نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۹ برادر اوالد فرانک ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۹ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۹

 

«عیسی مسیح دیروز، امروز و تا ابدالآباد همان است.» ( عبرانیان ۱۳ : ۸ )
نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۹

درودهای قلبی خود را در نام پربهای خداوندمان عیسی مسیح با بخشی از کلام کتاب اشعیا ۴۶ : ۱۰ به تمامی شما تقدیم می‌کنم: «آخر را از ابتدا و آن چه را که واقع نشده از قدیم بیان می‌کنم و می‌گویم که اراده‌ی من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرّت خویش را به جا خواهم آورد.»

در این آیه خداوند به ما اعلام می‌نماید که حتی قبل از ابتدای عالم هر آن چه که باید در طول زمانها تا به آخر رخ دهد را می‌داند و نه تنها این، بلکه او نقشه‌ای را با تمام جزئیات وقوع آن در نظر داشته است. «… من گفته‌ام و به جا خواهم آورد و تقدیر نمودم و البته به وقوع خواهم رسانید.» ( اشعیا ۴۶ : ۱۱ )

از باب چهل به بعد نقشه‌ی نجات خدا اعلام می‌شود: «… ای صهیون که بشارت می‌دهی به کوه بلند بر آی! وای اورشلیم که بشارت می‌دهی آوازت را با قوت بلند کن! آن را بلند کن و مقدّس و به شهرهای یهودا بگو که هان خدای شما است! اینک خداوند یهوه با قوت می‌آید و بازوی وی برایش حکمرانی می‌نماید. اینک اجرت او با وی است و عقوبت وی پیش روی او می‌آید.» ( اشعیا ۴۰ : ۹ – ۱۰ ) در حقیقت، او شخصاً آمد و نجات را برای ما آورد.

در ابتدای زمان، خدا، که نادیده است ( یوحنا ۱: ۱۸ ؛ اول تیموتاؤس ۱: ۱۷ ) و تنها لایموت است از پُری ابدی روح خود خارج شد و به صورت مرئی در باغ عدن حرکت کرد.

در اول پادشاهان ۲۲ : ۱۳ – ۲۴ و در دوم تواریخ ۱۸ : ۱۲ – ۲۲ میکایای نبی شهادت می‌دهد: «… من یهوه را بر کرسی خود نشسته دیدم، و تمامی لشکر آسمانی را که به طرف راست و چپ وی ایستاده بودند.» ( دوم تواریخ ۱۸ : ۱۸ ) و سپس گزارشی ارائه می‌دهد از مکالمه‌ای که در آنجا رخ داده است. از همان ابتدا فرشتگان گرداگرد خداوند بوده‌اند که در پیدایش ۱: ۲۶ – ۲۸ به آنان گفت: «آدم را به صورت ما … بسازیم.»

زمانی که خداوند جهان را خلق کرد، فرشتگان خدا آواز شادمانی سر دادند. ( ایوب ۳۸ : ۱ – ۷ ) زمانی که مردم متکبر شده و برجی ساختند تا به آسمان برسند، خدا به فرشتگان گفت: «اکنون نازل شویم و زبان ایشان را در آنجا مشوش بسازیم تا سخن یکدیگر را نفهمند.» ( پیدایش ۱۱ : ۷ )

در باب ۱۸ کتاب پیدایش، زمانی که خداوند خادم خویش ابراهیم را ملاقات نمود، دو فرشته او را همراهی می‌کردند که به شکل مرد توصیف شده‌اند. ( آیه ۲ ) ابراهیم پاهای مهمانان آسمانی را شست، دستور داد تا گوساله‌ای ذبح شود و در این مدت آنها را خدمت می‌کرد، دو فرشته به سمت سدوم حرکت کردند. ( باب ۱۹ ) امّا خداوند نزد ابراهیم ماند. ( ۱۸ : ۲۲ ) در کتاب مقدّس فرشتگان مثل جبرائیل، به صورت مرد توصیف شده‌اند. ( دانیال ۸ : ۱۵، ۹ : ۲۱ ) در لوقا باب ۱ جبرائیل به دست راست مذبح بخور ایستاده و با زکریا تکلم نمود. او به همان صورت به نزد مریم آمده و تولد نجات دهنده‌ی ما را اعلام نمود. ( آیات ۲۶ – ۳۸ )

در باب ششم کتاب اشعیا در مورد تجربه‌ی عظیم نبی می‌خوانیم که شهادت می‌دهد: «در سالی که عزّیّا پادشاه مرد، خداوند را دیدم که بر کرسی بلند و عالی نشسته بود، و هیکل از دامنهای وی پُر بود. و سرافین بالای آن ایستاده بودند …» ( آیه ۱ – ۳ ) «آنگاه آواز خداوند را شنیدم که می‌گفت: که را بفرستم و کیست که برای ما برود؟ گفتم: لبیک مرا بفرست.» ( اشعیا ۶ : ۸ ) از توضیح پیشین بدیهی است زمانی که خداوند می‌گوید؛”ما”منظورش چه کسانی هستند. خداوند همیشه توسط فرشتگان و لشکر آسمانی احاطه شده است، حتی در زمان اعطاء شریعت، که به وضوح در آیات کتاب مقدّس در اعمال رسولان باب ۷ آیات ۳۸ و ۵۳ ؛ غلاطیان ۳ : ۱۹ ؛ عبرانیان ۲ : ۲ بدان اشاره شده است. بنابراین در همان ابتدا خدا می‌توانسته بگوید: «آدم را به صورت ما خلق کنیم …» از ابتدا، خدا با فرشته‌ها و از طریق فرشته‌ها، با انسانها و توسط انسانها تکلم نموده است.

در زمان ولادت فدیه کننده، فرشتگان می‌خواندند: «خدا را در اعلى علیین جلال …» ( لوقا ۲ : ۱۴ ) بر طبق متى ۴ : ۱۱ و در زمان وسوسه‌ها فرشتگان خداوند را پرستاری نمودند. دو فرشته به قیام او شهادت دادند. ( لوقا ۲۴ : ۴ ) دو فرشته بازگشت خداوند قیام کرده را پیشگویی نمودند. ( اعمال ۱ : ۹ – ۱۱ )

به حزقیال نبی اجازه داده شد تا خداوند را در هیئت انسانی بر تخت ببیند و او با این جزئیات عظیم آن را توصیف نمود: «و بالای فلکی که بر سر آنها بود شباهت تختی مثل صورت یاقوت کبود بود و بر آن شباهت تخت، شباهتی مثل صورت انسان بر فوق آن بود … و مانند نمایش قوس قزح که در روز باران در ابر می‌باشد، هم چنین آن درخشندگی گرداگرد آن بود. این منظر شباهت جلال یهوه بود و چون آن را دیدم، به روی خود در افتادم و آواز قائلی را شنیدم.» ( حزقیال ۱ : ۲۶ – ۲۸ )

 

خدا خود را بر قوم خود و کلیسای خویش آشکار می‌کند

 

«این بر تو ظاهر شد تا بدانی که یهوه خدا است و غیر از او دیگری نیست. از آسمان آواز خود را به تو شنوانید تا تو را تأدیب نماید. و بر زمین آتش عظیم خود را به تو نشان داد و کلام او را از میان آتش نشنیدی … لهذا امروز بدان و در دل خود نگاه‌دار که یهوه خدا است، بالا در آسمان و پایین بر روی زمین و دیگری نیست.»

خدا خود را همیشه و تنها به قوم خود و به عنوان واحد و ابدی آشکار نموده است و نسبت به بقیه‌ی امّتها مخفی مانده است. در سرتاسر عهد عتیق و در طول چهار هزار ساله از زمان آدم تا مسیح، ظهور و آشکار شدن او متنوع بوده است. اگر چه، تنها در آغاز عهد جدید بود که خود را به عنوان پدر در آسمان و پسر بر روی زمین آشکار نمود. بنابراین هیچ یک از انبیاء از یک پدر در آسمان صحبت ننموده و در عین حال به پدر در آسمان دعا نکرده است. در عین حال وعده‌های زیادی در رابطه با تولد پسر و هم چنین فرزند خواندگی ما به عنوان پسران و دختران خدا وجود دارد:

• «من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود.» ( دوم سموئیل ۷ : ۱۴ ؛ اول تواریخ ۱۷ : ۱۳ )
• «فرمان را اعلام می‌کنم، خداوند به من گفته است: تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم. از من درخواست کن و امّتها را به میراث تو خواهم داد و اقصای زمین را ملک تو خواهم گردانید.» ( مزامیر ۲ : ۷ – ۸ )
• «خداوند را با ترس عبادت کنید و با لرز شادمی نمایید. پسر را ببوسید مبادا غضبناک شود و از طریق هلاک شوید، زیرا غضب او به اندکی افروخته می‌شود. خوشا به حال همه‌ی آنانی که بر او توکل دارند.» ( مزامیر ۲ : ۱۱ – ۱۲ )
• «زیرا که تو مرا از شکم بیرون آوردی؛ وقتی بر آغوش مادر خود بودم مرا مطمئن ساختی. از رحم بر تو انداخته شدم از شکم مادرم خدای من تو هستی.» ( مزامیر ۲۲ : ۹ – ۱۰ )
• «او مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی، خدای من و صخره نجات من. من نیز او را نخست‌زاده خود خواهم ساخت. بلند‌تر از پادشاهان جهان.» ( مزامیر ۸۹ : ۲۶ – ۲۷ )
• «بنابراین خود خداوند آیتی به شما خواهد داد: اینک باکره حامله شده پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهد خواند.» ( اشعیا ۷ : ۱۴ )

در اشعیا ۶ : ۹ در مورد پسر به ما گفته شده است: «زیرا که برای ما ولدمی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.»

 

از پیش برگزیدگی ما

 

• «چنان که پیش از بنیاد عالم ما را در او برگزید تا در حضور او در محبت مقدّس و بی‌عیب باشیم.» ( افسسیان ۱ : ۴ )
• «که ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده نشویم به وساطت عیسی مسیح بر حسب خشنودی اراده خود.» ( آیه ۵ )
• «که در وی به سبب خون او فدیه یعنی آمرزش گناهان را به اندازه دولت فیض او یافته‌ایم.» ( آیه ۷ )

یک بار دیگر باید بر این نکته تأکید کرد که: در دوره‌ی زمانی عهد عتیق، انبیاء و قوم اسرائیل خدا را تنها به عنوان خدای واحد یهوه می‌شناختند که خود را بر آنان آشکار نموده بود. عنوان خداوند خدا / یهوه الوهیم بیش از شش هزار بار در عهد عتیق مکتوب بوده و همیشه به صورت مفرد نگاشته شده، و حتی یک بار نیز به صورت جمع به کار نرفته است. خود خداوند اعتراف ایمان را به قوم خود اعطا کرد: «ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است …» ( تثنیه ۶ : ۴ – ۹ )

می‌بینیم که تمام وعده‌های مربوط به نجات دهنده و نقشه‌ی نجات در سرتاسر عهد عتیق نیز به همین صورت است. خدا تا زمان تحقق یافتن نقشه‌ی نجات خویش، خود را به عنوان پدر در آسمان و پسر یگانه خود بر روی زمین آشکار ننمود.

• «فرشته در جواب وی گفت: روح‌القدس بر تو خواهد آمد و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند، از آن جهت آن مولود مقدّس پسر خدا خوانده خواهد شد.» ( لوقا ۱: ۳۵ )
• «که امروز برای شما در شهر داوود، نجات دهنده‌ای که مسیح خداوند باشد متولد شد.» ( لوقا ۲ : ۱۱ )
• «آنگاه خطابی از آسمان در رسید که … این است پسر حبیب من که از او خشنودم.» ( متی ۳ : ۱۷ )
• «عیسی به او گفت: مرا لمس مکن زیرا که هنوز نزد پدر خود بالا نرفته‌ام. و لیکن نزد برادران من رفته، به ایشان بگو که نزد پدر خود و پدر شما و خدای خود و خدای شما می‌روم.» ( یوحنا ۲۰ : ۱۷)
• «زیرا آنانی را که از قبل شناخت، ایشان را نیز از پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخست‌زاده از برادران بسیار باشد.» ( رومیان ۸ : ۲۹ )
• «لیکن شماره بنی‌اسرائیل مثل ریگ دریا خواهد بود که نتوان پیمود و نتوان شمرد و در مکانی که به ایشان گفته می‌شد شما قوم من نیستید، در آنجا گفته خواهد شد پسران خدای حی می‌باشید.» ( هوشع ۱ : ۱۰ )

دو وعده‌ی مربوط به پسر خدا و پسران خدا دارای ارزشی یکسان هستند. همان گونه که پولس دید: «چنان که در هوشع هم می‌گوید: آنانی را که قوم من نبودند، قوم خود خواهم خواند و او را که دوست نداشتم محبوبه‌ی‌ خود. و جایی که به ایشان گفته شد که شما قوم من نیستید، در آنجا پسران خدای حیّ خوانده خواهند شد.» ( رومیان ۹ : ۲۵ – ۲۶ )

• «و شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود، خداوند خدای قادر مطلق می‌گوید.» ( دوم قرنتیان ۶ : ۱۸)
• «که سابقاً قومی نبودید و الآن قوم خدا هستید. آن وقت از رحمت محروم، امّا الحال رحمت کرده شده‌اید.» ( اول پطرس ۲ : ۱۰ )

 

عیسی مسیح خداوند است

 

ما این را می‌دانیم که خدا / الوهیم در عهد عتیق خود را به عنوان خداوند یهوه آشکار نمود. در عهد جدید او خود را در پسر آشکار نمود و کتاب مقدّس به ما می‌گوید که پسر کیست:

• «و از کجا این به من رسید که مادر خداوند من به نزد من آید؟» ( لوقا ۱ : ۴۳ )
• «… جان من خداوند را تمجید می‌کند، و روح من به رهاننده من خدا به وجد می‌آید.» ( لوقا ۱: ۴۶ – ۴۷ )

بدینسان او از همان ابتدا خداوند بود. به عنوان پسر تولید شده و متولد گشت. بعد از قیام از مردگان در انجیل یوحنا او فقط خداوند خطاب شد:

• «پس دوان دوان نزد شمعون پطرس و آن شاگرد دیگر که عیسی او را دوست می‌داشت آمده، به ایشان گفت: خداوند را از قبر برده‌اند و نمی‌دانیم او را کجا گذارده‌اند.» ( یوحنا ۲۰ : ۱۳ )
• «مریم مجدلیه آمده شاگردان را خبر داد که: خداوند را دیدم و به من چنین گفت.» ( یوحنا ۲۰ : ۱۸ )
• «و چون این را گفت، دستها و پهلوی خود را به ایشان نشان داد و شاگردان چون خداوند را دیدند، شاد گشتند.» ( یوحنا ۲۰ : ۲۰ )
• «پس شاگردان دیگر بدو گفتند، خداوند را دیده‌ایم. بدیشان گفت: تا در دو دستش جای میخها را نبینم و انگشت خود را در جای میخها نگذارم و دست خود را بر پهلویش ننهم، ایمان نخواهم آورد.» ( یوحنا ۲۰ : ۲۵ )
• «توما در جواب وی گفت: ای خداوند من و ای خدای من.» ( یوحنا ۲۰ : ۲۸ )
• «پس شما را خبر می‌دهم. احدی جز به روح‌القدس عیسی را خداوند نمی‌تواند گفت.» ( اول قرنتیان ۱۲ : ۳ )

به عنوان خداوند و به عنوان هستم او قبل از ابراهیم بود. «عیسی بدیشان گفت: آمین آمین به شما می‌گویم که پیش از آن که ابراهیم پیدا شود من هستم.» ( یوحنا ۸ : ۵۸ )

به عنوان پسر او شهادت می‌دهد: «… ایمان آورید که من از نزد خدا بیرون آمدم. از نزد پدر بیرون آمدم و در جهان وارد شدم. و باز جهان را گذارده، نزد پدر می‌روم.» ( یوحنا ۱۶ : ۲۷ – ۲۸ )

• «و از روی یقین دانستند که از نزد تو بیرون آمدم و ایمان آوردند که تو مرا فرستادی.» ( یوحنا ۱۷ : ۸ )
• «ای پدر قدوس اینها را که به من داده‌ای، به اسم خود نگاه‌دار تا یکی باشند چنان که ما هستیم.» ( یوحنا ۱۷ : ۱۱)
تمامی وعده‌ها و تصاویر نمادین در عهد عتیق، در عهد جدید به حقیقت پیوسته و می‌پیوندد:
• فدیه کننده باید پسر ابراهیم و پسر داوود می‌بود. ( متی ۱ : ۱ )
• او می‌بایست پسر انسان و پسر خدا می‌بود. ( لوقا ۱ : ۳۵ )
• او می‌بایست برّه‌ی خدا می‌بود که گناهان جهان را برمی‌دارد. ( یوحنا ۱ : ۲۹ )
• او می‌بایست واسطه‌ی عهد جدید می‌بود. ( عبرانیان ۹ : ۱۵ )
• او می‌بایست شفیع می‌بود. ( اول یوحنا ۲ : ۱ – ۲ )
• او می‌بایست کاهن اعظم می‌بود. ( عبرانیان ۲ : ۱۷ )
• به عنوان پسر یگانه، او نخست‌زاده از بین برادران بسیار است. ( رومیان ۸ : ۲۹ ؛ غلاطیان ۳ : ۲۶ ؛ عبرانیان ۲ : ۱۱ )

هم چنین باید به آن چه که فدیه کننده‌ی ما زمانی که انسان شد، نشان داد توجه کنیم: «عیسی به وی گفت: تو گفتی و نیز شما را می‌گویم بعد از این پسر انسان را خواهید دید که بر دست راست قوت نشسته، بر ابرهای آسمان می‌آید!»

او نه به عنوان دوّمین شخصیت خدا، بلکه به عنوان پسر انسان است که به دست راست خدا می‌باشد. این عنوان بیش از هفتاد بار در چهار انجیل به کار رفته است، ولی از رساله رومیان به بعد تا آخرین آیه رساله‌ی یهودا که در آن به عنوان پسر خدا در ارتباط با تکمیل کار فدیه و کلیسا توصیف شده است، به کار نرفته است.

بنابراین، در یوحنا ۳ : ۱۳ پسر خدا توصیف نمی‌شود بلکه به جای آن پسر انسان شرح داده می‌شود: «و کسی به آسمان بالا نرفت مگر کسی که از آسمان پایین آمد یعنی پسر انسان که در آسمان است.» در متی ۲۵ : ۳۱ می‌خوانیم: «امّا چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدّس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست …» در متی ۲۵ : ۳۱ او به عنوان داماد می‌آید، و باکره‌هایی که حاضر باشند با او به جشن عروسی وارد می‌شوند. این ضروری است که کلام خدا را به درستی بخوانیم، آن را در جایگاه درست خود قرار دهیم و توسط روح‌القدس مکاشفه را دریافت نماییم.

ما سه ظهور و آشکار سازی خدا را به عنوان پدر در آسمان، پسر بر روی زمین و از طریق روح‌القدس در کلیسا می‌بینیم. زمانی که فدیه کننده ما به صورت انسان درآمد ما شاهد محدوده‌های مختلف مسئولیت او هستیم. او می‌تواند همه و در همه باشد. پسر خدا، پسر انسان، پسر داوود، پسر ابراهیم، برّه‌ی خدا، و فی‌الواقع، شیر سبط یهودا. او واسط و شفیع است، او پادشاه است، کاهن و نبی است. متبارک باد خداوند ما و خدا که در پسر یگانه‌ی خویش روح فرزند خواندگی را به عنوان پسران به ما داد. ( غلاطیان ۴ : ۴ – ۷ )! حال ما فرزندان خدا هستیم و در اتمام، به صورت او و به شباهت پسر خدا تبدیل خواهیم شد. ( اول یوحنا ۳ : ۱ – ۳ ) فدیه کننده‌ی ما به صورت انسان در آمد، همان گونه که ما هستیم، چنان که ما نیز در قیامت اوّل به شباهت او درآییم.

از زمان شورای اوّل نیقیه ( ۳۲۵ بعد از میلاد ) مسیحیت وارد یک گمراهی شد. تا آن زمان ایمان معتبر، مانند یهودیت اوّلیه، ایمان به یک خدا بود که متحمل خدایان دیگر در کنار خود نیست. ( خروج ۲۰ و سایر ) پدران کلیسا که دارای ریشه‌های بت پرستی بودند و همه‌ی آنها از یهودیان متنفر بودند، یک خدای سه گانه را طراحی نمودند. در اعتقادنامه‌ی نیقیه در مورد عیسی مسیح چنین می‌گوید: … یگانه پسر خدا، مولود گشته از پدر پیش از تمام دنیا، نور از نور، خدا از خدا، مولود شده و نه خلق شده … در تمام کتاب مقدّس مطلقاً هیچ شهادتی در مورد پسر، که فرضاً قبل از شروع زمان توسط پدر مولود شده و تولد یافته باشد وجود ندارد. این داکترین ضد مسیح است و برخلاف اول یوحنا ۴ : ۲ – ۳ می‌باشد. پسر خدا توسط روح‌القدس تولید شد. او مسح شده است، مسیح، و در بیت لحم متولد شد. در تمام عهد عتیق، او خداوند/یهوه بود؛ در عهد جدید ما او را به عنوان پسر می‌شناسیم – یاشوعا/عیسی. داکترین تثلیثی به اصطلاح سه شخص ابدی در هیچ جای کتاب مقدّس یافت نمی‌شود. این اوّلین دگم تحمیلی – توسط اُرکان کلیسای امپراطوری رومی – بوده که توسط تمام کلیساهای سرتاسر دنیا پذیرفته شد.

 

کلمه جسم گردید

 

می‌دانیم که انجیل یوحنا به این صورت آغاز می‌شود: «در ابتدا کلمه بود، و کلمه نزد خدا بود، و کلمه خدا بود.» اصطلاح کلمه ترجمه‌ی عبارت یونانی”لوگوس”می‌باشد که دارای سه مفهوم اساسی است: سخن گفتن، فرمان دادن، گزارش دادن. پس، در ابتدا کسی بود که گفت و شد. او فرمان داد و اطاعت شد. در نتیجه گزارش خلقت توانست مکتوب گردد.

نتیجتاً، آیاتی که در پی می‌آید اشاره به یک نفر و تنها خالقی که هست؛ می‌کند: او کلمه است، کسی است که تکلم نموده و کسی که عمل می‌کند. او کل در کل است:

• «در ابتدا خدا آسمانها و زمین را آفرید.» ( پیدایش ۱ : ۱ )
• «به کلام خداوند آسمانها ساخته شد و کل جنود آنها به نفخه دهان او.» ( مزامیر ۳۳ : ۶ )
• «زیرا که او گفت و شد، او امر فرمود و قایم گردید.» ( مزامیر ۳۳ : ۹ )
• «از قدیم بنیاد زمین را نهادی و آسمانها عمل دستهای تو است.» ( مزامیر ۱۰۲ : ۲۵ )
• «همه چیز به واسطه او آفریده شد و به غیر از او چیزی از موجودات وجود نیافت.» ( یوحنا ۱ : ۳ )
• «و تو ای خداوند در ابتدا زمین را بنا کردی و افلاک مصنوع دستهای تو است.» ( عبرانیان ۱ : ۱۰ )
• «ای خداوند، مستحقی که جلال و اکرام و قوت را بیابی، زیرا که تو همه‌ی موجودات را آفریده‌ای و محض اراده‌ی تو بودند و آفریده شدند.» ( مکاشفه ۴ : ۱۱ )

عبارت”دیبار”که لوگوس ترجمه شده است، خود خداوند است که جسم گردید و در میان ما ساکن شد. آمین.

 

روح حقیقت و روح فریب

 

«ننوشتم به شما از این جهت که راستی را نمی‌دانید، بلکه از این رو که آن را می‌دانید و این که هیچ دروغ از راستی نیست.» ( اول یوحنا ۲ : ۲۱ )

زمان شروع داوری و شروع آن از خانه‌ی خدا می‌رسد. در کلیسای او، خدا نور را از تاریکی و حقیقت را از دروغ جدا می‌سازد. دست مزدوران و رهبران کذبه کوتاه خواهد شد. ابتدا باید متوجه جعلی که در ارتباط با فرستادن قبل از آمدن ثانویه مسیح مقرر شده باشیم.

آن صدا که از درون نور ماوراءالطبیعه در ۱۱ ژوئن ۱۹۳۳ برادر برانهام را مخاطب ساخت، به او چه گفت؟ برادر برانهام در شهادت خویش در ۱۰ فوریه ۱۹۶۰ چنین بیان کرد: همه – تعداد زیادی از مردم در بالا و پایین رودخانه … عکاسان روزنامه … و سپس گفت: بالا را بنگر و من بالا را نگاه کردم، آن نور در حال پایین آمدن بود. مردم شروع کردند به غش کردن، و صدایی به گوش رسید که تمام آن اطراف را به لرزه در آورد، آن صدا گفت: همان طور که یوحنای تعمید دهنده به عنوان پیش‌رو آمدن اوّلیه مسیح فرستاده شد، پیغامی که به تو داده شده است پیش‌رو آمدن ثانویه مسیح خواهد بود. نه این که من پیش‌رو باشم، بلکه پیغام پیش‌رو خواهد بود.

حداقل در شانزده موعظه مختلف برادر برانهام بر این نکته تأکید نمود که پیغام پیش‌رو آمدن ثانویه مسیح خواهد بود. در نقل قول فوق‌الذکر، او تأکید ویژه‌ای بر این نکته کرد که نه او بلکه این پیغام است که پیش‌رو آمدن ثانویه مسیح خواهد بود. بنابراین، یک بار دیگر این جمله از دهان او خارج شد، نه این که من پیش‌رو باشم، بلکه پیغام پیش‌رو خواهد بود.

در متن جعلی گفته می‌شود: همان طور که یوحنای تعمید دهنده به عنوان پیش‌رو خداوند فرستاده شد، به همان صورت تو به عنوان آمدن ثانویه او فرستاده شدی. در اینجا هیچ اشاره‌ای به پیغام نشده است، بلکه تمام توجه صرفاً به شخص برادر برانهام معطوف شده است. در نتیجه، این ادعا مطرح می‌شود که با خدمت او همه چیز به پایان خود رسید. این جعل نه تنها در کتاب”اعمال نبی”نوشته شده است بلکه بر سر در خانه‌ای که در توکسان برای برادر برانهام ساخته شده بود حکاکی شده است، اگر چه، این خانه در زمانی که او به خانه‌ی جلال رفت ناتمام بود. هم چنین نوشته‌ای از این جعل بر روی هرم سنگ قبر برادر برانهام نیز حکاکی شده است. نمی‌توانستم با وجدانی آسوده کتاب اعمال نبی را ترجمه کنم، دلیل اصلی آن این نقل قول و ناسازگاریهای دیگری در این متن است. اگر چه، افراد دیگری برای این وظیفه پیدا شدند، و به این ترتیب این کتاب به چندین زبان منتشر گشت.

در تمام بیانات معتبر برادر برانهام ( حداقل شانزده مورد آن موجود است ) کلمه‌ی پیغام را می‌بینیم و در اشاره‌ی جعلی فوق‌الذکر، بخشی که خدا اهمیت ویژه‌ای به آن داده است را نمی‌بینیم. برادر برانهام چندین بار تأکید داشت که تنها به واسطه‌ی یک کلمه بود که مار توانست حوا را فریب دهد. درست مثل همین مورد که به علت از قلم افتادن مهم‌ترین کلمه یعنی پیغام، معنی حقیقی آن دستخوش تغییر و تحریف شده است. این بسیار مهم است چرا که تمام تحریفات و گمراهی‌های اصلی در آن قرار گرفته است. این حتی در کتاب مذکور [ منظور همان کتاب اعمال نبی می‌باشد – ویراستدار. ] گفته شده است: بعضیها بر این باور هستند که صدا گفت، پیغام تو پیش‌رو آمدن او خواهد بود، ما نه تنها بدان ایمان نداریم، بلکه مدارک غیر قابل انکاری نیز در رد آن داریم.

سوال اساسی که باید مطرح شود این است: کدام یک حقیقت محض است – آن چه که صدای مافوق‌الطبیعه از آسمان گفت و آن چه که برادر برانهام با صراحتی استثنایی آن را تکرار می‌کرد یا آن چه که در یک کتاب، سر در یک خانه و یا سنگ قبر مکتوب و در سرتاسر دنیا اشاعه یافته است؟!

• چه چیز معتبر است؟
• آن چه که خدا وعده داده است؟
• آن چه، که خداوند در ۱۱ ژوئن ۱۹۳۳ گفته است؟
• آن چه که برادر برانهام حداقل شانزده بار آن را تأیید نموده است.
• آن چه که خدا در آوریل ۱۹۶۲ گفته است.
• آن چه، خدا در سپتامبر ۱۹۷۶ گفته است.
• آن چه از سال ۱۹۶۶ به بعد حقیقتاً در سرتاسر دنیا رخ داده است.

ادعایی که برادر برانهام پیش‌رو آمدن مسیح بود نتیجتاً باعث ورود گمراهی و دروغهای تعمدی بی‌شماری گردید. در هفت سفر به دور دنیا برادر برانهام، همان گونه که خود می‌گوید، او تنها از ۱۲ کشور دیدن کرد و در ۹ کشور منحصراً جلسات بشارتی داشت. بعد از بازگشایی مُهرها در مارس ۱۹۶۳، مشغولیت، ضبط نمودن موعظات تعلیمی او بر روی نوار بود که از آن طریق همان گونه که خداوند به او گفته بود، هم چنین به من، خوراک روحانی ذخیره می‌گشت، به همان صورتی که او در موعظه‌ی خویش در ۱ آوریل ۱۹۶۲ گفت و همان گونه که فردای آن روز در دوّم آوریل ۱۹۶۲ توسط خداوند این فرمان به من داده شد. تنها بعد از رفتن او به خانه‌ی جلال بود که پیغام در تمام دنیا پخش شد و در حال توزیع به عنوان خوراک روحانی به قوم خدا در پیشگاه خداوند می‌باشد.

به وضوح می‌بینیم که نه برادر برانهام بلکه پیغامی که به او سپرده شد پیش‌رو آمدن ثانویه مسیح می‌باشد. او وظیفه‌ی خود را به عنوان نبی موعود تحقق بخشید و پیغامی را آورد که از طریق آن همه چیز در کلیسا به حالت اوّلیه خود بازگشت. پیغام ناب کتاب مقدّسی، اکنون هم چنان به پیش می‌رود و باید تا زمانی که داماد آمده و عروس را به خانه‌ی جلال خود می‌برد ادامه یابد. برادر برانهام یک بار پرسید پیغام چیست؟ و بلافاصله پاسخ داد پیغام این است: بازگشت به کلام! بازگشت به تعلیم رسولان! بازگشت به ابتدا! هر آن کس که در خود حامل حقیقت مسیح باشد، نه یک تحریف و دروغ را مرسوم می‌سازد و نه متحمل هیچ تحریف و تزویری می‌شود. بنابراین، هیچ چیز نمی‌تواند به کلام مکتوب، وعده داده شده و آشکار شده اضافه گردد. هر آن چه که برادر برانهام تعلیم می‌داد کتاب مقدّسی بود و تنها باید به درستی در کلام قرار گیرد. او بارها هشدار مکاشفه باب ۲۲ را تکرار می‌نمود که هیچ کس نمی‌تواند کلامی به کلام خدا اضافه نموده و یا از آن حذف نماید.

بسیاری از این تعالیم غلط، زمانی غیر قابل درک می‌باشند که از حول کسانی خارج می‌شوند که جزو مرتبطین با برادر برانهام بوده‌اند. آیا این برادران که تحت تأثیر غلط می‌باشند نمی‌دانند که زیر لعنت انتشار یک انجیل کاملاً متفاوت می‌باشند؟ ( غلاطیان ۱ : ۶ – ۹ ) وقتی که کتاب مقدّس حقیقتاً با بی‌حرمتی به کناری نهاده می‌شود، فرستادن یک گمراهی و فریب عظیم تنها احتمال ممکن است. ( دوم تیموتائوس باب ۴ و سایر ) هر تعلیم کتاب مقدّسی، واضح، درست و حقیقی است و هر تعلیم غلط، نامعقول و برخلاف عقل سلیم است.

حال برای کسانی که حقیقتاً فراخوانده شده‌اند، نور در حال جدایی از تاریکی است. ( دوم قرنتیان ۶ : ۱۴ – ۱۸ ) روح‌القدس روح حقیقت است و هدایت‌گر به حقیقت کلام. ( یوحنا ۱۶ : ۱۳ ) «لکن کلمه‌ی خدا تا ابدالآباد باقی است و این است آن کلامی که به شما بشارت داده شده است.» ( اول پطرس ۱ : ۲۵ )

این باید به روشنی گفته شود که برادر برانهام نیز مانند یوحنای تعمید دهنده و تمام مردان خدا خدمت خود را به کمال رسانید. او هر آن چه را که مرتبط و متعلق به خدمت خویش بود را صد در صد انجام داد. آن چه که اکنون در حال رخ دادن است، بنا کردن بر پایه یک انسان و پرورش امیدهای واهی می‌باشد. ما نیازی به یک کتاب جدید در مورد زندگی او و یا برادرانی که لباسهای او را به قطعات ریز تبدیل کرده و آنها را به لهستان و یا جاهای دیگر بیاورند و یا کسی که ادعا کند برادر برانهام در نوامبر ۱۹۶۵ بر تمامی این توپ پارچه، رومیزی‌ها و یا ملحفه‌های تخت خواب دعا نموده است، نداریم. این بسیار عجیب است که این امر بیش از سی سال بعد و در ژانویه سال ۲۰۰۰ به یاد آورده شده است. تکه‌های پارچه از آنجا به هائیتی ارسال شده و استقبال زیادی از آن شده است. تمام اینها اعمال روح فریب است.

در کجا نوشته شده است که پس از مرگ پولس، رداها و دستمالهای پولس رسول بین ایمانداران توزیع شده است؟ این همان روح بت پرستی است که خدا بارها در مورد آن از قوم خود اسرائیل شِکوه نموده است. این بنا شدن و بنا کردن بر پایه یک انسان است، و اینها تعالیم غلطی برخلاف تعالیم شناخته شده‌ی قبلی می‌باشد. اگر خداوند مادر زن پطرس را از تب شفا نداده بود، ما هرگز نمی‌دانستیم که پطرس متأهل بوده است.

بین آثار و اشیاء مربوط به برادر برانهام و آثار مقدّسه‌ی زیارتگاههای کلیسای کاتولیک رومی که در تمام آن مکانها پرستیده می‌شوند چه تفاوتی وجود دارد؟ چنین امور شخصی، با پیغام الهی با انجیل جاودان عیسی مسیح که الآن به عنوان یک شاهد برای تمام امّتها موعظه می‌شود چه ارتباطی دارد؟ مسلماً هیچ! این بت پرستی است.

ما نمی‌توانیم و نمی‌خواهیم که وارد جزئیات تمام آن تعالیم غیر کتاب مقدّسی مثل، خداوند اکنون آمده است، هفت مرد ویژه باید ظاهر شوند، هشتمین پیغام‌آور باید بیاید، مکاشفه ۱۰ هم اکنون تحقق یافته است یا … بشویم. با این حال باید یک بار دیگر به وضوح گفته شود، تنها در صورتی که یک وعده در کتاب مقدّس باشد، تحقق آن وعده نیز وجود خواهد داشت. هر آن چه که کتاب مقدّسی نباشد غیر کتاب مقدّسی است و هر چه که حقیقت نباشد دروغ است. ایمان راستین فرزندان حقیقی خدا ریشه در کلام حقیقت دارد. کلیسای عروس باید به داماد بپیوندد نه به دوستان داماد. دوست خوشی بسیار می‌کند از آواز داماد، امّا این عروس است که به آن گوش می‌کند ( یوحنا ۳ : ۲۹ ) این باید به انجام برسد، پیوستن خدا با ما و ما با خدا. ( مکاشفه ۱۹ : ۷ )

با غمی جانکاه باید گفته شود: بیشتر تعالیم و داکترینهای گمراه کننده از جفرسون ویل می‌آید. چنین ادعا می‌شود که صدای فرشته‌ی هفتم در مکاشفه ۱۰ : ۷ صدای خدا است و فراتر از آن، به این امر تأکید می‌شود که همه باید به صدای اصلی برادر برانهام گوش دهند. به همین دلیل است که انتشارات Spoken word Publication به Voice of God recordings تغییر نام داده است.

این غیر قابل باور است: هنگامی که یک موعظه به زبان دیگری ترجمه می‌شود، صدای اصلی باید شنیده شود، زیرا گفته شده است که این صدای مستقیم خدا است! حال یک گروه به ترجمه‌ی این برادر گوش می‌کنند، گروه بعدی به یک برادر دیگر و گروه سوّم هم به یک برادر دیگر، امّا هم چنان صدای برادر برانهام صدای پس زمینه است. این گروه‌های مختلف هیچ ارتباط و دوستی با یکدیگر ندارند و هر کدام با گوش کردن به ترجمه‌های خود به نتیجه‌ی کاملاً متفاوتی می‌رسند، یک نفر باید بپرسد که وقتی همه دارند به صدای خدا گوش می‌کنند، چطور چنین چیزی ممکن است.

پولس امروز می‌توانست دوباره بپرسد که چه کسی شما را فریفته است؟ و نیز چطور ممکن است که این برادران به این توجه نمی‌کنند که مکاشفه ۱۰ : ۷ اصلاً در مورد صدای خدا صحبت نمی‌کند بلکه در عوض در مورد صدای فرشته‌ی کرنّای هفتم صحبت می‌کند. هیچ فرشته‌ای در آسمان و هیچ پیام‌آوری بر روی زمین حق ندارد که سرّ خدا در مکاشفه ۱۰ : ۷ را به اسرار تبدیل نماید. این مأموریت برادر برانهام بود که به عنوان پیام‌آور هفتمین دوره‌ی کلیسا، تمامی اسراری را که متعلق به تدبیر خدا بود را از طریق خدمت تعلیمی خویش مکشوف نماید. در خلال خدمت هفتمین فرشته است که سرِّ خدا به اتمام خواهد رسید. آمین.

پطرس رسول تحت هدایت روح‌القدس روز مهیب خداوند، ( ملاکی ۴ : ۵ ) را به عنوان روز عظیم مشهور خداوند توصیف می‌نماید. ( اعمال ۲ : ۲۰ ) پولس رسول این مطلب را به کلیسا مرتبط می‌دانست و آن را به عنوان روز پُر جلال بازگشت عیسی مسیح توصیف می‌نمود که او نیز شما را تا به آخر استوار خواهد فرمود تا در روز خداوند ما عیسی مسیح بی‌ملامت باشید.» ( اول قرنتیان ۱ : ۸ ؛ دوم قرنتیان ۱ : ۴ ؛ فیلیپیان ۱ : ۶ – ۱۱ ) پولس به ایمانداران راستین اعلام نمود: «و کلام حیات را بر می‌افرازید، به جهت فخر من در روز مسیح تا آن که عبث ندویده و عبث زحمت کشیده باشم.» ( فیلیپیان ۲ : ۱۶ ) اگر چه، این بیانات در مورد روز پُرجلال مسیح معنی و مفهوم روز مهیب خداوند که در آن زمین باید سوخته شود را بی‌اعتبار نمی‌سازد. ( دوم پطرس ۳ : ۱۰) برادر برانهام نیز به همین صورت تحقق مکاشفه باب ۱۰ را با خدمت خویش خنثی نمی‌نمود. دوباره و دوباره می‌بینیم که بسیار مهم است که همه چیز، مخصوصاً نبونهای کتاب مقدّسی که دارای تحققی دوگانه می‌باشند باید به درستی در جایگاه خویش قرار گیرند. پس هیچ تناقضی وجود ندارد، فقط هارمونی و هماهنگی.

اگر چه، تنها برگزیدگان که هر آن چه کتاب مقدّس می‌گوید را ایمان دارند این را تشخیص می‌دهند و فریفته نمی‌شوند؛ سایرین در هر صورت به هر چه که بخواهند ایمان خواهند داشت. در این زمان در برابر خدا به خاطر کلیسای عروس که باید کلیسای کلام باشد مسئولیتی مستقیم دارم. کتاب مقدّس صراحتاً به ما می‌گوید که هفت پیغام به هفت کلیسا کجا نوشته شده‌اند، هفت فرشته‌ی کرنّاها باید کجا قرار گیرند، و هفت فرشته‌ای که هفت جام غضب خدا را دارند کجا باید وظیفه‌ی خویش را تحقق بخشند.

 

ترتیب واضح اجزا آنگونه که در کتاب مکاشفه اعلام شده است

 

در مکاشفه باب ۱، ما فدیه کننده را به عنوان پسر انسان در میان هفت چراغدان می‌بینیم. او در دست خود هفت ستاره را دارد و شمشیر دو دمه‌ی تیز از دهانش بیرون می‌آید و چهره‌اش مثل آفتاب که در قوتش می‌تابد.

در بابهای دو و سه، خداوند چنین می‌گوید را می‌بینیم که خطاب به هفت فرشته‌ی هفت کلیسا بیان می‌شود. در پایان هر پیغام برای کسانی که در هر دوره غالب آیند وعده‌ای داده شده است.

در باب چهارم، یوحنا خداوند را بر تخت دید که توسط قوس قزحی احاطه شده است. او دریایی از شیشه، چهار حیوان و بیست و چهار پیر را دید و این کلمات را شنید: «قدوس، قدوس، قدوس، خداوند خدای قادر مطلق که بود و هست و می‌آید.»

در باب پنجم، یوحنا در دست راست تخت نشین کتابی با هفت مُهر را دید. او شنید که آن پیران می‌گویند: «گریان مباش! آن شیری که از سبط یهودا و ریشه‌ی داوود است، غالب آمده است تا کتاب و هفت مهرش را بگشاید.» پس از آن، او برّه‌ای ذبح شده را دید که کتاب را گرفت تا مُهرهای آن را بگشاید.

در باب ۶ ( آیات ۱ – ۸ ) ما با آن چه که برای تمام مدت چهار مُهر اوّل اعلام شده است آشنا می‌شویم. چهار مُهر اوّل ضد مسیح و چهار مرحله‌ی ترقی او را در سرتاسر دوره‌ی کلیسا تا به آخر نشان می‌دهد.

در مُهر پنجم ( آیات ۹ – ۱۱ ) ما شهدای یهودی را می‌بینیم که نفوس آنان زیر مذبح بوده و فریاد انتقام برمی‌آوردند. آنان باید صبر کنند تا برادران و همقطاران آنها در همان رنجها و محنتهایی که آنان در دوران جفاها گذراندند شریک شوند.

با مُهر ششم ( آیات ۱۲ – ۱۷ ) با جزئیاتی عظیم درباره‌ی آن چه که بعد از ربوده شدن و عذاب بزرگ باید واقع شود به ما اطلاع داده شده است. سپس خورشید به تاریکی مبدل می‌شود و ماه به رنگ خون و ستارگان از آسمان فرو خواهند افتاد. ( ۶ : ۱۲ ) این به آن صورتی است که در یوئیل ۲ : ۳۱ ؛ ۳ : ۱۵ و اعمال ۲ : ۲۰ مکتوب گشته است.

با این که همه می‌توانند این را درک کنند و نبوتهای کتاب مقدّسی را در هماهنگی و تطابق کتاب مقدّسی قرار دهند، در اینجا آن چه را که خداوند ما خود گفت را تصریح می‌کنیم که می‌دانیم وقتی این واقع شد «و فوراً بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوتهای افلاک متزلزل گردد.» ( متی ۲۴ : ۲۹ )

مُهر ششم به وضوح معرفی و بیان روز خداوند، روز غضب می‌باشد. این کیفیتی است که مکتوب است: «و چون مُهر ششم را گشود، دیدم که زلزله‌ای عظیم واقع شد و آفتاب چون پلاس پشمی سیاه گردید و تمام ماه چون خون گشت … زیرا روز عظیم غضب او رسیده است و کیست که می‌تواند ایستاد؟» ( مکاشفه ۶ : ۱۲ – ۱۷ )

برادر برانهام قصد داشت تا درباره‌ی هفت کرنّا موعظه کند، امّا به او گفته شد که کرنّاها در ارتباط با کلیسا نیستند بلکه در عوض آنها مربوط به دوره‌ی زمانی اسرائیل می‌باشند. سخن اکید این که، همه چیز در ارتباط با داوریهای کرنّاها و جامها در خلال مُهر ششم و هفتم رخ می‌دهد، هر آن چه که بعد از ربوده شدن و تا هنگام اعلام سلطنت هزار ساله رخ می‌دهد.

در باب ۷ آیات ۱ تا ۸ مُهر کردن ۱۴۴۰۰۰ نفر از میان تمام اسباط بنی‌اسرائیل رخ می‌دهد. از آیه‌ی ۹ تا ۱۷ می‌بینیم که خدا هم چنین به کسانی که از آن او هستند ولی برای سهیم شدن در ربوده شدن آماده نیستند وفادار است آنان ایمان خود را حفظ نموده و «… و لباس خود را به خون برّه شست و شو کرده سفید نموده‌اند.» حتی بعد از ربوده شدن، هنوز خون برای فدیه شدگانی که باید عذاب عظیم را تجربه کنند سخن می‌گوید. آنانی که به بالا برده شدند همراه با مسیح بر تخت می‌نشینند و با او سلطنت می‌کنند. ( مکاشفه ۳ : ۲۱ ؛ ۵ : ۱۰ ) آنانی که از عذاب عظیم عبور می‌کنند در برابر تخت قرار دارند و روز و شب خدا را در هیکل خدمت می‌نمایند. هر کس که مدعی این است که دیگر خون در تخت رحمت نیست در اشتباهی مرگبار است.

در باب ۸، در زمان باز کردن مُهر هفتم ما با هفت فرشته‌ی کرنّا آشنا می‌شویم. ما باید به این نکات توجه کنیم:

• هفت فرشته‌ی کلیسا وجود دارد. ( مکاشفه ۱ تا ۳ )
• هفت فرشته‌ی کرنّا وجود دارد. ( مکاشفه ۸ تا ۱۱ )
• هفت فرشته با هفت جام غضب وجود دارد. ( باب ۱۵ و ۱۶ )

این هنوز یک راز است که چرا وقتی برادر برانهام در ۲۴ مارس ۱۹۶۳ در مورد هفت مُهر صحبت می‌کرد تنها اوّلین آیه مکاشفه باب ۸ را خواند. آن چه که در خلال نیم ساعت سکوت در آسمان رخ داد مکتوب نیست؛ آن چه که در خلال مُهر هفتم بر زمین رخ می‌دهد به وضوح تمام از آیه‌ی ۲ به بعد بیان شده است. «و دیدم هفت فرشته را که در حضور خدا ایستاده‌اند که به ایشان هفت کرنّا داده شد.» سپس یک شرح داریم از آن چه که در این زمان بر زمین رخ می‌دهد: «و هفت فرشته‌ای که هفت کرنّا را داشتند خود را مستعد نواختن نمودند.» ( آیه ۶ ) توجه کنید؛ بازگشایی هفتمین مُهر، در مورد آن چه که به هفت فرشته‌ی کلیسا گفته شد نیست، بلکه در مورد آن چه که در خلال داوریهای هفت کرنّا بر زمین رخ می‌دهد:

• آیه ۷: «چون اوّلی بنواخت …»
• آیه ۸ و ۹: «فرشته‌ی دوّم بنواخت …»
• آیه ۱۰ و ۱۱: «و چون فرشته سوّم نواخت …»
• آیه ۱۲ و ۱۳: «و فرشته چهارم بنواخت …»
• باب ۹ : ۱ – ۱۲: «و چون فرشته پنجم نواخت …»
• باب ۹ : ۱۳ – ۲۱: «و فرشته ششم بنواخت …»

هر آن چه که در بابهای ۸ و ۹ اعلام شده است صد در صد به همان صورتی که در کلام خدا مکتوب است اتفاق خواهد افتاد. در باب دهم، خداوند به عنوان فرشته‌ی عهد نازل می‌شود و به عنوان مالک اصلی پای خود را در زمین و دریا قرار می‌دهد، درست مثل باب چهار، گرداگرد او را قوس قزح فرا گرفته است. سپس او به عنوان شیر سبط یهودا غرش می‌کند، چون این غرش در ارتباط با اسرائیل است ( ارمیا ۲۵ : ۳۰ ؛ هوشع ۱۱ : ۱۰ ؛ یوئیل ۳ : ۱۶ ؛ عاموس ۱ : ۲ ) و تنها در آن هنگام است که صدای هفت رعد شنیده می‌شود.

هر تعلیم و داکترینی در رابطه با رعدها یک تفسیر شخصی و یک خیال است که خود خداوند آن را نهی نموده است. ( دوم پطرس ۱ : ۲۰ ) هیچ یک از فرشته‌های هفت کرنّا تا به امروز کرنای خود را به صدا در نیاورده است. در ۲۸ فوریه ۱۹۶۳ این هفت صدا نبود، بلکه به جای آن هفت صاعقه‌ی متوالی بود که رخ داد و تمام منطقه از قدرت آن به لرزه درآمد. آن صاعقه‌ها برای توجه مستقیم برادر برانهام به مکاشفه‌ی هفت مُهر بود، آن گونه که در ابر ماوراءالطبیعه به او گفته شد. هفت فرشته در ابر ظاهر شدند و نه کلیسای عروس.

بعد از این که به یوحنا گفته شد تا آن چه را که هفت رعد گفتند مُهر کند، فرشته دست خود را رو به آسمان بلند کرد و قسم خورد. قسم مکاشفه ۱۰ : ۶ را با دانیال ۱۲ : ۷ – ۸ مقایسه کنید: از آن لحظه به بعد تنها سه سال و نیم تا اعلام سلطنت هزار ساله خواهد بود. «… که برای زمانی و دو زمان و نصف زمان خواهد بود …»

در مکاشفه ۱۰ : ۷ آن چه که بعد از این که فرشته‌ی هفتم کرنّای خود را بنوازد رخ خواهد داد اعلام شده است: «… در ایام فرشته هفتم، چون کرنّا را می‌باید بنوازد، سرّ خدا به اتمام خواهد رسید …»

در باب ۱۱ از آیه ۱۵ ما تحقق: «و فرشته‌ای بنواخت که ناگاه صداهای بلند در آسمان واقع شد که می‌گفتند: سلطنت جهان از آن خداوند ما و مسیح او شد و تا ابدالآباد حکمرانی خواهد کرد.» را می‌بینیم.

در نامه‌ی گردشی سپتامبر ما در مورد اسرار پادشاهی خدا و هم چنین سرّ خدا نوشتیم این راز خداوند ما، عیسی مسیح، خدای ظاهر شده در جسم است. ( اول تیموتاؤس ۳ : ۱۶ )

اعلان انجام شده در مکاشفه ۱۰ : ۸ – ۱۱ که «… می‌باید … نبوت کنی …» به باب ۱۱ سوق پیدا می‌کند یعنی جایی که در مورد خدمت دو نبی که باید به مدت سه سال و نیم در اورشلیم نبوت نمایند صحبت می‌کند. ( آیه ۳ )

در باب ۱۵ و ۱۶، موضوع داوری جامها با هفت بلای ویژه است: «و علامت دیگرِ عظیم و عجیبی در آسمان دیدم، یعنی هفت فرشته‌ای که هفت بلایی دارند که آخرین هستند، زیرا که به آنها غضب الهی به انجام رسیده است.» ( مکاشفه ۱۵ : ۱ ) «و آوازی بلند شنیدم که از میان قدس به آن هفت فرشته می‌گوید که بروید، هفت پیاله غضب خدا را بر زمین بریزید.» ( ۱۶ : ۱ )

• آیه ۲ : «و اوّلی رفته، پیاله‌ی خود را بر زمین ریخت …»
• آیه ۳ : «و دوّمین، پیاله‌ی خود را به دریا ریخت …»
• آیه ۴ : «سوّمین، پیاله‌ی خود را در نهرها و چشمه‌های خون ریخت …»
• آیه ۸ : «و چهارمین، پیاله‌ی خود را بر آفتاب ریخت …»
• آیه ۱۰ : «و پنجمین، پیاله‌ی خود را بر تخت وحش ریخت …»
• آیه ۱۲ : «و ششمین، پیاله‌ی خود را بر نهر عظیم فرات ریخت …»
• آیه ۱۷ : «و هفتمین، پیاله‌ی خود را بر هوا ریخت و آوازی بلند از میان قدس آسمان از تخت بدر آمده، گفت که تمام شد!»

هیچ توضیح بهتری نمی‌توان در مورد وقایع ارائه داد. هر آن چه که مربوط به کلیسا، اسرائیل و نیز اموری که به طور کلی تا انتها رخ می‌دهد برای ما در کلام به طور واضح و قابل درک نهاده شده است.

 

«خدا هستم … و می‌گویم، که اراده من برقرار خواهد ماند.» ( اشعیا ۴۶ : ۹ – ۱۰ )

 

هر آن چه که جزیی از اراده‌ی خدا است باید واقع شود. بهترین که انجام می‌شود: خدا عمل فدیه و نجات را باشکوه به پایان خواهد رسانید همان طور که عمل خلقت را به کمال رساند. تمام انبیاء زمان و مکان خویش را داشتند، مانند یوحنای تعمید دهنده که واسط میان عهد عتیق و عهد جدید بود. ( لوقا ۱۶ : ۱۶ ) با این وجود، فدیه‌ی موعود توسط خود خداوند تکمیل شد.

در دوره‌ی زمانی عهد جدید نیز خدا وسیله‌های خویش، به خصوص هفت فرشته‌ی هفت کلیسا را داشت. مخصوصاً بعد از دوران اصلاحات، او با بزرگ‌ترین خدمت دوران ما کاری جدید را به پایان رسانید. کتاب مقدّس در مورد آن چه که هنوز باید رخ دهد چه می‌گوید؟ چه کسی این را انجام خواهد داد؟ این آیات برای زمانهای آینده پیشگویی شده: «لیکن مردمان شریر و دغاباز در بدی ترقی خواهند کرد که فریبنده و فریب خورده می‌باشند.» ( دوم تیموتاؤس ۳ : ۱۳ )

خدا هم چنین این وعده را نیز داده است: «و انصاف را ریسمان می‌گردانم و عدالت را ترازو و تگرگ ملجای دروغ را خواهد رُفت و آبها ستر را خواهد برد.» ( اشعیا ۲۸ : ۱۷ ) به علاوه کتاب مقدّس از طریق خادمان کلام به حقیقت پیوسته است: «لیکن تو تعلیم و سیرت و قصد و ایمان و حلم و محبت و صبر مرا پیروی نمودی،» ( دوم تیموتاؤس ۳ : ۱۰ )

در نهایت خود خداوند عمل خویش را به انجام خواهد رسانید: «زیرا خداوند چنان که در کوه فراصیم ( کرد ) خواهد برخاست و چنان که در وادی جبعون ( نمود ) خشمناک خواهد شد، تا کار خود یعنی کار عجیب خود را به جا آورد و عمل خویش یعنی عمل غریب خویش را به انجام رساند.» ( اشعیا ۲۸ : ۲۱ ) «زیرا خداوند ( نه یک نبی ) کلام خود را تمام و منقطع ساخته، بر زمین به عمل خواهد آورد.» ( رومیان ۹ : ۲۸ )

ما با این کلمات آگاه شده‌ایم: «پس ای برادران، تا هنگام آمدن خداوند صبر کنید. اینک دهقان انتظار می‌کشد برای محصول گرانبهای زمین و برایش صبر می‌کند تا باران اوّلین و آخرین را بیابد.» ( یعقوب ۵ : ۷ ) «باران را در موسم باران آخر از خداوند بطلبید. از خداوند که برقها را می‌سازد و او به ایشان باران فراوان هر کس در زمینش گیاه خواهد بخشید.» ( زکریا ۱۰ : ۱ )

در ۱۸ می ۱۹۶۲ برادر برانهام در مورد گرد آمدن گروه کوچک صحبت نمود، در آن زمان او فکر می‌کرد که در یک ماه و یا شبیه آن، او ( عروس ) خواهد رفت هیچ کس دقیقاً نمی‌داند که آخرین کار ماوراءالطبیعه خدا در کلیسای عروس چه مدت به طول خواهد انجامید. با این حال، تمام کسانی که بخشی از ربوده شدن هستند آن را تجربه خواهند نمود. و این تنها یک گروه از ایمانداران در ایالت متحده را در برنمی‌گیرد، بلکه فراتر از آن تمام اعضای عروس از تمام کشورهای روی زمین. هیچ نبی نمی‌تواند در یک زمان در تمام مکانها باشد.

تنها خود خداوند است که در همه جا حاضر است و همان گونه که خواندیم، عمل خویش را در شکوه تمام به کمال خواهد رساند. «نه به قدرت، نه به قوت بلکه به روح من. قول یهوه صبایوت این است.» ( زکریا ۴ : ۶ و سایر )

این روح فریب و دروغ است که تلاش دارد تا تعالیم غلط و تفاسیر را معتبر سازد. به مردم دروغ گفته می‌شود و این امید کاذب داده می‌شود که نبی از قرار معلوم آخرین خدمت را در خیمه خواهد داشت. آنها از آن چه که در گذشته رخ داده و آن چه که در آینده باید رخ دهد صحبت می‌کنند، و در همین اثنا، از آن چه که خدا اینک انجام می‌دهد غافل هستند. آیا از طریق این خدمت موعود نمی‌بایست همه چیز احیاء شده و به شرایط اوّلیه خود باز می‌گشت؟ ( متی ۱۷ : ۱۱ ؛ مرقس ۹ : ۱۲ )

و مسیح باید تا زمان احیاء تمام اموری که از دهان تمام انبیاء مقدّس خویش تکلم نموده است، در آسمان باقی بماند. ( اعمال ۳ : ۱۷ – ۲۳ ) این تنها در کلیسای عروس رخ خواهد داد، و آخرین عمل خدا منحصراً در بین آنانی که به خروج دعوت شدند، آنانی که از تمام پریشانی – حتی از این پریشانی اخیر – خارج شده‌اند.

کلیسای عروس، بذر خالص کلام است؛ سایرین گونه‌های مختلف علفهای هرزه می‌باشند. در این مورد، می‌دانم که در مورد چه چیزی صحبت می‌کنم و می‌نویسم. این را به عنوان خادم خدا و یک شاهد عینی از آن چه که خدا در زمان ما انجام داد و هم چنان انجام می‌دهد، انجام می‌دهم. تمام برادرانی که اینک به جایگاه می‌آیند و این خدمت فوق‌العاده‌ را در دهه‌ی پنجاه و شصت تجربه نکرده‌اند، کسانی که نه متولد شده بودند و نه تولد تازه را داشتند، به هیچ وجه نمی‌توانند شاهدان باشند. آنها می‌خواهند چه چیزی را شهادت بدهند؟ یوحنا نوشت: «… به چشم خود دیده، آن چه بر آن نگریستیم و دستهای ما لمس کرد …» شما جانهای عروس، مطمئن باشید که هیچ دروغی از حقیقت نیست. ساده نباشید، روزانه کتب را تفتیش کنید که آیا چنین است. ( اعمال ۱۷ : ۱۱ ) این تذکر خدا را جدی بگیرید: «هیچ کس شما را به سخنان باطل فریب ندهد …» ( افسسیان ۵ : ۶ )

«شما را در هر عمل نیکو گرداند تا اراده‌ی او را به جا آورید و آن چه منظور نظر او باشد، در شما به عمل آورد به وساطت عیسی مسیح که او را تا ابدالآباد جلال باد. آمین.» ( عبرانیان ۱۳ : ۲۱ )

 

ترجمه‌های کتاب مقدّس

 

با نگاهی به جمله بندیهای مختلف در کتاب مقدّس نیاز به توضیحاتی می‌باشد. به طور مثال در کتاب مقدّس آلمانی ما نوزده بار عبارت بازگشت مسیح را داریم که در دیگر زبانها دیده نمی‌شود. اگر چه، عبارت دقیق، من باز خواهم آمده است که تمام آمدنهای دیگر را از آمدن موعود در یوحنا ۱۴ : ۱ – ۳ متمایز می‌سازد: «… و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، باز می‌آیم …» تنها یک بازگشت مسیح وجود دارد که ما در انتظار آن هستیم و آمدنهای متفاوتی از خداوند وجود دارد مثل زکریا ۱۴ که او به عنوان خداوند خدا بر کوه زیتون نازل خواهد شد.

در دعای خداوند در متی ۶ : ۱۳، باید حقیقتاً به صورتی که در زبان آرامی است بیان شده باشد: «و ما را هدایت نما تا در وسوسه نیفتیم …» زیرا «… هیچ کس چون در تجربه افتد، نگوید: خدا مرا تجربه می‌کند. زیرا خدا هرگز از بدیها تجربه نمی‌شود و او هیچ کس را تجربه نمی‌کند.» ( یعقوب ۱ : ۱۳ ) و نیایش «زیرا ملکوت و قوت و جلال تا ابدالآباد از آن تو است، آمین.» نیز در نگارش اصلی عهد جدید یافت نمی‌شود، لیکن بعداً اضافه شده است.

به همین صورت، در متن اصلی در متی ۲۸ : ۱۹ نوشته شده است: «پس رفته همه امّتها را شاگرد بسازید، آنها را به نام من Onto onorati mou تعمید دهید …» فرمول آنها را به نام اَب، ابن و روح‌القدس تعمید دهید نتیجه‌ی یک تفکر تثلیثی بوده و در دوره‌ی زمانی بعد از شورای نیقیه وارد شده است.

در افسسیان ۳ : ۱۴ – ۱۵ باید به درستی بیان شده باشد: «از این سبب زانو می‌زنم نزد پدر خداوندمان عیسی مسیح که از او هر پدری‌ای ( Fatherhood ) در آسمان و بر زمین مستی می‌شود …» ترجمه‌ی «که از او هر خانواده‌ای در آسمان و بر زمین مسمّی می‌شود …» تنها ناشی از دوره‌ای است که کلیسا شکل یکسان اعتراف ایمان را مطرح نمود. آیه‌ی ۱۴ و ۱۵ به یکدیگر وابسته هستند. مطمئناً پولس نزد یک خانواده در آسمان که اصلاً وجود ندارد زانو نزده است بلکه در برابر پدر که هر پدری‌ای در آسمان و بر زمین از او سرچشمه می‌گیرد. کلیسا در شرق و غرب تعلیم تثلیثی سه شخص ابدی را به طور خاص بر روی این آیه جعلی بنا کرده است.

علاوه بر این متن لاتین و بعدها نیز در نسخه‌ی کینگ جیمز و دیگر زبانها، اول یوحنا ۵ : ۷ با تفکری تثلیثی بدینسان اصلاح شد: «زیرا که سه هستند که شهادت می‌دهند، یعنی روح و آب و خون، و این سه یک هستند.» این نیز یک جعل و انحراف توسط پدران تثلیثی کلیسا است که به قرن پانزدهم باز می‌گردد. من نیز همان ترجمه انگلیسی را که برادر برانهام خواند خوانده‌ام. در پاورقی آنجا چنین بیان می‌شود: عموماً با این موافق هستند که آیه‌ی ۷ دارای اعتبار نبوده و بعدها افزوده شده است. این آیه در ترجمه‌ی آلمانی اصلاً وجود ندارد، در بسیاری از مواقع هنگامی که یک نفر می‌خواهد متن را از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند، این باعث ایجاد مشکل می‌شود.

در اول یوحنا ۴ : ۲ باید این گونه بیان شود: «به این روح خدا را می‌شناسیم، هر روحی که به عیسی مسیح مجسم شده اقرار نماید از خدا است …» زیرا به آمدن نخستین مسیح اشاره می‌کند.

در دوم یوحنا آیه‌ی ۷ باید بیان کند: «زیرا گمراه کنندگان بسیار به دنیا بیرون شدند که عیسی مسیح ظاهر شده‌ی در جسم را اقرار نمی‌کنند. آن است گمراه کننده و دجّال.» این آیه به وضوح اشاره به بازگشت مسیح دارد.

خداوند، خدای ما، نسبت به ما بخشنده باشد تا ما تنها لغات و عبارات ترجمه‌های متفاوت را نبینیم، بلکه در عوض تحت هدایت روح‌القدس به جمیع راستیها باشیم. تمام کسانی که جزیی از کلیسای عروس عیسی مسیح هستند همانا با کلام خدا یکی بوده و تحت پوشش خون برّه، خون عهد جدید و تحت هدایت مستقیم روح اقدس که هدایت‌گر به جمیع راستیها است، می‌باشند.

 

برای درک بهتر

 

هر کس می‌خواهد اول تسالونیکیان ۴ : ۱۶ را به درستی درک کند، باید ابتدا آن چه را که در مزامیر ۴۷ : ۵ مکتوب است را بخواند: «خدا به آواز بلند صعود نموده است، خداوند به آواز کرنّا» همین کلمات را در اول تسالونیکیان ۴ : ۱۶ می‌بینیم: به محض این که آواز او شنیده شود و کرنّای خداوند نواخته شود، خود خداوند باید نازل شود. بعد از تکمیل کار نجات و فدیه، فاتح جلجتا با یک بانگ و با آواز کرنّا به آسمان صعود نمود و مقدّسین قیام کرده عهد عتیق را با خود به بالا برد. ( متی ۲۷ : ۴۵ – ۵۳ ) در آن زمان این آیات به تحقق پیوست: «ای دروازه‌ها سرهای خود را برافرازید! ای درهای ابدی برافراشته شوید تا پادشاه جلال داخل شود. این پادشاه جلال کیست؟ خداوند قدیر و جبار، خداوند که در جنگ جبار است!» ( مزامیر ۲۴ : ۷ – ۸ )

این آیات نیز در ارتباط با این کانتکست می‌باشد:

• «خداوند سخن را داده است، ندای پیروزی …» ( ترجمه‌ی آلمانی ) ( مزامیر ۶۸ : ۱۱ )
• «بر اعلی علیین صعود کرده، و اسیران را به اسیری برده‌ای. از آدمیان بخششها گرفته‌ای …» ( مزامیر ۶۸ : ۱۸ )
• «بنابراین می‌گوید: چون او به اعلی علیین صعود نمود، اسیری را به اسیری برد و بخششها به مردم داد.» ( افسسیان ۴ : ۸ )

خداوند و فدیه کننده با همین بانگ ظفر نزول خواهد کرد، با بانگ نافذ و متحکم، و مردگان در مسیح اوّل خواهند برخاست و از این تعجب مکنید زیرا ساعتی می‌آید که در آن جمیع کسانی که در قبور می‌باشند، آواز او را خواهند شنید، و بیرون خواهند آمد، هر که اعمال نیکو کرد، برای قیامت حیات ( قیامت اوّل ) و هر که اعمال بد کرد به جهت قیامت داوری ( قیامت دوّم ) ( یوحنا ۵ : ۲۸ – ۲۹ ؛ مکاشفه ۲۰ : ۱۱ – ۱۵ )

در هنگام صعود او فرشته گفت: «… همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد ( بازگشت ) و به همین طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.» ( اعمال ۱۱ : ۱ ) سپس دروازه‌ها گشوده شده و ما باید به اورشلیم جدید وارد شویم. هللویاه! عروس او اینک خود را مهیا می‌سازد. آمین.

 

چرا؟ ی عظیم

 

برادرانی که تحت تأثیر غلط بوده و یا با دعوت و خدمت من مشکل دارند؛ می‌پرسند: چرا برادر برانهام به وضوح به اسم شما اشاره‌ای نکرد؟ با توجه به نبوتهای کتاب مقدّسی من نمی‌پرسم که: چرا خدا به نام نبی و مهیا کننده‌ی راه در اشعیا ۴۰ : ۳ اشاره‌ای نکرده است؟ این کافی بود که خداوند گفت: «صدای ندا کننده‌ای در بیابان …»

هم چنین در ملاکی باب ۳ تنها بیان می‌کند که: «اینک من رسول خود را خواهم فرستاد و او طریق را پیش روی من مهیا خواهد ساخت …» و اشاره‌ای به نام رسول نشده است.

در مهم‌ترین وعده برای زمان ما، مثلاً در ملاکی ۴ : ۵ – ۶ و نیز در متی ۱۷ : ۱۱ و مرقس ۹ : ۱۲ اشاره‌ای به نام نشده است. خداوند تنها گفت: «اینک من الیاس نبی را نزد شما می‌فرستم تا همه چیز را احیا کند …» تصور کنید، می‌توانست بیان کند: … و نام او ویلیام ماریون برانهام خواهد بود. سپس تمام افراد – حتی مبشرین مشهور دنیا – مجبور بودند که به او ایمان بیاورند. اگر چه، خداوند کسی را مجبور به کاری نمی‌کند. ایمان راستین، یک هدیه‌ی مستقیم از جانب خدا است، مکاشفه‌ای که در ارتباط با یک وعده و تحقق آن می‌باشد. هر کس که نخواهد و یا نتواند که ایمان بیاورد، حتی اگر کسی از مردگان قیام کند نیز ایمان نخواهد آورد، درست به همان صورتی که خداوندمان گفت. ( لوقا ۱۶ : ۲۹ – ۳۱ )

تصور کنید که کتاب مقدّس در متی ۲۴ : ۴۵ – ۴۷ تنها در مورد خادم امین که باید خوراک روحانی را بین تمام خانواده پخش نماید صحبت نمی‌کرد، بلکه نام او را نیز می‌داد. سپس همه، حتی فریب دهندگان، مجبور بودند که به او ایمان بیاورند. زمانی که از جانب دان بابلیتز ( Don Bablitz )که مسئول ترابری ادمونتون بود با این سوال مواجه شدم که در کتاب مقدّس همان گونه که به خدمت برادر برانهام اشاره شده است به خدمت من [ منظور خدمت خود برادر اوالد فرانک می‌باشد – ویراستدار. ] نیز اشاره‌ای شده است؟ با قاطعیت این فکر را رد کردم و پاسخ منفی دادم. امّا ظرف بیست و چهار ساعت خود خداوند پاسخ را فراهم نمود.

یک بار دیگر شهادت می‌دهم که در آن صبح یکشنبه ۱۹ سپتامبر ۱۹۷۶ هنگامی که خورشید طلوع کرده بود صدای نافذ خداوند را در ادمونتون کانادا شنیدم که گفت: خادم من، بر طبق متی باب ۲۴ آیات ۴۵ تا ۴۷ تو را مقدّر نموده‌ام تا خوراک را پخش کنی.

قبل از آن هرگز نه به آن آیات فکر کرده بودم و نه آن را موعظه نموده بودم. هم چنان کلام خداوند در یوحنا ۳ : ۱۶ حقیقت است و آن چه که خداوند گفت تا به ابد معتبر است که «آمین آمین به شما می‌گویم هر که قبول کند کسی را که می‌فرستم، مرا قبول کرده و آن که مرا قبول کند، فرستنده مرا قبول کرده باشد.» ( یوحنا ۱۳ : ۲۰ )

خداوند قیام کرده به رسولان گفت: سلام بر شما باد. «چنان که پدر مرا فرستاد، من نیز شما را می‌فرستم.» ( یوحنا ۲۰ : ۲۱ ) این ادامه‌ی نقشه‌ی نجات بود. پولس که نام او نیز اعلام نشده بود چنان خدمتی به عنوان بخشی از نقشه‌ی نجات داشت. او حتی کلام نبوت اشعیا ۴۹ : ۶ و متی ۱۲ : ۱۷ – ۲۱ که در رابطه با خداوند و نجات دهنده‌ی ما بود را گرفته و بر خود نیز مصداق می‌داد که می‌گوید: «زیرا خداوند به ما چنین امر فرمود که تو را نور امّتها ساختم …» ( اعمال ۱۳ : ۴۷ ) و تا امروز ما هم چنان حامل همان انجیل نجاتی که از او شنیدیم هستیم. ( اول یوحنا ۱ : ۵ ) در تقریباً ۱۵۰ کشوری که من ملاقات کرده‌ام، چندین میلیون نفر این انجیل را از دهان من شنیده‌اند و بسیاری خداوند را ستایش نموده‌اند.

در ابتدای مهم‌ترین باب عهد عتیق در ارتباط با نقشه‌ی نجات چنین بیان می‌شود: «کیست که خبر ما را تصدیق نموده و کیست که ساعد خداوند بر او منکشف شده باشد؟» ( اشعیا ۵۳ : ۱ ) تنها فردی که مردی فرستاده شده از جانب خدا را می‌پذیرد بازوی منکشف شده‌ی خداوند را خواهد دید.

تنها باکره‌های دانا که حقیقتاً از روح‌القدس پُر گشته‌اند و توسط روح هدایت می‌شوند آن چه را که در متی ۲۴ وعده داده شده و توسط برادر برانهام تأیید شده را تا تحقق متی ۲۵ تشخیص می‌دهند. حال، آخرین پیغام پیش می‌رود، آخرین بانگ، یک بانگ بیداری است زیرا تمام باکره‌ها به خواب رفته‌اند. آخرین بانگ در ارتباط با موضوع اصلی است: «اینک داماد می‌آید، به استقبال وی بشتابید.»

«زهی عمق دولتمندی و حکمت و علم خدا! چقدر بعید از غورسی است احکام او و فوق از کاوش است طریقهای وی!» ( رومیان ۱۱ : ۳۳ ) هیچ انسانی هرگز نمی‌تواند به خدا بگوید که چه کاری انجام دهد و یا چگونه انجام دهد.

او ابتدا وعده را می‌دهد، سپس آنها را محقق می‌نماید. هنگامی که زمان تحقق وعده‌ی پیدایش ۱۵ : ۱۳ برای اسرائیل رسید، خدا بر خادم خویش موسی ظاهر شد زمانی که این دوره به پایان رسید خداوند خادم خویش یوشع را به خدمت گماشت. زمانی که خدمت ایلیا به انتها رسید، الیشع آتن را دنبال نمود. همین طور این روند ادامه پیدا کرد. زمانی که خدمت یوحنای تعمید دهنده به کمال رسید، خدمت خداوند ما آغاز شد. زمانی که عمل فدیه به انتها رسید، بنیان کلیسای عهد جدید نهاده شد. پطرس، مَرد ساعت اوّل نیز به خدمت خداوند گماشته شد. سپس دعوت ویژه‌ی پولس رسید، و سرانجام یوحنای رسول مکاشفه‌ی نهایی عیسی مسیح را دریافت نمود. تمام اموری که تا به انتهای عالم باید رخ دهد به او نشان داده شد. فی‌الواقع، او حتی آسمان و زمین جدید را دید.

در چهار انجیل ما همه چیز را از زمان تولد فدیه کننده‌مان تا زمان صعود او به آسمان می‌بینیم. کتاب اعمال رسولان به ما نشان می‌دهد که در کلیسای عیسی مسیح چه واقع شد، چه موعظه شد، تعمید به چه شکلی انجام می‌شد، و تعمید روح‌القدس به چه شکلی تجربه شد. پولس در رساله خویش همه چیز را خواه مربوط به بخش بشارتی، تعلیمی و یا نبوتی نقشه‌ی نجات مکتوب نمود. به فیض خدا، از دوّم آپریل ۱۹۶۲ و در بیش از ۴۷ سال گذشته صادقانه خدمت خویش را به انجام رسانده‌ام.

 

دو شاهد

 

در آغاز، قصد داشتم تا پس از جلسه‌ی برنامه‌ریزی شده در آتلانتا برای دوّمین هفته‌ی سپتامبر ۲۰۰۹، دیداری از جفرسون ویل داشته باشم. امیدوار بودم تا برای کلیسای عیسی مسیح به نتایج مشخصی برسم. می‌خواستم تا بعضی نکات و سوء تفاهمات و شقاقهایی که در سرتاسر دنیا ایجاد شده و بدان هدایت شده بودم را روشن کنم. اندکی قبل از عزیمت من، از طریق یک ایمیل از جفرسون ویل مطلع شدم که دو برادر، بیلی پُل و ژوزف برانهام، در آن روزها در دسترس نیستند. به این ترتیب این دیدار برای من بی‌معنی گردید، هر چند که برادر کالینز من را دعوت نمود.

دو برادری که من را در این سفر همراهی می‌کردند دلسرد نشدند و از آتلانتا به جفرسون ویل عزیمت نمودند. آنان نیز می‌خواستند که مثل دیگران در دهه‌های اخیر، مکانی را که برادر برانهام کلیسای خود را داشت ببینند. چندین سورپرایز در انتظار این برادران بود، بعضی خوشایند و بعضی نیز ناخوشایند.

خوشایندترین آنها این بود که توانستند با برادر فرد سوتمن ( Brother Fred Sothman ) در این کهولت سن هم کلام شوند. زمانی که وی فهمید که آنها از کرفلد می‌آیند فوراً آنها را پذیرفت. بدون این که از او خواسته شود، صمیمانه شهادت داد که در سوّم دسامبر ۱۹۶۲ و در خلال گفتگوی من با برادر برانهام او روی همان صندلی و دور همان میز نشسته بوده است. او کاملاً جزئیاتی را که برادر برانهام در مورد ذخیره سازی خوراک و پس از آن توزیع نمودن خوراک اشاره کرده بود را به خاطر داشت.

او حتی شهادت داده بود که شنیده است که برادر برانهام می‌گوید: برادر فرانک، تا زمان دریافت مابقی خوراک برای پخش آن صبر کن. برای برادران ما، این سخن یک تأیید بود بر شهادت من.

برادر سوتمن حتی به برادران گفته بود که در خلال گفتگویی که من در ژوئن ۱۹۵۸ در دالاس تگزاس با برادر برانهام داشته‌ام حاضر بوده است. او تأیید کرده بود و این کلمات را از برادر برانهام شنیده است: برادر فرانک، شما با این پیغام به آلمان برمی‌گردید. برادران ما عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته بودند. در آن زمان، من به کانادا مهاجرت نموده و هرگز قصد بازگشت به آلمان را نداشتم.

شهادت من در مورد گفتگو با برادر برانهام در آپریل ۱۹۶۳ توسط آلبرت گوتز ( Albert Gotz ) همراه با یک عکس در صفحه‌ی نخست نسخه‌ی آلمانی”ندای شفا”توسط مرکز نشر ( Mehr Licht ) منتشر شد. من نیازی به دفاع از خود ندارم؛ دعوتها منحصراً مسئولیت خداوند می‌باشد. هر کس که نمی‌تواند ایمان بیاورد که نه خدا و نه کتاب مقدّس دعوت نکرده‌اند، انتخاب بر عهده‌ی خود او است. آن چه که خداوند گفت تا ابد معتبر می‌ماند: «… اراده من برقرار خواهد ماند و تمامی مسرت خویش را به جا خواهم آورد.» ( اشعیا ۴۶ : ۱۰ )

 

دو دوره‌ی سی ساله

 

«پس تفکر کنید در او که متحمل چنین مخالفتی بود که از گناهکاران پدید آمد، مبادا در جانهای خود ضعف کرده، خسته شوید.» ( عبرانیان ۱۲ : ۳ )

از سال ۱۹۴۹، دو دوره‌ی سی ساله گذشته است. از لحظه‌ای که نجات کامل را در جماعت Bachstreet در هامبورگ، در پنطیکاست ۱۹۴۹ تجربه کردم، آتش تعمید روح‌القدس من را سوزاند، و محبت خدا که به واسطه‌ی روح‌القدس در من ریخته شد، بر طبق کلام خداوندمان که «… شاهدان من خواهید بود …» من را بر این امور برانگیخت. از آن لحظه به بعد این افتخار را داشته‌ام که بدون توقف و مداوم خداوند و نجات دهنده‌ی خود را خدمت کنم. در سال ۱۹۵۹ شروع به ترجمه موعظه‌های برادر برانهام نمودم، با وجود این که یک شغل داشتم و خدمت به خداوند نیازمند بیشتر وقتهای من بود. سال ۱۹۶۴ سالی بود که اوّلین سفر میسیونری خود را به هندوستان انجام دادم و در راه بازگشت این فرصت را یافتم تا از اسرائیل دیدن کنم. از سال ۱۹۶۸ به بعد نیز به طور منظم از کشورهای اروپای شرقی و هم چنین اتحاد جماهیر شوروی بازدید نمودم و تا ۱۹۷۹ در ۸۶ کشور موعظه نمودم.

در طول سالهای پُر برکت دهه‌ی هفتاد، توانستیم قطعه زمینی به مساحت ۱۰۰۰۰۰ متر مربع را خریداری کنیم که متعاقباً در آن کلیسای محلی و دو ساختمان میسیونری که محل دفاتر و مهمانان می‌باشد را بنا نمودیم. از سال ۱۹۶۸ تا ۱۹۷۸ رادیو الوگزامبورگ پخش هفتگی موعظات بیست دقیقه‌ای را تسهیل نمود که در پی آن این موعظه‌ها به خواهران و برادران آلمانی زبان در شرق و غرب اروپا رسید و واعظانی از ۳۳ کشور در کنفرانسهای بین‌المللی ما شرکت کردند.

در حقیقت، در سال ۱۹۷۹ می‌توانستم به دوره‌ی سی ساله‌ی پُر برکت گذشته نظر کنم. سپس، اگر چه، تمام نیروهای جهنم، قصد تخریب من، کلیسای محلی و عمل این خدمت جهانی را داشتند. برای برخی جانهای بیچاره این سال، سالی شوم با عواقبی ابدی بود.

آن چه که من بدان توجهی نداشتم چیزی بود که خداوند در متی ۱۶ بعد از عبارت «… کلیسای خود را بنا می‌کنم …» گفت بود که «… و ابواب جهنم بر آن استیلا نخواهند یافت …»

حال که خداوند یک بار دیگر در حال بنای کلیسای خویش بر پایه‌ی اصلی می‌باشد، چنان که پولس گفت: «بر بنیاد انبیاء و رسولان بنا شده‌اید …» دشمن چیزی را بیش از تخریب کامل آن خواستار نیست. اگر چه، او نتوانسته و هرگز نخواهد توانست بر کلیسا مستولی گردد. این همان دوره‌ی زمانی آخر است که شیطان مستقیماً در برابر زن – کلیسا – که در حال به دنیا آوردن فرزند نرینه – کسانی که غالب آمده‌اند – که در ربوده شدن به بالا برده می‌شود، می‌ایستد. ( مکاشفه ۱۲ ) عیسی پیروز است و همیشه پیروز خواهد بود و همه‌ی دختران و پسران حقیقی خدا بر آن مدعی برادران غالب آمده و بزرگ‌ترین وعده را تجربه خواهند نمود. ( مکاشفه ۳ : ۲۰ )، «… تا جایی که من می‌باشم شما نیز باشید …» ( یوحنا ۱۴ : ۳ )

در خصوص سی سال گذشته، من مستقیماً نگاهم به فدیه کننده‌ی خویش می‌باشد. او خدمت خویش را در سی سالگی آغاز نمود. ( لوقا ۳ : ۲۳ ) تا بر طبق نقشه‌ی نجات حامل خدمت خویش باشد و ناعادلانه به او برچسب زنازادگی زده شد.

آیا این واقعاً لازم بوده است که یک نفر بپرسد که مریم نامزد بوده است، این چنین امکان بدگمانی پدید آمده است که شاید چنین چیزی رخ دهد؟ بدترین بخش این است که برخی فکر می‌کردند که او از یوسف است و برخی بر این باور بودند که او از یک لژیونر رومی است. تنها ایمانداران راستین می‌دانستند که او که بود و که هست: تویی مسیح پسر خدای زنده. حقیقتاً … جسم و خون این را بر تو کشف نکرده، بلکه پدر من که در آسمان است. و هر چیزی که از جانب خدا است بر اساس مکاشفه انجام می‌شود.

زمانی که کاتبان به خداوند گفتند: «… ما از زنا زاییده نشده‌ایم …» او پاسخ گفت: «… شما از پدر خود ابلیس می‌باشید …» ( یوحنا ۸: ۴۱ – ۴۴ ) هیچ چیز بدتر از این نیست که تصور شود که یک مرد خدا از زنا متولد شده و یا در زنا زیست می‌کند. این تنها توسط کاتبان و فریسیان انجام می‌شود که پدرشان ابلیس است. داوود می‌توانست به زنا متهم شود ولی ابراهیم نه، موسی نه، و هم چنین من نیز نه.

این که در تمام دنیا به بدترین شکل ممکن بدنام شوید و برچسب فریبکار که خدمت خود را از دست داده است به شما زده شود بسیار آزار دهنده است. از چه زمانی خدا یک دعوت را پس می‌گیرد؟ اگر چه، حال به خاطر می‌آورم که این نیز باید بر خادم محقق شود درست همان گونه که به خداوند ما می‌گفتند: «و در میان مردم درباره او همهمه بسیار بود. بعضی می‌گفتند که مردمی نیکو است و دیگران می‌گفتند که نی بلکه گمراه کننده‌ی قوم است.» وقتی که با یک خادم مانند ارباب رفتار می‌شود، پس باید از آن خشنود باشد، هر چند که بعلزبول خوانده شود و دشمنان وی اهل خانه‌اش باشند. ( متی ۱۰: ۲۱ – ۴۲ ) همان گونه که فدیه کننده بود، به همین صورت انبیاء و رسولان نیز همیشه هدف شیطان بوده‌اند. من نیز از این قائده نمی‌توانم مستثنی باشم، بنابراین، این یک نشانه‌ی خوب است. خداوند به کسانی که به عنوان خادم می‌فرستاد چنین می‌گفت: «به خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم: غلام بزرگتر از آقای خود نیست، اگر مرا زحمت دادند شما را نیز زحمت خواهند داد؛ اگر کلام مرا نگاه داشتند، کلام شما را هم نگاه خواهند داشت.» ( یوحنا ۱۵ : ۲۰ ) پولس نیز این را تجربه کرد: «به عزت و ذلت و بدنامی و نیکنامی؛ چون گمراه کنندگان و اینک راستگو هستیم …» ( دوم قرنتیان ۶ : ۸ )

در دوم قرنتیان باب ۱۱، از این در هراس است که ابلیس بدخواهانه ایمانداران را مانند حوا فریب دهد. حتی امروز نیز کسانی هستند که به کلام زنی که توسط دشمن اغوا شده است گوش می‌دهند و از لبان آنها تنها آیات نابود شده‌ی کلام پدیدار می‌گردد ( اول تیموتاؤس ۲ : ۱۱ – ۱۴ ) و هر نقل قولی که او ( زن ) بیان می‌دارد، دیگر افراد تشخیص خواهند داد که کلام خدا در دهان خادم خدا راست و حقیقت است. ( اول پادشاهان ۱۷ : ۲۴ )

من همه چیز را به عهده‌ی او ( خداوند ) می‌گذارم که به عدالت قضاوت می‌کند. تنها یک آرزو دارم و آن این است که بتوانم تا آخرین نفس حامل پیغام الهی انجیل تام باشم. در شصت سال گذشته این زندگی من برای خداوند عزیزم بوده است و باید تا زمان آماده شدن کلیسای عروس برای ملاقات با داماد بدین صورت باشد.

من این را در ژانویه ۱۹۸۱ و هنگامی که از جسم خارج شده و ربوده شدن را تجربه نمودم، دیدم، – گروهی عظیم که همه جوان و ملبس به لباسهای سفید بودند – به بالا برده خواهند شد. این برای کسانی که تنها به یک نبی وصل نبودند، بلکه برای تمام ابدیت به خدا وصل بوده‌اند دارای ارزش است. هدف نزدیک است. ماران آتا!

شکرگزار این کلام نبوت هستیم که مثل چراغی درخشنده در مکان تاریک است. ( دوم پطرس ۱ : ۱۹ ) هیچ کس از روز و ساعت خبر ندارد، ولی آیات و نشانه‌های زمان با زبانی واضح سخن می‌گویند. خداوند درک و فیض خود را برای مهیا بودن به سبب بازگشت قریب‌الوقوع عیسی مسیح خداوند ما به ما ارزانی بدارد. «چون که به این اعتماد دارم که او که عمل نیکو را در شما شروع کرد، آن را تا روز عیسی مسیح به کمال خواهد رسانید …» ( فیلیپیان ۱ : ۶ )

 

ایالات متحده اروپا

 

«لکن انتهای همه چیز نزدیک است. پس خرد اندین و برای دعا هوشیار باشید. و اوّل همه با یکدیگر به شدت محبت نمایید زیرا که محبت کثرت گناهان را می‌پوشاند.» ( اول پطرس ۴ : ۷ – ۸ )

از اوّل دسامبر ۲۰۰۹، پرچم اروپایی بر فراز ۲۹ کشوری که هم اکنون بخشی از اتحادیه اروپا هستند به اهتزاز درآمده است. تفسیر مقام پاپی از زن با تاجی از ۱۲ ستاره در مکاشفه ۱۲، مریم بوده و اتحادیه اروپا را تحت نفوذ کلیسای کاتولیک رومی وقف قلب روحانی ملکه اروپا نموده است و به این دلیل است که پرچم اروپا ۱۲ ستاره دارد.

ما در پایان دوره‌ی زمان آخر هستیم و شاهد نبوتهای کتاب مقدّسی در مورد آخرین امپراطوری دنیا هستیم. اوّلین رئیس شورای اروپایی، هرمان فان رومپوی ( Herman Van Rompuy ) انتخاب شده است. سیاستهای اروپایی و جهانی، هم چنان توسط یسوعین که به پاپ وفادار هستند تصمیم‌گیری خواهد شد. نقش رهبری توسط ضد مسیح و نبی کاذب تا تحقق این کلام ادامه خواهد داشت: «و وحش گرفتار شد و نبی کاذب با وی که پیش از او معجزات ظاهر می‌کرد تا به آنها آنانی را که نشان وحش را دارند و صورت او را می‌پرستند، گمراه کند. این هر دو، زنده به دریاچه آتش افروخته شده به کبریت انداخته شدند.» ( مکاشفه ۱۹ : ۲۰ )

برای زمان حاضر، این کلام در حال تحقق است: «و قوت او عظیم خواهد شد، لیکن نه از توانایی خودش و خرابیهای عجیب خواهد نمود و کامیاب شده ( موافق رأی خود ) عمل خواهد نمود ( از طریق معاهده‌ی صلح با اسرائیل دانیال ۹ : ۲۷ ) و عظما و قوم مقدّسان را هلاک خواهد نمود.» ( دانیال ۸ : ۲۴ )

• «و سلطنت چهارم مثل آهن قوی خواهد بود زیرا آهن همه چیز را خرد و نرم می‌سازد، پس چنان که آهن همه چیز را نرم می‌کند، هم چنان آن نیز خرد و نرم خواهد ساخت.» ( دانیال ۲ : ۴۰ )
• «آنگاه آرزو داشتم که حقیقت را درباره وحش چهارم که مخالف همه دیگران و بسیار هولناک بود و دندانهای آهنین و چنگالهای برنجین داشت و سایرین را می‌خورد و پاره پاره می‌کرد و به پایی‌های خود پایمال می‌نمود بدانم …» ( دانیال ۷ : ۱۹)
• «پس او چنین گفت: وحش چهارم سلطنت چهارم بر زمین خواهد بود و مخالف همه سلطنتها خواهد بود و تمامی جهان را خواهد خورد و آن را پایمال نموده، پاره پاره خواهد کرد …» ( دانیال ۷ : ۲۳ )

هر کس که به خواندن ادامه دهد متوجه می‌شود که در آن زمان خدای آسمان ملکوت خود را بر روی زمین برقرار می‌سازد و ملکوت و سلطنت و حشمت مملکتی که زیر تمامی آسمانها است به قوم مقدّسان حضرت اعلی داده خواهد شد که ملکوت جاودانی است و جمیع ممالک او را عبادت و اطاعت خواهند نمود. ( دانیال ۷ : ۲۷ )

بله، هر آن چه که خدا در کلام خویش برای زمان ما پیشگویی نموده است در حال رخ دادن است و ما نسلی هستیم که آن را تجربه می‌کنیم. ما مسن‌ترها در ۹ نوامبر ۱۹۳۸ زمانی که تمام کنیسه‌های یهودی به آتش کشیده شد که سرآغازی بود بر هولوکاست، شاهد Reichskristallancht بوده‌ایم. ما گردهم آمدن دوازده قبیله اسرائیل از بین حدود ۱۵۰ کشور مختلف را با بن گوریون [ اوّلین نخست وزیر اسرائیل ۱۹۷۳ – ۱۹۸۶ – مترجم. ] دیده‌ایم. بعد از جنگ جهانی دوّم ما شاهد احداث دیوار برلین در ۱۹۶۱ و تقسیم شدن آن به دو بخش شرقی و غربی بوده‌ایم. سپس سقوط آن دیوار در ۹ نوامبر ۱۹۸۹ را مشاهده کرده‌ایم. یکپارچه سازی و اتحاد اروپا براساس معاهدات کلیسای رومی در مارس ۱۹۵۷ و تحقق پیمان لیسبون از سپتامبر ۲۰۰۷ به یک حقیقت بدل گشته است. حال ما شاهد دعوت به یک قدرت جهانی برای یک حکومت جهانی هستیم. امّتها و ادیان در حال اتحاد تحت نفوذ روم هستند و جهانی سازی در حال اجرا است. تمام اجتماعات بین‌المللی در همین راستا است، درباره‌ی تغییرات آب و هوایی با منابع طبیعی، در حقیقت مسئله در تمامی سطوح انتظار و اشتیاق صلح در میان تمام امّتها می‌باشد. ( اول تسالونیکیان ۵ : ۳ ) زمانی که به زبان نمادین کتاب مقدّس نگاه می‌کنیم، کلیسای مرتد به عنوان فاحشه‌ی بزرگ سوار بر وحش است – قدرت روحانی هر دو افسار را در دست خویش دارد و سوار بر قدرت سیاسی می‌باشد. ( مکاشفه ۱۷ ) تمام راهها به روم ختم می‌شود؛ تنها یکی به خارج منتهی می‌شود.

ما نیازی به پیشگویی بیشتری در ارتباط با آن چه در آینده بسیار نزدیک واقع می‌شود نداریم. ما سرانجام و وقایع نهایی را در کتاب مقدّس داریم. خداوند ما سه بار گفت: «و هم چنین شما نیز چون این همه را ببینید، بفهمید نزدیک بلکه بر در است.» ( متی ۲۴ : ۳۳ ؛ مرقس ۱۳ : ۲۹ ؛ لوقا ۲۱ : ۳۱ )

 

سفرهای میسیونری در سال ۲۰۰۹

 

گزارشهای اینترنتی نشان می‌دهد که از ژانویه تا نوامبر ۲۰۰۹ من در ۸۸ پرواز با لوفتانزا و Swissstar Alliance بوده‌ام که این بدون احتساب دیگر خطوط هوایی است و باعث شگفتی من است. خداوند این امکان را مهیا نمود تا بتوانم کلام پُر بهای او را در این سال در ۲۱ کشور اعلان کنم که شش کشور را برای اوّلین بار بود که می‌دیدم و این یکی از پُر برکت‌ترین سالها بود و میوه‌های بسیاری را برای ابدیت به ثمر آورد.

 

سرانجام سال ۲۰۰۹ و نگاهی به آینده در ۲۰۱۰

 

خداوند و نجات دهنده‌ی محبوب،
عهدی را که با ما بستی به خاطر بیاور
خونی را که برای ما ریختی به یادآوری
وعده‌ای را که به ما دادی به خاطر بیاور،
تحقق آنها را به خاطر بیاور تا به ما حیات بخشد.

ما به مهم‌ترین دوره‌ی زمانی در تاریخ بشر و نقشه‌ی نجات رسیده‌ایم. به دانیال نبی فرمان داده شد: «امّا تو ای دانیال کلام را مخفی دار و کتاب را تا زمان آخر مُهر کن. بسیاری به سرعت تردد خواهند نمود و علم افزوده خواهد گردید.» ( دانیال ۱۲ : ۴ ) حال زمان آخر است و کتاب ممهور، گشوده شده است. یوحنای رسول این شهادت را داد و ما آن را تجربه کرده‌ایم:

• «خوشا به حال کسی که می‌خواند و آنانی که می‌شنوند کلام این نبوت را، و آن چه در این مکتوب است نگاه می‌دارند، چون که وقت نزدیک است.» ( مکاشفه ۱ : ۳ )
• «… گریان مباش! اینک آن شیری که از سبط یهود و ریشه داوود است، غالب آمده است تا کتاب و هفت مُهرش را بگشاید.» ( مکاشفه ۵ : ۵ )
• «اینک به زودی می‌آیم. خوشا به حال کسی که کلام نبوت این کتاب را نگاه دارد.» ( مکاشفه ۲۲ : ۷ )
• «روح و عروس می‌گویند بیا و هر که می‌شنود بگوید بیا هر که تشنه باشد، بیاید و هر که خواهش دارد از آب حیات بی‌قیمت بگیرد.» ( مکاشفه ۲۲ : ۱۷ )
• «او که بر این امور شاهد است، می‌گوید: بلی، به زودی می‌آیم، آمین بیا ای خداوند عیسی!» ( مکاشفه ۲۲ : ۲۰ )

 

آن چه خداوند انجام داده است

 

خداوند مهربان را برای برگزاری جلسات در اوّلین هفته‌ی هر ماه که البته در آلمان برگزار می‌شود، هدایت نموده است شکر می‌کنیم. این جلسات هم زمان به دوازده زبان مختلف ترجمه شده و روی اینترنت ارسال می‌شود و بدین ترتیب در تمام دنیا قابل شنیدن هستند. هر بار بیش از ۴۵۰ کاربر به صورت آنلاین از این موعظات استفاده می‌کنند.

اگر بخواهید به صورت آنلاین به این جلسات گوش کنید، می‌توانید به وب سایت ما به آدرس www.Freie – Volksmission.de مراجعه کنید و بر روی گزینه ی live services کلیک کنید و با انتخاب ویدئو و یا صدا، زبان متناظر را انتخاب نمایید. در اوّلین هفته‌ی هر ماه پخش جلسه در روز شنبه از ساعت ۰۰ : ۱۹ و صبح روز یکشنبه از ساعت ۳۰ : ۹ صبح آغاز می‌شود.

جلسه‌ی پایان سال در زوریخ همراه با شام خداوند و پذیرایی مختصر در ۲۷ دسامبر ۲۰۰۹ ساعت ۰۰ : ۱۴ در تالار کنفرانس در Volkshaus واقع در Helvetiaplatz برگزار می‌شود.

در کرفلد ما روال اوّلین هفته‌ی هر ماه را ادامه می‌دهیم. اوّلین جلسه‌ی سال جدید در روز شنبه ۲ ژانویه ۲۰۱۰ ساعت ۳۰ : ۱۹ و یکشنبه ۳ ژانویه ۲۰۱۰ ساعت ۰۰ : ۲۲ برگزار خواهد شد.

مثل همیشه در خواست می‌کنیم تا از قبل ثبت نام کنید تا بتوانیم برای پذیرایی و اسکان بهتر برنامه‌ریزی کنیم.

از صمیم قلبم، می‌خواهم از تمام شما عزیزانی که من و این خدمت را در دعاهای خود به یاد می‌آورید و از حمایتهای شما تشکر کنم. آرزوی برکت سرشار خداوند در سال ۲۰۱۰ را برای تکاتک شما دارم.

دانلود نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۹
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد