کتاب تأیید خداوند از نبی‌اش برادر کیوان رجبی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب تأیید خداوند از نبی‌اش ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب تأیید خداوند از نبی‌اش

 

این دو عکس پشت سر هم گرفته شده است. در یکی از آنان یک حضور مافوق‌الطبیعه دیده می‌شود. این عکسها در لاکرپرت کالیفورنیا در ۳۰ نوامبر ۱۹۵۸ گرفته شده‌اند.

برادر برانهام در مورد این عکس چنین توضیح می‌دهد. این نیم رخ خداوند می‌باشد که پشت سر من ایستاده است. چنان که شما می‌دانید، من ایستاده بودم. دستهای او باز بود و زبانه‌های آتش از سرش خارج می‌شد و این در زمانی بود که این قسمت از کلام را قرائت می‌کردم: «اگر به این کوه بگویی که از جای خود منتقل شود و در دل خود شک نکنی و ایمان داشته باشی …» در همین لحظه بود که حضور پرجلال خداوند زنده ما رؤیت گردید و خداوند اجازه تصویر برداری توسّط دوربین را به ما داد تا شاهدی باشد برای آنانی که تا نبینند ایمان نخواهند آورد.

در اینجا متذکّر می‌شویم که این عکسها بر روی فیلم کوداکروم گرفته شده‌اند و توسّط علوم خاصی ( آزمایش ماکروسکوپیک و … ) در کشور آمریکا در آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفتند و هیچ مدرکی دال بر دست‌کاری که حکایت از ساختگی بودن عکسها در حین ظاهر سازی می‌توانسته است داشته باشد، یافت نشده است.

در ضمن نام موعظه آن روز برادر برانهام این بود”نگهبان، شب در کجاست؟”

این ابر مافوق‌الطبیه در ۲۸ فوریه ۱۹۶۳ بر فراز کوه سانست در شمال تیکسون واقع در آریزونا نمایان شد. و خداوند از درون این ابر نورانی با ویلیام برانهام تکلّم کرد. درست به همان شکلی که قبلاً برادر برانهام در۲۲ دسامبر ۱۹۶۲ در یک رؤیا دیده بود و هشت روز بعد برای کلیسای محلّی خود تعریف نموده بود. در این رؤیا، برادر برانهام هفت تن از فرشتگان کرّوبی را دید، در حالی که توسّط هاله‌ای از ابر احاطه شده بودند از آسمان فرود می‌آمدند. او هم چنین منطقه‌ای را که قرار بود مرکز وقایع باشد در این رؤیا مشاهده کرد. وی بدون هیچ گونه اطّلاعی از زمان وقوع این حادثه در ۲۸ فوریه ۱۹۶۳ به همراه تنی چند از دوستانش به منطقه بیابانی تیکسون به طرف فلاگستاف آریزونا به منظور شکار مسافرت کرد. همراهان شکار او به یک سمت رفتند و خود او نیز طبق اراده خداوند به سمت قلّه یک کوه روانه شد. امّا ناگهان صدای یک انفجار یا چیزی شبیه یک شلیک و ترکشی بسیار قوی بلند شد. هنگامی که برادر برانهام چشمانش را به سمت بالا چرخانید، هفت فرشته و هاله ابر را دید و همان موقع در میان آنها ربوده شد.

سپس وی از راست به چپ موجودات آسمانی راکه همگی ترکیبی هرم مانند را تشکیل می‌دادند شمارش کرد. فرشته‌ای که بیشتر از دیگران در سمت چپ او قرار داشت، یعنی آخرین فرشته از این صورت فلکی، حسی عجیب و خاص در او ایجاد کرد. همان فرشته نیز با او گفت و گو کرد، همان جا روی کوه و از قلب آن ابر این فرمان برای او صادر شد: «به جفرسون ویل که از آنجا آمده‌ای باز گرد، زیرا زمان گشایش هفت مهر فرا رسیده است.» و او از تاریخ ۱۷ تا ۲۳ مارس ۱۹۶۳ درباره هفت مهر مکاشفه سخن گفت.

این تصویر صحنه صعود عیسی مسیح را برای ما تداعی می‌کند. ( اعمال ۱ : ۹ ) این عکس از فاصله ۳۲۵ کیلومتری گرفته شده است. در ابر فوق چهره‌ای که شبیه سیمای خداوندمان عیسی مسیح است به خوبی نمایان است.

در ۱۹ آوریل ۱۹۶۳ گزارشی در رابطه با این پدیده شگفت انگیز با عکس در صفحه اوّل مجلّه معتبر علمی ساینز ( Science ) به چاپ رسید. هم چنین این مجلّه در صفحات ۲۹۲ و ۲۹۳ گزارشی را به این واقعه اختصاص داد. مجلّه لایف ( Life ) نیز در یک گزارش ویژه هفتگی در ۱۷ می ۱۹۶۳ تصویر این ابر مافوق‌الطبیه را همراه یک گزارش مفصل در صفحه ۱۱۲ به همراه چهار عکس به چاپ رساند.

دانشمندان نیز نتوانستند هیچ توضیحی در رابطه با این پدیده عجیب ارائه دهند. دکتر جیمز ای. مک دونالد از مؤسسه علمی اتمسفریک فیزیک آریزونا در تیکسون یادداشتهای بسیاری را در این رابطه به رشته تحریر درآورده است. آن چه برای او نامفهوم و مبهم بود امکان وجود ابری در ارتفاع ۲۶ کیلومتری بود، و این که ابر مورد نظر چگونه توانسته است در آسمان آبی و مملو از نور که هیچ رطوبتی برای تشکیل ابر وجود نداشت، ۲۷ دقیقه پس از ساعت محلّی غروب آفتاب به درخشش خود ادامه بدهد. از یک طرف استدلال می‌کرد که تشکیل ابر در چنین ارتفاعی غیر ممکن است، و از طرف دیگر از بیان این مطلب که پدیده‌ای مافوق‌الطبیه روی داده است عاجز بود. و سرانجام به تیتری که انتخاب کرده بود رضایت داد”… یک ابر دایره‌ای شکل و اسرارآمیز”

بی تردید این ابر تأییدی قدرتمند از جانب خدای قادر مطلق است که در محبّت خود به ملاقات کسانی آمد که تا نبینند، نخواهند پذیرفت. مهر تأییدی که خدا بر خدمت برادر برانهام می‌زند فوق‌العاده قوی است و در قرن بیستم هیچ کس چنین تأییدی را از خدا دریافت ننموده است. مهم نیست‌که فرقه‌ها و یا کشیشان درمورد برادر برانهام چه می‌گویند بلکه مهم تأیید خدمت او از سوی خدا است.

و بعد از این واقعه و شنیدن صدای خداوند از درون ابر ( که به جفرسون ویل برگرد، زیرا زمان گشوده شدن هفت مهر فرا رسیده است … ) طبق رؤیای دیده شده برادر برانهام شروع به موعظه در مورد هفت مهر می‌کند. شنیدن صدای خداوند از درون ابر ما را یادآور این قسمت از کلام می‌اندازد که: «و هنوز سخن بر زبانش بود که ناگاه ابری درخشنده بر ایشان سایه افکند و اینک آوازی از ابر در رسید که این است پسر حبیب من که از وی خشنودم. او را بشنوید!» ( متی ۱۷: ۵ واقعه تبدیل هیأت عیسی )

Life Magazine 17 May 1963 P.112

تصاویری از ابر مافوق‌الطبیه در مجلّه لایف، در ساعتهای ۱۰: ۶ و ۱۵: ۶ بعد از ظهر

تصویری دیگر به ساعت ۳۰ : ۶ بعد از ظهر

این عکس در ۲۴ ژانویه ۱۹۵۰ در هوستون در منطقه تگزاس واقع در ایالات متّحده گرفته شد. ما در این عکس ستون آتش را در بالای سر این مرد خدا می‌بینیم. سال۱۹۵۰ زمانی که برادر برانهام در یک تالار بزرگ در هوستون تگزاس در حضور هشت هزار نفر موعظه می‌کرد، به ناگاه در مورد خدمت خود مورد پرسش واقع شد. در آنجا کشیشی بود که بر علیه او صحبت می‌کرد و معتقد بود که زمان معجزات و رسولان سپری شده و مدّعی بود که هر آن چه در اینجا انجام می‌شود از جانب دشمن می‌باشد. وقتی که برادر برانهام فرا خوانده شد، از سکّو بالا رفت و گفت، من اینجا نیامده‌ام که از خودم صحبت کنم، زیرا آن که مرا فرستاده خود نیز بر من گواهی خواهد داد. در آن هنگام عکّاسان رسانه‌ها سخت مشغول فعّالیّت بودند و عکس می‌گرفتند.

آقای”آیرز”و آقای”کیپرمن”به طور ویژه به این کار گماشته شده بودند، و در همان لحظه بود که این عکس گرفته شد. عکسی با نور مافوق‌الطبیه بر بالای سر برادر برانهام.

اگر در زمان موسی نیز امکان عکس برداری وجود داشت مطمئناً می‌توانستیم از ستون آتش عکس برداری نماییم و امروز این عکس یک فریب و یا یک مدرک جعلی به حساب نمی‌آید. بلکه خداوند در محبّت خود در اجتماع ایمانداران ظاهر شد تا کسانی که مثل توما بدون دیدن ایمان نمی‌آورند را ملاقات نماید و نیز نبی خود را تأیید نماید.

این اتّفاق ما را به یاد واقعه روز پنطیکاست می‌اندازد آنجا که کلام می‌گوید: «و زبانه‌های منقسم شده، مثل زبانه‌های آتش بدیشان ظاهر گشته …» ( اعمال ۲ : ۳ ) و یا آنجا که پولس می‌گوید: «و در اثنای راه، چون نزدیک به دمشق رسیدم، قریب به ظهر ناگاه نوری عظیم از آسمان گِرد من درخشید.» ( اعمال ۲۲ : ۶ )

گزارش عکس فوق‌الذکر:

توسّط جورج جی. لاسی ( متخصّص بررسی مدارک مشکوک شل بولدینگ هاستون، تگزاس ۲۹ ژانویه ۱۹۵۰ دربارۀ نگاتیو مشکوک )

در تاریخ ۲۸ ژانویه ۱۹۵۰ بنا به درخواست کشیش گوردن لیندسی، نمایندۀ ویلیام برانهام، از شهر جفرسون ویل واقع در منطقۀ ایندیانا یک فیلم عکاسی ۵ × ۴ از استودیو داگلاس که در خیابان ۱۶۱۰ روش واقع شده است دریافت کردم. هم چنین به من گفته شد که این فیلم را استودیو داگلاس به هنگام دیدار ویلیام برانهام از Sam Houston Coliseum آن شهر، در اواخر ژانویه ۱۹۵۰، به منظور عکس برداری از وی مورد استفاده قرار داده است.

کشیش لیندسی از من خواست تا آزمایشی علمی روی نگاتیو مورد نظر انجام دهم وی از من خواست تا در صورت امکان تشخیص دهم‌که آیا نگاتیو مذکور در طول مراحل ظاهر سازی عکس مورد دست‌کاری قرار گرفته است یا خیر، آن هم به شکلی که نوری هاله‌گون روی سر ویلیام برانهام نمایان شود.

یک آزمایش ماکروسکوپیک و سپس یک آزمایش میکروسکوپیک روی عکس انجام گرفت. هم چنین بررسی دقیقی روی دو طرف سطح فیلم که از نوع امنیّتی و از مارک کوداک بود، صورت گرفت. هر دو طرف فیلم تحت نور فیلتر شدۀ فوق بنفش مورد آزمایش قرار گرفتند. و نیز عکسهایی به کمک مادون قرمز گرفته شدند. در آزمایش میکروسکوپیک هیچ گونه دست‌کاری، مانند آن گونه ترفندها که در امور تجاری برای دست‌کاری کردن رایج است، روی فیلم مشاهده نشده است. علاوه بر این، در آزمایش فوق هیچ مورد غیر عادی که به طور مثال حاکی از اختلال در داخل و یا اطراف نور مورد نظر باشند، مشاهده نگردیده است.

هم چنین در آزمایشی که تحت اشعه فوق بنفش انجام گرفت، هیچ مادۀ غیر و بیگانه‌ای یافت نشده است. این آزمایش در مورد فعل و انفعالات شیمیایی دو طرف نگاتیو نیز که می‌توانستند نور ایجاد کنند به همین جواب رسیده است. عکس‌برداری با مادون قرمز نیز هیچ نکته جدیدی که بر دست‌کاری نگاتیو مورد نظر یا مرکب بودن آن دلالت داشته باشد، به دست نداد. هیچ مدرکی که حکایت از ساختگی بودن نور مورد نظر یا ایجاد آن در حین عملیات ظاهر سازی داشته باشد، یافت نشده است. هیچ مدرکی دال بر غیر معمول بودن روند ظاهر سازی یافت نشده است. هم چنین با سنجش تراکم قسمتی که نور قوی‌تری نسبت به بقیّۀ جاها در آن عمل کرده، هیچ چیز ناهماهنگی یافت نشده است.

نظر نهایی:

بر پایه آزمایش و بررسی فوق، به این نتیجه نهایی رسیدم که نگاتیو مورد نظر به هیچ وجه دست‌کاری نشده و هم چنین مرکب نبوده است. علاوه بر این نظر نهایی من این است که هالۀ نوری که بر روی سر ظاهر شده است، توسّط نوری که به نگاتیو اثابت کرده، ایجاد گردیده است.

با احترام فراوان: ج. لاسی

برادر فرانک در مورد این عکس می‌گوید که:

سال ۱۹۵۰ زمانی که برادر برانهام در یک تالار بزرگ در هوستون تگزاس در حضور هشت هزار نفر موعظه می‌کرد، به ناگاه در مورد خدمت خود مورد پرسش واقع شد. در آنجا کشیشی بود که علیۀ او صحبت می‌کرد و معتقد بود که زمان معجزات و رسولان سپری شده و مدّعی بود که هر آن چه در اینجا انجام می‌شود از جانب دشمن می‌باشد. وقتی که برادر برانهام فرا خوانده شد، از سکّو بالا رفت و گفت”من اینجا نیامده‌ام که از خودم صحبت کنم، زیرا آن که مرا فرستاده خود نیز بر من گواهی خواهد داد.”در آن هنگام عکّاسان رسانه‌ها سخت مشغول فعّالیّت بودند و عکس می‌گرفتند. آقای”آیرز”و آقای”کیپرمن”به طور ویژه به این کار گماشته شده بودند، و در همان لحظه بود که این عکس گرفته شد. عکسی با نور مافوق‌الطبیه بر بالای سر برادر برانهام.

عزیزان این یک عمل الهی است. در تاریخ ۲۹ ژانویه ۱۹۵۰ دکتر جرج لاسی که حاذق‌ترین فرد برای بررسی این مورد بود، چرا که مسؤولیّت بررسی مدارک مشکوک را به عهده داشت و موظف به ابلاغ حقیقت به دولت آمریکا بود. در گزارشی اعلام کرد”نگاتیو مورد نظر به هیچ وجه دست‌کاری نشده، بلکه تصویر مزبور از برخورد اشعه‌ای از نور به روی عدسی حاصل شده است.”در ماه دسامبر سال ۶۸ برای شرکت در سیمناری در تیکسون سفری به آمریکا داشتم و توقّفی هم در واشنگتون دی سی برای یافتن محل داشتم. چون برادر برانهام چندین بار اشاره کرده بود که این عکس در واشنگتن دی سی به نمایش گذاشته شده است. ساعت حدوداً ۱۵ : ۱۱ صبح بود که مکان مورد نظر را که واقع در یک ساختمان بزرگ بود و فاصلۀ زیادی با کاخ سفید نداشت پیدا کردم، موزۀ هنر. و با چشمان خود این عکس را دیدم. شاهدی هستم که عکس را به چشم دیده‌ام، آن عکس را در واشنگتن دی سی در موزۀ هنر با چشمهایم نظاره کرده‌ام. مردی که با من صحبت می‌کرد گفت”آقای عزیز! کاملاً درک می‌کنم که از آلمان آمده و نظرتان تا این اندازه به این عکس جلب شده است. امّا باید بگویم که برای اهالی اینجا این عکس خالی از جذّابیّت می‌باشد و نهایتاً داخل یکی از این کشوها خواهد شد.”

و کشویی را در مقابل چشمانم گشود و به من نشان داد که عکسی که جست و جو می‌کردم به چه سرنوشتی دچار خواهد شد. اطّلاع ندارم که در حال حاضر کجا است، امّا می‌دانم که آنجا بود و من آن را مشاهده کرده‌ام.

این عکس از کشیش برانهام پشت کلیسای w.v گرانت در دالاس تکزاس در مارس۱۹۶۴ گرفته شده است. ( یک سال قبل از خوابیدن برادر برانهام در خداوند. ) به ستون آتش که بر شانۀ راست برادر برانهام قرار دارد، دقّت فرمایید.

در ۱۱ ژوئن ۱۹۳۳، روز جمعه، بعد از اوّلین حرکت بزرگ بشارتی برادر برانهام، هنگامی که ۳۰۰ نفر که زندگی خود را به مسیح سپرده و آماده تعمید بودند و با حضور جمعیّتی نزدیک به ۴۰۰۰ نفر، در حالی که برادر برانهام در کنار رودخانۀ اوهایو – در ایالات متّحده ایستاده بود همانند یوحنّای تعمید دهنده که در کنار رود اردون به هنگام تعمید مسیح ایستاده بود، آسمان گشوده و روح خدا نازل گشت.

واعظ جوان هنگامی که برای تعمید دادن نفر هفدهم آماده می‌شد، دعا کرده گفت “پدر همان گونه که اینان را به آب تعمید می‌دهم باشد که تو نیز به روح‌القدس تعمید دهی.”و درست در همان لحظه بود که آن اتّفاق افتاد. از آسمان نوری درخشان مانند یک ستاره در بالای سر او متوقّف شد، و از درون این نور صدایی طنین افکن شده گفت «همان گونه که یوحنّای تعمید دهنده به عنوان پیشتاز ظهور نخستین مسیح فرستاده شد، بدین گونه با پیغامی که پیشتاز ظهور ثانوی مسیح باشد، فرستاده خواهی شد.»

عکس‌العمل ۴۰۰۰ نفری که در این واقعه حضور داشتند بسیار متفاوت بود. بعضی دعا می‌کردند، بعضی بی‌هوش نقش زمین شده بودند، و برخی دیگر نیز از خود می‌پرسیدند که این واقعه چه معنایی می‌تواند داشته باشد. در حالی که چند نفری هم به این حادثه توجّه‌ای نکردند. آسوشیتدپرس ایالات متّحده و کانادا گزارشهایی را دربارۀ این رویداد شگرف مخابره کردند.

برادر فرانک می‌گوید، در آوریل ۱۹۶۶ در دیداری که از ایالات متّحده داشتم موفّق شدم با ۱۲ نفر از آنانی که به هنگام وقوع این رویداد [ ۱۱ ژوئن ۱۹۳۳ ] حضور داشتند ملاقات کنم. این تصاویر جمع آوری شده، همگی نشان بر این دارد که حقیقتاً خدا از پیغام‌آور زمانش پشتیبانی نموده و خدمت او را با حضور خود تأیید نموده است.

 

دانلود کتاب تأیید خداوند از نبی‌اش
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد