کتاب رد خون برادر کیوان رجبی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب رد خون ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب رد خون

 

لاویان ۱۷ : ۱۱
«زیرا که‌ جان‌ جسد در خون‌ است‌، و من‌ آن‌ را بر مذبح‌ به‌ شما داده‌ام‌ تا برای‌ جانهای‌ شما کفاره‌ کند، زیرا خون‌ است‌ که‌ برای‌ جان‌ کفاره‌ می‌کند.»

امید داریم که در این کتاب هر چند کوتاه بر اساس کلام مکتوب خدا به شما خواننده‌ی عزیز، بنمایانیم که پایه‌ی بخشش و نجات خدا نه صرفاً به یک توبه بلکه اساس آن بر روی خون و قربانی قرار گرفته است. زیرا اگر باور کنیم که پایه بخشش گناهان براساس تنها یک توبه می‌باشد! آنگاه این پرسش مطرح می‌گردد که به چه دلیلی خدا توبه قوم نوح را نپذیرفت وقتی آبها در حال طغیان بودند! چون با کمی دقت در مطالعات کلامی حتماً متوجه خواهیم شد در در طوفان بسیار مادرانی بودند که یا باردار بودند و یا بچه‌های خردسال و شیر خواره به همراه داشتند و صد البته که این مادران وقتی متوجه شدند که آبهای زمین در حال بالا آمدن می‌باشد؛ بچه‌های شیر خواره خود را به سمت آسمان برافراشتند و به خدا گفتند که: خداوندا، اگر به ما رحم نمی‌کنی! حداقل به این بچه‌های شیرخواره رحم کن و جلوی طغیان آبها را بگیر! ما اشتباه کردیم این کودکان که در تصمیم ما دخالتی نداشتند! به راستی چرا خدا صدای توبه و گریه و فغان این مادران را نشنید؟! آنانی که تئوری بخشش تنها با یک توبه خشک و خالی را تعلیم می‌دهدند در این خصوص چه پاسخی دارند؟!

در آن طوفان پیر مردان و پیر زنانی بودند که حتی نمی‌توانستند قدمی از قدم بردارند! واقعاً چرا خدا صدای توبه این جماعت را نشنید؟! آهای مذهبیونی که مردم را تنها با یک توبه می‌خواهید وارد بهشت کنید؛ بسیار دوست داریم که پاسختان را در این خصوص بشنویم!

با همین پیش فرض باید بدانیم که سِرّی که در نجات وجود دارد بسیار بالاتر از یک توبه خشک می‌باشد و ما در این مکتوب چنین تصمیمی داریم تا این راز را با آیات کتاب مقدس بگشاییم البته ممکن است برخی از دیدگاه‌ها و نظرات مذهبی آن را رد نمایند. امّا آن چه برای ما ایمانداران مهم می‌باشد کلامی است که به تأیید روح‌القدس رسیده باشد.

ما با مطالعه‌ی دقیق کلام خدا در هر دو عهد عتیق و جدید کاملاً به این نتیجه خواهیم رسید که تنها عامل بخشش گناهان هر فرد در خون و قربانی نهفته شده است! رازی که به صورت کاملاً مشهود در مکتوبات اسلامی بنا به دلایل تعلیمی متضاد مخفی شده‌اند!

ما در مطالعه‌ی ابتدایی کتاب پیدایش [ یکی از پنج مکتوب موسی ] متوجه می‌شویم بعد از این که آدم و حوا مرتکب خطا یا گناه گشتند، اتفاقات جالبی برایشان رخ می‌دهد و خداوند برای پوشاندن گناهانشان اقدام جالبی را انجام می‌دهد! که همین اقدام سر خط اصلی موضوع همین مکتوبمان می‌باشد. یعنی راز خون!

ما در مطالعه‌ی کتاب پیدایش باب ۳ آیه ۷ قسمت اوّل آن می‌بینیم که آدم و حوا بعد از انجام دادن خطا ( گناه ) چشمان هر دوی ایشان باز می‌شود و می‌فهمند که عریان هستند. «آنگاه‌ چشمان‌ هر دوِ ایشان‌ باز شد و فهمیدند که‌ عریانند …» و در بخش دوّم آیه می‌بینیم که ایشان برای پوشاندن این عریانی از برگ درخت انجیر استفاده! «… پس‌ برگهای‌ انجیر به‌ هم‌ دوخته‌، سترها برای‌ خویشتن‌ ساختند.» ( پیدایش ۳ : ۷ – ب ) امّا می‌بینیم که در ادامه‌ی آیات در همین باب ۳ پیدایش این نوع پوشش [ برگ درخت انجیر ] مورد قبول خدا نمی‌گردد! یا به عبارتی مردود می‌شود و خود خدا از پوست یک برّه برایشان پوششی می‌سازد و ایشان را می‌پوشاند! «و خداوند خدا رختها برای‌ آدم‌ و زنش‌ از پوست‌ بساخت‌ و ایشان‌ را پوشانید.» ( پیدایش ۳ : ۲۱ )

به راستی چرا؟! آیا برگ درخت انجیر نمی‌توانسته کار پوشش را انجام بدهد؟! پس چرا خدا آن را رد نمود و از پوست یک حیوان [ که خیلی از مفسرین کتاب مقدّسی باورمند هستند که آن پوست یک برّه بوده است. ] برای ایشان تن پوش بساخت؟! راز این موضوع از همان اوّل در مقوله‌ی خون و قربانی نهفته می‌باشد. چون در برگ انجیر هیچ خونی ریخته نشده است. امّا در پوست یک برّه، شما در ابتدا نیاز دارید که اوّل حیوان را قربانی نموده و خون او را بریزید!

شاید در همین ابتدای این مکتوب آن دسته افرادی که حامیان حیوانات هستند از این موضوع عصبی شده و کاملاً آن را غیر طبیعی قلمداد نمایند. امّا از تک تک شما عزیزان خواهشمندیم که تا به انتهای مکتوب با ما همراه باشید تا راز قربانی و نجات خداوند در خون را برایتان با کلام مکشوف سازیم. خواهشمندیم که تا انتهای این مکتوب با ما بمانید، زیرا که حقیقتاً نجاتتان و درک آن برای یک حیات ابدی تا حدود بسیار بالایی به فهم این کتاب مرتبط خواهد بود.

همراهان عزیز، خدا بارها در کلام خود گفته که: «مزد گناه موت می‌باشد.» ما این مکتوب را می‌توانیم در آدرسهای کلامی زیر بیابیم:

• پیدایش ۲ : ۱۷ «امّا از درخت‌ معرفت‌ نیک‌ و بد زنهار نخوری‌، زیرا روزی‌ که‌ از آن‌ خوردی‌، هرآینه‌ خواهی‌ مرد.»
• رومیان ۶ : ۲۳ – الف «زیرا که مزد گناه موت است، …»
• یعقوب ۱ : ۱۵ «پس شهوت آبستن شده، گناه را می‌زاید و گناه به انجام رسیده، موت را تولید می‌کند.»

می‌دانیم که بسیار شنیده یا خوانده‌اید که چشم به عوض چشم، دندان به عوض دندان، گوش به عوش گوش؛ حال با این توازن و معادله باید چیزی نیز معادل همان مرگ اتفاق بیافتد تا بتواند پوششی برای خود مرگ باشد. به نظر شما معادل یک مرگ آیا می‌تواند چیزی غیر از خود مرگ باشد؟! طبیعتاً انسانی که گناه نموده است، حکم آن براساس مکتوب کلام همان مرگ [ منظور مرگ روحانی ] است.

امّا ما با شناخت اندکی که از محبت خدا داریم. ( اول یوحنا ۴ : ۸ – ب ) آیا او دوست دارد که انسان‌ها را به خاطر گناهانشان دچار مرگ نماید؟! او در کلامش خیلی واضح می‌گوید که: «به‌ ایشان‌ بگو: خداوند یهوه‌ می‌فرماید: به‌ حیات‌ خودم‌ قسم‌ که‌ من‌ از مردن‌ مرد شریر خوش‌ نیستم‌ بلکه‌ ( خوش‌ هستم‌ ) که‌ شریر از طریق‌ خود بازگشت‌ نموده‌، زنده‌ ماند. ای‌ خاندان‌ اسرائیل‌ بازگشت‌ نمایید! از طریق‌های‌ بد خویش‌ بازگشت‌ نمایید زیرا چرا بمیرید؟» ( حزقیال ۳۳ : ۱۱ ) به همین دلیل خود خداوند به عوض مرگ در روح یک انسان، مرگ دیگری را قرار داد که این عمل به صورت سایه‌ای در مرگ حیواناتی که به همین دلیل در عهد عتیق قربانی می‌گشتند نهفته است. البته خوب دقت کنید، نوشتیم به صورت سایه‌ای. ( عبرانیان ۱۰ : ۱ – ۴ )

بله، تمام قربانی‌های عهد عتیق صرفاً یک نشان از آن کار عظیمی بود که خداوند باید در تپه‌ی جلجتا از طریق خون عیسی مسیح به انجام می‌رسانید. چون پس از این که عیسی برای گناهان ما فدیه گشت، دیگر لازم نبود که عمل قربانی حیوانان به صورت تکراری به انجام برسد. حال ما در روند رو به جلوی کلام در یک به یک مکتوبات سایه و رد پای خون را خواهیم دید که در امتداد به آنها خواهیم رسید و به تفاسیر تک تک آنها می‌پردازیم. ما در مطالعه‌ی باب ۴ کتاب پیدایش هم می‌بینیم که خدا عملاً در پذیرش هدیه‌های هابیل و قائن، تنها هدیه‌ی هابیل را پذیرا می‌باشد! این موضوع به وضوح در کلام آشکار است. در پیدایش ۴ : ۳ – ۵ می‌خوانیم: «۳و بعد از مرور ایام‌، واقع‌ شد که‌ قائن‌ هدیه‌ای‌ از محصول‌ زمین‌ برای‌ خداوند آورد.۴و هابیل‌ نیز از نخست‌زادگان‌ گله‌ی خویش‌ و پیه‌ آنها هدیه‌ای‌ آورد. و خداوند هابیل‌ و هدیه‌ی او را منظور داشت‌،۵امّا قائن‌ و هدیه‌ی او را منظور نداشت‌. پس‌ خشم‌ قائن‌ به‌ شدت‌ افروخته‌ شده‌، سر خود را بزیر افکند.»

به راستی چرا خدا هدیه‌ی قائن را پذیرا نشد؟! در حالی که هدیه‌ی او از هر حیثی خوش‌نماتر بود. او از بهترین میوه‌های مارکدار و صادراتی خود به اصطلاح استفاده نموده بود! مصداق بارز افرادی که این روزها سعی می‌کنند شاید با عملکرد درست خود، بتوانند خوشنودی و ابدیت را به دست آورند. آنها با ساخت مدرسه‌ها، امکانات بهداشتی در مناطق محروم تلاش در خشنودی خدا دارند! امّا غافل از این که ما در ابتدا نه با اعمال، بلکه به ایمان مقبول خدا خواهیم بود. ( رومیان باب ۴ ) ما با کنکاش در نوع هدیه‌ی هابیل، متوجه می‌شویم که در هدیه‌ی او، مفهوم قربانی و خون نهفته شده بود.

هابیل از نخست‌زاده گله خود استفاده می‌کند و با ریختن خون و انجام مراسم قربانی، درسی را که از پدر خود یعنی آدم فرا گرفته بود را به درستی به انجام رساند. او می‌دانست که همه خطا کرده‌اند و از جلال خدا قاصر هستند. ( رومیان ۳ : ۱۰ – ۱۲ ) و مطمئناً شنیده بود که خدا برگ درخت انجیر به جهت پوشش خطا را از خانواده‌اش نپذیرفته بود و خود خدا اوّلین قربانی را برایشان انجام داده بود. آن جایی که از پوست برّه برای ایشان تن پوشی ساخته بود. هابیل درس خود را بسیار زیبا فرا گرفته بود.

او مفهوم ریشه گناه و ذات آلوده را خوب درک نموده بود. به همین دلیل می‌دانست چیزی که خدا را خشنود خواهد ساخت، در اصل هدیه‌ی او نبود، بلکه درک و مفهومی بود که در ریختن خون و مسأله قربانی نهفته شده بود. او فهمیده بود که برای رسیدن به خدا، اوّل باید تکلیف گناهان خود را صاف می‌نمود. و حکم را به نوعی اجرا می‌نمود. آن جایی که خدا گفته بود، اگر گناه کنی، خواهی مرد. ( پیدایش ۲ : ۱۷ )

بله، خواننده‌ی عزیز و محترم به راستی که صرف یک توبه خالی نمی‌توانید وارد صحنهای خدا شوید. ما اوّل باید فکری به حال مرگی که متعاقب گناه ما است داشته باشیم. و خدا را شکر که پدر پر جلال در این بخش نیز خود، همه چیز را مهیا نمود. آری عمل فدیه گناه در خون پسرش عیسی مسیح نهفته است.

عیسی مرگ ما را به تن گرفت و تاوان گناهان ما را با مرگش در جلجتا پرداخت نمود. شکر برای خدایی که ما را محبت نمود و با این عمل، ایمان آورندگان را فیض بخشید. ما می‌توانیم مفهوم خون و قربانی را، در زندگی نوح هم مشاهده کنیم. وقتی کشتی بعد از طوفان به گل نشست، او مذبحی برای خداوند بنا نمود و عمل قربانی را به انجام رسانید. «و نوح‌ مذبحی‌ برای‌ خداوند بنا کرد، و از هر بهیمه‌ی پاک‌ و از هر پرنده‌ی پاک‌ گرفته‌، قربانی‌های‌ سوختنی‌ بر مذبح‌ گذرانید.» ( پیدایش ۸ : ۲۰ )

مجدداً سایه این عمل را در زندگی ابراهیم هم می‌بینیم. آن جایی که خدا به خاطر امتحان ایمانش از او می‌خواهد که فرزندش ( اسحاق ) را قربانی نماید و در ادامه می‌بینیم که قوچی از آسمان به جهت قربانی اسحاق فرستاده می‌شود.

افراد مذهبی آیا می‌دانند که در قرآنشان در هیچ بخشی از آیاتشان از قربانی گناه به جهت فدیه صحبتی به میان نیامده است! و تنها جایی که از قربانی کردن سخن به میان آمده است همین قربانی فرزند ابراهیم می‌باشد که آن هم نه با مفهوم پوشش گناه یا فدیه بلکه تنها به جهت امتحان ایمان ابراهیم می‌باشد! در همین جا ما باید از این افراد این سوال را جویا گردیم که چرا وقتی خدا در قرآن به ابراهیم دستور داد فرزندت را قربانی نما! در حالی که در هیچ داستان دیگری از آیات قرآن چنین موردی یا مشابه آن ثبت نگردیده است؛ ابراهیم هیچ سوالی از نوع و نحوه‌ی قربانی کردن، از خدا نمی‌پرسد؟! که مثلاً خداوندا، قربانی بر روی مذبح چیست؟ چگونه باید آن را انجام بدهم؟ و بسیاری از سوالات دیگر … لذا ما از طریق آیات کتاب مقدّس است که متوجه می‌شویم که ابراهیم با موضوع قربانی بر روی مذبح از قبل آشنایی داشته و به همین خاطر است که هیچ گونه سوالی هم در این خصوص نمی‌پرسد! او بدون هیچ پرس و جویی، شرایط مذبح را به واسطه‌ی پسرش، اسحاق فراهم می‌سازد. ما شرح این داستان را می‌توانیم در پیدایش باب ۲۲ به صورت کامل مطالعه‌ نماییم. امّا بخش بسیار کلیدی و مفهومی در این امتحان ایمان، آمدن یک قوچ ( گوسفند نر ) به عوض اسحاق می‌باشد. به راستی چرا؟!

• چرا باید خدا در امتداد امتحان ایمان ابراهیم، یک قوچ می‌فرستاد؟!
• چرا این حیوان جنسیت آن باید قوچ می‌بود؟ مثلاً چرا شتر نشد؟!
• و یا چرا این حیوان باید آسمانی می‌شد؟ مثلاً چرا خدا نگفت برو پشت آن کوه و از آن چوپان یک راس قوچ با این مشخصات را دریافت کن؟!

و بسیاری از سوالان دیگر در همین پیرامون. لذا ما با پاسخگویی به این سوالات می‌خواهیم بسیاری از مفاهیم فدیه و قربانی به عوض عامل دیگری را برایتان بازگشایی نماییم. راز اصلی در سخن‌وری خداوند نهفته می‌باشد. زیرا خداوند آن چه را که می‌گوید باید انجام بشود. «عهد خود را نخواهم شکست و آنچه را از دهانم صادر شد تغییر نخواهم داد.» ( مزامیر ۸۹ : ۳۴ ) او خیلی واضح به ابراهیم اعلام نمود که فرزندش را قربانی نماید. «گفت‌: اکنون‌ پسر خود را، که‌ یگانه‌ی توست‌ و او را دوست‌ می‌داری‌، یعنی‌ اسحاق‌ را بردار و به‌ زمین‌ موریا برو، و او را در آنجا، بر یکی‌ از کوههایی‌ که‌ به‌ تو نشان‌ می‌دهم‌، برای‌ قربانی‌ سوختنی‌ بگذران‌.» ( پیدایش ۲۲ : ۲ ) حال باید این امر انجام می‌شد! امّا خداوند که حقیقتاً نمی‌خواست انسانی را به جهت خواسته‌هایش بکشد! امّا از جهت دیگری او گفته بود که باید بر مذبح قربانی‌ای صورت گیرد. این جا است که خداوند از فرمول شریعت خود استفاده می‌نماید؛ یعنی دندان به عوض دندان، گوش به عوض گوش و در این مورد نیز قربانی به عوض قربانی یا به عبارتی مرگ به عوض مرگ.

بله خداوند به عوض مرگ یا قربانی اسحاق خود همان طوری که برای پوشش لباس آدم و حوا برّه‌ایی را ذبح نموده بود در این بخش نیز عمل می‌نماید. خود خداوند قوچ را مهیا می‌سازد تا به عوض اسحاق قربانی بشود تا حرفش به زمین نخورد که گفته بود بر مذبح قربانی بگذران. با این عملکرد هم ابراهیم از امتحانش سربلند بیرون آمد و هم حرف خدا در جایگاه والایش باقی ماند.

ما در کتاب”بر مذبح چه کسی؟”نیز به پیرامون دقیق این قربانی پرداخته‌ایم و به شما پیشنهاد می‌کنیم که اگر مطالعه‌ایی در آن بخش نداشته‌اید حتماً بعد از پایان مطالعه این کتاب به آن بپردازید و مورد مطالعه‌اش قرار دهید.

حال که به نوعی پاسخ سوال اوّل را به شما دادیم به پاسخگویی دو سوال بعدی خواهیم پرداخت که چرا نوع حیوان برّه ( قوچ ) بود و این که چرا آن حیوان باید از آسمان می‌آمد؟! سوالی که به جد می‌توانیم بگوییم الاهیات اسلامی هیچ پاسخی برایش ندارد! امّا در الاهیات مسیحی در همین جا به آن خواهیم پرداخت.

از آن جایی که بالاتر نیز به آن اشاره کرده‌ایم که هر عمل عهد عتیقی یک سایه یا نمونه برای عهد جدید می‌باشد. «زیرا که چون شریعت را سایه‌ی نعمتهای آینده است، نه نَفْسِ صورتِ آن چیزها، …» ( عبرانیان ۱۰ : ۱ – الف ) لذا نشان برّه به حالت مفهومی به عیسی مسیح اشاره دارد! دقیقاً به همین علت بود که یحیی نیز به آن اشاراتی داشته است. «و در فردای آن روز یحیی عیسی را دید که به جانب او می‌آید. پس گفت، اینک، برّه خدا که گناه جهان را برمی‌دارد!» ( یوحنا ۱ : ۲۹ ) و از آسمان آمدن برّه نیز نشان از محل آسمانی بودن تولد عیسی مسیح دارد. بله آن قوچ از آسمان فرستاده شد تا به عوض اسحاق بمیرد و این چنین از نسل او قومی بیرون آید که قرار بود نجات از آن صادر گردد. «… زیرا نجات از یهود است.» ( یوحنا ۴ : ۲۲ – ب ) به همین طریق نیز با مرگ عیسی مسیح و ریختن خون او بر صلیب جلجتا کفاره گناهان همه‌ی بشر نیز داده شد تا «و در هیچ‌کس غیر از او نجات نیست زیرا که اسمی دیگر زیر آسمان به مردم عطا نشده که بدان باید ما نجات یابیم.» ( اعمال ۴ : ۱۲ )

ما همچنین می‌توانیم نشان سایه‌ایی مسیر خون را در خروج قوم یهود از دستان فرعون به واسطه‌ی موسی را هم ببینیم. آن جایی که موسی اعلام نمود تا خون برّه ذبح شده را بر سر در قائمه خانه‌ها بمالند تا زمانی که فرشته‌ی مرگ در عبور است، نخست‌زادگان از بهایم و انسانها به واسطه‌ی حضور آن نشان خون نمیرند. به عبارتی بعد از این که فرعون حاضر نشد که قوم یهود را به خاطر کارگران مجانی آزاد و رها نماید ما در کتاب خروج می‌بینیم که خدا از طریق موسی و هارون سلسله‌وار بلایایی را بر سرزمین مصر نازل می‌نماید امّا بعد از هر بلا و انجام آن توسط جادوگران فرعون، دل او سخت‌تر می‌گشت تا این که خدا آخرین بلا را بر مصر وارد نمود که آن بلای مرگ بود. ولی از آنجایی که خدا نمی‌خواست به قوم یهود در این بلا، آسیبی برساند به آنها دستور ذبح قربانی داده شد تا خون آن را بر ستونهای خروجی منزل خود بمالند تا آن هنگامی که فرشته مرگ در گذر است با دیدن این نشان و درک این که به عوض بچه‌های اهل آن خانه مرگی اتفاق افتاده است از زدن و کشتن نخست‌زاده‌ی آن خانه عبور کند و هر جا که این نشان را نداشت در همان جا مرگ بر نخست‌زاده‌ی آن خانه‌ی مصری وارد می‌گشت. این اتفاق و جشن بعد ار آن در قوم یهود به عید فصح ( پسح ) معروف گشته است و تا کنون نیز در میان یهودیان به انجام می‌رسد. برای عمیق‌تر شدن کافی است به خود آیات در این بخش نگاهی بیاندازیم: «۱وخداوند موسی‌ و هارون‌ را در زمین مصر مخاطب‌ ساخته‌، گفت‌: ۲این‌ ماه‌ برای‌ شما سر ماه‌ها باشد، این‌ اوّل‌ از ماه‌های‌ سال‌ برای‌ شما است‌. ۳تمامی‌ جماعت‌ اسرائیل‌ را خطاب‌ کرده‌، گویید که‌ در دهم‌ این‌ ماه‌ هر یکی‌ از ایشان‌ برّه‌ای‌ به‌ حسب‌ خانه‌های‌ پدران‌ خود بگیرند، یعنی‌ برای‌ هر خانه‌ یک‌ برّه‌. ۴و اگر اهل‌ خانه‌ برای‌ برّه‌ کم‌ باشند، آنگاه‌ او و همسایه‌اش‌ که‌ مجاور خانه‌ی او باشد آن‌ را به‌ حسب‌ شماره‌ی نفوس‌ بگیرند، یعنی‌ هر کس‌ موافق‌ خوراکش‌ برّه‌ را حساب‌ کند. ۵بره‌ی شما بی‌عیب‌، نرینه‌ی یکساله‌ باشد، از گوسفندان‌ یا از بزها آن‌ را بگیرید. ۶و آن‌ را تا چهاردهم‌ این‌ ماه‌ نگاه‌ دارید، و تمامی‌ انجمن‌ جماعت‌ بنی‌اسرائیل‌ آن‌ را در عصر ذبح‌ کنند. ۷و از خون‌ آن‌ بگیرند، و آن‌ را بر هر دو قایمه‌، و سر در خانه‌ که‌ در آن‌، آن‌ را می‌خورند، بپاشند. ۸و گوشتش‌ را در آن‌ شب‌ بخورند. به‌ آتش‌ بریان‌ کرده‌، با نان‌ فطیر و سبزیهای‌ تلخ‌ آن‌ را بخورند. ۹و از آن‌ هیچ‌ خام‌ نخورید، و نه‌ پخته‌ با آب‌، بلکه‌ به‌ آتش‌ بریان‌ شده‌، کله‌اش‌ و پاچه‌هایش‌ و اندرونش‌ را. ۱۰و چیزی‌ از آن‌ تا صبح‌ نگاه‌ مدارید. و آنچه‌ تا صبح‌ مانده‌ باشد، به‌ آتش‌ بسوزانید. ۱۱و آن‌ را بدین‌ طور بخورید: کمر شما بسته‌، و نعلین‌ بر پایهای‌ شما، و عصا در دست‌ شما، و آن‌ را به‌ تعجیل‌ بخورید، چونکه‌ فِصَح‌ خداوند است‌. ۱۲و در آن‌ شب‌ از زمین‌ مصر عبور خواهم‌ کرد، و همه‌ی نخست‌زادگان‌ زمین‌ مصر را از انسان‌ و بهایم‌ خواهم‌ زد، و بر تمامی‌ خدایان‌ مصر داوری‌ خواهم‌ کرد. من‌ یهوه‌ هستم‌. ۱۳و آن‌ خون‌، علامتی‌ برای‌ شما خواهد بود، بر خانه‌هایی‌ که‌ در آنها می‌باشید. و چون‌ خون‌ را ببینم‌، از شما خواهم‌ گذشت‌ و هنگامی‌ که‌ زمین‌ مصر را می‌زنم‌، آن‌ بلا برای‌ هلاک‌ شما بر شما نخواهد آمد. ۱۴و آن‌ روز، شما را برای‌ یادگاری‌ خواهد بود، و در آن‌، عیدی‌ برای‌ خداوند نگاه‌ دارید، و آن‌ را به‌ قانون‌ ابدی‌، نسلاً بعد نسل‌ عید نگاه‌ دارید.» ( خروج ۱۲ : ۱ – ۱۴ )

این چنین به صورت کاملاً محاسبه شده کتاب مقدّس به روح‌القدس اقدام به نگارش تک به تک سایه‌ها و مفاهیم خون، قربانی و فدیه می‌پردازد تا در انتها کل مطلب را در صلیب جلجتا به پایان برساند. امری که با دقت و بنا به دلایلی از تمامی آیات قرآن حذف گشته است! به راستی چرا؟!

ما مفاهیم فدیه و قربانی از طریق خون را بارها و بارها در شریعت کل یهود در عهد عتیق می‌بینیم که نه تنها در نگاشته‌های موسی بلکه در نگارشهای دیگر انبیای عهد عتیق نیز موجود می‌باشد. امّا آنچه در این جا حائز اهمیت می‌باشد سوال دیگری است که باید از شما خوانندگان عزیز جویا ‌شویم که آیا تا کنون با صحنه قربانی کردن گوسفند یا یک خروس برای یک کودک تاره متولد شده و یا برای یک ماشین تازه خریداری شده و یا حتی در هنگام ساخت و ساز ساختمانهای تازه تاسیس شده مواجهه گشته‌اید؟! آیا تا کنون از خود سوال پرسیده‌اید که سبب این کار آن هم در فرهنگ و باور ایرانی چیست؟!

پاسختان شاید برای دفع بلا باشد! امّا از چه بلایی؟! چرا کشتن و قربانی کردن؟! پر واضح است که این رسوم برگرفته از فرهنگ و تعالیم یهودی و مسیحی می‌باشد. یک ایرانی این کار را برای دفع بالاترین بلا یعنی مرگ انجام می‌دهد تا به این طریق به خدایش اعلام دارد که اگر قرار است مرگی بر سرنشینان خودروی تازه خریداری شده‌اش در یک حادثه ناخواسته صورت بگیرد؛ آن را با این قربانی و ریختن خون دفع نماید. یعنی به عبارتی خون به عوض خون؛ مرگ به عوض مرگ! مرگ آن گوسفند و یا خروس به عوض مرگ آن سرنشینان یا آن کودک تازه متولد شده. به همین قشنگی شماها سالها چنین صحنه‌هایی را می‌دیدید بدون آن که بدانید تمام این موارد دقیقاً تائیدی بر گفته‌های ما در همین مکتوب می‌باشد.

عزیزان موضوع رد خون همان طوری که از آدم شروع کردیم و به موضوعات آن پرداختیم تا به صلیب جلجتا ادامه خواهد یافت. و مو به مو کتاب مقدّس به آن اشاراتی نموده است. امّا جالب است که بدانیم چنین اثری از مفهوم قربانی به هیچ وجه نه در آیات قرآن و نه در الاهیات اسلامی جایگاهی دارد. آیات قرآن تمام این مطالب را سانسور نموده تا جایی که به صورت واضح نیز منکر مصلوب شدن عیسی مسیح نیز می‌گردد. ( اشاره به آیات ۱۵۶ تا ۱۵۸ سوره‌ی نساء )

امیدواریم که این مکتوب راز اصلی مفهوم قربانی و ردپای خون در آن را برایتان آشکار‌سازی نموده باشد و سبب برکت برای قوم خدا شده باشد. آمین.

برادرتان در خون عیسی مسیح
برادر کیوان رجبی
۲۲ جولای ۲۰۲۱

دانلود کتاب رد خون
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد