کتاب تثلیث در برابر کتاب مقدس برادر کیوان رجبی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب تثلیث در برابر کتاب مقدس ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب تثلیث در برابر کتاب مقدس

 

«زیرا همه کسانی که از روح خدا هدایت می‌شوند، ایشان پسران خدایند.» ( رومیان ۸ : ۱۴ )

 

* مقدمه:

 

در این نوشتار هر چند کوتاه قصد داریم که با دنبال کردن آیات کلام، فهم و درکی کتاب مقدّسی از تجلّیات خدا در زمان را بیابیم. زیرا ما قادر به درک درون خدا نیستیم و نمی‌توانیم برای درون او قایل به شخصیّتهای متفاوتی گردیم چون «که تنها لایموت و ساکن در نوری است که نزدیک آن نتوان شد و احدی از انسان او را ندیده و نمی‌تواند دید. او را تا ابدالآباد اکرام و قدرت باد. آمین.» ( اوّل تیموتاؤس ۶ : ۱۶ ) امّا با تجلّیاتی که خدا از خود در بیرون و در درون زمان ما انجام می‌دهد ما می‌توانیم به واسطه روح او به درک عمیق‌تری از تفکّرات او برسیم. امّا به قول پولس اینجا اندکی …

ما با قرار دادن آیاتی چند از کلام، نظریّه تثلیث عددی را وارد چالشی کتاب مقدّسی می‌نماییم. زیرا معتقدیم که هر نظریّه‌ای باید با تمام متون کلام یک راستا بوده و از بافت موجود در کلام خارج نشود. اگر نظریّه‌ای با پاره‌ای از آیات و یا فضای حاکم برکلام هم راستا نبوده پس بر ما است که بر روی آن مجدّداً تفکّر نموده و تحقیق نماییم که آیا این چنین است؟ «در آن چه می‌گویم تفکّر کن زیرا خداوند تو را در همه چیز فهم خواهد بخشید.» ( دوّم تیموتاؤس ۲ : ۷ )

در این نوشتار درباره تثلیث عددی توضیحی نمی‌دهم زیرا به اندازه کافی جزوات و مطالبی وجود دارند که خوانندگان محترم این نوشتار می‌توانند از آنها استفاده نمایند. لذا اگر هیچ شناختی از مفهوم تثلیث عددی ندارید توصیه می‌نمایم که در ابتدا به جزوات مربوطه مراجعه نموده و بعد این نوشتار را مطالعه نمایید.

 

* طرح یک سوال و جواب:

 

آیا پدر، پسر و روح‌القدس، سه در یک هستند.( درون خدا ) و یا سه تجلّی از خدای ازلی و ابدی ( الوهیم ) در زمان می‌باشند؟ آیا پدر، پسر و روح‌القدس یکی هستند و یا سه شخصیّت مجزایند که در مقام یکی می‌باشند؟

ما معتقدیم که پدر، پسر و روح‌القدس یکی هستند و اینها سه تجلّی ( نقش، بُعد ) از خدای ازلی و ابدی در زمان می‌باشند. بُعد پدری با روح‌القدس کاملاً با هم یکسانند. زیرا هر دو قالبی روحانی دارند امّا در این وسط کمی بعد پسری ما را وارد چالش می‌کند. زیرا ما با دو وضعیّت در پسر مواجه می‌شویم. خدا و انسان ( خدایی که انسان شد ) به همین دلیل است که ما از قول مسیح به آیاتی برمی‌خوریم که دو پهلو می‌باشند. یعنی گاهی او از جانب انسانی خود عمل می‌کرد، مثل آنجایی که می‌گوید: «… پدر بزرگ‌تر از من است.» و یا درباره آن آینده که می‌گوید: «ولی از آن روز و ساعت غیر از پدر هیچ کس اطّلاع ندارد، نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم.» ( مرقس ۱۳ : ۳۲ ) و گاهی از جانب خدایی خود، مثل زنده کردن ایلعازری که چهار روز از مرگش گذشته بود و … به خاطر همین است که پولس از این نوع تجلّی خدا، به عنوان سِر یاد می‌کند. «و بالاجماع سِرِ دینداری عظیم است که خدا در جسم ظاهر شد …» ( اوّل تیموتاؤس ۳ : ۱۶ ) و بی‌ربط نیست که یوحنّا حیات جاودانی را فقط در شناختن خدای واحد حقیقی و عیسی مسیح می‌داند. ( یوحنّا ۱۷ : ۳ ) «و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحدِ حقیقی و عیسی مسیح را ( نمی‌گوید، و روح‌القدس را ) که فرستادی بشناسد.» زیرا برای ایشان بُعد پدری و روح‌القدس و بُعد خدایی مسیح کاملاً مکشوف بود. ایشان به این درک آسمانی رسیده بودند که پدر، روح‌القدس و بُعد خدایی مسیح، همه یکی می‌باشند. لذا ایشان در ادبیات نوشتاری خود همواره از یکی از این تجلّیات روحانی استفاده می‌کردند که آن هم همواره بُعد پدری خدا بود. و در کنار آن، آن تجلّی‌ای که سِر گونه بود را به کار می‌بردند. یعنی خداوند عیسی مسیح.

 

* آیات خود سخن می‌گویند:

 

لذا با درک این قضیه می‌خواهم کمی به رساله اوّل یوحنّا ۵ : ۲۰ هم نگاهی بیاندازیم. زیرا معتقدم راز ( سِری ) بزرگ را برای ما مکشوف می‌سازد. مکتوب است که: «امّا آگاه هستیم که پسر خدا آمده است و به ما بصیرت داده است تا حقّ را بشناسیم و در حقّ یعنی در پسر او عیسی مسیح هستیم. او است خدای حق و حیات جاودانی.» او خدای حق است. کی؟! عیسی مسیح ( یوحنّای رسول می‌گوید ) و او حیات جاودانی است. تمامی جملات حول محور پسر و پدر می‌گردد.

به همین دلیل یوحنّا در انجیلش هم از همین ادبیات استفاده می‌کند. آنجایی که می‌گوید: «۳۲و حق را خواهید شناخت و حق شما را آزاد خواهد کرد.» و «۳۶پس اگر پسر شما را آزاد کند، در حقیقت آزاد خواهید بود.» ( یوحنّا ۸ : ۳۲ و ۳۶ ) بیشترین گفتارهای رسولان در ابعاد پدر و عیسی مسیح می‌باشد. ایشان همواره در شروع نامه‌های خود ( به طور خاص پولس ) از این جمله استفاده می‌کنند: «… فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد.» ( رومیان ۱ : ۷ و … ) صحبتی از فیض و سلامتی از جانب روح‌القدس نمی‌کنند! واقعاً چرا؟!

در رساله اوّل یوحنّا ۲ : ۲۰ – ۲۷ این چنین آمده: «و امّا شما از آن قدّوس، مسح را یافته‌اید و هر چیز را می‌دانید. ننوشتم به شما از این جهت که راستی را نمی‌دانید بلکه از این رو که آن را می‌دانید و این که هیچ دروغ از راستی نیست. دروغگو کیست جز آن که مسیح بودن عیسی را انکار کند. آن دجّال است که پدر و پسر را انکار می‌نماید. ( باز روح‌القدس را نمی‌گوید! ) کسی که پسر را انکار کند، پدر را هم ندارد و کسی که اعتراف به پسر نماید، پدر را نیز دارد. و امّا شما آن چه از ابتدا شنیدید در شما ثابت بماند، زیرا اگر آن چه از اوّل شنیدید در شما ثابت بماند، شما نیز در پسر و در پدر ثابت خواهید ماند. و این است آن وعده‌ای که او به ما وعده داده است، یعنی حیات جاودانی ( در ثابت بودن در پدر و پسر ). و این را به شما نوشتم درباره آنانی که شما را گمراه می‌کنند. و امّا در شما آن مسح که از او یافته‌اید ثابت است و حاجت ندارید که کسی شما را تعلیم دهد بلکه چنان که خود آن مسح شما را از همه چیز تعلیم می‌دهد و حق است و دروغ نیست، پس به طوری که شما را تعلیم داد در او ثابت می‌مانید.»

و یا در رساله دوّم یوحنّا ۹ این چنین آمده: «هر که پیشوایی می‌کند و در تعلیم مسیح ثابت نیست، خدا را نیافته است. امّا آن که در تعلیم مسیح ثابت مانَد، او هم پدر و پسر را دارد.» می‌بینید؟ تماماً در پدر و پسر. لذا دوستان و برادرانی که زیر تعلیم تثلیث می‌باشید. آیا به نظر شما زمان آن فرا نرسیده است که در پذیرش تعلیم خود، تامّل بیشتری نمایید؟ واقعاً روح‌القدس چیست؟ آیا غیر از این که همان روح قدّوس خدا می‌باشد. مگر نخوانده‌ایم که: «خدا روح است …» ( یوحنّا ۴ : ۲۴ ) آیا او قدّوس نیست؟! اشعیا که او را قدّوس خطاب نمود. ( اشعیا ۴۰ : ۲۵ ) پولس نیز از روح قدّوس خدا صحبت به میان می‌آورد. ( افسسیان ۴ : ۳۰ ) می‌بینید. یکی. یک جایگاه و یک مفهوم. نه دو تا …

 

* هستم ( بالا در آسمان و پایین بر روى زمین ):

 

حال با توجّه به تمامی ابعاد روحانی خدا جا دارد که قدمی جلوتر برویم تا روح او ما را به عمقهای خدا سوق بدهد. ( اوّل قرنتیان ۲ : ۱۰ ) آنجایی که عیسی مسیح خیلی واضح و آشکار در انجیل یوحنّا ۱۰ : ۳۰ می‌گوید: «من و پدر یک هستیم.» یا در همین انجیل در باب ۸ آیه ۲۴ تأکید می‌کند که: «… زیرا اگر باور نکنید که من هستم در گناهان خود خواهید مرد.» او خود را با پدر برابر و خیلی صریح خود را هستم معرّفی می‌کند. همان طوری که خدا در بوته آتش خود را به موسی معرّفی نمود. «خدا ( الوهیم ) به موسی گفت: هستم آن که هستم. و گفت: به بنی‌اسرائیل چنین بگو: اهْیَه ( هستم ) مرا نزد شما فرستاد.» ( خروج ۳ : ۱۴ ) می‌بینید؟ خدا و عیسی هر دو خود را هستم معرّفی می‌کنند. یکی.

عیسی در پاسخ به سؤال فیلپس که، «ای آقا پدر را به ما نشان ده …» چنین می‌گوید: «آیا باور نمی‌کنی که من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخنهایی که من به شما می‌گویم از خود نمی‌گویم،‌ لکن پدری که در من ساکن است، او این اعمال را می‌کند. مرا تصدیق کنید که من در پدر هستم و پدر در من است…» ( یوحنّا ۱۴ : ۱۰ – ۱۱ ) خوب به آیه دقت کردید. گفته شده پدری که در من ساکن است. امّا ما همیشه به گونه‌ای، تصویر پدر را در آسمان داریم. این چگونه است؟! او بارها تکرار نموده که: «… چنان که پدر شما که در آسمان است …» ( متی ۵ : ۴۸ ) و یا «… ای پدر ما که در آسمانی …» ( متی ۶ : ۹ ) حال در اینجا می‌گوید: «… پدری که در من ساکن است …» آنجا بالا و اینجا پایین!

یادتان می‌آید که او به نیقودیموس نیز همین گونه گفت: «و کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد یعنی پسر انسان که در آسمان است.» این چگونه امکان دارد؛ در حالی که نیقودیموس، پسر انسان ( نبی ) را جلوی چشمان خود می‌دید، ولی او می‌گوید که هم اینک در آسمان است. این آیات زمانی هم دیگر را رد نمی‌کنند که، عیسی و پدر یک باشند. همان چیزی که خودش گفت؛ «من و پدر یک هستیم.»

ما در تثنیه ۴ : ۳۹ این چنین می‌خوانیم: «لهذا امروز بدان و در دل خود نگاهدار که یهوه خدا است، بالا در آسمان و پایین بر روى زمین و دیگرى نیست ( به دیگری نیست هم دقّت کنید که در برابر یهوه خدا است به کار رفته. )» بالا در آسمان و پایین بر روی زمین، همان خدا؛ پدری که در آسمان است در همان لحظه در زمین، در پسر ساکن بود. همان الوهیمی که در آسمان بود، جلوی چشمان نیقودیموس قرار داشت و فیلپس نیز او را نظاره می‌نمود.

 

* کلمه‌ای که جسم گردید:

 

او صورت خدای نادیده بود. ( کولسیان ۱ : ۱۵ ) به مانند بوته آتشی که خدا از میان آن با موسی تکلّم نمود. ( خروج ۳ : ۴ ) او کلمه ( خدای ) جسم گرفته شده است. «… کلمه خدا بود. و کلمه جسم گردید …» ( یوحنّا ۱ : ۱ و ۱۴ ) کلامی که در ابتدای خلقت وجود داشت امّا زمانی جسم شد و در میان ما ساکن گردید. ( عمانوئیل شد ) به قول برادر برانهام کلام قبل از تجلّی خود در فکرهای خدا بود و زمانی که خدا گفت، فکر تبدیل به کلام شد. ( لوگوس، جسم نشده ) و خلقت به وجود آمد. همان طوری که سخنان ما از درون تفکّرات ما سرچشمه می‌گیرند امّا ما قادر نیستیم که کلام خود را به جسم تبدیل کنیم. زیرا فقط یک قادر مطلق وجود دارد که آن هم خدا است. لذا به این دلیل است که پولس رسول در رساله به کولسیان صحبت از وجود کلمه، قبل از خلقت می‌کند و می‌نویسد که «… همه به وسیله او و برای او آفریده شد. و او قبل از همه است …» (کولسیان ۱ : ۱۶ – ۱۷ ) و این چنین خدا ( الوهیم) آسمانها و زمین را خلق کرد. چگونه؟ با کلامش. «و خدا گفت ( کلام ) …» ( پیدایش ۱ : ۳ ) پس کلام یکی از تجلّیات خدا، قبل از ابتدا وجود داشت امّا هنوز جسم نشده بود زیرا زمان آن فرا نرسیده بود ( جامعه ۳ : ۱ ) «برای هر چیز زمانی است و هر مطلبی را زیر آسمان وقتی است.» امّا همین کلام برای نجات ما زمانی در غالب جسم در میان ما ساکن گردید. ( مزامیر ۲ : ۷ ) «… تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم.» امروز در زمان است نه در ازلیّت یا ابدیّت.

حال می‌توان این چنین نتیجه گرفت که، عیسی جسمانی از ازل به صورت فیزیکی وجود داشت؟ خیر قربان! کلمه جسم شده، از ازل در فکرهای خدا بود. این درست است. بله، طلوعهای او از ازل در خدا بود. ( میکاه ۵ : ۲ ) امّا در زمان معیّن این تفکّر به خود جسم گرفت و ما او را در عیسی شناختیم. ( تیطس ۱ : ۳ ) لذا کلام از خدا جدا نیست و نمی‌توان برایش شخصیّتی جداگانه قایل شد. همان طوری‌که یوحنّای رسول می‌گوید: «کلمه همان خدا است.» الوهیم؛ لذا برای فهم الوهیتش جا دارد که دوباره از کلام مسیح استفاده کنیم که می‌گوید: «… من در پدر هستم …» ( یوحنّا ۱۴ : ۲۰ ) و یا «اگر مرا می‌شناختید، پدر مرا نیز می‌شناختید و بعد از این او را می‌شناسید و او را دیده‌اید. فیلیپُسْ به وی گفت: ای آقا پدر را به ما نشان ده که ما را کافی است. عیسی بدو گفت: ای فیلیپُسْ در این مدّت با شما بوده‌ام، آیا مرا نشناخته‌ای؟ کسی که مرا دید، پدر را دیده است. پس چگونه تو می‌گویی پدر را به ما نشان ده؟ آیا باور نمی‌کنی که من در پدر هستم و پدر در من است؟ سخنهایی که من به شما می‌گویم از خود نمی‌گویم،‌ لکن پدری که در من ساکن است، او این اعمال را می‌کند. مرا تصدیق کنید که من در پدر هستم و پدر در من است …» ( یوحنّا ۱۴ : ۷ – ۱۱ )

 

* پدر و پسر:

 

حال با توجّه به آیات بالا چگونه می‌توان گفت که پدر، پسر نیست. و یا پسر، پدر نیست. اگر از دیده تجلّیات نگاه کنیم این گفته درست به نظر می‌رسد. همان طور که من برای پدر خود، پسرم. همزمان برای پسر خود نیز یک پدر می‌باشم. دو بعد متفاوت از خودم امّا در ریشه یکی. همزمان هم پدرم، هم پسر. ولی فقط دارای یک نام می‌باشم. پدر یا پسر اسم خاص من نیست. بلکه فقط نقش و جایگاه مرا با مخاطبانم را مشخص می‌کند. اگر به سمت پدر خود باشم نقش و جایگاه من پسری است نه پدری. لذا به سمت پدر خود نمی‌توانم هر دو نقش را ایفا کنم. من فقط باید جایگاه پسری را داشته باشم. پس مخاطبانم نقشهایم را تعریف می‌کنند. به همین دلیل است که ما وقتی خدا را در آسمان داریم نقش و جایگاه او پدری است. نتیجه‌ای که ما از تمام آیات بالا داریم همانی است که خود عیسی گفت: «من و پدر یک هستیم.» با جدا نمودن این دو از هم ما نمی‌توانیم به پاسخی درست و روشن در آیات کلام برسیم.

 

* روح القدس همان پدر و یا پسر:

 

حال به آیاتی می‌پردازیم که ثابت می‌کند، روح‌القدس همان پسر و یا پدر است. در متی ۱۰ : ۲۰ آمده که: «زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح پدر شما، در شما گوینده است.» دلیل این گویندگی در آیه ۱۹ آمده است: «امّا چون شما را تسلیم کنند، اندیشه مکنید که چگونه یا چه بگویید زیرا در همان ساعت به شما عطا خواهد شد که چه باید گفت.» حال با مقایسه این آیه با آیات همسانش در اناجیل دیگر، پازل جالبی به ما داده می‌شود. اگر خوب دقّت کنید در مرقس ۱۳ : ۱۱ و لوقا ۱۲ : ۱۲ در چنین حالتی گوینده روح‌القدس می‌باشد. «و چون شما را گرفته، تسلیم کنند، میندیشید که چه بگویید و متفکّر مباشید بلکه آن چه در آن ساعت به شما عطا شود، آن را گویید زیرا گوینده شما نیستید بلکه روح‌القدس است.» ( مرقس ۱۳ : ۱۱ ) «و چون شما را در کنایس و به نزد حکّام و دیوانیان برند، اندیشه مکنید که چگونه و به چه نوع حجّت آورید یا چه بگویید. زیرا که در همان ساعت روح‌القدس شما را خواهد آموخت که چه باید گفت.» ( لوقا ۱۲ : ۱۱ – ۱۲ )

خوب بالاخره تکلیف چه می‌شود؟! اگر پدر و روح‌القدس به قول تثلیثیون دو شخص مجزا در الوهیّت هستند. گوینده در زمان بحرانی چه کسی است؟! روح پدر یا روح‌القدس. در اعمال ۴ : ۸ زمانی که پطرس و یوحنّا به خاطر ایمانشان و عملکردشان به نام مسیح ( شفای لنگ مادر زاد ) در مقابل رؤسای یهود در حال پاسخگویی بودند؛ روح‌القدس بر ایشان قرار می‌گیرد و گوینده می‌باشد. «بامدادان رؤسا و مشایخ و کاتبان ایشان در اورشلیم فراهم آمدند، با حنّای رئیس کهنه و قیافا و یوحنّا و اسکندر و همه کسانی که از قبیله رئیس کهنه بودند. و ایشان را در میان بداشتند و از ایشان پرسیدند که شما به کدام قوّت و به چه نام این کار را کرده‌اید؟ آنگاه پطرس از روح‌القدس پر شده، بدیشان گفت: ای رؤسای قوم و مشایخ اسرائیل، اگر امروز از ما بازپرس می‌شود درباره احسانی که بدین مرد ضعیف شده، یعنی به چه سبب او صحّت یافته است، جمیع شما و تمام قوم اسرائیل را معلوم باد که به نام عیسی مسیح ناصری که شما مصلوب کردید و خدا او را از مردگان برخیزانید، در او این کس به حضور شما تندرست ایستاده است.»

پس آیا متی در داده‌های خود اشتباه نموده است که گفت، گوینده روح پدر است. یا باید به عمق آیات نگاهی عمیق‌تر انداخت. ما برای درک این موضوع باید به آیات دیگری نیز رجوع کنیم. تا به درکی عمیق‌تر در تجلّیات خدا برسیم.

در کتاب یوئیل نبی آمده: «و بعد از آن روح خود را بر همه‌ بشر خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوّت خواهند نمود و پیران شما و جوانان شما رؤیاها خواهند دید. و در آن ایّام روح خود را بر غلامان و کنیزان نیز خواهم ریخت.» ( یوئیل ۲ : ۲۸ – ۲۹ ) خدا ( الوهیم ) به صورت پیشگویی به زبان نبی، ۸۰۰ سال قبل از میلاد می‌گوید که: «… روح خود را بر همه بشر خواهم ریخت …» روح خود را. روح خود را. نه روح‌القدس را. خطاب به تعلیم تثلیث عددی، صحبتی از روح‌القدس نیست! هر چند که ما می‌دانیم منظور از روح خود همان روح قدّوس خدا یا روح‌القدس می‌باشد. خداوند ما نیز قبل از صعود به شاگردان همین وعده را داده. «و اینک، من موعود پدر خود را بر شما می‌فرستم. پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که به قوّت از اعلی آراسته شوید.» ( لوقا ۲۴ : ۴۹ ) در کتاب اعمال باب ۲ این وعده تحقّق پیدا می‌کند و کلام می‌گوید که: «و همه از روح‌القدس پر گشته، به زبانهای مختلف، به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفّظ بخشید، به سخن گفتن شروع کردند.» ( اعمال ۲ : ۴ )

پس چرا ما در جاهای مختلف از کلام به خصوص در عهد جدید با واژه‌هایی مثل؛ روح پسر، روح عیسی، روح مسیح، روح خدا و … برمی‌خوریم که یا در ما ساکن است و یا هدایتمان می‌کند. همان طوری که درباره روح‌القدس گفته می‌شود که: «ولیکن چون او یعنی روحِ راستی آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد …» ( یوحنّا ۱۶ : ۱۳ )

مثلاً در غلاّطیان ۴ : ۶ این چنین نوشته شده است که: «امّا چون که پسر هستید، خدا روح پسر خود را در دلهای شما فرستاد که ندا می‌کند یا ابّا یعنی ای پدر.» خوب دقّت کردید. گفته شده روح پسر در درون ما ساکن می‌شود! این چگونه طبق تعلیم تثلیث عددی امکان پذیر است؟! می‌بینید؟ اگر نخواهیم عمیق به آیات نگاه کنیم و فقط طبق این که شبان ما این چنین می‌گوید و یا تعلیم کلیسای ما این است و … ما دچار چالشی بزرگ خواهیم شد. چون آیاتی وجود دارند که تعالیم ما را به لرزش درمی‌آورند. لذا تعلیمی بر پایه اصول کلام می‌باشد که با تمامی آیات کلام همتراز بوده و آیات دیگر کلام آن را نقض نکنند. در تعالیم خیلی باید دقّت نمود تا از محدوده کلام خارج نشود. چون این امکان وجود دارد که نجات ما را به خطر بیاندازد. به همین دلیل بود که پولس رسول به تیموتاؤس شبان این چنین نوشت که: «خویشتن را و تعلیم را احتیاط کن و در این امور قائم باش که هرگاه چنین کنی، خویشتن را و شنوندگان خویش را نیز نجات خواهی داد.» ( اوّل تیموتاؤس ۴ : ۱۶ )

ما با بررسی دیگر آیات می‌خواهیم به این نتیجه برسیم که در درون ما خود خدا وجود دارد. آن هم در بُعد روح. طبق نبوّت کتاب یوئیل که گفته شده بود؛ «روح خود را بر همه بشر خواهم ریخت.» ما با درک تمامی آیات کلام به این نتیجه خواهیم رسید که عملکرد خدا در خلقت در دو تجلّیِ، روح و کلام است. به این دلیل کلامش مقدّس و روحش نیز قدّوس خوانده خواهد شد. روحش قدّوس، چون که روحهای شرارت نیز در این دنیا در حال کار هستند. و آنها هم روح‌ می‌باشند. پس باید تفاوتی از لحاظ لفظی برای روح خدا قایل شد. و آن هم قدّوس بودنش می‌باشد. به همین دلیل است که پولس رسول در نامه به افسسیان این چنین می‌نویسد که: «و در وی شما نیز چون کلام راستی، یعنی بشارت نجات خود را شنیدید، در وی چون ایمان آوردید، از روح قدّوسِ وعده مختوم شدید.» ( افسسیان ۱ : ۱۳ ) او باز در همین نامه در باب ۴ آیه ۳۰ این بار خیلی دقیق‌تر می‌نویسد که: «و روح قدّوس خدا را که به او تا روز رستگاری مختوم شده‌اید، محزون مسازید.» آیا از این هم واضح‌تر که روح‌القدس همان روح قدّوس خدا است. یعنی یکی. نه یک از سه، بلکه یک از یک. واحد … «باری پادشاه سَرمَدی و باقی و نادیده را، خدای حکیم وحید را اکرام و جلال تا ابدالآباد باد. آمین.» ( اوّل تیموتاؤس ۱ : ۱۷ )

از این رو است که ما به این درک می‌رسیم که چرا متی برای سخنوری در وضعیّت جفا نوشت، گوینده روح پدر است. چون ایشان می‌دانستند که روح پدر یا روح‌القدس در واقع یکی هستند. لذا در ثبت نوشته‌های خود اگر از هر واژه‌ای استفاده می‌کردند. منظورشان فقط یک خدا بود. چون ایشان به واحد بودن خدا کاملاً ایمان داشتند. یعنی همه چیز یکی. «… امّا خدا یک است.» ( غلاّطیان ۳ : ۲۰ ) سه در یک نه. هرگز. بلکه پدر = روح‌القدس = روح پسر = روح عیسی = روح مسیح = روح خدا = روح پدر = روح قدّوس؛ همه یک مفهوم را می‌رسانند. «یک خدا و پدر همه که فوق همه و در میان همه و در همه شما است.» ( افسسیان ۴ : ۶ ) این بدان مفهوم است که یک خدا که جایگاه پدری هم دارد و بالای همه است؛ هم او می‌تواند در میان ما باشد. یعنی عمانوئیل ( پسر ). و همچنین در همه ما ایمانداران در بُعد روح. همان خدا که پدر است. امّا او زمانی که در آسمان است بُعد پدری دارد و زمانی که در درون ایماندار ساکن می‌شود به آن روح‌القدس گفته می‌شود. همان پدر یا به عبارتی همان پسر. که نامش عیسی است. به همین دلیل بود که عیسی مسیح گفت: «… اگر کسی مرا محبّت نماید، کلام مرا نگاه خواهد داشت و پدرم او را محبّت خواهد نمود و به سوی او ( ایماندار ) آمده، نزد وی مسکن خواهیم گرفت ( من و پدر ).» بله، فعل به کار رفته شده جمع می‌باشد. «خواهیم گرفت.»

به قول برادری که در یکی از نوشته‌هایش این چنین نگاشت که اگر قبول کنیم که پدر، پسر و روح‌القدس سه شخصیّت متمایز باشند باید این را نیز بپذیریم که این وعده که پدر و پسر در ما ساکن خواهند شد تحقّق نیافت، زیرا که در روز پنطیکاست همه از روح‌القدس پر گشتند. امّا به راستی که این چنین نیست. چون خود مسیح گفت: «شما را یتیم نمی‌گذارم نزد شما می‌آیم.» ( یوحنّا ۱۴ : ۱۸ ) و «… اینک من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما می‌باشم …» ( متی ۲۸ : ۲۰ ) پس اگر پسر از روح‌القدس متمایز باشد آنگاه عیسی به وعده خود که در دو آیه قبلی گفته شده است عمل ننموده. و این چنین می‌نماید که او به ایماندارانش وعده‌ای دروغین داده!

 

حال خواهشاً باری دیگر به این دو آیه دقّت کنید:

 

۱) متی ۲۸ : ۲۰ «… و اینک من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما می‌باشم. آمین.»

۲) افسسیان ۴ : ۳۰ «و روح قدّوس خدا را که به او تا روز رستگاری مختوم شده‌اید، محزون مسازید.»

دیدید! در اوّلی وعده دهنده پسر است و از لحاظ زمانی تا انقضای عالم که قرار است همیشه همراه ما باشد. و در دوّمی به روح قدّوس خدا ( روح‌القدس ) تا روز رستگاری که آن هم مختوم ( مُهر ) شده‌ایم. هر دو تا به یک زمان. حال اگر این دو یکی نباشند. آنگاه وعده اوّل باطل می‌گردد. و همان طور که در بالا گفته شده است، به ظاهر در اعمال باب ۲ عملاً ایمانداران از روح‌القدس پر شده‌اند و این نمی‌تواند با بافت کلام هماهنگ باشد. چون که مکتوب است: «آسمان و زمین زایل خواهد شد، لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.» ( متی ۲۴ : ۳۵ )

برای بررسی دقیق‌تر ما به آیاتی دیگر می‌پردازیم. مثل، اعمال ۱۶ : ۶ – ۷ «و چون از فَرِیجیَّه و دیار غَلاّطیّه عبور کردند، روح‌القدس ایشان را از رسانیدن کلام به آسیا منع نمود. پس به میسیا آمده، سعی نمودند که به بطینیا بروند، لیکن روح عیسی ایشان را اجازت نداد.» هر دو یکی و در ایماندار ساکن. روح عیسی = روح‌القدس. غیر از این نمی‌توان آن را تفسیر نمود. لوقا عمداً این چنین نگاشت تا به خواننده تفهیم کند که آن چه ایماندار را هدایت می‌کند همان یک روح است. و پولس نیز این چنین: «زیرا که جمیع ما به یک روح در یک بدن تعمید یافتم، خواه یهود، خواه یونانی، خواه غلام، خواه آزاد و همه از یک روح نوشانیده شدیم.» ( اوّل قرنتیان ۱۲ : ۱۳ )

پولس خیلی واضح و آشکار می‌گوید که: «… بلکه مسیح در من زندگی می‌کند …» ( غلاّطیان ۲ : ۲۰ ) و در جایی دیگر این چنین که: «… مسیح را که در من سخن می‌گوید …» ( دوّم قرنتیان ۱۳ : ۳ ) و این که: «… که عیسی مسیح در شما است …» ( دوّم قرنتیان ۱۳ : ۵ ) او در نامه به افسسیان نیز همین تعلیم را تکرار می‌کند که: «تا مسیح ( روح‌القدس ) به وساطت ایمان در دلهای شما ( ایماندار ) ساکن شود.» ( افسسیان ۳ : ۱۷ ) و در نامه به مسیحیان روم می‌گوید: «لکن شما در جسم نیستید بلکه در روح، هرگاه روح خدا در شما ساکن باشد؛ و هرگاه کسی روح مسیح را ندارد وی از آن او نیست. و اگر مسیح در شما است، جسم به سبب گناه مرده است و امّا روح، به سبب عدالت، حیات است. و اگر روح او ( خدا ) که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن باشد، او که مسیح را از مردگان برخیزانید، بدنهای فانی شما را نیز زنده خواهد ساخت به روح خود ( خدا ) که در شما ساکن است.» ( رومیان ۸ : ۹ – ۱۱ ) چقدر زیبا یک بودن روح خدا و روح مسیح در این آیات آشکار است.

به ایمانداران کولسیان هم همین طور: «که در آن نه یونانی است، نه یهود، نه ختنه، نه نامختونی، نه بَربَری، نه سَکِیتِی، نه غلام و نه آزاد، بلکه مسیح همه و در همه است.» ( کولسیان ۳ : ۱۱ ) این همه و در همه است. ما را به یاد افسسیان ۴ : ۶ می‌اندازد که نوشته شده: «یک خدا و پدر همه که فوق همه و در میان همه و در همه شما است.» می‌بینید که چقدر زیبا آیات هم دیگر را معنی می‌کنند. به قول برادر برانهام، خدا مفسّر خویش است. در هر دو آیه بالا از واژه”همه و در همه”استفاده شده است. امّا در یک آیه، مسیح و در دیگری پدر قرار دارد. نتیجه این است که مسیح با پدر برابر و یک، می‌باشد. و در ( درون ) همه ساکن. همان طور که عیسی در یوحنّا ۱۴ : ۲۳ گفته بود. «… نزد وی مسکن خواهیم گرفت.» چه کسی مسکن خواهد گرفت؟ من و پدر ( جمع )! فعل به کار رفته جمع می‌باشد. در کجا؟ در درون ایماندار ( نزد وی ). مگر می‌شود! در درون ایماندار که به قول تثلیثیون، روح‌القدس وجود دارد. یک شخص! نه جمع! سوّمین اقنوم مقدّس. پس چگونه است؟! … فقط یک جواب دارد. پدر، پسر و روح‌القدس، یکی هستند. یک خدا. با یک نام. آن هم”یاشوعا”( عیسی، یهوه نجات دهنده ).

یعنی ما می‌توانیم بگوییم که در درون ما روح‌القدس است و یا بگوییم روح پسر، و یا روح عیسی، و یا روح مسیح، و یا روح خدا، و یا روح پدر، و یا … هر چه که بگوییم به یک نکته در حال اشاره هستیم. و دارای یک نام که فوق از جمیع نامها است. ( فیلپیان ۲ : ۹ ) و فقط در این نام، نجات وجود دارد. ( اعمال ۴ : ۱۲ ) به همین دلیل است که تمامی شفاها، اخراج روحها، تعمیدها و … در کتاب اعمال توسّط رسولان، همه در نام عیسی مسیح انجام می‌شده است. در یک نام، که فوق از جمیع نامها است. اسم پدر، پسر و روح‌القدس به این دلیل که یکی می‌باشند؛ عیسی مسیح است. این است مکاشفه کلام از آسمان. جا دارد که همان گفته عیسی به پطرس را اینجا تکرار کنیم که: «خوشا به حال تو ای شمعون بن یونا! زیرا جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است.» ( متی ۱۶ : ۱۷ )

در اوّل پطرس باب ۱ آیه ۱۱، ما می‌بینیم که پطرس هم از همین ادبیات استفاده می‌کند و می‌گوید: «… که روح مسیح که در ایشان بود از آن خبر می‌داد …» پطرس که خود تجربه پنطیکاست را داشته و بارها از روح‌القدس پر شده، می‌گوید که روح مسیح در ایشان ساکن بود.

 

*آیات چالش انگیز:

 

حال می‌خواهم با توجّه به فضایی که توسّط کل آیات این نوشتار برایمان ایجاد شده، پاسخی کلامی برای چند آیه که به ظاهر شُبه انگیزند بیابیم:

*** اوّلی در یوحنّا ۱۴ : ۱۶ می‌باشد که این چنین نوشته شده: «و من از پدر سؤال می‌کنم و تسلّی ‌دهنده‌ای دیگر به شما عطا خواهد کرد تا همیشه با شما بماند.» یکی از آیه‌هایی که تثلیثیون برای اثبات نظریه خود استفاده می‌کنند؛ همین نوشتار یوحنّا باب ۱۴ آیه ۱۶ می‌باشد. و اسرار دارند که منظور از تسلی دهنده، روح‌القدس می‌باشد. که البتّه ما هم به آن ایمان داریم. امّا مشکل اینجا است که ایشان به خاطر واژه”دیگر”برای روح قایل به شخصیّتی دیگر می‌شوند. که اشتباه است.

همیشه ادبیات مسیح برای مخاطبانش چالش انگیز است. به خاطر همین از او به عنوان سنگ مصادم ( لغزش دهنده ) یاد می‌کنند. که مکتوب است: «پس شما را که ایمان دارید اکرام است، لکن آنانی را که ایمان ندارند، آن سنگی که معماران رد کردند، همان سر زاویه گردید، و سنگ لغزش دهنده و صخره مصادم، زیرا که اطاعت کلام نکرده، لغزش می‌خورند که برای همین معیّن شده‌اند.» ( اوّل پطرس ۲ : ۷ – ۸ ) او از همین ادبیات در زمانی که گفت: «و هر که جسد مرا خورد و خون مرا نوشید،‌ حیات جاودانی دارد و من در روز آخر او را خواهم برخیزانید.» ( یوحنّا ۶ : ۵۴ ) استفاده نموده و دیدیم که نتیجه چه شد؛ «در همان وقت بسیاری از شاگردان او برگشته، دیگر با او همراهی نکردند.» ( یوحنّا ۶ : ۶۶ ) سنگ لغزش دهنده!

لذا با درک این فضا، نمی‌توان یک جانبه به نتیجه رسید. ما برای درک کلام به همه آیات نیاز داریم. تا آیات هم دیگر را تفسیر کنند نه انسان کلام را. آیات دیگر ثابت می‌کنند که روح‌القدس، شخصیّتی مجزّا نیست. بلکه غالب و یا بعد دیگری از تجلّی خدا است. و به خاطر همین تجلّیِ متفاوت است که در کلام از واژه”دیگر”استفاده شده. تجلّی‌ای دیگر … ما در همین باب ۱۴ انجیل یوحنّا در آیات ۱۸ تا ۲۰ می‌بینیم که مسیح این چنین می‌گوید: ««شما را یتیم نمی‌گذارم نزد شما می‌آیم. بعد از اندک زمانی جهان دیگر مرا نمی‌بیند و امّا شما مرا می‌بینید و از این جهت که من زنده‌ام، شما هم خواهید زیست. و در آن روز شما خواهید دانست که من در پدر هستم و شما در من و من در شما.»

به اوّل و آخر آیه دقّت کردید؛ «شما را یتیم نمی‌گذارم … من در شما» جلال بر خدا. «… جهان دیگر مرا نمی‌بیند و امّا شما مرا می‌بینید …» و مسیح می‌گوید که در بُعد روحانی این بار ظاهر خواهد شد. او گفت: «من و پدر یک هستیم.» به همین خاطر در ادامه همین باب در آیه ۲۳ می‌گوید: «… و به سوی او آمده، نزد وی مسکن خواهیم گرفت.» پس او به وعده خود که گفته بود: «… و اینک من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما می‌باشم …» عمل نموده است. امّا این بار نه در جسم بلکه در روح. و چه به جا پولس می‌گوید که: «امّا خداوند روح است و جایی که روح خداوند است، آنجا آزادی است.» ( دوّم قرنتیان ۳ : ۱۷ ) و این با آن آیه‌ای که خود خداوند هم گفته جور در می‌آید که: «زیرا جایی که دو یا سه نفر به اسم من جمع شوند، آنجا در میان ایشان حاضرم.» ( متی ۱۸ : ۲۰ ) من آنجا حاضرم! خود خداوند عیسی امّا این بار در بُعد روحانی. خود خدا، الوهیم، که زمانی جسم گرفت و در میان ما ساکن شد و الآن در بُعد روح در ایمانداران ساکن است. البتّه این چنین نیست که بگوییم او همیشه در همین تجلّی روحانی قرار خواهد گرفت و دوباره در بعد گوشت و استخوان در میان ما قرار نمی‌گیرد. خیر قربان. او خدا و خداوند بی‌نهایت است. و هنوز کار شفاعت او به پایان نرسیده. پس همواره می‌تواند برحسب اراده خود از هرگونه تجلّی که بخواهد استفاده کند. حتّی در باد، ابر و آتش. همان طوری که بر شاگرادن خویش بعد از قیام ظاهر شد. «و ایشان در این گفت و گو می‌بودند که ناگاه عیسی خود را در میان ایشان ایستاده، به ایشان گفت: سلام بر شما باد. امّا ایشان ترسان و لرزان شده گمان بردند که روحی می‌بینند. به ایشان گفت: چرا مضطرب شدید و برای چه در دلهای شما شبهات روی می‌دهد؟ دستها و پاهایم را ملاحظه کنید که من خود هستم و دست بر من گذارده ببینید، زیرا که روح گوشت و استخوان ندارد، چنان که می‌نگرید که در من است. این را گفت و دستها و پایهای خود را بدیشان نشان داد. و چون ایشان هنوز از خوشی تصدیق نکرده، در عجب مانده بودند، به ایشان گفت: چیز خوراکی در اینجا دارید؟ پس قدری از ماهی بریان و از شانه عسل به وی داند. پس آن را گرفته پیش ایشان بخورد.» ( لوقا ۲۴ : ۳۶ – ۴۳ )

حال برای ادامه موضوع از کتاب اشعیا، آیه‌ای را انتخاب نموده‌ام که نتیجه جالبی به ما می‌دهد. در کتاب اشعیا باب ۹ آیه ۶ آمده: «زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.» نتیجه این است؛ پسر همان خدای قدیر و پدر سرمدی می‌باشد. یکی، که همزمان هم در آسمان و هم در زمین می‌باشد. به خاطر همین موسی هم نوشت: «لهذا امروز بدان و در دل خود نگاهدار که یهوه خدا است، بالا در آسمان و پایین بر روى زمین و دیگرى نیست.» ( تثنیه ۴ : ۳۹ ) به این دلیل رسولان مسیح هم با دیده و شنیده‌های خود همزمان این تجلّیات را رویت می‌کردند. آنجایی که نوشتند: «و هنوز سخن بر زبانش بود که ناگاه ابری درخشنده بر ایشان سایه افکند و اینک آوازی از ابر در رسید که این است پسر حبیب من که از وی خشنودم. او را بشنوید!» ( متی ۱۷ : ۵ ) لذا ایشان هرگز در نوشته‌های خود از دو چیز متمایز ( سه چیز ) صحبت ننموده‌اند. زیرا ایشان با درک درست از بافت کلام، می‌دانستند که این حالات، تجلّیات متفاوت خدا در یک زمان واحد می‌باشند. یعنی در یک لحظه خدا هم در آسمان و هم در زمین. «و بر کوه سینا نازل شده، با ایشان از آسمان تکلّم نموده و احکام راست و شرایع حق و اوامر و فرایض نیکو را به ایشان دادی.» ( نحمیا ۹ : ۱۳ )

*** دوّمین آیاتی که می‌خواهیم به آن بپردازیم، یوحنّا ۱۶ : ۷ – ۸ می‌باشد؛ که مکتوب است: «و من به شما راست می‌گویم که رفتن من برای شما مفید است، زیرا اگر نروم تسلّی‌دهنده نزد شما نخواهد آمد. امّا اگر بروم او را نزد شما می‌فرستم. و چون او آید، جهان را بر گناه و عدالت و داوری ملزم خواهد نمود.» می‌بینید، سنگ لغزشی دیگر در جهت تعلیم خارج از بافت کلام. امّا حقیقتاً این چنین نیست. ما با در نظر گرفتن آیاتی که توسّط پولس به ایمانداران کلیسای کولسی و افسس، نوشته شده است می‌توانیم به درک بهتری از این آیات برسیم. در کولسیان ۲ : ۹ آمده: «که در وی از جهت جسم، تمامی پریِ الوهیّت ساکن است.» و همچنین در کولسیان ۱ : ۱۹ آمده: «زیرا خدا رضا بدین داد که تمامی پُری در او ساکن شود.» لذا تمامی پری الوهیّت در مسیح ساکن بود. و اگر او به آسمان نمی‌رفت؛ تحقّق وعده نبوّتی یوئیل ( ۲ : ۲۸ – ۲۹ ) به انجام نمی‌رسید. زیرا تمامی پری روح خدا در او بود. و طبق نقشه خدا، قرار بود که روح خدا پس از این بر همگان واقع شود. تا ما نیز به قامت پری مسیح برسیم. ( افسسیان ۴ : ۱۳ ) به همین دلیل است که مسیح گفت: «… رفتن من برای شما مفید است … و اگر نروم تسلّی دهنده ( پری، روح‌القدس ) نزد شما نخواهد آمد. ( یعنی شما پر نمی‌شوید تا به قامت پری من برسید. چون تمام پری در من است. ) …» لذا پولس می‌نویسد که: «که بدن او است یعنی پُریِ او که همه را در همه پر می‌سازد.» ( افسسیان ۱ : ۲۳ )

*** آیه بعدی یوحنّا ۱۶ : ۱۳ می‌باشد که مکتوب است: «و لیکن چون او یعنی روحِ راستی آید، شما را به جمیع راستی هدایت خواهد کرد زیرا که از خود تکلّم نمی‌کند بلکه به آن چه شنیده است سخن خواهد گفت و از امور آینده به شما خبر خواهد داد.» با توجّه به همه آیاتی که در این نوشتار برای وحدانیّت خدا از آنها استفاده نموده‌ایم کاملاً واضح است که روح‌القدس ( روحِ راستی ) همان روح خدا و یا روح عیسی می‌باشد. که عملکردی هدایت گونه دارد. و ما را به جمیع راستیها هدایت می‌کند. همان طوری که روح عیسی ( روح‌القدس ) ایمانداران را از رسانیدن کلام به بطینیا و به آسیا مانع شد. ( اعمال ۱۶ : ۶ – ۷ ) یک روح.

*** آیه بعدی پیدایش ۱ : ۲۶ می‌باشد که مکتوب است: «و خدا گفت: آدم را به صورت ما و موافق شبیه ما بسازیم تا بر ماهیان دریا و پرندگان آسمان و بهایم و بر تمامى زمین و همه حشراتى که بر زمین مى‌خزند، حکومت نماید.» دوستان و برادران عزیز ما در تعلیم تثلیث بر این باورند که واژه‌های”به صورت ما و موافق شبیه ما”دلالت بر جمع بودن دارند و این نشان از تثلیث می‌باشد! من در این لحظه برای این که شما خواننده عزیز را با واژه”ما”آشنا نمایم با استناد به کتاب اشعیا باب ۶ آیات ۱ تا ۸ فضای شفاف‌تری را برای شما خواننده عزیز ترسیم خواهم نمود تا به درکی روشن از فضای آسمان برسیم. آمده: «۱در سالی که عزّیا پادشاه مرد، خداوند را دیدم ( یکی ) که بر کرسی بلند و عالی نشسته بود ( یکی )، و هیکل از دامنهای وی پر بود.۲و سرافین بالای آن ایستاده بودند که هر یک از آنها شش بال داشت، و با دو از آنها روی خود را می‌پوشانید و با دو پایهای خود را می‌پوشانید و با دو پرواز می‌نمود.۳و یکی دیگری را صدا زده، می‌گفت: ‌قدّوس قدّوس قدّوس یهوه صبایوت، تمامی زمین از جلال او مملّو است.۴و اساس آستانه از آواز او که صدا می‌زد می‌لرزید و خانه از دود پر شد.۵پس گفتم: وای بر من که هلاک شده‌ام زیرا که مرد ناپاک لب هستم و در میان قوم ناپاک لب ساکنم و چشمانم یهوه صبایوت پادشاه را دیده است.۶آنگاه یکی از سرافین نزد من پرید و در دست خود اخگری که با انبر از روی مذبح گرفته بود، داشت.۷و آن را بر دهانم گذارده، گفت که اینک این لبهایت را لمس کرده است و عصیانت رفع شده و گناهت کفّاره گشته است.۸آنگاه آواز خداوند را شنیدم که می‌گفت ( نه می‌گفتند ): که را بفرستم و کیست که برای ما برود؟‌ گفتم‌: لبیک من را بفرست.» جلال بر خدا. خداوند خدا در میان فرشتگانش. لذا واژه”ما”خطاب خدا بر خود و فرشتگانش می‌باشد. به همین دلیل است که در پیدایش ۱ : ۲۶ از واژه”ما”استفاده شده است. خدا به همراه فرشتگان او. زیرا قبل از خلقت آدم، فرشتگان توسّط خدا خلق شده بودند. لذا در همان کتاب در آیه بعدی صفت و فعل به کار رفته مفرد می‌باشد: «پس خدا آدم را به صورت خود آفرید …» کاملاً مفرد.

جالب است که یوحنّا هم، در رؤیایی که در جزیره پطمس دیده یک نفر را در آسمان بر تخت نشسته می‌بیند: «فی‌الفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشیننده‌ای ( یک نفر ).» ( مکاشفه ۴ : ۲ )

 

*وحدانیت خدا در هر دو عهد:

 

ما با در نظر گرفتن آیاتی دیگر در هر دو عهد ( عتیق و جدید ) به تصویری واضح‌تر از وحدانیّت خدا خواهیم رسید. که جا دارد برای عمیق‌تر شدن در کلام از آن آیات هم در این نوشتار استفاده کنیم. لذا به ترتیب کتابی به قرار زیر است:

• تثنیه ۴ : ۳۵ «این بر تو ظاهر شد تا بدانى که یهوه خدا است و غیر از او دیگرى نیست.»
• تثنیه ۴ : ۳۹ «لهذا امروز بدان و در دل خود نگاهدار که یهوه خدا است، بالا در آسمان و پایین بر روى زمین و دیگرى نیست.»
• تثنیه ۶ : ۴ «اى اسرائیل بشنو، یهوه، خداى ما، یهوه واحد است.»
• نحمیا ۹ : ۶ «تو به تنهایی یهوه هستی. تو فلک و فلک الافلاک و تمامی جنود آنها را و زمین را و هر چه بر آن است و دریاها را و هر چه در آنها است، ساخته‌ای و تو همه اینها را حیات می‌بخشی و جنود آسمان تو را سجده می‌کنند.»
• ایوب ۹ : ۸ «که به تنهایی،‌ آسمانها را پهن می‌کند و بر موجهای دریا می‌خرامد.»
• اشعیا ۳۷ : ۱۶ «ای یهوه صبایوت خدای اسرائیل که بر کروبیان جلوس می‌نمایی! تویی که به تنهایی بر تمامی ممالک جهان خدا هستی و تو آسمان و زمین را آفریده‌ای.»
• اشعیا ۴۳ : ۱۰ – ۱۱ «یهوه می‌گوید که شما و بنده من که او را برگزیده‌ام شهود من می‌باشید. تا دانسته، به من ایمان آورید و بفهمید که من او هستم و پیش از من خدایی مصوّر نشده و بعد از من هم نخواهد شد. من، من ‌یهوه هستم و غیر از من نجات دهنده‌ای نیست.»
• اشعیا ۴۴ : ۶ «خداوند پادشاه اسرائیل و یهوه صبایوت که ولی ایشان است چنین می‌گوید: من اوّل هستم و من آخر هستم و غیر از من خدایی نیست.»
• اشعیا ۴۴ : ۲۴ «خداوند که ولی تو است و تو را از رحم سرشته است چنین می‌گوید: من یهوه هستم و همه چیز را ساختم.آسمانها را به تنهایی گسترانیدم و زمین را پهن کردم؛ و با من که بود؟»
• اشعیا ۴۵ : ۵ – ۶ «من یهوه هستم و دیگری نیست و غیر از من خدایی نی. من کمر تو را بستم هنگامی که مرا نشناختی. تا از مشرق آفتاب و مغرب آن بدانند که سوای من احدی نیست. من یهوه هستم و دیگری نی.»
• مرقس ۲ : ۷ «که چرا این شخص چنین کفر می‌گوید؟ غیر از خدای واحد، کیست که بتواند گناهان را بیامرزد؟»
• مرقس ۱۲ : ۲۹ «عیسی او را جواب داد که اوّل از همه احکام این است که بشنو ای اسرائیل، خداوند خدای ما خداوند واحد است.»
• مرقس ۱۲ : ۳۲ «کاتب وی را گفت: آفرین ای استاد، نیکو گفتی، زیرا خدا واحد است و سوای او دیگری نیست.»
• یوحنّا ۱۷ : ۳ «و حیات جاودانی این است که تو را خدای واحدِ حقیقی و عیسی مسیح را که فرستادی بشناسد.»
• رومیان ۳ : ۳۰ «زیرا واحد است خدایی که اهل ختنه را از ایمان، و نامختونان را به ایمان عادل شمرده خواهد شمرد.»
• رومیان ۱۶ : ۲۶ «خدای حکیم وحید را به وسیله عیسی مسیح تا ابدالآباد جلال باد، آمین.»
• اوّل قرنتیان ۸ : ۶ «لکن ما را یک خدا است یعنی پدر که همه چیز از او است و ما برای او هستیم، و یک خداوند یعنی عیسی مسیح که همه چیز از او است و ما از او هستیم.»
• افسسیان ۴ : ۴ – ۶ «یک جسد هست و یک روح، چنان که نیز دعوت شده‌اید در یک امیدِ دعوت خویش. یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید؛ یک خدا و پدر همه که فوق همه و در میان همه و در همه شما است.»
• اوّل تیموتاؤس ۱ : ۱۷ «باری پادشاه سَرمَدی و باقی و نادیده را، خدای حکیم وحید را اکرام و جلال تا ابدالآباد باد. آمین.»
• اوّل تیموتاؤس ۲ : ۵ «زیرا خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسّطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد.»
• اوّل تیموتاؤس ۶ : ۱۵ «که آن را آن متبارک و قادر وحید و ملک‌الملوک و رب‌الارباب در زمان معیّن به ظهور خواهد آورد.»
• یعقوب ۲ : ۱۹ «تو ایمان داری که خدا واحد است؟ نیکو می‌کنی! شیاطین نیز ایمان دارند و می‌لرزند!»
• یهودا ۱ : ۴ «زیرا که بعضی از اشخاص در خفا آمده‌اند که از قدیم برای این قصاص مقرّر شده بودند؛ مردمان بی‌دین که فیض خدای ما را به فجور تبدیل نموده و عیسی مسیح آقای واحد و خداوند ما را انکار کرده‌اند.»
• یهودا ۱ : ۲۵ «یعنی خدای واحد و نجات دهنده ما را جلال و عظمت و توانایی و قدرت باد الآن و تا ابدالآباد. آمین.»

 

* نتیجه کلی:

 

پدر، پسر و روح‌القدس یکی بوده و اینها فقط تجلّیات خدا در عهد جدید می‌باشند و دارای یک نام هستند، به اسم عیسی مسیح. نه سه شخصیّت متمایز و در ذات ( خدا بودن ) با هم برابر! ما ایمان داریم که خود خدا ( الوهیم ) در تمامی این تجلّیات حضور داشته ولی از آنجایی که کلام هرگز از واژه خدای پسر یا خدای روح‌القدس استفاده ننموده است، تفکّر کرده و متابعت می‌نماییم. زیرا می‌دانیم که هر کلمه‌ای در کلام بی‌دلیل ثبت نشده است. «زیرا تمامی کتب از الهام خدا است …» ( دوّم تیموتاؤس ۳ : ۱۶ ) لذا بر ما است که تمامی دعاهای خود را به نزد پدر برده و در نام عیسی طلب کنیم. «و آن چه کنید در قول و فعل، همه را به نام عیسی خداوند بکنید و خدای پدر را به وسیله او شکر کنید.» ( کولسیان ۳ : ۱۷ )

فیض خداوند ما عیسی مسیح با جمیع شما باد. آمین. ( دوّم تسالونیکیان ۳ : ۱۸ )

نویسنده: کیوان رجبی

دانلود کتاب تثلیث در برابر کتاب مقدس
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد