کتاب استانداردهای ایماندار ۱۴ برادر فیروز خانجانی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب استانداردهای ایماندار ۱۴ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب استانداردهای ایماندار ۱۴

 

استانداردهای ایماندار ۱۴
موعظه سرکوه : روزه ( بازنگری شده بهار ۱۳۹۹ )

امروز قصد داریم در ادامه مباحث موعظه‌ی سر کوه به موضوع روزه بپردازیم. ابتدا بخش مورد نظر از متی باب ۶ آیات ۱۶ تا ۱۸ را می‌خوانیم: «امّا چون روزه دارید، مانند ریاکاران ترشرو مباشید زیرا که صورت خویش را تغییر می‌دهند تا در نظر مردم روزه‌دار نمایند. هر آینه به شما می‌گویم که اجر خود را یافته‌اند. لیکن تو چون روزه‌داری، سر خود را تدهین کن و روی خود را بشوی تا در نظر مردم روزه‌دار ننمایی، بلکه در حضور پدرت که در نهان است؛ و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد.» ( متی ۶ : ۱۶ – ۱۸)

سخن خود را با این مقدمه شروع می‌کنم که چندی پیش برنامه‌ای راجع به لنین می‌دیدم که مسئله‌ی جالبی در زندگی او نظر مرا به خود جلب کرد. لنین علاقه‌ی زیادی به موسیقی کلاسیک داشت امّا تا حد امکان از گوش کردن به آن صرف نظر می‌کرد! او می‌گفت: گوش دادن به موسیقی باعث می‌شود که من نرم شوم و نتوانم به انقلابی که باید صورت پذیرد، فکر کنم. البته همان طور که می‌دانیم انقلاب لنین چندین سال قبل با شکست رو به رو شد، امّا نکته‌ی اصلی اینجا است: اگر لنین برای رسیدن به آن هدف فانی آن قدر به خود زحمت داد و از چیزهای مورد علاقه‌اش دست کشید، چقدر بیشتر ما باید این آمادگی و استطاعت را داشته باشیم که برای تحقق هدف عالی خدا، خود را از چیزهایی که دوست داریم، محروم کنیم.

پولس رسول در اول قرنتیان ۹ : ۲۵ – ۲۷ می‌گوید: «و هر که ورزش کند در هر چیز ریاضت می‌کشد، امّا ایشان تا تاج فانی را بیابند لکن ما تاج غیر فانی را. پس من چنین می‌دوم، نه چون کسی که شک دارد؛ و مشت می‌زنم نه آن که هوا را بزنم، بلکه تن خود را زبون می‌سازم و آن را در بندگی می‌دارم، مبادا چون دیگران را وعظ نمودم، خود محروم شوم.» البته در اینجا صحبت از ریاضتی نیست که در خیلی از مذاهب وجود دارد بلکه بحث در مورد ریاضتی است که یک ایماندار برای رسیدن به هدفی که دارد، برای خود تعیین می‌کند و روح‌القدس نیز به او کمک می‌نماید تا تمام زوایای زندگی خود را برای نیل به این هدف با یکدیگر هماهنگ کند.

کسب پیروزی در یک رشته‌ی ورزشی مستلزم آن است که ورزشکار برای رسیدن به این هدف دست از خیلی چیزها بکشد، یکی از خوانندگان معروف می‌گفت که من سالها برای داشتن صدایی شفاف و برای این که مورد تحسین مردم قرار بگیرم، به خیلی چیزها لب نزدم و الآن حسرت روزهای گذشته را می‌خورم! این خواننده روزی خواهد مرد و اگر تا آن زمان مسیح بازنگردد یقیناً مردم نیز وی را فراموش خواهند کرد، همان طور که برای بسیاری از کسانی که در گذشته معروف بودند این اتفاق افتاده است. پولس در این آیه از تاج فانی صحبت می‌کند؛ تاجی که سابقاً بر سر ورزشکاران قهرمان می‌گذاشتند.

اگر دقت کرده باشید، در بازیهای المپیک – برای قهرمانان – تاجی از برگ مو می‌سازند و بر سرشان می‌گذارند. حال که یک ورزشکار برای این تاج فانی سالها زحمت می‌کشد و خود را از چیزهای مورد علاقه‌اش محروم می‌سازد، پس چقدر بیشتر ما باید این آمادگی را داشته باشیم تا به خاطر خداوند از بعضی علایق خود دست برداریم و زندگی خود را با هدفی که پیش روی ما است هماهنگ کنیم. پولس همین نصیحت را به تیموتاؤس گوشزد می‌کند و اگر کسی نیز پهلوانی کند، تاج را بدو نمی‌دهند اگر به قانون پهلوانی نکرده باشد. برزگری که محنت می‌کشد، باید اوّل نصیبی از حاصل ببرد. «در آن چه می‌گویم تفکر کن زیرا خداوند تو را در همه چیز فهم خواهد بخشید.» ( دوم تیموتاؤس ۲ : ۵ – ۷ ) خداوند به کلام خود برکت دهد. پس ما نیز باید مثل یک پهلوان یا مثل یک کشاورز همواره قوانین کسب موفقیت را رعایت کنیم.

امروز در ادامه سلسله مباحث استانداردهای ایماندار، به تشریح مسئله روزه در کتاب مقدّس می‌پردازیم. ایمانداران می‌توانند این سوال را مطرح کنند که حکم روزه در کتاب مقدّس چیست؟ کتاب مقدّس فقط یک بار و آن هم در روز کفاره، روزه را به صورت آشکار به قوم حکم می‌کند. در لاویان ۲۳ : ۲۷ می‌خوانیم: «در دهم این ماه هفتم، روز کفاره است. این برای شما محفل مقدّس باشد. جانهای خود را ذلیل سازید، و هدیه‌ی آتشین برای خداوند بگذرانید.» تنها در این روز است که کتاب مقدّس روزه را حکم می‌کند و می‌گوید که این روز، روز کفاره است و شما در آن روز محفل مقدّس خواهید داشت و جانهای خود را خواهید رنجانید که البته در ترجمه‌های جدید از عبارت روزه خواهید داشت، استفاده شده است. به غیر از این مورد، در هیچ قسمت دیگری از کلام حکمی در خصوص روزه مشاهده نمی‌شود.

البته موارد دیگری را داریم که در آنها روزه دسته جمعی به چشم می‌خورد. این مطلب را در آیات ذیل با هم می‌خوانیم: «تمامی قوم زمین و کاهنان را خطاب کرده، بگو: چون در این هفتاد سال در ماه پنجم و ماه هفتم روزه داشتید و نوحه‌گری نمودید، آیا برای من هرگز روزه می‌داشتید؟ و چون می‌خورید و چون می‌نوشید، آیا به جهت خود نمی‌خورید و برای خود نمی‌نوشید؟» ( زکریا ۷ : ۵ – ۶ ) «و یهوه صبایوت چنین می‌گوید: روزه‌ی ماه چهارم و روزه‌ی ماه پنجم و روزه‌ی ماه هفتم و روزه‌ی ماه دهم برای خاندان یهودا به شادمانی و سرور و عیدهای خوش مبدل خواهد شد. پس راستی و سلامتی را دوست بدارید.» ( زکریا ۸ : ۱۹ ) یهودیان در زمان تبعید دو بار در سال روزه‌های دسته جمعی را برقرار می‌کردند که بیشتر به خاطر تحمل دردها و مشقات ناشی از دوری از اورشلیم بود. البته بعد از بازگشت مجدد به اورشلیم نیز روزه‌های دیگری نظیر روزه به خاطر قتل جَدَلیا ( دوم پادشاهان ۲۵ : ۲۵ ) و اوّلین حمله کلدانیان ( ارمیا ۵۲ : ۶ – ۱۱ ) مقرر شد. این قبیل روزه‌ها بیشتر به علت مسائل مختلفی نظیر حمله به اورشلیم یا ویرانی هیکل مقرر می‌شدند.

در زمان مسیح نیز یهودیان ایماندار برای ظهور مسیح روزه می‌گرفتند. «و قریب به هشتاد و چهار سال بود که او بیوه گشته از هیکل جدا نمی‌شد، بلکه شبانه روز به روزه و مناجات در عبادت مشغول می‌بود.» ( لوقا ۲ : ۳۷ ) حنا در هیکل سکونت داشت و چون شبانه روز با خداوند زندگی می‌کرد، خداوند نیز او را ملهم ساخته بود تا برای ظهور مسیح دعا کند و روزه بگیرد؛ او چشم به راه ظهور خداوند بود. در ادامه‌ی آیه‌ی فوق می‌خوانیم: «او در همان ساعت درآمده، خدا را شکر نمود و درباره‌ی او به همه‌ی منتظرین نجات در اورشلیم، تکلم نمود.» ( لوقا ۲ : ۳۸ ) اینها افرادی بودند که در آن زمان برای ظهور خداوند روزه می‌گرفتند. اغلب یهودیان – حتى آنانی که چندان هم ایماندار نبودند – کم و بیش از سحرگاه تا غروب روزهای سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ی هر هفته برای ظهور خداوند روزه می‌گرفتند؛ تقریباً شبیه به همان روزه‌ای که بعدها در اسلام رایج شد.

در روز کفاره‌ها معمولاً از غروب یک روز تا غروب روز بعد روزه می‌گرفتند. البته موارد دیگری هم در خصوص اشکال مختلف روزه در کتاب مقدّس وجود دارد. مثلاً، موسی چهل شبانه روز در انتظار رهنمودهای خدا روزه گرفت یا این که ایلیا برای کسب تکلیف از خداوند چهل شبانه روز را در روزه به سر برد و این هنگامی بود که او با مشکل مواجه شده بود و برای دریافت راه حل این مشکل چهل شبانه روز روزه گرفت تا به کوه حوریب رسید. در آنجا بود که به خداوند اظهار داشت: من هر کاری را که لازم بود انجام دادم، امّا نه تنها بنی‌اسرائیل توجه نکردند بلکه مرا به مرگ تهدید کرده‌اند و اکنون من با این قوم چه کنم؟ هم چنین مسیح نیز برای این که آماده خدمت شود چهل شبانه روز، روزه گرفت.

گاهی اوقات افراد به علت قرار گرفتن در میان مشکلات روزه می‌گرفتند، وقتی داوود فرزند خود را – که محصول زنای وی و بتشبع بود – رو به موت دید، روزه گرفت تا خدا بر او رحم کند. این قبیل روزه‌های فردی همواره در طول تاریخ دیده می‌شوند. ضمناً گاهی اوقات که خطری قوم را تهدید می‌کرد، کاهنان قوم را به روزه فرا می‌خواندند و مردم نیز روزه می‌گرفتند.

در کتاب مقدّس کیفیتهای مختلفی از روزه را مشاهده می‌کنیم. کلام خدا به صورت مشخص حکم نمی‌کند که چگونه باید روزه بگیریم. بعضی‌ها برحسب سنتهای موجود در جامعه‌ی خود روزه می‌گیرند. ما می‌بینیم که موسی و ایلیا چهل شبانه روز بدون خوردن و نوشیدن روزه می‌گیرند که صد البته چنین روزه‌ای در کیفیتی خاص از ارتباط با خدا میسر می‌شود و فرد را تا حدی از خوراک بی‌نیاز می‌سازد. در جایی دیگر دانیال را هم می‌بینیم که وقتی روزه می‌گیرد به کلی دست از خوراک نمی‌کشد: «خوراک لذیذ نخوردم و گوشت و شراب به دهانم داخل نشد و تا انقضای آن سه هفته خویشتن را تدهین ننمودم.» ( دانیال ۱۰ : ۳ )

پس مشاهده می‌کنیم که دانیال در طول این مدت گوشت و خوراک لذیذ نخورد و شراب نیاشامید. او در آن زمان حدود هفتاد و یا هشتاد ساله بود، به احتمال قریب به یقین دانیال در زمان جوانی به صورت کامل روزه می‌گرفت و با گذشت سن و سالی از وی، نحوه‌ی روزه‌داری‌اش نیز این چنین می‌شود. کلام خدا در چنین قسمتهایی نحوه‌ی روزه را حکم نمی‌کند بلکه به فرد اجازه می‌دهد تا خود با هدایت روح‌القدس شکل روزه‌اش را تعیین نماید. مثلاً در آمریکا ایماندارانی هستند که در هنگام روزه‌داری علاوه بر این که نه می‌خورند و نه می‌آشامند، کلمه‌ای هم با یکدیگر صحبت نمی‌کنند؟ خوب، این شکل روزه‌ای است که در آمریکا رایج است و آنها مطابق چیزی که از خداوند یافته‌اند، بدین شکل روزه می‌گیرند. ما می‌توانیم از آنها الگو برداریم امّا مجبور به اجرای آن نیستیم و این امر به رابطه‌ی ما با خدا و هدایتی که داریم مربوط می‌شود.

در رساله‌ی اول قرنتیان می‌خوانیم که: در زمان روزه، زنان و شوهرانشان از یکدیگر فاصله می‌گرفتند. پولس آنها را از انجام این عمل منع نمی‌کند امّا می‌گوید این جدایی باید با رضایت طرفین و در مدت کوتاهی انجام شود.

وجود چنین مواردی نشان دهنده‌ی این است که کلام خدا بیشتر بر اصول تأکید می‌کند تا بر جزئیات. این روح‌القدس و خود فرد هستند که جزئیات را در طول زمان تعیین می‌کنند، همان طور که یعقوب در جایی می‌گوید: ما و روح‌القدس چنین صلاح دیدیم. این مطلب در ارتباط با روزه نیز صادق است. ایماندار ( کلیسا ) با هدایت روح‌القدس شکل روزه‌ی خود را تعیین می‌کند. در این موارد روح‌القدس با کیفیتهای گوناگون، با افرادی گوناگون و در ادوار گوناگون چگونگی روزه را معین می‌سازد. مثلاً در عهد عتیق هنگامی که یهودیان روزه می‌گرفتند، پلاس می‌پوشیدند و خاکستر بر سر خود می‌ریختند که این امر در میان سامریان رواج بیشتری داشت. البته در میان ایمانداران کمتر شاهد چنین رفتاری هستیم. این رویه در گذشته متداول و تابع شرایط فرهنگی خاصی بود. گروهی از مسیحیان، همانند یهودیان هفته‌ای دو بار روزه می‌گرفتند و وقتی این بحث در کلیسای رومیان شکل می‌گیرد که آیا باید روزهای خاصی را روزه بگیریم یا نه؟ پولس حتی با این که رسول مسیح بود، باز هم به خود اجازه نمی‌دهد تا حکمی را جاری کند بلکه در جواب می‌گوید: اگر برای فردی یک روز مقدّس است و در آن روز، روزه می‌گیرد، یقیناً خدا برای او چنین مکشوف نموده و باید به آن احترام گذاشت، در مقابل کسی هم که روزها برایش تفاوتی ندارد قابل احترام است. شکلهای مختلف روزه در کلام نشان دهنده‌ی این است که روح‌القدس در هر زمان همراه ایمانداران بوده و آنها را به سمت انجام حرکات صحیح هدایت می‌نماید.

بعضی از کاتولیکها و پروتستانهای اروپا از چهل و شش روز قبل از عید قیام روزه می‌گیرند. ما چنین موردی را در کلام نداریم امّا اگر این شیوه با تفکری درست همراه باشد، ایرادی هم به آن نمی‌گیریم. البته این رفتارها نباید جایگاه ارکان اصلی کلام را پر کنند؛ چون گاهی اوقات ما چنین مسائلی را جایگزین کلام می‌کنیم. به همین علت خداوند در کتاب زکریا می‌گوید: «آیا این روزه‌ایی که روزه می‌داشتند به خاطر من بود؟» هدف اصلی روزه نزدیک‌تر شدن به خداوند است. اگر روزه‌ی ما هدف دیگری داشته باشد، در نظر خداوند فاقد ارزش است. تنها آن چه که پایه‌هایش بر کلام خدا بنا شده است استوار خواهد ماند.

برای درک این موضوع روزه ابتدا نمونه‌هایی را که کلام ارائه می‌دهد، مرور می‌کنیم. در کتاب مقدّس انواع روزه را مشاهده می‌کنیم. موسی چهل شبانه روز در انتظار کلام خداوند روزه می‌گیرد؛ ایلیا هم به همین ترتیب، دانیال نیز وقتی با مطالعه‌ی کتاب مقدّس احساس می‌کند که تحقق نبوّتها در شرف به تأخیر افتادن است، با روزه به حضور خدا می‌رود و درخواست جواب می‌نماید.

یکی از نخستین اهداف روزه‌داری دریافت هدایت از خدا است. موسی، ایلیا، دانیال و حتی مسیحیان در مواقع حساس خدمت خود برای کسب هدایت روزه می‌گرفتند. ما چقدر برای این هدف روزه می‌گیریم؟ آیا هدایت خدا آنقدر برای ما مهم هست که به جهت دریافت آن روزه بگیریم؟ حتماً تجربه کرده‌اید که وقتی حادثه‌ی بدی برایتان اتفاق می‌افتد دست از غذا می‌کشید و اگر هم کسی به شما بگوید: آیا چیزی میل دارید؟ در جواب می‌گویید: خیر، اصلاً میلی به غذا ندارم. معمولاً در این اوقات دیگر تمایلی به خوراک نداریم و در نظر ما، غذا طعم خود را از دست داده است. هدایت خداوند باید آن قدر برای ما مهم باشد که برای دریافت آن خود را از خیلی چیزها محروم کنیم و فقط بر روی یک هدف یعنی دریافت هدایت متمرکز شویم. پولس می‌گوید که: «من به خود سختی می‌دهم تا به هیچ عنوان هدفی را که برای آن مبارزه می‌کنم، از دست ندهم.» ( اول قرنتیان ۹ : ۲۷ ) مردان و زنان بزرگ کتاب مقدّس زیاد روزه می‌گرفتند. آیا تحول درونی و دریافت هدایت از خدا آن قدر برای ما مهم است که بابت آن مدتی را به روزه اختصاص بدهیم؟ البته این را هم باید به یاد داشته باشیم که اکثر روزه‌ها با هدایت روح‌القدس انجام می‌گیرد.

بر اساس تجربه‌ی شخصی خود می‌توانم به شما بگویم که معمولاً روزه‌هایی که بدون هدایت روح‌القدس گرفته می‌شوند ممکن است چندان ثمر بخش نباشد. البته این یک تجربه‌ی شخصی است و شما در پذیرش و یا رد آن مختارید. بنا به تجربه، روزه‌هایی مثمر ثمر است که روح‌القدس ما را به سمت آن هدایت کند. روح‌القدس به عنوان حاکم زندگی ما، به ما می‌گوید که چه وقت باید چه کاری را انجام دهیم. پس اوّلین هدف روزه، کسب هدایت از خدا است.

در مواقع حساس و هنگام بروز مشکلات نیز قوم توقفی می‌کند و روزه می‌گیرد. در عهد عتیق هنگامی که عمونیان و موآبیان، اسرائیل را تهدید می‌کنند، یهوشافاط دستور می‌دهد که قوم روزه بگیرند: «و بعد از این، بنی موآب و بنی عمون و با ایشان بعضی از عمونیان، برای مقابله با یهوشافاط آمدند. و بعضی آمده، یهوشافاط را خبر دادند و گفتند: گروه عظیمی از آن طرف دریا از اَرام به ضد تو می‌آیند و اینک ایشان در حصون تامار که همان عین جدی باشد، هستند، پس یهوشافاط بترسید و در طلب خداوند جزم نمود و در تمامی یهودا به روزه اعلان کرد.» ( دوم تواریخ ۲۰ : ۱ – ۳ )

پس می‌بینیم که در عهد عتیق در هنگام به خطر افتادن قوم و یا رویداد فاجعه ایمانداران روزه می‌گرفتند تا بدین نحو از سختی فارغ شوند؛ چون روزه باعث می‌شود تا افراد در دعا متمرکز شده، تنظیمات زندگیشان به نحوی عوض شود که صرفاً منتظر نجات خداوند باشند، در یوئیل ۱ : ۱۴ می‌خوانیم: «روزه را تعیین نمایید و محفل مقدّس را ندا کنید! مشایخ و تمامی ساکنان زمین را به خانه‌ی یهوه خدای خود جمع نموده، نزد خداوند تضرع نمایید.» در اینجا به علت وقوع حادثه‌ای وحشتناک، روح‌القدس ایمانداران را به روزه فرا می‌خواند تا به حضور خداوند بروند. کلیسا ( ایماندار باید بیاموزد که در زمان وقوع حوادث و سختی‌ها روزه بگیرد. بسیاری از نجاتها، شفاها و آزادی از بندهای گناه در حین روزه‌داری اتفاق می‌افتد. همان طور که قوم با روزه به حضور خدا رفت و خدا نیز آنان را بر همسایگانشان پیروز گردانید.

دلیل دیگری که گاهی ایماندار برای آن روزه می‌گیرد تقویت روحانی در مبارزه با نیروهای تاریکی است. در کلام خداوند می‌خوانیم که جنگ ما با جسم و خون نیست بلکه با نیروهای تاریکی است که تحت نظر شیطان فعالیت می‌کنند. در بعضی مواقع باید برای مبارزه با این نیروها روزه گرفت. در متی ۱۷ : ۲۱ می‌خوانیم: «لیکن این جنس جز به دعا و روزه بیرون نمی‌رود.» مسیح می‌گوید که این نوع دیو فقط با روزه اخراج می‌شود. بسیاری از دیوها و نیروهای تاریکی طی مبارزه در قالب روزه اخراج می‌شوند و مسیح نیز چون از پدر هدایت می‌گرفت، می‌دانست این نوع دیو صرفاً با روزه مغلوب می‌شود. کلام خدا می‌گوید که دانیال برای آمدن فرشته بیست و یک روز، روزه می‌گیرد. رئیس فارس می‌خواست تا مانع از آمدن فرشته‌ی خداوند شود و دانیال هم به همین علت در دعا و روزه، در کنار فرشته‌ی خداوند مبارزه می‌کند. پس می‌بینیم که برای پیروزی در نبرد روحانی نیز باید روزه گرفت.

امّا مهمترین دلیل روزه‌داری، بازگشت خداوند و تحقق کامل ملکوت او است. در دعای ربانی می‌خوانیم: «ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدّس باد، ملکوت تو بیاید. اراده‌ی تو چنان که در آسمان است، بر زمین نیز کرده شود.» ( متی ۶ : ۹ – ۱۰ ) ما باید برای بازگشت خداوند و پیشروی ملکوت او روزه بگیریم. یهودیان ایماندار نظیر حنا، شمعون و … برای ظهور مسیح روزه می‌گرفتند. مسیح روزه را بر شاگردان خود حکم نمی‌کند و در پاسخ به سؤال شاگردان یوحنای تعمید دهنده مبنی بر این که چرا شاگردان تو مثل ما روزه نمی‌گیرند؟ گفت: «… آیا ممکن است پسران خانه‌ی عروسی مادامی که داماد با ایشان است روزه بدارند؟ زمانی که داماد را با خود دارند، نمی‌توانند روزه دارند. لیکن ایامی می‌آید که داماد از ایشان گرفته شود. در آن ایام روزه خواهند داشت.» ( مرقس ۲ : ۱۹ – ۲۰) آمین. در آن زمان، مسیح روزه می‌گرفت امّا شاگردان را به روزه حکم نمی‌کرد بلکه گفت بعد از رفتن داماد، برای ملاقات با او روزه خواهند گرفت.

همان طور که یهودیان ایماندار برای ظهور مسیح روزه می‌گرفتند، ما نیز باید برای بازگشت مسیح و ملاقات با او روزه بگیریم. پس بازگشت مسیح و گسترش ملکوت خدا از مهم‌ترین اهدافی است که باید روزه‌های ما را به خود اختصاص دهد. برای کسب تکلیف از خدا و یا در هنگام مشکلات روزه می‌گیریم امّا چقدر برای پیشروی ملکوت خدا روزه می‌گیریم؟ چند نفر از ایمانداران این جمع و یا جماعتهای دیگر برای پیشروی ملکوت خدا روزه می‌گیرند؟ این در حالی است که مسیح می‌گوید چون داماد از ایشان گرفته شود، روزه خواهند گرفت! اگر بازگشت مسیح را دوست داریم، اگر دوست داریم کلام او که گفته است: «… از عصیر انگور نخورم تا آن روزی که در ملکوت خدا آن را تازه بنوشم.» ( مرقس ۱۴ : ۲۵ ) محقق شود، باید روزه بگیریم. روزه گرفتن نشان دهنده این است که چقدر در اشتیاق شتابانیدن گامهای مسیح جدی هستیم.

البته می‌توانیم برای برکت یافتن کلیسا و ظهور قدرت عظیم خدا در جماعتش نیز روزه بگیریم. خدا در کیفیتهای مختلف نظیر نزول روح‌القدس در پنطیکاست ظاهر می‌شود. باید برای تجلی چنین کیفیتی از حضور خدا در کلیسا دعا کرده، روزه بگیریم. ما دعا می‌کنیم و روزه می‌گیریم تا ملکوت خدا پیشروی کند؛ دعا می‌کنیم تا خداوند هر چه زودتر بازگردد. در مکاشفه می‌خوانیم که روح و عروس می‌گویند: بیا! و یوحنا نیز پاسخ می‌دهد: آمین و بیا، ای خداوند عیسی! ( مکاشفه ۲۲ : ۲۰ ) اگر مشتاق بازگشت خداوند باشیم برای تحقق آن روزه می‌گیریم. این تنها مسئله‌ای است که کتاب مقدّس روزه گرفتن ایمانداران به جهت آن را نشان می‌دهد: لیکن ایامی می‌آید که داماد از ایشان گرفته شود. در آن ایام روزه خواهند داشت. ( مرقس ۲ : ۲۰ )

بسیار خوب، حال پس از بیان این مقدمات در خصوص روزه و کیفیتهای آن، به باب ۶ متی باز می‌گردیم و در آیه ۱۶ می‌خوانیم: «امّا چون روزه دارید، مانند ریاکاران ترش‌رو مباشید زیرا که صورت خویش را تغییر می‌دهند تا در نظر مردم روزه‌دار نمایند. هر آینه به شما می‌گویم اجر خود را یافته‌اند.» چرا روزه می‌گیریم؟ چرا دعا می‌کنیم؟ چرا به دیگران کمک می‌کنیم؟ آیا برای این است که نزد مردم محترم باشیم یا در پی کسب رضای خدا هستیم؟ مسیح می‌گوید: هر وقت روزه می‌گیری مثل ریاکاران نباش! می‌دانیم ریاکاران کسانی هستند که دائماً نقش بازی می‌کنند، فریسیان چنین بودند و متأسفانه ممکن است ایماندارانی هم این رفتار را داشته باشند. وقتی این افراد روزه می‌گیرند، ظاهرشان را شکسته می‌کنند. ریاکاران دوست دارند تا سایرین از روزه آنها مطلع شوند و به همین خاطر حالت ضعف و شکستگی به خود می‌گیرند. آنها به قول خود می‌خواهند تا با این روش، دیگران را به ایمان دعوت کنند! استدلالشان هم این است که اگر ما به این صورت رفتار کنیم، اطرافیان نیز به روزه گرفتن تشویق می‌شوند امّا خداوند می‌گوید؛ شما نباید این کار را انجام دهید. این کاری است که ریاکاران انجام می‌دادند، یعنی صورت خود را تغییر می‌دادند تا در نظر مردم روزه‌دار نمایند.

در متن یونانی دو فعل به کار رفته است که در مقابل یکدیگرند، یکی فعل Phaino، به معنای نشان دادن و دیگری Aphanizo به معنای مخفی کردن و زشت کردن. یعنی آنقدر چهره‌ی خودشان را زشت می‌کردند که انگار می‌خواستند صورت خود را مخفی کنند. گاهی نیز در حین روزه‌داری، خاکستر بر سر خود می‌ریختند تا صورتشان مشخص نباشد و در اصطلاح داد بزند که روزه دارند. درست است که بعضی از انبیای عهد عتیق این عمل را انجام می‌دادند امّا وقتی به سمت جلو می‌رویم خداوند، رفته رفته مواردی که نیازی به رعایتشان در کلیسا نیست را برمی‌دارد. در کلام می‌خوانیم که دانیال در زمان روزه‌داری صورت خود را نمی‌شست و تدهین نمی‌نمود. خداوند با این روش موافق نیست و می‌گوید آنها چهره خود را زشت می‌کنند تا همه بدانند که روزه دارند. مسیح می‌گوید یک ایماندار نباید چنین باشد. مسیح بحث تازه‌ای را بیان نمی‌کند، چون در اشعیا ۵۸ : ۵ – ۶ در این ارتباط می‌خوانیم: «آیا روزه‌ای که من می‌پسندم مثل این است، روزی که آدمی جان خود را برنجاند و سر خود را مثل نی خم ساخته، پلاس و خاکستر زیر خود بگستراند؟ آیا این را روزه و روز مقبول خداوند می‌خوانی؟ مگر روزه‌ای که من می‌پسندم این نیست که بندهای شرارت را بگشایید و گره‌های یوغ را باز کنید و مظلومان را آزاد سازید و هر یوغ را بشکنید؟» آمین. بسیاری از یهودیان برای اظهار ایمان، خود را خمیده و رنجور نشان می‌دادند و اصطلاحاً سر خود را مثل نی خم می‌کردند. خداوند از آنها می‌پرسد که آیا من چنین روزه‌ای را از شما انتظار داشتم و فکر می‌کنید این باعث رضایت من می‌شود؟

در آن زمان مردم عادت داشتند در حین روزه لباس خود را پاره کنند، در اینجا روح‌القدس می‌خواهد ما را به سمت درون متوجه سازد تا راه گریزی نداشته باشیم. انسان راه گریز را دوست دارد و همواره به دنبال آن است! در یوئیل ۲ : ۱۳ این مطلب با ظرافت خاصی عنوان می‌شود: «و دل خود را پاک کنید نه رخت خویش را، و به یهوه خدای خود بازگشت نمایید زیرا که او رئوف و رحیم است و دیر خشم و کثیر احسان و از بلا پشیمان می‌شود.» خدا نمایش ( ظاهر سازی ) را دوست ندارد، یهودیان دوست داشتند با پاره کردن لباسشان به همه نشان دهند که روزه دارند. خداوند صراحتاً با این رفتار مخالفت می‌کند و می‌گوید، از شما نخواستم لباستان را پاره کنید بلکه باید قلبتان را چاک دهید. ممکن است بعضی چیزها در گذشته خوب بوده باشد امّا به مرور زمان به راه گریزی برای انسان تبدیل می‌شود تا با استفاده از آن خود و دیگران را بفریبد و در ظاهر نشان دهد که با خدا رابطه‌ی خوبی دارد، در حالی که عملاً چنین نیست! خداوند از ما نمی‌خواهد تا لباسمان را چاک دهیم و خاکستر بر سر خود بریزیم بلکه باید قلبمان را در حضور او چاک دهیم.

می‌بینیم که خدا از افراد روزه‌دار انتظار دارد تا با درد در حضورش حاضر شوند، با درد به حضور او روند تا دعایشان را بشنوند. باید به یاد داشته باشیم مردم در زمان ماتم، روزه می‌گرفتند. در روز کفاره‌ها وقتی به گناهانشان اعتراف می‌کردند، ماتم می‌گرفتند و به یاد می‌آوردند که چقدر از اراده‌ی خدا فاصله گرفته‌اند و به همین جهت روزه می‌گرفتند. هنگامی که به اطراف خود نگاه کرده، احساس می‌کنیم با خداوند هماهنگ نیستیم و یا اطرافیان ما در شرف هلاکت قرار گرفته‌اند، جا دارد روزه بگیریم و با بار به حضور خدا برویم. برای همین است که خداوند می‌گوید: دل خود را چاک زنید، مگر در کلام خدا نیامده است خوشا به حال ماتمیان زیرا تسلی خواهند یافت؟

خداوند می‌گوید: نه ظاهرتان بلکه قلبتان را پاره کنید و در آیه ۱۷ به ما حکم می‌کند: «لیکن تو چون روزه داری، سر خود را تدهین کن و روی خود را بشوی.» روزه‌داری نباید هیچ تغییری در ظاهر ایجاد کند. خداوند نمی‌خواهد تا با ظاهر سازی، دیگران را به ایمان ترغیب کنیم بلکه خود او با روح‌القدس بهتر از هر کس دیگری این عمل را به انجام می‌رساند. وقتی روزه می‌گیریم، وظیفه‌ی ما این نیست که به دنبال جذب دیگران به ایمان باشیم بلکه باید به هدف اصلی روزه معطوف شویم. هدف روزه اطلاع یافتن دیگران از ایمان ما نیست بلکه رفتن به حضور خدا است و برای همین هم مسیح می‌گوید: سر خود را تدهین کن و روی خود را بشوی. خداوند می‌خواهد ما به درون خود توجه کنیم.

در ادامه در قسمت اوّل آیه ۱۸ می‌خوانیم: «تا در نظر مردم روزه‌دار ننمایی …» باز به مسئله‌ی قدس‌الاقداس برمی‌گردیم. کاهن در روز کفاره‌ها با روزه به حضور خداوند می‌رفت و در خلوت برای گناه قوم شفاعت می‌کرد. ما نیز وقتی روزه فردی می‌گیریم در جایگاه کاهن اعظم هستیم که برای بر طرف شدن مشکلات خود و مردم و نواقصی که مشاهده می‌کرد به حضور خدا می‌رفت و شفاعت می‌نمود. این عمل جزیی از وظایف کاهنان بود و خداوند دوست دارد که ما هم این کار را انجام دهیم. در قسمت دوّم آیه‌ی ۱۸ می‌خوانیم «… بلکه در حضور پدرت که در نهان است؛ و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد.» این بدان معنا است که کاری که در خفا انجام می‌دهیم در نظر خداوند مخفی نخواهد ماند. بالاخره یک روز ثمره‌ی کاری را که برای خدا انجام می‌دهیم، آشکارا خواهیم دید. البته ممکن است این اتفاق در روز خداوند بیفتد و یا زودتر. چه دعا کنیم، چه روزه بگیریم و یا به دیگران کمک کنیم، اگر در اراده‌ی خداوند باشد قطعاً به نتیجه می‌رسد.

فعلی که در زبان عبری به کار رفته Shalem به معنای استوار کردن است. این یعنی خداوند عمل خود را در خفا استوار خواهد نمود. کسی که بیاموزد نه فقط در جمع بلکه در خلوت نیز با خداوند باشد، یقیناً استوار خواهد شد، مگر بالاترین پاداش برای ما این نیست که عملمان در حضور خداوند پایدار باشد و در محضر او استوار شویم؟ این کار در خفا صورت می‌گیرد، همان طور که بنای بسیاری از اعمال عظیم خداوند در نهان شکل گرفت و ناگهان مثل چشمه‌ای از دل زمین جوشید و همگان را سیراب نمود.

این چشمه بالاخره روزی آشکار می‌شود؛ چشمه‌ی جوشانی که خداوند آن را به وجود آورده است. خیلی وقتها آبهایی که در مخزن ذخیره می‌شوند، بیشتر در معرض تهدید قرار می‌گیرند تا آبهایی که در درون زمین جمع می‌شود. ما نوشیدن آب چشمه را به آب رودخانه ترجیح می‌دهیم، زیرا بسیار زلال است. آبی که از دل زمین بیرون می‌آید سالم‌تر از آب رودخانه است که بر سطح زمین جاری است و در معرض انواع میکروبها و بیماریها قرار دارد. اگر آب رودخانه را برای نوشیدن به ما بدهند آن را تصفیه می‌کنیم در حالی که خیلی‌ها برای نوشیدن آب چشمه صف می‌کشند.

بسیاری از کارهایی که در خفا انجام می‌شود با ارزش‌تر از اعمالی است که آشکارا و در معرض دید مردم صورت می‌گیرد. باید اجازه دهیم که خداوند در خلوتهایمان، در دعاهایمان، در کمکهایی که در خفا انجام می‌شود و در روزه‌هایی که در نهان گرفته می‌شود دور از دیگران امّا در حضور خدا کار خود را در جهان به پیش برد. کلام نمی‌گوید شاید پدر به تو جزا بدهد بلکه می‌گوید پدر نهان بین تو، تو را آشکارا جزا خواهد داد. باشد که هم چون آن چشمه‌ی آبی باشیم که در خفا تشکیل شده، از طریق مجاری طبیعی زمین تصفیه می‌شود و در موقع خود ناگهان ظاهر شده، دیگران را سیراب می‌سازد. مسیح می‌گوید: هر کس را که به من ایمان داشته باشد به منبع آب خروشان تبدیل خواهم نمود. این آب از بطن زمین می‌جوشد.

خداوند به تکاتک شما برکت بدهد؛ با هم دعا می‌کنیم: ای خداوند خدای قدوس، کلام تو را شنیدیم و دریافتیم که تو دوست داری ما را در خلوتهایمان بنا کنی، می‌خواهی در خلوتهای ما حضور داشته باشی، دوست داری در نقاط مخفی، آب حیات را در ما ذخیره کنی تا مردم از آن بنوشند. ای خداوند عطا فرما تا شنیدن موعظه و خواندن کلام تو تغییری بنیادی در زندگی هر یک از ما ایجاد کند. ای خداوند نیازمند آن هستیم که ما را به سوی آن تحول عمیق سوق دهی. در نام فرزندت عیسی مسیح بپذیر، آمین.

فیض خداوند با همگی شما باد.

دانلود کتاب استانداردهای ایماندار ۱۴
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد