان به او، ایمان به خود خدا است. که او امید جاوید و رستگاری می‌بخشد. آنها همه مردند و با عقایدشان دفن شدند و حتّی یکی از آنها از مرگ برنخاست. آنان مثل ما انسانها بودند و نتوانستند نه به خود و نه به دیگران کمک کنند. کسانی که ایشان را پیروی کنند، می‌روند به آن جایی که آنها رفتند. فقط یکی هست که می‌تواند همیشه بگوید: «من راه و راستی و حیات هستم» کسانی که خداوند را پیروی کنند همان جایی که او هست می‌روند. در عیسی مسیح خدا شخصاً با ما ملاقات می‌کند، فقط در او ما می‌توانیم شخصاً خدا را ملاقات کنیم. در تمام طول تاریخ بشریّت پدر آسمانی خود را تنها در یک نفر روی زمین آشکار نمود و او عیسی مسیح تنها پسر خدا است. در او پسران و دختران خدا شدیم. «… که ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم به وساطت عیسی مسیح بر حسب خشنودی ارادۀ خود.» ( افسسیان ۱ : ۵ )

ضرورت این دعوت و هشدار اخیر در”رؤیای۷۰۰۰″با توجّه به وقایع اخیر تصدیق می‌شود. حال پیشگوییهای الهی انجام گرفته‌اند هیچ کس نمی‌تواند آنها را انکار کند.حتّی ماتریالیستها. ( ماده گرایان ) دانیال نبی گفته است: «… کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مُهر کن. بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید.» ( دانیال ۱۲ : ۴ ) فقط وقتی زمان برسد نبوّت کتاب مقدّس واقع می‌شود. چشم بصیرتمان برای همین منظور باز خواهد ماند.

 

خوانندۀ عزیز:

 

امیدوارم برخی کلمات ساده باعث نشود شما ناراحت شوید. ما به شما در شناختن راهی که به آسمان می‌رسد کمک کردیم، راه درست نجات، رستگاری، در ایمان به خداوند زنده‌ای است که از مرگ برخاست، به جلال برده شد و دوباره می‌آید. او فقط ادّعا نکرد بلکه او حقیقتاً نجات و حیات بوده و هست. چنان که او خود فرموده و به وسیلۀ رستاخیزش آن را ثابت کرده است.

«عیسی بدو گفت: «من قیامت و حیات هستم.» هر که به من ایمان آورد، اگر مرده باشد زنده گردد. و هر که زنده بود و به من ایمان آورد، تا ابد نخواهد مرد. آیا این را باور می‌کنی؟» ( یوحنّا ۱۱ : ۲۵ – ۲۶ ) اگر ما آرزو داریم با او در جلال باشیم فقط یک راه وجود دارد که همگی ما باید طی کنیم. هر کس میل دارد به هدف نهایی برسد باید از ابتدا با عیسی مسیح شروع کند و همۀ سنّتهای مذهبی را کنار بگذارد. فقط آن چه از طرف خدا است نجات می‌بخشد نه متعلّقات مذهبی. هیچ سنّت دینی، هیچ عمل مذهبی نمی‌تواند نجات را فراهم کند. تنها نجات دهنده می‌تواند حفظ کند و فدیه تنها در فدیه دهنده یافت می‌شود. ایمان واقعی فقط در خدای حقیقی است که خودش را در عیسی مسیح آشکار کرد.

کسانی که سعی می‌کنند اعمال شایسته و اهداف نیکو داشته باشند در نهایت در خواهند یافت که تلاش بیهوده کرده‌اند. ما باید به فیض خدا از نو آغاز کنیم. همه کسانی که این تصمیم درست را می‌گیرند تا ابد شادمانند. انجیل عیسی مسیح امروز نیز همان است قدرت خدا در نجات همه کسانی که با ایمان او را بپذیرند وجود دارد ما به مشارکت با خدا باز می‌گردیم و قدرت قیام خداوند را درک می‌کنیم. شما باید به عیسی مسیح اعتماد کنید کسی که همۀ گناهان شما را شست و بر شما بخشنده است. شما ممکن است او را صدا بزنید مثل مردمان گذشته، این رستگاری به وسیلۀ فرزندان خدا در همۀ دوره‌ها تجربه شده است. دیگر نباید بیش از این گمراه شد و گفت همه چیز به هر حال درست می‌شود. این طور نیست فقط آن چه که در زندگی پیش از مرگ درست شد در ابدیّت پس از مرگ هم درست می‌شود.

لطفاً سعی کنید همراه ما با نجات دهنده‌تان در دعا حرف بزنید. فقط با او در ایمان سخن بگویید و مطمئن باشید که آیات زیر و همۀ کلام خدا امروز نیز قادر است و معتبر. «او تمام گناهانم را می‌آمرزد و همۀ مرضهایم را شفا می‌بخشد.» ( مزمور ۳ : ۱۰۳ ) شما باید مطمئن باشید که خداوند، نجات دهندۀ ما، حالا شما را صدا می‌کند و هم چنین آیات بعدی قدرتمند هستند. «… به جانب من آید و هر که به جانب من آید او را بیرون نخواهم نمود.» ( یوحنّا ۶ : ۳۷ )

امروز می‌تواند با معنی‌ترین و مهم‌ترین روز زندگی شما باشد اگر شما از ندای الهی اطاعت کنید! در این جزوه ما فقط توانستیم به طور خلاصه به نکات کمی اشاره کنیم برای همۀ کسانی که روح خدا را شنیدند و مایلند در مورد او و برنامۀ نجاتش بیشتر بدانند ما جزوات دیگری هم داریم که تنها بر پایۀ کتاب مقدّس نهاده شده است. این تصادفی نیست بلکه به امر خدا این جزوۀ ساده به دست شما رسیده است. از صمیم قلب آرزو دارم شما برکات خدای قادر مطلق را بیابید.

دانلود کتاب رویای ۷۰۰۰
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد