کتاب تطابق قیام در چهار انجیل برادر کیوان رجبی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب تطابق قیام در چهار انجیل ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب تطابق قیام در چهار انجیل

 

مقدمه:

 

سالها پیش زمانی که در ابتدای ایمانم به سر می‌بردم به کتابی دسترسی پیدا نمودم که به چندین مورد از به ظاهر تناقض‌گویی‌های کتاب مقدّس می‌پرداخت و انگیزه نویسنده این بود که کتاب مقدّس کتابی تحریف شده و پر از تناقض‌گویی می‌باشد. ولی از آنجایی که روح در من ساکن بود و من فردی بودم که همیشه عاشق تحقیق بودم، دست به تحقیقات زدم که حاصل آن تحقیقات جزوه‌ای شد به نام”عدم تحریف کلام”و مطالبی هم از تحقیقاتم درباره تناقض‌گویی هشت مورد، گردآوری نمودم؛ در جزوه‌ای کوتاه به نام”پاسخ به اتهام”. از همان ابتدای نگارش جزوه عدم تحریف کلام، قوت روح‌القدس را در خود احساس می‌کردم که دستانم را به دست گرفته بود و به قلم فرسایی می‌پرداخت. امّا همیشه درباره نوع نگارش انجیل نگاران درباره قیام مسیح سوال داشتم و در هیچ تحقیقی به صورت گسترده برخورد نکردم که آن را پاسخگو باشند، به غیر از مورد فرشتگان که آن را هم در جزوه پاسخ به اتهام درج نمودم. امّا مطالبی که در این جزوه با آن آشنا می‌شوید کشف کلامی است که در همان زمانها، خدای قادر مطلق برایم گشود که آن را با شما قسمت می‌نمایم. و به جد ایمان دارم که این موارد را فقط در همین جزوه خواهید شنید. باشد که باعث برکت تمامی قوم خدا گردد. زیرا که فرا گرفته‌ام: «… مفت یافته‌اید مفت بدهید.» ( متی ۱۰ : ۸ ) پس من نیز این چنین نموده‌ام.

 

ثبت قیام در اناجیل:

 

در ابتدا باید به جهت مرتب سازی این واقعه حساس، اوّل به مطالعه کامل وقایع قیام عیسی مسیح در هر چهار انجیل بپردازیم و آنگاه به ترتیب آنها را مرتب ‌کنیم:

* شرح قیام عیسی مسیح در انجیل متی ۲۸ : ۱ – ۱۵ «۱و بعد از سبّت، هنگام فجرِ، روز اوّل هفته، مریم مجدلیه و مریم دیگر به جهت دیدن قبر آمدند. ۲که ناگاه زلزله‌ای عظیم حادث شد از آن رو فرشته خداوند از آسمان نزول کرده، آمد و سنگ را از درِ قبر غلطانیده، بر آن بنشست. ۳و صورت او مثل برق و لباسش چون برف سفید بود. ۴و از ترس او کشیکچیان به لرزه درآمده، مثل مرده گردیدند. ۵امّا فرشته به زنان متوجّه شده، گفت: شما ترسان مباشید! می‌دانم که عیسای مصلوب را می‌طلبید. ۶در اینجا نیست زیرا چنان که گفته بود برخاسته است. بیایید جایی که خداوند خفته بود ملاحظه کنید، ۷و به زودی رفته شاگردانش را خبر دهید که از مردگان برخاسته است. اینک پیش از شما به جلیل می‌رود. در آنجا او را خواهید دید. اینک شما را گفتم. ۸پس، از قبر با ترس و خوشی عظیم به زودی روانه شده، رفتند تا شاگردان او را اطلاع دهند. ۹و در هنگامی که به جهت اِخبار شاگردان او می‌رفتند، ناگاه عیسی بدیشان بر خورده، گفت: سلام بر شما باد! پس پیش آمده، به قدمهای او چسبیده، او را پرستش کردند. ۱۰آنگاه عیسی بدیشان گفت: مترسید! رفته، برادرانم را بگویید که به جلیل بروند که در آنجا مرا خواهند دید. ۱۱و چون ایشان می‌رفتند، ناگاه بعضی از کشیکچیان به شهر شده، رؤسای کهنه را از همه این وقایع مطلّع ساختند. ۱۲ایشان با مشایخ جمع شده، شورا نمودند و نقره بسیار به سپاهیان داده، ۱۳گفتند: بگویید که شبانگاه شاگردانش آمده، وقتی که ما در خواب بودیم او را دزدیدند. ۱۴و هرگاه این سخن گوش زد والی شود، همانا ما او را برگردانیم و شما را مطمئن سازیم. ۱۵ایشان پول را گرفته، چنانکه تعلیم یافتند کردند و این سخن تا امروز در میان یهود منتشر است.»

* شرح قیام عیسی مسیح در انجیل مرقس ۱۶ : ۱ – ۱۴ «۱پس چون سَبَّت گذشته بود، مریم مجدلیّه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند. ۲و صبح روز یک شنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبر آمدند. ۳و با یک دیگر می‌گفتند: کیست که سنگ را برای ما از سر قبر بغلطاند؟ ۴چون نگریستند، دیدند که سنگ غلطانیده شده است زیرا بسیار بزرگ بود. ۵و چون به قبر درآمدند، جوانی را که جامه‌ای سفید در بر داشت بر جانب راست نشسته دیدند. پس متحیّر شدند. ۶او بدیشان گفت: ترسان مباشید! عیسی ناصری مصلوب را می‌طلبید؟ او برخاسته است! در اینجا نیست. آن موضعی را که او را نهاده بودند، ملاحظه کنید. ۷لیکن رفته، شاگردان او و پطرس را اطّلاع دهید که پیش از شما به جلیل می‌رود. او را در آنجا خواهید دید، چنان که به شما فرموده بود. ۸پس به زودی بیرون شده از قبر گریختند زیرا لرزه و حیرت ایشان را فرو گرفته بود و به کسی هیچ نگفتند زیرا می‌ترسیدند. ۹و صبحگاهان، روز اوّل هفته چون برخاسته بود، نخستین به مریم مجدلیّه که از او هفت دیو بیرون کرده بود ظاهر شد. ۱۰و او رفته اصحاب او را که گریه و ماتم می‌کردند خبر داد. ۱۱و ایشان چون شنیدند که زنده گشته و بدو ظاهر شده بود، باور نکردند. ۱۲و بعد از آن به صورت دیگر به دو نفر از ایشان در هنگامی که به دهات می‌رفتند، هویدا گردید. ۱۳ایشان رفته، دیگران را خبر دادند، لیکن ایشان را نیز تصدیق ننمودند. ۱۴و بعد از آن بدان یازده هنگامی که به غذا نشسته بودند ظاهر شد و ایشان را به سبب بی‌ایمانی و سخت دلی ایشان توبیخ نمود زیرا به آنانی که او را برخاسته دیده بودند، تصدیق ننمودند.»

* شرح قیام عیسی مسیح در انجیل لوقا ۲۴ : ۱ – ۱۲ «۱پس در روز اوّل هفته، هنگام سپیده صبح، حنوطی را که درست کرده بودند با خود برداشته به سر قبر آمدند و بعضی دیگران همراه ایشان. ۲و سنگ را از قبر غلطانیده دیدند. ۳چون داخل شدند، جسد خداوند عیسی را نیافتند. ۴و واقع شد هنگامی که ایشان از این امر متحیّر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. ۵و چون ترسان شده سرهای خود را به سوی زمین افکنده بودند، به ایشان گفتند: چرا زنده را از میان مردگان می‌طلبید؟ ۶در اینجا نیست، بلکه برخاسته است. به یاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود شما را خبر داده، ۷گفت ضروری است که پسر انسان به دست مردم گناهکار تسلیم شده مصلوب گردد و روز سوّم برخیزد. ۸پس سخنان او را به خاطر آوردند. ۹و از سر قبر برگشته، آن یازده و دیگران را از همه این امور مطّلع ساختند. ۱۰و مریم مجدلیه و یونا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها مطّلع ساختند. ۱۱لیکن سخنان زنان را هذیان پنداشته باور نکردند. ۱۲امّا پطرس برخاسته، دوان دوان به سوی قبر رفت و خم شده کفن را تنها گذاشته دید و از این ماجرا در عجب شده به خانه خود رفت.»

* و در نهایت شرح قیام عیسی مسیح در انجیل یوحنا ۲۰ : ۱ – ۱۹ «۱بامدادان در اوّل هفته، وقتی که هنوز تاریک بود، مریم مَجدَلیّه به سر قبر آمد و دید که سنگ از قبر برداشته شده است. ۲پس دوان دوان نزد شمعون پِطرُس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست می‌داشت آمده، به ایشان گفت: خداوند را از قبر برده‌اند و نمی‌دانیم او را کجا گذارده‌اند. ۳آنگاه پِطرُس و آن شاگرد دیگر بیرون شده، به جانب قبر رفتند. ۴و هر دو با هم می‌دویدند، امّا آن شاگردِ دیگر از پِطرُس پیش افتاده، اوّل به قبر رسید، ۵و خم شده، کفن را گذاشته دید، لیکن داخل نشد. ۶بعد شمعون پِطرُس نیز از عقب او آمد و داخل قبر گشته، کفن را گذاشته دید، ۷و دستمالی را که بر سر او بود، نه با کفن نهاده، بلکه در جای علیحده پیچیده. ۸پس آن شاگرد دیگر که اوّل به سر قبر آمده بود نیز داخل شده، دید و ایمان آورد. ۹زیرا هنوز کتاب را نفهمیده بودند که باید او از مردگان برخیزد. ۱۰پس آن دو شاگرد به مکان خود برگشتند. امّا مریم بیرون قبر، گریان ایستاده بود و چون می‌گریست به سوی قبر خم شده، ۱۲دو فرشته را که لباس سفید در بر داشتند، یکی به طرف سر و دیگری به جانب قدم، در جایی که بدن عیسی گذارده بود، نشسته دید. ۱۳ایشان بدو گفتند: ای زن برای چه گریانی؟ بدیشان گفت: خداوندِ مرا برده‌اند و نمی‌دانم او را کجا گذارده‌اند. ۱۴چون این را گفت، به عقب ملتفت شده، عیسی را ایستاده دید لیکن نشناخت که عیسی است. ۱۵عیسی بدو گفت: ای زن برای چه گریانی؟ که را می‌طلبی؟ چون او گمان کرد که باغبان است،‌ بدو گفت: ای آقا اگر تو او را برداشته‌ای، به من بگو او را کجا گذارده‌ای تا من او را بردارم. ۱۶عیسی بدو گفت: ای مریم! او برگشته، گفت: ربونی ( یعنی ای معلّم ). ۱۷عیسی بدو گفت: مرا لمس مکن زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفته‌ام. ولیکن نزد برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می‌روم. ۱۸مریم مَجدَلیّه آمده، شاگردان را خبر داد که خداوند را دیدم و به من چنین گفت. ۱۹و در شامِ همان روز که یک شنبه بود، هنگامی که درها بسته بود، جایی که شاگردان به سبب ترس یهود جمع بودند، ناگاه عیسی آمده، در میان ایستاد و بدیشان گفت: سلام بر شما باد!»

 

تضادها:

 

چند نکته به ظاهر ضد هم در این روایتها وجود دارد؛ که جا دارد به ترتیب آنها را اعلام نموده و به پاسخ آنها نیز بپردازیم:

* الف ) زمان واقعه:

• متی ۲۸ : ۱ «… هنگام فجر روز اوّل هفته …»
• مرقس ۱۶ : ۲ « و صبح روز یک شنبه را بسیار زود وقت طلوع آفتاب بر سر قبر آمدند.»
• لوقا ۲۴ : ۱ « پس در روز اوّل هفته، هنگام سپیده صبح، …»
• یوحنا ۲۰ : ۱ « بامدادان در اوّل هفته، وقتی که هنوز تاریک بود، …»

* ب ) زنانی که بر سر قبر آمدند:

• متی ۲۸ : ۱ «… مریم مجدلیه و مریم دیگر به جهت دیدن قبر آمدند. …»
• مرقس ۱۶ : ۱ « پس چون سَبَّت گذشته بود، مریم مجدلیّه و مریم مادر یعقوب و سالومه حنوط خریده، آمدند تا او را تدهین کنند.»
• لوقا ۲۴ : ۱۰ « و مریم مجدلیه و یونا و مریم مادر یعقوب و دیگر رفقای ایشان بودند که رسولان را از این چیزها مطّلع ساختند.»
• یوحنا ۲۰ : ۱ «… مریم مَجدَلیّه به سر قبر آمد …»

* ج ) تعداد فرشتگان:

• ( یک فرشته ) متی ۲۸ : ۲ – ۷ «۲که ناگاه زلزله‌ای عظیم حادث شد از آن رو فرشته خداوند از آسمان نزول کرده، آمد و سنگ را از درِ قبر غلطانیده، بر آن بنشست. ۳و صورت او مثل برق و لباسش چون برف سفید بود. ۴و از ترس او کشیکچیان به لرزه درآمده، مثل مرده گردیدند. ۵امّا فرشته به زنان متوجّه شده، گفت: شما ترسان مباشید! می‌دانم که عیسای مصلوب را می‌طلبید. ۶در اینجا نیست زیرا چنان که گفته بود برخاسته است. بیایید جایی که خداوند خفته بود ملاحظه کنید، ۷و به زودی رفته شاگردانش را خبر دهید که از مردگان برخاسته است. اینک پیش از شما به جلیل می‌رود. در آنجا او را خواهید دید. اینک شما را گفتم.»
• ( یک فرشته ) مرقس ۱۶ : ۵ – ۷ «۵و چون به قبر درآمدند، جوانی را که جامه‌ای سفید در بر داشت بر جانب راست نشسته دیدند. پس متحیّر شدند. ۶او بدیشان گفت: ترسان مباشید! عیسی ناصری مصلوب را می‌طلبید؟ او برخاسته است! در اینجا نیست. آن موضعی را که او را نهاده بودند، ملاحظه کنید. ۷لیکن رفته، شاگردان او و پطرس را اطّلاع دهید که پیش از شما به جلیل می‌رود. او را در آنجا خواهید دید، چنان که به شما فرموده بود.»
• ( دو فرشته ) لوقا ۲۴ : ۴ – ۸ «۴و واقع شد هنگامی که ایشان از این امر متحیّر بودند که ناگاه دو مرد در لباس درخشنده نزد ایشان بایستادند. ۵و چون ترسان شده سرهای خود را به سوی زمین افکنده بودند، به ایشان گفتند: چرا زنده را از میان مردگان می‌طلبید؟ ۶در اینجا نیست، بلکه برخاسته است. به یاد آورید که چگونه وقتی که در جلیل بود شما را خبر داده، ۷گفت ضروری است که پسر انسان به دست مردم گناهکار تسلیم شده مصلوب گردد و روز سوّم برخیزد. ۸پس سخنان او را به خاطر آوردند.»
• ( دو فرشته ) یوحنا ۲۰ : ۱۲ – ۱۳ «۱۲دو فرشته را که لباس سفید در بر داشتند، یکی به طرف سر و دیگری به جانب قدم، در جایی که بدن عیسی گذارده بود، نشسته دید. ۱۳ایشان بدو گفتند: ای زن برای چه گریانی؟ بدیشان گفت: خداوندِ مرا برده‌اند و نمی‌دانم او را کجا گذارده‌اند.»

 

ترتیب واقعه از ابتدا:

 

حال با توجه به مواردی که در بالا از آنها ظاهراً به عنوان تضاد ذکر شده، اینجانب با هدایت روح که سالها پیش این واقعه را برای من کشف نموده، آن را با شما قسمت می‌کنم. پس از این که عیسی مسیح را از صلیب پایین می‌آورند او را در درون قبر شخصی به نام یوسف از اهل رامه که برای خود خریده بود؛ کفن پیچیده، قرار می‌دهند و سنگ بزرگی را برای مسدود کردنش غلطانیده بر جلوی ورودی آن می‌گذارند. این واقعه براساس زمان هفته یهود روز جمعه بود.( متی ۲۷ : ۵۷ – ۶۰ )

در روز بعد از خاکسپاری روسای کهنه و فریسیان از پیلاطس می‌خواهند که به جهت قبر نگهبانانی را مقرر کند تا احتمال دزدیده شدن جسد عیسی را پیش‌گیری نمایند. زیرا ایشان به گمان خود حدس می‌زدنند که شاگردان مسیح به جهت اغوای قوم، احتمالاً جسد را خواهند دزدید تا ثابت کنند که آقایشان به دروغ قیام کرده است!!! باید بدانید که این واقعه براساس زمان هفته یهود در روز شنبه اتفاق افتاده بود. ( متی ۲۷ : ۶۲ – ۶۶ )

 

زمان واقعه و زنانی که بر سر قبر آمدند:

 

امّا از این لحظه به بعد ما وارد کشف کلام شده و در آن عمیق خواهیم شد. زیرا که خداوند اجازه داده است تا ما به اسرار کلام او دسترسی پیدا نماییم.

داستان از این قرار است که زنانی که پیرو مسیح شده بودند پس از تدفین مسیح در غروب روز جمعه، برای روز یک شنبه ( چون شنبه روز سبّت ایشان بود ) با هم قرار می‌گذارند که صبح زود بر سر قبر آمده تا هم با سرور خود تجدید میثاق نموده و هم حنوط و عطریاتی را که غروب روز جمعه به جهت خوشبو کردن جسد تهیه نموده بودند را استفاده نمایند. ( لوقا ۲۳ : ۵۶؛ ۲۴ : ۱؛ مرقس ۱۶ : ۱ )

الآن درک می‌کنیم که چرا همیشه برای همه ما تقریباً این تجربه وجود داشته که غروب جمعه‌ها را با حالتی غم انگیز به پایان می‌رساندیم! آری، دلیلش این بود که در عصر جمعه، خداوندمان را به خاک سپرده بودند. ( متی ۲۷ : ۵۷ )

حال برگردیم به اصل ماجرای خودمان، زنانی که با هم قرار گذاشته بودند؛ در زمانهای ممتدی در همان مقطع صبح زود به سر قبر می‌رسند. فضای آسمان در آن لحظه حالت گرگ و میش را داشته است. حالتی که به لحظه طلوع خیلی نزدیک می‌باشد. به گونه‌ای که پرتوهایی از نور خفیف در تاریکی نمایان می‌گردد. در چنین حالتی انجیل نگاران براساس ثبت روایت از دهان شاهدین خود برخی فضا را در همان لحظه هنوز تاریک ( یوحنا ۲۰ : ۱ ) و برخی نیز همان فضا را هنگام سپیده صبح ( فجر ) و یا وقت طلوع آفتاب می‌پندارند؛ آن چنان که متی، مرقس و لوقا نگاشته‌اند. پس همه آنها درست به زمان اشاره می‌کنند. زیرا باید به مخاطب اصلی در اناجیل دقت نمود که کدامین یک از زنان به متی یا مرقس یا لوقا و یا یوحنا گزارشی از شهادتهای عینی خود را داده است.

و باید یادآور شوم که به نوعی اشاره نامهای زنان در اناجیل به ما این را القا می‌کند که انجیل نگاران در حال نمایان کردن این مورد می‌باشند که: آن زنی که به من این امر را شهادت داده؛ او را نام برده‌ام. البته وجود اسم مریم مجدلیه در هر چهار گزارش به دلیل مشهور بودن او در میان زنان می‌باشد. زیرا عمل خدا در او بسیار در میان شاگردان مشهود بود. او زنی بود که توسط خداوندشان از هفت دیو آزاد شده بود ( مرقس ۱۶ : ۹ ). پس ذکر نام او در میان تمامی زنان به این خاطر بوده که او برایشان کاملاً از میان تمامی زنان رفته به سر قبر مشهودتر بوده و جزء اوّلین زنانی بوده که از ابتدای واقعه حضور داشته و حتی اوّلین کسی که خداوندشان پس از قیام خود بر او آشکار شد. به نوعی این گونه نمایان است که شاهد اصلی ( زن ) مخاطب متی، مریم دیگر که می‌توان آن را مریم مادر یعقوب نامید که در لوقا و مرقس از آن یاد شده است؛ و شاهد اصلی در لوقا، یونا بوده و برای مرقس، سالومه و در یوحنا به نوعی خود مریم مجدلیه. البته باز باید یادآور شوم که گزارشهای مریم مجدلیه و مریم مادر یعقوب در تمامی اناجیلهای نظیر ( متی، مرقس و لوقا ) کاملاً مشهود می‌باشد. امّا گزارشهای اوّلیّه در لوقا توسط یونا و در مرقس توسط سالومه ذکر شده است.

 

نمودار ترسیمی آن:

 

شرح ماجرا:

 

مریم مجدلیه و مریم مادر یعقوب از ابتدای واقعه زمانی که زلزله شروع شد و فرشتگان مشهود گردیدند. از جمله زنانی بودند که زودتر از مابقی به سر قرار رسیده بودند. لذا ایشان از ابتدای ماجرا شاهد بودند. و وقوع زلزله و حضور فرشته‌ای که سنگ جلوی قبر را کنار زد را رویت نمودند. در ابتدا ایشان متوجه حضور فرشته دوّم نشده بودند. این واقعه باعث به وجود آمدن ترس در ایشان گردیده بود. ( متی ۲۸ : ۲ – ۴ ) آنگاه همان فرشته به ایشان اعلام می‌کند که: «۵امّا فرشته به زنان متوجّه شده، گفت: شما ترسان مباشید! می‌دانم که عیسای مصلوب را می‌طلبید. ۶در اینجا نیست زیرا چنان که گفته بود برخاسته است. بیایید جایی که خداوند خفته بود ملاحظه کنید، ۷و به زودی رفته شاگردانش را خبر دهید که از مردگان برخاسته است. اینک پیش از شما به جلیل می‌رود. در آنجا او را خواهید دید. اینک شما را گفتم.» ( متی ۲۸ : ۵ – ۷ )

پس از این که زلزله به پایان رسید و فرشته سنگ ورودی به قبر را غلطانیده بود. دسته‌ای دیگر از زنان نیز به محل می‌رسند که با صحنه ورودی باز قبر مواجه می‌شوند. به همین دلیل است که این دسته از زنان اعلام می‌کنند که: چه کسی سنگ قبر را برای ما غلطانیده. ( مرقس ۱۶ : ۳ – ۴؛ لوقا ۲۴ : ۲ )

در همان موقع مریم مجدلیه پس از شنیدن اوّلین سخنان فرشته، خود تصمیم می‌گیرد که صحنه را از نزدیک رویت کند. و مریم دیگر در گوشه‌ای دیگر انتظار بقیه زنان را می‌کشیده. لذا مریم مجدلیه از ورودی قبر گذشته و داخل می‌رود و با صحنه برداشته شدن سنگ از سر قبر مسیح مواجه می‌شود که در آن جسدی هم موجود نبوده. لذا تصمیم می‌گیرد که هر چه سریع‌تر امور را به پطرس و یوحنا اعلام نماید که در آن زمانها به نوعی کنار هم بوده‌اند. ( یوحنا ۲۰ : ۱ – ۲ )

به احتمال قوی زمانی که مریم مجدلیه داشته از قبر بیرون می‌آمده زنان دیگر هم همزمان با او به داخل قبر می‌رسند. در این لحظه مریم مادر یعقوب با بقیه زنان مانده و احتمالاً ایشان را در شرح ماجرا، قرار می‌دهد. به خاطر همین است که نام او در دیگر اناجیل نیز ثبت شده است. در همان لحظه‌ها بود که مریم مجدلیه به سمت خانه پطرس و یوحنا حرکت می‌کند. پس از این که پطرس و یوحنا از ماجرا باخبر می‌شوند خیلی سریع خود را به سر قبر می‌رسانند ( یوحنا ۲۰ : ۳ – ۱۰ ) و مریم مجدلیه نیز دوباره با ایشان برمی‌گردد. در آن مقطع بقیه زنان نیز از سر قبر رفته بودند تا مابقی شاگردان را هم مطلع نمایند. خوشبینانه‌ترین حالت این است که محل زندگی پطرس و یوحنا به قبر بسیار نزدیک بوده است.

بعد از رفتن پطرس و یوحنا و بقیه زنان، مریم مجدلیه که مبهوت بیرون و نزدیک به ورودی قبر ایستاده بود تصمیم می‌گیرد که یک نگاهی دیگر، فقط از بیرون به درون قبر بیاندازد. که این بار او دو فرشته را با هم رویت می‌کند. همان طوری که لوقا نیز از زبان یونا نوشته. ( لوقا ۲۴ : ۴؛ یوحنا ۲۰ : ۱۲ )

جا دارد که در همین جا متذکر شویم که در کل ماجرا عملاً دو فرشته دست‌اندرکار می‌باشند؛ که به نوعی در پاره‌ای از موارد یکی از آنها در تیررس نگاه مخاطب اصلی قرار نمی‌گرفته است. به خاطر همین است که متی و مرقس براساس رویت شاهدین خود از یک فرشته صحبت به میان می‌آورند و لوقا و یوحنا از دو فرشته؛ که دایماً جایگاه خود را بسته به شرایط عوض می‌کردند.

بنا به روایت متی در ابتدا یکی از آنها قابل رویت بود که آن هم بعد از این که سنگ ورودی در قبر را می‌غلطاند بر آن می‌نشیند. ( متی ۲۸ : ۲ ) آن دیگری به نوعی درون قبر بوده هر چند که مریم مجدلیه در ابتدا او را نمی‌بیند ولی به محض ورود نخستین زنان بعد از مریم مجدلیه بر ایشان رویت شده و با آنها وارد گفتمان می‌گردد که در این جا نیز سالومه متوجه تنها یک فرشته می‌گردد. ( مرقس ۱۶ : ۵ ) امّا همزمان، در همان لحظه فرشته‌ای که بیرون بوده ( فرشته‌ای که بر سنگ نشسته بود ) نیز وارد محوطه قبر می‌گردد که به رویت یونا می‌رسد که لوقا آن را در انجیلش مکتوب می‌نماید. ( لوقا ۲۴ : ۳ – ۴ ) در انتها نیز پس از بازگشت دوباره مریم مجدلیه به سر قبر ما می‌بینیم که مریم مجدلیه این بار هر دو فرشته را رویت می‌کند. همان طوری که در انجیل یوحنا ثبت شده است. ( یوحنا ۲۰ : ۱۱ – ۱۲ )

جالب است که بدانیم در بازگشت دوباره مریم مجدلیه بر سر قبر، فرشته‌هایی که با او وارد گفتمان می‌شوند، برای او از واژه”ترسان مباش”استفاده نمی‌کنند. در حالی که در هر سه انجیل قبلی از این واژه استفاده شده است. خود این امر ثابت می‌کند که مریم مجدلیه دو بار به سر قبر آمده است. و چون این امر دیگر برای او عادی به نظر می‌رسد، دیگر ترسان نیست بلکه گریان است. گریان به این دلیل که، نمی‌داند چه بر سر جسد خداوندش آمده است!!! ( یوحنا ۲۰ : ۱۳ )

در همین لحظه است که خداوندمان عیسی مسیح طی یک گفتگوی مرحله‌ای با مریم مجدلیه وارد صحبت شده تا آرام آرام خود را به او بشناساند. نکته جالب این جا است که او در آن لحظه هنوز به آسمان نزد پدر به عنوان کاهن اعظمِ تمامی ما گناهکاران بالا نرفته است. به همین دلیل است که از مریم می‌خواهد که او را لمس نکند. ( یوحنا ۲۰ : ۱۷ ) زیرا طبق شریعت یهود مرسوم بود که، کاهن اعظم باید سالی یک بار به جهت کفاره گناهان تمامی قوم به اقدّس‌ترین مکان ( قدس‌الاقداس ) داخل می‌شد؛ لذا خود باید طی یک مراسمی از گفاره خون برای خویش تدهین می‌شد و در چنین شرایطی دیگر هیچ کسی نباید او را تا لحظه ورود به قدس‌الاقدس لمس می‌نمود؛ چون باعث مرگ خویش می‌شد.

مریم اوّلین کسی بود که مسیح را بعد از قیام رویت نمود. و از او می‌خواهد که این رویت را به گوش شاگردانش برساند. ( یوحنا ۲۰ : ۱۷ – ۱۸ ) آنگاه مسیح خود از مریم مجدلیه جدا شده و در طرفه‌العینی پس از بالا رفتن به نزد پدر و ریختن خون کفاره بر مذبح به جهت تمامی جهان خود را به دیگر زنان در بین راه می‌رساند که هنوز به نزد دیگر شاگردان نرسیده بودند. به نوعی باید گفت که منزل دیگر شاگردان می‌بایست از مکان پطرس و یوحنا کمی دورتر بوده که زنان نرسیده بودند؛ هر چند تمامی این وقایع شاید به ساعت هم کشیده نشده باشد. در این ملاقات عیسی با زنان، ما می‌بینیم که زنان به راحتی به پیش قدمهای مسیح می‌افتد و به او چسبیده و به نوعی او را لمس کرده و به پرستش او می‌پردازند. ( متی ۲۸ : ۹ ) و مسیح هم هیچ حرفی به زنان، مثل مریم مجدلیه نمی‌زند که: مرا لمس نکن … زیرا که او در آن لحظه دیگر به نزد پدر به آسمان بالا رفته بود.

 

گفتمان پایانی:

 

به راستی که بدون روح و کشف کلام، روایتها در آن نظم کتاب مقدّسی قرار نمی‌گرفتند. و به نوعی در تضاد با هم می‌بودند و خواننده بدون روح را دچار سردرگمی می‌نمودند. حقیقتاً خدا را شکر می‌کنم که در سادگی دوران اوّلیّه ایمانم این امور را برایم شکوفا نموده است. و چه خوش می‌گوید کلام خدا که: «کشف کلام تو نور می‌بخشد و ساده‌دلان را فهیم می‌گرداند.» ( مزامیر ۱۱۹ : ۱۳۰ )

به امید این که این نوشتار کشف شده برای شما فرزندان خدا نیز در این خصوص فهم روحانی آورده باشد همان طوری که برای من نیز این چنین شد. خدای آسمانها و زمین همواره با شما باشد. آمین.

خادم کوچک خداوند … کیوان رجبی.

نوشته: کیوان رجبی

دانلود کتاب تطابق قیام در چهار انجیل
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد