کتاب روح و قوت الیاس برادر کیوان رجبی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب روح و قوت الیاس ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب روح و قوت الیاس

 

«و او به روح و قوّت الیاس پیش روی وی خواهد خرامید، تا دلهای پدران را به طرف پسران و نافرمانان را به حکمت عادلان بگرداند تا قومی مستعّد برای خدا مهیّا سازد.» ( لوقا ۱ : ۱۷ )

ما در این مکتوب می‌خواهیم با آیات کتاب مقدّس برایتان نمایان سازیم که در چه زمانی از تاریخ نجات نبی‌ای با روح و قوت الیاس ( به مانند ایلیا ) وارد صحنه می‌گردد.

اگر کمی با ادبیات کتاب مقدّس آشنا باشید، متوجه خواهید شد که پنج بار مکتوب کلام از چنین شرایطی سخن به میان می‌آورد. که ترتیب آن به قرار زیر می‌باشد:

• ایلیای تِشبی در اول پادشاهان باب ۱۷ – ۱۸
• الیشع در دوم پادشاهان باب ۲
• یوحنای تعمید دهنده در ملاکی ۳ : ۱
• پیغام‌آور قبل از ربودگی در ملاکی ۴ : ۲
• و دو شاهد خدا در مکاشفه ۱۱

بیشترین نگاه ما در این مکتوب بر روی دو نبی است که یکی قبل از آمدن اوّلیّه مسیح یعنی یحیی است و دیگری نبی‌ای که قبل از ربودگی باید وارد عرصه تاریخ نجات گردد؛ یعنی پیغام‌آور زمان. و تفکیک زمانی میان ایلیاهای مختلف در عصرهای مختلف نقشه‌ی نجات. لذا ما برای بررسی دقیق‌تر، آیات مرتبط را برایتان پیوست خواهیم نمود و به پل ارتباطی و مکاشفه‌ایی آنها خواهیم پرداخت. برای شفاف شدن در ابتدا به خود خدمت ایلیای تِشبی در مکتوب اول پادشاهان خواهیم پرداخت:

«۱۷و چون‌ اَخاب‌ ایلیا را دید، اَخاب‌ وی‌ را گفت‌: آیا تو هستی‌ که‌ اسرائیل‌ را مضطرب‌ می‌سازی‌؟ ۱۸گفت‌: من‌ اسرائیل‌ را مضطرب‌ نمی‌سازم‌، بلکه‌ تو و خاندان‌ پدرت‌؛ چون که‌ اوامر خداوند را ترک‌ کردید و تو پیروی‌ بعلیم‌ را نمودی‌. ۱۹پس‌ الآن‌ بفرست‌ و تمام‌ اسرائیل‌ رانزد من‌ بر کوه‌ کرمل‌ جمع‌ کن‌ و انبیای‌ بعل‌ را نیز چهارصد و پنجاه‌ نفر، و انبیای‌ اشیریم‌ را چهارصد نفر که‌ بر سفره‌ی ایزابل‌ می‌خورند. ۲۰پس‌ اَخاب‌ نزد جمیع‌ بنی‌اسرائیل‌ فرستاده‌، انبیا را بر کوه‌ کرمل‌ جمع‌ کرد. ۲۱و ایلیا به‌ تمامی‌ قوم‌ نزدیک‌ آمده‌، گفت‌: تا به‌ کی‌ در میان‌ دو فرقه‌ می‌لنگید؟ اگر یهُوَه‌ خداست‌، او را پیروی‌ نمایید! و اگر بَعْل‌ است‌، وی‌ را پیروی‌ نمایید! امّا قوم‌ در جواب‌ او هیچ‌ نگفتند. ۲۲پس‌ ایلیا به‌ قوم‌ گفت‌: من‌ تنها نبی یهُوَه‌ باقی‌ مانده‌ام‌ و انبیای‌ بَعل‌ چهارصد و پنجاه‌ نفرند. ۲۳پس‌ به‌ ما دو گاو بدهند و یک‌ گاو به‌ جهت‌ خود انتخاب‌ کرده‌، و آن‌ را قطعه‌ قطعه‌ نموده‌، آن‌ را بر هیزم‌ بگذارند و آتش‌ ننهند؛ و من‌ گاو دیگر را حاضر ساخته‌، بر هیزم‌ می‌گذارم‌ و آتش‌ نمی‌نهم‌. ۲۴و شما اسم‌ خدای‌ خود را بخوانید و من‌ نام‌ یهُوَه‌ را خواهم‌ خواند؛ و آن‌ خدایی‌ که‌ به‌ آتش‌ جواب‌ دهد، او خدا باشد. و تمامی‌ قوم‌ در جواب‌ گفتند: نیکو گفتی‌. ۲۵پس‌ ایلیا به‌ انبیای‌ بَعْل‌ گفت‌: یک‌ گاو برای‌ خود انتخاب‌ کرده‌، شما اوّل‌ آن‌ را حاضر سازید زیرا که‌ بسیار هستید و به‌ نام‌ خدای‌ خود بخوانید، امّا آتش‌ نگذارید. ۲۶پس‌ گاو را که‌ به‌ ایشان‌ داده‌ شده‌ بود، گرفتند و آن‌ را حاضر ساخته‌، نام‌ بعل‌ را از صبح‌ تا ظهر خوانده‌، می‌گفتند: ای‌ بعل‌ ما را جواب‌ بده‌. لیکن‌ هیچ‌ صدا یا جوابی‌ نبود و ایشان‌ بر مذبحی‌ که‌ ساخته‌ بودند، جست‌ و خیز می‌نمودند. ۲۷و به‌ وقت‌ ظهر، ایلیا ایشان‌ را مسخره‌ نموده‌، گفت‌: به‌ آواز بلند بخوانید زیرا که‌ او خداست‌! شاید متفکّر است‌ یا به‌ خلوت‌ رفته‌، یا در سفر می‌باشد، یا شاید که‌ در خواب‌ است‌ و باید او را بیدار کرد! ۲۸و ایشان‌ به‌ آواز بلند می‌خواندند و موافق‌ عادت‌ خود، خویشتن‌ را به‌ تیغها و نیزه‌ها مجروح‌ می‌ساختند، به‌ حدی‌ که‌ خون‌ بر ایشان‌ جاری‌ می‌شد. ۲۹و بعد از گذشتن‌ ظهر تا وقت‌ گذرانیدن‌ هدیه‌ی عصری‌، ایشان‌ نبوّت‌ می‌کردند؛ لیکن‌ نه‌ آوازی‌ بود و نه‌ کسی‌ که‌ جواب‌ دهد یا توجه‌ نماید. ۳۰آنگاه‌ ایلیا به‌ تمامی‌ قوم‌ گفت‌: نزد من‌ بیایید. و تمامی‌ قوم‌ نزد وی‌ آمدند و مذبح‌ یهُوَه‌ را که‌ خراب‌ شده‌ بود، تعمیر نمود. ۳۱و ایلیا موافق‌ شماره‌ی اسباط‌ بنی‌یعقوب‌ که‌ کلام‌ خداوند بر وی‌ نازل‌ شده‌، گفته‌ بود که‌ نام‌ تو اسرائیل‌ خواهد بود، دوازده‌ سنگ‌ گرفت‌. ۳۲و به‌ آن‌ سنگها مذبحی‌ به‌ نام‌ یهُوَه‌ بنا کرد و گرداگرد مذبح‌ خندقی‌ که‌ گنجایش‌ دو پیمانه‌ بَزر داشت‌، ساخت‌. ۳۳و هیزم‌ را ترتیب‌ داد و گاو را قطعه‌ قطعه‌ نموده‌، آن‌ را بر هیزم‌ گذاشت‌. پس‌ گفت‌: چهار خُمْ از آب‌ پُر کرده‌، آن‌ را بر قربانی‌ سوختنی‌ و هیزم‌ بریزید. ۳۴پس‌ گفت‌: بار دیگر بکنید؛ و گفت‌: بار سوّم‌ بکنید. و بار سوّم‌ کردند. ۳۵و آب‌ گرداگرد مذبح‌ جاری‌ شد و خندق‌ نیز از آب‌ پُر گشت‌. ۳۶و در وقت‌ گذرانیدن‌ هدیه‌ی عصری‌، ایلیای‌ نبی‌ نزدیک‌ آمده‌، گفت‌: ای‌ یهُوَه‌، خدای‌ ابراهیم‌ و اسحاق‌ و اسرائیل‌، امروز معلوم‌ بشود که‌ تو در اسرائیل‌ خدا هستی‌ و من‌ بنده‌ی تو هستم‌ و تمام‌ این‌ کارها را به‌ فرمان‌ تو کرده‌ام‌. ۳۷مرا اجابت‌ فرما ای‌ خداوند ! مرا اجابت‌ فرما تا این‌ قوم‌ بدانند که‌ تو یهُوَه‌ خدا هستی‌ و این که‌ دل‌ ایشان‌ را باز پس‌ گردانیدی‌. ۳۸آنگاه‌ آتشِ یهُوَه‌ افتاده‌، قربانی‌ سوختنی‌ و هیزم‌ و سنگها و خاک‌ را بلعید و آب ‌را که‌ در خندق‌ بود، لیسید. ۳۹و تمامی‌ قوم‌ چون‌ این‌ را دیدند، به‌ روی‌ خود افتاده‌، گفتند: یهُوَه‌، او خداست‌! یهُوَه‌ او خداست‌! ۴۰و ایلیا به‌ ایشان‌ گفت‌: انبیای‌ بَعْل‌ را بگیرید و یکی‌ از ایشان‌ رهایی‌ نیابد. پس‌ ایشان‌ را گرفتند و ایلیا ایشان‌ را نزد نهر قیشون‌ فرود آورده‌، ایشان‌ را در آنجا کشت‌.» ( اول پادشاهان ۱۸ : ۱۷ – ۴۰ )

ما با بررسی بخشی از آیاتی که در همین جا برایتان مکتوب نموده‌ایم خواهیم گفت که زمان ظهور خدمت ایلیا چه مقطعی خواهد بود. پیشنهاد می‌کنیم که حتماً کلام را در همین راستا، جلوی خودتان باز نموده تا در بررسی آیه به آیه به راحتی بتوانید مطالب را از خود کلام نیز دنبال نمایید. در ما بین آیه ۱۸ جمله‌ی «… چون که اوامر خدا را ترک کردید …» بسیار حائز اهمیت می‌باشد! چون که نقطه شروع کار همه‌ی ایلیاهای مکتوب در کلام به چنین شرایطی وابسته می‌باشد. شرایط دور شدن یا تغییر دادن اوامر یا شریعت خداوند! در ادامه آیات می‌بینیم که ایلیای نبی برای به غیرت آوردن قوم خدا دست به چه اقدامی می‌زند. [ پیشنهاد قربانی کردن ] امّا برای اینکه این پیشنهاد جنبه عملی به خود بگیرد لازم بود که در ابتدا ایلیا مذبح خدا را دوباره بازسازی نماید! چون بدون داشتن یک مذبح درست هیچ آتشی از آسمان به زیر افکنده نمی‌شد و روح ایلیا این اصل را به خوبی می‌دانست به همین دلیل است که ما در آیه ۳۰ و ۳۱ با ساختار مذبحی که خراب شده بود و بر اساس دوازده سبط اسرائیل مجدداً بازسازی می‌شود، رو به رو می‌گردیم.

شبیه همین امر را ما در خدمت رسولان مسیح در واقعه‌ی پنطیکاست می‌بینیم. آنجایی که دیگر یهودا در میان شاگردان به خاطر خودکشی حضور ندارد و عدد شاگردان دوازده نفر نیست! این جا است که پطرس با دقت مکاشفه‌ایی بسیار بالا خواهان حضور یکی از همراهان دیگر به جای یهودا می‌باشد تا عددشان دوازده گردد به نشان سایه‌ایی از دوازده سبط یهود تا همان طوری که آتش بر مذبح بنا شده‌ی ایلیا [ که برگرفته از دوازده سبط یهود بود ] فروریخت؛ بر رسولان نیز فرو بریزد. به همین دلیل است که آنها بر روی نام دو نفر قرعه می‌اندازند تا با انتخاب یکی، عدد دوازده‌شان کامل گردد! ( اعمال ۱ : ۲۱ – ۲۶ را بخوانید ) اینجا است که وقتی عدد دوازده کامل گردید در امتداد مکتوب کلام در کتاب اعمال ۲ : ۲ – ۳ ما با ریزش روح‌القدس به شباهت زبانه‌های منقسم شده آتش رو به رو می‌گردیم. بله حقیقتاً که کشف کلام برای پایهای ما نور است. ( مزامیر ۱۱۹ : ۱۰۵ )

باز شبیه همین امر در خدمت برادر برانهام نیز سایه می‌افکند. از آنجایی که خدمت نبی نیز براساس تعلیم دوازده رسول بود ما مجدداً با حضور ستون آتش مواجه می‌شویم که همه می‌دانیم از این امر نیز بارها تصویربرداری شده است.

جالب است که بدانیم خدمت ایلیای ِتشبی از باب ۱۷ کتاب اول پادشاهان برایمان نمایان می‌گردد و به یاد داریم که برادر پیغامی‌ای به نام برادر دل سمیت راز جالبی را در این خصوص یک بار به گوشهایمان رسانده بود و من نیز صلاح می‌دانم در همین جا آن را با شما قسمت نماییم. و اینچنین بود که؛ از آن جایی که نشان عددی بابها و آیات هر چند توسط انسانها گذارده شده است تا در سهولت پیدا کردن آنها کمک کننده باشد امّا همین نیز می‌تواند به نوعی هدایت روح‌القدس باشد! برادر دل اسمیت می‌گفت همان طوری که خدمت ایلیای نبی در عهد عتیق از باب ۱۷ کتاب اول پادشاهان آغاز می‌گردد؛ خدمت برادر برانهام نیز به نوعی از نفر هفدهمی که داشت در رودخانه اوهایو تعمید آب می‌داد با آمدن آن ستون آتش و آن پیغامی که به او گفته شد، آغاز گردید. به نظرتان این موضوع جالب نیست! این نکته را با شما در میان گذاشتیم تا به هماهنگی روح کلام بیشتر پی ببرید.

برگردیم به بررسی آیات کتاب اول پادشاهان … در انتهای آیه ۳۷ واژه‌ی جالبی مکتوب شده است و آن این است که: «… و اینکه دل ایشان را بازپس گردانیدی» این بخش از آیه، اصل و مغز کار ایلیا می‎باشد! بازگرداندن دل قوم خدا به مکتوبات و شریعتش. واژگانی که در خدمت ایلیاهای بعدی نیز کاملاً مشهود می‌باشد. ما هم، در مکتوب کتاب ملاکی و هم در مکتوب انجیل لوقا می‌بینیم که چه یوحنای تعمید دهنده و چه پیغام‌آور قبل از ربودگی هر دو نیز در حال اتصال قلوب هستند امّا هر کدامشان بخشی از نقشه را به عهده دارند! ما با مطالعه بخش نبوّتی مکتوب در کتاب ملاکی باب ۴ آیه ۶ پی به دو بخشی بودن قلوب می‌بریم. «و او دل‌ پدران‌ را به سوی‌ پسران‌ و دل‌ پسران‌ را به سوی‌ پدران‌ خواهد برگردانید، …»

این جا است که باید بدانیم یوحنای تعمید دهنده در حال اتصال قلب پدران [ پاطریارخ عهد عتیق ] به سمت پسران [ فرزندان عهد جدید ] می‌باشد. دقیقاً همان کاری که یحیی انجام داد! او با انگشت دستانش کل عهد عتیق و انبیاهای آن را به برّه‌ی عهد جدید متصل نمود. ( یوحنا ۱ : ۲۹ – ۳۴ ) یا به عبارتی بخش اوّل نبوّت کتاب ملاکی را تحقق ‌بخشید همان طوری که لوقا نیز در انجیل خود از آن یاد می‌کند: «و او به روح و قوّت الیاس پیش روی وی خواهد خرامید، تا دلهای پدران را به طرف پسران و نافرمانان را به حکمت عادلان بگرداند تا قومی مستعّد برای خدا مهیّا سازد.» ( لوقا ۱ : ۱۷ )

و پیغام‌آور قبل از ربودگی نیز در حال متصل کردن دلهای پسران [ برگشت ایمانداران امروزی ] به پدران [ به تعلیم دوازده رسول ] می‌باشد! چه هماهنگی جالبی در بین آیات مکتوب کلام وجود دارد. حقیقتاً که جلال از آن خداوند است.

پس ما با بررسی تقریبی آیات متوجه سه کار خدمتی ایلیا گشتیم که به قرار زیر می‎باشد:

• زمانی که قوم خدا در تعالیم منحرف گشته‌اند
• آنگاه بازسازی اصل تعلیم
• و سپس بازگرداندن دل قوم به تعلیم اصلی

در تمام خدمتهای ایلیا گونه ما تقریباً با همین سه اصل رو به رو می‌شویم. چه در خدمت یوحنای تعمید دهنده ( یحیی ) و چه در خدمت پیغام‌آور قبل از ربودگی ( برادر برانهام )!

حال ممکن است این سوال به وجود آید که آیا در دوران یوحنای تعمید دهنده نیز مگه قوم از تعالیم منحرف شده بودند که قرار شد مجدداً نبی‌ای با روح و قوت الیاس ( ایلیا ) وارد صحنه شود؟! پاسخ ما بلی می‌باشد و برای اثبات آن به کنکاش یک سری از آیات خود کلام خواهیم پرداخت.

اوّلین مکتوب رو از انجیل مرقس استفاده می‌کنیم، جایی که خود مسیح می‌گوید: «۱و فریسیان و بعضی کاتبان از اورشلیم آمده، نزد او جمع شدند. ۲چون بعضی از شاگردان او را دیدند که با دستهای ناپاک یعنی ناشسته نان می‌خورند، ملامت نمودند، ۳زیرا که فریسیان و همه‌ی یهود تمسّک به تقلید مشایخ نموده، تا دستها را به دقّت نشویند غذا نمی‌خورند، ۴و چون از بازارها آیند تا نشویند چیزی نمی‌خورند و بسیار رسوم دیگر هست که نگاه می‌دارند چون شستن پیاله‌ها و آفتابه‌ها و ظروف مس و کرسیها. ۵پس فریسیان و کاتبان از او پرسیدند، چون است که شاگردان تو به تقلید مشایخ سلوک نمی‌نمایند بلکه به دستهای ناپاک نان می‌خورند؟ ۶در جواب ایشان گفت، نیکو اخبار نمود اشعیا درباره‌ی شما ای ریاکاران، چنانکه مکتوب است، این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارند لیکن دلشان از من دور است. ۷پس مرا عبث عبادت می‌نمایند زیرا که رسوم انسانی را به جای فرایض تعلیم می‌دهند، ۸زیرا حکم خدا را ترک کرده، تقلید انسان را نگاه می‌دارند، چون شستن آفتابه‌ها و پیاله‌ها و چنین رسوم دیگر بسیار به عمل می‌آورید. ۹پس بدیشان گفت که، حکم خدا را نیکو باطل ساخته‌اید تا تقلید خود را محکم بدارید.» ( مرقس ۷ : ۱ – ۹ )

خوب دقت کردید مسیح به کاتبان و فریسیان هم عصر با یحیی در آیه ۹ می‌گوید: «… حکم خدا را نیکو باطل ساخته‌اید تا …» دقیقاً همان اصل اوّلی که لازمه‌ی حضور نبی‌ای به مانند ایلیا را دارد.

دوّمین مکتوب را می‌توانیم از نوع برخود مسیح با رهبران مذهبی در انجیل متی ببینیم و متوجه اصل انحراف از تعلیم را مشاهده نماییم: «۱۳وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که درِ ملکوت آسمان را به روی مردم می‌بندید، زیرا خود داخل آن نمی‌شوید و داخل شوندگان را از دخول مانع می‌شوید. ۱۴وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار، زیرا خانه‌های بیوه‌زنان را می‌بلعید و از روی ریا نماز را طویل می‌کنید؛ از آنرو عذاب شدیدتر خواهید یافت. ۱۵وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار، زیرا که برّ و بحر را می‌گردید تا مریدی پیدا کنید و چون پیدا شد او را دو مرتبه پست‌تر از خود، پسر جهنّم می‌سازید! ۱۶وای بر شما ای راهنمایان کور که می‌گویید، هر که به هیکل قسم خورد باکی نیست لیکن هر که به طلای هیکل قسم خورد باید وفا کند. ۱۷ای نادانان و نابینایان، آیا کدام افضل است؟ طلا یا هیکلی که طلا را مقدّس می‌سازد؟ ۱۸و هر که به مذبح قسم خورد باکی نیست لیکن هر که به هدیه‌ای که بر آن است قسم خورد، باید ادا کند. ۱۹ای جهّال و کوران، کدام افضل است؟ هدیه یا مذبح که هدیه را تقدیس می‌نماید؟ ۲۰پس هر که به مذبح قسم خورد، به آن و به هر چه بر آن است قسم خورده است؛ ۲۱و هر که به هیکل قسم خورد، به آن و به او که در آن ساکن است، قسم خورده است؛ ۲۲و هر که به آسمان قسم خورد، به کرسی خدا و به او که بر آن نشسته است، قسم خورده باشد. ۲۳وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که نعناع و شبت و زیره را عشر می‌دهید و اعظم احکام شریعت، یعنی عدالت و رحمت و ایمان را ترک کرده‌اید! می‌بایست آنها را بجا آورده، اینها را نیز ترک نکرده باشید. ۲۴ای رهنمایان کور که پشه را صافی می‌کنید و شتر را فرو می‌برید! ۲۵وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار، از آن رو که بیرون پیاله و بشقاب را پاک می‌نمایید و درون آنها مملّو از جبر و ظلم است. ۲۶ای فریسی کور، اوّل درون پیاله و بشقاب را طاهر ساز تا بیرونش نیز طاهر شود! ۲۷وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که چون قبور سفید شده می‌باشید که از بیرون، نیکو می‌نماید لیکن درون آنها از استخوانهای مردگان و سایر نجاسات پر است! ۲۸همچنین شما نیز ظاهراً به مردم عادل می‌نمایید، لیکن باطناً از ریاکاری و شرارت مملّو هستید. ۲۹وای بر شما ای کاتبان و فریسیان ریاکار که قبرهای انبیا را بنا می‌کنید و مدفنهای صادقان را زینت می‌دهید، ۳۰و می‌گویید، اگر در ایّام پدران خود می‌بودیم، در ریختن خون انبیا با ایشان شریک نمی‌شدیم! ۳۱پس بر خود شهادت می‌دهید که فرزندان قاتلان انبیا هستید. ۳۲پس شما پیمانه پدران خود را لبریز کنید! ای ماران و افعی‌زادگان! چگونه از عذاب جهنّم فرار خواهید کرد؟» ( متی ۲۳ : ۱۳ – ۳۲ )

در تمام این مکتوبات ما اصل انحراف از تعالیم را به وضوح می‌توانیم از زبان خود عیسی خداوند نسبت به قوم همان زمان با یحیی رویت کنیم. اگر چه آنها حامل شریعت بودند امّا از ریشه شریعت که محبت، عشق و نوع دوستی بود فاصله گرفته بودند و تبدیل به انسانهای ماشینی برای انجام مذهب گشته بودند. در چنین حالتی بود که باید مجدداً روح و قوت الیاس می‌آمد تا قوم را به یک بازگشت همگانی که نشان آن یک توبه‌ی عمیق بود، برمی‌گرداند.

به همین دلیل بود که یحیی قوم را در رود اُردن به نشان توبه، تعمید می‌داد. «اکنون ثمره‌ی شایسته‌ی توبه بیاورید … من شما را به آب به جهت توبه تعمید می‌دهم …» ( متی ۳ : ۸ و ۱۱ الف )

سوّمین مکتوب سخن خود مسیح در خصوص خدمت ایلیا گونه، یحیی است. آن جایی که به شاگردان می‌گوید: «شاگردانش از او پرسیده، گفتند، پس کاتبان چرا می‌گویند که می‌باید الیاس اوّل آید؟ او در جواب گفت، البتّه الیاس می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود. لیکن به شما می‌گویم که الحال الیاس آمده است و او را نشناختند، بلکه آنچه خواستند با وی کردند؛ به همانطور پسر انسان نیز از ایشان زحمت خواهد دید. آنگاه شاگردان دریافتند که درباره‌ی یحیی تعمیددهنده بدیشان سخن می‌گفت.» (متی ۱۷ : ۱۰ – ۱۳)

«زیرا جمیع انبیا و تورات تا یحیی اخبار می‌نمودند. و اگر خواهید قبول کنید، همان است الیاس که باید بیاید. هر که گوش شنوا دارد بشنود.» ( متی ۱۱ : ۱۳ – ۱۵ )

در عصر امروز هم دقیقاً همین اتفاق افتاده است و کلیساهای فراوانی وجود دارند که از اصل تعلیم دوازده رسول فاصله گرفته‌اند و تعالیم انسانی، شخصی و شورایی خودشان را وارد جماعت نموده‌اند. تعالیم رسولانی که باید شالوده و پایه‌ی اصلی هر کلیسایی باشد. به همین دلیل است که انجیل نگاران به این اصل بسیار صحه می‌گذارند و آن را در مکتوبات خود نمایان می‌ساختند.

«و در تعلیم رسولان و مشارکت ایشان و شکستن نان و دعاها مواظبت می‌نمودند.» ( اعمال ۲ : ۴۲ )

«و بر بنیاد رسولان و انبیا بنا شده‌اید، که خودِ عیسی مسیح سنگ زاویه است.» ( افسسیان ۲ : ۲۰ )

آیا واقعاً کلیساهای امروزی براساس آموزه‌های رسولان به پیش می‌روند؟! جواب به صورت واضح، نه می‌باشد! کلیساهای امروزی در بسیاری از تعالیم بنیادین به مانند الوهیت؛ خدمت شبانی و نوع نام در تعمید آب و در بسیاری از موارد دیگر از اصل تعالیم رسولان بسیار بسیار فاصله گرفته‌اند! لذا جا دارد که در چنین فضایی نیز نبی‌ای به مانند ایلیا وارد عرصه تاریخ گشته تا دل قوم را برگرداند …

حال به آخرین مرحله حضور خدمت ایلیا در مکاشفه ۱۱ خواهیم پرداخت. برای شروع ابتدا کلام را بخوانیم: «۱و نی‌ای مثل عصا به من داده شد و مرا گفت، برخیز و قدس خدا و مذبح و آنانی را که در آن عبادت می‌کنند پیمایش نما. ۲و صحنِ خارجِ قدس را بیرون انداز و آن را مپیما زیرا که به امّت‌ها داده شده است و شهر مقدّس را چهل و دو ماه پایمال خواهند نمود. ۳و به دو شاهد خود خواهم داد که پلاس در بر کرده، مدّت هزار و دویست و شصت روز نبوّت نمایند. ۴اینانند دو درخت زیتون و دو چراغدان که در حضور خداوند زمین ایستاده‌اند. ۵و اگر کسی بخواهد بدیشان اذیّت رساند، آتشی از دهانشان بدر شده، دشمنان ایشان را فرو می‌گیرد؛ و هر که قصد اذیّت ایشان دارد، بدینگونه باید کشته شود. ۶اینها قدرت به بستن آسمان دارند تا در ایّام نبوّتِ ایشان باران نبارد و قدرت بر آبها دارند که آنها را به خون تبدیل نمایند و جهان را هر گاه بخواهند، به انواع بلایا مبتلا سازند.» ( مکاشفه ۱۱ : ۱ – ۶ )

می‌خواهیم براساس آیات کلام به شما نشان دهیم که برخلاف تعلیم برخی از معلمین تثلیثی که یکی از این دو شاهد را خنوخ قلمداد می‌کنند؛ اعلام کنیم که این دو شاهد ایلیا و موسی می‌باشند. نه خنوخ و موسی! برای این امر کافی است که آیه‌ی ۶ در همین مکتوب را با دقت بیشتری نگاه کنیم و آن را در کنار دیگر مکتوبات کلام قرار دهیم تا راز کلام برایمان در این بخش مکشوف گردد. در آیه ۶ ما می‌بینیم که یکی از این شاهدها قدرت در بستن آسمان دارد تا از آن باران نبارد! این قدرت مافوق‌الطبیعی ما را به یاد ایلیا در عهد عتیق می‌اندازد [ «وایلیای‌ تِشْبی‌ که‌ از ساکنان‌ جِلْعاد بود،به‌ اَخاب‌ گفت‌: به‌ حیات‌ یهُوَه‌، خدای‌ اسرائیل‌ که‌ به‌ حضور وی‌ ایستاده‌ام‌ قَسَم‌ که‌ در این‌ سالها شبنم‌ و باران‌ جز به‌ کلام‌ من‌ نخواهد بود.» ( اول پادشاهان ۱۷ : ۱ ) ] که حامل چنین قدرتی از جانب خدا بوده که یعقوب نیز در رساله خود به آن اشاره‌ایی داشته است: «الیاس مردی بود صاحب حوّاس مثل ما، و به تمامیِ دل دعا کرد که باران نبارد، و تا مدّت سه سال و شش ماه نبارید. و باز دعا کرد و آسمان بارید و زمین ثمر خود را رویانید.» ( یعقوب ۵ : ۱۷ – ۱۸ )

خوب آیا با داشتن چنین آیات واضحی باز می‌توانیم تعلیم دهیم که یکی از این دو شاهد خنوخ بوده! هرگز در هیچ جای کلام مکتوبی نداریم که خنوخ حامل قدرت مافوق‌الطبیعه بوده است! تنها عملی که برای خنوخ اتفاق می‌افتد ربودگی او می‌باشد که برادر برانهام نیز از آن به عنوان نماد ربودگی دوره‌ی هفتم کلیسایی یاد می‌کند زیرا بنا به شهادت خود کلام خنوخ هفتم از آدم بوده [ «لکن خنوخ که هفتم از آدم بود …» ( یهودا ۱۴ ) ] و بر اساس مکاشفات کلام نیز باید ربودگی نیز در دوره‌ی هفتم کلیسایی یعنی در عصر ما صورت بگیرد. به قول کلام هر آن چه امروز اتفاق می‌افتد خود سایه‌ایی است از عملکرد خدا در عهد عتیق. «زیرا که شریعت را سایه‌ی نعمتهای آینده است …» ( عبرانیان ۱۰ : ۱ الف )

پاسخ به طرح یک سوال:

برخی از معلمین تثلیثی تعلیم می‌دهند که ایلیای کتاب ملاکی باب ۴ همان ایلیای یکی از دو شاهدهای مکاشفه باب ۱۱ می‌باشد!

در پاسخ به رد چنین تعلیمی کافی است به دو واژه‌ی”مبادا”در کتاب ملاکی و”معذب ساخت”در کتاب مکاشفه نگاهی عمیق‌تر بیاندازیم! چون کلید اصلی پاسخ در همین دو واژه وجود دارد تا بتوان ثابت نمود که دو کتاب از دو ایلیای متفاوتی سخن به میان می‌آورند، آن هم در دو زمان متفاوت!

کافی است اوّل به آیات یک نگاهی بیاندازیم:

«و او دل‌ پدران‌ را به سوی‌ پسران‌ و دل‌ پسران‌ را به سوی‌ پدران‌ خواهد برگردانید، مبادا بیایم‌ و زمین‌ را به‌ لعنت‌ بزنم‌.» ( ملاکی ۴ : ۶ )

«و ساکنان زمین بر ایشان خوشی و شادی می‌کنند و نزد یکدیگر هدایا خواهند فرستاد، از آنرو که این دو نبی ساکنان زمین را معذّب ساختند.» ( مکاشفه ۱۱ : ۱۰ )

اگر خوب دقت کنیم متوجه می‌شوید که ایلیای کتاب ملاکی در حال جلوگیری از زدن ( داوری ) زمین می‌باشد در حالی که ایلیای کتاب مکاشفه خود بخشی از داوری می‌باشد به خاطر قدرت بستن آسمان و نباریدن باران ( آیه ۶ مکاشفه ۱۱ ) به همین دلیل ایلیای مکاشفه سبب سختی و معذب بودن مردمان بی‌دین جهان می‌باشد امّا ایلیای کتاب ملاکی خود عامل جلوگیری کننده از داوری است … همین.

امید داریم در این نوشته‌ی هر چند کوتاه مقصود و منظور کلامی خود را به قوم خاص خدا رسانیده باشیم و در مسیری که به سمت آسمان دارند کمک فراوانی نموده باشیم. آمین.

برادر کوچکتان در این مسیر آسمانی
برادر کیوان رجبی
۹ جولای ۲۰۲۱

دانلود کتاب روح و قوت الیاس
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد