کتاب ایمان کامل برادر برانهام ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب ایمان کامل ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب ایمان کامل

 

۱- ای پدر آسمانی، امشب با نیتی به این مکان آمده‌ایم. نیت کرده‌ایم که بر پایه ایمانمان گرد هم آییم، نیت کردیم که تنها خداوند عیسی را باور کنیم. امشب عزیزانی اینجا حضور دارند که بیمار و دردمند هستند و ما جلسه امشب را به شفای بیماران اختصاص داده‌ایم و همین طور به عزیزانی که تنی رنجور دارند. اکنون همان طور که خواننده، سرود روحانی زیبای آنگاه عیسی آمد را خواند، باشد که امشب تو ای خداوند به این مجلس بیایی و تمام دردمندان را شفا عطا کنی آنگاه امشب حتی یک فرد ناتوان نیز در میان ما نخواهد بود. خداوندا این را عطا کن و ما را مدد کن تا به کلام بنگریم و ایمان کافی را برای این ساعت بیابیم. در نام عیسی مسیح طلبیدیم. آمین.

۲- [ برادر برانهام با شخصی بر روی سکو صحبت می‌کند – گروه تألیف. ] اینجا یک عینک وجود دارد گویی عزیزی آن را گم کرده و در کلیسا پیدا شده است. اگر کسی … چنان چه مال هر کدام از شما است روی سکو بر روی منبر قرار دارد.

٣- حال، می‌دانم که بسیاری شاغل هستند و باید زود به خانه بازگردند بنابراین برای مدت طولانی صحبت نخواهم کرد؛ پس از آن یک صف دعا خواهیم داشت تا برای بیماران دعا کنیم. بدین ترتیب این فرصت را پیدا می‌کنم که به عزیزانی که در این سالن هستند و اوضاع وخیمی دارند، برسم. بعد از ظهر پیش از حرکت، متوجه مسائلی شدم. از قرار معلوم شماری از عزیزان با بیماریهای دشواری دست و پنجه نرم می‌کنند. به صورت تلفنی برای دسته‌ای از بیماران دعا کردم. مشاهده کردم که دست خداوندمان عیسی بیماران و دردمندان را شفا می‌دهد، به راستی که او چقدر شگفت انگیز است!

۴- هم اکنون کمتر چنین جلسات شفا برگزار می‌کنیم چون چنین روال شده است … اگر موردی ضروری باشد روح‌القدس می‌آید و سریعاً آن را تشخیص می‌دهد و چیزی در مورد آن اعلام می‌کند. سپس به سایر موارد می‌پردازیم، چرا، ما فقط … زیرا ممکن است خیلی مورد ناگواری نباشد بنابراین از آن می‌گذریم. با توجه به این که امروز در جلسه در برنامه بود، فکر کردیم که یکی از آنها را به دعا برای بیماران اختصاص دهیم. من به شفای بیماران ایمان دارم. ایمان دارم که این امر یک حکم کتاب مقدّسی است. موعظه انجیل تام بدون شفا معنایی ندارد.

۵- حال، این امر امکان پذیر است. با توجه به این که هنوز به خانه زنگ نزدم، برنامه من مشخص نیست ولی شاید باز یکشنبه آینده در خدمت شما باشم. اگر در این هفته خبری از ما نشد و اگر از سوی بیلی اطلاع رسانی نشد ( او دیرتر در این هفته از برنامه آگاه خواهد شد. ) پس اگر خبری نشنیدید بدان معنی است که ما یکشنبه آینده دوباره اینجا خواهیم بود؛ روز کارگر است و فرصت استراحت خواهید داشت … یا این که در خانه بمانید. [ در آمریکا روز کارگر اول سپتامبر است – مترجم. ] ملاحظه می‌نمایید؟ بنابراین سعی ما بر این است اراده خدا را به جا آوریم. بسیار خوب چنان چه شما خبری نشنیدید … گمان می‌کنم بیلی به شما یک کارت می‌دهد یا از طریقهای مختلف در طول جلسات به شما اعلام می‌کند پس اگر او به شما تلفن نزد، من برای یکشنبه آینده برخواهم گشت. برادر نویل، درست است. یکی از جلسات؟ [ برادر نویل با برادر برانهام صحبت می‌کند – گروه تألیف. ] بله بسیار خوب است.

۶- شاید بخواهید از ماجرای این کالینز کوچک که هم اکنون در جمع ما حضور دارد، بشنوید. در طول زمانی که پیغامهای هفت مُهر موعظه می‌شد آن پسر کوچک تب رماتیسم داشت و باید به پشت خود می‌خوابید و با یک نی چیزی می‌نوشید، او چنین بود. پدر و مادرش او را به خانه آوردند و او را در اتاق گذاشتند و برایش دعا کردند. خداوند عیسی او را کاملاً شفا داد و او به مدرسه برگشت؛ متخصصان در مورد این مسئله با آنها تماس گرفتند. آنها نیز به متخصصی که از او مراقبت می‌کرد اطلاع دادند او نمی‌توانست … باور این مسئله برای آنها سخت بود. آنها از آن پسر آزمایش گرفتند، او کاملاً طبیعی و خوب بود. آری عیسی آمد و دیگر قدرت شیطان درهم شکسته شده بود!

۷- می‌دانید امشب چیز عجیبی رخ داد. آنجا در اتاق مشغول پرستش بودم که اینجا شخصی داشت سرود پس عیسی آمد را می‌خواند. قصد داشتم از کسی بخواهم که آن سرود را بخواند. اگر آن سرود خوانده نمی‌شد از کسی می‌خواستم تا قبل از این که امشب صحبتم را شروع کنم، آن را بخواند. پیدا است که خداوند همه چیز را به زیبایی به پیش می‌برد.

۸- حال بسیاری از شما تا صبح منتظر خواهید بود زیرا راه بسیار درازی در پیش دارید. و من به خاطر جد و جهدتان از شما قدردانی می‌کنم. برخی از شما باید همین امشب برگردند چون باید دم صبح سرکار باشند. می‌دانم که مشکل است. پس هنگامی که فکر می‌کنم و می‌بینم که …

۹- می‌دانید که حملاتی دارم و کمی زود رنج هستم. به نقطه‌ای می‌رسم … زمانی چنین چیزی در من رخ می‌دهد و آن حملات را دارم که حس می‌کنم بیش از توان خود کار می‌کنم شیطان می‌آید و می‌گوید: چرا کسی به تو توجه نمی‌کند. تو واقعاً حتی یک دوست هم در دنیا نداری، می‌بینی. و بنابراین …

۱۰- به یاد داشته باشید من در برابر وسوسه مصون نیستم. ملاحظه نمایید، اما من فرا گرفته‌ام که چگونه بر آن غلبه کنم. هنگامی که به گذشته نگاه می‌کنم و مواردی از این دست می‌بینم آن را درست در وجه خودش با گذشته مطابقت می‌دهم و می‌گویم: خوب درباره این چیزها چه پاسخی داری؟ این به من کمک می‌کند تا بر آن چیره شوم. درباره این چیزها چه پاسخی داری؟

۱۱- درست مثل دوست من که اینجا در جلسه نشسته است. خانواده‌ای بود که به شفا اعتقاد نداشت. آنها اخیراً نزد این مرد جوان آمدند و به او گفتند: چنین چیزی که آنها آنجا درباره شفای الهی موعظه می‌کنند، وجود ندارد.

۱۲- این مرد در کنتاکی در نزدیکی یک خانم مسن زندگی می‌کند همان خانمی که هنگامی که ما در آستون کمپ گراندز بودیم داشت از سرطان می‌مرد. و خواهر همین خانم آن شب به جلسه آمد، او یک دستمال گردن در کیف خود داشت و روح‌القدس آنجا آن خانم را مورد خطاب قرار داد ( من تا قبل از آن، چنین چیزی در آن سرزمین ندیده بودم. ) روح‌القدس به او گفت: که او یک دستمال گردن در کیف خود دارد که آن را از خانه برداشته بود و خواهرش به طور حتم از سرطان معده در حال مرگ بود. دکترها از او قطع امید کرده بودند. گفتم: برو و این دستمال گردن را روی آن خانم بگذار زیرا این قول خداوند است، او زنده خواهد ماند. شب بود و با توجه به سر و صدا همسایگان فکر کردند که بچه‌های سپاه نجات [ نام یک جنبش مسیحی – مترجم. ] آمده بودند. زمانی که برادر بِن از راه رسید … او هم اکنون نه تنها کارهای خود را انجام می‌دهد بلکه به همسایه خود نیز رسیدگی می‌کند.

۱۳- این مرد جوان که از ماجرا خبر داشت، به آنها گفت: خوب، در این باره توضیح دهید. این حرف کارساز شد. توضیح بدهید ببینم؛ چون می‌دانید که این خانم سرطان داشت. در همین شهر لوییویل دکترها در زمان عمل گفتند: او را بخیه کنید، دیگر کار از کار گذشته. او هم اکنون سر تا پا خوب و تندرست شده است. مرد جوان در ادامه گفت: مسئله را برای من روشن کنید. حرف او کارساز شد. ملاحظه می‌نمایید؟

۱۴- می‌دانید که در کتاب مقدّس آمده است: و چون آن شخص را که شفا یافته بود با ایشان ایستاده دیدند، نتوانستند به ضد ایشان چیزی گویند. این جایی است که ما … این امر باعث شرمساری شیطان می‌شود مگر نه؟ آنجا شخصی ایستاده بود که معجزه‌ای برایش به انجام رسیده بود.

۱۵- آیا خدا می‌تواند مردگان را زنده کند؟ اینجا، درست همین جا مردی حضور دارد که از مرگ برخاسته است. آیا خدا بیمار را شفا می‌دهد؟ اگر بخواهیم، دستهای بی‌شماری در همین سالن به علامت تأیید بلند خواهد شد. خدا بیمار را شفا می‌دهد. و ما می‌دانیم او من هستم عظیم است نه این که من بودم عظیم یا من خواهم بود بلکه من هستم. درست است من هستم او هر لحظه، هر جا، تمام زمانها حضور دارد؛ او دیروز، امروز و تا ابدالآباد همان است.

۱۶- حال بی‌درنگ به سراغ کتاب مقدّس مبارک برویم. مایلم متنی را بخوانیم هر بار به سراغ آن می‌روم به گونه‌ای مرا متأثر می‌سازد سپس می‌خواهم یک صف دعا داشته باشیم و برای هر کسی که تقاضای دعا دارد، دعا کنیم.

۱۷- و حال ما به مرقس مراجعه می‌کنیم. انجیل مرقس؛ باب یازدهم انجیل مرقس. می‌خواهیم شروع به خواندن بیست و دومین آیه از باب یازدهم انجیل مرقس کنیم. بسیاری از شما داستان را می‌دانید بسیار مأنوس است. این نوشته کتاب مقدّسی بود که من راجع به آن فکر می‌کردم، برادر راشل هنگامی که آنها … هنگامی که خدا با من صحبت کرد و در مورد آن سنجابها به من گفت. آنها … آیات بسیاری از کتاب مقدّس هستند که همیشه به آنها فکر می‌کردم و برایم در حکم یک معما بوده است. او گفت: چنان چه شما بگویید نه این که چنان چه من بگویم. چنان چه تو بگویی!

۱۸- حال بیایید این آیات را بخوانیم … عیسی در جواب ایشان گفت: «به خدا ایمان آورید. زیرا که هر آینه به شما می‌گویم هر که بدین کوه گوید منتقل شده، به دریا افکنده شو و در دل خود شک نداشته باشد بلکه یقین دارد که آن چه گوید می‌شود، هر آینه هر آن چه گوید بدو عطا شود. بنابراین به شما می‌گویم آن چه در عبادت سؤال می‌کنید، یقین بدانید که آن را یافته‌اید و به شما عطا خواهد شد. و وقتی که به دعا بایستید، هرگاه کسی به شما خطا کرده باشد، او را ببخشید تا آن که پدر شما نیز که در آسمان است، خطایای شما را معاف دارد. اما هرگاه شما نبخشید، پدر شما نیز که در آسمان است تقصیرهای شما را نخواهد بخشید.»

۱۹- بنابراین ایمان بر بخشش بنا شده است. همان طوری که در جلسه صبحگاهی گفتم، کوشش بر این است که کلیسا را به جایی برسانیم که فضا و جو زمان رسولان به راستی در آن دیده شود. این همان چیزی است که مشتاق آن هستیم و بسیار نزدیک است. هر چند این جو دیده می‌شود، کوشش ما این است که جو زمان رسولان ملموس‌تر شود به گونه‌ای که چشم‌گیر باشد. این جریان باید ما را دربرگیرد تا ما نیز به برکت آن دیگران را از چنین فیضی بهره‌مند سازیم.

۲۰- به یاد داشته باشید عیسی ( همان طور که در درس امروز صبح داشتیم. ) هرگز از قدرتش به نفع خود استفاده نکرد، او از آن برای دیگران استفاده کرد. او برای همین فرستاده شده بود. گاهی فکر می‌کنید: آیا مردی همانند او که پر از قدرت بود، بیمار شد؟ بله آقا. در بعضی از کتابها خوانده‌ام، آنجایی که عیسی پسر بیوه زن اهل نائین را از مرگ برخیزانید ( ایمان دارم، پادشاه خانه داوود بود. ) روی صخره نشست و از سر درد می‌نالید. ملاحظه می‌نمایید؟ او متحمل ضعف ما شد. حمل کردن به معنی بار کردن و بردن آنها است می‌بینید او متحمل شد. او تمام آن چه … که ما داریم را داشت. او بیمار شد، با آزمایش دست و پنجه نرم کرد، با دشواریها رو به رو شد و بحرانها را سپری کرد، دقیقاً مثل ما. او در جایگاه میانجی کامل و فرزام شریک محدودیتهای بشری شد. او همچون کشاورزی مشغول شد، پیش از آن که میوه کار خود را ببیند. اگر ما داستان آن زن کنار چاه و دیگر مواردی که در کلام گزارش شده را بخوانیم، به خوبی او را در چنین نقشی خواهیم دید.

۲۱- می‌خواهم بگویم که به هر نوشته کتاب مقدّس ایمان دارم و هر جزء آن حقیقت است. امروزه منتقدانی هستند که نمی‌خواهند به آن ایمان داشته باشند. روزی یکی از همین منتقدان گفت: هنگامی که عیسی شاگردان را به سراغ کره الاغی که بر سر دو راهی بسته بودند فرستاد، او از پیش همه چیز را هماهنگ کرده بود. ملاحظه نمایید آنها درک نمی‌کنند که خدا آن را از قبل مهیا کرده بود.

۲۲- روزی خدا به من گفت که اینجا دوباره برادر دائوچ را خواهم دید و در خیابان به او دست خواهم داد. بسیار عجیب است من آن روز صبح اینجا نبودم؛ اگر یکی دو دقیقه دیر یا زود گذرم به آنجا افتاده بود، با او برخورد نمی‌کردم. ولی به موقع از ماشین درآمدم تا سلام کنم. پیش از آن که وارد مکانی شود، در خیابان به او دست دادم. او من را نشناخت چون عینک نداشت و نتوانست من را ببیند. هنگامی که صدایم را شنید شروع به گریه کرد. می‌پرسید چرا چنین کرد؟ او که چنین عادتی ندارد ولی در واقع این ملاقات تحقق همان کلامی بود که زمانی که زیر چادر اکسیژن بود، به او گفته شده بود.

۲۳- من گفتم: شما دوباره در کلیسا خواهید نشست. قلبش چنین تمایلی داشت. هنگامی که در شیکاگو جلسه داشتیم آرزوی دلش این بود که دوباره در جلسات شرکت کند. برای او تلگرام فرستادم و از طرف خودمان و بچه‌ها عرض سلام کردم. به او گفتم ما دعا می‌کنیم هر چه زودتر خوب شوید. یک برادر دوست داشتنی که او را ملاقات کرد، گفت داشت بد حال می‌شد اما امشب او اینجا در کنار ما نشسته است. ملاحظه می‌نمایید؟ پس هیچ برنامه‌ریزی و صحنه‌سازی در کار نیست. همان خدا آن را ترتیب داد تا همه چیز به طور کامل در یک نقطه عمل کند.

۲۴- روزی منتقدی گفت: تعجبی نیست که عیسی می‌توانست پنج قرص نان برگیرد و به پنج هزار نفر خوراک دهد. او چنین ادامه داد: قرصهای نان بزرگ‌تر از امروز بودند و او فقط نان را پاره کرد تا به هزاران تن خوراک دهد.

۲۵- دقت داشته باشید که پنج نان و دو ماهی ناهار یک پسر بچه بود! این پسر بچه پنج قرص نان درکوله خود داشت که برای سیر کردن پنج هزار تن کافی بود. مردم یک دل سیر از آن خوردند. پاسخ این منتقدان درباره دوازده سبد نان که پس آن باقی مانده بود چیست؟ ملاحظه می‌نمایید؟ آنها فقط … آنها تنها انتقاد می‌کنند فقط همین. این انتقادها نمی‌تواند کلام خدا را تغییر دهد. این همان است؛ ملاحظه کنید؟ با این وجود از اعتبار کلام خدا کاسته نمی‌شود.

۲۶- حال می‌خواهیم در مورد نوع متفاوتی از ایمان سخن بگوییم؛ یعنی ایمان کامل. امر عظیمی است. در کتاب مقدّس در مورد ایمان چنین آمده است: ایمان از شنیدن است. بدون ایمان نمی‌توانید نجات پیدا کنید. به برکت ایمان چیزهایی را باور می‌کنید که هر چند دلیل ظاهری بر وجود آنها نیست، به آنها نائل می‌شوید. دلیلی بر وجود و حقانیت آنها نیست مگر کلام ایمان. هم اکنون کوشش من بر این است که ایمانی در شما پدید آید تا برای صف دعا که چند دقیقه دیگر خواهیم داشت، آماده باشید.

۲۷- در این مجال ایمان را مورد بررسی قرار می‌دهیم. هر که تقرب به خدا جوید، لازم است که ایمان آورد بر این که او هست. بدون ایمان تحصیل رضامندی خدا محال است، آری نمی‌توانید او را خشنود سازید. اگر بگویید که به خدا ایمان دارید … تا به حال او را ندیده‌اید، ملاحظه نمایید، پس شما او را با ایمان باور دارید. اگر می‌توانستید او را ببینید این امر باعث بیشتر شدن ایمان نمی‌شود. ملاحظه می‌نمایید؟ همه آن چه که حواس [ پنجگانه ] درک می‌کند باعث بیشتر شدن ایمان نمی‌شود، این یک واقعیت علمی است؛ پس در چنین شرایطی دیگر سخن از ایمان نیست. اما باید خدا را با ایمان بپذیرید. زیرا هر که تقرب به خدا جوید، لازم است که ایمان آورد بر این که خدا هست و ایمان از شنیدن کلام خدا است. التفات دارید؟ باید اول ایمان داشته باشید که این کلام خدا است و باید از طریق کلام به حضور خدا بروید. ملاحظه می‌نمایید؟ فقط کلام را برگیرید، آن چه در کلام مکتوب است درست است! هر مسئله یا امر ناسازگار با کلام خدا، درست نیست.

۲۸- ابراهیم باید فقط به آن چه که آن صدا به او گفته بود، ایمان می‌داشت. هنگامی که او صد ساله بود یعنی بیست و پنج سال بعد، او نسبت به آن وعده ایمانی قوی‌تر داشت نسبت به بیست و پنج سال پیش که آن را دریافت کرده بود. دقت دارید؟ او به وعده کلام ایمان داشت. «و در وعده خدا از بی‌ایمانی شک ننمود، بلکه قوى‌الایمان گشته، خدا را تمجید نمود و یقین دانست که به وفای وعده خود نیز قادر است.» و راه این است، این همان راهی است که هر آدمی باید در آن گام بردارد. باید با ایمانی پایدار گام بردارید با این ایمان که خدا وعده خود را محقق می‌سازد. برخوردار شدن از چنین ایمان مستلزم آن است که در جایگاه درستی قرار بگیرید. قصد داریم در مورد حصول چنین ایمانی سخن بگوییم؛ ملاحظه کنید.

۲۹- حال، عبرانیان؛ کتاب عبرانیان باب یازدهم این چنین به ما متذکر می‌شود … ایمان، اعتماد بر چیزهای امید داشته شده است …

۳۰- بسیاری از مردم پندار نادرستی از ایمان دارند و درست در همین نقطه است که موفق نمی‌شوند شفای خود با آن چه که می‌خواهند را به دست آورند. ملاحظه می‌نمایید؟ آنها به آن ایمان ندارند. آن – آن … ایمان یک تصور نیست بلکه یک اطمینان واقعی است.

۳۱- حال، با دقت بیشتری گوش دهید! ببینید، ایمان یک پندار نیست. به همان ترتیبی که هر حس شما چیزی را به شما اعلام می‌کند، ایمان نیز به همان میزان واقعیاتی را بازگو می‌کند. درست مانند زمانی که چشمان می‌گوید: این یک تکه کاغذ است. درست مانند زمانی که می‌گوید: آن یک روشنایی است. درست مانند زمانی که می‌گویم: من کت خود را احساس می‌کنم. درست مانند زمانی است که صحبت یا سر صدای یک کودک را می‌شنوم. ملاحظه نمایید، درست مانند پخش صدای موسیقی. درست مانند این که چیزی را در دهان خود مزه می‌کنم. آری، درست مانند این پدیده‌ها است که واقعیاتی را بازگو می‌کنند، با این فرق که نمی‌توانید آن را به دیگری بازگو نمایید. شما آن را به تنهایی دارید. آمین! مال شما است. ایمان یک اطمینان است، می‌بینید افسانه نیست. بنابراین بسیاری از افراد می‌آیند …

۳۲- این بحث بسیار ژرف است و من تنها به گوشه‌ای از آن اشاره کردم. بر شما است که بیشتر در آن تعمق و ژرف نگری کنید. ملاحظه می‌کنید. متوجه هستید؟

۳۳- توجه نمایید ایمان به چیزی اشاره می‌کند که در بعدی وجود دارد و از آن شما است. شما صاحب آن هستید. ایمان جدا از پندارها و تصورات آدمی است. به همان میزان واقعی است که می‌دانید که در کلیسا نشسته‌اید. به همان واقعیتی است که صدای من را می‌شنوید. این یک اطمینان است نه یک تصور نه یک احساس؛ بلکه چیزی است که شما دارید و از طریق شنیدن کلام خدا بر شما می‌آید و بس. ایمان از شنیدن است و شنیدن از کلام خدا. پس براساس این کلام ایمان راستین فرد محور، شخصیت محور، یا تشکل محور نیست بلکه محوریت آن باید خدا باشد. خدا خود این کلام است. ملاحظه می‌نمایید؟ ایمان شما در خدا است. ایمان از شنیدن کلام خدا حاصل می‌شود.

۳۴- پس خدا از راه کلام خود … نه از راهکارهای مردم با گفته‌های دیگری، ایمان را در انسانها پدید می‌آورد. آری، ایمان فرآیند کلام خدا است. کلام در همین راستا می‌گوید: بلکه خدا راستگو باشد و هر انسان دروغگو.

۳۵- زمانی که تحقق کارها، اعمال و وعده‌های الهی در شخصی مشاهده می‌شود، بسیاری از مردم می‌گویند: چنین کاری از من هم برمی‌آید. این پنداری پوچ بیش نیست. زمانی که آنها دست به تقلید می‌زنند، به زودی خرابی به بار می‌آورند. باید هر کاری برخاسته از این اصل و تجلی گوهر قابلی باشد. سخن از یک امکان بالقوه مربوط به ایمان است. چیزی است که ایمان را برایتان به ارمغان می‌آورد. بالقوه است، درست مثل این که شما از من درخت بلوط بخواهید و من به شما میوه درخت بلوط را بدهم. به طور بالقوه شما یک درخت بلوط دارید اما هنوز از نوع خودش به بار نیاورده است. اما زمانی واقعاً از نوع خودش به بار می‌آورد که یک درخت بلوط باشد. هنگامی که تصور می‌کنید که خدا این را انجام می‌دهد … لیکن به برکت مکاشفه ایمان پدیدار می‌شود، ایمانی کامل و فرزام، ایمانی غالب و استوار.

۳۶- این دلیلی است برای آن رویأهایی که برای من بسیار بسیار شگرف هستند، زیرا در هر زمانی ثابت شده است که آنها حقیقت هستند. می‌بینید؟ و می‌دانم که خدا آن را وعده داد. او در کلام خود وعده آن را داد. بر همین پایه او در میان ما ظهور پیدا می‌کند و با این کار وعده خود درباره عصر کنونی را محقق می‌سازد. پس کلام موقعیت شما را روشن می‌کند. بنابراین هنگامی که او چنین گفت شما می‌دانید کجا قرار دارید. ملاحظه نمایید، این امر به من ایمان می‌بخشد زیرا او هرگز مخالف کلام مکتوبش کاری انجام نمی‌دهد. ملاحظه می‌نمایید؟ اگر با کلام خدا ناسازگار بود، من بدان پایبند نمی‌شدم پایبندی به کلام خدا و ایمانی برخاسته از کلام، ما را به چهارچوب کلام ارجاع می‌دهد. شما باید کلام را بشنوید! کلام خدا، همان کلامی است که باید بدان بسنده کرد. تمام آن چیزی که بدان نیاز دارید همین کلام است.

۳۷- اکنون، ایمان همانا گوهر است و ( رساله عبرانیان ) مفهوم ایمان را برای ما بازگو می‌کند و از کارهای ایمانداران. یعنی کسانی از چنین گوهری بهره‌مند شدند. سخن می‌گوید. بارها دیده‌ایم که مردم روزی با ایمانند و فردا بی‌ایمان؛ روزی در یک جریانی قرار می‌گیرند و سپس درگیر جریان متفاوتی می‌شوند ولی زمانی که خدا ایمان را در شما درونی می‌سازد و چشم دلتان بینا می‌شود هیچ عاملی شما را بی‌ثبات نخواهد کرد بلکه موضع شما روشن خواهد بود. پیش از این امر، پرسش گرانه حرکت می‌کنید، مرتب مسائل را سبک و سنگین می‌نمایید و با فرض و گمانهای مختلف دست و پنجه نرم می‌کنید. گمان، عدم یقین را می‌رساند؛ شما روزی جریانی را می‌آزمایید و روز دیگر جریان متفاوتی را امتحان می‌کنید؛ روزی در راهی گام برمی‌دارید و روزی دیگر در راهی متفاوت هستید. گاه اینجا گاه آنجا. این نشانه‌ها به معنای واقعی کلمه گویای نبود ایمان در شما است، هنوز آن را به دست نیاورده‌اید! اما هنگامی که … این چیزی است که ما آن را ایمان می‌نامیم.

۳۸- من – من – من … ببخشید. می‌خواهم شما … برادر تشکر می‌کنم.

۳۹- می‌خواهم موضوع را به شما تفهیم کنم. ما … باشد که کلیسا با اتکا به قوت الهی اوج بگیرد. چطور؟ اکنون به انتها بسیار نزدیک هستیم؛ و من ایمان دارم که کلیسا در شرایطی است که قدرت پذیرش تعلیم‌های عمیق‌تری را دارد تا از باورهای ساختگی زدوده شده اصل مطلب را درونی سازد، می‌بینید، و به یک چیز واقعی برسیم. مشاهده می‌کنید؟ باید به چنین شناختی نائل شوید! و اگر شما بگویید: برادر برانهام آن نور نیست. بله ولی می‌دانم که آن نور است. از کجا می‌دانید که آن نور است؟ به آن نگاه می‌کنم. بسیار خوب، چطور می‌دانید که اشتباه نکرده‌اید؟ چشمان من همواره بر وجود نور گواهی دادند. ملاحظه می‌نمایید؟

۴۰- آن رویأها همیشه بیان کننده حقایق هستند به آنها ایمان دارم زیرا برخاسته از کلام هستند. ملاحظه می‌نمایید؟ پس اگر خدا آن را اعلام می‌کند برقرار نیز می‌سازد. حال، فضایی برای دودلی و شک باقی نمی‌ماند. زمانی که خدا چنین سخن می‌گوید فضا برای حدس و گمان وجود ندارد چون گفته خدا محقق می‌شود. زمانی که قول خداوند را می‌شنوید، به یاد داشته باشد که برتر از هر اندیشه بشری است. سخن از افکار عالی و آسمانی خداوند است. ولی شما مانند تاکی در اینجا … مانند شاخه‌ای هستید که میوه تاک را به بار می‌آورد. ملاحظه می‌کنید؟ خدا در این راستا تنها انسان را به کار می‌برد، تنها انسان. خدا یک دستگاه، یک مجموعه بشری یا یک تشکل را به کار نخواهد برد بلکه همواره فردیتها را به کارگیری می‌کند.

۴۱- حال، پس ایمان یک اصل یا گوهر است؛ وسیله‌ای است برای درک امور. به طور خاص ایمان کامل یک تصور و خیال نیست بلکه یک جوهر است. نیل به ایمان کامل همان چیزی است که امشب در مورد آن صحبت می‌کنم. آری یک تصور نیست.

۴۲- اکنون، شماری از مردم می‌آیند و می‌گویند: ایمان من نقص ندارد، اصلاً دراین باره شک نکنید. بسیار خوب پس برای چه اینجا هستید؟ ملاحظه می‌نمایید؟ ملاحظه می‌نمایید؟ پیدا است که اعمالتان خود بر نادرستی این ادعا گواهی می‌دهد. ملاحظه می‌نمایید؟ اگر ایمان داشتید، پس برای چه در صف دعا می‌ایستید؟ ملاحظه می‌نمایید؟ پس برای چه این کارها را انجام می‌دهید؟

۴۳- اگر ایمان کامل داشتید مستقیم به خدا نگاه می‌کردید و آن را باور می‌کردید و در آن راه قدم می‌زنید. شما. شما نیازی نداشتید که به صف دعا بیایید، دیگر به این چیزها نیازی نداشتید زیرا ایمانتان پیش از این کارساز می‌شد. ملاحظه می‌نمایید؟ هنگامی که پیراهنی به تن دارم تکرار این جمله که باید پیراهنی بر تن کنم بی‌معنا است؟

۴۴- چطور می‌دانید که پیراهنی بر تن دارید؟

۴۵- خوب، آن را می‌بینم، آن را احساس می‌کنم و می‌دانم که آنجا است. بسیار خوب، زمانی که ایمان کامل شکل می‌گیرد به همین اندازه لمس پذیر و واقعی می‌شود. نیازی نیست کار بیشتری انجام دهید چون هر کاری که نیاز بود از پیش انجام شد و شما از این امر آگاهی دارید؛ به شناخت نائل شدید.

۴۶- از کجا آن را می‌دانید؟

۴۷- از راه ایمان شناختم! فقط همین. ملاحظه می‌نمایید؟ آیا تاکنون منظور من را متوجه شده‌اید؟ آری مقصود ایمان کامل است.

۴۸- حال، می‌خواهم با عبارتی دیگر وضعیت را بازگو کنم: بسیار خوب، من خواهم رفت. در کتاب مقدّس آمده است کشیشان را طلب کنید تا دعا نمایند و به روغن تدهین کنند. و به خود می‌گویید: می‌دانم که شفا پیدا خواهم کرد. ملاحظه می‌کنید، به خود تلقین می‌کنید. اگر هوشیار نباشید به تلقینی دل خوش خواهید کرد. پس از این که هیجانها فروکش می‌کند و به خود می‌آیید، می‌گوید: نه، ظاهراً خبری نیست. ملاحظه می‌کنید، مشکل در اینجا است که از راه ایمان وارد نشدید؟

۴۹- ایمانتان باید اصیل باشد تا کارساز شود. به برکت ایمانی اصیل این امور برایتان لمس پذیر می‌شود … آن خانم که خونریزی داشت گفت: اگر محض ردایش را لمس کنم، هر آینه شفا یابم. و به محض این که چنین کرد در ساعت چشمه خون او خشک شده، در تن خود فهمید که از آن بلا صحت یافته است. او واقعاً به آن ایمان داشت.

۵۰- هنگامی که او ردایش را لمس کرد … که منتج به قطع خونریزی شد؛ آنگاه عیسی برگشت و گفت: کیست که لباس مرا لمس کرد؟ آری اینجا است که ایمان کامل خود را نشان می‌دهد! به برکت همین ایمان کامل، امشب عیسی مسیح لمس پذیر می‌شود، به همان اندازه که برای آن خانم ملموس بود.

۵۱- پیدا است که در ابتدا شاگردان از ایمان کامل بی‌بهره بودند. آری، آنها از آن بی‌بهره بودند چون مسیح را نزد خود داشتند و با او راه می‌رفتند. پس از این دوره مسیح در درون آنها ساکن شد. پس بدون روح‌القدس بهره یافتن از ایمان کامل دشوار است. ایمان کامل فرآیند حضور روح‌القدس است. روح‌القدس ایمان کامل را به بار می‌آورد. اکنون می‌پرسید: مگر شاگردان ایمان کامل نداشتند؟ خیر؛ زیرا پسری مبتلا به صرع بود و آنها سعی کردند روح شریر را از او اخراج کنند ولی نتوانستند.

۵۲- پدرش دید که عیسی می‌آید و گفت: پسرم را نزد شاگردانت آورده‌ام و آنها نتوانستند او را شفا دهند. ملاحظه می‌نمایید؟

۵۳- پس شاگردان از عیسی پرسیدند، گفتند: چرا ما نتوانستیم او را شفا دهیم؟

۵۴- عیسی گفت: به خاطرکم بودن ایمانتان؛ به سبب بی‌ایمانیتان. درست است. به سبب بی‌ایمانیتان …

۵۵- حال به یاد داشته باشید، آنها قدرت داشتند. درست چند روز قبل از آن عیسی به آنها قدرت داده بود تا بیماران را شفا دهند، مردگان را برخیزانند و ارواح شریر را اخراج کنند، آنها قدرت داشتند ولی از ایمان لازم برای به کارگیری از چنین قدرتی، برخوردار نبودند. امروز در مورد خیمه برانهام، کلیسا و عروس اوضاع چگونه است؟ روح‌القدس در این مکان حضور مقتدرانه دارد ولی شما فاقد ایمان کامل و لازم برای به حرکت درآوردن آن هستید. می‌دانید منظورم چیست؟ ایمان لازم است تا آن را به حرکت درآورد.

۵۶- به این مثال توجه کنید. گلوله‌ای دارم که به صورت دستی پر شده است. بنابر علم بالستیک می‌دانم که چطور عمل خواهد کرد، درست مانند کلام اما لازم است که من تفنگ را شلیک کنم. برای شلیک کردن باروت لازم است. نیروی ایمان می‌خواهد تا گلوله بار شود و شلیک شود. آری، چنین است. ایمان کامل قدرت روح‌القدس را مشتعل می‌سازد. ما از روح‌القدس بهره‌مند شدیم چون آن بر ما نازل شده است؛ ولی ایمان آتش افروز می‌خواهد تا به برکت آن بتوانیم چیزهای بزرگ را تجربه کنیم … به برکت وجود ایمان، چنین می‌شود.

۵۷- با دلی خرم و با شادمانی وارد اتاق بیماران می‌شوید. شادمان چون می‌دانید که مژده دارید. زمانی شما وارد این فضا می‌شوید، آن چه قرار است رخ دهد از پیش برای شما معلوم است، بر شما مکاشفه شده است، به دیگر سخن می‌دانید. در زمان ورود چنین امر می‌کنید: در نام خداوند از آنجا برخیز. این قول خداوند است! موضوع از این قرار است؛ ایمان کامل همین است. اگر ده میلیون نفر آنجا باشند و بگویند چنین رخ نخواهد داد، شما می‌دانید به هر حال رخ خواهد داد زیرا از آن آگاه هستید. چنین رخ می‌دهد. قرار است چنین شود. هر چه مردم بگویند، باکی نیست چون شما از آن ایمان بهره‌مند شدید.

۵۸- می‌توانید تصور کنید یوشع که از مشایخ اسرائیل بود گفت: ای برادران همه ما خادمان خدا هستیم، دوست دارم به شما بگویم … اگر به صلاح باشد از خداوند درخواست کنید تا او کمی بیشتر از روشنایی آفتاب به ما عنایت کند، تا آفتاب زمان بیشتری بماند. می‌شود در این باره دعا کنید؟ ملاحظه می‌نمایید.

۵۹- خیر؛ همان دم به آن نیاز داشت ( فرصت برای دعا یا چیزهای دیگر نبود ) او در فوریت عمل، تنها به آفتاب چنین امر کرد: آنجا بایست! من احتیاج دارم و من خادم خداوند هستم و او من را فرستاد آنجا تا این کار را انجام دهم و می‌دانم چگونه بهترین کار را انجام دهم. دشمنان فراری هستند. آنها در آنجا موضع می‌گیرند. اگر اجازه دهم که آفتاب غروب کند دوباره گرد هم می‌آیند و مرا دچار دردسر می‌کنند. بنابراین باز بایست! ای ماه تو نیز از جای خود تکان نخور! آمین؛ آفتاب برای مدت بیست و چهار ساعت آنجا میخکوب شد.

۶۰- حال، اگر زمین گردش دورانی خود را داشته و یوشع آن را متوقف کرده باشد و آفتاب در یک مکان به تابش خود ادامه داده باشد و هیچ چرخش دوّاری رخ نداده باشد هیچ می‌توانید پیامد چنین رخدادی را تصور کنید؟ اگر درباره این رخداد شک کنید، بی‌ایمانی بیش نیستید و در غیر این صورت ادعایی مطرح می‌کنید که با سخن دانشمندان ناسازگار است، آنها می‌گویند اگر چنین چیزی رخ دهد، جهان فرو خواهد افتاد. پس تکلیف چیست؟ اگر منکر حقانیت کلام خدا باشید، در واقع بی‌ایمانی بیش نیستید. می‌بینید؟ مهم آن است که چنین چیزی رخ داد. من به اصطلاح از مکانیک با چگونگی آن آگاه نیستم ولی اتفاق افتاد!

۶۱- من از نحوه عملکرد روح‌القدس آگاهی ندارم ولی می‌دانم که روح‌القدس بر من ریخته می‌شود. شاید نتوانم طرز کار روح‌القدس را بازگو کنم ولی از برکاتش بهره‌مندم. تنها بهره‌مندی از برکات روح برایم مهم است و بس. چگونگی و روش کار روح مربوط به خدا است. این راز او است.

۶۲- امکان شفای این پسر مبتلا به صرع نبود زیرا … شاگردان قدرت داشتند؛ عیسی به آنها قدرت داده بود تا انواع مرضها را شفا دهند، ارواح شریر را اخراج نمایند، جذامی‌ها را طاهر سازند و مردگان را زنده سازند. او به آنها قدرت داد اما آنها ایمان نداشتند تا آن قدرت را به کار برند. و آنها از عیسی پرسیدند و گفتند: بسیار خوب، چرا ما نتوانستیم آن را انجام دهیم؟

۶۳- اکنون، به یاد داشته باشید آنها کلام را داشتند؟ کلام جسم شده بود و کلام به آنها گفت: من به شما قدرت می‌دهم. آمین! من به شما قدرت می‌دهم! آنها قدرت داشتند اما ایمان نداشتند تا آن کلامی که در آنها بود را به کار برند. متوجه منظورم می‌شوید؟ اما عیسی آن را داشت او کلمه بود و براساس ایمانی که داشت آن چه که می‌گفت رخ می داد. او گفت: او را اینجا نزد من آورید. تا چند متحمل شما گردم؟

۶۴- عیسی هم ایمان داشت هم از اقتدار برخوردار بود. او چگونه عمل می‌کرد؟ او گفت: هیچ کاری را از خود انجام نمی‌دهم. چرا؟ هویت عیسی مایه اعتماد او بود. او می‌دانست که خود کلام بود. او به خدا توکل داشت، همان خدا که کلامش ساخته بود. او خدا بود یعنی کلام و به پشت گرمی صفتهایی که در خود سراغ داشت، جایگاه خود را یافته بود. او از هویت خویش آگاهی داشت چون در کتاب مقدّس تعریف شده بود. همه کتب مقدّسه در هماهنگی کامل هویت او را تأیید کرده بودند. آنها با دقت تمام از کیستی او اخبار کرده بودند. آری، او از کیستی خود آگاهی داشت.

۶۵- او به پشت گرمی جایگاهی که خدا برایش تعریف کرده بود، حرکت می‌کرد. اگر او چنین کرد، چرا ما نیز نمی‌توانیم به پشت گرمی جایگاهی که خدا برایمان به عنوان ایماندار تعریف کرده، حرکت کنیم؟ این آیات همراه ایمانداران خواهد بود! او ایمان داشت در آن چه که بود. اگر ایماندار باشید بی‌گمان به جایگاه خود، ایمان خواهید داشت چنین ایمانی از ویژگیهای ایمانداران است! و اگر شما به خدا ایمان دارید کتاب مقدّس در این مورد می‌گوید … اگر دل ما، ما را مذمت می‌کند پس ما ایمان نداریم اما چنان چه دل ما، ما را مذمت نکند ایمان داریم و در حضور خدا اعتماد داریم. اگر می‌خواهید آن را بخوانید در یوحنا ۳ : ۲۱ آمده است. من یادداشتهایی از کتاب مقدّس را اینجا نوشته‌ام.

۶۶- حال توجه کنید یوحنا … منظورم اول یوحنا ۳ : ۲۱ است. توجه کنید … هرگاه دل ما، ما را مذمت نکند؛ در حضور خدا اعتماد داریم.

۶۷- پس تا زمانی کردارتان نادرست باشد و در راه خطا باشید، چنین پیوند اعتماد آمیزی با خدا نخواهید داشت … شما به طور غیر ارادی می‌دانید که در اشتباه هستید. هرگاه چنین باشد، به خودی خود درمی‌یابید که در راه نادرستی هستید. شما با علم بر این امر در اشتباه هستید، به خودی خود خویشتن را در موضع یک گناهکار می‌بینید. اما هنگامی که قلب شما، شما را مذمت نمی‌کند و می‌دانید که یک ایماندار هستید و چیزی میان شما و خدا حائل نیست می‌توانید آن چه که می‌خواهید را بطلبید و می‌دانید داده خواهد شد چون این کلام که به شاگردان داده شد دربرگیرنده شما خواهد بود.

۶۸- پس همین بس که به هویت و جایگاهتان ایمان داشته باشید. به آن چه که کلام در مورد شما می‌گوید ایمان داشته باشید! عیسی به کلام خدا ایمان داشت، کلام معرف هویت و جایگاه او بود. پس به آن تکیه کرده می‌گفت: درباره من چنین آمده است. مگر داوود در مزامیر و انبیاء در پیغامهای خود، همه به اتفاق درباره او اخبار نکرده بودند؟ من هستم آن نانی که از جایگاه خدا در آسمان بر آمد. آمین! من همان درخت حیات باغ عدن هستم. من تمام این چیزها هستم، من هستم آن که هستم. او با ایمانی کامل می‌دانست که مسیح موعود بود و روح خدا بر او بود و گفت: من از خود هیچ کاری نمی‌کنم بلکه با ایمانم به خدا. خدا در عیسی که همانا کلام ظهور کرده بود، حضور داشت. هرگاه کلام بر شما می‌آید به گونه‌ای ظهور خواهد کرد. کلام ظهور می‌کند چون شما ایماندار هستید. می‌بینید اگر ایماندار باشید ایمان خدا در شما به حرکت درمی‌آید.

۶۹- آیا آن را دوست دارید؟ من – من – من دوست دارم هنگامی که شما … دوست دارم تعلیم دهم از جایی که … چطور … که ایمان واقعی چیست.

۷۰- او می‌دانست که بود، آری بدون سایه‌ای از شک می‌دانست که پسر خدا بود. او از هویت خود آگاهی داشت چون نشانه‌های کلام در او پیدا بود. آری کلام نشان می‌داد که او کیست. او گفت: اگر اعمال پدر خود را به جا نمی‌آورم به من ایمان میاورید؛ ولکن چنان چه به جا می‌آورم، هرگاه به من ایمان نمی‌آورید، به اعمال ایمان آورید زیرا آنها وعده‌های آشکار شده کلام می‌باشند. ای کاش فقط می‌توانستید یک دقیقه برای آن بیدار شوید! می‌بینید نشانه‌های کلام بازگو کننده هویتش بودند. به عبارت دیگر چه کسی می‌تواند به من نشان دهد که زندگیم و اعمالم دقیقاً آن چه که مسیح موعود باید انجام دهد را محقق نمی‌سازد؟ هیچ کس نتوانست ایرادی وارد کند، زیرا او [ مسیح موعود ] بود. پس ایمان داشت هر آن چه که می‌گوید، می‌شود.

۷۱- آنگاه او گفت: کارهایی را که من می‌کنم شما نیز خواهید کرد. بعد از اندک زمانی جهان دیگر مرا نمی‌بیند و اما شما مرا می‌بینید زیرا با شما خواهم بود حتی در شما. نگران سخنانی که باید بگویید نباشید زیرا آن دم پدری که در شما ساکن است، سخن خواهد گفت. و این من نیستم بلکه پدری که در من ساکن است این اعمال را انجام می‌دهد. متوجه منظورم می‌شوید؟

۷۲- در کتاب مقدّس ایمانداران دارای ویژگیهایی هستند، در همین راستا عیسی چنین گفت: «این آیات همراه ایمانداران خواهد بود.» چطور می‌توانید خود را یک ایماندار یا یک قوم بدانید در حالی که آن کلمات را انکار می‌کنید؟ چطور می‌توانید خود را ایماندار بدانید و قسمتهایی از این کلام را انکار کنید؟ ملاحظه می‌نمایید؟ نمی‌توانید چنین کنید. شما ایماندار نیستید بنابراین آیات نمی‌تواند همراه شما باشد زیرا ایمان شما براساس پذیرش سلیقه‌ای و گزینشی بخشی از کلام خدا است در حالی که بخشهای دیگر را نادیده می‌گیرید … شما به آن کلام ایمان ندارد. باید همه کلام را پذیرفته و به آن ایمان داشته باشید. هنگامی که شما صادقانه ایمان داشته باشید ( نه ایمان ساختگی بلکه ایمان واقعی ) آنگاه این آیات همراه ایمانداران خواهد بود.

۷۳- آیا می‌توانید مسیحیان امروز را با مسیحیان زمانهای گذشته مقایسه کنید؟ از قرار معلوم شاگردان در قوت روح گام برمی‌داشتند و با هدایت روح‌القدس کار می‌کردند گویی در بند آن بودند. من در یکی از جلسه‌های شامگاهی درباره آن پیغام دادم. او ( پولس ) چون اسیری در قید کلام و خواست خدا بود. بدون هدایت خدا دست به هیچ حرکتی نمی‌زد. آیا دوست ندارید ببینید که یک کلیسا مثل آن بلند شود؟ چنین خواهد شد؛ ما به چنین وضعیتی برمی‌گردیم. درست است. چنین می‌شود … ایمان دارم که اکنون در چنین مسیری هستیم.

۷۴- کلام ماهیت خود را نشان می‌دهد و هویت خود را بازگو می‌کند. همان کلام هویت و ماهیتمان را نشان می‌دهد. ملاحظه می‌نمایید؟ هر که مرا دوست دارد، احکام مرا حفظ کند و به جا آورد. اگر کسی گوید که مرا دوست دارد و احکام مرا به جا نیاورد ( همه احکام مرا ) او دروغگویی بیش نیست و راستی در وی یافت نمی‌شود.

۷۵- شما می‌گویید: بسیار خوب، من به همه آن ایمان ندارم … خوب پس آن … شما فقط یک بی‌ایمان هستید خلاصه داستان همین است. اگر کتاب مقدّس مطلبی را بیان می‌کند، این گفته کلام تا ابد اعتبار دارد. کلام کتاب مقدّس عین حقیقت است.

۷۶- توجه کنید به جایی که او به ما گفت: «اگر در من بمانید و کلام من در شما.» انجیل یوحنا باب ۱۵، «اگر در من بمانید …» شرطش این است که به او ایمان داشته باشید، «اگر در من بمانید و کلام من در شما بماند، آن چه خواهید بطلبید که برای شما خواهد شد.»

۷۷- ملاحظه می‌کنید، او از هویت و جایگاه خود آگاهی داشت، این مایه ایمان بود. ایمان عیسی کارساز شد چون از هویت و جایگاه خود آگاهی داشت. حال اگر در من بمانید و کلام من در شما. آنگاه به هویت و جایگاه خود پی خواهید برد. آن چه خواهید بطلبید که برای شما خواهد شد.

۷۸- اگر امشب هر کسی در صف دعا حاضر شود و بگوید: من یک مسیحی هستم و هیچ محکومیتی ندارم. می‌دانم که قلبم مرا مذمت نمی‌کند. چیزی به من می‌گوید امشب انتهای رنج من است. آیا چنین چیزی شگفت انگیز نخواهد بود؟ می‌خواهید چنین کنید. با دست خالی از این مکان بیرون نخواهد رفت. مهم نیست که با چه میزان هیجان به اینجا آمده‌اید و یا چقدر هیجان به کار می‌برید، آری این گونه کارساز نخواهد بود مگر این که ایمان کامل به گوهری قابل در شما تبدیل شود. آنگاه هیچ عاملی قادر نیست شما را سست کرده و متزلزل سازد.

۷۹- اگر شما سرطان داشتید و دکتر دیروز به شما می‌گفت که قبل از دوشنبه صبح خواهید مرد ( سراسر قلب شما را سرطان فراگرفته است، تنفس شما از بین رفته است، سرطان تمام وجود شما را در برگرفته، تمام جریان خون شما را سرطان فرا گرفته است، و چیزهای دیگری مانند این ) اگر چیزی با اطمینان ایمان راستین در شما پدیدار شود بدین معنا است که ایمان کامل چنین اطمینانی را در شما پدید آورده است. در چنین شرایطی می‌توانید با شنیدن تشخیص پزشک هم بخندید.

۸۰- مانند ایلیای پیر خواهید بود که خطاب به انبیای بت بعل گفت: می‌توانید او را به آواز بلندتر بخوانید؟ شاید به خلوت رفته است. او می‌دانست که چه می‌کند زیرا خدا به او گفته بود که چه چیزی رخ می‌دهد. او گفت: بگذارید آن خدایی که به آتش جواب دهد او خدا باشد.

۸۱- آن انبیاء چنین پاسخ دادند: نیکو گفتی، پیشنهادت را می‌پذیریم. و آنها روی مذبح آب ریختند. و آنها – آنها قربانی خود را حاضر ساخته و همه چیز را انجام دادند و ندا سر دادند. ای بعل! ای بعل! ما را جواب بده!

۸۲- ایلیا همچنان آرام و آسوده خاطر بود. او گفت: به آواز بلند بخوانید. گفت: شاید او جایی درگیر است. شاید به ماهیگیری رفته یا کار دیگری انجام می‌دهد، می‌بینید. شاید جایی رفته باشد. فقط … او تنها به آنها می‌خندید زیرا می‌دانست چه چیزی رخ می‌دهد.

۸۳- حال مشاهده کنید هنگامی همه چیز به مراتب مهیا شد. ایلیا رفت و گفت: خداوند خدای ابراهیم، اسحاق و اسرائیل! ایلیا هرگز نگفت یعقوب دغل کار بلکه او را اسرائیل خواند یعنی کسی که در کنار خدا است سلطنت می‌کند.

۸۴- ای خدای ابراهیم و اسحاق و آن سلطان ( یعقوب )، امروز معلوم بشود که من خادم تو هستم؛ و تمام این کارها نه به میل و ترتیبی که خود خواستم بلکه به فرمان و به خواست تو انجام دادم. تو امر کردی که چه کنم و اموری که اینجا واقع می‌شود را به من نشان دادی. حال، بر روی مذبح آب ریخته‌ام. تمام این کارها را برطبق فرمان تو کرده‌ام. اکنون بگذار که مشخص شود! و هنگامی که چنین گفت آتش از آسمانها فرو ریخت. او فقط اعتماد داشت که آتش می‌بارد زیرا جوهره ایمان در وجودش بود. چرا؟ چون کلام این چنین گفته بود.

۸۵- حال، همین کتاب مقدّس، همان کلام خدا است. به برکت آن گوهر قابل و آن اطمینان ( منظور ایمان کامل است ) وعده خدا از آن شما می‌شود.

۸۶- حال، برادر برانهام چه احساسی دارید هنگامی که آنجا می‌ایستید و می‌بینید که مردم با زبانها و چیزهای مختلف می‌آیند؟ آیا نمی‌ترسید؟ نه آقا، خیر آقا. او چنین فرمود! هرگز نترس زیرا او به من چنین گفت و من ایمان دارم که این عین حقیقت است.

۸۷- اگر امشب به من می‌گفت به قبرستان ریاست جمهور برو و فردا صبح جرج واشنگتن را زنده کن، من تمام دنیا را دعوت می‌کردم، بیایید و ببینید که چنین می‌شود. می‌گفتم: بیاورید تمام … همه منتقدانی که می‌توانید را جمع کنید و از آنها دعوت کنید آنجا بایستند و جلال خدا را خواهید دید. اطراف اینجا روی صندلی بنشینید جایی که می‌توانید بنشینید و کمی استراحت کنید؛ در یک چشم به هم زدن به محض این که جرج واشنگتن را بخوانم، اینجا خواهد بود.

۸۸- آن شب، بلکه آن روز هنگامی که آن پسر کوچک در فنلاند، آنجا مرده و بر روی زمین افتاده بود. مدت نیم ساعت بود که آنجا بر روی زمین بود، بدنش له شده بود. از چشمان، بینی و گوشها خون جاری بود؛ پاهای کوچکش شکسته شده بود و جورابهایی به پا داشت که پاره شده بودند و پاهایش از آنها بیرون آمده بود، کفشهایش نیز درآمده بودند. نگاه کردم و با خود گفتم: شاید همان پسر باشد. گفتم: برادر مور، به یادداشتهای آخر کتاب مقدّس نگاه کنیم.

۸۹- برادر لیندسی و برادر مور به اتفاق به آخر کتاب مقدّس نگاه کردند. نوشته شده بود: قول خداوند چنین است، ( خدای من! ) پسر بچه‌ای با موهای بسیار کوتاه در سرزمینی سرسبز، در جایی که صخره‌های بسیاری وجود دارد … شلوارکی با دکمه‌ها بر تن دارد و جورابهایی بلند بر پا. چشمهای قهوه‌ای دارد که برخواهند گشت. او در یک تصادف رانندگی کشته خواهد شد. اما تو دستهایت را بر او بگذار و به زندگی باز خواهد گشت.

۹۰- چنین شد، آنجا نوشته شده بود. آن پسر آنجا بود و فقط منتظر کلام بود، آمین. گفتم: اگر این پسر در عرض یک تا دو دقیقه بعد زنده نشد پس من یک نبی دروغین هستم من را از فنلاند اخراج کنید. اما اگر او زنده شد سرهای خود را فرود آورید و توبه کنید!

۹۱- گفتم: مرگ تو نمی‌توانی او را نگه داری. من براساس قول خداوند در نام عیسی مسیح روح آن پسر بچه را خواندم و وی به پا خاست. درست است! ملاحظه می‌کنید؟ ایمان کارساز شد. التفات دارید. خدا این را گفت و شد!

۹۲- خدا در چنین روزهایی در قالب رویأها سخن می‌گوید. ولی دقت داشته باشید که اگر رویأ با این [ کتاب مقدّس ] ناسازگار بود، نادرست از آب درمی‌آمد. این [ کتاب مقدّس ] بر هر رویأیی برتری دارد. اگر هر رویأیی مخالف کلام باشد آن را رها کنید؛ آن از طرف خدا نیست، خدا کلام خود را نقض نمی‌کند. بنابراین اگر این کلام به شما چیزی گفت پس می‌توانید اطمینان داشته باشید که همان رخ خواهد داد. غیر از این نیست … اگر کلام می‌گوید: بر بیماران دست می‌گذارند و آنها شفا خواهند یافت. بسیار خوب برادر اگر از ایمان یعنی از ایمانی کامل و برخاسته از این کلام برخوردار باشید … هنگامی که از صف دعا عبور می‌کنید از شادمانی در پوست خود نمی‌گنجید و فریاد برمی‌آورید تا این که … اینجا را ترک می‌کنید، تمام می‌شود! تمام می‌شود؟ تمام می‌شود، به پایان می‌رسد. اگر درخواستی در قلب خود داشتید و ایمان داشتید هنگامی که برایش دعا شد، و به آن پاسخ داده می‌شود بنابراین جای بحث و تردیدی برای شما باقی نمی‌ماند این چیزی است که به وقوع می‌پیوندد؛ درست مثل آن زنی که خونریزی داشت.

۹۳- عیسی ایمان کامل داشت. او از چنین ایمانی برخوردار بود چون خود کلام بود. و شما کلمه می‌شوید؛ شما کلمه می‌شوید همان طوری که کلام را دریافت می‌کنید. اگر در من بمانید و کلام من در شما، کلام من … ( این کلام ) در شما بماند، آن چه خواهید بطلبید که برای شما خواهد شد. ملاحظه می‌کنید؟ اگر به این کوه بگویید منتقل شو و شک نداشته باشید، بلکه به آن چه که گفته‌اید ایمان داشته باشید، آنگاه شاهد تحقق آن خواهید بود. هنگامی که دعا می‌کنید ایمان داشته باشید آن چه که درخواست می‌کنید را دریافت می‌کنید، و آن را خواهید داشت؛ به شما عطا خواهد شد. زمان، فضا، هیچ چیز آن را تغییر نمی‌دهد. می‌دانید که آن انجام می‌شود زیرا از پیش، محقق شده است.

۹۴- حال، نگاه کنید! اینک او به ما گفت: اگر در من بمانید و کلام من در شما اینجا، انجیل یوحنا، آن چه خواهید بطلبید که برای شما خواهد شد. پس به عنوان یک ایماندار جایگاه کتاب مقدّسی خود را تشخیص دهید. پس بر شما است که جایگاه خود را دریابید همان طوری که او [ عیسی ] جایگاه خود را دریافته بود.

۹۵- مگر در کتاب مقدّس نیامده است که مسیح می‌آید و این کارها را انجام خواهد داد؟ او به کلیوپاس و همچنین به شاگردانش گفت: آیا بر همین منوال مکتوب نیست که … او باید زحمت کشد و کشته گردد و در روز سوم برخیزد؟ گفت: چرا در درک این امور سست هستید؟

۹۶- آنها فکر کردند کلام این مرد متفاوت از دیگر انسانها است در چنین حالی وارد مسافرخانه شدند و به هویت او پی بردند. می‌بینید، آنها دریافتند که این مرد با تکیه بر کتاب مقدّس سخن می‌گفت، پس دریافتند که خود مسیح است.

۹۷- حال، شما باید نسبت به آن چه که می‌طلبید، ایمان داشته باشید. اگر به راستی ایماندار باشید، باید موقعیت خود را به عنوان یک ایماندار دریابید. باید امور ایمانداران را دریابید چون به شما تعلق دارند.

۹۸- اگر محکومیتی در زندگی شما وجود دارد ابتدا آن را اصلاح کنید. ملاحظه می‌نمایید؟ اگر محکومیتی در … من … یا. می‌توانید اورال رابرتس را داشته باشید و – و دوازده نفر را داشته باشید که با ایمان به اینجا آمده باشند و بالای سرتان دعا کنند و بالا و پایین برند و با گالن روی شما روغن بریزند و آب از آب تکان نخورد. درست است.

۹۹- می‌دانید افرادی که در جلسات اورال رابرتس شفا نمی‌یابند چه می‌کنند؟ من آنها را در همین صفهای دعا می‌بینم. او [ فرشته خداوند ] می‌گوید: از پیش برای شما دعا کردند. مردی تنومند با موهایی تیره و چانه‌ای پهن؛ که این موارد مشخصات اورال رابرتس هستند. ملاحظه می‌نمایید؟ و در فلان شهر، فلانی، فلان مسئله.

۱۰۰- بله درست است. ملاحظه می‌نمایید؟

۱۰۱- فلانی برای شما دعا کرد. اموری از این دست. ولی مشکلتان از این قرار است. ملاحظه می‌کنید؟ بروید فلان مسئله را اصلاح کنید. بروید و به گناهی که نسبت به شوهر یا زن خود ورزیده‌اید، اعتراف کنید. بروید این چنین کنید. تا زمانی که این مسئله یا وضعیت را مرتب و اصلاح نکنید، دعای هیچ کس، هر کسی که باشد، به شما خیر یا سودی نخواهد رسانید. محکومیتی در قلب شما است، چیزی بر وجدانتان سنگینی می‌کند و خدا در قلبی که در آن محکومیت است، وارد نخواهد شد. ملاحظه می‌نمایید؟ خدا در آن ساکن نمی‌شود؛ شما [ قدرت ] دارید که آن را اصلاح کنید. سپس هنگامی که چنین می‌کنید باید ایمان داشته باشید. اگر چیزی درست است، شما باید ایمان داشته باشید و آن را باور کنید. ترس به دلتان راه ندهید.

۱۰۲- در کتاب ایوب چنین می‌گوید: ایوب ترسید و از آن چه که ترسید، واقعاً واقع شد. چه چیزی این مسئله را برایش به بار آورد؟ ترسش. این ترس بود که بلا را دامن گیر او کرد. ایمانش او را از آن حفظ کرده است، ولی ترس این گرفتاری … این گرفتاری را برای او به بار آورد. چیزی که از آن واهمه و ترس داشت، دامن گیرش شد. حال اگر او می‌دانست که واقع نمی‌شود، واقع نمی‌شد. متوجه می‌شوید منظورم چیست؟

۱۰۳- اگر می‌ترسید هنگامی که وارد صف دعا می‌شوید [ چنین می‌اندیشید ]: شاید به اندازه کافی ایمان ندارم. در این صورت هرگز چیزی رخ نمی‌دهد، نگران نباشید. درک می‌کنید؟ اما اگر می‌دانید چیزی رخ می‌دهد، رخ خواهد داد. ملاحظه می‌نمایید؟ سخن از این گوهر قابل و آن اطمینان است. ایوب از این بلایا ترسید و آنها دامن گیرش شدند. اگر ترس دارید که بیماری شما را ترک می‌کند … یا نه چیزی اتفاق نمی‌افتد. اگر ایمان دارید چنین می‌شود.

۱۰۴- زمانی که به پزشک مراجعه می‌کنید، او اول سعی می‌کند نسبت به داروهایی که تجویز می‌کند، اطمینان شما را جلب کند. اگر به آنها اطمینان نداشته باشید بهتر است که داروها را رها کنید. ملاحظه می‌نمایید؟ مطمئناً پس چه می‌شود؟ ایمان است که شفا را به انجام می‌رساند؛ در هر وضعیتی این ایمان است که کارساز می‌شود.

۱۰۵- پطرس به خوبی راه رفت تا زمانی که دچار ترس شد. به فرمان کلام، او توانست روی آبها راه رود. ابتدا او ترسیده بود و فکر کرد که یک روح بود و پطرس گفت: خداوندا، اگر تویی مرا بفرما تا بر روی آب نزد تو آیم.

۱۰۶- گفت: بیا. اکنون، در یعقوب ۵ : ۱۴ نیز به همین منوال است. مرقس ۱۶ نیز همین طور است. همان خدا که آن را فرمود، گفت: بیا. و بنابراین او شروع به راه رفتن کرد. پطرس بدون درد سر از کشتی در آمد و بر روی آبها به راه افتاد …

۱۰۷- همان طور که می‌دانید طوفانی بر دریا وزیدن گرفت، مهیب، با امواجی خروشان، بزرگتر از این تپه‌های اطراف اینجا، کفها به هنگام برخورد با آنها شکسته می‌شدند؛ هولناک بود، شاید ارتفاع امواج سهمگین کف آلود به پانزده با بیست فوت می‌رسید. برای وی چیز هولناکی بود که چنین بپرسد، خداوندا، اگر تویی … ملاحظه می‌نمایید. او شبیه یک … چیزی شبیه سایه یا روح دیده می‌شد. او گفت: خداوندا، اگر تویی مرا بفرما تا بر روی آب نزد تو آیم.

۱۰۸- عیسی گفت: بیا.

۱۰۹- او گام برداشت و گفت: این خداوند است، من گام خواهم برداشت. اما هنگامی که نگاهش به امواج معطوف شد ترسید. چه چیزی در ذهنش آمد؟ اولین چیز، او … من دارم راه می‌روم زیرا خداوند به من گفت گام بردار. و مرحله بعد او نگاه کرد به … بسیار خوب او به اصطلاح به علائم بیماری خود نگاه کرد، به آنجا نگاه کرد و دید امواج چقدر بزرگ هستند و ترسید؛ و هنگامی که ترسید به پایین فرو رفت. می‌بینید؟ آن چه از آن ترس و واهمه داشت رخ داد! ایمان و باور او به واقعیت تبدیل شد! زمانی که ایمان داشت که می‌تواند بر روی آبها راه برود، چنین شد، آری تا زمانی که بر پایه ایمان حرکت می‌کرد. ولی زمانی که ترس را به فضای ایمان خود راه داد، این اطمینان را از دست داد. ملاحظه می‌کنید؟ او هر چند همچنان به ایمان خود معترف بود ولی اطمینان را از دست داده بود و به سختی از آن گوهر قابل بی‌بهره بود. به قوت این اطمینان می‌توانست سوار بر امواج سهمگین و خروشان شده به عیسی برسد. التفات دارید؟ اما او ایمان کامل نداشت. او فکر کرد که دارد. او ابتدا به پشت گرمی ایمان حاضر شد چالش را بپذیرد. خداوند به من گفت بیا و چنین رخ می‌دهد. او از کشتی در آمد و حرکت کرد. او به امواج ناسازگار نیاندیشید. آنها به چشم او نیامدند.

۱۱۰- اینک، هنگامی که این چنین فکر می‌کنید: بسیار خوب، حال صبر کن. می‌دانی من برای مدت زیادی بیمار بودم، من … ادامه ندهید! با چنین طرز فکری همان بهتر که به قایق برگردید. متوجه هستید؟ می‌بینید؟ هنگامی که تسلیم چنین افکاری می‌شوید …

۱۱۱- ابراهیم به بدن خود که در آن وقت مرده بود، و هم چنین به رحم مرده ساره نظر نکرد. او درباره آن فکر نکرد، حتی به آن نظر هم نکرد. حتی به دنبال درک چگونگی آن نبود. او پروا نکرد بلکه تنها گفته خدا را مد نظر قرار داد و به جلو حرکت کرد. به همین ترتیب تا زمانی که پطرس چنین رویه‌ای را داشت می‌توانست سوار بر آبها حرکت کند.

۱۱۲- عیسی در فضایی سیر و زندگی می‌کرد که هیچ کس ندیده بود. او به اصطلاح غریب بود. او در فضای ایمان کامل که در خدای کامل است زندگی می‌کرد، او در خدا بود. اگر ما در ایمان کامل مسیح زندگی و سیر کنیم از نگاه پرسش‌گر مردم دنیا غریب خواهیم نمود. مردم دنیا قادر نخواهند بود شما را دریابند چون در روح سیر می‌کنید و پیرو فرمان روح هستید. اگر روح شما را از کاری باز دارد به آن دست نخواهید زد. مردم خواهند گفت … آنها … شما برای آنها مرموز خواهید بود.

۱۱۳- این مطلب درباره همه ایمانداران صدق می‌کند، آنها غریب و مرموز به نظر می‌رسند. مردم از دریافت آنها ناتوانند چون در فضای دیگری سیر می‌کنند. عیسی در فضایی سیر و زندگی می‌کرد که برای آدمی به خودی خود دست نیافتنی است. شاگردان نمی‌توانستند او را درک کنند. هنگامی که او با شاگردان صحبت می‌کرد آنها می‌گفتند منظور تو چیست و می‌پرسیدند: چرا در قالب مثلها صحبت می‌کنی؟ ما این را درک نمی‌کنیم! این به چه معنی است؟ ملاحظه می‌نمایید، آنها در فضایی که عیسی زندگی می‌کرد نبودند. ملاحظه می‌نمایید، آنها نمی‌توانستند او را بفهمند هیچ کس نمی‌توانست او را درک نماید.

۱۱۴- و هنگامی که شخصی با ایمان زندگی می‌کند و با ایمان گام بر می‌دارد یعنی با اطمینانی کامل که مشخصه ایمان است آنگاه از کل دنیا جدا شده و خلقت تازه‌ای در مسیح می‌شود. اینک شما پذیرای ذات عروس می‌شوید. التفات دارید؟ متوجه هستید؟ ملاحظه می‌کنید؟ اکنون، در حال ورود به مرحله ربودگی هستید. این مسئله برای همه ما صادق است؛ نه فقط برای شبان، شماسان، امناء. این امر در برگیرنده همه اعضاء است یعنی هر کسی که در فضای مشارکت شخصی با خدا سیر می‌کند. شما از راه تعمید وارد فضای ملکوتی شدید، فضای خلوت با خدا. ملاحظه می‌کنید؟ او فرمان می‌دهد و شما پیروی می‌کنید. کلام خدا هر چه باشد، شما هیچ سایه‌ای از شک به خود راه نمی‌دهید بلکه در آن سیر می‌کنید. اگر خداوند چنین بگوید، هیچ کس در این دنیا نمی‌تواند شما را از انجام آن باز دارد. شما با گامهای استوار به راه خود در کلام ادامه می‌دهید. بدین ترتیب به ایمان کامل نائل می‌شوید، وارد کاملیت مطلقی می‌شوید که خطایی در آن راه ندارد. با داشتن چنین ایمانی به بیراهه نخواهید رفت. آری، [ عیسی مسیح ] از ایمان کامل برخوردار بود، او از دید مردم شخصیت عجیبی داشت؛ و بنابراین اکنون نیز آنانی که ایمان کامل دارند، برای دیگران یک راز هستند.

۱۱۵- به ما چنین تعلیم داده شده با ابلیس مقاومت کنید تا از شما بگریزد. مقاومت یعنی پذیرای او نیستید، مقاومت یعنی از او پرهیز می‌کنید. زمانی که سخن خدا به میان می‌آید، از سخن شریر نهراسید، فرقی نمی‌کند حرفش چه باشد. شما دارید … جدا از کلام روح، گوشهایتان نسبت به هر کلامی ناشنوا هستند. ملاحظه می‌نمایید؟ آن که گوش دارد بشنود که روح به کلیساها چه می‌گوید. هر کس به اصطلاح یک دستگاه گیرنده دارد، پیغام روح به کلیساها را دریافت می‌کند. ملاحظه می‌کنید؟

۱۱۶- شیطان چه می‌گوید: بسیار خوب، من فقط نمی‌توانم … او هیچ چیزی ندارد … بسیار خوب. اگر شما چنین چیزی تعلیم دهید، تشکل کلیسایی شما را طرد خواهند کرد … [ شخص برخوردار از ایمان کامل ] بی‌پروا به هشدارهایی از این دست، به راه خود ادامه می‌دهد.

۱۱۷- هر که گوش دارد، بشنود روح به کلیساها چه می‌گوید. می‌دانید چنین پیغامهایی پیوسته در کتاب مقدّس تکرار می‌شود: هر که ایمان دارد، هر که گوش دارد، شنوا باشد. ملاحظه می‌کنید: هر که حکمت دارد، اعداد وحش را محاسبه کند. پیغامهای گوناگون از این دست. مثلاً: هر که دارد باید سخن بگوید، باشد که دیگران هم بهره‌مند شوند.

۱۱۸- ما با ایمان امور ایمان را بازگو می‌کنیم، باشد که شما از ایمان کامل برخوردار شوید. ایمان کامل همان ایمانی است که لبیک و آری می‌گوید. زمانی که خدا می‌گوید آری! هیچ ندای درونی نیست که بگوید نه. ملاحظه می‌کنید؟ هنگامی که او می‌گوید آری، همان آری! است. در چنین شرایطی مطلقاً هیچ چیزی نمی‌تواند شما را از [ کلام ] خدا جدا کند.

۱۱۹- عیسی با ایمان کامل خود، عجیب به نظر می‌رسید. دیری نپایید که شریر از او دور شد. در درس امروز صبح این موضوع را بررسی کردیم. هنگامی که او با فریبی بزرگ و تصوری منطق گرایانه آمد و در مقابل عیسی یاوه سرایی کرد آنگاه به اصطلاح شوکی به اندازه ده هزار ولت به او وارد شد و به عقب پرتاب شد. بله آقا. عیسی پاسخ داد: مکتوب است انسان فقط محض نان زیست نمی‌کند! تحسین برانگیز است! آنگاه به او شوک وارد شد. دفعه بعد شیطان اندکی ملایمت به خرج داد هنگامی که گفت: حال تو یک مرد بزرگی هستی و می‌توانی به خودت ببالى و برای خودت کسی باشی.

۱۲۰- [ عیسی ] گفت: دور شو از من ای شیطان. شیطان با چه چیزی رو به رو شد و خداوند خدای خود را امتحان نکن. ملاحظه می‌نمایید، او با این سخن به شیطان نشان داد که خداوند خدا است. چون مکتوب است خداوند خدا را میازما …

۱۲۱- اگر شیطان نفهمیده بود که او خداوند خدا است، می‌گفت: یک دقیقه صبر کن تو آن شخص نیستی. بلکه او به خوبی از این امر آگاه بود پس با او وارد بحث شد.

۱۲۲- او موقعیت را دریافت. عیسی گفته بود: خداوند خدای خود را میازما … این است آن چه که او بود. شیطان با دریافت موقعیت، دیگر به بحث ادامه نداد زیرا عمل عیسی از قبل اثبات کرده بود که او خداوند خدا بود.

۱۲۳- حال به نکته دیگری توجه کنید. ایمان کامل در رأس تمام موقعیتها قرار دارد. ایمان کامل بر تمام موقعیتها تسلط دارد. مهم نیست چه شرایطی حکم‌فرما است بلکه تمام شرایط تحت تسلط آن است. اینک، فقط بنگرید. هنگامی که به چیزی ایمان ندارید، آن را انجام ندهید. وقتی برای انجام کاری گام برمی‌دارید ایمان مربوط به آن را دریافت می‌کنید؛ مهم نیست که شرایط چگونه است و چیزی ندارید که با آن کاری انجام دهید. ملاحظه نمایید، ایمان کامل بر همه موقعیتها غلبه می‌کند. اگر بر بالای سر بیماری باشید و خداوند فرجام کار را برایتان بازگو کند تنها با قدرت آن را اعلام کنید و پیش روید.

۱۲۴- آیا …؟ هیچ سوالی نپرسید. همه چیز مهیا شده و تنها باید وارد میدان شوید. ملاحظه می‌نمایید؟ آری، ایمان کامل بر اوضاع مسلط است. بسیار خوب اگر شما این کار را بکنید. چنین یا چنان کنید … که … شما می‌بینید، از بدو امر ایمان بر اوضاع مسلط می‌شود. ملاحظه می‌نمایید؟

۱۲۵- ایمان باور دارد که خدا آن را به عمل خواهد آورد. نمی‌دانم چگونه خدا این کار را خواهد کرد ولی می‌دانم به گونه‌ایی این امر را محقق می‌سازد. ملاحظه می‌نمایید؟ ایمان بر همه موقعیتها و چگونگی‌ها تسلط دارد.

۱۲۶- ایمان و محبت پیوند ناگسستنی دارند به اصطلاح خویشاوندی دارند زیرا شما نمی‌توانید ایمان داشته باشید مگر این که محبت را دریافت کرده باشید زیرا به خدایی ایمان دارید که در ذات خویش محبت است. ایمان و محبت با هم عمل می‌کنند.

۱۲۷- درست مانند یک زوج جوان. شما یک آقا و خانم را در نظر بگیرید، آنها دوست دارند … آنها عاشق یکدیگر می‌باشند. آنها با هم پیش می‌روند و با گذر زمان به شناخت بهتری از یکدیگر نائل می‌شوند. حاصل این روند یک دلی در میان آنها است. ملاحظه می‌نمایید؟ آنها هستند. آنها هستند … در این مقطع آنها هنوز زن و شوهر نیستند اما عشق آنها، آنان را پیوند داده است، و آنها نسبت به یکدیگر اعتماد دارند. خود را در این جایگاه تصور کنید؛ اگر واقعاً یکدیگر را دوست داشته باشید و عشق واقعی در کار باشد می‌دانید که این دختر شما را دوست دارد … و او نیز می‌داند که شما عاشق او هستید شما به یک اطمینانی رسیده‌اید. ( ایمان به یکدیگر ) آری، شما به ایمان به یکدیگر رسیده‌اید؛ اگر هنوز به این اطمینان نرسیده‌اید، برای شما بهتر است که با هم ازدواج نکنید. ملاحظه می‌نمایید؟

۱۲۸- توجه کنید، شما به نقطه‌ای رسیده‌اید که ایمان داشته باشید. اگر در این زمان آنها را از یکدیگر جدا کنید یکی را در شمالی‌ترین نقطه و دیگری را در جنوبی‌ترین نقطه قرار دهید باز هم بین آنان عشقی نسبت به یکدیگر وجود دارد، مهم نیست آنها کجا هستند. آنها نسبت به هم وفادار می‌مانند زیرا آنها یکدیگر را دوست دارند. اگر به راستی عاشق خداوند باشید، دیگر تنها محرک شما ترس از جهنم نخواهد بود بلکه عشق و محبتتان نسبت به حق. پس اگر خدا را دوست دارید به او ایمان دارید؛ ملاحظه می‌نمایید.

۱۲۹- درست مانند داستان یک دختر جوان … مدتی نه چندان پیش اینجا در لوییویل اتفاق افتاد. یک خانم – او بود … سالها او مسیحی بود اما همسرش فقط داشت … عاشق او بود. آن دختر عاشق این مرد شده بود. دو سال بود که او ( آن مرد ) نیز مسیحی شده بود. آنها ازدواج کردند؛ عاشق یکدیگر بودند و به یکدیگر اعتماد داشتند. بنابراین خانم به همسرش گفت: عزیزم، باید برای تو سخت باشد تو نوایمان هستی حتماً بحرانهای بسیاری را سپری کرده‌ای. او مسکرات می‌نوشید. گفت: می‌دانم که ممکن است وسوسه شوی. و گفت: می‌خواهم حالا یک چیز را بدانی. حال، حتی اگر بیافتی یعنی اگر دچار وسوسه شوی و آن بر تو غالب شود دور از خانه نمان برگرد بیا. درست اینجا بیا زیرا من دقیقاً همین جا منتظر تو هستم و می‌خواهم به تو کمک کنم. تا پیروزی در دعا با تو پایداری خواهم کرد. وقتی که با تو ازدواج کردم بدان معنی است که می‌خواهم با تو بمانم و با تو ازدواج کردم زیرا تو را دوست دارم. مهم نیست در چه حالی باشی، عشق من برای تو پابرجا است.

۱۳۰- چند روز بعد پس از آن، مرد داشت با دوستانش در فضای بویلر روم ناهار می‌خورد. او داشت با آنها در مورد همان مسئله صحبت می‌کرد. گفت: مگر می‌شود با وجود چنین عشقی مردی دست از پا خطا کند؟

۱۳۱- موضوع از این قرار است. مگر می‌شود با وجود چنین اعتمادی دست از پا خطا کرد؟

۱۳۲- زمانی که شما گناهکار و غریبه و بی‌خدا در این دنیا بودید در لجن بودید. در جلسه صبحگاهی به این موضوع پرداختم. در چنین شرایطی بودیم زمانی که خدا پا پیش گذاشت و به ما نزدیک شد! شما خدا را نجستید بلکه خدا شما را جست. کسی نمی‌تواند نزد من آید، مگر آن که ابتدا پدری که مرا فرستاد او را جذب کند. و هنگامی که در لجن بودید خدا آمد و شما را فراخواند و بیرون کشید! این حرکت الهی باید محبت و عشق کامل را در دلها به بار آورد. به آن چه که بودید نگاه کنید، و به آن چه که هستید نیز بنگرید. چه عاملی چنین دگرگونی را بار آورد؟ یکی هست که شما را دوست دارد و محبت می‌کند. پس با علم بر این واقعیت آیا نمی‌توانید به آن چه که به شما وعده داد، ایمان داشته باشید؟ به برکت محبتی اصیل، پیوندی اعتماد آمیز با کلام خدا در دلها پدیدار می‌شود.

۱۳۳- او مرا برگرفت هنگامی که هیچ بودم. هنوز نیز هیچ هستم اما در دستان او می‌باشم. ملاحظه می‌نمایید، او من را برگرفت. او مرا دوست داشت هنگامی که شایسته دوست داشتن نبودم. او شما را دوست داشت زمانی که لایق دوست داشتن نبودید، اما او شما را تبدیل کرد. این خواهر رنگین پوست در شهادت خود به همین مسئله اشاره کرد و گفت: من آن چه باید باشم نشدم، آن چه دوست دارم باشم، نشدم ولی دیگر نیستم آن چه که بودم! این خواهر می‌دانست از چه وضعیتی درآمده بود، می‌دانست که تحولی در زندگیش صورت گرفته بود. چنین است. زمانی که برای خدا بیگانه‌ای بیش نبودم او مرا محبت کرد. او حاضر شد تا پایین آمده مرا دربگیرد. با ملاحظه حرکت خدا می‌توانم مطمئن باشم که او می‌خواهد مرا به کار برد. خدا چیزی در شما دید. او دلیلی برای نجات شما داشت. آری مردم بی‌بهره از نجات را در نظر بگیرید. میلیونها انسان می‌توانستند به جای شما نجات یابند ولی خدا شما را برگزید. آمین! هیچ کس نمی‌تواند جای شما را بگیرد. آمین! شما در برنامه و نقشه خدا جایگاهی دارید. هیچ کس نمی‌تواند جای شما را بگیرد. این محبت او نسبت به شما را می‌رساند.

۱۳۴- مگر می‌شود با وجود چنین محبتی که در درون شما می‌جوشد وصالی با حق نباشد؟ سخن از یک پیوند محبت‌آمیز و عاشقانه است. مهم نیست که شرایط چگونه است، اوضاع و شرایط تابع عشقی شده است که ایمان را می‌آفریند. خدا شما را دوست دارد و شما خدا را دوست دارید و یکدیگر را دوست دارید و … و به برکت وجود چنین محبتی ایمان پدید می‌آید. درست است. در چنین شرایطی هیچ نیرویی نمی‌تواند مانع از تحقق وعده الهی شود.

۱۳۵- حال، نگاه کنید! ایمان کامل سراسر پاکی است، به پاکی محبت و عشق. ملاحظه می‌نمایید؟ هنگامی که شما کسی را دوست دارید، و دریافت کردید … شما شوهرتان یا خانمتان را دوست دارید. پس باکی نیست اگر کسی به شما بگوید: محبت ندارید. چون عشق و محبت در شما می‌جوشد و شما از وجود آن آگاهی دارید.

۱۳۶- اگر از شما بپرسم. چطور می‌توانید ثابت کنید که او را دوست دارید؟

۱۳۷- می‌گویید: نوع پیوندی که با او برقرار می‌کنم گویای این امر است. من زنی پایبند و وفادار نسبت به شوهر خود هستم. من شوهری وفادار و پایبند نسبت به همسرم هستم. وفاداری و پایبندی من نسبت به زندگی مشترک گویای محبتی است که نسبت به خانم یا شوهر خود دارم. این مطلب درباره ایمان مسیحی نیز صدق می‌کند. می‌بینید؟ این کاری است که ایمانتان انجام می‌دهد. پیوندی اعتماد آمیز در میان شما برقرار است و این پیوند سراسر پاکی است. سخن از پیوندی ریشه‌ای است که از چشمان دیگران پنهان می‌ماند. هر چند عمق این پیوند از چشمان دیگران پنهان است ولی کارهایتان گویای آن است.

۱۳۸- زمانی که آن ایمان پاک یعنی آن ایمان عاری از هر پیوند ناموافق در شما پیدا شود، در باب قیاس بگوییم مانند عشق و محبتی که شما را به یار و همدمتان پیوند می‌دهد، بی‌گمان رفتار و کردارتان گویای وجود چنین ایمانی در شما خواهد بود. دیگر گله‌مند نیستید چون می‌دانید تمام شد. به سمت جلو حرکت می‌کنید. اهمیتی ندارد که شرایط چگونه به نظر می‌رسد، دیگران چه چیزی می‌گویند، شما آن چه که رخ داده است را می‌دانید. شما می‌دانید که تمام شد، درست به همان شکل که می‌دانید شوهر خود را دوست دارید به همان ترتیبی که می‌دانید دوست دارید … ملاحظه می‌نمایید، محبت و ایمان باید با هم باشند. آنها با هم خویشاوند هستند آنها یکدیگر را دوست دارند. به سخنی دیگر، ایمان زاده عشق است.

۱۳۹- هنگامی که شیطان ما را وسوسه می‌کند باید با نیروی ایمان کامل در کلام کامل پایداری کنیم، همان کاری که عیسی انجام داد. کلام خدا کامل است. ما چنین ایمان کامل به کلام کامل خدا را نیاز داریم تا در برابر یورشهای شیطان پایداری کنیم.

۱۴۰- اکنون با سرعت بیشتری بحث را ادامه می‌دهیم.

۱۴۱- او با تکیه بر ایمان خویش، ایمان به کلام خود ( دشمن را به عقب راند ) پس ما نیز می‌توانیم به سلاح ایمان هر نیرویی را به عقب برانیم؛ از مرگ و جهنم گرفته تا قبر. ما می‌دانیم که خدا، خدا است، با ایمان کامل به کلام کامل خدا، او [ عیسی ] بر هر چیزی که با آن مواجه شد، غلبه کرد. در برابر او مرگ هم یارای ایستادگی نداشت. در برابر او بیماری هم یارای ایستادگی نداشت؛ گویی نهرهایی سرشار از نیرو و قوت از حضورش جاری بود، سخن از جریانی پیوسته بود. ازجامه او قوت جاری بود. زمانی که آن خانم به ردای او دست زد، همه خواستند همین کار را انجام دهند، چون دیدند که از وجودش پیوسته قوت جاری بود، درست مانند یک نهر روان. او در آنجا خرامان بود. او با ایمان کامل در دنیا می‌خرامید. او چنین می‌خرامید چون خود کلام خدا بود.

۱۴۲- و اکنون، اگر در من بمانید بله در او، او کلمه را به نزد شما آورد. و کلام من در شما بماند پس اگر شما راه او را در پی بگیرید، قوت از شما جاری خواهد شد. از سرچشمه‌های الهی نهرهای برکت برای مردم جاری خواهد شد. متوجه می‌شوید منظورم چیست؟ شما وانمود نمی‌کنید و هیچ توهمی در کار نیست. واقعاً اتفاق می‌افتد و شما آن را می‌بینید. اگر شما فقط آن را تصور کنید هیچ چیز نیکویی به انجام نمی‌رسد؛ اما اگر به راستی وجود داشته باشد چیزی رخ می‌دهد.

۱۴۳- حال توجه کنید! ملاحظه کنید زمانی که او به پشت گرمی این کلام ایستاد و فرمود: اگر این بدن ( قدس ) را ویران کنید در سه روز آن را برپا خواهم نمود. چرا او با یقین به تحقق آن قدم برداشت؟ چون در کتب در موردش ( یعنی در حق مسیح ) چنین آمده بود. زیرا که نفس او را در عالم اموات نخواهم گذاشت و اجازت نخواهم داد که قدوسم فساد را ببیند. یکی از انبیاء چنین اخبار کرده بود و عیسی می‌دانست که نبوت به او مربوط می‌شد.

۱۴۴- هنگامی که … عیسی خودش گفت: دعای ایمان مریض را شفا خواهد بخشید. یا آنها دستها بر مریضان گذارند، و شفا خواهند یافت. اگر … شما باید همان اطمینان کامل را داشته باشید هنگامی که دستها بر روی سر من است شفا خواهم یافت. زیرا او ( خدا ) چنین گفت.

۱۴۵- او گفت: این بدن را ویران کنید و در سه روز آن را برپا خواهم نمود. زیرا او می‌دانست که مسیح موعود بود. اجازت نخواهم داد که قدوسم فساد را ببیند. او می‌دانست که همان قدوس است. نفس او را در عالم اموات نخواهم گذاشت. آری چنین نکرد. او می‌دانست که خدا آن را محقق خواهد ساخت. می‌دانست که قرار بود قلمروی مرگ و جهنم را بگشاید پس چنین فرمود: اگر تمایل دارید آن را ویران کنید و من پس از سه روز دوباره آن را برپا خواهم نمود. خدای من! او از هویت خویش آگاه بود.

۱۴۶- شما مسیحی هستید. به راستی از هر برکت رستگاری بخش برخوردار شده‌اید، عیسی مُرد تا شما از چنین برکاتی بهره‌مند شوید. همه این برکات متعلق به شما است! از قبل بهای آن برای شما پرداخت شده است، فقط باید به آن ایمان داشته باشید. به خیال خوش بسنده نکنید بلکه از راه ایمان وارد شوید. با علم بر این امر که آنها متعلق به شما هستند، گام بردارید. آری، با علم بر این واقعیت که ایمان گشاینده و غالب است!

۱۴۷- او از پیش از تحقق امر آگاهی داشت. او می‌توانست تحقق این امور را پیشگویی کند چون می‌دانست که آنها به وقوع می‌پیوندند. هر چه از پیش گفت، انجام شد. حال نگاه کنید! خدا به هر آن چه که او می‌گفت احترام می‌گذاشت. به آن بیاندیشید! خدا آن چه عیسی می‌گفت را محقق می‌ساخت. بنابراین او می‌دانست کلماتش کلمات خدا هستند. اینک خوب بنگرید! دوباره همان کتاب مقدّس خطاب به ما می‌گوید: چنان چه به این کوه بگویید. خدایا! عزیزان! چون به مرحله صف دعا نزدیک می‌شوید، باشد که این کلام به آرامی در درون شما راه پیدا کند. جماعت را مرخص خواهیم کرد و برای بیماران دعا می‌کنیم، افرادی که می‌خواهند … باید بروند.

۱۴۸- نگاه کنید! او می‌دانست که مایه خشنودی خدا بود. زندگی مسیح بی‌لکه بود و او آن را می‌دانست. خدا از قبل در روز تعمیدش چنین شهادت داده بود این است پسر حبیب من که از او خشنودم، او را بشنوید! این است پسر حبیب من که از سکونت در وی خشنودم. از این که درون او مسکن من است خشنودم، ابداً هیچ محکومیتی در وی نیست.

۱۴۹- حال، زمانی که همان به نزد شما می‌آید و از سکونت در وجودتان خشنود می‌شود بی‌گمان با همین خشنودی به کلام شما نیز ارج خواهد نهاد، به هر رأی و تصمیمتان … تصمیم یوشع چه بود؟ آفتاب بایست! و آفتاب آنجا ایستاد. آمین! مطمئناً! تصمیم موسی چه بود؟ چوب دستی خود را به آن شکل بر فراز رودخانه نگه داشت پس به آن امر کرد باز شو! و رودخانه باز شد! ملاحظه می‌نمایید، هر آن چه که بخواهید اگر به این کوه بگویید منتقل شو و در قلب خود شک نداشته باشید، بلکه به آن چه که گفته‌اید ایمان داشته باشید، آنگاه آن چه که گفتید را خواهید داشت. چنین سخنی شما را در فضای کلام قرار می‌دهد و به کلام بر می‌گرداند. ملاحظه می‌نمایید؟ به برکت این فضا، کلام برای شما برقرار می‌شود. می‌دانم که شاید از درک عمق این کلام عاجز باشید چون باید در درونتان ریشه بدواند ولی اگر ایمانی اصیل در کار باشد بی‌درنگ آن را پذیرا خواهد بود.

۱۵۰- دوستان من آن را دیده‌ام. کتاب مقدّس در مقابلم باز است. من تحقق این امور را دیده‌ام و می‌دانم که عین حقیقت است. می‌دانم، خدا در آسمان می‌داند که ممکن است تا انتهای اعلام این پیغام نیز زنده نباشم ولی از وقوع این امور آگاهم. من خود شاهد این امور بودم. من بر تحقق این کلام گواهم، می‌دانم که عین راستی است: بگو و در آنجا بایست و ببین چگونه آفریدگار جانداران را به هستی فرامی‌خواند، درست در برابر دیدگانتان رخ می‌دهد. تا به خود جنبیده باشید، با شگفتی می‌بینید که جاندار دیگری را به هستی فرا می‌خواند، درست مانند این؛ چون کلام از دهانت جاری شد، آری چون سخنی گفتی و به طرف دیگر برمی‌گردی و می‌گویی یکی دیگر آنجا خواهد بود. نگاه کن، آن یکی آنجا است! این امر حقیقت است.

۱۵۱- پس با وجود چنین اموری کجا باید باشیم؟ این توصیفی از ایمان کامل است. سخن از یک رویأ نبود بلکه تنها کلام را جاری ساز توجه داشته باشید هیچ سنجابی به چشم من نیامده بود. تنها بخشی از کتاب مقدّس را یادآوری کرد و چنین گفت: سخن بگو و درباره آن دودلی نکن؛ آن چه که گفتی پدید خواهد آمد. و من خدا را در کلامش برگرفتم و سنجاب آنجا بود. درست است. آری، سخن از چنین قوتی است … دوستان در جایگاه شبانتان باید بگوییم که این رخداد قوت کار یوشع را تداعی می‌کند، زمانی که او آفتاب را از جنبش بازداشت. به یاد داشته باشید که پیش از فرمان یوشع آفتاب وجود داشت و عناصر در جنبش بودند. به فرمان او از حرکت باز ایستادند. ولی دقت داشته باشید که در این رخداد، او چیزی را از عدم به هستی فرا خواند. آری، او آفرید؟ خوشحالم از این که با خدایی مأنوسم که می‌تواند پس از این که به خاک سپرده شوم روزی خاک را از زمین برگیرد، بدون هیچ چیز دیگری و دوباره مرا به زندگی برگرداند. خدای من! بحث همان ایمان مطرح است. آری چنین است. ایمانم به تو می‌نگرد، تو ای برّه جلجتا،

۱۵۲- بگویید و شک نکنید بلکه به آن چه که گفته‌اید ایمان داشته باشید، آن چه که گفته‌اید را خواهید داشت. ملاحظه می‌نمایید، ایمان داشته باشید که آن رخ خواهد داد!

۱۵۳- داوود در مزامیر از او سخن سرداد. عیسی با چنین نیرویی دیگران را خدمت کرد. وی این نیرو را برای خود نگه نداشت بلکه در راه خدمت دیگران به کار برد. او برای نجات دیگران از چیزی دریغ نکرد. امروز عیسی می‌تواند همین کار را انجام دهد. درکلامش همان ایمان را به ایمانداران وعده داد، یوحنا … در یوحنا ۱۴ : ۱۲ چنین گفت؛ در مرقس باب ۱۶؛ و هم چنین در مرقس ۱۱ : ۲۳، ما درست همان مطلب را می‌خوانیم.

۱۵۴- حال، نگاه کنید. اینک، [ خدا ] در قالب واحدی در عهد قدیم بر ما ظاهر می‌شود. در همان کیفیت در عهد جدید عمل می‌کند. او با کاربرد همان کلام واحد همان یگانه مسیح را نشان می‌دهد. و من به شما اعلام می‌کنم که مسیح همان روح‌القدس است. مسیح یعنی مسح یافته، سخن از کسی می‌شود از مسح بهره‌مند شده است. مسیح همان شخص مسح یافته است. چند نفر می‌دانند که چنین است؟ در معنی … پس واژه مسیح به کسی اطلاق می‌شود که مسح یافته است. مسح شده با چه؟ کتاب مقدّس در اعمال باب ۲ گفت عیسی ناصری، شخصی که مورد پسند خدا و مسح شده با روح‌القدس بود؛ با قدرت آن مسح رفت و اعمال بزرگی را به انجام رسانید، ملاحظه می‌نمایید خدا آشکار ساخت و ثابت کرد که در این شخص بود.

۱۵۵- ما مسح یافتگان هستیم. در این روزهای آخر مسح شدیم تا رستاخیر عیسی مسیح را متجلی سازیم. ما مسح یافتیم تا نشان دهیم که عیسی مرده نیست بلکه در قلب روح‌القدس در قوم هست و در درون عروس خود حضور پویایی دارد. او عروس خود را محبت می‌کند و خویشتن را در درون او می‌ریزد. این همان روند وصال است که سرانجام آن، بزم شامگاهی عروسی در آسمان است.

۱۵۶- لازم نیست که کار خاصی انجام دهیم بلکه تنها کافی است به آن ایمان داشته باشیم به آن ایمان داشته باش سخن از همان اطمینانی است که ایمان کامل را پدید می‌آورد. به این امور فکر کنید، پیدا است که روحیه غفلت در میان ما حکم‌فرما است. اکنون تنها یک دقیقه به این مسئله فکر کنید.

۱۵۷- اکنون، بیایید نگاه کنیم. آیا او به خوبی ترتیب این امور را داده است؟ مگر غیر از این نیست هر سخن او دقیقاً طبق ترتیب سخنش جامه عمل پوشید؟ مگر این امور را به ظهور نرسانده است و این ستون آتشین بزرگ مطابق با وعده در میان ما ظاهر نشد؟ مگر آن را ندیده‌ایم؟ مگر علم، این امورکه ماه‌ها پیش از وقوع به شما اخبار شده بود را ثبت نکرده است؟ بفرمایید در روزنامه‌ها و مجله‌ها این امور را بخوانید. مگر خدا به طریق همیشگی خود در عهد عتیق و عهد جدید عمل نکرده است؟ درست همان یگانه [ خدا ] است. همان روح‌القدس می‌آید و مسائل را تمیز می‌دهد. «زیرا کلام خدا زنده و برنده‌تر از هر شمشیر دو دم است و مُمَیِّز افکار و نیّتهای قلب است.» مگر درست نیست؟ مگر همان خدا نیست؟ خدا بیگانه‌ای دور مانده از ما نیست بلکه هم اکنون در میانمان حضور دارد. او اینجا است، چنین می‌کند تا ایمانی کامل بیافریند. او را حس می‌کنم. می‌دانم اکنون اینجا است. می‌دانم که روحش اینجا است. می‌دانم که او از همه چیز آگاه است. آمین! و می‌دانم او می‌خواهد کاری انجام دهد. او در حال انجام چیزی بوده است تا این کاملیت ایمان را در مردم پدید آورد.

۱۵۸- آیا صعود ما به جاودانگی در کیفیت زمان نوح خواهد بود زمانی که هشت نفر رستگار شدند؟ آیا مانند لوط که با سه تن از سدوم بیرون آمد، صعود خواهیم کرد؟ یا مانند یحیی تعمید دهنده به اتفاق شش ایماندار؟ باشد که در راه ایمان گام برداریم چون اعمال خدا کامل است. آنها هر روز به زیبایی در برابر دیدگان ما به ظهور می‌رسند. آنها نشان می‌دهند که او همان کلام است، آری همان کلام! عبرانیان باب ۴ می‌گوید «… زیرا کلام خدا … برنده‌تر است از هر شمشیر دو دم و فرو رونده … و مُمَیِّز افکار و نیّتهای قلب است.»

۱۵۹- به آن فکر کنید! کلام خدا همان مُمَیِّز نیّتهای قلب است. «زیرا کلام خدا زنده و مقتدر و برنده‌تر است از هر شمشیر دو دم و فرورونده تا جدا کند نفس و روح و مفاصل و مغز را و مُمَیِّز افکار و نیّتهای قلب است.» کلمه جسم شد! هللویاه؟ کلمه درکالبد انسانی همراه نشانه‌های فیزیکی، با علائم مادی و روحانی به طور کامل متجلی شد تا به جهت شما برای ربوده شدن کامل، ایمانی کامل به بار آورد.

۱۶۰- چرا در برابر این امور چنین غافلیم؟ سخن از مسائل مخفی و عرفانی نیست. شیطان با پیش کشیدن امور دنیوی می‌کوشد این روحیه غفلت را در شما پدید آورد مبادا … مبادا ایمان بیاورید. او در جلسات پیدا خواهد شد و در اندازه توان خود در جلوی شما سنگ اندازی و بهانه تراشی خواهد کرد. برخاسته و خود را [ از گرد ] بیافشان. برخیز و به خود بیا.

۱۶۱- روح او اینجا است، او شما را می‌شناسد. فقط کافی است یک کار انجام دهید این که به آن ایمان بیاورید و آن را بپذیرید. او می‌داند. آیا به آن ایمان دارید؟ او از درونتان آگاه است، او از هویت شما آگاهی دارد. او آگاه است بر تمایلات درونیتان، آگاه بر نیازهایتان.

۱۶۲- جیم، آیا ایمان داری که خدا درباره آن بچه همه چیز را می‌داند؟ پیش از ترک خانه دمای بدن بچه را اندازه گرفتى، او چهل درجه تب داشت. بامدادان بیماری به سراغش آمد. آیا ایمان داری که او را شفا خواهد داد؟ امروز ای بیماران بیایید، بیماری خواهد رفت. تنها به آن سو خیره شدم و کاری که پیش از ترک خانه انجام دادند را دیدم. حال این حقیقت است.

۱۶۳- خانم جوان، آیا ایمان دارید خدا به شما در مورد دیابت پیروزی می‌دهد؟ خانمی که کنارتان نشسته، شما را نمی‌شناسد اما روح بالای سر ایشان است. آن چه در موردش نگران است یک … ایشان کودکی دارند که باید جراحی چشم یا چنین چیزی شود. اهل شیکاگو هستند. مقتدر و برنده‌تر از یک شمشیر دو دم، یک مُمَیِّز. آن چه چیزی است؟ کلام! آیا به آن ایمان دارید؟ مطمئناً.

۱۶۴- خانمی که آنجا درست در ردیف بعدی نشسته‌اند. یک جراحی چشم داشته‌اند و آن را به خوبی انجام نداده‌اند. اما شما به آن ایمان دارید. آن را دریافت خواهید کرد … شما شفا را دریافت خواهید کرد. آیا به آن ایمان دارید؟ بسیار خوب. ایشان دارند به آن فکر می‌کنند.

۱۶۵- خانم پکنپو شما مشکلی ندارید. نوه پسری شما که اینجا نشسته است با مشکلی رو به رو است. در مورد او دعا می‌کنید اما آیا ایمان دارید که خدا او را خوب خواهد کرد؟ ایمان دارید خدا می‌تواند به من بگوید که او چه مشکلی دارد. دکترها نمی‌دانند؛ نه. درست است. او التهاب ریه دارد. درست است او یک نوع بیماری خونی دارد. بله! آنها نمی‌دانند که آیا باید به او اجازه دهند که به مدرسه برود یا نه؟ مقتدر و برنده‌تر از یک شمشیر دو دم.

۱۶۶- خانمی را می‌بینم که معده‌شان غذا را برمی‌گرداند. جایی هستند اجازه دهید چهره ایشان را پیدا کنم. بله آن پشت نشسته‌اند. نام ایشان خانم لیوالن است. ایشان با تمام قلب خود ایمان دارند که مشکل معده‌شان برطرف خواهد شد. آمین!

۱۶۷- همین جا خانمی حضور دارند که درست در کنار ایشان نشسته‌اند و دارند مستقیم به من نگاه می‌کنند. در آن انتها نشسته‌اند. ایشان مبتلا به آرتروز هستند. دست چپ شما دچار این مشکل است. این مشکل را داشت اما اکنون دیگر چنین نیست. بله اگر ایمان داشته باشید!

۱۶۸- مشکل آن کودکی که درست آن پشت است، چیست؟ او از اُهایو آمده است و سرطانی در چشم دارد. آیا ایمان دارید که خدا آن را شفا خواهد داد؟ او چنین خواهد کرد. به آن ایمان داشته باش. شما از منطقه آشلند ایالت اُهایو اکنون ایمان دارید که خدا شفا خواهد داد. او خوب خواهد کرد. آن چه چیزی است ؟ مقتدرتر، برنده‌تر از هر …

۱۶۹- خانم آسیب دیده‌ای در اینجا هستند. از درد ناحیه شانه رنج می‌برند. درست است. آیا چنین نیست؟ بسیار خوب، ایمان داشته باشید و مشکل از شما دور خواهد شد. ملاحظه می‌کنید؟ کلام خدا، مُمَیِّز افکار و نیّتهای قلب است.

۱۷۰- اینک، هیچ کارت دعایی در این تالار وجود ندارد. هیچ کس … کسی کارتهای دعا را پخش نکرده است. اینجا به آنها نیاز نداریم. آنها بیشتر کاربرد انتظاماتی دارند. می‌خواهید در چه موردی برایتان دعا شود؟ چند نفر می‌خواهند دعا شود مادامی که کلمه در جسم آشکار شده است؟ عزیزانی که در این ردیف هستند بلند شوند و به سمت پایین حرکت کنند. اول عزیزانی که در این ردیف هستند، کسانی که تقاضای دعا دارند، بفرمایند به این سمت. سپس می‌خواهم ردیفی که در اینجا است، پشت سر آنها حرکت کنند. سپس عزیزانی که در ردیف بالا هستند می‌توانند تشریف بیاورند.

۱۷۱- برنده و مقتدرتر … آیا یک شمشیر دو لبه می‌توانست آن را انجام دهد؟ خیر آقا! بلکه کلام خدا می‌تواند چنین کند. چرا؟ زیرا کلام خدا است. حال آیا به آن ایمان دارید؟

۱۷۲- طبیب اعظم! آن خواهر که اهل تِنِسی هستند، کجا هستند؟ خواهر آنگرِن یا داونینگ؟ اکنون طبیب اعظم نزدیک است.

۱۷۳- هرگز آن شب را در فورت واینه فراموش نمی‌کنم. آن دختر آمیش یا دانکارد، در آنجا نشسته بود و آهنگ سرود اکنون طبیب اعظم اینجا است را می‌نواخت. وقتی او شنید که پسر کوچک شفا یافته بود از خوشحالی به هوا می‌پرید روح‌القدس بر او نازل شد. موهای زیبایش بر روی شانه‌هایش آویزان بود و به زیبایی هر چه تمام پیانو نواخته می‌شد. اکنون طبیب اعظم نزدیک است، عیسی همدرد. قدرت مافوق‌الطبیعه‌ای کلیدهای پیانو را حرکت می‌داد، و اکنون طبیب اعظم نزدیک است را می‌نواخت.

۱۷۴- نگاه کنید … آیا ایمان دارید؟ مگر ایمان شرط نیست؟ آیا این را لحاظ می‌کنید؟ حال به یاد داشته باشید هنگامی که [ از صف دعا ] عبور می‌کنید … اگر به ایمان و یقین نرسیده‌اید، حرکت نکنید بلکه سرجای خود بمانید. بگویید: بی‌یقین حرکت نمی‌کنم بلکه با ایمان راسخ می‌آیم. هنگامی که من …

۱۷۵- کتاب مقدّس گفت: «این آیات همراه ایمانداران خواهد بود. اگر دستها بر مریضان گذارند آنها شفا خواهند یافت.» دقیقاً درست است، به شرطی که به آن ایمان داشته باشید. اینک، من هم به این مسئله ایمان دارم. خدا به شما ثابت کرده است، به آن ایمان دارم، التفات دارید؟ خدا با تجلی کلام خویش درستی و اعتبار آن را نشان می‌دهد. بدین ترتیب تحقق کتاب مقدّس دلیل بر درستی کلام است … یک کتاب مقدّس تکمیل تا ثابت کند که چنین است. زمانی که اینجا برای دعا نزدیک می‌شوید، به آن ایمان داشته باشید. آیا چنین خواهید کرد؟ آیا با ایمان عبور خواهید کرد؟ پس هنگامی که بر شما دست می‌گذارم … این دقیقاً مطابق گفته کتاب مقدّس است.

۱۷۶- برادر نویل آیا روغن تدهین دارید؟ آن را بردارید و به آن سمت بروید، باید کلام را به جا بیاوریم. آن را به این سمت بیاورید و عزیزانی که جلو می‌آیند را تدهین کنید. می‌خواهم مطمئن باشم که دعای ایمان را برای تکاتک شما ایمانداران بلند می‌کنم، بیایید هر کس دستان خود را روی یکدیگر بگذارد. به نقطه‌ای رسیده‌ایم که تا دقایقی دیگر چیزهایی را خواهیم فهمید.

۱۷۷- خواهم دید که کلیسایم چقدر در ایمان خود رشد کرده است؛ می‌بینیم که عزیزان چقدر پیشرفت کرده‌اند؛ چطور آنها آماده هستند تا شمشیر را برگیرند و راهی جلو صف شوند و بگویند: شیطان تو را به چالش می‌خوانم. ملاحظه می‌نماید؟ من تو را به چالش می‌خوانم! تو نمی‌توانی – تو نمی‌توانی من را بی‌ایمان سازی. چرا چنین می‌کنیم؟ تا مردم بدان ایمان بیاورند. این کلام است. این نشان می‌دهد که من در حال موعظه حقیقت کلام برای شما هستم. سخن از تجسم کلام است، تجسم کلام در شما، کلامی که درونی می‌شود، کلام احیاگر درون شما، کلام احیاگر درون من. ملاحظه می‌نمایید؟ طبیب اعظم! بسیار خوب اینک سرهای خود را خم می‌کنیم.

۱۷۸- اکنون خداوند عیسی، طبیب اعظم اینجا است. تو طبیب هستی. من کلام تو را موعظه کرده‌ام و کلام تو می‌گوید که تو اینجا هستی؛ که تو دیروز، امروز و تا ابدالآباد همان هستی؛ که تو بی‌وفایی نمی‌کنی. خداوندا، تو در زندگیمان هرگز امانت خود را فراموش نمی‌کنی. در حالی که عزیزان دست بر یکدیگر می‌گذارند، باشد که برکت الهی آنها را فرو بگیرد. به یاد داشته باش که آنها ایمان دارند. همان طور که با روغن تدهین می‌شوند، شبان و من آنها را از این صف عبور می‌دهیم باشد هر کدام که از اینجا می‌گذرند با یقین ایمان کامل نزدیک شوند تا در اینجا حضور خدای آسمان را تجربه کنند. باشد که به خود آیند. تمنا این که دست کم این بار بر آنها چنین شود، آیا می‌شود؟ … خداوندا، باشد در این فرصت این امور را درونی کنند. خداوندا چشمانشان را بر این امور باز کن مبادا چون کوران تلو تلو بخورند بلکه حضور راستین عیسی مسیح قیام کرده را ببینند. خداوندا، آن را در نام عیسی مسیح عطا کن. آمین.

۱۷۹- در نام عیسی مسیح از شما درخواست می‌کنم که وارد این صف نشوید مگر این که در خود احساس کنید که ایمان کامل را یافته‌اید زیرا در آن صورت فقط زمان افراد دیگر را گرفته‌اید. آن کار را نکنید! و با … در طول زمانی که برای شما موعظه کرده‌ام آیا تا به حال چیزی گفته‌ام که رخ نداده باشد؟ دقیقاً محقق شدند! من ایمان دارم پس خدا این کار را به خاطر من انجام نداد بلکه برای شما تا ایمان بیاورید که آن چه که به شما می‌گویم حقیقت است. حال به آن ایمان بیاورید، حتمی خواهد بود و آن … شفا خواهید یافت. زمانی که تشریف می‌آورید بی‌ایمانی را … از خود برانید. آن را نمی‌بینید ولی هست. هنگامی که با روغن تدهین می‌شوید درست در آن دم بی‌ایمانیتان از بین می‌رود پس هر گونه بی‌ایمانی را از خود دور کنید و با ایمان کامل به حصول شفا گام بردارید. آیا این چنین خواهید کرد؟ پس خداوند به شما برکت می‌دهد.

۱۸۰- بسیار خوب، می‌خواهم از کسی درخواست کنم سرود را رهبری کند فقط با … آن واعظ محترم کجا هستند؟ برادر، آن …؟ نامشان چیست؟ کپس، برادر کپس. آیا ایشان در صف ایستاده‌اند؟ چه می‌گویید؟ برادر کپس اینجا بیابید و بایستید و سرود را بخوانید ( به همراه جماعت ) مادامی که همه دعا می‌کنیم. اکنون طبیب اعظم نزدیک است.

۱۸۱- همان طور که آنها آن را هدایت می‌کنند هر کس با قلب خود این سرود را بخواند. فقط به ظاهر نخوانید، بگویید: می‌خواهم بخوانم اکنون طبیب اعظم نزدیک است، عیسی هم درد. سخن سر دهید لبها را با آواز شادی بیافکنید، عیسی هم درد. [ برادر برانهام نشان می‌دهند چگونه می‌توان سرودی عاری از هیجان بلند کرده – گروه تالیف. ] خدای من!

۱۸۲- هوشیار باشید! باید روحیه‌ای آماده داشته باشید! از کلام پروا داشته باشید. آری اکنون طبیب اعظم نزدیک است، عیسی هم درد! او ثابت می‌کند که اینجا است! من به او ایمان دارم. آمین.

۱۸۳- بسیار خوب. اجازه دهید من … بگذارید آنهایی که ایمان دارند جلو بیایند.

۱۸۴- در نام عیسی مسیح، بر سر او دست می‌گذارم تا شفا یابد. به نام عیسی مسیح بیماری را محکوم می‌کنم.

۱۸۵- در نام عیسی مسیح، بر سر برادرم دست می‌گذارم تا شفا یابد.

۱۸۶- در نام عیسی مسیح، بر سر خواهرم دست می‌گذارم تا شفا یابد.

۱۸۷- در نام عیسی مسیح، بر سر برادرم دست می‌گذارم تا شفا یابد.در نام عیسی، بر سر خواهرم دست می‌گذارم تا شفا یابد. در نام عیسی، بر سر برادرم دست می‌گذارم. در نام عیسی مسیح، بر سر خواهر دست می‌گذارم. در نام عیسی مسیح، بر سر برادرم دست می‌گذارم. در نام عیسی مسیح، بر سر خواهرم دست می‌گذارم.

۱۸۸- در نام عیسی مسیح، بر سر برادرم دست می‌گذارم تا شفا یابد. در نام عیسی مسیح، بر سر خواهرم دست می‌گذارم. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی مسیح! در نام عیسی! در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده.

۱۸۹- در نام عیسی این برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی! در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده.

۱۹۰- در نام عیسی برادرم را شفا ده. باشد که او شفا یابد. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده؛ در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی این خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده.

۱۹۱- در نام عیسی این بچه را شفا ده. خدایا این را عطا کن. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی این پسر کوچک را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی این دختر کوچک را شفا ده.

۱۹۲- در نام عیسی این خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده.

۱۹۳- خداوندا، در نام عیسی این برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی …؟ … برای جلال خدا.

۱۹۴- شفا، در نام عیسی. برادرم را رها کن. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی این کودک را شفا ده. در نام عیسی این خواهر را شفا ده. در نام عیسی این خواهر را شفا ده.

۱۹۵- در نام عیسی مسیح خواهر را شفا ده. در نام عیسی خواهر را شفا ده …؟ … در نام عیسی خواهرم را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی خواهر ما را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده، او را خوب کن.

۱۹۶- خداوندا، در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی این خواهرم را شفا ده. در نام عیسی این دختر کوچک را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی کودک را شفا ده.

۱۹۷- خداوندا، کودک را در نام عیسی شفا ده. در نام عیسی پسر کوچک را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی خواهرم را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی خواهرم کالینز را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی مسیح برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده.

۱۹۸- هم اینک بی‌ایمانی خود را کنار بگذارید. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده.

۱۹۹- اکنون بی‌ایمانی خود را دور بیاندازید. جلو بیایید. ایمان کامل را برگیرید. در نام عیسی آن را برگیرید. باشد که چنین شود. خداوندا، آن را در نام عیسی عطا کن. خداوندا، آن را در نام عیسی عطا کن. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده …؟ … در نام عیسی این را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده.

۲۰۰- برادر، برکت بر تو باد. خداوندا، در نام عیسی برادر کاکس را شفا ده. جلال بر خدا! در نام عیسی خواهرم را شفا ده. عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده.

۲۰۱- حال، به یاد داشته باشید همه ایمان خود را به کار می‌برم تا درک کنم که در این زمینه چه کاری باید انجام دهم. در نام عیسی این دختر کوچک را شفا ده. در نام عیسی این خواهر را شفا ده.

۲۰۲- خدایا، دستها بر روی این بچه می‌گذارم تا در نام عیسی شفا یابد. آمین. در نام عیسی دختر کوچک را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی این برادرم را شفا ده.

۲۰۳- دختر کوچک؟ [ خداوندا ] آنها را برای خودت حفظ کن. خداوندا، در نام عیسی مسیح آنها را شفا ده تا جلال بیابی. در نام عیسی خواهرمان را شفا ده. در نام عیسی خواهرمان را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. عیسی، برادر کوچکم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده.

۲۰۴- در نام عیسی مسیح، شفای او را می‌طلبم خداوندا، در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادر کوچکم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی مسیح، خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده.

۲۰۵- در نام عیسی مسیح برادر کوچکم را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی آنها را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرم را شفا ده. خواهرم را در نام عیسی شفا ده. برادرم را در نام عیسی شفا ده. خواهرم را در نام عیسی شفا ده. خواهرم را در نام عیسی شفا ده. خواهرم را در نام عیسی مسیح شفا ده. خواهرم را شفا ده.

۲۰۶- خواهرم را شفا ده. خداوندا به آنها برکت عطا کن، برای …؟ … در نام عیسی مسیح در نام عیسی خواهرم را شفا ده. در نام عیسی برادرمان را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی برادرمان را شفا ده. خداوندا، در نام عیسی مسیح خواهرم را شفا ده. در نام عیسی، درخواستش را عطا کن. در نام عیسی برادرم را شفا ده.

۲۰۷- بی‌ایمانیتان را کنار بگذارید. اینک با ایمان حاضر شوید، خدا آن را عطا خواهد کرد. با ایمان حاضر شوید، خدا آن را عطا خواهد کرد. من به آن ایمان دارم. من همه ایمان را به کار می‌برم و می‌دانم به چه شکل. آنها بر بیماران دست خواهند نهاد و شفا خواهند یافت. در نام عیسی، برادرم را شفا ده. در نام عیسی مسیح، خواهرم را شفا ده.

۲۰۸- برادر نویل صحنه‌ای که شاهد آن هستیم نشانگر چیست؟ برادر دائوچ، نشان ظفر فیض خدا است! این مرد قرار بود یکی یا دو هفته پیش فوت کند.

۲۰۹- خدایا تو باید او را در نام عیسی مسیح دوست داشته باشی، ای پدر به راستی که این عزیز را دوست داری زیرا کارهای بزرگی برای او انجام دادی. در نام عیسی مسیح، بر سر او دست می‌گذارم.

۲۱۰- خداوند خدا، دستان خود را بر سر همسر عزیز او می‌گذارم تا در نام عیسی مسیح شفا یابد. آمین. دیگر کسی نیست؟

۲۱۱- اکنون، سر خود را خم کنیم.
اکنون طبیب اعظم نزدیک است،
عیسی هم درد؛
او سخن می‌گوید تا قلب مأیوس تشویق شود
بشنو صدای عیسی را.
شیرین‌ترین نوشته در سرود فرشتگان سرافین
شیرین‌ترین نام در زبان آدمی
شیرین‌ترین نغمه‌ای که تا به حال سر داده شده
عیسی، عیسی متبارک.

۲۱۲- هیچ می‌دانید چه کاری برای شما انجام دادم؟ شما من را شبانتان خوانده‌اید؛ آری من شبان شما هستم پس اگر عیسی مسیح مرا به عنوان یکی از کارگرانش مورد تأیید قرار داده است، پس باید به کلام من ایمان داشته باشید. من با انجام این کار برخاسته از ایمان یعنی با دست نهادن بر شما؛ رنجها و امراضی که شما را دچار زحمت می‌کند را محکوم کرده‌ام. به آن ایمان داشته باشید آنگاه به درخواستهایتان خواهید رسید صرف نظر از این که خواسته شما چیست زیرا برای آن که ایمان دارد همه چیز ممکن است و من حقیقتاً ایمان دارم که آن را دریافت می‌کنم و در قلبم شفای هر کدام از شما را می‌پذیرم، می‌پذیرم که به انجام رسیده است. به آن ایمان دارم. با تمام وجودم به آن ایمان دارم. هم چنین با نهادن دستانم بر روی دستمالهایی که اینجا هستند ایمان دارم که دقیقاً برحسب دعاهایی که بر روی این دستمالها بلند می‌شود مسئلت مردم برآورده می‌شود. ایمان دارم.

۲۱۳- ایمان دارم که فرجام این روند همان کشش سوم ( Third Pull ) است! به آن ایمان دارم. حال می‌خواهم از شما که از صف دعا عبور کردید یک سوال صادقانه بپرسم. آیا باور و حس می‌کنید که پس از این که بر شما دست‌گذاری شده است، چیزی رخ داده است؟ دستانتان را بلند کنید …؟ … این چنین است. این چیزی است که اینک منتظر آن هستیم. حال، این نیست … اکنون این فقط همانند شروع شکفتن است. ملاحظه می‌نمایید؟ این تنها یک آغاز است … من آن کارها را برای منظوری انجام دادم. از انجام آن، قصدی داشتم. دقت داشته باشید که من در پی چیزی هستم؛ با ایمانی که موجود است دوباره شروع می‌کنم تا آن را به درجه‌ای سوق دهم که هیچ گاه تجربه نکردید. هدف تنها شکل‌گیری ایمان در شما نیست بلکه در پی آن هستم که به ایمان کامل نائل شوید. با قلبی کامل به خدای کامل نگاه کنید. او وعده کامل کلام کامل خویش را محقق می‌سازد، سخن از کلامی است برنده‌تر از شمشیر دو دم و مُمَیِّز افکار قلب، داستان چیست؟ ما به سوی کاملیت گام برمی‌داریم. مردم باید در چنین کیفیتی باشند تا ربوده شوند. تأخیر در تحقق این روند انتظاری توجیه پذیر است، انتظار شکل‌گیری ایمان کامل در کلیسا برای مرحله ربوده شدن. چنین انتظاری است. من باید پیراسته شوم، این مطلب درباره شما هم صدق می‌کند، ما با هم به یاری و فیض خدا در این روند پیروز خواهیم شد. آمین. اکنون طبیب اعظم نزدیک است … هم درد.

۲۱۴- خداوند عیسی، برادر عزیزم را برکت عطا کن. باشد که روح قدوس تو این شبان را شفا دهد و وی را در سلامتی و قدرت نگه دارد، در خدمتی که تو او را فراخواندی. در نام عیسی مسیح خداوند آن را می‌طلبم. من او را دوست دارم. ما آن را می‌طلبیم. می‌دانیم که آن درست است. اکنون به آن ایمان داریم.
شیرین‌ترین نغمه‌ای که تا به حال سر داده شده،
عیسی، عیسی متبارک.

۲۱۵- مگر عاشق او نیستید؟ اینک همین جا فقط بیاندیشید، از قبل کاری در بدن شما به جهت شفا شروع شد، زیرا طبق وعده او خواهد شد. و حالا می‌بینیم، آیا آن چه که امشب گفتم را برگرفتید؟ آیا سر آن را دریافته‌اید؟ ملاحظه می‌نمایید اگر بدین کوه بگویید ملاحظه می‌نمایید، شک نکنید، شک نکنید بلکه به آن چه که گفته‌اید ایمان داشته باشید. حال به آن نگاه کنید، ظرف کمتر از پنج دقیقه همه دستها بالا رفت بدان معنی که کاری در آنها شروع شده بود. خدایا! او حضور دارد. این نشانه حضور او است! می‌پرسید داستان از چه قرار است؟ آری، طبیب اعظم هم اکنون حضور دارد.

۲۱۶- دستان خود به درگاه خدا بلند کنیم و دوباره سرود بخوانیم:
اکنون طبیب اعظم نزدیک است،
عیسی هم درد؛
او سخن می‌گوید تا قلب مأیوس تشویق شود.
بشنو صدای عیسی را
شیرین‌ترین نوشته در سرود فرشتگان سرافین
شیرین‌ترین نام در زبان آدمی
شیرین‌ترین نغمه‌ای که تا به حال سر داده شده
عیسی، عیسی متبارک.

۲۱۷- بیایید برای یک دقیقه سرپا بایستیم. بیایید در قلب خود فقط او را بپرستیم. به این مسئله فکر کنید: خدا اینجا است. او اینجا است. چه کسی؟ چه کسی خود را به عنوان کلمه معرفی کرده است؟ می‌خوانیم: در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود. و کلمه خدا بود. و کلمه جسم گردید و میان ما سکن شد او دیروز، امروز و تا ابدالآباد همان است. کلمه برنده‌تر از شمشیر دو دم و مُمَیِّز افکار و نیّات است. ( دلیل آمدنتان به این مکان، هدف شما از شرکت در این جلسه، هویت شما است. ) همان کلام که نشان داد عیسی همان مسیح است امروزه به ما نشان می‌دهد که او همان است. کلام نشان می‌دهد که مسیح دیروز و امروز و تا ابدالآباد همان است.

۲۱۸- طبیب اعظم که اینجا است گفت: این آیات همراه ایمانداران خواهد بود. اگر آنها بر بیماران دست گذارند، شفا خواهند یافت. و اگر به این کوه بگویید منتقل شو و در قلب خود شک نکنید بلکه ایمان داشته باشید. اگر او می‌تواند سنجابهایی بیافریند، سنجابی که پیرو راهی نیست، سنجابی که با ایمان بیگانه است؛ دقت داشته باشید که در واقع این ایمان من است که کارساز می‌شود، ایمان من در برابر چالشها. او از من خواست که چنین بخواهم و ایمان مرا به چالش طلبید. او از من خواست از او چنین بخواهم، این یک چالش بود. من به اطاعت از کلام او، این چالش را پذیرفتم، از او درخواست کردم و سنجاب پیدا شد. خدایی که قادر است بدین‌سان ایمان مرا به این مرتبه بلند برساند، می‌تواند در همین راستا مرا در خدمت مردم به کاربرد، هر چند نتوانند به چنین مرتبه‌ای نائل شوند. اگر آنها نتوانند به چنین ایمانی نائل شوند، خدا می‌تواند چنین مرا تقویت کند که برای شما حرکت کنم. من برای شما ایمان دارم. من برای شما صحبت می‌کنم.

۲۱۹- من برادرتان هستم، به عنوان برادر شما اینجا ایستاده‌ام، من در جایگاه شفاعت‌گر با جهد شما را در پیشگاه خدا بلند می‌کنم. و حالا من اینجا درست در حضور تخت سفید می‌ایستم و آن … با انگشت خود به آن قربانی خونین اشاره می‌کنم و با اقتدار نامش اعلام می‌کنم که تمام شد. آری، انجام می‌شود، انجام می‌شود. می‌دانید که چنین شد. می‌دانم که چنین شد، شما هم می‌دانید که انجام شد. چنین است. آری، درست است. آمین.
… نغمه‌ای که تا به حال سر داده شده
عیسی، عیسی متبارک
شیرین‌ترین نوشته در سرود فرشتگان سرافین
شیرین‌ترین نام در زبان آدمی
شیرین‌ترین نغمه‌ای که تا به حال سر داده شده
عیسی، عیسی متبارک.

۲۲۰- به نام تو دیوها از ما فرمان می‌برند، نام تو شیرین‌تر از هر نامی است که آدمی می‌تواند به زبان آورد. آری دیوها هم … با اقتدار این نام مردگان زنده می‌شوند، بیماران شفا می‌یابند، جذامی‌ها پاک می‌شوند. با اقتدار نامت دیوها اخراج می‌شوند و مردم مسیحی می‌شوند. زیر آسمان نام دیگری نیست. من در این نام زندگی می‌کنم؛ من در این نام تعمید می‌دهم. من به این نام ایمان دارم، در این نام پرستش می‌کنم. باشد که در تو ای خداوند، در آن نام یعنی عیسی مسیح خود را باز یابم، آری در مسیح. عطا فرما که از لجن بی‌ایمانی جدا شوم، باشد که فروغ زیبای عیسی مسیح در زندگی من دیده شود. آری او دیروز و امروز و تا ابد همان است.

۲۲۱- اکنون خدا به شما برکت دهد. یکشنبه دیگر که به اینجا برگشتید، شهادت دهید که چطور شفا یافته بودید و چه اتفاقی این هفته افتاد. نگاه کنید و ببینید چه رخ می‌دهد! آن تمام شده است! [ شاید به من بگویید ] از کجا می‌دانید؟

۲۲۲- او به من گفت: این را بگو و من آن را گفتم. فقط همین. این چنین است. تمام شده است. به آن ایمان دارم. اکنون جلسه را به برادر نویل که شبان کلیسا است، می‌سپارم.

۲۲۳- فقط یک لحظه. [ یک برادر به زبانها صحبت می‌کند و برادر دیگری ترجمه می‌کند – گروه تالیف. ]

۲۲۴- متبارک باد نام خداوند. بیایید دستمان را بالا ببریم و او را یک دقیقه بپرستیم.

۲۲۵- خداوندا، از تو سپاسگزاریم. خداوندا، از تو سپاسگزاریم. پدر تو را شکر می‌گوییم. پدر از تو تشکر می‌کنیم.

۲۲۶- هیچ دقت کردید که پیغام چه قدر طول کشید و چه آهنگی داشت؟ هیچ دقت کردید که همان ترتیب در ترجمه پیغام دیده شد؟ همین است. او هر آن چه به شما وعده شد را از پیش مهیا ساخته است. در کیفیت ارائه پیغام و برگردان آن دقت کنید. پیغام چه قدر طول کشید، چند کلمه ادا شد، هماهنگی دقیق همه آنها را ملاحظه کنید. تا دیدار بعدی، خداوند به شما برکت دهد. آمین.

FRS63 – 0825E
برادر ویلیام ماریون برانهام این پیغام را به زبان انگلیسی در عصر یکشنبه ۲۵ آگوست ۱۹۶۳ در خیمه برانهام در جفرسونویل ایالت ایندیانا آمریکا ایراد کردند. این پیغام در یک نوار مغناطیسی ضبط شد و بی‌کم و کاست در زبان انگلیسی به چاپ رسید، برگردان فارسی این اثر با کوشش انتشارات Voice Of God Recordings چاپ و پخش می‌گردد.
FARSI C2014 VGR. ALL RIGHTS RESERVED
VOICE OF GOD RECORDINGS P.O. BOX 950, JEFFERSONVILLE, INDIANA 47131 U.S.A.
www.branham.org

دانلود کتاب ایمان کامل
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد