کتاب بازگشت مسیح برادر اوالد فرانک ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب بازگشت مسیح ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب بازگشت مسیح

 

پیش گفتار:

 

«و چون این را گفت، وقتی که ایشان همی نگریستند، بالا برده شد و ابری او را از چشمان ایشان در ربود. و چون به سوی آسمان چشم دوخته می‌بودند، هنگامی که او می‌رفت، ناگاه دو مرد سفید پوش نزد ایشان ایستاده، گفتند: «ای مردان جلیلی چرا ایستاده، به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.» ( اعمال ۱ : ۹ – ۱۱ )

بازگشت عیسی مسیح امید زنده کلیسا در تمامی اعصار می‌باشد. تمامی مقدّسین خدا در هر دوره کلیسا منتظر این واقعه با شکوه و پُر جلال بودند، که یک واقعیّت مسلّم می‌باشد امروز با توجّه به آیات و نشانه‌هایی که در کلام خدا می‌خوانیم متوجّه این حقیقت می‌شویم که چیزی به بازگشت خداوند عزیزمان باقی نمانده است. مسیح خداوند می‌گوید: «و چون ابتدای این چیزها بشود، راست شده، سرهای خود را بلند کنید از آن جهت که خلاصی شما نزدیک است.» ( لوقا ۲۱ : ۲۸ )

هدف از ترجمه این کتابچه این است که شما محبوبان خداوند، بهتر با نقشه خدا آشنا بشوید. دعای ما برای شما عزیزان این است که خداوند از طریق این کتابچه به سؤالاتِ بی‌جواب شما پاسخ دهد؛ زیرا برای هر سؤال کتاب مقدّسی یک جواب کتاب مقدّسی وجود دارد که نه از تفسیر انسان بلکه از خود کلام خدا بر می‌آید. خداوند در این روزهای آخر می‌خواهد کلیسا را با حقیقت ناب کتاب مقدّس آشنا کند؛ چون تنها در حقیقت است که می‌توانیم در حضور او بنا شویم؛ تا همان طور که کلام می‌گوید: «… تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و هم چنین همیشه با خداوند خواهیم بود.» ( اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۷ ) آمین.
کلیسای ایران

 

مقدّمه:

 

دلیل نگارش این نوشته توسّط بنده، این است که ایمانداران درک بهتری از این موضوع پیچیده ولی خیلی مهم، یعنی”بازگشت خداوند”داشته باشند.

البتّه بر این نکته واقف هستم که تنها به پاره‌ای نکات به صورت گذرا پرداخته و وارد جزئیات نشده‌ام، چرا که برای داشتن یک شرح مفصل، نگارش چند جلد کتاب هم کافی نخواهد بود. ولی با این وجود، حدود ۲۰۰ نقل قول کتاب مقدّسی که در این شرح آورده شده است، می‌تواند به خواننده کمک کند که خود به تفحّص کتب بپردازد تا ببیند: «… که آیا این هم چنین است.» ( اعمال ۱۷ : ۱۱ )

در مدّت نگارش این شرح، دو مسئله دائماً باعث شکرگزاری من می‌شد: اوّل این که خداوند با فیض خود، چنین دیدِ عمیقی را درباره نقشه نجات ( رهایی ) به من عطا فرموده است. و دوّم این که پیرو هیچ گرایش خاصی در ایمان نیستم، به طوری که می‌توانم حقایق ناب و دست نخورده کلام خدا را در بافت صحیح آن بیان کنم.

با توجّه به این که خداوند توسّط فیض خویش به این حقیر عطاء فرموده است که نگاهی در اندیشه‌ها و نقشه‌های عظیم وی درباره بشریّت داشته باشم، می‌توانم همانند سراینده مزمور یعنی داوود ندا در داده و بگویم: «… زیرا کلام خویش را بر تمام اسم خود تمجید نموده‌ای.» ( مزمور ۱۳۸ : ۲ ) و هم صدا با پولس رسول فریاد کنم: «زهی عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا! چقدر بعید از غوررسی است احکام او و فوق از کاوش است طریقهای وی!» ( رومیان ۱۱ : ۳۳ )

ایرنیوس این مرد بزرگ خدا که پس از عصر رسولان زندگی می‌کرد، گفته است:”خدا که معمار است، نقشه فدیه را به آنانی که مقبول وی می‌شدند نشان می‌داد.”و یک شاعر که سرودی روحانی انشاء نموده چنین نوشته است:”در من سکوت ایجاد کن ای خداوند، این درخواست من است. در من آرام گیر تا عجایب کلام تو را نظاره کنم.”آن چه که از دیدگان حکیمان و دانایان پنهان است، توسّط روح به کسانی که هم چون کودکان به او ایمان دارند مکشوف می‌گردد. و در این حالت از صمیم قلب، برکات خدا را برای همه خوانندگان طلب می‌کنم، و دعای من این است که به صورت نیکو در کلام عجیب خدا تعمّق کنید. ای کاش همه اجازه دهند که روح‌القدس آنها را در دولت فوق ادراک کلام مکشوف شده‌اش هدایت کند. خدا کلام خود را برای برکت یافتگانش مبارک سازد.
مؤلف
کرفیلد، نوامبر و دسامبر ۱۹۸۸

 

ظهورهای گوناگون و حوادث مربوطه:

 

ما در کتاب مقدّس، دقیقاً مانند همه مباحث کتاب مقدّسی، با عبارات فراوانی در رابطه با رویدادهای گوناگون مواجه می‌شویم که ترتیب بندی آنها می‌بایست به گونه‌ای صحیح صورت بگیرد. اگر چه در کلام از چندین ظهور صحبت شده، ولی تنها به یک بازگشت اشاره گردیده است، که در این مناسبت داماد الهی با عروس زمینی خود، در ابرها ملاقات خواهد کرد. ( اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۳ – ۱۸ ) تا وی را به بزم نکاح ببرد. ( مکاشفه ۱۹ : ۱ – ۱۰ ) وی هم چنین این وعده را داده است: «و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، باز می‌آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من می‌باشم شما نیز باشید.» ( یوحنّا ۱۴ : ۳ )

در آن چه که به”اعتراف نامه رسولان”شهرت یافته، در حالی که بدون شک هیچ یک از رسولان از وجود چنین اعتراف نامه‌ای اطّلاع نداشتند، چرا که تنظیم نهایی آن مربوط به سده چهارم میلادی است؛ هیچ صحبتی از بازگشت مسیح نشده و هیچ اشاره‌ای به ربوده شدن، یعنی ربوده شدن ایمانداران، که مهم‌ترین رویداد پایان دوره فیض است، نشده است. در این به اصطلاح”اعتراف نامه رسولان”تنها آمده است”که از جهت داوری بر زندگان و مردگان رجعت خواهد کرد.”داوری نهایی که به داوری آخر نیز معروف است، مدّتی پس از بازگشت مسیح صورت می‌گیرد، یعنی پس از سلطنت هزار ساله ( مکاشفه ۲۰ : ۱۱ – ۱۵ ) اشتباهات تعلیمی که در این رابطه، در طول سده‌های نخست پس از مسیح، در وعظ کتاب مقدّسی رسوخ کرده‌اند، به همان شکل یا با تغییراتی، هنوز در کلیساهای رسمی و مستقل معتبر شمرده می‌شوند. آگوستین ( ۴۳۰ – ۳۵۴ م ) که از دیدگاه بسیاری از مورّخین به عنوان یکی از مهم‌ترین پدران کلیسا به شمار می‌آید، تعبیری روحانی از تولّد جدید ارائه داد و آن را قیامت اوّل قلمداد کرد. در حالی که پولس که از نظر آگوستین جایگاه خاصی داشت، رسیدن به قیامت از مردگان را بالاترین هدف می‌دانست. ( فیلیپیان ۳ : ۱۰ – ۱۱ ) از نظر آگوستین شیطان در بند شده بود و لذا معتقد بود که کلیسا همان ملکوت هزار ساله است، و اتّحاد قدرتهای دولت و کلیسا”حکومت خدا”را تشکیل می‌دهد.

ما در این مبحث به بررسی همه تزها و آنتی تزهایی که در طول تاریخ کلیسا مطرح شده‌اند نخواهیم پرداخت، بلکه دیدگاه کتاب مقدّس را شرح خواهیم داد. اگر چه در هیچ یک از وعظهای رسولان در کتاب مقدّس، مسئله بازگشت مسیح و ظهورهای متعدّد وی به صورت کامل شرح داده نشده است. ولی ما رهنمودهای روشنی را در این باره در کتاب مقدّس پیدا می‌کنیم. ایمانداران کلیسای اوّلیّه این فرصت را داشتند که با گوشهای خود، وعظهای زیادی را در این مورد از دهانهایی که خدا برای این کار تقدیس کرده بود بشنوند. همان طوری که پولس شهادت می‌دهد، وی تمامی نقشه خدا را اعلام کرد. ( اعمال ۲۰ : ۲۷ ) [ در ترجمه فارسی به جای نقشه، اراده آمده است – مترجم. ] آشکار است که رسولان در نامه‌های خود، فرض می‌کرده‌اند که این امور بر همه آشکار است، چون که به صورت مختصر به آنها پرداخته‌اند. برای به دست آوردن یک دیدگاه کلی، لازم است همه بخشهایی را که در این مورد در کلام پراکنده هستند، مثل نبوّتها و … را پیدا کرده و آنها را در ترتیب صحیح شان قرار دهیم.

در عهد جدید، از انجیل متی تا آخر مکاشفه، مرتب از ظهور خداوند یا به عبارتی از بازگشت او سخن رفته است، ولی همه آنها به یک ظهور واحد اشاره نمی‌کنند. قسمتهای مختلف و پراکنده ترتیب بندی زمانی ندارند.

دو بخش که ظاهراً مشابه بوده و در عین حال دو رویداد کاملاً متفاوت را شرح می‌دهند، به خوبی گویای لزوم یک درک درست از متنی است که آن را می‌خوانیم. در ( متی ۲۵ : ۱ – ۱۰ ) صحبت از افرادی است که در زمان آمدن داماد، آماده هستند تا با وی به بَزم عروسی داخل شوند. ولی در ( لوقا ۱۲ : ۳۵ – ۴۰ ) از اشخاصی صحبت می‌شود که چشم به راه خداوند خود هستند تا از بزم عروسی مراجعت کند. در میان این دو حادثه چندین سال فاصله وجود داشته و هر یک از این حوادث مربوط به دو گروه کاملاً متفاوت می‌باشند، اگر چه در هر دو مورد همان عبارات و کلمات به کار رفته باشند، مانند: بزم عروسی، چراغها، حاضر بودن و غیره.

هر ظهور خداوند با حوادث متفاوتی همراه است، فقط به بیش از یک صد نبوّت عهد عتیق که در زمان ظهور نخست مسیح به وقوع پیوستند فکر کنید! در رابطه با کلیسای عهد جدید از سه ظهور صحبت می‌شود: که در ظهور اوّل خداوند آمد تا خاصان خود را فدیه کند، در ظهور دوّم، صحبت از وعده بازگشت وی برای برداشتن خاصان خود است تا آنها را به خانه‌ای که مهیّا ساخته است ببرد، و سرانجام در ظهور سوّم با خاصان خود خواهد آمد ( مکاشفه ۱۹ : ۱۱ – ۱۶ ) تا به حساب قدرتهایی که با خدا مخالفت می‌کنند، برسد و ملکوت خود را برای هزار سال برقرار کند. ( مکاشفه ۲۰ ) ما در این شرح به طور خاص به بازگشت مسیح و ربوده شدن جماعتی که به او تعلّق دارند و وقایعی که همه ایمانداران با قلبی مشتاق از زمان صعودش انتظار می‌کشند، خواهیم پرداخت. خداوند خود به روشنی گفته است: «و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، باز می‌آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من می‌باشم شما نیز باشید.» ( یوحنّا ۱۴ : ۳ )

در متی باب ۲۴ وقتی که شاگردان به خداوند و اُستاد خود، زیبایی هیکل را نشان دادند، بدون شک از پاسخ وی یکه خوردند: «… آیا همه این چیزها را نمی‌بینید؟ هر آینه به شما می‌گویم در اینجا سنگی بر سنگی گذارده نخواهد شد که به زیر افکنده نشود!» ( متی ۲۴ : ۲ ) پس از این سخن بود که آنها سه سؤال از وی کردند:

الف) به ما بگو که این امور کِی واقع می‌شود …
ب) نشان آمدن تو چیست؟ …
پ) و انقضای عالم چیست؟

کسی که این باب را با دقّت مطالعه کند، متوجّه خواهد شد که عیسی به هر کدام از این سه سؤال، پاسخ مربوطه را داد. درباره آمدن ( ظهور ) خود می‌گوید: «زیرا هم چنان که برق از مشرق ساطع شده، تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد.» ( متی ۲۴ : ۲۷ )

او در قسمتهای دیگر کلام نیز به این مسئله اشاره می‌کند:

• « لیکن چنان که ایّام نوح بود، ظهور پسر انسان نیز چنان خواهد بود.» ( متی ۲۴ : ۳۷ )
• «و نفهمیدند تا طوفان آمده، همه را ببُرد، هم چنین ظهور پسر انسان نیز خواهد بود.» ( متی ۲۴ : ۳۹ )
• «پس بیدار باشید زیرا که نمی‌دانید در کدام ساعت خداوند شما می‌آید.» ( متی ۲۴ : ۴۲ )
• «لهذا شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید، پسر انسان می‌آید.» ( متی ۲۴ : ۴۴ )
• «و در حینی که ایشان به جهت خرید می‌رفتند، داماد برسید و آنانی که حاضر بودند، با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید.» ( متی ۲۵ : ۱۰ )
• «پس در هر وقت دعا کرده، بیدار باشید تا شایسته آن شوید که از جمیع این چیزهایی که به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضور پسر انسان بایستید.» ( لوقا ۲۱ : ۳۶ )

در مسیحیّت اوّلیّه، این امید دائماً در قلب ایمانداران زنده بود، این موضوع به روشنی و وضوح از ( لحن ) بخشهایی که این مسئله را مورد بحث قرار می‌دهند بر می‌آید.

• «پس توبه و بازگشت کنید تا گناهان شما محو گردد و تا اوقات استراحت از حضور خداوند برسد. و عیسی مسیح را که از اوّل برای شما اعلام شده بود بفرستد» ( اعمال ۳ : ۱۹ – ۲۰ )
• «زیرا هرگاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید، موت خداوند را ظاهر می‌نمایید تا هنگامی که باز آید.» ( اوّل قرنتیان ۱۱ : ۲۶ )
• «زیرا خود ایشان درباره ما خبر می‌دهند که چه قسم وارد به شما شدیم و به چه نوع شما از بتها به سوی خدا بازگشت کردید تا خدای حیِ حقیقی را بندگی نمایید، و تا پسر او را از آسمان انتظار بکشید که او را از مردگان برخیزانید، یعنی عیسی که ما را از غضب آینده می‌رهاند.» ( اوّل تسالونیکیان ۱ : ۹ – ۱۰ )
• «زیرا که چیست امید و سرور و تاج فخر ما؟ مگر شما نیستید در حضور خداوند ما عیسی در هنگام ظهور او؟» ( اوّل تسالونیکیان ۲ : ۱۹ )
• «زیرا خود خداوند با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح اوّل خواهند برخاست.» ( اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۶ )
• «امّا خود خدای سلامتی، شما را بالکُل مقدّس گرداناد و روح و نفس و بدن شما تماماً بی‌عیب محفوظ باشد در وقت آمدن خداوند ما عیسی مسیح.» ( اوّل تسالونیکیان ۵ : ۲۳ )
• «امّا ای برادران، از شما استدعا می‌کنیم درباره آمدن خداوند ما عیسی مسیح و جمع شدن ما به نزد او.» ( دوّم تسالونیکیان ۲ : ۱ )
• «که تو وصیّت را بی‌داغ و ملامت حفظ کن تا به ظهور خداوند ما عیسی مسیح. که آن را آن متبارک و قادر وحید و ملک الملوک و رب‌الارباب در زمان معیّن به ظهور خواهد آورد.» ( اوّل تیموتاؤس ۶ : ۱۴ – ۱۵ )
• «بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است که خداوندِ داورِ عادل در آن روز به من خواهد داد؛ و نه به من فقط بلکه نیز به همه کسانی که ظهور او را دوست می‌دارند.» ( دوّم تیموتاؤس ۴ : ۸ )
• «زیرا که بعد از اندک زمانی، آن آینده خواهد آمد و تأخیر نخواهد نمود.» ( عبرانیان ۱۰ : ۳۷ )
• «پس ای برادران، تا هنگام آمدن خداوند صبر کنید. اینک دهقان انتظار می‌کشد برای محصول گرانبهای زمین و برایش صبر می‌کند تا باران اوّلین و آخرین را بیابد. شما نیز صبر نمایید و دلهای خود را قوی سازید زیرا که آمدن خداوند نزدیک است.» ( یعقوب ۵ : ۷ – ۸ )
• «زیرا که در پِیِ افسانه‌های جعلی نرفتیم، چون از قوّت و آمدن خداوند ما عیسی مسیح شما را اعلام دادیم، بلکه کبریایی او را دیده بودیم.» ( دوّم پطرس ۱ : ۱۶ )
• «و نخست این را می‌دانید که در ایّام آخر مستهزئین با استهزا ظاهر خواهند شد که بر وِفق شهوات خود رفتار نموده، خواهند گفت: کجاست وعده آمدن او؟ زیرا از زمانی که پدران به خواب رفتند، هر چیز به همین طوری که از ابتدای آفرینش بود، باقی است.» ( دوّم پطرس ۳ : ۳ – ۴ )
• «ای حبیبان، الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آن چه خواهیم بود، لکن می‌دانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود زیرا او را چنان که هست خواهیم دید.» ( اوّل یوحنّا ۳ : ۲ )
• «و چنان که در آدم همه می‌میرند در مسیح نیز همه زنده خواهند گشت. لیکن هر کس به رتبه خود، مسیح نوبر است و بعد آنانی که در وقت آمدن او از آن مسیح می‌باشند.» ( اوّل قرنتیان ۱۵ : ۲۲ – ۲۳ )

 

این به راستی تحقّق خواهد یافت:

 

تعداد زیاد آیاتی که نقل کرده‌ایم، گویای اهمیّت چنین رویدادی است. متأسفانه کمی بعد از رحلت رسولان، ( عدّه‌ای ) شروع به ارائه تفاسیر روحانی از بازگشت عیسی مسیح نمودند و این مسئله تا به امروز نیز ادامه دارد. انسانها می‌میرند ولی متأسفانه روحها نه، [ اشاره به روحهای بد – مترجم. ] آنها انسانهای دیگر را در اختیار می‌گیرند و به اشاعه آموزه‌های کاذب ادامه می‌دهند. همه شما با آموزه تشکّلی که مدّعی شده بود که ملکوت خدا از سال ۱۹۱۴ در زمین شروع شده و جفا خواهد شد، به خوبی آشنا هستید. در رابطه با تعیین زمان برای بازگشت مسیح، قبل از این نیز آموزه‌های مشابه‌ای وجود داشته و الآن هم وجود دارد. امروزه شاهد شیوع تعالیمی معروف به پاروسیا مسیح هستیم، مدافعین آموزه فوق ادّعا می‌کنند که مسیح بازگشته است و هم اکنون به عنوان داور حضور دارد. در این مورد نیز همان طور که مشاهده می‌کنید از آمدن مسیح یک تعبیر روحانی می‌شود و به عنوان”مکاشفه‌ای”که به گروه خاصی داده شده مطرح می‌گردد. در هر مورد ادّعای یکسانی مطرح می‌شود، و عدّه‌ای با آب و تاب این مکاشفه را موعظه می‌کنند، غافل از آن که به واقع از آن حقیقت منحرف گشته و به این ترتیب، امید پر جلال از آنها گرفته شده است.

این عبارات حتّی اگر ظاهر روحانی نیز داشته باشند، باید گفت که دروغ هستند و به انحراف از ایمان منجر می‌شوند. واژه یونانی Parousia [ در کتاب مقدّس فارسی، آمدن و ظهور ترجمه شده – مترجم. ] به معنی حضور است، ولی همیشه در رابطه با یک آمدن شخصی به کار می‌رود. Para – ousia به معنی”ذات حاضر”یا”وجود حاضر”به کار می‌رود. مثلاً وقتی که رئیس جمهور ایالات متّحده وارد کاخ سفید می‌شود، این یک Parousia است. Parousia یک وهم و خیال نیست، این اصطلاح تنها به یک ظهور بدنی واقعی و مرئی اطلاق پذیر است. حضور پاروسیا ( Parousia ) مسیح نمی‌تواند وجود داشته باشد مگر آن که یک ظهور شخصی و جسمی باشد. لذا چنین آموزه‌ای بی‌اساس است. به همان اندازه که حضور پاروسیا ( Parousia ) در ظهور اوّل اپیفانیاوی ( Epiphany ) مسیح واقعیّت داشت، به همان اندازه وی در زمان حضور پاروسیا ( Parousia ) یعنی بازگشت خود، شخصاً و جسماً خواهد آمد. پس آموزه پاروسیا ( Parousia ) مسیح بدون این که وی واقعاً ظاهر و حاضر شود فاقد اساس کتاب مقدّسی بوده و معقولانه نیست.

همان طور که بازگشت عیسی مسیح، حدس و گمان و یا آموزه خاصی نبوده، بلکه یک واقعیّت است، به همان ترتیب حوادث مربوط به آن نیز واقعیّت دارند. پولس می‌نویسد: «همانا به شما سِری می‌گویم که همه نخواهیم خوابید، لیکن همه متبدّل خواهیم شد.» (اوّل قرنتیان ۱۵ : ۵۱) و ما در ( متی ۱۷ : ۲ ) می‌توانیم چگونگی این تبدیل را مشاهده کنیم: «و در نظر ایشان هیأتِ او متبدّل گشت و چهره‌اش چون خورشید، درخشنده و جامه‌اش چون نور، سفید گردید.» یوحنّا نیز در جزیره پطموس شاهد این تبدیل بوده است: «و سر و موی او سفید چون پشم، مثل برف سفید بود و چشمان او مثل شعله آتش.» ( مکاشفه ۱ : ۱۴ )

این تبدیل به این گونه است که: «زیرا که می‌باید این فاسد، بی‌فسادی را بپوشد و این فانی به بقا آراسته گردد.» ( اوّل قرنتیان ۱۵ : ۵۳ ) تکمیل شدن بدن مسیح مستلزم رسیدن به کمال مطلق است که در آن دیگر از پیری خبری نبوده، بلکه یک جوانیِ ابدی وجود دارد. در ایّوب ۳۳ : ۲۳ – ۲۸ بازگشت به جوانی تشریح می‌شود. در این قسمت از کتاب مقدّس از شفیع و کفّاره صحبت شده است، پس آنانی که با خدا آشتی کرده‌اند، در هیأت جلال یافته خود، یعنی در شباب و جوانی به ما نشان داده می‌شوند: «گوشت او از گوشت طفل لطیف‌تر خواهد شد، و به ایّام جوانی خود خواهد برگشت.» ( ایّوب ۳۳ : ۲۵ ) و این حادثه به وقوع خواهد پیوست: «در لحظه‌ای، در طرفه‌العینی، به مجرّد نواختن صور اخیر، زیرا کرنا صدا خواهد داد، و مردگان، بی‌فساد خواهند برخاست و ما متبدّل خواهیم شد.» ( اوّل قرنتیان ۱۵ : ۵۲ ) تبدیل صرفاً شامل حال کسانی که در مسیح زنده هستند نخواهد شد، بلکه برای آنانی هم که در این امید زنده، مرده‌اند تحقّق خواهد یافت.

ایّوب ایمان خود را به قیامت با این عبارت بیان می‌کند: «و من می‌دانم که ولیِّ من زنده است، و در ایّام آخر، بر زمین خواهد برخاست. و بعد از آن که این پوست من تلف شود، بدون جسدم نیز خدا را خواهم دید. و من او را برای خود خواهم دید. و چشمان من بر او خواهد نگریست و نه چشم دیگری. اگر چه گُرده‌هایم در اندرونم تلف شده باشند.» ( ایّوب ۱۹ : ۲۵ – ۲۷ ) آنانی که در مسیح خوابیده‌اند، در زمان بازگشت خداوند یک بدن قیام یافته را دریافت می‌کنند، همان طوری که در اوّل قرنتیان ۱۵: ۴۲ – ۴۴ آمده است: «به همین نهج است نیز قیامت مردگان. در فساد کاشته می‌شود، و در بی‌فسادی بر می‌خیزد؛ در ذلّت کاشته می‌گردد و در جلال بر می‌خیزد؛ در ضعف کاشته می‌شود و در قوّت بر می‌خیزد؛ جسم نفسانی کاشته می‌شود و جسم روحانی بر می‌خیزد. اگر جسم نفسانی هست، هر آینه روحانی نیز هست.» و در جای دیگر نیز چنین می‌خوانیم: «زیرا اگر باور می‌کنیم که عیسی مرد و برخاست، به همین طور نیز خدا آنانی را که در عیسی خوابیده‌اند با وی خواهد آورد.» ( اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۴ ) کسی که تعلیم می‌دهد که مسیح بازگشته است، باید به ما بگوید پس افرادی که در مسیح خوابیده‌اند و وی آنها را با خود خواهد آورد کجا هستند؟ کسانی که چنین حرفهایی می‌زنند به زندگان در مقابل خوابیدگانِ در مسیح امتیاز می‌دهند و در جهتی مخالف با مواضع روشن کتاب مقدّس حرکت می‌کنند: «زیرا این را به شما از کلام خدا می‌گوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم بر خوابیدگان سبقت نخواهیم جست. زیرا خود خداوند با صدا و با آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح اوّل خواهند برخاست. آنگاه ما که زنده و باقی باشیم، با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و هم چنین همیشه با خداوند خواهیم بود.» ( اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۵ – ۱۷ )

از این آیات چنین بر می‌آید که خداوند تا به زمین پایین نمی‌آید، بلکه غالب شدگان، یعنی آنانی که در مسیح خوابیده‌اند و آنانی که در مسیح زندگی می‌کنند، به صورت قیام کرد‌گان با هم می‌روند تا در هوا با وی ملاقات کنند: «… و هم چنین همیشه با خداوند خواهیم بود.» ( اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۷ )

همان گونه که خداوند وعده داده است به صورت روح در کنار خاصان خود است، و این مسئله‌ای است که سراسر عصر فیض را شامل می‌شود. او در هر جایی که دو یا سه نفر در حقیقت در نام وی جمع شوند حضور دارد.

او در روز پنطیکاست نازل شد و از آن زمان به بعد ایمانداران را مسکن خود ساخته است. ( یوحنّا ۱۴ : ۱۸ )
«و با او برخیزانید و در جایهای آسمانی در مسیح عیسی نشانید.» ( افسسیان۲ : ۶ )
ایمانداران راستین در عین حال که در روی زمین بیگانه و مسافرند: «… هم وطن مقدّسین و از اهل خانه خدا هستند.» ( افسسیان ۲ : ۱۹ )

در زمان بازگشت وی، همه آنانی که متعلّق به او هستند، چه خوابیده چه زنده، به واسطه قدرت قیامت زنده کننده، از فنا به بی‌فنایی تبدیل خواهند شد تا با وی ربوده شوند. این امر شامل حال همه افرادی است که از زمان ظهور نخستینِ مسیح به واقع به کلام خدا ایمان آورده و آن چه را که به آنها وعظ شده است تجربه کرده‌اند و امید زنده آنها واقعاً عیسی مسیح بوده است. پولس این مسئله را به این شکل بیان می‌کند: «… به همه کسانی که ظهور او را دوست می‌دارند.» ( دوّم تیموتاؤس۴ : ۸ ) در کل هفت دوره کلیسا ( مکاشفه ۲ و ۳ ) همواره افرادی بوده‌اند که به آن چه که روح به کلیساها می‌گفت، گوش داده و چشم به راه بازگشت خداوند بوده و می‌باشند. ایمانداران در آن زمان با گفتن”مراناتا”به هم دیگر تحیّت گفته و با همه وجود خود دعا می‌کردند که: «ای خداوند عیسی زود بیا» آنها اشتباه نکردند و سرخورده نیز نخواهند شد. آنها از ما سبقت گرفته و هم اکنون باید منتظر باشند تا همه برگزیدگان بیایند. هم اکنون در پایان همه چیز، توافق کامل بین داماد – کلمه، و عروس – کلمه حاصل می‌شود، به گونه‌ای که در پایان، روح و عروس ندای واحدی را سر می دهند. ( مکاشفه ۲۲ : ۱۷ )

برگزیدگان عهد عتیق از پیش با مسیح قیام کرده‌اند، ( متی ۲۷ : ۵۱ – ۵۳ ) «پس جمیع ایشان با این که از ایمان شهادت داده شدند، وعده را نیافتند. زیرا خدا برای ما چیزی نیکوتر مهیّا کرده است تا آن که بدون ما کامل نشوند.» ( عبرانیان ۱۱ : ۳۹ – ۴۰ ) و به همین دلیل آنها در بهشت منتظر هستند تا ساعت کامل شده برای همگان فرا برسد، و در آن هنگام در کنار مقدّسین عهد جدید در بزم نکاح شرکت خواهند کرد. و خداوند در متی ۸ : ۱۱ در رابطه با همین مسئله صحبت می‌کند، وقتی که می‌گوید: «و به شما می‌گویم که بسا از مشرق و مغرب آمده، در ملکوت آسمان با ابراهیم و اسحاق و یعقوب خواهند نشست.»

 

آرزوی برآورده شده:

 

«زیرا که انتظار خلقت، منتظر ظهور پسران خدا می‌باشد … و نه این فقط، بلکه ما نیز که نوبر روح را یافته‌ایم، در خود آه می‌کشیم ( تحقّق یافته ) در انتظار پسر خواندگی یعنی خلاصی جسم خود.» ( رومیان ۸ : ۹ و ۲۳ )

در پیدایش۱ : ۲۷ چنین می‌خوانیم: «پس خدا آدم را به صورت خود آفرید. او را به صورت خدا آفرید …» او بدنی روحانی خلق کرد و کمی بعد آدم این بدن جسمانی را که از خاک گرفته شده بود دریافت کرد، چنان که نوشته شده است: «خداوند خدا پس آدم را از خاک زمین به سرشت …» ( پیدایش ۲ : ۷ ) در این بدن ( قالب ) جسمانی است که آدم سقوط کرد. به همین خاطر خدا که خود، روح است، می‌بایست در پسر، انسان می‌شد تا ما را برهاند و ما را در مقام الهی پسر، در بدنی روحانی بازگرداند. «زیرا آنانی را که از قبل شناخت، ایشان را نیز پیش معیّن فرمود تا به صورت پسرش متشکّل شوند تا او نخست‌زاده از برادران بسیار باشد.» ( رومیان ۸ : ۲۹ ) «انسان اوّل از زمین است خاکی؛ انسان دوّم خداوند است از آسمان. چنان که خاکی است، خاکیان نیز چنان هستند و چنان که آسمانی است آسمانیها هم چنان می‌باشند. و چنان که صورت خاکی را گرفتیم، صورت آسمانی را نیز خواهیم گرفت.» ( اوّل قرنتیان ۱۵ : ۴۷ – ۴۹ ) و هدفی که همه ایمان آورندگان حقیقی از ابتدا به خاطر آن مبارزه کردند، این بود که در قیامت اوّل و تبدیل و ربوده شدن شرکت داشته باشند، «زیرا که به امید نجات یافتیم، لکن چون امید دیده شد، دیگر امید نیست، زیرا آن چه کسی بیند چرا دیگر در امید آن باشد؟» ( رومیان ۸ : ۲۴ ) ما به واسطه عمل نجات که به صورت کامل در جلجتا تحقّق یافت، دوباره به مقامی برگشتیم که انسان پیش از سقوط در آن قرار داشت. تنها تبدیل هیئت مانده است که باید تحقّق یابد.

پولس نیز چنین آرزویی را داشت و آن را با این عبارت بیان می‌کند: «و تا او را و قوّت قیامت وی را و شراکت در رنجهای وی را بشناسم و با موت او مشابه گردم. مگر به هر وجه به قیامت از مردگان برسم.» ( فیلیپیان ۳ : ۱۰ – ۱۱ ) به همان اندازه که کشیده شدن بدن زمینی به سوی قبر واقعیّت دارد، این حقیقت هم که این بدن در یک بدن روحانی قیام خواهد کرد، یک واقعیّت مسلّم است. و با همان اطمینان، ایمانداران حقیقی که در زمان ظهور مسیح زنده باشند، تبدیل شده و بدن قیام کرده را دریافت خواهند کرد. «ای حبیبان، الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آن چه خواهیم بود؛ لکن می‌دانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود زیرا او را چنان که هست خواهیم دید.» ( اوّل یوحنّا ۳ : ۲ )

عیسی مسیح، پسر خدا، که به صلیب کشیده شد و در قبر گذاشته شد، در روز سوّم در جسم رستاخیز فرمود، سپس به مدّت چهل روز در کنار شاگردان خود ماند، با آنها خورد و نوشید و درباره امور ملکوت به آنها تعلیم داد. ( لوقا ۲۴ : ۳۶ – ۴۹ و اعمال ۱ : ۳ )

«پس ایشان را بیرون از شهر تا بیت عنیا برد و دستهای خود را بلند کرده، ایشان را برکت داد. و چنین شد که در حین برکت دادن ایشان، از ایشان جدا گشته، به سوی آسمان بالا برده شد.» ( لوقا ۲۴ : ۵۰ – ۵۱ )

«و چون این را گفت، وقتی که ایشان همی نگریستند، بالا برده شد و ابری او را از چشمان ایشان در ربود. و چون به سوی آسمان چشم دوخته می‌بودند، هنگامی که او می‌رفت، ناگاه دو مرد سفید پوش نزد ایشان ایستاده، گفتند: ای مردان جلیلی چرا ایستاده، به سوی آسمان نگرانید؟ همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.» ( اعمال ۱ : ۹ – ۱۱ )

همان طوری که پیش‌تر اشاره کردیم بازگشت مسیح، یک توهّم دینی و مذهبی نیست، بلکه رویدادی است که آیات بارزی را نیز به همراه خواهد داشت، و این رویداد برای عدّه‌ای یک واقعیّت تلخ خواهد بود، چنان که در لوقا ۱۷ : ۳۴ – ۳۶ آمده است: «به شما می‌گویم در آن شب دو نفر بر یک تخت خواهند بود، یکی برداشته و دیگری واگذارده خواهد شد. و دو زن که در یک جا دستاس کنند، یکی برداشته و دیگری واگذارده خواهد شد. و دو نفر که در مزرعه باشند، یکی برداشته و دیگری واگذارده خواهد شد.»

 

صدای فرمان:

 

بر اساس اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۶ در زمان بازگشت خداوند، سه واقعه رخ خواهد داد: صدای”فرمانش”صادر می‌شود، آواز رئیس ملائکه طنین انداز می‌شود، و صور خدا به صدا در می‌آید. این وقایع در زمانی اتّفاق می‌افتند که خداوند از آسمان نزول می‌کند تا خاصان خود را جذب کند. ملاقات میان داماد و عروس در روی زمین صورت نمی‌گیرد، بلکه در هوا انجام می‌شود: «آنگاه ما که زنده و باقی باشیم، با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم …» ( اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۷ ) در یوحنّا باب ۱۱ می‌توانیم تأثیر آواز بلندش را به هنگامی که عیسی در زمین خدمت می‌کرد ملاحظه کنیم: «چون این را گفت، به آواز بلند ندا کرد: «ای ایلعازر، بیرون بیا.» در حال آن مرده دست و پای به کفن بسته بیرون آمد و روی او به دستمالی پیچیده بود. عیسی بدیشان گفت: «او را باز کنید و بگذارید برود.» ( یوحنّا ۱۱ : ۴۳ – ۴۴ ) و در زمانی که خداوند عیسی آخرین فریاد خود را کرد: «عیسی باز به آواز بلند صیحه زده، روح را تسلیم نمود. که ناگاه پرده هیکل از سر تا پا دو پاره شد و زمین متزلزل و سنگها شکافته گردید، و قبرها گشاده شد و بسیاری از بدنهای مقدّسین که آرامیده بودند برخاستند.» ( متی ۲۷ : ۵۰ – ۵۲ ) عیسی قبلاً در یوحنّا ۵ : ۲۵ گفته بود: «آمین آمین به شما می‌گویم که ساعتی می‌آید بلکه اکنون است که مردگان آواز پسر خدا را می‌شنوند و هرکه بشنود زنده گردد.»

صدای فرمان خداوند ما پر قدرت است، آن چه که او می‌گوید محقّق می‌شود و فرمانش اجرا می‌گردد. کلامش نزدش باز نمی‌گردد، مگر آن که آن چه منظور نظرش بوده است را اجرا کرده باشد. به کلمه قوّت خود حامل همه چیز است. ( عبرانیان ۱ : ۳ )

عبارت یونانی که در اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۶ باید صدای فرمان ترجمه شود، اشاره به فرمانی است که مثلاً در ارتش داده می‌شود. این صدای فرمان”فریاد آمرانه”زمانی داده می‌شود که خداوند از آسمان نازل می‌شود. این عبارت را می‌توان فراخوانی فوری نیز ترجمه کرد. این فریاد آمرانه کسانی را که در مسیح خوابیده‌اند، بیدار می‌کند و سپس تبدیل شدن آنانی که در مسیح زنده هستند صورت می‌گیرد. و به این ترتیب، حاکمیّت و اقتدار خداوند خدا، آن که اختیار مرگ و زندگی را دارد، به صورت باشکوهی تجلّی می‌یابد.

عبرانیان ۱۲: ۲۶ یک شهادت پرقدرت از قوّت بی‌نهایتِ کلام گفته شده او می‌باشد: «که آواز او در آن وقت زمین را جنبانید، لکن الآن وعده داده است که «یک مرتبه دیگر نه فقط زمین بلکه آسمان را نیز خواهم جنبانید.»

در متی باب ۲۵ از صدایی صحبت شده است که در نیمه شب بلند می‌شود، به عبارتی پیش از بازگشت داماد: «و در نصف شب صدایی بلند شد که «اینک داماد می‌آید به استقبال وی بشتابید.» ( آیه ۶ ) این یک فراخوانی پرقدرت در زمین است تا کسانی که از نظر روحانی خوابیده‌اند، تکان خورده و بیدار شوند تا نسبت به بازگشت هوشیار باشند. به واسطه این فریاد، چه باکره‌های دانا و چه باکره‌های نادان (هر دو گروه ) بیدار می‌شوند: «پس تمامی آن باکره‌ها برخاسته، مشعلهای خود را اصلاح نمودند.» ( آیه ۷ ) ولی باکره‌های نادان به علّت آن که روغن کم داشتند، نتوانستند وارد بَزم نکاح شوند.

اگر کلمه یونانی فریاد متی ۲۵ : ۶ را با صدای فرمان اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۶ مقایسه کنیم، می‌توانیم به راحتی درک کنیم که با دو مفهوم کاملاً متفاوت سر و کار داریم. اوّلی فوریت پیغام آن عصر را که روی زمین در میان ایمانداران اعلام می‌شود، بیان می‌کند، در حالی که فریاد فرمان از آسمان می‌آید، از جایی که خداوند از آنجا نزول می‌کند.

فریاد متی ۲۵ هم اکنون طنین افکن است، این آخرین پیغام است که ایمانداران را تکان می‌دهد تا بیدار شوند و به گرد مَنَّ تازه و کلمه حیات جمع شوند، پیغام خدا کلام عصر است که همه وعده‌های مربوط به این عصر در آن جمع شده است؛ فقط تنها کسی که به کلام نوشته شده آن گونه که مکتوب است ایمان دارد، کاملیّت وعده داده شده به عروس را تجربه خواهد کرد.

حال، پیغام کلام مکشوف شده که به آخرین فرشته پیغام‌آور یعنی فرشته لائودکیه فرستاده شد، درست پیش از بازگشت عیسی مسیح، همه زمین را طی می‌کند، ( مکاشفه ۳ : ۱۴ – ۲۲ ) فریادی طنین افکن می‌شود و آنانی که آن را می‌شنوند، از خواب برخاسته، چراغهای خود را مهیّا می‌کنند. باکره‌های دانا ظروف خود را از روغن پر می‌کنند. آنها دو چیز دارند: کلام و روح. آنها متوجّه این هستند که خداوند نقشه خود را به انجام می‌رساند و به پیغام‌آور و کلام نبوّتی که برای عصر حاضر است، گوش می‌سپارند، و به این گونه اجازه می‌دهند که آنها را برای آن روز عظیم آماده کند.

یوحنّای تعمید دهنده که به عنوان پیشتاز ظهور نخستینِ خداوند آمد، چنین می‌گوید: «کسی که عروس دارد داماد است، امّا دوست داماد که ایستاده آواز او را می‌شنود، از آواز داماد بسیار خشنود می‌گردد. پس این خوشی من کامل گردید.» ( یوحنّا ۳ : ۲۹ ) اکنون نیز عروس باید با آواز داماد که همان کلام و تمامی وعده‌های آن می‌باشد، مواجه شود. و همان طوری که پیش از ظهور نخستینِ مسیح یک پیغام نبوّتی وجود داشت، به همان ترتیب، پیش از ظهور ثانوی مسیح نیز یک پیغام نبوّتی وجود دارد. این صدای فراخوانی است که هم اکنون طنین انداز می‌شود، یعنی همان کلام موعود و پیغام ساعت که به واسطه آنها رازهای مخفی کلام مکشوف شده‌اند.

فراخوانی به خروج، صدای بیداری و آمادگی، باید پیش از بازگشت خداوند واقع شوند. یوحنّای رسول عروس را در رؤیا دید و چنین نوشت: «شادی و وجد نماییم و او را تمجید کنیم زیرا که نکاح برّه رسیده است و عروس او خود را حاضر ساخته است.» ( مکاشفه ۱۹ : ۷ )

 

آواز رئیس فرشتگان:

 

اشاره‌ای که در اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۶ به آواز رئیس فرشتگان شده است از اهمیّت خاصی برخوردار است. در عبرانیان ۱ : ۱۴ چنین نوشته شده است: «آیا همگی ایشان روحهای خدمتگزار نیستند که برای خدمت آنانی که وارث نجات خواهند شد فرستاده می‌شوند؟» نجات دهنده، در زمان ربوده شدن و”انتقال قوم خدا”فدیه شدگان را با خود می‌برد و شیطان با همه پیروان خود به زمین افکنده می‌شود. این رویداد همان طوری که یوحنّا در رؤیا دیده است به وقوع خواهد پیوست: «و در آسمان جنگ شد: میکائیل و فرشتگانش با اژدها جنگ کردند و اژدها و فرشتگانش جنگ کردند، ولی غلبه نیافتند بلکه جای ایشان دیگر در آسمان یافت نشد. و اژدهای بزرگ انداخته شد، یعنی آن مار قدیمی که به ابلیس و شیطان مسمّی است که تمام ربع مسکون را می‌فریبد. او بر زمین انداخته شد و فرشتگانش با وی انداخته شدند.» ( مکاشفه۱۲ : ۷ – ۹ )

نجات دهنده ما یک بار و برای همیشه با شیطان رو به رو شد او شیطان و نیروهایش را مغلوب ساخت! «و از خویشتن ریاسات و قوّات را بیرون کرده، آنها را علانیه آشکار نمود، چون در آن بر آنها ظفر یافت.» ( کولسیان ۲ : ۱۵ )

او بر مرگ نیز چیره شده ( اوّل قرنتیان ۱۵ : ۵۴ – ۵۵ ) و عالم مردگان را وادار به رها کردن مردگان نمود و به این ترتیب با قیام پیروزمندانه خود در روز سوّم، اسارت را به اسیری برد. ( افسسیان ۴ : ۸ ) «و چون او را دیدم، مثل مرده پیش پایهایش افتادم و دست راست خود را بر من نهاده، گفت: ترسان مباش! من هستم اوّل و آخر و زنده، و مرده شدم و اینک تا ابدالآباد زنده هستم و کلیدهای موت و عالم اموات نزد من است.» ( مکاشفه ۱ : ۱۷ – ۱۸ )

با این وجود دشمن قدیمی هنوز هم به ایمانداران حمله کرده و ‌آنها را در پیشگاه خدا متّهم می‌کند. به همین خاطر است که مسیح آن متوسّط عهد جدید به عنوان کاهن اعظم برای ما در حضور خدا شفاعت و وکالت می‌کند و این وظیفه را تا تکمیل کلیسا انجام خواهد داد، به عبارتی در زمانی که شمار فدیه شدگان کامل شود، آنها بی‌لکه و بی‌چروک در پیشگاه خدا ظاهر می‌شوند و شیطان در مقابل برگزیدگان ناتوان می‌شود. آنگاه شیطان و همه پیروانش با قدرت زیادی به زمین افکنده خواهند شد.

همان طوری که در مکاشفه ۱۲: ۷ – ۹ آمده است که این وظیفه میکائیل، رئیس فرشتگان است که آواز خود را بلند کند و دشمن شکست خورده را به محل خویش پس براند، و هم چنین او بود که بر سر جسد موسی با شیطان منازعه نمود. ( یهودا آیه ۹ ) به همان ترتیب در زمان معیّن، باز او خواهد بود که برای دفاع از قوم اسرائیل خواهد برخاست، چنان که مکتوب است: «و در آن زمان میکائیل، امیر عظیمی که برای پسران قوم تو ایستاده است، خواهد برخاست و چنان زمان تنگی خواهد شد که از حینی که امّتی به وجود آمده است تا امروز نبوده، و در آن زمان هر یک از قوم تو که در دفتر مکتوب یافت شود رستگار خواهد شد.» ( دانیال ۱۲ : ۱ ) لذا برای من جای تعجّب نخواهد بود که اگر وی همان فرشته‌ای باشد که در زمان برقراری حکومت هزار ساله، شیطان را در بند می‌کند و در چاه بی‌انتها می‌افکند. ( مکاشفه ۲۰ : ۱ – ۳ ) آن آموزه‌ای که مدّعی است میکائیل همان مسیح است، یک آموزه بی‌اساس است. حقیقت آن است که یهوه عهد عتیق، عیسی مسیح عهد جدید است، او دیروز، امروز و تا ابد همان خداوند است. میکائیل و جبرائیل در عهد جدید همان وضعیّتی را دارند که در عهد عتیق داشتند. ما بین آن فاتح جلجتا و نیروهای شکست خورده دشمن که هنوز در مکانهای سماوی هستند، نبرد دیگری رخ نخواهد داد. ( افسسیان ۶ : ۱۰ – ۱۷ ) «و بعد از آن منتظر است تا دشمنانش پای انداز او شوند.» ( عبرانیان ۱۰: ۱۳ ) داماد در زمان بازگشت خود تنها به عروس خود توجّه نموده و به کار دیگری نخواهد پرداخت.

هر بار که صحبت از اعلام و توضیحات مهم درباره تاریخ نجات است، شاهد حضور جبرائیل نیز هستیم. ( دانیال ۸ : ۱۶ و ۹ : ۲۱ ) او بود که تولّد یوحنّای تعمید دهنده را به زکریّا اخبار نمود. ( لوقا ۱ : ۱۹) و هم چنین او بود که تولّد خداوند و منجی ما را به مریم خبر داد. ( لوقا ۱ : ۲۶ ) امّا هر بار که صحبت از منازعه و درگیری است، این میکائیل است که به عنوان یکی از رؤسای اصلی فرشتگان، صلاحیّت اقدام را دارد.

تنها کسانی ربوده خواهند شد که قسمتی از عروس هستند، نوشته شده است: «… و آنانی که حاضر بودند با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید.» ( متی ۲۵ : ۱۰ ) شیطان نمی‌تواند از در عبور کند چون عیسی مسیح همان در است، او از جای دیگر بالا می‌رود چون که دزد و قاتل است ( یوحنّا ۱۰ : ۱ ) ولی به هر حال بیرون افکنده خواهد شد.

در متی باب ۲۲ تالار ضیافتی که پر از میهمان است به ما نشان داده می‌شود. در آیات ۱۱ الی ۱۳ نوشته شده است: «آنگاه پادشاه به جهت دیدن اهل مجلس داخل شده، شخصی را در آنجا دید که جامه عروسی در بر ندارد. بدو گفت: «ای عزیز چه طور در اینجا آمدی و حال آن که جامه عروسی در بر نداری؟» او خاموش شد. آنگاه پادشاه خادمان خود را فرمود: «این شخص را دست و پا بسته بردارید و در ظلمت خارجی اندازید، جایی که گریه و فشار دندان باشد.» عدّه‌ای با برخورد به اصطلاح”دوست”دچار تعجّب می‌شوند، [ در ترجمه قدیم فارسی از کلمه”عزیز” استفاده شده است. – مترجم ] ولی عیسی آن کس را که قرار بود به وی خیانت کند یعنی یهودا را نیز با همین لقب خطاب کرده بود و این در حالی است که شیطان وارد او شده بود. «عیسی وی را گفت: ای رفیق از بهر چه آمدی؟ آنگاه پیش آمده، دست بر عیسی انداخته، او را گرفتند.» ( متی ۲۶ : ۵۰ ) شیطان می‌تواند به صورت فرشته‌ای نورانی با جامه‌ای سفید ظاهر شود. ( دوّم قرنتیان ۱۱: ۱۴ ) ولی هرگز نخواهد توانست لباس ضیافت عروسی را بر تن کند، چرا که این تنها عروس است که به لباس درخشان و با شکوه عروسی ملبّس شده است، و این جامه عبارت از: «… اعمال نیک مقدّسان است.» ( مکاشفه ۱۹: ۸ ترجمه شریف )

درباره خیل پیروزمندان چنین آمده است: «و ایشان به وساطت خون برّه و کلام شهادت خود بر او غالب آمدند و جان خود را دوست نداشتند.» ( مکاشفه ۱۲: ۱۱ ) پیروی واقعی از عیسی مسیح باعث می‌شود که فرزندان حقیقی خدا پا در جای قدمهای نجات دهنده ما، عیسی مسیح بگذارند، به گونه‌ای که این سخن کاملاً تمام شود: «زیرا احدی از ما به خود زیست نمی‌کند و هیچ کس به خود نمی‌میرد. زیرا اگر زیست کنیم برای خداوند زیست می‌کنیم و اگر بمیریم برای خداوند می‌میریم. پس خواه زنده باشیم، خواه بمیریم، از آن خداوندیم.» ( رومیان ۱۴ : ۷ – ۸ ) پولس و همه کسانی که با مسیح در ایمان مردند می‌توانستند بگویند: «با مسیح مصلوب شده‌ام ولی زندگی می‌کنم لیکن نه من بعد از این، بلکه مسیح در من زندگی می‌کند و زندگانی که الحال در جسم می‌کنم، به ایمانِ بر پسر خدا می‌کنم که مرا محبّت نمود و خود را برای من داد.» ( غلاّطیان ۲ : ۲۰ ) کافی نیست که فقط موعظه کنیم یا چیزهای زیادی بر زبان آوریم، بلکه مهم این است که چیزهای گفته شده، در زندگی کسانی که مایلند وارد جلال شوند، جامه عمل بپوشند.

 

صور:

 

صوری که در زمان آمدن خداوند طنین انداز خواهد شد، در اوّل تسالونیکیان ۴ : ۱۶ به صور خداوند معروف است. در عهد عتیق در بعضی از مناسبتها، صور ( شیپور ) را می‌نواختند، زمانی که خداوند بر کوه سینا نازل شد، قوم شعله‌ها و رعدها را دیدند و صدای برق و طنین کرناها را شنیدند. ( خروج ۲۰ : ۱۸ ) یوبیل که به سال”گرداندن کرناها”نیز معروف بود، با طنین شیپور شروع می‌شد. ( لاویان ۲۵ : ۸ – ۱۲ )

هر بار که در کتاب مقدّس سخن از صور است، به این معنی است که قرار است اتّفاقات مهمی رخ دهد. به طوری که درباره بازگشت مسیح نیز سخن از”صور خدا”است، و علّت این امر این است که خداوند در آن زمان نقشه با شکوه نجات خود را برای برگزیدگان به کمال می‌رساند. ما می‌دانیم که قرار است خداوند به همان شکلی که به آسمان رفته است بازگردد.

در این باره در مزمور ۴۷ : ۵ این نبوّت را می‌یابیم: «خدا به آواز بلند صعود نموده است. خداوند به آواز کرنا.» وقتی که صور خدا به صدا در می‌آید، برگزیدگان برای شرکت در جشن بزرگ در جلال خوانده می‌شوند. پولس درباره چگونگی و زمان وقوع این رویداد چنین نوشته است: «در لحظه‌ای، در طُرفه‌العینی، به مجرّدِ نواختن صور اخیر، زیرا کرنا صدا خواهد داد، و مردگان، بی‌فساد خواهند برخاست و ما متبدّل خواهیم شد.» (اوّل قرنتیان ۱۵ : ۵۲ ) عیسی مسیح با صدای فرمان، همراه با آواز رئیس فرشتگان و صور خدا خواهد آمد تا فدیه شدگان را خواه خوابیده باشند خواه زنده، برداشته و آنها را از زمان نزول خشم الهی و مصیبت بزرگ دور کند. در زمانی که این واقعه مهم تاریخ نجات، یعنی ربوده شدن کلیسای عروس به وقوع می‌پیوندد، زمان فیض برای امّتها پایان خواهد یافت. پس خدا مجدّداً متوجّه قوم خود، اسرائیل می‌شود. ( رومیان ۱۱ : ۲۵ – ۲۷ ) در رابطه با این واقعه، اشعیاء نبی از نواخته شدن کرنای بزرگ صحبت می‌کند. ( اشعیا ۲۷ : ۱۳ )

بازگشت خداوند برق آسا خواهد بود، و در یک چشم به هم زدن انجام خواهد شد. کسی که در آن موقع به راستی آماده باشد، تبدیل شده و ربوده خواهد شد. همان طوری که خنوخ، شخص هفتم از آدم ربوده شد و دیگر یافت نشد، به همین ترتیب در پایان هفت دوره کلیسا، آنانی که عضو عروس هستند ربوده خواهند شد و دیگر بر زمین دیده نخواهند شد.

 

شرط:

 

شرط رسیدن به این هدف متعالی، در آیه زیر به وضوح عنوان گردیده است:

«و اگر روح او که عیسی را از مردگان برخیزانید در شما ساکن باشد، او که مسیح را از مردگان برخیزانید، بدنهای فانی شما را نیز زنده خواهد ساخت به روح خود که در شما ساکن است.» ( رومیان ۸ : ۱۱ ) در اینجا صحبت از یک مسح روح نیست که میلیونها نفر ممکن است داشته باشند، بلکه بحث از سکونت درونی است. واژه اگر از اهمیّت خاصی برخوردار است، اگر روح قوّت در ما ساکن باشد، این مسئله تحقّق خواهد یافت، در غیر این صورت امکان ندارد که در این قیام شرکت کنیم.

همان طوری که در سخنان خداوند ما آمده است، پیش از بازگشت وی، مسیحهای کاذب، بسیار خواهند شد، آنها با خدمت مسح شده خود آیات و معجزات زیادی به ظهور خواهند رسانید، ولی در عین حال در تعالیم اساسی ریشه‌های مشترکی با نبی کاذب خواهند داشت.» ( متی باب ۲۴ )

ایمان کتاب مقدّسی همیشه در وعده‌های مربوط به آن که در کلام عنوان شده‌اند ریشه دارد: «زیرا چندان که وعده‌های خدا است، همه در او بلی و از این جهت در او امین است تا خدا از ما تمجید یابد.» ( دوّم قرنتیان ۱ : ۲۰ ) ایمان راستین کتاب مقدّسی تنها در موعظه کتاب مقدّسی ریشه می‌گیرد: «لهذا ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا.» ( رومیان ۱۰ : ۱۷ ) این مطلب درباره نجات، شفا و همه وعده‌های دیگر صدق می‌کند، و هم چنین درباره ایمان برای ربوده شدن نیز صادق است. سرچشمه این ایمان، پیغام خاص عصر و کلام مکشوف شده‌ای که امید و انتظار را ایجاد می‌کند، می‌باشد: «و امید باعث شرمساری نمی‌شود زیرا که محبّت خدا در دلهای ما به روح‌القدس که به ما عطا شد ریخته شده است.» ( رومیان ۵ : ۵ ) «پس ایمان، اعتماد بر چیزهای امید داشته شده است و بُرهانِ چیزهای نادیده.» ( عبرانیان ۱۱ : ۱ )

کلام و روح با هم در فدیه شدگان کار می‌کنند، روحِ وعده بر آنانی که کلام وعده را دریافت کرده‌اند نازل می شود. روح باید به عنوان تسلّی دهنده در ما ساکن باشد، مسح کافی نیست. پس همان طوری که روح بر مسیح، آن نخست زاده نازل شده ( متی ۳ : ۱۶ ) و بر او ماند و به این ترتیب حقِّ خود، بر این بدن زمینی را طلب نمود. به همین ترتیب، این مسئله درباره آنانی که نوبرهای روح را دریافت می‌کنند صدق می‌کند. ( رومیان ۸ : ۲۹ ) این روح است که در جهت تبدیلِ مورد نظر پولس کار می‌کند: «لیکن همه ما چون با چهره بی‌نقاب جلال خداوند را در آینه می‌نگریم، از جلال تا جلال به همان صورت متبدّل می‌شویم، چنان که از خداوند که روح است.» ( دوّم قرنتیان ۳ : ۱۸ )

کسی که بخواهد تبدیل بدن فانی خود را تجربه کند، باید قدرت الهی تبدیل کننده را در درون خود داشته باشد. او باید زندگی جاوید را از راه تولّد تازه دریافت کرده و توسّط روح، مُهر شده باشد: «و در وی شما نیز چون کلام راستی، یعنی بشارت نجات خود را شنیدید، در وی چون ایمان آوردید، از روح قدوسِ وعده مختوم شدید. که بیعانه میراث ما است برای فدای آن مِلکِ خاص او تا جلال او ستوده شود.» ( افسسیان ۱ : ۱۳ – ۱۴ )

تبدیل از بیرون به درون نیست، بلکه از درون به بیرون است. در وهله نخست لازم است که جان، تازگی یافته و روح در آن ساکن بشود، و این برای احیاء بدنهای فانی ما توسّط روحی که در ما ساکن می‌شود صدق می‌کند. روح‌القدس همان قوّت خدا است که محقّق کننده این امر است.

در میان مسح روح که عدّه زیادی دارند، و مُهر روح که تنها به آن دسته‌ای که تبدیل را تجربه کرده‌اند عطا شده است، تفاوت زیادی وجود دارد. با دیدن ابراهیم در می‌یابیم که این مسئله در رابطه با برگزیدگی انجام می‌شود؛ پدر ایمان برگزیده شد و وعده را دریافت کرد، او ایمان آورد و اطاعت کرد و این برای وی عدالت محسوب شد. پس خدا مُهر عادل شمردگی به وسیله ایمان، یعنی ختنه را به وی داد. ( رومیان باب ۴ )

مُهر شدن توسّط روح را تنها کسانی می‌توانند تجربه کنند که همانند ابراهیم به خروج از بابل خوانده شده، و ختنه دل در آنها انجام می‌شود. و در درون خود، جوهر الهی را که همان کلام موعود برای این عصر است دریافت می‌کنند. آنها از این طریق است که عادل شمرده می‌شوند. اسحاق پسر موعود ابراهیم، خود یک وعده تحقّق یافته بود که وارث همه اموال پدر ایمان شد. پولس در رابطه با ایمانداران حقیقی چنین می‌گوید: «لیکن ما ای برادران، چون اسحاق فرزندان وعده می‌باشیم.» ( غلاّطیان ۴ : ۲۸ ) «و نه نسل ابراهیم تماماً فرزند هستند؛ بلکه نسل تو در اسحاق خوانده خواهند شد. یعنی فرزندان جسم، فرزندان خدا نیستند، بلکه فرزندان وعده از نسل محسوب می شوند.» ( رومیان ۹ : ۷ – ۸ ) کلام وعده ( رومیان ۹ : ۹ ) و روح‌القدس موعود ( اعمال ۲ : ۳۳ ) برای فرزندان وعده است. این همان روح فرزند خواندگی است که ما را به جایگاه رفیع فرزندان خدا می‌رساند، و به این ترتیب وارث خدا و شریک در ارث مسیح می‌شویم. ( رومیان ۸ : ۱۵ – ۱۷ )

خدا طبق پیشدانی خود می‌توانست پسرانش را که قرار بود ایمان آورند، برای حیات جاوید از پیش برگزیند. (افسسیان ۱ : ۵ ) آنها می‌بایستی به صورت پسر خدا تبدیل شوند. ( رومیان ۸ : ۲۸ – ۳۰ )

ایمانداران زیادی هستند که مسح روح را تجربه کرده و می‌توانند درباره چیزهای بزرگی به خود ببالند، ولی با این وجود به راه خود ادامه داده و اجازه نمی‌دهند که روش آنان با کلام منطبق شود. چنین افرادی نادان هستند و در سنّتهایی که به آنها عادت کرده‌اند، می‌مانند، و از کنار وعده‌های داده شده به کلیسا، برای عصر خود می‌گذرند.

و با این اعمال نشان می‌دهند که نمی‌توانند کوچک‌ترین نقش و مشارکتی در کاری که خدا به انجام می‌رساند، داشته باشند. تنها در زمانی که ما با تمامی دل به سخنان کتاب مقدّس ایمان داشته و با وعده حقیقی عصر خود آشنا باشیم، می‌توانیم با خدا راه برویم. زندگی پسندیده خدا تنها در زمانی ممکن است که ما به واسطه روح و کلام با وی هماهنگ باشیم.

وقتی که پولس از مکاشفه فرزندان خدا صحبت می‌کند، چنین تصریح می‌کند: «زیرا همه کسانی که از روح خدا هدایت می‌شوند، ایشان پسران خدایند.» ( رومیان ۸ : ۱۴) عیسی می‌گفت که روحِ راستی ما را به جمیع راستیها هدایت خواهد کرد و از چیزهای آینده به ما خبر خواهد داد ( یوحنّا ۱۶ : ۱۳) به کسانی که به راستی روح‌القدس را دریافت کرده‌اند و به کلام ایمان دارند این سخن تشویق آمیز گفته می‌شود: «و روح قدّوس خدا را که به او تا روز رستگاری مختوم شده‌اید، محزون مسازید.» ( افسسیان۴ : ۳۰ ) فقط آنها می‌توانند آن چه روح به کلیسا می‌گوید را گوش کنند و تنها کسانی که حقیقتاً به آن چیزی که روح به کلیسا می‌گوید، گوش می‌کنند یعنی پیروزمندان ( غالب شدگان ) در ضیافت عروسی شرکت می‌کنند.

این عادلان که به کمال رسیده‌اند با دسته کُر آسمان هم صدا خواهند شد و چنین خواهند خواند: «… هللویاه، زیرا خداوند خدای ما قادر مطلق، سلطنت گرفته است! شادی و وجد نماییم و او را تمجید کنیم زیرا که نکاح برّه رسیده است و عروس او خود را حاضر ساخته است و به او داده شد که به کتان پاک و روشن خود را بپوشاند، زیرا که آن کتان عدالتهای مقدّسین است. و مرا گفت: بنویس خوشا به حال آنانی که به بَزم نکاح برّه دعوت شده اند. و نیز مرا گفت که این است کلام راست خدا.» ( مکاشفه ۱۹ : ۶ – ۹ )

 

نقشه زمان:

 

بلافاصله پس از آن که، مار قدیمی از آسمان ساقط می‌شود، چنین آمده است: «از این جهت ای آسمانها و ساکنان آنها شاد باشید؛ وای بر زمین و دریا زیرا که ابلیس به نزد شما فرود شده است با خشم عظیم، چون می‌داند که زمانی قلیل دارد.» ( مکاشفه ۱۲ : ۱۲ ) در اینجا به زمان کوتاهی که در فاصله ربوده شدن عروس تا آغاز ملکوت هزار ساله وجود دارد، اشاره شده است. در این دوره شیطان توسّط ضد مسیح یعنی دجّال، با تمامی خشم خود بر روی زمین عمل خواهد کرد. در آن زمان است که شیطان وارد وجود نماینده خویش یعنی آن مرد شریر می‌شود و هویّت اصلی وی را آشکار می‌سازد. ( دوّم تسالونیکیان ۲ : ۷ – ۸ ) از آنجایی که شیطان موفق نشد تا گروه پیروزمندان، یعنی آن دسته‌ای را که «به انسانِ کامل، به اندازه قامت پُری مسیح» رسیدند ( افسسیان۴ : ۱۳ ) و مکاشفه باب ۱۲ با اصطلاح”پسر نرینه”از آنها یاد می‌کند، ببلعد، لذا به کلیسایی که عقب مانده است [ کلیسای باقی مانده بر روی زمین – مترجم ] هجوم می‌آورد. نماد آن کلیسا همان زن است که پسر نرینه را که «همه امّتهای زمین را به عصای آهنین حکمرانی خواهد کرد.» زایید ( مکاشفه ۱۲ : ۵ ) این سخن تنها به عیسی مربوط نمی‌شود، بلکه یکی از وعده‌های هفتگانه‌ای است که به پیروزمندان داده شده است: «و هر که غالب آید و اعمال مرا تا انجام نگاه دارد، او را بر امّتها قدرت خواهم بخشید تا ایشان را به عصای آهنین حکمرانی کند و مثل کوزه‌های کوزه‌گر خُرد خواهند شد، چنان که من نیز از پدر خود یافته‌ام.» ( مکاشفه ۲ : ۲۶ – ۲۷ )

در زبان سمبولیک کتاب مقدّس در عهد عتیق، اسرائیل ابتدا به صورت یک زن تصویر می‌شود، پس در عهد جدید نیز همین تصویر برای کلیسا به کار می‌رود. کتاب مکاشفه دو نوع کلیسای کاملاً متفاوت از یک دیگر را به ما معرّفی می‌کند، کلیسای مسیح و کلیسای ضد مسیح. در مکاشفه باب ۱۲ ما تصویری از کلیسای مسیح را می‌بینیم، و در باب ۱۷ مکاشفه، کلیسای ضد مسیح تشریح شده است.

در باب ۱۲ مکاشفه، یوحنّا زنی را که آفتاب بر تن دارد می‌بیند. این به این معنی است که عیسی مسیح،‌ یعنی آفتاب عدالت، بر کلیسای خود می‌درخشد. زیر پای این زن ماه بود که اشاره‌ای است به کلام انبیا که در زمان عهد عتیق داده شد و بنیادی است که زن بر آن قرار دارد. همان طور که مهتاب روشنایی آفتاب را منعکس می‌کند و آن را نشان می‌دهد، تاج دوازده ستاره‌ای که زن بر سر دارد، نشانه آن است که کلیسای عهد جدید آموزه و داکترین دوازده رسول را به عنوان تاج سرخود قرار داده است. ( اعمال ۲ : ۴۲ )

در تمامی دوره‌ها، دعوت شدگان و برگزیدگان وجود داشته‌اند. گروه پیروزمندان از برگزیدگان تشکیل شده است، و آنانی که عقب ماندند دعوت شدگان هستند. آنها نیز افرادی تقدیس شده و پاک هستند، به همین دلیل است که در مثال ده باکره که خداوند ما بیان کرد آنها هم به عنوان باکره معرّفی شده‌اند، ولی در مقایسه با باکره‌هایی که وارد ضیافت می‌شوند”نادان”خوانده می‌شوند. ( متی باب ۲۵ ) کلیسایی که بر زمین مانده است، ابتدا از تسلّط شیطان آزاد شده و مانند اسرائیل به بیابان می‌گریزد، و در آنجا خدا به صورتی معجزه‌وار برای وی خوراک فراهم می‌کند: «و زن به بیابان فرار کرد که در آنجا مکانی برای وی از خدا مهیّا شده است تا او را مدّت هزار و دویست و شصت روز بپرورند.» ( مکاشفه ۱۲ : ۶ ) «و دو بالِ عقاب بزرگ به زن داده شد تا به بیابان به مکان خود پرواز کند، جایی که او را از نظر آن مار، زمانی و دو زمان و نصف زمان پرورش می‌کنند.» ( مکاشفه ۱۲ : ۱۴ ) مدّت زمانی که خوراک داده می‌شود، دقیقاً قید شده است که سه سال و نیم می‌باشد. سپس گروه سوّمی را که شیطان به آن حمله می‌کند می‌بینیم: «و اژدها بر زن غضب نموده، رفت تا با باقی ماندگانِ ذرّیّت او که احکام خدا را حفظ می‌کنند و شهادتِ عیسی را نگاه می‌دارند، جنگ کند.» ( مکاشفه ۱۲: ۱۷ )

بدون شک اصطلاح باقی ماندگان در رابطه با ۱۴۴.۰۰۰ نفر اسرائیلی به کار می‌رود. آنها از همان ذرّیّت هستند، ولی با این تفاوت که جایگاه دیگری دارند. در مکاشفه ۱۴: ۴ درباره آنها چنین آمده است: «اینانند آنانی که با زنان آلوده نشدند، زیرا که باکره هستند، و آنانند که برّه را هر کجا می‌رود متابعت می‌کنند و از میان مردم خریده شده‌اند تا نوبر برای خدا و برّه باشند.» این به این معنی است که آنها به هیچ جماعت مسیحی تعلّق نخواهند داشت. دعوت به خروج برای ۱۴۴.۰۰۰ نفر، تنها پس از ربوده شدن کلیسا – عروس طنین انداز می‌شود و توسّط دو شاهد به گوش آنها می‌رسد. آنها ایمان آورده و پیش از نازل شدن داوری خشم خدا مُهر می‌شوند. ( مکاشفه ۷ : ۱ – ۸ )

دانیال نبی درباره نقشه خدا در رابطه با زمانهایی که برای اسرائیل تعیین شده بودند، توضیحاتی دریافت کرد. کسی که ترتیب بندی درست این زمانها را بداند، می‌تواند سیر تحوّلاتی را که در فاصله بین ربوده شدن و برقراری حکومت هزار ساله به وقوع می‌پیوندد، به خوبی منظم کرده و ترتیب بندی کند. در دانیال ۹ : ۲۴ – ۲۷ از هفتاد هفته صحبت شده است، این هفتاد هفته از نظر کتاب مقدّس نشانه هفتاد”هفته سالی” می‌باشند و نه هفتاد هفته روزی. همان طوری که در آیه ۲۴ آمده است این هفته‌ها تنها به قوم دانیال یعنی اسرائیل و شهر مقدّس اورشلیم مربوط می‌شوند. سه دوره ذکر شده است: اوّل، هفت”هفته سالی”دوّم، شصت و دو”هفته سالی”و سرانجام، یک”هفته سالی”آن چه حائز اهمیّت است، این است که مسیح در پایان شصت و دو هفته منقطع می‌شود. ( آیه ۲۶ ) در حالی که هفت هفته اوّل از پیش سپری شده‌اند. در آیه ۲۷ چنین می‌خوانیم: «و او ( ضد مسیح ) با اشخاص بسیار در یک هفته عهد را استوار خواهد ساخت و در نصف آن هفته قربانی و هدیه را موقوف خواهد کرد و بر کنگره رجاسات خراب کننده‌ای خواهد آمد و الی‌النّهایت آن چه مقدّر است بر خراب کننده ریخته خواهد شد.» از زمانی که دستور بازسازی اورشلیم صادر شد ( ۴۴۵ ق.م ) تا مرگ ماشیح یعنی مسیح،‌ دقیقاً ۴۸۳ سال سپری شد، به عبارتی ( ۷ . ۶۹ ) بلافاصله پس از پایان یافتن دوره فیض برای امّتها، ربوده شدن عروس، آخرین هفته برای اسرائیل شروع می‌شود.

نیمه اوّل آن هفته مربوط به خدمت آن دو شاهد است. در حالی که نیمه دوّم مربوط به مصیبت بزرگ است. طبق مکاشفه باب ۱۱ این انبیا خدمت خود را در مدّت سه سال و نیم انجام خواهند داد و ۱۴۴.۰۰۰ نفر که مکاشفه ۷ : ۲ – ۸ در مورد آنها صحبت می‌کنند و از دوازه سبط اسرائیل می‌باشند فراخوانده می‌شوند و مُهر می‌گردند.

در مکاشفه ۷ آیه ۳ چنین نوشته شده است: «… هیچ ضرری به زمین و دریا و درختان مرسانید تا بندگان خدای خود را بر پیشانی ایشان مهر زنیم.» این فرمان به این معنی است که سه سال و نیم مصیبتِ حاصل از خشم خدا،‌ تنها زمانی شروع می‌شود که مُهر شدن ۱۴۴.۰۰۰ نفر به پایان رسیده باشد. در آن زمان است که نبوّت زکریّای نبی که می‌گوید: روح فیض و تضرّعات بر اسرائیل ریخته می‌شود، تا حدی که «… و بر من که نیزه زده‌اند خواهند نگریست و برای من مثل نوحه‌گری برای پسر یگانه خود، نوحه‌گری خواهند نمود و مانند کسی که برای نخست‌زاده خویش ماتم گیرد، برای من ماتم تلخ خواهند گرفت. در آن روز ماتمِ عظیمی مانند ماتم هَددْرمُّون در همواری مَجِدّون در اورشلیم خواهد بود.» ( زکریّا ۱۲: ۱۰ – ۱۱ ) اعلام می‌شود.

یهودیان به هنگام ظهور نخستینِ مسیحِ خود، نه او را شناختند و نه قبول کردند. ( یوحنّا ۱ : ۱۱ ) همان طوری که در عهد عتیق، یوسف تنها در ملاقات دوّم بود که خود را به برادرانش معرّفی کرد. ( اعمال ۷ : ۱۳ ) به همان ترتیب یهودیان نیز تنها در زمانی که مسیح برای بار دوّم خودش را به آنها نشان می‌دهد، وی را خواهند شناخت. یوسف دختری از امّتها را اختیار کرده و با وی ازدواج کرده بود، و زمانی که خویشتن را به برادران خود معرّفی کرد، همسر خود را در کاخ گذاشته بود و هیچ کس در آنجا حاضر نبود: «و یوسف پیش جمعی که به حضورش ایستاده بودند، نتوانست خودداری کند، پس ندا کرد که «همه را از نزد من بیرون کنید!» و کسی نزد او نماند، وقتی که یوسف خویشتن را به برادران خود شناسانید.» ( پیدایش ۴۵ : ۱ ) به همین ترتیب، پس از آن که مسیح، عروسِ امّتها را ربوده و به ضیافت می‌برد، وی را در کاخ آسمانی گذاشته و به تنهایی، بدون این که کسی را به همراه خود داشته باشد، خود را به برادرانش معرّفی خواهد کرد. و این تنها پس از کامل شدن شمار آنها و پس از مهر شدنشان، تحقّق خواهد یافت. این اوّلین ظهور مسیح پس از بازگشت وی و ربوده شدن کلیسا می‌باشد. یوحنّا نیز وقتی که مسیح را به عنوان برّه، ایستاده در کوه صهیون با ۱۴۴.۰۰۰ نفر می‌بیند، در واقع همین وقایع را تشریح می‌کند. ( مکاشفه باب ۱۴ ) کوه صهیون نقطه مرکزی عمل خدا در دنیا است و او خود را بر این کوه آشکار خواهد کرد: «و در این کوه روپوشی را که بر تمامی قومها گسترده است و سِتری را که جمیع امّتها را می‌پوشاند تلف خواهد کرد.» ( اشعیا ۲۵ : ۷ )

در آن زمان اسرائیل در خواهد یافت که آن عهدی که خدا با آنها بسته بود معتبر مانده است. زمانی که خداوند خدا شریعت خود را داد، به شکل فرشته و به صورتی مرئی بر کوه سینا نازل شد. و به همین دلیل است که زمانی که از عهد صحبت می‌شود، اصطلاح”فرشته عهد”( رسول عهد ) به وی اطلاق می‌شود. ( ملاّکی ۳ : ۱ ) و استیفان نیز به همین مطلب اشاره می‌کند، وقتی که در اعمال ۷ : ۳۸ درباره موسی سخن می‌گوید: «همین است آن که در جماعت در صحرا با آن فرشته‌ای که در کوه سینا بدو سخن می‌گفت و با پدران ما بود و کلمات زنده را یافت تا به ما رساند.»

خداوند پس از معرّفی خود به برادران خویش، طبق آن چه که در مکاشفه باب ۱۰ آمده است، در مقام مالک اصلی، پایهای خود را بر زمین و دریا می‌گذارد تا حق و حقوق مشروع خود را طلب کند. این دوّمین ظهور خداوند پس از بازگشت او برای کلیسا – عروس می‌باشد: «و دیدم فرشته زورآور دیگری را که از آسمان نازل می‌شود که ابری در بر دارد، و قوس قزحی بر سرش و چهره‌اش مثل آفتاب و پایهایش مثل ستونهای آتش.» ( مکاشفه ۱۰ : ۱ ) در کتاب مقدّس رنگین کمان نشانه عهد است. ( پیدایش باب ۹ ) در این باب هفت بار از رنگین کمان صحبت شده است و پنج بار اشاره شده است که رنگین کمان نشانه عهد است.

هنگامی که حزقیال نبی، خداوند را بر تخت خود دید، چنین گفت: «و از منظر کمر او به طرف بالا مثل منظر برنج تابان، مانند نمایش آتش در اندرون آن و گرداگردش دیدم. و از منظر کمر او به طرف پایین مثل نمایش آتشی که از هر طرف درخشان بود دیدم. مانند نمایش قوس قزح که در روز باران در ابر می‌باشد، هم چنین آن درخشندگی گرداگرد آن بود. این منظرِ شباهتِ جلالِ یهوه بود و چون آن را دیدم، به روی خود در افتادم و آواز قائلی را شنیدم.» ( حزقیال ۱ : ۲۷ – ۲۸ ) و همان توصیف را ما در مکاشفه ۴ : ۲ – ۳ می‌بینیم: «فی‌الفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشیننده‌ای. و آن نشیننده، در صورت، مانند سنگ یَشم و عقیق است و قوس قزحی در گرد تخت که به منظر شباهت به زمرد دارد.» وجود رنگین کمان به وضوح حاکی از آن است که عهد جدید برای اسرائیل نیز معتبر است: «و این است عهد من با ایشان در زمانی که گناهانشان را بردارم.» ( رومیان ۱۱ : ۲۷ ) ( عبرانیان ۸ : ۶ – ۱۳ )

«و در دست خود کتابچه‌ای گشوده دارد و پای راست خود را بر دریا و پای چپ خود را بر زمین نهاد.» ( مکاشفه ۱۰ : ۲ ) این به این معنی است که در زمان این ظهور، کتاب مُهر شده، گشوده است. سپس «… به آواز بلند چون غُرّش شیر صدا کرد …» ( مکاشفه ۱۰ : ۳ ) و در اینجا است که مشاهده می‌کنیم، برّه که نشانه فدیه است، به شیر که نماد پادشاه است مبدّل می‌شود. وی ( مسیح ) برای آن ۱۴۴.۰۰۰ نفری که مُهر شده‌اند در وهله اوّل برّه و فدیه دهنده است: «… و آنانند که برّه را هر کجا می‌رود متابعت می‌کنند و از میان مردم خریده شده‌اند تا نوبر برای خدا و برّه باشند.» ( مکاشفه ۱۴ : ۴ ) هوشع نبی نیز در همین راستا می‌گوید: «ایشان خداوند را پیروی خواهند نمود. او مثل شیر غُرش خواهد نمود و چون غرش نماید فرزندان از مغرب به لرزه خواهند آمد.» ( هوشع ۱۱ : ۱۰ ) کلمات عاموس نبی نیز دارای همین لَحن است: «پس گفت: خداوند از صهیون نعره می‌زند و آواز خود را از اورشلیم بلند می‌کند و مرتعهای شبانان ماتم می‌گیرند و قُلّه کرمل خشک می‌گردد.» ( عاموس ۱ : ۲ ) هم چنین یوئیل ۳ : ۱۶ می‌گوید: «و خداوند از صهیون نعره می‌زند و آواز خود را از اورشلیم بلند می‌کند و آسمان و زمین متزلزل می‌شود، امّا خداوند ملجای قوم خود و ملاذ بنی اسرائیل خواهد بود.» در مکاشفه ۵ : ۵ خداوند با عنوان شیر نیز معرفی شده است: «و یکی از آن پیران به من می‌گوید: گریان مباش! اینک آن شیری که از سبط یهودا و ریشه داوود است، غالب آمده است تا کتاب و هفت مُهرش را بگشاید.» وقتی که یعقوب، پسرش یهودا را برکت می‌داد، این سخنان نبوّتی را به روح، جاری نمود: «یهودا شیر بچّه‌ای است … عصا از یهودا دور نخواهد شد. و نه فرمان فرمایی از میان پایهای وی تا شیلو بیاید. و مر او را اطاعت امّتها خواهد بود.» ( پیدایش ۴۹ : ۹ – ۱۰ ) «و به آواز بلند، چون غرش شیر صدا کرد؛ و چون صدا کرد، هفت رعد به صداهای خود سخن گفتند.» ( مکاشفه ۱۰: ۳ ) خدا با صدایی رعد آسا صحبت می‌کند: «گوش داده، صدای آواز او را بشنوید … خدا از آواز خود رعدهای عجیب می‌دهد …» ( ایّوب ۳۷ : ۲ و ۵ ) «… ناگاه صدایی از آسمان در رسید … پس گروهی که حاضر بودند این را شنیده،‌ گفتند: «رعد شد! …» ( یوحنّا ۱۲ : ۲۸ – ۲۹ ) آن چه را که هفت رعد گفتند مهر شد و یوحنّا ننوشت. و به همین دلیل است که نمی‌توان درباره آن موعظه کرد، چرا که جزء کلام مکتوب خدا نیست، ( مکاشفه ۱ : ۳ ) و ( دوّم تیموتاؤس ۴ : ۱ – ۲ ) آن چه که هفت رعد گفتند، به عمل کرد سری خداوند ما در زمانی که این راز را به انجام برساند، مربوط می‌شود. لذا به همین مناسبت، فرشته قدرتمندی: «…دست راست خود را به سوی آسمان بلند کرده، قسم خورد به او که تا ابدالآباد زنده است که آسمان و آن چه را که در آن است و زمین و آن چه را که در آن است و دریا و آن چه را که در آن است آفرید که بعد از این زمانی نخواهد بود.» ( مکاشفه ۱۰ : ۵ – ۶ )

دانیال نبی نیز همین واقعه را از پیش دید و آن را در باب ۱۲ کتاب خود نقل می‌کند. او می‌پرسد که تا انجام این امور شگفت چه قدر زمان باقی مانده است، پاسخ به این سؤال، تنها می‌تواند یک مفهوم داشته باشد: «و آن مرد ملبّس به کتان را که بالای آبهای نهر ایستاده بود شنیدم که دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان برافراشته، به حیِّ ابدی قسم خورد که برای زمانی و دو زمان و نصف زمان خواهد بود و چون پراکندگیِ قوّت قومِ مقدّس به انجام رسد، آنگاه همه این امور به اتمام خواهد رسید.» ( دانیال ۱۲ : ۷ ) ما به استناد این بخش از کتاب مقدّس متوجّه می‌شویم که از زمانی که فرشته قسم می‌خورد تا سرانجام نظام فعلی جهانی، دقیقاً سه سال و نیم سپری می‌شود، و حکومت هزار ساله از همان موقع آغاز می‌گردد.

خلاصه می‌کنم: این دو نبی به مدّت سه سال و نیم خدمت می‌کنند، و در طول این مدّت کسی نمی‌تواند آنها را لمس کند. [ آسیبی به آنها برساند – مترجم ] چرا که قدرت کاملِ مطلقِ الهی را در اختیار دارند: «… آتشی از دهانشان بِدَر شده دشمنان ایشان را فرو می‌گیرد …» ( مکاشفه ۱۱ : ۵ – ۶ ) با توجّه به توصیفی که از خدمت آنها می‌شود، موسی و ایلیا برای ما تداعی می‌شوند. این فرض که یکی از آنها می‌تواند خنوخ باشد درست نیست. خنوخ به عنوان هفتم از آدم، تصویر کسانی است که در آخر دوره هفتم زنده بوده و بدون گذر از مرگ، تبدیل می‌شوند تا در ربوده شدن شرکت نمایند. این موسی و ایلیا بودند که در کوه تبدیل هیئت در کنار عیسی حضور داشتند. ( متی باب ۱۷ ) و ضمناً اسم هر دو نفر آنها در سه آیه ملاّکی نیز برده شده است. ( ملاّکی ۴ : ۴ – ۶ )

در پایان خدمت این دو شاهد، ۱۴۴.۰۰۰ نفر یهودی به عنوان ثمره موعظه آنها بر کوه صهیون جمع می‌شوند، و خداوند به سوی آنها نزول کرده، خود را به عنوان مسیح و برّه خدا معرّفی می‌کند. در همان زمان، هنگامی که اسرائیلیان متوجّه می‌شوند که در عهد جدید سهم دارند، هویّت ضد مسیح و دجّال نیز برای آنها مشخص می‌شود. و در آن موقع است که عهد هفت ساله‌ای که اسرائیل با وی ( ضد مسیح ) بسته بود شکسته می‌شود ( دانیال ۹ : ۲۷ ) و به این ترتیب، مصیبت بزرگ و زمان جفا شروع می‌شود: «… و قدرتی به او عطا شد که مدّت چهل و دو ماه عمل کند … و به وی داده شد که با مقدّسین جنگ کند و بر ایشان غلبه یابد …» ( مکاشفه ۱۳ : ۵ – ۷ ) دانیال نیز درباره مقدِّسین حضرت اعلی چنین نبوّت کرده است: «… و مقدّسان حضرت اعلی را ذلیل خواهد ساخت و قصد تبدیل نمودن زمانها و شرایع خواهد نمود و ایشان تا زمانی و دو زمان و نصف زمان به دست او تسلیم خواهند شد.» ( دانیال ۷ : ۲۵ ) آیا واضح‌تر از این می‌توان نوشت؟

در زمان وحشتناک جفا، ۱۴۴.۰۰۰ نفری که مهر شده‌اند، به شهادت خواهند رسید. ابتدا دو شاهد که دوره شهادت ( مأموریّت ) خود را به پایان رسانده‌اند، کشته می‌شوند. ( مکاشفه ۱۱ : ۷ ) و پس از آنها همان طور که در مُهر پنجم گفته شده است، نوبت به دیگران می‌رسد. حال با توجّه به این وقایع، در مکاشفه ۱۴: ۱۲ چنین می‌خوانیم: «در اینجا است صبرِ مقدّسین که احکام خدا و ایمانِ عیسی را حفظ می‌نمایند.» و درست در آن زمان است که این سخن به انجام می‌رسد: «و آوازی را از آسمان شنیدم که می‌گوید: بنویس که از کنون خوشحال‌اند مردگانی که در خداوند می‌میرند.» ( مکاشفه ۱۴ : ۱۳ )

خداوندِ ما، پراکنده شدن یهودیان در میان امّتها، و همین طور جمع شدن مجدّد ‌آنها را اخبار کرده و در رابطه با آن چنین گفته بود: «و به دَمِ شمشیر خواهند افتاد و در میان جمیع امّتها به اسیری خواهند رفت و اورشلیم پایمالِ امّتها خواهد شد تا زمانهای امّتها به انجام رسد.» ( لوقا ۲۱ : ۲۴ )

در مُهر پنجم از جانها و نفوسی صحبت می‌شود که زیر مذبح هستند. ( مکاشفه ۶ : ۹ – ۱۱) اینها افرادی هستند که به خاطر کلام خدا و شهادتی که داشتند، کشته شده‌اند. ملاحظه کنید که این شهدا هنوز شهادت عیسی را نداشتند، و با آن که سخت به کلام وفادار مانده بودند، امّا در عین حال عیسی را به عنوان مسیحِ خود قبول نکرده بودند. آنها یهودیانی هستند که تنها به صرفِ یهودی بودن کشته شده‌اند. فدیه شدگان در دعای خود می‌گویند: «ای پدر آنها را ببخش چون که نمی‌دانند چه کار می‌کنند،» امّا آنانی که شهادت کلام را دارند چنین دعا می‌کنند: «… ای خداوند قدّوس و حق، تا به کی انصاف نمی‌نمایی و انتقام خون ما را از ساکنان زمین نمی‌کِشی؟» ( مکاشفه ۶ : ۱۰ ) و خدا که داور عادل است فرمود: «به هر یکی از ایشان جامه‌ای سفید داده شد و به ایشان گفته شد که اندکی دیگر آرامی نمایند تا عدد هم قطاران که مثل ایشان کشته خواهند شد، تمام شود.» ( مکاشفه ۶ : ۱۱ )

واژه غلام [ در یونانی اصطلاح”هم غلام”به کار رفته در حالی که در زبان فارسی”هم قطار”برای کلمه Sundouloi انتخاب شده است –مترجم ] در چهارچوب کلیسای عهد جدید به کار نرفته است، چرا که از پسران و دختران تشکیل شده است. در حالی که در نبوّتهای کتاب مقدّس از اسرائیلیان به عنوان”غلام”و”کنیز”یاد شده است. اصطلاح”هم قطار”نیز بی‌شک به ۱۴۴.۰۰۰ نفری که به واسطه خدمت آن دو نبی که در طول سه سال و نیم مصیبت بزرگ مورد تعقیب ضد مسیح قرار گرفته و توسّط وی کشته می‌شوند، اطلاق می‌شود.

 

مجازات و پاداش:

 

«زیرا که ستارگان آسمان و بُرجهایش روشنایی خود را نخواهند داد. و آفتاب در وقت طلوع خود تاریک خواهد شد و ماه روشنایی خود را نخواهد تابانید.» ( اشعیا ۱۳ : ۱۰؛ یوئیل ۲ : ۳۰ – ۳۲ ؛ مکاشفه ۶ : ۱۲ – ۱۷ ) «و فوراً بعد از مصیبت آن ایّام، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزد و قوّتهای افلاک متزلزل گردد. آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت، جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان، با قوّت و جلال عظیم می‌آید.» ( متی ۲۴ : ۲۹ – ۳۰ ) «و در آفتاب و ماه و ستارگان علامات خواهد بود و بر زمین تنگی و حیرت از برای امّتها روی خواهد نمود به سبب شوریدن دریا و امواجش. و دلهای مردم ضعف خواهد کرد از خوف و انتظار آن وقایعی که بر ربع مسکون ظاهر می شود، زیرا قوّات آسمان متزلزل خواهد شد و آنگاه پسرِ انسان را خواهند دید که بر ابری سوار شده و با قوّت و جلال عظیم می‌آید.» ( لوقا ۲۱ : ۲۵ – ۲۷ ) «اینک با ابرها می‌آید و هر چشمی او را خواهد دید و آنانی که او را نیزه زدند و تمامی امّتهای جهان برای وی خواهند نالید. بلی! آمین.» ( مکاشفه ۱ : ۷ )

ما ملاحظه کردیم که بعد از بازگشت خداوند برای بردن کلیسا – عروس، وی مجدّداً به خاطر آن ۱۴۴.۰۰۰ نفر خواهد آمد، ابتدا به عنوان برّه و سپس به عنوان فرشته عهد. پس از پایان دوره مصیبت عظیم، مسیح می‌آید تا ضد مسیح را که”بی‌دین”نیز خوانده می شود از میان بردارد. به فرموده پولس رسول در این باره توجّه کنید! او می‌گوید که ضد مسیح تنها زمانی می‌تواند قدرت کامل خود را ظاهر کند که برداشته شود آن که: «و الآن آن چه را که مانع است می‌دانید تا او در زمان خود ظاهر بشود. زیرا که آن سر بی‌دینی الآن عمل می‌کند فقط تا وقتی که آن که تا به حال مانع است از میان برداشته شود.» ( دوّم تسالونیکیان ۲ : ۶ – ۷ ) این مانع، روح‌القدس است که در کلیسای عروس کار می‌کند، و آن که مانع است، در زمانی برداشته می‌شود که کلیسا ربوده شده باشد: «آنگاه آن بی‌دین ظاهر خواهد شد که عیسی خداوند او را به نَفَس دهان خود هلاک خواهد کرد و به تجلّی ظهور خویش، او را نابود خواهد ساخت.» ( دوّم تسالونیکیان ۲ : ۸ ) «بلکه مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومانِ زمین به راستی حکم خواهد نمود. و جهان را به عصای دهان خویش زده، شریران ( ضد مسیح ) را به نفخه لبهای خود خواهد کشت.» ( اشعیا ۱۱ : ۴ )

در مکاشفه ۱۹ : ۱۱ – ۱۶ خداوند را می‌بینیم که سوار بر اسب سفیدی می‌آید، او”امین و حق”خوانده می‌شود، او به عدل داوری و جنگ می‌کند و نام وی”کلمه خدا”است: «و از دهانش شمشیری تیز بیرون می‌آید تا به آن امّتها را بزند و آنها را به عصای آهنین حکمرانی خواهد نمود و او چَرخُشتِ خَمر غضب و خشمِ خدای قادر مطلق را زیر پای خود می‌افشُرَد.» ( آیه ۱۵ ) چنین توصیفی در مکاشفه ۱۴ : ۱۷ – ۲۰ نیز به کار رفته است: «پس آن فرشته داسِ خود را بر زمین آورد و مَوْهای زمین را چیده، آن را در چَرخُشتِ عظیم غضبِ خدا ریخت.» ( آیه ۱۹ ) همچنین بسیاری از قسمتهای کلام اشاره به زمانی دارد که خدا تصفیه حساب می‌کند: «پس عدالت را مثل زره پوشید و خودِ نجات را بر سر خویش نهاد. و جامه انتقام را به جای لباس در بر کرد و غیرت را مثل ردا پوشید. بر وفق اعمال ایشان، ایشان را جزا خواهد داد. به خصمان خود حدّت خشم را و به دشمنان خویش مکافات …» ( اشعیا ۵۹ : ۱۷ – ۱۸ ) در جای دیگر خداوند چنین می‌گوید: «زیرا که یوم انتقام در دل من بود و سال فدیه شدگانم رسیده بود … و قومها را به غضب خود پایمال نموده، ایشان را از حدّت خشم خویش مست ساختم. و خون ایشان را بر زمین ریختم.» ( اشعیا ۶۳ : ۴ و ۶ ) «اینک اسم خداوند از جای دور می‌آید، در غضب خود سوزنده و در ستون غلیظ و لبهایش پر از خشم و زبانش مثل آتش سوزان است … و خداوند جلال آواز خود را خواهد شنوانید و فرود آوردن بازوی خود را با شدّت غضب و شعله آتش سوزنده و طوفان و سیل و سنگهای تگرگ ظاهر خواهد ساخت.» (اشعیا ۳۰ : ۲۷ و ۳۰ ) «ای قوم من بیایید به حجره‌های خویش داخل شوید و درهای خود را در عقب خویش ببندید. خویشتن را اندک لحظه‌ای پنهان کنید تا غضب بگذرد.» ( اشعیا ۲۶ : ۲۰ ) «زمین بالکُل منکسر شده. زمین تماماً از هم پاشیده و زمین به شدّت متحرّک گشته است. زمین مثل مستان افتان و خیزان است و مثل سایبان به چپ و به راست متحرّک و گناهش بر آن سنگین است. پس افتاده است که بار دیگر نخواهد برخاست. و در آن روز واقع خواهد شد که خداوند گروه شریفان را بر مکان بلند ایشان و پادشاهان زمین را بر زمین سزا خواهد داد. و ایشان مثل اسیران در چاه جمع خواهند شد و در زندان بسته خواهند گردید و بعد از روزهای بسیار ( یعنی پس از سلطنت هزار ساله، در زمان داوری نهایی ) ایشان طلبیده خواهند شد. و ماه خجل و آفتاب رسوا خواهد گشت زیرا که یهوه صبایوت در کوه صهیون و در اورشلیم و به حضور مشایخ خویش، با جلال سلطنت خواهد نمود.» (اشعیا ۲۴ : ۱۹ – ۲۳ ) «خداوند یهوه چنین می‌گوید: بلا هان بلای واحد می‌آید! انتهایی می‌آید، انتهایی می‌آید و به ضد تو بیدار شده است. هان می‌آید … وقت معیّن می‌آید و آن روز نزدیک است. روز هنگامه خواهد شد و نه روز آواز شادمانی بر کوهها.» ( حزقیال ۷ : ۵ – ۷ ) داوری نیروهایی که با خدا دشمنی دارند در ظرف یک روز انجام خواهد شد، و در یک نبرد کار فیصله خواهد یافت: «اینک چون دزد می‌آیم! خوشا به حال کسی که بیدار شده، ‌رختِ خود را نگاه دارد، مبادا عُریان راه رود و رسوایی او را ببینند. و ایشان را به موضعی که آن را در عبرانی حارمَجِدّون می‌خوانند، فراهم آوردند.» ( مکاشفه ۱۶ : ۱۵- ۱۶ ) پس این ظهور، با نبرد هارمگدون ( حارمَجِدّون ) مصادف خواهد شد. حزقیال سرانجام این قضیه را چنین شرح می‌دهد: «و با وبا و خون بر او عقوبت خواهم رسانید. و باران سیّال و تگرگ سخت و آتش و گوگرد بر او و بر افواجش و بر قومهای بسیاری که با وی می‌باشند خواهم بارانید.» ( حزقیال ۳۸ : ۲۲ ) زکریّا ۱۴: ۱۲ – ۱۵ نیز شکل داوری بر امّتهایی را که در آن زمان به اورشلیم هجوم می‌آورند، چنین توصیف می‌کند: «و این بلایی خواهد بود که خداوند بر همه قومهایی که با اورشلیم جنگ کنند وارد خواهد آورد. گوشت ایشان در حالتی که بر پایهای خود ایستاده باشند کاهیده خواهد شد و چشمانشان در حدقه گداخته خواهد گردید و زبان ایشان در دهانشان کاهیده خواهد گشت. و در آن روز اضطراب عظیمی از جانب خداوند در میان ایشان خواهد بود و دست یک دیگر را خواهند گرفت و دست هر کس به ضد دست دیگری بلند خواهد شد. و یهودا نیز نزد اورشلیم جنگ خواهد نمود و دولت جمیع امّتهای مجاور آن از طلا و نقره و لباس از حد زیاده جمع خواهد شد. و بلای اسبان و قاطران و شتران و الاغها و تمامی حیواناتی که در آن اُردوها باشند هم چنان مانند این بلا خواهد بود.»

پیروزی بر ضد مسیح و داوری مربوطه که بر دشمنان خدا نازل خواهد شد، محقّق خواهد گردید: «… در هنگامی که عیسی خداوند از آسمان با فرشتگان قوّت خود ظهور خواهد نمود در آتش مشتعل و انتقام خواهد کشید از آنانی که خدا را نمی‌شناسند و انجیل خداوند ما عیسی مسیح را اطاعت نمی‌کنند.» ( دوّم تسالونیکیان ۱ : ۷ – ۸ ) و این همان”روز خداوند”خواهد بود که انبیا و رسولان درباره آن اخبار کرده‌اند: «زیرا اینک آن روزی که مثل تنور مشتعل می‌باشد، خواهد آمد و جمیع متکبّران و جمیع بدکاران کاه خواهند بود و یهوه صبایوت می‌گوید: آن روز که می‌آید ایشان را چنان خواهد سوزانید که نه ریشه و نه شاخه‌ای برای ایشان باقی خواهد گذاشت.» ( ملاّکی ۴ : ۱ ) «لکن روز خداوند چون دزد خواهد آمد که در آن آسمانها به صدای عظیم زایل خواهند شد و عناصر سوخته شده، از هم خواهد پاشید و زمین و کارهایی که در آن است سوخته خواهد شد.» ( دوّم پطرس ۳ : ۱۰ )

 

انتقال:

 

پس از آن که خداوند خشم خود را نازل کرده و با دشمنان خود تصفیه حساب می‌کند، آن چه که در زکریّا اخبار شده بود، تحقّق می‌یابد: «و در آن روز پایهای او بر کوه زیتون … خواهد ایستاد …» ( زکریّا ۱۴ : ۴ ) این بار او دیگر تنها نخواهد آمد، بلکه همان طوری که در آیه بعدی آمده است: «… و یهوه خدای من خواهد آمد و جمیع مقدّسان همراه تو ( خواهند آمد ). ( آیه ۵ ) در این زمان ضیافت شام درآسمان تمام شده است و حکومت هزار ساله شروع خواهد شد. ولی قبل از شروع آن، داوری عمومی صورت خواهد گرفت: «و امّتها خشمناک شدند و غضب تو ظاهر گردید و وقت مردگان رسید تا بر ایشان داوری شود و تا بندگان خود یعنی انبیا و مقدّسان و ترسندگان نام خود را چه کوچک و چه بزرگ اُجرت دهی و مفسدان زمین را فاسد گردانی.» ( مکاشفه ۱۱ : ۱۸ )

همان طور که در هر یک از دوره‌های مختلف کلیسا پیغامی کاملاً متفاوت با دوره‌ای دیگر داده شد لازم است که موضع روشنی درباره آن چه که از نظر خدا ارزش دارد در میان سعادتمندان ارائه شود. این داوری به مفهوم محکومیّت نیست بلکه یک رأی الهی می‌باشد.

در آن زمان است که این کلام جامه عمل می‌پوشد: «زیرا لازم است که همه ما پیش مسند مسیح حاضر شویم تا هر کس اعمال بدنی خود را بیابد، به حسب آن چه کرده باشد، چه نیک چه بد.» ( دوّم قرنتیان ۵ : ۱۰ ) «لکن تو چرا بر برادر خود حکم می‌کنی؟ یا تو نیز چرا برادر خود را حقیر می‌شماری؟ زان رو که همه پیش مسند مسیح حاضر خواهیم شد. زیرا مکتوب است: خداوند می‌گوید به حیات خودم قسم که هر زانویی نزد من خم خواهد شد و هر زبانی به خدا اقرار خواهد نمود. پس هر یکی از ما حساب خود را به خدا خواهد داد.» ( رومیان ۱۴ : ۱۰ – ۱۲ )

پیش از آن که عادلان، که به کمال رسیده‌اند در کنار داور، داوری کرده و در کنار پادشاه، پادشاهی کنند، صلاحیّت آنان می‌بایست تأیید شده و تاج بر سر آنها گذاشته شود تا وارد ملکوت بشوند. تاجهای مختلفی توزیع خواهد شد. کتاب مقدّس از تاج فخر ( اوّل تسالونیکیان ۲ : ۱۹ ) تاج عدالت ( دوّم تیموتاؤس ۴ : ۸ ) تاج ناپژمرده جلال ( اوّل پطرس ۵ : ۴ ) و تاج حیات ( یعقوب ۱: ۱۲ و مکاشفه ۲ : ۱۰) و غیره یاد شده است.

«پس دیوان بر پا خواهد شد …» ( دانیال ۷ : ۲۶ ) و این مسئله با مکاشفه ۲۰ : ۴ مطابقت دارد: «و تختها دیدم و بر آنها نشستند و به ایشان حکومت داده شد و دیدم نفوسِ آنانی را که به جهت شهادت عیسی و کلام خدا سر بریده شدند و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش نکردند و نشان او را بر پیشانی و دست خود نپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کردند.»

وعده به غالب شدگان داده شده بود: «آن که غالب آید، این را به وی خواهم داد که بر تخت من با من بنشیند …» ( مکاشفه ۳ : ۲۱ ) آنها نه تنها در طول هزار سال به عنوان پادشاهان در کنار پادشاه بزرگ بر امّتها حکمرانی خواهند کرد. ( مکاشفه ۲ : ۲۶ – ۲۸ ) بلکه در داوری نیز شرکت خواهند نمود. پولس می‌نویسد: «یا نمی‌دانید که مقدّسان، دنیا را داوری خواهند کرد … آیا نمی‌دانید که فرشتگان را داوری خواهیم کرد …» ( اوّل قرنتیان ۶ : ۲ – ۳ ) خنوخ در این رابطه چنین نبوّت کرده است «لکن خنوخ که هفتم از آدم بود، درباره همین اشخاص خبر داده، گفت: «اینک خداوند با هزاران هزار از مقدّسین خود آمد تا بر همه داوری نماید و جمیع بی‌دینان را مُلزم سازد، بر همه کارهای بی‌دینی که ایشان کردند و بر تمامی سخنان زشت که گناهکاران بی‌دین به خلاف او گفتند.» ( یهودا ۱۴ و ۱۵ ) در متی ۲۵ : ۳۱ – ۳۲ نیز چنین آمده است: «امّا چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدّس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست، و جمیع امّتها در حضور او جمع شوند و آنها را از هم دیگر جدا می‌کند، به قسمی که شبان میشها را از بزها جدا می‌کند.» در اشعیا ۲ : ۲ – ۵ نیز داوری امّتها برای ما توصیف شده است: «و او امّتها را داوری خواهد نمود و قومهای بسیاری را تنبیه خواهد کرد و ایشان شمشیرهای خود را برای گاو آهن و نیزه‌های خویش را برای ارّه‌ها خواهند شکست و اُمّتی بر امّتی شمشیر نخواهد کشید و بار دیگر جنگ را نخواهند آموخت.» ( آیه ۴ ) تقریباً همین توصیف را در میکاه ۴ : ۱- ۵ هم می‌توان خواند.

درباره قوم اسرائیل چنین آمده است: «… هر که در اورشلیم در دفتر حیات مکتوب باشد.» ( اشعیا ۴ : ۳ ) پس نه تنها آنانی که زنده مانده‌اند داوری می‌شوند، بلکه این مسئله شامل حال افرادی هم که در طول مصیبت بزرگ با نثار زندگی خود، شهادت خود را مهر کردند: «… و دیدم نفوس آنانی را که به جهت شهادت عیسی و کلام خدا سر بریده شدند و آنانی را که وحش و صورتش را پرستش نکردند و نشان او را بر پیشانی و دست خود نپذیرفتند که زنده شدند و با مسیح هزار سال سلطنت کردند.» ( مکاشفه ۲۰ : ۴ ) می‌شود و اگر چه در ضیافت عروسی برّه شرکت نکردند، امّا در سلطنت هزار ساله سهم خواهند داشت. آنها پیش از شروع سلطنت مسیح بیدار شده و جزء افرادی که در قیام اوّل شرکت کردند، محسوب خواهند شد. در این مورد باید دوّم تیموتاؤس ۴ : ۱ را خواند: «تو را در حضور خدا و مسیح عیسی که بر زندگان و مردگان داوری خواهد کرد قسم می‌دهم و به ظهور و ملکوت او» «و سایر مردگان زنده نشدند تا هزار سال به اتمام رسید. این است قیامت اوّل. خوشحال و مقدّس است کسی که از قیامت اوّل قسمتی دارد. بر اینها موت ثانی تسلّط ندارد بلکه کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال با او سلطنت خواهند کرد.» ( مکاشفه ۲۰ : ۵ – ۶ ) و در این ایّام آن چه که خداوند گفته و به خاطر آن بر خود قسم خورده است عملی می‌شود: «به ذات خود قسم خوردم و این کلام به عدالت از دهانم صادر گشته بر نخواهد گشت که هر زانو پیش من خم خواهد شد و هر زبان به من قسم خواهد خورد. و مرا خواهند گفت عدالت و قوّت فقط در خداوند می‌باشد. و به سوی او خواهند آمد و همگانی که به او خشمناک‌اند خجل خواهند گردید. و تمامی ذرّیّت اسرائیل در خداوند عادل شمرده شده، فخر خواهند کرد.» ( اشعیا ۴۵ : ۲۳ – ۲۴ ) این دو آیه نیز به همان بافت تعلّق دارند: «و هنگامی که نخست‌زاده را باز به جهان می‌آوَرَد، می‌گوید که جمیع فرشتگان خدا او را پرستش کنند.» ( عبرانیان ۱ : ۶ ) «تا به نام عیسی هر زانویی از آن چه در آسمان و بر زمین و زیرِ زمین است خم شود، و هر زبانی اقرار کند که عیسی مسیح، خداوند است برای تمجید خدای پدر.» ( فیلیپیان ۲ : ۱۰ – ۱۱ )

در آن زمان همه آنانی که به مسیح ایمان آورده‌اند شادی خواهند کرد: «هنگامی که آید تا در مقدّسان خود جلال یابد و در همه ایمانداران از او تعجّب کنند در آن روز، زیرا که شما شهادت ما را تصدیق کردید.» (دوّم تسالونیکیان ۱ : ۱۰ ) ما به منظور سپاسگزاری صدای خود را با سرود ستایشی که ۲۴ شیخ و چهار موجود زنده و فرشتگان می‌سرایند هم آواز خواهیم کرد: «که به آواز بلند می‌گویند: مستحق است برّه ذبح شده که قوّت و دولت و حکمت و توانایی و اکرام و جلال و برکت را بیابد. و هر مخلوقی را که در آسمان و بر زمین و زیر زمین و در دریاست و آن چه در آنها می‌باشد، شنیدم که می‌گویند: تخت نشین و برّه را برکت و تکریم و جلال و توانایی باد تا ابدالآباد.» ( مکاشفه ۵ : ۱۲ – ۱۳ ) «و آن چهار حیوان که هر یکی از آنها شش بال دارد، گرداگرد و درون به چشمان پر هستند و شبانه روز باز نمی‌ایستند از گفتن قدّوس، قدّوس، قدّوس، خداوند خدای قادر مطلق که بود و هست و می‌آید.» ( مکاشفه ۴ : ۸ ) طبیعی است که در این آیه آخر، خداوند به عنوان پسر انسان خوانده نمی‌شود، بلکه به عنوان خدای قادر مطلق. اشعیاء نبی از پیش این مسئله را عنوان کرده است: «و در آن روز خواهند گفت: اینک این خدای ما است که منتظر او بوده‌ایم و ما را نجات خواهد داد. این خداوند است که منتظر او بوده‌ایم پس از نجات او مسرور و شادمان خواهیم شد.» ( اشعیا ۲۵ : ۹ )

 

سلطنت هزار ساله:

 

خداوند به عنوان پادشاه و به همراه آنانی که در ضیافت عروسی شرکت داشته‌اند، در طول سلطنت هزار ساله بر سرتاسر زمین فرمان خواهد راند. و آن ۱۴۴.۰۰۰ نفری هم که در قیام اوّل به حساب آمدند، با وی سلطنت خواهند کرد. ( مکاشفه ۲۰ : ۴ – ۶ ) در این زمان خواهد بود که تعداد کامل شده یهودیان با تعداد کامل امّتها، با هم متّحد خواهند شد، و همان وعده‌ای که به مرد پیروزمند جلجتا داده شد، به عنوان وعده به غالب شدگان نیز داده می‌شود: «و هر که غالب آید و اعمال مرا تا انجام نگاه دارد، او را بر امّتها قدرت خواهم بخشید تا ایشان را به عصای آهنین حکمرانی کند …» ( مکاشفه ۲ : ۲۶ – ۲۷ )

عروس در اورشلیم جدید که مسکن ابدی او است می‌ماند، همان اورشلیم آسمانی که به عروس تشبیه شده است. «و شهر مقدّس اورشلیم جدید را دیدم که از جانب خدا از آسمان نازل می‌شود، حاضر شده چون عروسی که برای شوهر خود آراسته است … و یکی از آن هفت فرشته که هفت پیاله پُر از هفت بلای آخرین را دارند، آمد و مرا مخاطب ساخته، گفت: بیا تا عروس منکوحه برّه را به تو نشان دهم. آنگاه مرا در روح، به کوهی بزرگِ بلند برد و شهر مقدّس اورشلیم را به من نمود که از آسمان از جانب خدا نازل می‌شود.» ( مکاشفه ۲۱ : ۲ و ۹ و ۱۰ )

پس از ضیافت شام او دیگر عروس خوانده نمی‌شود بلکه منکوحه برّه [ در انگلیسی واژه‌های bride و wife به جای واژه‌های یونانی numphe و gunaika استفاده شده است – مترجم ]

اورشلیم زمینی پر از شکوه و جلال خواهد بود، زیرا که اورشلیم جدید دقیقاً بر اورشلیم قدیمی قرار خواهد گرفت: «خداوند بر جمیع مساکن کوه صهیون و بر محفلهایش ابر و دود در روز و درخشندگی آتش مشتعل در شب خواهد آفرید، زیرا که بر تمامی جلال آن پوششی خواهد بود.» ( اشعیا ۴ : ۵ ) همان طور که اشاره شد، اورشلیم تازه، نازل خواهد شد ولی با زمین تماس پیدا نخواهد کرد. امّا اورشلیم قدیمی را خواهد پوشانید و روشنایی و جلال آن سرتاسر زمین را که با آتش تطهیر شده است پر خواهد کرد. اندازه‌های آن در مکاشفه ۲۱ : ۱۶ داده شده است، این شهر مانند یک هرم بزرگ و قدرتمند در آسمان گسترده خواهد شد.

ایماندارانی که در طول دوره مصیبت بزرگ به خداوند وفادار ماندند و حاضر شدند تا جان خود را نثار کنند، همان طوری که ملاحظه کردیم در این حکومت هزار ساله شرکت خواهند کرد: «و دیدم مثال دریایی از شیشه مخلوط به آتش و کسانی را که بر وحش و صورت او و عدد اسم او غلبه می‌یابند، بر دریای شیشه ایستاده و بربطهای خدا را به دست گرفته، سرود موسی بنده خدا و سرود برّه را می‌خوانند …» ( مکاشفه ۱۵ : ۲ – ۳ ) در اینجا با توجّه به این نکته که صحبت از”سرود موسی”و”سرود برّه”شده است، معلوم می‌شود که صحبت از ایمانداران یهودی و غیر یهودی می‌باشد. آنها ایمانداران امینی هستند که علامت وحش را دریافت نکرده و عدد اسم او و صورت او را نپرستیده‌اند، و در حالی که تنها غالب شدگان هستند که در ضیافت نکاح شرکت دارند، امّا همه فدیه شدگان در ملکوت هزار ساله حضور خواهند یافت، آن هم در یک مقام: «من او را گفتم: خداوندا تو می‌دانی! مرا گفت: ایشان کسانی می‌باشند که از عذاب سخت بیرون می‌آیند و لباس خود را به خون برّه شست و شو کرده، سفید نموده‌اند. از این جهت پیش روی تخت خدایند و شبانه روز در هیکل او وی را خدمت می‌کنند و آن تخت نشین، خیمه خود را بر ایشان بر پا خواهد داشت … و خدا هر اشکی را از چشمانِ ایشان پاک خواهد کرد.» ( مکاشفه ۷ : ۱۴ – ۱۵ و ۱۷ ) زمانی که گفته می‌شود: روز و شب وی را خدمت خواهند کرد، متوجّه می‌شویم که ابدیّت در میان نیست، بلکه صحبت از دوره هزار ساله می‌باشد، چرا که در ابدیّت نه روز هست و نه شب، و نه هیچ مفهوم زمانی در آن یافت می‌شود.

همان طورکه پیش‌تر اشاره کردیم، در زمان داوری نهایی، متکبران، افراد مغرور، بی‌دینان و همه دشمنان مستقیم خدا و اسرائیل نابود خواهند شد. ( اشعیا ۱۳ : ۶ – ۱۲ ) و مانند کاه سوخته خواهند شد. ( ملاّکی ۴ : ۱ ) عدّه زیادی از مردم به علّت عدم دقّت کافی به هنگام مطالعه کتاب مقدّس، بر این باورند که کلّ بشریّت به غیر از عروس و ۱۴۴.۰۰۰ نفر از بین خواهند رفت. در حالی که این مسئله با بسیاری از بخشهای کتاب مقدّس در تضاد می‌باشد. مردمی که از این حوادث جان سالم به در ببرند، به زندگی خود بر روی زمین ادامه خواهند داد: «و واقع خواهد شد که همه باقی ماندگان از جمیع امّتهایی که به ضد اورشلیم آیند، هر سال بر خواهند آمد تا یهوه صبایوت پادشاه را عبادت نمایند و عید خیمه‌ها را نگاه دارند.» ( زکریّا ۱۴ : ۱۶ ) حال چگونه امکان دارد که امّتها سال به سال آمده و در حضور پادشاه سجده کنند، اگر در زمان سلطنت هزار ساله در روی زمین نباشند؟

• «یهوه صبایوت چنین می‌گوید: بار دیگر واقع خواهد شد که قومها و ساکنان شهرهای بسیار خواهند آمد. و ساکنان یک شهر به شهر دیگر رفته، خواهند گفت: بیایید برویم از خداوند مسألت نماییم و یهوه صبایوت را بطلبیم و من نیز خواهم آمد. و قومهای بسیار و امّتهای عظیم خواهند آمد تا یهوه صبایوت را در اورشلیم بطلبند و از خداوند مسألت نمایند. یهوه صبایوت چنین می‌گوید: در آن روزها ده نفر از همه زبانهای امتها به دامن شخص یهودی چنگ زده، متمسّک خواهند شد و خواهند گفت همراه شما می‌آییم زیرا شنیده‌ایم که خدا با شما است.» ( زکریّا ۸ : ۲۰ – ۲۳ )
• «… جمیع امّتها به سوی آن روان خواهند شد. و قومهای بسیار عزیمت کرده، خواهند گفت: بیایید تا به کوه خداوند و به خانه خدای یعقوب برآییم تا طریقهای خویش را به ما تعلیم دهد و به راه‌های وی سلوک نماییم. زیرا که شریعت از صهیون و کلام خداوند از اورشلیم صادر خواهد شد.» ( اشعیا ۲ : ۲ – ۳ )
• «و در آن روز واقع خواهد شد که ریشه یَسِّی به جهت عَلَم قومها بر پا خواهد شد و امّتها آن را خواهند طلبید و سلامتی او با جلال خواهد بود.» ( اشعیا ۱۱ : ۱۰ )
• «و خداوند می‌گوید که از غُرّۀ ماه تا غُرّۀ دیگر از سبَّت تا سبَّت دیگر تمامی بشر خواهند آمد تا به حضور من سجده نمایند. و ایشان بیرون رفته، لاشهای مردمانی را که بر من عاصی شده‌اند ملاحظه خواهند کرد زیرا کِرْم ایشان نخواهد مرد و آتش ایشان خاموش نخواهد شد و ایشان نزد تمامی بشر مکروه خواهند بود.» ( اشعیا ۶۶ : ۲۳ – ۲۴ )
• «… زیرا تو را بهتر است که با یک چشم داخل ملکوت خدا شوی، از آن که با دو چشم در آتش جهنّم انداخته شوی، جایی که کِرم ایشان نمیرد و آتش خاموشی نیابد.» ( مرقس ۹ : ۴۷ – ۴۸ ) از این گفته خداوند نباید برداشت شخصی کرد، بلکه باید آن را در کلام نبوّتی و بافت درست و در زمان مناسب قرار داد.

اشعیا ۶۵ : ۲۰ – ۲۵ وضعیّت مردانی را برای ما بازگو می‌کند که بر روی زمین باقی مانده و زندگی خواهند کرد، فرزندان به دنیا خواهند آورد، خانه‌ها ساخته و در آنها ساکن خواهند شد، تاک خواهند کاشت و از ثمره آن بهره خواهند برد، خواهند کاشت و درو خواهند کرد، چون در آن زمان شیطان در بند خواهد شد: «گرگ و برّه با هم خواهند چرید و شیر مثل گاو کاه خواهد خورد و خوراک مار خاک خواهد بود …» ( اشعیا ۶۵ : ۲۵ ) و توصیفی این چنین و مشابه را در اشعیا ۱۱ : ۶ – ۹ نیز می‌توانیم ببینیم. ولی از آنجایی که این مردمان ایماندار نبوده و افرادی هستند که از نو مولود نشده‌اند، لذا نااطاعتیها، بیماریها و حتّی مرگ نیز در میان آنها دیده می‌شود: «و هر کدام از قبایل زمین که به جهت عبادت یهوه صبایوت پادشاه برنیایند، بر ایشان باران نخواهد شد.» ( زکریّا ۱۴: ۱۷ ) «و بار دیگر طفلِ کم روز از آنجا نخواهد بود و نه مرد پیر که عمر خود را به اتمام نرسانده باشد زیرا که طفل در سن صد سالگی خواهد مرد لیکن گناهکار صد ساله ملعون خواهد بود.» ( اشعیا ۶۵ : ۲۰ ) دوره هزار ساله هنوز با مسائل زمانی درگیرخواهد بود، در حالی که این مسائل در ابدیّت وجود نخواهد داشت: «و بر کنار نهر به این طرف و آن طرف هر قسم درخت خوراکی خواهد رویید که برگهای آنها پژمرده نشود و میوه‌های آنها لاینقطع خواهد بود و هر ماه میوه تازه خواهد آورد زیرا که آبش از مَقْدس جاری می‌شود و میوه آنها برای خوراک و برگهای آنها به جهت علاج خواهد بود.» ( حزقیال ۴۷ : ۱۲ ) «و نهری از آب حیات به من نشان داد که درخشنده بود، مانند بلور و از تخت خدا و برّه جاری می‌شود. و در وسط شارع عام آن و بر هر دو کناره نهر، درخت حیات را که دوازده میوه می‌آوَرَد یعنی هر ماه میوه خود را می‌دهد؛ و برگهای آن درخت برای شفای امّتها می‌باشد.» ( مکاشفه ۲۲ : ۱ – ۲ )

در طول سلطنت هزار ساله ما شاهد تحقّق کلام خدا خواهیم بود که تمامی خلقت در آن شرکت خواهد کرد. ( رومیان ۸ : ۱۸ – ۲۲ ) و سپس آن چه که انبیا از پیش اخبار کرده بودند انجام خواهد شد:

• «و یهوه بر تمامی زمین پادشاه خواهد بود. در آن روز یهوه واحد خواهد بود و اسم او واحد.» ( زکریّا ۱۴ : ۹ )
• «و مسکن من بر ایشان خواهد بود و من خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود. پس چون مَقْدَس من در میان ایشان تا به ابد برقرار بوده باشد، آنگاه امّتها خواهند دانست که من یهوه هستم که اسرائیل را تقدیس می‌نمایم.» ( حزقیال ۳۷ : ۲۷ – ۲۸ )
• «و آوازی بلند از آسمان شنیدم که می‌گفت: اینک خیمه خدا با آدمیان است و با ایشان ساکن خواهد بود و ایشان قومهای او خواهند بود و خودِ خدا با ایشان خدای ایشان خواهد بود. و خدا هر اشکی را از چشمان ایشان پاک خواهد کرد. و بعد از آن موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد دیگر رو نخواهد نمود زیرا که چیزهای اوّل درگذشت.» ( مکاشفه ۲۱ : ۳ – ۴ )
• «و موت را تا ابدالآباد نابود خواهد ساخت و خداوند یهوه اشکها را از هر چهره پاک خواهد نمود و عار قوم خویش را از روی تمامی زمین رفع خواهد کرد زیرا خداوند گفته است.» ( اشعیا ۲۵ : ۸ )

 

پایان زمان:

 

قبل از قیامت دوّم، قضاوت نهایی و ورود به ابدیّت، آخرین تصفیه حساب بین خدا و دشمن همیشگی ما و آنانی که از او پیروی می‌کنند صورت می‌گیرد: «و چون هزار سال به انجام رسد، شیطان از زندان خود خلاصی خواهد یافت تا بیرون رود و امّتهایی را که در چهار زاویه جهان‌اند، یعنی جوج و ماجوج را گمراه کند و ایشان را به جهت جنگ فراهم آورد که عدد ایشان چون ریگ دریا است.» ( مکاشفه ۲۰ : ۷ – ۸ )

منظور اشخاصی هستند که در این هزار سال بر روی زمین زندگی کردند ولی هیچ وقت اجازه ندادند جزئی از نقشه خدا بشوند. زمانی که ما بابهای ۳۸ و ۳۹ حزقیال نبی را با دقّت می‌خوانیم متوجّه شباهتهای چشمگیری با جنگ هارمگدون ( حارمجدون ) می‌شویم، همان طور که می‌دانیم جنگ هارمگدون باید قبل از برقراری سلطنت هزار ساله صورت بگیرد. تشابه زیادی مابین حزقیال ۳۹ : ۱۷ – ۲۰ و مکاشفه ۱۹ : ۱۷ – ۲۱ می‌بینیم. در واقع در این دو مرتبه یعنی قبل و بعد از هزار ساله اینها همان اقوامی هستند که بر ضد اورشلیم بلند می‌شوند، تا زمانی که شیطان در بند بود آنان آرام بودند ولی همین که شیطان از بند آزاد می‌شود مردمان شریر خود را دوباره تحت نفوذ وی قرار می‌دهند.

«و بر عرصه جهان برآمده، لشکرگاه مقدّسین و شهر محبوب را محاصره کردند. پس آتش از جانب خدا از آسمان فرو ریخته، ایشان را بلعید. و ابلیس که ایشان را گمراه می‌کند، به دریاچه آتش و کبریت انداخته شد، جایی که وحش و نبی کاذب هستند؛ و ایشان تا ابدالآباد شبانه روز عذاب خواهند کشید.» ( مکاشفه ۲۰ : ۹ – ۱۰ )

قبل از آن که زمان در ابدیّت حل شود، قضاوت نهایی که در مکاشفه ۲۰ : ۱۱ به آن اشاره شده است انجام می‌شود. همه افرادی که در روی زمین زیست کرده‌اند، قیام کرده و در پیشگاه داور بی‌ابتدا و بی‌انتها ظاهر خواهند شد. کتابها گشوده خواهند گردید و بر طبق اعمالشان درباره آنها قضاوت خواهد شد. کتاب حیات نیز گشوده خواهد شد، زیرا که در قیامت دوّم نیز افرادی وجود خواهند داشت که اسمشان در دفتر حیات یافت خواهد شد. کتاب برّه به کسانی مربوط می‌شود که در قیامت اوّل شرکت دارند، امّا کتاب حیات شامل آن دسته از افرادی می‌باشد که در قیامت دوّم وارد حیات جاودانی می‌شوند، اشخاصی که در موقع حیات خود به عیسی مسیح ایمان آورده و حیات ابدی را دریافت کرده‌اند، اینان افرادی هستند که علیرغم تعلّق به جماعتهای مختلف، به عیسی مسیح ایمان آورده‌اند. ولی آنان با وجود ایمان صادقی که به عیسی مسیح دارند ( چرا که وی را به عنوان خداوند و منجی خود پذیرفته‌اند ) به راه‌های خود رفته، و یا دستورات و اعتقادنامه‌های مذاهب را اطاعت نموده و به کلام خدا توجّه‌ای نکرده‌اند. آنها اگر چه در ضیافت نکاح و در سلطنت هزار ساله شرکت نخواهند کرد، امّا با این وجود وارد حیات ابدی خواهند شد. زیرا که نوشته شده است: «… خدا جهان را این قدر محبّت نمود که پسر یگانه خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاودانی یابد.» ( یوحنّا ۳ : ۱۶ ) و در مورد بقیّه [ آنانی که به مسیح ایمان نیاورده‌اند – مترجم ] نیز کلام خدا آشکار چنین می‌گوید: «و هر که در دفتر حیات مکتوب یافت نشد، به دریاچه آتش افکنده گردید.» ( مکاشفه ۲۰ : ۱۵ ) دریاچه آتش همان مرگ ثانی است. این مسئله نیز به وضوح در کلام مکتوب شده است: «و موت و عالم اموات به دریاچه آتش انداخته شد. این است موتِ ثانی، یعنی دریاچه آتش.» ( مکاشفه ۲۰ : ۱۴ ) در آنجا است که وحش و نبی کاذب و همین طور شیطان برای دوره‌های طولانی ( احتمالاً قرن تا قرن ) عذاب خواهند کشید.

ما نمی‌دانیم که این محکومیّت چه مدّتی طول خواهد کشید، می‌تواند ایونها به طول انجامد. متأسفانه اغلب مترجمین کتاب مقدّس، واژه یونانی ایون αιωυ را به”ابدی”یا”ابدیّت”ترجمه کرده‌اند، در حالی که این کلمه برای دوره‌ای از زمان نامعین به کار می‌رود، امّا در هر صورت این دوره پایان خواهد پذیرفت و دیگر در ابدیّت چیزی از آن شنیده نخواهد شد. هرگاه صحبت از چیزی است که شروع دارد پس می‌توان نتیجه گرفت که پایانی نیز خواهد داشت. کاربرد کلمه ایون αιωυ برای عصر و زمان به جا و صحیح است، امّا هرگاه صحبت از چیزهایی است که آغاز ندارند، یعنی چیزهایی که ابدی هستند، باید از کلمه ابد و ابدیّت استفاده کرد. لذا کسی که از خدا تعلیم یافته باشد نمی‌تواند اشتباه کند، حتّی اگر مترجم معادل مناسب را پیدا نکرده باشد. [ ایون αιωυ به صورت صفت در ترکیب حیات ابدی به کار می‌رود ولی این صفت بیشتر به کیفیّت عمیق این حیات اشاره دارد تا به نامحدود بودن آن – مترجم ] مرگ اوّل زمانی اتّفاق می‌افتد که جان شخص بدن او را ترک کند. و در مرگ ثانی، دَم روح که در جان است به خدا باز می‌گردد. آنجا است که کلام خدا محقّق می‌شود که: «اینک همه جانها از آن من‌اند چنان که جان پدر است، هم چنین جان پسر نیز، هر دو آنها از آن من می‌باشند. هر کسی که گناه ورزد او خواهد مرد.» ( حزقیال ۱۸ : ۴ ) یک مورد هم در کتاب مقدّس یافت نمی‌شود که بگوید جان آدمی نامیرا ( فنا ناپذیر ) است. و تنها درباره خدا گفته شده است: «که تنها لایموت و ساکن در نوری است که نزدیک آن نتوان شد و احدی از انسان او را ندیده و نمی‌تواند دید. او را تا ابدالآباد اکرام و قدرت باد. آمین.» ( اوّل تیموتاؤس ۶ : ۱۶). در رابطه با این حقیقت نیز آنانی که صادق هستند، با تمام وجود کلام خدا را می‌پذیرند. خداوند و منجی ما عیسی، گفته است: «از این جهت به شما گفتم که در گناهان خود خواهید مرد، زیرا اگر باور نکنید که من هستم، در گناهان خود خواهید مرد.» ( یوحنّا ۸ : ۲۴ )

در رابطه با خدمت مسیح به عنوان پسر انسان و نبی، موسی از پیش چنین هشدار داده بود: «که می‌باید آسمان او را پذیرد تا زمان معاد همه چیز که خدا از بَدوِ عالم به زبان جمیع انبیاء مقدّس خود، از آن اخبار نمود. زیرا موسی به اجداد گفت که خداوند خدای شما نبی مثل من، از میان برادران شما برای شما بر خواهد انگیخت. کلام او را در هر چه به شما تکلّم کند بشنوید؛ و هر نَفْسی که آن نبی را نشنود، از قوم منقطع گردد.» ( اعمال ۳ : ۲۱ – ۲۳ ) ( تثنیه ۱۸ : ۱۵ – ۱۹ )

تنها در اوست که حیات ابدی یافت می‌شود، و تنها، کسی که از طریق تجربه تولّد تازه این حیات را دریافت کرده است می‌تواند تا ابد زیست کند. حیات ابدی، حیات خدا است که در مسیح مکشوف شده است. آن را نه آغازی بوده است و نه انجامی خواهد بود و لذا هرگز پایانی نخواهد داشت: «و آن شهادت این است که خدا حیات جاودانی به ما داده است و این حیات، در پسر او است. آن که پسر را دارد حیات را دارد و آن که پسر خدا را ندارد، حیات را نیافته است.» ( اوّل یوحنّا ۵ : ۱۱ – ۱۲ )

تأکید بر این نکته ضروری است که انسان به این خاطر که در گناه به دنیا آمده و در آن زندگی کرده است هلاک نخواهد شد، چرا که مسئله گناه یک بار و برای همیشه روشن شد. مسیح برای ما گناه شد تا ما شریک حیات او شویم ( رومیان ۳ : ۲۱ – ۲۶ ) بلکه آنانی که ایمان نمی‌آورند که خدا در مسیح بود تا دنیا را با خود آشتی دهد، همه تقصیرها و گناهان ما را بخشید و ما را پسران و دختران خود قرار داد و در گناهان خود هلاک می‌شوند.» ( یوحنّا ۸ : ۲۴ )

ایمان حقیقی به عیسی مسیح، به عنوان خداوند و منجی، یک مسئله مذهبی نیست، بلکه بخشی از نقشه خدا برای بشریّت است. تنها در عیسی مسیح است که خدا خود را شخصاً مکشوف ساخته است، چرا که زندگی جاوید را تنها از طریق او می‌توانیم به دست آوریم، و به همین دلیل است که ایمان به عیسی مسیح برای کسانی که خواهان حیات ابدی هستند ضروری است: «تا هر که به او ایمان آرد هلاک نگردد، بلکه حیات جاودانی یابد.» ( یوحنّا ۳ : ۱۵ )

مردم به خاطر گناه بی‌ایمانی است که دچار مرگ ثانی خواهند شد، و کسانی که ایمان نیاورند محکوم خواهند شد. ( مرقس ۱۶ : ۱۶ ) و تا ابد از خدا جدا خواهند گردید. هر کسی که طالب نجات است، نباید سعی کند که به روش خود و با اعمال خویش نجات را تحصیل کند، بلکه می‌بایست به واسطه قدرتِ عمل نجات، وارد آرامش خدا شود.

پس از داوری نهایی آسمان و زمین جدید برقرار می‌شوند. ( مکاشفه ۲۱ : ۱) هیچ یک از افرادی که در آنجا خواهند بود، چیزهایی را که در گذشته بر زمین اتّفاق افتاده است، به یاد نخواهند آورد. ( اشعیا ۶۵ : ۱۷ ) آغاز نوئی خواهد بود، صبحی تازه بدون هیچ غروبی، نه بیماری خواهد بود، نه رنج و نه نگرانی و مرگ. ( مکاشفه ۲۱ : ۴ ) خوشا به حال کسانی که تا ابد در این جلال مطلق زندگی خواهند کرد. ( مکاشفه ۲۲ : ۱۴ ) حقیقتاً که خدمت به خداوند ارزشمند است در آنجا برای کسانی که خدا آنان را محبّت کرد و آنان نیز وی را، و هم چنین آنانی که هم دیگر را محبّت کردند، دیداری شگفت انگیز خواهد بود، تنها محبّت کامل و بی‌نقص است که به این مکان وارد خواهد شد.

آسمان جدید و زمین تازه هم در عهد عتیق و هم در عهد جدید اخبار شده‌اند، و این تنها پس از پایان زمان، یعنی پس از سلطنت هزار ساله و قضاوت نهایی که به واسطه کلمه خدا انجام می‌شود است که به هستی فراخوانده خواهند شد: «بلکه چنان که مکتوب است: چیزهایی را که چشمی ندید و گوشی نشنید و به خاطر انسانی خطور نکرد، یعنی آن چه خدا برای دوستداران خود مُهیّا کرده است.» ( اوّل قرنتیان ۲ : ۹ )
آمین.

دانلود کتاب بازگشت مسیح
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد