کتاب استانداردهای ایماندار ۱۱ برادر فیروز خانجانی ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب استانداردهای ایماندار ۱۱ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب استانداردهای ایماندار ۱۱

 

استانداردهای ایماندار ۱۱
موعظه سرکوه : صدقه ( بازنگری شده در بهار ۱۳۹۹ )
خدا به تکاتک شما برکت دهد.

چند لحظه دعا می‌کنیم: ای خدای قدوس تو را شکر می‌کنیم به خاطر محبتی که نسبت به ما داشتی؛ به خاطر این که ما را از دنیای تاریک جدا ساختی و نزد خود حاضر نمودی. عطا فرما تا شنیدن کلام تو در ما اثر کند و هر روز به شناخت بهتری از خواست و اراده‌ی تو نائل شویم. در نام عیسی مسیح، آمین.

در جلسه‌ی پیش درباره‌ی دوست داشتن دشمنان صحبت کردیم؛ دیدیم که چه محبتی در نزد خدا مقبول واقع می‌شود و چه نوع محبتی می‌تواند از نظر خدا خنثی باشد. هم چنین راجع به کارهایی که نزد خدا اجر دارد نیز صحبت کردیم و گفتیم که اگر صرفاً به کسانی که مثل ما هستند، یعنی عضو خانواده یا عضو کلیسای ما و یا اهل کشورمان هستند، کمک کنیم کار بزرگی انجام نداده‌ایم، چون در این صورت به افرادی محبت کرده‌ایم که به طور طبیعی به آنها وابسته‌ایم و در موقع نیاز، به ایشان احتیاج پیدا می‌کنیم. ضمناً یاد گرفتیم که زمانی کار ما می‌تواند نزد خدا اجر داشته باشد که فراسوی مرزهای کلیسایی و مرزهای دنیایی به دیگران کمک کرده باشیم. البته کمک به هم نوعان جای خود را دارد ولی خداوند به نیتی که پشت این کمک وجود دارد توجه می‌کند.

یهودیان در گذشته کارهایی را که انجام می‌دادند، سبک و سنگین می‌کردند و می‌سنجیدند که چه کارهایی می‌تواند ثواب داشته باشد و چه کارهایی ممکن است ثواب نداشته باشد. آنها با توجه به تعلیماتی که از تورات داشتند، متوجه شده بودند که در زندگی یک ایماندار سه اصل باید رعایت می‌شد و ما در این موعظه به اصل اوّل خواهیم پرداخت.

در این جلسه متی ۶ : ۱ – ۴ را بررسی خواهیم کرد. اکنون آیات را بخوانیم: «زنهار عدالت خود را پیش مردم به جا میاورید تا شما را ببیند. والا نزد پدر خود که در آسمان است، اجری ندارید. پس چون صدقه دهی، پیش خود کَرنّا منواز چنان که ریاکاران در کنایس و بازارها می‌کنند، تا نزد مردم اکرام یابند. هر آینه به شما می‌گویم اجر خود را یافته‌اند. بلکه تو چون صدقه دهی، دست چپ تو از آن چه دست راستت می‌کند مطلع نشود، تا صدقه‌ی تو در نهان باشد و پدر نهان بین تو، تو را آشکارا اجر خواهد داد.»

خداوند این قسمت را با یک هشدار شروع می‌کند و می‌گوید: زنهار عدالت خود را پیش مردم به جا نیاورید تا شما را ببینند والا نزد پدر خود که در آسمان است، اجری ندارید. خداوند این قسمت را با یک هشدار شروع می‌کند. اگر به کسی که این کلمات را بیان می‌کند توجه داشته باشیم، متوجه می‌شویم که این هشدار بسیار مهم است. همان طور که هنگام رانندگی، به علائم هشدار دهنده توجه می‌کنیم و در وقت رو به رو شدن با خطر تغییر مسیر می‌دهیم، در اینجا نیز با هشدار خداوند رو به رو می‌شویم؛ او می‌گوید مبادا عدالت خود را پیش مردم به جا آورید تا شما را ببینند که در این صورت پیش پدر آسمانی هیچ امتیاز و پاداشی ندارید.

جهت ورود به بحث، لازم است ابتدا به تشریح کلمه‌ی عدالت بپردازیم. می‌دانیم که به جای واژه‌ی عدالت از کلمه‌ی واجبات نیز استفاده کرد. در ترجمه هزاره‌ی نو، پارسایی به کار رفته است. کلمه‌ای که مسیح به کار برده است گستره‌ی معنایی وسیعی دارد و به خاطر همین بسیاری از مترجمان به علت آشنا نبودن با رسومی که در بین یهودیان رواج داشته نتوانستند این عبارت را به خوبی ترجمه کنند.

چنان چه ذکر شد در زمان مسیح، یهودیان به سه چیز اهمیت ویژه می‌دادند و هر ایماندار می‌بایست به آنها عمل می‌کرد. صدقه، اوّلین وظیفه‌ی یک ایماندار بود و انجام آن، ایمان شخص را نشان می‌داد. دوّمین نکته دعا، بود؛ یک ایماندار می‌بایست هر روز دعا می‌کرد، امّا سوّمین کاری که یک ایماندار باید انجام می‌داد؛ روزه، بود که معمولاً یهودیان یک یا دو روز در هفته روزه می‌گرفتند. در بین اوّلین جماعت مسیحی نیز این امر به چشم می‌خورد که یک یا دو روز در هفته روزه می‌گرفتند، صدقه می‌دادند و دعا می‌کردند. پس عدالت شامل صدقه دادن، دعا کردن و روزه گرفتن بود. در آیات ۱ تا ۱۸ می‌بینیم که این موضوعات دنبال می‌شود. مسیح می‌گوید که: اگر این سه موضوع برای خدا اجرا نشود و برای دیگران انجام گردد، از نظر خدا ارزشمند نیست. البته خدا مخالف انجام چنین اعمالی در میان جمع نیست بلکه مخالف انجام این کارها برای جلب توجه دیگران است.

یکی از خطراتی که ایماندار را تهدید می‌کند این است که گاهی برای جلب توجه دیگران کارهایی را انجام دهد. اگر وقتی را به خواندن کلام اختصاص می‌دهد ممکن است دوست داشته باشد. بقیه هم ببینند؛ اگر برای آمدن به جلسه مسافت طولانی را طی می‌کند، دوست دارد که دیگران هم این مسأله را بدانند! البته انجام این قبیل کارها درست است ولی نه برای این که بقیه با خبر شوند! مسیح اشاره می‌کند و می‌گوید که اگر شما به خاطر دیگران و در معرض دید دیگران، عدالت ( واجبات ) را انجام دهید از نظر خداوند ارزشی ندارد.

خداوند ما در آیه‌ی ۲ می‌گوید: «پس چون صدقه دهی، پیش خود کَرنّا منواز چنان که ریاکاران در کنایس و در بازارها می‌کنند، تا نزد مردم اکرام یابند. هر آینه به شما می‌گویم اجر خود را یافته‌اند.» چنان که اشاره کردیم صدقه دادن اوّلین موضوعی بود که در کنیسه و نیز در کلیسای اوّلیه به آن اهمیت می‌دادند. ( البته به خاطر اهمیت دادن بیش از حد کاتولیکها به این رفتار، پروتستانها با بی‌اهمیتی از کنار آن گذشتند ) در تثنیه ۱۵ : ۱۱ می‌خوانیم: «چون که فقیر از زمینت معدوم نخواهد شد، بنابراین من تو را امر فرموده، می‌گویم البته دست خود را برای برادر مسکین و فقیر خود که در زمین تو باشند، گشاده داره.» در اینجا کلام خداوند از ما خواهش نمی‌کند و به ما پیشنهاد هم نمی‌کند که صدقه دهید بلکه دستور می‌دهد که باید این کار را انجام داد. این دستور شامل حال کسی می‌شود که اوّل به واسطه‌ی ایمانش عادل شمرده شده است، چون عادل شمردگی جنبه‌ی درونی دارد ولی دعا کردن، صدقه دادن و خیلی از کارهای مقدّسی که انجام می‌دهیم در واقع تجلیات عدالتی است که در ما ساکن است. پولس بر این مطلب تأکید می‌کند که ابراهیم به خدا ایمان آورد و به خاطر ایمانش عادل محسوب شد و یعقوب نیز به ما یادآوری می‌کند که ابراهیم کارهایی را انجام می‌داد که شایسته‌ی یک ایماندار بود.

در زبان عبری و ارامی معنی کلمات صدقه و عدالت در متی ۶ : ۱ – ۲ یکی است که در زبان عبری در آیات ۱و ۲ کلمه‌ی صدقه، به کار رفته است ولی در زبان یونانی، بین آنها تمایز قائل شده‌اند. در آیه‌ی ۱ کلمه‌ی”dikalosune”به معنای عدالت و در آیه ۲ کلمه‌ی”elemosune”به معنی کاری که از قلب جاری می‌شود، به کار رفته است. در انجیل متی به زبان یونانی، از کلمه‌ای استفاده شده است که بیشتر به جنبه‌ی قلبی و درونی کاری که برای دیگران انجام می‌دهیم توجه دارد و می‌گوید که اگر تو می‌خواهی کاری قلبی انجام دهی، پیش خود کَرنّا منواز همان طوری که ریاکاران در کنایس و بازارها انجام می‌دهند تا در نزد مردم اکرام یابند.

گویی در زمان مسیح وقتی که یهودیان ثروتمند می‌خواستند به فقیران کمک کنند، خادمان خود را می‌فرستادند تا با شیپور افراد را جمع کنند و هنگامی که افراد جمع می‌شدند، در کنیسه اعلام می‌کردند که چقدر به مردم کمک کردند. این تصویری است که در اینجا به کار رفته است. ( من خیلی در این مورد مطمئن نیستم و می‌تواند فقط جنبه‌ی مثالی داشته باشد. ) وقتی که افراد صدقه می‌دهند، کمک می‌کنند یا کاری قلبی انجام می‌دهند می‌خواهند به نحوی دیگران از کارشان با خبر شوند. اگر به یکی از برادران یا دوستان خود قرض می‌دهند، دوست دارند همه با خبر باشند یا اگر کسی در محل کار از آنها قرض بخواهد، کاری می‌کنند که همه‌ی همکاران بفهمند و یا اگر از بیماری عیادت می‌کنند، تمایل دارند تا همه با خبر باشند و همه بدانند که آنها خیِّر هستند تا به این شکل اعتبار اجتماعی خود را بالا ببرند. هرگاه مشکل کسی را حل می‌کنند چه در کلیسا و چه در جامعه دوست دارند تا همه بدانند که چند ساعت را به فلانی اختصاص داده‌اند.

مسیح درباره‌ی اصل کمک به دیگران صحبت می‌کند و ما نیز نباید این بحث را به واژه‌ها محدود کنیم. ما با انجام اعمال بدون نیت و خواست قلبی، فرمان اوّل را نقض کرده‌ایم، چون این کارها را نه به خاطر خدا بلکه به خاطر اعتبار اجتماعی خودمان انجام داده‌ایم تا خیر محسوب شویم؛ با این رفتار به دوّمین فرمان که می‌گوید: همسایه‌ی خودت را مثل خودت دوست داشته باشه بی‌احترامی می‌کنیم، چون به همه نشان می‌دهیم که فلانی محتاج بود. هیچ کس دوست ندارد که دیگران از احتیاجات و مشکلاتش با خبر شوند؛ همه دوست دارند مشکلاتشان را مخفی کنند و وقتی کسی به ما روی می‌آورد و ما از مشکلش با خبر می‌شویم و آن را فاش می‌کنیم، به شکلی او را بی‌اعتبار کرده‌ایم چون با رفتار خود به دیگران می‌فهمانیم که او مشکل داشته و ما آن را حل کرده‌ایم. و این نقض قانون خدا است.

در تثنیه دیدیم که خداوند گفت: دست خود را برای برادرت گشاده داره. در این آیه کلام خدا به یاد ما می‌آورد که شخص نیازمند زیر دست ما نیست بلکه برادر و همنوع ما است. بله، به راستی که با انجام اعمالی از روی ریاکاری، هم نشان می‌دهیم که خداوند را دوست نداریم و هم برادر و همنوع خود را بی‌اعتبار می‌کنیم. در واقع با این کار فقط یک نقش اجتماعی را ایفاء و زیر یک نقاب، بازیگری کرده‌ایم.

کلمه‌ای که در این آیه ریاکار ترجمه شده است به معنی بازیگر، ( Hypokrites ) می‌باشد. در یونان باستان بازیگران با گذاشتن ماسکهای مختلف، نقشهای گوناگونی را اجرا می‌کردند و آن ماسک یا نقاب، چهره‌ی واقعیشان نبود. فریسیان، کاتبان و حتی بسیاری از افراد مذهبی جامعه‌ی ما نیز همان نقش را ایفاء می‌کنند تا به عنوان افراد خیر معرفی شوند. همان طور که افراد در پایان نمایش برای بازیگران دست می‌زنند و آنها را تشویق می‌کنند و بازیگران نیز به پاداش کار خود می‌رسند، این گونه افراد نیز خوشحال هستند که بین مردم به عنوان افراد خیر به حساب می‌آیند.

خداوند با انجام اعمال خوب در میان مردم مخالفت ندارد چون این اعمال باعث تشویق دیگران می‌شود ولی از آنجایی که انجام خیلی از کارها توأم با نیات بد است، نه تنها باعث تشویق دیگران به انجام اعمال خوب نمی‌شود، بلکه آنها را به ریاکاری سوق می‌دهد. می‌دانیم که از یک چیز خوب، چیز بدی بیرون نمی‌آید و از یک چیز بد هم چیز مثبتی تولید نمی‌شود. این قانون طبیعت است. اگر من از روی ریاکاری و جلب توجه دیگران اعمالی را انجام می‌دهم باید به خاطر بیاورم که با انجام این گونه اعمال، دیگران را به ریاکاری تشویق می‌کنم!

در زبان عبری واژه‌ای که برای ریاکاری به کار رفته است کلمه‌ی”خَنِف”( khanef ) است. خَنِف به معنی کسی که آلوده می‌کند است. به خاطر همین مسأله مسیح اشاره می‌کند که از خمیرمایه‌ی کاتبان و فریسیان استفاده نکنید که همانا ریاکاری است. خمیرمایه نماد فساد است و بدین ترتیب ریاکار کسی است که محیط را آلوده می‌کند. پس ما با ریاکاری خود دیگران را هم به این کار دعوت می‌کنیم. این وضعیت تا حد زیادی در مذهب حکم فرما است، مخصوصاً در جوامع مشرق زمین، ممکن است اروپایی‌ها با مسائلی در کتاب مقدّس مواجه شوند که برایشان غریب باشد ولی ما با تمام نکات کتاب مقدّس آشنا هستیم؛ ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که این قبیل حرکات صورت می‌پذیرد.

حال ببینیم که باید چه کاری را انجام دهیم و به راستی چه عملی در نظر خداوند ارزشمند است؟ مسیح در ادامه می‌گوید: پس تو زمانی که صدقه می‌دهی و زمانی که کمک می‌کنی و به دیگران قرض می‌دهی و هنگامی که چند ساعت را برای کسی اختصاص می‌دهی، باید این کارها را انجام دهی چون فرمان خداوند است، زیرا او گفت که دست خود را گشاده دار. امّا باید دست چپ تو از آن چه دست راستت می‌کند مطلع نشود. مسیح از قوی‌ترین تصویر ممکن استفاده می‌کند، تشبیه‌ی که در آیه‌ی ۲ به کار رفته است ( کَرنّا نواختن ) یعنی به همه خبر دادن، در حالی که اینجا صحبت از مطلع نشدن دست چپ از دست راست است. این سخن به این معنی است که هنگامی که کمک می‌کنی، حتی نزدیک‌ترین افراد به تو نیز نباید از کاری که انجام می‌دهی با خبر باشند. به عنوان مثال گاهی اوقات از دست کسی ناراضی هستیم و این مطلب را به همسرمان می‌گوییم: من چقدر به آن شخص کمک کردم و برایش زحمت کشیدم و چه کارهایی که در حق او نکردم، ببین در عوض چه کاری با من کرد!؟ ممکن است خیلی از مسائل را به این گستردگی با دیگران مطرح نکنیم ولی آن را به نزدیکانمان بگوییم. مثلاً به افراد خانواده‌ی خود بگوییم فلانی مشکل داشت و من دستش را گرفتم!

ایوب با این که شخص مثبتی بود، امّا قبل از ملاقات با خداوند و افتادن در خاک و خاکستر، از خود و کارهایی که انجام داده بود تعریف می‌کرد و هر چه دوستانش بیشتر او را محکوم می‌کردند، او بیشتر کارهایش را معرفی می‌نمود. ما نیز تا وقتی که در حضور خداوند قرار نگرفته باشیم مایل به نمایش اجتماعی هستیم، امّا مسیح می‌گوید وقتی دست راستت کاری را انجام می‌دهد دست چپ تو از آن با خبر نشود. یعنی حتی نباید زیاد این عمل را به خاطر آوری! چون ممکن است یادآوری این قبیل کارها باعث فخر ما شود. مسیح با اصل کمک به دیگران مخالفتی ندارد و حتی بر آن تأکید هم می‌کند. حال ممکن است ما کارهایمان را به دیگران نشان ندهیم ولی در خلوت خود مغرور شویم و بگوییم که من امروز کار بزرگی انجام دادم؛ به یک فقیر کمک کردم یا این که کارهای نیکی را که در طول روز انجام داده‌ایم را بشماریم. امّا مسیح چه می‌گوید؟ دست چپت از عمل دست راستت مطلع نشود. یعنی برای خودت یادآوری نکن که این کارها را انجام داده‌ای. این امر باعث ایجاد عدالت کاذب می‌گردد و یک کمک کاذب محسوب می‌شود، پس آن را فراموش کن. این همان چیزی است که از خدا یافتی، پس انجام این قبیل کارها وظیفه‌ی تو است چون مسیح برای تو کار بزرگتری انجام داد و جانش را برای تو فدا کرد؛ پس تو نیز کارهایی را که برای دیگران انجام می‌دهی فراموش کن. اگر اطرافیانت از کارهایی که برای دیگران انجام داده‌ای مطلع نشوند، آن وقت است که پدر نهان بین، اعمال تو را می‌بیند و پاداش می‌دهد.

در مزمور ۱۱۲ : ۹ داریم: «بذل نموده، به فقرا بخشیده است؛ عدالتش تا به ابد پایدار است. شاخ او با عزت افراشته خواهد شد.» در این آیه وضعیت کسی را شاهد هستیم که به بقیه کمک می‌کند و در نهایت پاداش او را می‌بینیم، یعنی عدالتش که تا به ابد پایدار خواهد بود و شاخ او با عزت افراشته خواهد شد. مطمئناً خدا در این آیه از پاداش صحبت می‌کند. راجع به این موضوع بحث نمی‌کنیم که انجام این کارها باعث عادل شمردگی می‌شود، بلکه انجام این قبیل اعمال تجلی ایمانی است که در قلب ما جای گرفته و پاداشی که خدا می‌دهد، همان پایداری ابدی در عدالت خواهد بود.

کرنیلیوس کسی بود که به خدا ایمان آورد و بلافاصله روح‌القدس را یافت. او زندگی ایمانی قوی‌ای داشت و کلام در توصیف اعمال کرنیلیوس می‌گوید که او به فقرا کمک می‌کرد ( اعمال ۱۰ ) امّا به خاطر این کمکها خود را انسان شایسته‌ای نمی‌دانست! می‌بینیم که این فرمانده‌ی رومی چقدر با احترام از پطرس استقبال کرد که این نشان دهنده‌ی فروتنی او بود و این کارها نزد خدا بی‌پاسخ نمی‌ماند. در کلام خدا طابیتا ( غزال ) را نیز می‌بینیم که پس از مرگ، مجدداً زنده می‌شود. او نیز کسی بود که مرتباً به بقیه کمک می‌کرد. ( اعمال ۹ : ۳۶ – ۴۳ ) در بعضی از کلیساهای پروتستان، سنّت کمک به فقرا به خاطر واکنش به مسائل مذهبی فراموش شده است ولی ما به یاد می‌آوریم که این مهم نشان عدالتی است که در ما ساکن می‌باشد. در بالا به دو نمونه از ملاقاتهای خدا با افراد نیکوکار و صادق ( کرنیلیوس و طابیتا ) اشاره کردیم.

نباید بین ما و خدا یک داد و ستد وجود داشته باشد، چون زمانی که خدا به قلب ما نگاه می‌کند و ثمره‌ی ایمانمان را می‌بیند، قطعاً جلال خود را در زندگی ما آشکار خواهد کرد؛ به خاطر همین در مزمور ۱۱۲ از یک اصطلاح بسیار قوی استفاده می‌شود و می‌گوید: «عدالت او تا به ابد پایدار است.» در کلیسای اوّل این مسأله ( کمک کردن ) وجود داشت. وقتی که پولس می‌خواست به سمت امّتها برود، یعقوب به او چنین گفت: «جز آن که فقرا را یاد بداریم و خود نیز غیور به کردن این کار بودم.» ( غلاطیان ۲ : ۱۰ ) و در دوم تیموتاوس نیز خداوند بر این اعمال تأکید می‌کند و پولس مزمور ۱۱۲ : ۹ را به یاد می‌آورد؛ «عدالتش تا به ابد پایدار خواهد بود.» اینها ثمرات عادل شمردگی است که باید در زندگی ایماندار وجود داشته باشد. اشتیاق کمک به دیگران باید در قلب ایماندار جای داشته باشد. روح‌القدس بدون حکمت به موضوعی اشاره نمی‌کند.

چنان که دیدیم در زبان یونانی کلمه‌ی”elemosune”به معنی کاری است که از قلب بر می‌آید و به جای کلمه‌ی “ضیدقهَ” ( zidgha ) به کار می‌رود که در زبان آرامی از آن استفاده شده است. مسیح این کلام را نخست برای یهودیانی که در خطر بودند و نیز مسیحیان یهودی‌الاصل که دوست داشتند دیده شوند به کار برد. این را به عنوان یادآوری می‌گویم و این اصلی است که باید در کلیسا رعایت شود. من در بررسی این قسمت از موعظه‌ی سرکوه، که ممکن است از نظر بسیاری از افراد ساده باشد، به نکات جدیدی پی بردم که کلیسا نیاز دارد به آن توجه داشته باشد. اگر ما تمایل به ترقی داریم باید این مسائل را جدی بگیریم.

یکی از واعظان قرن ۱۷ فرانسه به اسم بوسواِ چنین می‌نویسد: هر وقت مردم از شما تعریف و تمجید کنند و در واقع هر وقت تعریف و تمجید شنیدید، این کلام خداوند را آویزه‌ای گوش خود کنید که ممکن است به خاطر این کارها هیچ پاداشی نداشته باشید. پولس می‌گوید که: اگر بدون محبت، تمام اموال خود را صدقه دهیم از نظر خداوند ارزشی ندارد.

ما با طرز کمک کردن به همنوعان، خواهران و برادران خود نشان می‌دهیم که چه چیزی در قلبمان وجود دارد و نیز به دنبال چه هستیم. آیا به دنبال ایفای یک نقش هستیم؟ آیا می‌خواهیم یک هنرپیشه باشیم؟ در این صورت تعریفها و تمجیدهای دیگران برای ما کافی است. برای یک هنرپیشه نیز همین کفایت می‌کند که مردم تشویقش کنند و پوسترهایش همه جا توزیع شود. مسیح به یاد ما می‌آورد که در این صورت چهره‌ی ما خیلی وحشتناک‌تر از بازیگری است که با یک نقاب ظاهر می‌شود. آیا چهره‌ای که مردم از ما می‌بینند نقاب است یا واقعیتی است که به واسطه‌ی ملاقات با مسیح تبدیل شده است؟ چیزی که از جانب خدا داده شده است و چیزی که از قلب یک انسان تقدیس شده بلند می‌شود، نمی‌تواند بدون پاسخ و بی‌ثمر باشد. پس بهتر است خود را تفتیش کنیم.

همان طور که در مواقع رانندگی به علائم راهنمایی و اگر پیاده باشیم به چراغ قرمزها توجه می‌کنیم، باید بر روی این قسمت از کلام نیز تأمل کنیم و به خاطر محبت خدا و محبتی که نسبت به همنوع خود داریم به دیگران کمک کنیم. در غیر این صورت مطلبی که در امثال ۲۳ : ۶ – ۸ ذکر شده است، صادق خواهد بود. همان طور که با خوردن غذای شخصی که قلبش با تو نیست، قی می‌کنی، کسی که با قلب بد به او کمک می‌شود نیز ضربه خواهد خورد، چون با نیت بد به او کمک شده است و این از ثمره‌ای که می‌آورد مشخص خواهد شد.

ممکن است ما امروز یک ماسک بر چهره‌ای خود داشته باشیم ولی روزی همه چیز آشکار خواهد شد و هر چیز خوب یا بدی که مخفی باشد، عیان خواهد گردید.

خدا به تکاتک شما برکت دهد.

دانلود کتاب استانداردهای ایماندار ۱۱
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد