نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۸ برادر اوالد فرانک ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۸ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۸

 

«عیسی مسیح دیروز، امروز و تا ابدالآباد همان است.» ( عبرانیان ۱۳ : ۸ )
نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۸

با این آیات صمیمانه‌ترین درودهای خود را در اقتدار نام خداوند و نجات دهنده‌مان عیسی مسیح به تمام خواهران و برادران در سرتاسر دنیا تقدیم می‌کنم. «چنان که ما را پیش از بنیاد عالم در او برگزید تا در حضور او در محبت مقدّس و بی‌عیب باشیم. که ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم به وساطت عیسی مسیح بر حسب خشنودی اراده خود، برای ستایش جلال فیض خود که ما را به آن مستفیض گردانید در آن حبیب، که در وی به سبب خون او فدیه یعنی آمرزش گناهان را به اندازه دولت فیض او یافته‌ایم که آن را به ما به فراوانی عطا فرمود در هر حکمت و فطانت. چون که سرّ اراده خود را به ما شناسانید، بر حسب خشنودی خود که در خود عزم نموده بود، برای انتظام کمال زمانها تا همه چیز را خواه آن چه در آسمان و خواه آن چه بر زمین است، در مسیح جمع کند، یعنی در او. که ما نیز در وی میراث او شده‌ایم، چنان که پیش معین گشتیم بر حسب قصد او که همه‌ی چیزها را موافق رای اراده‌ی خود می‌کند. تا از ما که اوّل امیدوار به مسیح می‌بودیم، جلال او ستوده شود. و در وی شما نیز چون کلام راستی، یعنی بشارت نجات خود را شنیدید، در وی چون ایمان آوردید، از روح قدّوس وعده مختوم شدید که بیعانه میراث ما است برای فدای آن ملک خاص او تا جلال او ستوده شود.» ( افسسیان ۱ : ۴ – ۱۴ )

پولس رسول با این کلمات به عمق نقشه‌ی نجات خدا اشاره می‌کند. تمام پسران و دختران خدا، از پیش در ازل تعیین شدند تا جلال او را ببینند.

در این شرح تأکید می‌کنم که کلیسای عیسی مسیح از بین تمامی امّتها فرا خوانده شده است. نقشه‌ی نجات با ابراهیم که به عنوان بنیاد وعده‌ها می‌باشد، آغاز شد. مثل همیشه با ذکر شماری از آیات برای هر موضوعی که مطرح شده است به جایگاه کتاب مقدّسی آنها نگاهی می‌کنیم:

• «و برکت دهم به آنانی که تو را مبارک خوانند، و لعنت کنم به آن که تو را ملعون خواند و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت.» ( پیدایش ۱۲ : ۳ )
• «و عهد خویش را در میان خود و تو خواهم بست، و تو را بسیار بسیار کثیر خواهم گردانید آنگاه ابرام به روی در افتاد و خدا به وی خطاب کرده گفت: امّا من اینک عهد من با تو است و تو پدر امّتهای بسیار خواهی بود.» ( پیدایش ۱۷ : ۲ – ۴ )
• «و خداوند گفت: آیا آن چه من می‌کنم از ابراهیم مخفی دارم؟ و حال آن که از ابراهیم هر آینه امّتی بزرگ و زورآور پدید خواهد آمد، و جمیع امّتهای جهان از او برکت خواهند یافت. زیرا او را می‌شناسم که فرزندان و اهل خانه خود را بعد از خود امر خواهد فرمود تا طریق خداوند را حفظ نمایند، و عدالت و انصاف را به جا آورند، تا خداوند آن چه را به ابراهیم گفته است، به وی برساند.» ( پیدایش ۱۸ : ۱۷ – ۱۹ )

در تمامی موارد مذکور نبوتها اشاره به عیسی مسیح دارند – نسل ابراهیم – ( متی ۱ : ۱ ؛ غلاطیان ۳ : ۱۶ ) و نیز تمامی آنانی که در مسیح هستند. ( غلاطیان ۳ : ۲۹ )

در روز پنطیکاست مردمی از هفده ملیّت مختلف گردهم آمدند تا اوّلین موعظه پطرس رسول را بشنوند. ( اعمال ۲ : ۱ – ۱۲ ) پطرس رسول در دوّمین خطابه خود گفت:

«شما هستید اولاد پیغمبران و آن عهدی که خدا با اجداد ما بست، وقتی که به ابراهیم گفت: از ذریّت تو جمیع قبایل زمین برکت خواهند یافت.» ( اعمال ۳ : ۲۵ )

پولس رسول نیز در تأیید، چنین می‌گوید: «و از این جهت از ایمان شد تا محض فیض باشد تا وعده برای همگی ذریّت استوار شود نه مختص به ذریّت شرعی بلکه به ذریّت ایمانی ابراهیم نیز که پدر جمیع ما است، ( چنان که مکتوب است که تو را پدر امّتهای بسیار ساخته‌ام ) در حضور آن خدایی که به او ایمان آورد که مردگان را زنده می‌کند و ناموجودات را به وجود می‌خواند.» ( رومیان ۴ : ۱۶ – ۱۷ ) در غلاطیان ۳ : ۸ پولس رسول مجدداً بر این امر تأکید می‌کند:

«و کتاب چون پیش دید که خدا امّتها را از ایمان عادل خواهد شمرد، به ابراهیم بشارت داد که جمیع امّتها از تو برکت خواهند یافت.»

همان گونه که در گذشته خداوند ۱۲ سبط اسرائیل را توسط ابراهیم، اسحاق و یعقوب به عنوان قوم زمینی برگزید که به آنها وعده‌ی سرزمین موعود را داد، امروز نیز ما وعده‌های مربوط به کلیسای برگزیده‌ی خدا را که متشکّل از تمامی قومها است دریافت می‌کنیم، که این وعده‌ها از پیش برای اورشلیم جدید تعیین شده‌اند. اورشلیم و کوه صهیون منتخب خدا برای اسرائیل است که همیشگی و تغییر ناپذیر می‌باشد.

«زیرا آنانی را که از قبل شناخت، ایشان را نیز پیش معین فرمود تا به صورت پسرش متشکل شوند تا او نخست‌زاده از برادران بسیار باشد. و آنانی را که از قبل معین فرمود، ایشان را هم خواند و آنانی را که خواند ایشان را نیز عادل گردانید و آنانی را که عادل گردانید، ایشان را نیز جلال داد.» ( رومیان ۸ : ۲۹ – ۳۰ ) یعقوب رسول نقشه‌ی نجات را در خصوص کلیسای عهد بدین شکل بیان می‌کند:

«شمعون بیان کرده است که چگونه خدا اوّل امّتها را تفقّد نمود تا قومی از میان ایشان به نام خود بگیرد و کلام انبیاء در این مطابق است چنان که مکتوب است که بعد از این رجوع نموده، خیمه داوود را که افتاده است باز بنا می‌کنم و خرابیهای آن را باز بنا می‌کنم و آن را برپا خواهم کرد. تا بقیه مردم طالب خداوند شوند و جمیع امّتهایی که بر آنها نام من نهاده شده است.» ( اعمال ۱۵ : ۱۴ – ۱۷ ) پولس یک بار دیگر در این مورد چنین می‌گوید:

«زیرا ای برادران نمی‌خواهم شما از این سرّ بی‌خبر باشید که مبادا خود را دانا انگارید که مادامی که پُری امّتها در نیاید، سخت دلی بر بعضی از اسرائیل طاری گشته است. و هم چنین همگی اسرائیل نجات خواهند یافت. چنان که مکتوب است که: از صهیون نجات دهنده‌ای، ظاهر خواهد شد و بی‌دینی را از یعقوب خواهد برداشت؛ و این است عهد من با ایشان در زمانی که گناهانشان را بردارم.» ( رومیان ۱۱ : ۲۵ – ۲۷ )

خداوند اسرائیل را برگزید تا قوم میراث او باشند. ( یوئیل ۳ : ۲ ) و مردم اسرائیل را تا پسر نخست‌زاده او باشند. ( خروج ۴ : ۲۲ – ۲۳ ) و بعد از قرن نوزدهم اسرائیل همان طور که خدا به آنها وعده داده بود به سرزمین مادری خود بازگشت نمودند.

«زیرا خداوند بر یعقوب ترحّم فرموده، اسرائیل را بار دیگر خواهد برگزید و ایشان را در زمینشان آرامی خواهد داد. و غربا با ایشان ملحق شده، با خاندان یعقوب ملصق خواهند گردید.» ( اشعیاء ۱۴ : ۱ )

«بلکه قسم به حیات یهوه که ذریّت خاندان اسرائیل را از زمین شمال و از همه زمینهایی که ایشان را به آنها رانده بودم بیرون آورده، رهبری نموده است و در زمین خود ساکن خواهند شد.» ( ارمیا ۲۳ : ۸ )

در ادامه مقاطعی در گذشته نزدیک که اهمیت به سزایی در اسرائیل دارند را می‌بینیم:

• ۱۹۱۷ – ۱۹۲۲: بازسازی کشور فلسطین به عنوان سرزمین ملی یهودیان در پی بیانیه بالفور در سال ۱۹۱۷.
• ۱۹۲۲ – ۱۹۴۸: دولت بریتانیا مسئول آن بخش از فلسطین بود که Transjordan نامیده می‌شد.
• ۱۹۴۸ – ۱۹۶۷: در ۱۴ می ۱۹۴۸ دیوید بن گورین کشور اسرائیل را اعلام نمود.
• ۱۹۶۷ – تا امروز: بعد از وقوع جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ این سرزمین دوباره مرزبندی شد که تا امروز وجود دارد. اگر آنها به این تقسیم اراضی ادامه دهند از اسرائیل چه باقی خواهد ماند؟

در تاریخ ۳۰ دسامبر ۱۹۹۳ معاهده‌ای بین اسرائیل و واتیکان، که شامل ۱۵ فصل از مکاتبات دو هیئت نماینده، ۹ نماینده از هر طرف بود، به امضاء رسید، این دو گروه در پایان سال ۲۰۰۸ نیز برای گفتگو پیرامون این موضوع گرد هم آمدند، که این مذاکرات همچنان در تمامی رده‌ها در حال پیگیری است.

به موازات فراخوان و گرد هم آیی قوم جسمانی خدا در سرزمینی که به آنها وعده داده شده، فراخوان کسانی که به کلیسای عیسی مسیح متعلّقند و در بین امّتها پراکنده هستند طبق کلام خدا در حال شکل‌گیری است. خدا با اسرائیل نقشه‌ای دارد، و نقشه‌ای با کلیسا.

اینک در زمان فیض، نسل روحانی ابراهیم این پیغام الهی را خواهند پذیرفت:

«تا برکت ابراهیم در مسیح عیسی بر امّتها آید و تا وعده روح را به وسیله ایمان حاصل کنیم.» ( غلاطیان ۳ : ۱۴ ) تنها ایشان آخرین ندا را خواهند شنید: «زیر یوغ ناموافق با بی‌ایمانان مشوید، زیرا عدالت را با گناه چه رفاقت و نور را با ظلمت چه شراکت است؟» ( دوم قرنتیان ۶ : ۱۴ ) عروس برّه از میان کلیسا بیرون خواهد آمد. آنانند چیره شدگان و باکره‌های دانا که با روح‌القدس هدایت و لمس شده و مُهر شده‌اند تا روز رستگاری ایشان. ( افسسیان ۱ : ۱۳ )

خدا ابتدا ۱۴۴۰۰۰ نفر از قبیله اسرائیل را فرا خواهد خواند. ( مکاشفه ۷ ) که در کوه صهیون گرد آمده‌اند. ( مکاشفه ۱۴ ) پیش از آن که خود را بر تمام اسرائیل آشکار کند. ( مکاشفه ۱۱ : ۱۵ ) و پادشاهی او آنجا بر کوه صهیون در اورشلیم تا انقضاء عالم خواهد بود.

 

پیغام کتاب مقدّسی زمان آخر؛ کلام خدا تا ابد باقی است.

 

از این به بعد دیگر مانند بسیاری، از عبارت پیغام زمان آخر استفاده نخواهم کرد و در عوض از پیغام کتاب مقدّسی زمان آخر که منحصراً بر اساس کلام خدا بنا شده است استفاده خواهم کرد که بسیاری از اوقات به اندازه کافی به آن توجه نمی‌شود. زیرا خدا تنها زمانی که در کلام خود وعده‌ای را داده باشد، تا تحقق آن در زمان معیّن، از آن محافظت می‌کند. در ظهور اوّلیه‌ی مسیح، بیش از ۱۰۰ نبوّت کتاب مقدّسی تحقق پیدا کرد؛ در ۲۴ ساعت قبل و هم زمان با مصلوب شدن عیسی هم، ۲۴ نبوّت به تحقق پیوست. برادر برانهام به ۱۷ مورد از آنها در موعظه خود ( آشکاری وقایع امروز توسط نبوّت ) که در ۶ دسامبر ۱۹۶۵ ایراد کرده اشاره نمود که ما باید خیلی جدّی به این موارد فکر کنیم. مادامی که کاتبان، نبوّتهای کتاب مقدّس را به دلخواه خویش تفسیر کردند و مردم را از معنای واقعی و حقیقت آن دور کردند، در نتیجه قوم خدا حقیقت و تحقق آن را تشخیص ندادند و بزرگ‌ترین روزهای ملاقات با خدا را از دست دادند. تفاسیر انسانی، یکی از راههای شیطان برای گمراهی اسرائیل بود و امروزه نیز در کلیسا چنین است، برای این که بین انسان و خدا مانعی است تا انسان نتواند تحقق نبوّتهای کتاب مقدّس را تشخیص دهد. پولس رسول در مورد جایگاه نبوّتی کلام چنین می‌نویسد:

«زیرا که اوّل به شما سپردم، آن چه نیز یافتم که مسیح برحسب کتب در راه گناهان ما مُرد، و این که مدفون شد و در روز سوّم بر حسب کتب برخاست.» ( اول قرنتیان ۱۵ : ۳ – ۴ )

هر چیزی که ما به آن ایمان داریم و آن را تعلیم می‌دهیم باید وعده آن در کتب مکتوب باشد و یک شهادت متناظر با آن در کلام وجود داشته باشد تا هر کس مطیع رأی و کلام خدا باشد، به خصوص خدمت برادران. در این زمان این کافی نیست که ما برادر برانهام و خدمت او را مرجع قرار دهیم، بدون توجه به این نکته که کتاب مقدّس چه می‌گوید. این غیر ممکن است که پیغام کتاب مقدّسی زمان آخر را از کتاب مقدّس جدا کرد و هر آن کس که این کار را انجام دهد زیر لعنت شخصی است که انجیلی دیگر و عیسی دیگری را موعظه می‌کند. ( غلاطیان باب۱ ) و تحت تسلّط روح دیگری است. ( دوم قرنتیان ۱۱ : ۱ – ۴ )

بعد از قیام، خداوند ما خود را به شاگردان و کسانی که با آنها بودند آشکار کرد و بر آن چه که مکتوب بود تاکید کرد. «و در آن وقت ذهن ایشان را روشن کرد تا کتب را بفهمند و به ایشان گفت: بر همین منوال مکتوب است و بدین طور سزاوار بود که مسیح زحمت کشد و روز سوّم از مردگان برخیزد.» ( لوقا ۲۴ : ۴۵ – ۴۶ )

این یکی از مهم‌ترین شهادتهای کلام خدا است که خدا، تنها ذهن آنانی را روشن کرد که کتب را بفهمند، که این آمادگی را برای شنیدن آن چه خداوند در آنجا می‌گفت داشتند و این تا امروز ادامه دارد. تنها زمانی که یک نفر به آن چه کلام خدا می‌گوید و تعلیم می‌دهد ایمان می‌آورد، قیام مسیح ذهن او را باز می‌کند تا تحقق تمامی وعده‌هایی که داده بود را ببیند. این در مورد خدمت برادر برانهام نیز صدق می‌کند. همان طور که او خدمتی مانند خدمت یوحنای تعمید دهنده را انجام داد. همه می‌دانند که یوحنای تعمید دهنده بر طبق اشعیاء ۴۰ : ۳ و ملاکی ۳ : ۱ پیش‌رو خداوند ما بود که این خدمت در متی ۱۱ : ۷ – ۱۵ و مرقس ۱ : ۱ – ۳ به تأیید رسیده است. خدمت یوحنای تعمید دهنده در جایگاه کتاب مقدّسی آن و درست در آغاز عهد جدید قرار داشت.

کتاب مقدّس چه پیشگویی را برای کلیسا و زمان آخر یعنی زمانی که ما در آن زندگی می‌کنیم اختصاص داده است؟ در پایان روز نجات. ( دوم قرنتیان ۶ : ۲ و اشعیاء ۴۹ : ۶ – ۸ ) و قبل از روز عظیم و مهیب خداوند. ( دوم پطرس ۳ : ۱۰ ) چه چیز به وقوع خواهد پیوست؟ ما باید در نظر داشته باشیم که این تنها وعده‌های خدا هستند که عملی خواهند شد، نه آرزوها و تصورات ما. او در ملاکی ۴ : ۵ وعده فرستادن ایلیا نبی را قبل از وقوع روز عظیم خداوند داده است. خداوند ما این وعده را در متی ۱۷ : ۱۱ به تأیید رسانید: «او در جواب گفت: البته الیاس می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود.»

تأیید بعدی را می‌توان در مرقس ۹ : ۱۲ پیدا کرد: «او در جواب ایشان گفت که الیاس البته اوّل می‌آید و همه چیز را اصلاح می‌نماید …» خداوند با این اظهارات خود به نبوّتی اشاره می‌کند که هنوز تحقق پیدا نکرده بود امّا بعد او به نبوّتی که با خدمت یوحنای تعمید دهنده به تکامل رسیده در مقایسه با الیاس اشاره می‌کند. ( متی ۱۷ : ۱۲ – ۱۳ )

موضوع جاری برای امروز مسئله‌ی پیغام کتاب مقدّسی زمان آخر می‌باشد که توسط نبی موعود، برادر ویلیام برانهام برای ما آورده شده است که بر اساس این خدمت، کلیسای مسیح به مبداء و منشاء خود بازگشت نموده و قلب فرزندان خدا به سمت تعالیم اوّلیه پدران اوّلیه خود بازگشت خواهد نمود. ( اعمال ۳ : ۱۷ – ۲۱ )

الحال خدا به تمامی وعده‌های خود برای این دوران تحقق می‌بخشد چرا که مکتوب است: «زیرا چندان که وعده‌های خدا است، همه در او بلی و از این جهت در او امین است تا خدا از ما تمجید یابد.» ( دوم قرنتیان ۱ : ۲۰ )

در روز پنطیکاست، پطرس رسول نشان داد که نزول روح‌القدس بر شاگردان تحقق نبوتی بود که خدا از طریق یوئیل نبی وعده آن را داده بود و گفت: «زیرا که این وعده است برای شما و فرزندان شما و همه آنانی که دورند یعنی هر که خداوند خدای ما او را بخواند.» ( اعمال ۲ : ۳۹ )

وعده بازگشت مسیح ( یوحنا ۱۴ : ۱ – ۳ ) حتمی است، امّا قبل از بازگشت داماد تمامی وعده‌های کلام خدا برای عروس که در کلام خدا داده شده است باید به تحقق بپیوندد. شرح ذیل برای همیشه باقی می‌ماند:

• فرزندان وعده. ( رومیان ۸ : ۹ ؛ غلاطیان ۲۴ : ۸ )
• به کلام وعده ایمان دارند. ( رومیان ۴ : ۱۸ – ۲۵ )
• و روح وعده را دریافت می‌کنند. ( افسسیان ۱ : ۱۳ )

بر طبق عبرانیان ۱۱ : ۹ ابراهیم به همراه اسحاق و یعقوب وارثان همین وعده، مثل بیگانه در سرزمین وعده ساکن شدند. در زمان یوشع تمامی قوم اسرائیل ملک خود در سرزمین وعده را تقسیم کردند. انجام وعده، وقوع آن چیزی است که خدا گفته است و این دیگر یک نظریه نیست بلکه یک واقعیّت مسلم است.

 

بیان سوء تفاهمات نسبت به برادر برانهام

 

«زیرا به خویشتن موعظه نمی‌کنیم بلکه به مسیح عیسی خداوند، امّا به خویشتن که غلام شما هستیم به خاطر عیسی.» ( دوم قرنتیان ۴ : ۵ )

این گفته رسول بسیار واضح است، ما نیز به خویشتن یا به نبی دیگری موعظه نمی‌کنیم بلکه موعظه ما در نور مکاشفه کلام به خداوند و نجات دهنده ما عیسی مسیح می‌باشد. درست مثل کاتبان یهودی، پدران کافر! کلیسا در مسیر تاریخ برداشتهای نادرستی که از کلام داشته‌اند را در جایگاه نامناسب قرار داده و تفاسیر شخصی خود را ارائه داده‌اند. متعاقباً در به اصطلاح مسیحیت امروز هیچ چیز بر طبق تعالیم اوّلیه و کلیسای اوّلیه نیست که مشخصاً در نوشته‌های قبلی به آنها پرداخته شده است.

حقیقت غم انگیز این است که همین اتفاق در بطن پیغام زمان آخر نیز رخ داده است. بعد از دو هزار سال، خدا مردی را فرستاد تا رأی خدا را با ما به اشتراک بگذارد. با همان معیاری که ما با کلیساهای فرقه‌ای عمل می‌کنیم، با گردش پیغام برای هر کدام از ما سنجیده خواهد شد.

وقتی در همین شهر گروه‌های متعددی هستند که مدعی قبول خدمت برادر برانهام هستند و در عین حال، متفاوت با یکدیگر عمل کرده و هر کدام به راهی می‌روند باید برای همه مشخص و عیان باشد که چیزی، نادرست است. پولس رسول هر کدام از نامه‌هایش را به یک کلیسای محلی نوشت. هفت پیغام در مکاشفه باب ۲ و ۳ نیز مخاطب اصلیشان کلیساهای محلی بود.

پطرس رسول هم به نکاتی که در کتاب مقدّس و رساله‌های پولس وجود دارد اشاره کرده است: «و هم چنین در سایر رساله‌های خود این چیزها را بیان می‌نماید که در آنها بعضی چیزها است که فهمیدن آنها مشکل است و مردمان بی‌علم و ناپایدار آنها را مثل سایر کتب تحریف می‌کنند تا به هلاکت خود برسند.» ( دوم پطرس ۳ : ۱۶ )

این دقیقاً همان اتفاقی است که برای موعظه‌های برادر برانهام رخ داده است. اگر چه او به وضوح آن چه را که نباید با کلام انجام داد بیان کرد. «شما نباید تفسیر غلط بکنید و آن را در جای نادرست قرار دهید و یا آن را جا به جا کنید.» ( v.4 صفحه ۴۲۵ ) این کافی نیست که ما به نقل قولها استناد کنیم. این فقط یک توجیه است. زمانی که یک نفر کتب را کنکاش می‌کند، در همین زمان قادر است که این نقل قولها را در جایگاه درست آنها در کتاب مقدّس قرار دهد که نه در یک جا بلکه در تمامی کتب با این موضوع سروکار دارد. زمانی که دیگر برادران از روی کتاب مقدّس موعظه نمی‌کنند، بلکه به جای آن نقل قولهایی از موعظات برادر برانهام را گلچین کرده و تفاسیر شخصی خود را ارائه می‌دهند، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟

ولو این که برادر برانهام همه چیز را به وضوح بیان نکرده باشد، اگر ما مسیر خود را در کلام پیدا کرده باشیم، باعث سوء تفاهم نمی‌شود. زمانی که کتاب در مورد ظهور خداوند ( اپیفانی ) یا از آمدن ( پاروسیا ) صحبت می‌کند باید توجه و دقت کرد که در مورد کدام فضا و رویداد اشاره می‌شود.

اوّلین نسل از ایمانداران حقیقی نیز چشم انتظار بازگشت مسیح بودند. پولس نوشت: «امّا خود خدای سلامتی، شما را بالکل مقدّس گرداناد و روح و نفس و بدن شما تماماً بی‌عیب محفوظ باشد در وقت آمدن خداوند ما عیسی مسیح.» ( اول تسالونیکیان ۵ : ۲۳ ) او هم چنین بیان می‌کند که: «همانا به شما سرّی می‌گویم که همه نخواهیم خوابید، لیکن همه متبدّل خواهیم شد.» و سپس شرحی بسیار مهم را بیان می‌دارد که به ما اجازه می‌دهد بدانیم که وقایع آینده خیلی به درازا نخواهد انجامید یعنی هفته‌ها، ماه‌ها و یا حتّی سالها، ولی چیزی که در زمان بازگشت خداوند حتماً اتفاق خواهد افتاد: «امّا اگر کسی گوید: مردگان چگونه برمی‌خیزند و به کدام بدن می‌آیند؟ ای احمق آن چه تو می‌کاری زنده نمی‌گردد جزء آن که بمیرد. و آن چه می‌کاری نه آن جسمی را که خواهد شد می‌کاری، بلکه دانه‌ای مجرد خواه از گندم و یا از دانه‌های دیگر. لیکن خدا بر حسب اراده خود، آن را جسمی می‌دهد و به هر یکی از تخمها جسم خودش را.» ( اول قرنتیان ۱۵ : ۳۵ – ۳۸ ) آمین!

در این موقعیّت خداوند فرمود: «امّا از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد … زیرا هم چنان که برق از مشرق ساطع شده، تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد.» ( متی ۲۴ : ۳۶ و ۲۷ )

هر کس اظهار می‌کند که برّه خدا، تخت فیض را از زمان بازگشایی راز مُهرها در سال ۱۹۶۳ ترک کرده و در حال نزول می‌باشد مسیر روحانی خویش را گم کرده است. برّه کتاب را از دست او که بر تخت نشسته گرفت تا هفت مُهر آن را بگشاید. ( مکاشفه ۵ : ۷ ) – نه تا پایان دوران فیض.

به عنوان مثال برادر برانهام در موعظه”ربوده شدن”( ۰۴ – ۱۲ – ۶۵ ) به متی ۲۵، اول تسالونیکیان ۴ و نیز یوحنا ۱۱ اشاره می‌کند. باید در کتاب مقدّس به متی۲۵، جایی که پیغام به عنوان یک ندای بیداری از اینک برای تمامی آنانی که در دوران ما زندگی می‌کنند اعلام می‌شود، دقت کرد. چیزی که باید به آن به عنوان حکم صریح در ارتباط با بازگشت مسیح دقت کرد، در رساله اول تسالونیکیان باب ۴ و اول قرنتیان ۱۵: ۳۵ – ۳۸ می‌باشد. ابتدا تصور می‌شد که پیغام برادر برانهام ارتباط به اول تسالونیکیان باب ۴ دارد، امّا روح‌القدس او را به متی باب ۲۵ هدایت کرد و گفت: او این امور را ترتیب داده و باید این را بفرستد. زمانی که او از آسمان نزول کند، اوّلین چیزی که می‌آید یک فریاد است، این چیست؟ این پیغامی است که مردم را دور هم جمع می‌کند. ابتدا پیام می‌آید، اینک زمان اصلاح مشعلها است، برخیزید و چراغدانتان را اصلاح کنید ( متی ۲۵ ) سپس برادر برانهام یک بار دیگر به اول تسالونیکیان باب ۴ برمی‌گردد برای این که نشان دهد آنانی که در مسیح خوابیده‌اند ابتدا برخواهند خواست، درست برابر با همان فرمانی که خداوند در برابر قبر ایلعازر استفاده کرد. ( یوحنا ۱۱ : ۳۸ – ۴۴ )

متی ۲۵، تنها در مورد کسانی که در حال حیات هستند صدق می‌کند نه به مردگان و نه به رستاخیز. بلکه حکایت باکره‌های نادان و باکره‌های دانا است که به استقبال داماد می‌روند. سپس ما در مورد بانگی در نیمه شب می‌خوانیم: «و در نصف شب صدایی بلند شد که اینک داماد می‌آید به استقبال وی بشتابید.» ( متی ۲۵ : ۶ ) این پیغام زمان است. آخرین ندا برای عروسی است که خود را مهیای بزم نکاح می‌کند.

اول تسالونیکیان ۴ : ۱۳ به آنانی که در مسیح خوابیده‌اند و اول بر خواهند خواست اشاره می‌کند و سپس پولس رسول با تأکید برای ما که در حیات هستیم با کلام خدا تشریح می‌کند: «زیرا این را به شما از کلام خدا می‌گوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم بر خوابیدگان سبقت نخواهیم جست.» ( آیه ۱۵ ) چرا نه؟ چرا که تمام اینها در همان روز، همان ساعت، در آن زمان رخ خواهد داد و خود خداوند خدا ظهور خواهد کرد نه پیغام. او با یک بانگ نزول خواهد کرد و ابتدا مردگان در مسیح، در لحظه‌ای بر خواهند خواست. «آمین آمین به شما می‌گویم که ساعتی می‌آید بلکه اکنون است که مردگان آواز پسر خدا را می‌شنوند و هر کس بشنود زنده گردد.» ( یوحنا ۵ : ۲۵ ) سپس زندگان در مسیح تبدیل خواهند شد و با هم در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در آسمان ملاقات کنیم. آیا مجالی برای تفسیر وجود دارد؟ آیا از این توضیح بسیار واضح می‌توان سوء برداشت کرد؟ قطعاً نه؛ آمین.

کسی که بین ظهور و آمدن تمایز قائل می‌شود باید توجه داشته باشد که هر دو برای توصیف یک رویداد به کار رفته‌اند. در باب ۴ رساله دوم پولس به تیموتاؤس پولس از یک زمان سوّم استفاده می‌کند زیرا آمدنهای متفاوتی وجود دارد. او در مورد هر دو صحبت کرده است، ابتدا ظهور مسیح در ارتباط با بازگشت او و سپس در مورد پادشاهی او که در سلطنت هزار ساله برپا خواهد شد «و به ظهور و ملکوت او.» ( دوم تیموتاؤس ۴ : ۱ ) در دوم تیموتاؤس ۴ : ۸ رسول یک بار دیگر به روز بازگشت مسیح اشاره کرده و در مورد تاج عدالت می‌نویسد: «بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است که خداوند داور عادل در آن روز به من خواهد داد؛ و نه به من فقط بلکه نیز به همه‌ی کسانی که ظهور او را دوست می‌دارند.»

پولس می‌خواست که با موعظه خود در نظر خداوند ثابت قدم بماند و همکار خود را نیز نصیحت کرد: «که تو وصیّت را بی‌داغ و ملامت حفظ کن تا به ظهور خداوند ما عیسی مسیح.» ( اول تیموتائوس ۶ : ۱۴ ) این آیه هم چنین خطاب به تمام برادرانی است که اینک هستند و تا قبل از بازگشت خداوند ما، پیغام کتاب مقدّسی زمان آخر را اعلام می‌کنند تا خوراک روحانی را در زمان مناسب آشکار کنند. ( متی ۲۴ : ۴۵ – ۴۷ )

بین ظهور مافوق‌الطبیعه خداوند ما در ستون ابر در تاریخ ۲۸ فوریه ۱۹۶۳، قبل از گشایش هفت مُهر و بازگشت جسمانی و حقیقی خداوند ما، یک دنیا تفاوت وجود دارد. هرگاه برادر برانهام در جلسات خود برای بیماری دعا می‌کرد ستون آتش و نور در هر بار ظاهر می‌شد. حضور مافوق‌الطبیعه خداوند بخشی از خدمت فوق‌العاده او بود، هر چند ظهور جسمانی شخص خداوند ما در زمان بازگشت او یک حقیقت خواهد بود. ( اعمال ۱ : ۱۱ ) کتب بعدی در مورد آن اتفاق عظیم صحبت می‌کند:

• «هم چنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید، بار دیگر بدون گناه، برای کسانی که منتظر او می‌باشند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.» ( عبرانیان ۹ : ۲۸ )
• «که به قوّت خدا محروس هستید به ایمان برای نجاتی که مهیا شده است تا در ایام آخر ظاهر شود و در آن وجد می‌نمایید، هر چند در حال، اندکی از راه ضرورت در تجربه‌های گوناگون محزون شده‌اید، تا آزمایش ایمان شما که از طلای فانی با آزموده شدن در آتش، گرانبهاتر است، برای تسبیح و جلال و اکرام یافت شود در حین ظهور عیسی مسیح.» ( اول پطرس ۱ : ۵ – ۷ )
• «الآن ای فرزندان در او ثابت بمانید تا چون ظاهر شود، اعتماد داشته باشیم و در هنگام ظهورش از وی خجل نشویم.» ( اول یوحنا ۲ : ۲۸ )
• «ای حبیبان، الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آن چه خواهیم؛ لکن می‌دانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود، زیرا او را چنان که هست خواهیم دید.» ( اول یوحنا ۳ : ۲ )
• «… هم چنین ظهور پسر انسان نیز خواهد بود، آنگاه دو نفری که در مزرعه‌ای می‌باشند، یکی گرفته و دیگری رها شود. پس بیدار باشید زیرا که نمی‌دانید در کدام ساعت خداوند شما می‌آید.» ( متی ۲۴ : ۳۹ – ۴۲ )

توضیح مهم: زمانی که برادر برانهام در مورد هفت رعد صحبت می‌کرد غالباً به ظهور ابر مافوق‌الطبیعه اشاره می‌کرد، در آن زمان صدای هفت غرّش پی در پی رعد را شنید، برای بیان منظورش او هفت بار با مشت بر روی منبر کوبید و سپس به بالا نگاه کرد و ابر مافوق‌الطبیعه را مشاهده نمود. در همین حال او هفت فرشته را به حالت یک هرم دید. مکاشفه باب ۱۰ در مورد هفت رعد که غرّش می‌کنند صحبت می‌کند ( آیات ۳ و ۴ ) در زمانی که خدا به عنوان فرشته عهد بر قوم خود اسرائیل نزول می‌کند. ( کتاب مُهرها صفحه ۷۲ ) هیچ شهادت و تعلیمی در مورد رعدها در کتاب مقدّس وجود ندارد.

هر چیزی که به خدمت برادر برانهام ارتباط دارد باید با خدا بماند. همان طور که این امر در مورد خدمت یوحنای تعمید دهنده هم صادق است، که پیغام را آورد و راه را برای خداوند مهیا کرد ولی زنده نماند تا همان گونه که پیشگویی کرده بود شاهد مصلوب شدن برّه خدا باشد. برای ما دور از فهم است که زندگی او ناگهان با بریدن سر او به پایان رسید، امّا در عین حال ما می‌دانیم که او خدمت خود را بر طبق نقشه نجات به اتمام رسانید؛ و نیز سخت است تا درک کنیم که چرا برادر برانهام به طور ناگهانی و غیر منتظره در تصادف ماشین به خانه جلال برده شد، امّا خدمت او انجام شده بود، و در همین شرایط بود که حکمت خدا نمایان شد.

در ۱۱ ژوئن ۱۹۳۳ او گفته بود: همان گونه که یوحنای تعمید دهنده برای ظهور اوّلیه مسیح فرستاده شده بود، به همین ترتیب تو با یک پیغام به عنوان پیش‌رو بازگشت ثانویه مسیح فرستاده می‌شوی. مهم پیغامی است که به او سپرده شده بود که پیش‌رو بازگشت ثانویه مسیح بود. خدا را برای این پیغام شاکریم که اینک به اقصی نقاط دنیا رسیده است.

پولس رسول در زمان خود منتظر وقوع این امور بود، حتی بازگشت مسیح، امّا او بدون دیدن این امور به خانه جلال خود پیوست. برادر برانهام نیز در زمان حیات خود امیدوار به وقوع این امور بود:

• او در ۱۵ اکتبر ۱۹۶۱ گفت: من باور دارم که به زودی، یعنی یکی از این روزها، نوری عظیم درخشش خواهد گرفت، نوری عالم گیر. شاید مدّت درخشش آن کوتاه باشد، شاید چند ماه بیشتر طول نکشد. امّا ایمان دارم که نوری عظیم درخشش خواهد گرفت. (Quotations صفحه ۱۱۵) هر چند ما ایمان داریم که برادر برانهام هرگز نگفت که از مرگ برخواهد خواست و برای ۳۰ تا ۴۰ روز میان ما خواهد بود.
• در ۲۸ نوامبر ۱۹۶۵ او گفت: او منِ پیر مرد را شفا داد، همه عمر رنجور بودم، او چرا باید اکنون مرا شفا دهد؟ من باور دارم که باید دوباره به پا خیزم تا پیغامی [ به مردم ] بدهم. ( بر بال کبوتر برفین )
• در ۲۴ مارس ۱۹۶۳ و در پایان موعظه‌اش در مورد هفت مُهر، این طور دعا کرد: پس ای خداوند، دعا می‌کنم که به من امداد کنی. خداوندا، نشانه‌های پیری را احساس می‌کنم. می‌دانم که ایام من بیش از این نخواهد بود و دعا می‌کنم که به من کمک کنی و خداوندا، عطا کن تا راست‌گو باشم تا صادق و بی‌ریا باشم و قادر به حمل پیغام باشم همان گونه که برای من مقدر شده است و هنگامی که زمان خوابیدن من فرا می‌رسد و در رود قرار می‌گیرم و امواج مرا در برمی‌گیرند، اوه خداوند، آیا قادر خواهم بود تا این شمشیر قدیمی را به کس دیگری که در برابر آن صادق باشد و حقایق را باز کند بسپارم؟ «شمشیر روح، کلام خدا است.» ( افسسیان ۶ : ۱۷ )
• در موعظه ۱۸ ژانویه ۱۹۶۳ برادر برانهام گفت: شاید زمان رحلت من فرا رسیده باشد. بسیار نزدیک به نظر می‌رسد. اگر این گونه باشد کسی بر خواهد خواست و پیغام را در دست خواهد گرفت. او یک فرد ویژه‌ای خواهد بود، امّا او بعد از این وارد صحنه خواهد شد و پیغام را به دست خواهد گرفت. مادامی که با کلام مطابق است به او گوش فرا دهید. هر کس گوش دارد بشنود. پیغامی که او حامل آن است در تطابق صد در صدی با کلام خدا است. آمین.

ما باید به خدا اعتماد کنیم و کار نهایی او را به خود او وا گذاریم. ( اشعیاء ۲۸ : ۲۱ ) «زیرا خداوند کلام خود را تمام و منقطع ساخته، بر زمین به عمل خواهد آورد.» ( رومیان ۹ : ۲۸ ) هیچ نیازی به بازگشت نبی یا ظهور هشتمین پیغام‌آور نیست – خود خداوند کار نجات را به پایان خواهد رسانید، همان گونه که کار خلقت را به انتها رسانید. آمین.

 

یک ملاقات از پیش مقدر شده

 

از زمان تبدیل من در خلال یک سری جلسات در یک خیمه متعلق به کلیسای تعمیدی در سال ۱۹۴۸ و بعد از دریافت تعمید روح‌القدس در یک کنفرانس پنطیکاستی در سال ۱۹۴۹، تمام زندگی من به خداوند و نجات دهنده من تقدیم شده است. پس از آن توسط برادران خادم دعوت شدم تا سهمی در اعلام کلام خدا داشته باشم، در سال ۱۹۵۳ و در خلال برگزاری یک کنفرانس پنطیکاستی مستقل توسط اعضای انجیل تام در کَسِل آلمان، برادری که رهبر جلسه بود از من خواست تا سخنران اصلی باشم. سپس ملاقات فراموش نشدنی من با برادر برانهام در کارلسروهه آلمان در آگوست سال ۱۹۵۵ رخ داد، جایی که او را شخصاً برای اوّلین بار ملاقات کردم. و دیدم که خدا با او است، چون هیچ انسانی قادر به انجام اعمالی که آنجا اتفاق می‌افتاد نبود و می‌خواستم دریابم که او چه ایمانی دارد و چه تعلیمی می‌دهد. به همین دلیل برای شرکت در مراسم ندای شفا که در ژوئن ۱۹۵۸ برگزار می‌شد به دالاس تگزاس سفر کردم. در آنجا شاهد تفاوت او با تمامی واعظین دیگر بودم و می‌خواستم بیشتر در مورد او و این که خدمت او در چه رابطه‌ای است بدانم.

در هنگام صحبت او به من گفت: برادر فرانک، من باید پیغامی بیاورم. زمانی که در پایان گفتگو به من گفت: برادر فرانک، شما با این پیغام به آلمان برمی‌گردید. بسیار متحیّر شدم چون در آن مقطع به کانادا مهاجرت کرده بودم و قصد بازگشت به آلمان را نداشتم.

برادر برانهام از من خواست تا لئو مِرسیر ( Leo Mercier ) را ملاقات کنم که در آن زمان مشغول ضبط موعظه‌های برادر برانهام بر روی نوار بود و او تعدادی از این نوارها را در اختیار من گذاشت که من این نوارها را تا امروز حفظ کرده‌ام. عنوان این نوارها:

• یکی شدن زیر یک سر
• وقتی عشق نقشه می‌کشد
• دست نوشته‌ای روی دیوار
• انتظارها و رهبری‌ها
• و عقاب خدا می‌باشد.

از آن تاریخ به بعد تمام موعظه‌های برادر برانهام برای من ارسال می‌شد و در دسامبر ۱۹۵۸ برای نخستین بار بخشهای کوچکی از این موعظه‌ها را به آلمانی ترجمه کردم؛ به دلیل ارتباط شخصی با او، بسیار با مأموریت و خدمت او و آن چه که او تعلیم می‌داد آشنا هستم.

برادر برانهام مکرراً می‌گفت که هر پیغامی که توسط خدا برای کلیسا به او داده شود، باید توسط او در جفرسون ویل موعظه شود. من ابتدا موعظاتی که او در خیمه انجام داده بود را ترجمه می‌کردم. بعد از آن و بعد از بازگشایی مُهرها صرف نظر از مکان جلسات، ما تمامی موعظات برادر برانهام را ترجمه و چاپ کردیم. در طول سالها تعداد این پیغامهای ترجمه شده به چند صد پیغام رسید. در نتیجه می‌توانم بگویم که تا جایی که توانستم به قوم خدا خدمت کردم و غذای روحانی را پخش کردم.

در سال ۱۹۶۲ برادر برانهام چهار بار در مورد این که خواسته شده تا خوراک را ذخیره کند صحبت کرد. همان طور که خداوند ما در مورد اسرار ملکوت خدا با امثال سخن می‌گفت همین وضعیت در مورد برادر برانهام و هم چنین من در مورد خوراک روحانی صدق می‌کند. در اوّل آوریل ۱۹۶۲ او به گیاهانی اشاره کرد که در رویأ دیده بود که باید آنها را در خیمه ذخیره کند. این تصادفی نبود که در صبح روز دوّم آوریل ۱۹۶۲ خدا در مورد ذخیره خوراک با من صحبت کرد و نام تعدادی از همین گیاهان را گفت. این بخشی از نقشه ابدی نجات بود. خدا در کلام خود این وعده را داده است: «اینک خداوند یهوه می‌گوید: ایامی می‌آید که گرسنگی بر زمین خواهم فرستاد نه گرسنگی از نان و نه تشنگی از آب بلکه از شنیدن کلام خداوند.» ( عاموس ۸ : ۱۱ ) برای فرزندان خدا زمان آن رسیده تا با هر کلمه خدا زیست کنند. ( متی ۴ : ۴ )

بدون این که قصد داشته باشم تا خود را با پولس مقایسه کنم در حضور خدای قادر مطلق می‌توانم بگویم که در دوّم آوریل ۱۹۶۲ صدای نافذ خداوند را به زبان مادری خود شنیدم، زمانی که خداوند مرا فرا خواند و مأموریتم را به من اعلام کرد همان گونه که همه شما می‌دانید در سوّم دسامبر ۱۹۶۲ و در حضور دو شاهد، برادر وود و برادر سوت من با وحی الهی توسط برادر برانهام این مطلب تأیید شده است.

از هیچ کس نمی‌خواهم که به من ایمان داشته باشد و یا مأموریتی که خدا به من داد را بپذیرد. هیچ نیازی به این کار نیست، همان گونه که پولس رسول می‌گوید: «… ما به خویشتن موعظه نمی‌کنیم …» در عوض او می‌توانست بی‌پروا به مأموریتی که مستقیماً از زبان خود خداوند به زبان مادری خود دریافت کرده بود اشاره کند. ( اعمال ۲۶ : ۱۳ – ۲۶ ) این کلام خداوند در اینجا صادق است که: «آمین آمین به شما می‌گویم هر که قبول کند کسی را که می‌فرستم، مرا قبول کرده؛ و آن که مرا قبول کند، فرستنده مرا قبول کرده باشد.» ( یوحنا ۱۳ : ۲۰ ) در این زمان ما مجدداً تحقق چیزی را می‌بینیم که عیسی گفته بود: «… آن کس که از خدا است کلام خدا را می‌شنود …» و بخش دوّم در مورد کسانی است که گوش فرا نمی‌دهند: «… از این سبب شما نمی‌شنوید که از خدا نیستید.» ( یوحنا ۹ : ۴۷ ) این یک الزام همیشگی است. چرا که کار خدا یک مأموریت است. خدا اشتباه نمی‌کند. او به تنهایی خدمتها را معیّن می‌کند. ( اول قرنتیان ۱۲ : ۲۸ ) «آن که شما را شنود، مرا شنیده و کسی که شما را حقیر شمارد، مرا حقیر شمرده و هر که مرا حقیر شمارد، فرستنده مرا حقیر شمرده باشد.» ( لوقا ۱۰ : ۱۶ ) اینها کلام خود خدا است، این آیات در ارتباط با پیغام‌آوران حقیقی او است: «ما از خدا هستیم و هر که خدا را می‌شناسد ما را می‌شنود و آن که از خدا نیست ما را نمی‌شنود، روح حقّ و روح ضلالت را از این تمییز می‌دهیم.» ( اول یوحنا ۴ : ۶ )

دعوت الهی، مرا از تمام کسانی که برادر برانهام به آنان مطلبی عنوان کرده متمایز می‌کند. تا به امروز هیچ کس دیگری – در کانادا، آمریکا یا هر جای دیگری روی زمین – نمی‌تواند شهادت دهد که دعوت به مأموریت را از جانب خود خداوند دریافت کرده باشد. هیچ یک از آنها نمی‌تواند بگوید: این است چیزی که خداوند در تاریخ معیّن، در زمان معیّن، و در مکان معیّن با صدای خود به من گفت. من از زمانی که برادر برانهام به خانه جلال خود رفت، در یک توازن کامل، طوری که تنها خدا می‌تواند برنامه‌ریزی کند، پیغام کتاب مقدّسی زمان آخر را به تمام دنیا برده‌ام.

در ۱۱ آپریل ۱۹۶۶ برادران ما در آمریکا هرگز انتظار یک مراسم واقعی تدفین را نداشتند، چرا که آنها منتظر رستاخیز برادر برانهام بودند. من به عنوان تنها اروپایی حاضر در مراسم شاهد بودم که گروه کُر، ساعتها سرود فقط ایمان داشته باش … فقط ایمان داشته باش و بر بالهای کبوتر برفین را تا زمانی که تابوت نهایتاً در قبر قرار گرفت می‌خواندند. اگر خداوند عزیز در غروب همان روز، منحصراً برای این که به من یادآور شود که زمان پخش خوراک ذخیره شده رسیده است، با من تکلّم نمی‌کرد، من نمی‌توانستم در روزهای بعدی یعنی ۱۲ و ۱۳ آپریل با برادران در جفرسون ویل تماس بگیرم و آن چه را که باید انجام می‌شد را بازگو کنم. من اصرار داشتم که تمام موعظه‌هایی که فقط بر روی نوار موجود بود، رونویسی و چاپ شود تا راحت‌تر بتوان آنها را به زبانهای دیگر ترجمه کرد. در نتیجه‌ی پیشنهاد من، این وظیفه به برادر رُی ( Roy Border ) سپرده شد. این را با فروتنی می‌گویم که چگونه تمام این امور توسط خداوند ترتیب داده شد. اگر من در زمان مناسب، در مکان مناسب نبودم دنیا هرگز نمی‌توانست پیغام کتاب مقدّسی زمان آخر را بشنود، تمام حاضرین در تدفین حتی برادران خادم، ناامید به خانه‌هایشان بر می‌گشتند و همه امید آنها در مراسم تدفین دفن می‌شد.

در سال ۱۹۶۶ و بدون تأخیر من ۲۵ جلسه را در ۵ کشور اروپای غربی ترتیب دادم. در سال ۸ – ۱۹۶۷ به کشورهای اروپای شرقی سپس به آسیا، استرالیا، نیوزیلند و بعد از آن به آفریقا و کشورهای آمریکای جنوبی مسافرت نمودم.

بصیرت خدا کاملاً آشکار بود که من توانستم در پایان دهه ۱۹۵۰ و اوایل دهه ۱۹۶۰ ارتباطاتی با کشورهای همسایه برقرار کنم. هم چنین در همایش دالاس تگزاس ارتباطاتی با برخی دیگر از واعظین خوشنام آمریکایی برقرار کردم و بدین ترتیب توانستم یک تور اروپایی برای واعظ مشهور دنیا اُزبورن ( T.L Osborne ) در سال ۶۰ – ۱۹۵۰ ترتیب بدهم. تا سال ۱۹۶۵ من در اغلب کشورهای اروپای غربی و بریتانیای کبیر موعظه کرده بودم. هم چنین در سال ۱۹۶۴ اوّلین سفر خود به اسرائیل، اُردن و هندوستان را انجام دادم.

می‌توانیم نگاهی به گذشته داشته باشیم و سپاس‌گزار خداوند باشیم برای آن چه که خدا در این مدّت به فیض خود انجام داده است. در آگوست ۲۰۰۸ من به یک صد و چهلمین کشور به نام بورکینافاسو در غرب آفریقا قدم گذاشتم و در آنجا پیغام الهی نجات را اعلام نمودم. بنا بر فرمان خدا، خدمت خود را به دو صورت انجام داده‌ام: در تمامی این سالها به صورت ماهیانه سفرهای بشارتی را برای موعظه کلام خدا انجام داده‌ام و خوراک روحانی نیز از طریق مرکز میسیونری پخش گردیده است.

من متقاعد شده‌ام که آشنایی من با برادر برانهام بخشی از نقشه عظیم نجات خدا برای کلیسای عروس بوده است که خداوند این را در رأی خود مقدر فرموده بود. با نگاهی به گذشته می‌توانم دست حفاظت خدای قادر مطلق را که در تمام این سالها و در تمام زندگیم حتّی در سخت‌ترین آزمایشات با من بوده، ببینم. می‌دانم که نقشه‌ی ابدی به این خدمت و تمامی کسانی که بخشی از کلیسای عروس هستند ارتباط دارد، همان گونه که در مورد خدمت برادر برانهام صادق بود. امّا می‌خواهم قویاً بر این نکته تأکید کنم که: ملاقات با برادر برانهام کافی نیست؛ بلکه ملاقات با فدیه دهنده و خداوند من ضروری است. اگر شهادت من تنها شامل آن چیزی بود که نبی به من گفت و نه آن چه که خدا به من گفته، مایه رقّت بود. [ اسفناک بود – مترجم. ]

 

هدایتهای استثنایی

 

البته هدایتها و تجربه‌های شخصی تنها برای کسانی که با آنها زندگی کرده‌اند معنی و مفهوم خاص خود را دارد. بعد از این که پولس تبدیل خود را تجربه کرد و مأموریت خود را از خداوند دریافت نمود، خداوند خادم خود حنّانیا را نزد او فرستاد تا دعوت او را تأیید کند: «او گفت خدای پدران ما تو را برگزید تا اراده او را بدانی و آن عادل را ببینی و از زبانش سخنی بشنوی زیرا از آن چه دیده و شنیده‌ای نزد جمیع مردم شاهد بر او خواهی شد.» ( اعمال ۲۲ : ۱۴ – ۱۵ ) آن چه حنّانیا به پولس گفت برای هر کس دیگری بر روی زمین بی‌اهمیّت بود. به همین صورت، بسیاری از چیزهایی که برادر برانهام به من گفت تنها برای من اهمیّت دارد.

در آگوست ۱۹۵۵ زمانی که برای اوّلین بار دست یکدیگر را فشردیم، بدون این که مرا بشناسد و بداند چه کسی هستم خطاب به من گفت: شما یک خادم انجیل هستید. او در دسامبر ۱۹۶۲ حتی از من خواست تا به جای او در جلسه‌ای که برای تاجرین عضو انجیل تام توسط دموس شاکاریان در لس آنجلس برگزار شده بود موعظه کنم. او هم چنین اسامی، آدرس و شماره تلفن برادرانی در کالیفرنیا آمریکا و ادمونتون کانادا را به من داد تا با آنها تماس بگیرم، برادرانی که تا آن زمان نمی‌شناختم.

زمانی که برادر برانهام گفت: برادر فرانک، به خاطر میلیونها یهودی که در جریان جنگ جهانی دوّم کشته شدند هیچ نفرینی بر آلمان نیست. خدا تنها آنانی را که گناهکار هستند را داوری خواهد کرد، نه تمام ملت را. این برای من بسیار حائز اهمیت بود، زمانی که حقایق در مورد وقایع هولوکاست آشکار شد، در تمام مجامع کلیسایی و در میان ایمانداران جلسات ویژه دعا تشکیل شد، ما نادم بودیم و زاری می‌کردیم تا خدا لعنت را از ما بردارد، لعنتی که تصور می‌کردیم به واسطه گناهان مردم آلمان نسبت به قوم او اسرائیل، بر ما قرار گرفته است. کلماتی که برادر برانهام می‌گفت همه‌ی جوابی که من می‌خواستم نبود، امّا بار عظیمی را از قلب من برداشت.

یک بار مرا مخاطب قرار داد و بدون مقدمه گفت: برادر فرانک، نباید نگران سفر پولس به اورشلیم باشی. این بر طبق اراده خدا بود. این مسئله که پولس در حالی که به فیض خدا موعظه می‌کرد و تجربه شخصی با خداوند داشت، چگونه بر طبق قوانین شریعت یهود به معبد رفت و نذر کرد و حتی آیین تطهیر را به جا آورد مدتها بود ذهن من را مشغول کرده بود و آن را درک نمی‌کردم. ( اعمال ۲۱ ) و این سوال مرا آزار می‌داد.

وقتی قصد داشتم برای بیماران دعا کنم، یک بار دیگر از طریق برادر برانهام جواب خود را دریافت کردم: برادر فرانک، خداوند تو را فرا خواند تا کلام او را موعظه کنی، و هر آن کس که برای موعظه انجیل فراخوانده شده باشد، هم چنین دعوت شده تا برای بیماران نیز دعا کند. سپس او برای من دعا کرد.

او با اشاره به ذخیره خوراک گفت: برادر فرانک، خوراکی که تو باید ذخیره کنی کلام وعده خدا برای امروز است که در موعظاتی که ضبط شده، نگه‌داشته شده است. سپس او در ادامه به مطلب مهمی اشاره کرد: … تا زمان دریافت مابقی خوراک برای پخش کردن آن صبر کن. توجه کنید که خدا چقدر دقیق صحبت و کار می‌کند. مأموریت برادر برانهام این بود که خوراک را ذخیره کند، امّا حتی یک بار هم به او گفته نشده بود که خوراک را پخش کند. هر چیزی فرمان الهی خود را دارد. من زمانی متوجه شدم که برادر برانهام در مسیح خوابیده است که نوار آخرین پیغام او را مربوط به ۱۲ دسامبر دریافت کردم و دریافتم که زمان پخش کردن خوراک همان طور که خدا در دوّم آوریل ۱۹۶۲ به من امر کرده بود فرا رسیده است.

به هر حال، من مدّعی این نیستم، امّا خداوند چنین گفته است: از پیش مقدّر شده بود تا خدمت من در ارتباط مستقیم با خدمت برادر برانهام باشد. در ۲۴ دسامبر ۱۹۶۵ درست بعد از ساعت ۱۱ شب، برادر برانهام را دیدم که بر یک ابر بالا برده شد. در آن زمان متوجه نشدم که این درست لحظه‌ای بود که برادر برانهام به خانه جلال خود برده شد. مبادا کسی تعمداً در اشتباه بیفتد، باید اشاره کنم که ما نیز، باید سوار بر ابرها به بالا برده شویم. ( اول تسالونیکیان ۴ : ۱۷ ) دو نبی کتاب مکاشفه باب ۱۱ نیز به همین صورت، بر ابرها صعود خواهند نمود. ( آیه ۱۲ ) شرح ذیل کلام مکتوب خداوند است: «و چون این را گفت، وقتی که ایشان همی نگریستند، بالا برده شد و ابری او را از چشمان ایشان در ربود.» ( اعمال ۱ : ۹ ) «اینک با ابرها می‌آید و هر چشمی او را خواهد دید …» ( مکاشفه ۱ : ۷ )

در حین یک جلسه دعا در ۳۱ دسامبر ۱۹۶۵ با این کلمات همراه یک نبوّت مخاطب قرار گرفتم: ای خادم من، شمشیر خود را در دستان تو قرار دادم … ابتدا مفهوم آن را درک نمی‌کردم، زیرا می‌دانستم که شمشیر پادشاه به دستان برادر برانهام سپرده شده است. هر چند او را در حال صعود دیده بودم، امّا در آن زمان هنوز نمی‌دانستم که برادر برانهام واقعاً در ۲۴ دسامبر ۱۹۶۵ به جلال برده شده بود.

زمانی که خداوند به من گفت: … تو را به شهرهای دیگر می‌فرستم تا کلام من را موعظه کنی. و در ابتدای دهه ۱۹۷۰، از شکوه واقعی این خدمت بی‌اطلاع بودم. خدا یک بار دیگر در مارسی فرانسه مرا بر انگیخت تا کلام او را اعلام کنم و فرمود: برخیز و دوم تیموتائوس باب ۴ را بخوان، علاوه بر آن خداوند می‌فرماید که تنها آن چه که در کلام خدا مکتوب است باید موعظه شود. در همان زمان جواب مستقیمی در مورد مکاشفه هفت رعد دریافت کردم. چنان که صدای هفت رعد در مکاشفه باب ۱۰ مطلقاً در کلام خدا مکتوب نیست، بنابراین نمی‌تواند، و هرگز موعظه نخواهد شد. تمام این تجربیات اهمیّتی ماندگار برای من دارد. حتّی بیشتر، چرا که آنها مستقیماً به مهم‌ترین خدمت یعنی اعلام پیغام کتاب مقدّسی زمان آخر که اینک به عنوان پیش‌رو بازگشت ثانویه مسیح پیش می‌رود، مربوط می‌باشند. من خداوند خدای قادر مطلق را برای تمام این تجربیات و تکلّم با من و تمامی فرامینی که در خلال این سالها به من داده است شکر می‌کنم. حقیقتی که باقی می‌ماند این است که من همان طور که باید، تنها کلام خدا را موعظه خواهم نمود.

ما خدمت برادر برانهام را با یک احترام خدایی می‌پذیریم. او بیش از ۱۰۰۰ موعظه انجام داده است که در آنها بیش از ۱۶۱۵ بار از کلمه خداوند چنین می‌گوید، استفاده شده است. هر یک از این دفعات رویأیی به او نمایان شده و او گفته است خداوند چنین می‌گوید، هرگز قبلاً چنین خدمتی که بتوان آن را با خدمت پسر انسان، عیسی مسیح مقایسه کرد بر روی زمین وجود نداشته است. ( یوحنا ۵ : ۱۹ – ۲۰ ) او ویلیام برانهام نبود، بلکه کار ماوراءالطبیعه خدا در یک انسان در زمان ما بود که من شخصاً شاهد آن بوده‌ام. حقیقت این است که حامل کلام، قدرت واقعی نیست – آن گونه که متأسفانه توسط برخی در مورد برادر برانهام تصور شده بود – امّا کلام خداوند هر دو آنها است یعنی: بذر و اقتدار الهی.

برادر برانهام نبی وعده داده شده بود؛ او خدمت خود را به انجام رسانید و تمام اسرار کلام را از پیدایش تا مکاشفه آشکار نمود و تعلیم کتاب مقدّسی را دوباره اعلام کرد، امّا هرگز فراتر از کلام خدا نرفت. او کلام خدا را به عنوان تنها و آخرین مرجع اقتدار در تعلیم و ایمان خود پذیرفته بود. او کتاب مقدّس خود را بلند کرده و گفت: مطلق من این است.

با این حال برادر برانهام این حق را داشت که یک انسان باشد. او تنها یک نبی نبود، او یک واعظ و یک مبشّر نیز بود، به طور مثال در ۷ آگوست ۱۹۶۲ او اشتیاق قلبی خود را بیان کرد: من در انتظار آن روز عظیمی هستم که به سمت اسرائیل رفته و انجیل را برای آنها ببرم. ( Super Sign ) زمانی که او به قاهره رسید خداوند او را منع کرد و به او گفت که هنوز زمان اسرائیل نرسیده است. بر طبق زکرّیا ۴ و مکاشفه ۱۱، دو نبی در زمان اشاره شده در اورشلیم ظاهر خواهند شد.

من نیز می‌دانم که او در مورد هفت رعد، در مورد سال ۱۹۷۷، هفتاد هفته دانیال، رویأی خیمه، مُهر هفتم و … چه گفته است، امّا هیچ یک از این موارد نمی‌تواند دلیل بر تشویش باشد هر چند که بعضی از برادران برداشت درستی از آنها نداشته‌اند و با سوءاستفاده از آن، تعالیم خود را اختراع نموده‌اند. یک بار دیگر تصریح می‌کنم: تنها چیزی که در کتاب مقدّس مکتوب باشد کتاب مقدّسی است. و تنها آن وعده‌ای می‌تواند محقق شود که مکتوب کلام باشد. حتّی برادر برانهام که یک خدمت نبوّتی انکار ناپذیر را داشت به عنوان یک انسان می‌توانست انتظارات و نظرات خود را بیان کند. به طور مثال پولس رسول در اول قرنتیان ۷ : ۸ – ۹ نظرات خود را بیان می‌کند: «لکن به مجردین و بیوه زنان می‌گویم …» و در آیه ۱۲ او مجدداً به عنوان یک انسان صحبت می‌کند و نظرات خود را بیان می‌کند: «و دیگران را من می‌گویم نه خداوند …»

خدا اجازه داد این امور را که فهم آن سخت است گفته شود، امّا او به ما درک آنها را نیز عطا کرده است. آمین. هیچ انسانی شایسته اکرام نیست تا حدی که به تنهایی در جایگاه الهی قرار بگیرد و خطا ناپذیری به او نسبت دهند. این گونه است که بت پرستی آغاز می‌شود. خداوند جلال خویش را با هیچ کس تقسیم نمی‌کند. تنها او و کلام او است که تا ابدالآباد استوار خواهد ماند.

به فیض خدا، من از هیچ یک از بیانات حساس برادر برانهام برداشت غلط نکردم و هیچ درک غلطی از بخشهای مشکل کتاب مقدّس نداشته‌ام. من فقط هماهنگی الهی بین آنها را تشخیص دادم. زمانی که فردی در نتیجه بیانات مختلف برادر برانهام و با امیدهای تأیید نشده [ از نظر کتاب مقدّس – مترجم. ] تحریک می‌شود، در نتیجه منتظر بازگشت خود برادر برانهام است و از بازگشت مسیح و کاری که خدا اینک در حال انجام آن است منحرف گشته است و ناراحت کننده این است که دیگرِ ایمانداران را نیز گمراه می‌کند.

خود کلام مانع تفسیر است و تفسیر، کلام را رد می‌کند. همان گونه که نور از تاریکی مجزا شده است، به همان صورت حقیقت از دروغ متمایز است. هر کس که به کلام حقیقت ایمان دارد دروغ را نمی‌پذیرد و هر آن کس که به دروغ ایمان دارد کلام حقیقت را نمی‌پذیرد. بر تمامی آن مردم و حتی واعظین، خداوند گمراهی سخت می‌فرستد تا دروغ را باور کنند. (دوم تسالونیکیان ۲ : ۱۰ – ۲) تصمیم برای پذیرش حقیقت برای یک فرد نباید به تأخیر بیفتد در غیر این صورت ممکن است که برای همیشه دیر شده باشد.

 

دو نوع بذر متفاوت

 

در طول تاریخ بشر همواره وقایع زیادی رخ داده که برای ما غیر قابل باور بوده است. این امر از باغ عدن شروع شد و تا امروز ادامه دارد. ما به این حقیقت واقف هستیم که هر بذری، میوه‌ای از جنس خود خواهد رویانید. ( پیدایش ۱ : ۱۲ ) بعد از این که حوّا اعتراف کرد که توسط مار اغواء شده است. ( پیدایش ۳ : ۱۳ ) خداوند مار را لعنت کرد و از آن لحظه تا به حال بر روی شکم خود می‌خزد. ( آیه ۱۴ ) و بعد از آن خدا عداوت در میان زن و مار و میان ذریّت زن و ذریّت مار قرار داد. ( آیه ۱۵ ) کتاب مقدّس ۲۱۳ بار بر روی کلمه ذریّت تأکید می‌کند تا نسل شهوت را نشان دهد. هر خواننده کتاب مقدّس می‌تواند از محتوای آن – هر چند که در غالب داستانهای اخلاقی باشد – تشخیص دهد که قائن نتیجه فریب بود. «سپس آدم همسر خود را شناخت … و او … قائن را زائید … و او بار دیگر برادر او هابیل را زائید.» ( پیدایش ۴ : ۱ – ۲ ) به همین دلیل است که کتاب مقدّس هرگز از قائن به عنوان پسر آدم یاد نمی‌کند و آدم را نیز پدر قائن نمی‌خواند. و نیز به همین دلیل است که حتی یک بار هم از قائن در نسب‌نامه‌ها یاد نمی‌شود، نه در پیدایش ۵ : ۱ – ۷ و نه در لوقا ۳ : ۳۷ – ۳۸ اگر چه خود او صاحب فرزندان و نسل خود بود. یوحنای رسول این مطلب را به وضوح برای ما تشریح کرده است. «… قائن که از آن شریر بود …» ( اول یوحنا ۳ : ۱۲ )

هر خواننده کتاب مقدّس می‌داند که مسیح، آن فدیه کننده و همان ذریّت وعده داده شده بود. ( پیدایش ۳ : ۱۵ ؛ غلاطیان ۳ : ۱۶ و … ) که باید از طریق یک زن متولّد می‌شد. شیطان از مار سوءاستفاده کرد، همسر آدم را فریب داد و از طریق او شهوت وارد نسل انسان شد. خداوند مریم را – همان باکره‌ای که به جبرائیل گفت: «این چگونه می‌شود حال آن که مردی را نشناخته‌ام.» ( لوقا ۱ : ۳۴ ) – به عنوان وسیله‌ای برای تولید پسر خدا توسط روح‌القدس انتخاب کرد. ( آیه ۳۵ ) و بدینسان او ما را از تمامی خطایا فدیه داد. ( رومیان ۸ : ۳ )، داوود به نیابت از تمام ما نزد خدا تضرع کرد: «اینک در معصیّت سرشته شدم و مادرم در گناه به من آبستن گردید.» ( مزامیر ۵۱ : ۵ ) از آنجایی که همه ما در گناه اوّلیه به دنیا آمدیم، باید یک بار دیگر از روح خدا مولود شویم. ( یوحنا ۳ : ۱ – ۸ ) در غیر این صورت ما نمی‌توانیم ملکوت خدا را ببینیم، ما توسط زایش طبیعی به این دنیا آمدیم و با تولد از طریق روح در ملکوت جای می‌گیریم و حیات ابدی را دریافت خواهیم کرد.

از ابتدا دو نسل روحانی وجود داشته است. ( متی ۱۳ : ۲۴ – ۴۳ ) خداوند کلام را می‌رویاند و دشمن تفسیر را. کلام خالص در زمان ما رویانده شده است امّا دشمن بی‌درنگ عمل نموده و بذر اختلاف را در کلیسای زمان آخر رویانید. برادر برانهام در رویأ دید که کلیسای آمریکا را ساحره‌ای هدایت می‌کرد. او این رؤیا را به روند فریبی که در پی ظهور شورای جهانی کلیساها شروع شد نسبت داد. او عروس اروپا را دید که کمی به بی‌راهه رفت امّا دوباره سر به راه شد. ( شاهکار، ۵ ژوئیه ۱۹۶۴ ) چگونگی و زمان تحقق این رؤیا را خدا باید برای ما مکشوف کند.

در مورد بذر روحانی ما باید به دنبال شهادتهایی در اناجیل در کتاب مقدّس باشیم در مرقس ۴ : ۱۴ خداوند گفت: «برزگر کلام را می‌کارد.» و در لوقا ۸ : ۱۱ تشریح کرد: «امّا مثل این است که تخم کلام خدا است.» بر طبق متی ۱۳، خدا به عنوان پسر انسان بذر نیکو را رویانیده است و این بذر باید در تمامی کسانی که با ایمان آن را دریافت می‌کنند، ثمر بیاورد. ( آیه ۲۳ ) سپس می‌خوانیم: «آن که بذر نیکو می‌کارد پسر انسان است، و مزرعه، این جهان است و تخم نیکو ابنای ملکوت و کرکاسها، پسران شریرند.» ( آیات ۳۷ و ۳۸ )

تنها زمانی که یک فرد بذر فنا ناپذیر کلام خدا را در قلبی صادق و نیکو پذیرا باشد، می‌تواند تولد تازه را دریافت کند. ( اول پطرس ۱ : ۲۳ ) و در صبر میوه بیاورد. ( لوقا ۸ : ۱۵ ) «… اوّل علف، بعد خوشه، پس از آن دانه کامل در خوشه.» ( مرقس ۴ : ۲۸ ) اگر چه در همین باب خداوند خبر از وقوع اتفاقی ترسناک می‌دهد. «و چون مردم در خواب بودند دشمنش آمده، در میان گندم کرکاس ریخته، برفت.» در متی ۲۵ : ۵ به ما گفته شده که در مرحله آخر چه رخ خواهد داد: «و چون آمدن داماد به طول انجامید، همه پینکی زده، خفتند.»

از زمان آغاز خدمت برادر برانهام، زنگ بیداری عظیمی به صدا در آمده است. باکره‌های دانا و باکره‌های نادان چراغهای خود را برای ملاقات با داماد مهیّا کردند و زمانی که آمدن داماد به طول انجامید همه آنها به خواب رفتند، ما به اخطار توجهی نکردیم: «بیدار باشید و دعا کنید تا در معرض آزمایش نیفتید …» ( متی ۲۶ : ۴۱ ) و دشمن از این زمان برای فریب و اغفال استفاده کرد. ( دوم قرنتیان ۱۱ : ۳ ) تا بذر خود را برویاند. دشمن قصد داشت تا تمام هدف پیغام سرتاسر کتاب مقدّسی زمان آخر را با بی‌اعتبار جلوه دادن حامل آن از بین ببرد. او کاملاً موفق نشد، امّا بعضی تسلیم نفوذ و بذر متفاوت شدند، همان گونه که برادر برانهام آن را خطاب کرد: «و ایشان با تو جنگ خواهند کرد امّا بر تو غالب نخواهند آمد، زیرا خداوند می‌گوید من با تو هستم و تو را رهایی خواهم داد. ( ارمیا ۱ : ۱۹ )

ملاحظه کنید که آنها با خداوند ما که تجسّم کلمه بود چه کردند و او از زمان تولد تا مرگش بر روی صلیب چه عداوت و دشمنی را تحمل کرد: او زنا زاده، فریبکار، بعلزبول، تسخیر شده، گمراه کننده و … خطاب شده بود، انبیاء و رسولان حامل کلام نیز به همان صورت که خداوندمان اعلام کرده بود. ( متی ۲۳ : ۳۴ ) تحت آزار بودند و حتی سنگسار شدند. کلامی که آنها برای ما به جا گذاشتند، تا به امروز کلامی زنده است و هم چنان اعمالی را که برای آن مقدّر شده است انجام می‌دهد. ( اشعیاء ۵۵ : ۱۱ ) متأسفانه هر دو بذر در یک زمین هستند و همان باران را دریافت می‌کنند. ( متی ۵ : ۴۵ ) و به نظر می‌رسد که همان برکت را دریافت می‌کنند. ( عبرانیان باب ۶ ) آنان تا زمان حصاد در کنار هم رشد خواهند کرد. ( متی ۱۳ : ۳۰ )

در موعظه مسح شدگانِ زمان آخر برادر برانهام مجدداً بیان خود را تکرار کرد: مسح شدگان، مسیحهای دروغین و انبیاء کذبه به همان مسح، روح‌القدس را دریافت کرده‌اند. بدین طریق خداوند می‌گوید. او از سه مرحله صحبت می‌کند – جسم ، روح و جان – و گفت: شما نمی‌توانید در مرحله دوّم از روح‌القدس مسح شوید بدون این که جانتان نجات یابد و تولد تازه داشته باشید. این در متی ۷ : ۲۱ – ۲۴ به وضوح به ما نشان داده شده است و باید این کلمات را بشنوند: «ای بد کاران از من دور شوید.»

این علامت تمایزی است که ما باید به دنبال آن باشیم: «ایشان را از میوه‌های ایشان خواهید شناخت. آیا انگور را از خار و انجیر را از خس می‌چینند؟» ( متی ۷ : ۱۶ ) گفته نشده است که ما باید آنها را از عطایای آنها بشناسیم. یک فرزند خدا هرگز نمی‌تواند ذاتی شیطانی داشته باشد و یک فرزند شیطان هم نمی‌تواند ذاتی خدایی داشته باشد. این کلام همیشه پابرجا خواهد بود: «هر که از برادر خود نفرت نماید، قاتل است و می‌دانید که هیچ قاتل حیات جاودانی در خود ثابت ندارد.» ( اول یوحنا ۳ : ۱۵ ) مثال هابیل و قائن را بیاد بیاورید.

در فرزندان خدا طبیعت عیسی مسیح در محبت الهی با تمامی خصوصیتهای آن آشکار می‌شود. ( دوم پطرس باب ۱ ) همان گونه که در اول قرنتیان باب ۱۳ گفته شده. بدینسان هر کسی می‌تواند خود را محک بزند و تعیین کند که آیا تبدیل در او اتفاق افتاده است و او نمایانگر خصلتهای مسیح، خداوند و نجات دهنده ما هست؟ یک فرزند خدا همیشه خود را در چهارچوب کلام محک می‌زند و هر آن کس که بذر الهی را در قلب خود حمل می‌کند، آن مدعی برادران نمی‌تواند در داوری بر او اتهامی بیاورد.

این آیات اعتبارشان را تا ابد خواهند داشت: «کیست که بر برگزیدگان خدا مدعی شود؟ آیا خدا که عادل کننده است؟ … و نه بلندی و نه پستی و نه هیچ مخلوق دیگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبت خدا که در خداوند ما عیسی مسیح است جدا سازد.» ( رومیان ۸ : ۳۳ – ۳۹) آمین.

 

کلیسا صحنه تناقضات روحانی

 

«… و بر این صخره کلیسای خود را بنا می‌کنم و ابواب جهنم بر آن استیلاء نخواهند یافت.» ( متی ۱۶ : ۱۸ ) خداوند کلیسای خود را فدیه داده و آن را بر بنیاد انبیاء و رسولان بنا نهاده است. ( افسسیان ۲ : ۲۰ ) او اسرار کلیسای خود را بر رسولان و انبیاء خود مکشوف می‌کند. ( افسسیان ۳ : ۴ ) مردم اسرائیل و شهر اورشلیم در معرض خشم و آزار دشمنان بوده‌اند. کلیسای امّتهایی که بر بنیاد انبیاء و رسولان بنا شده است نیز به همین صورت است. اورشلیم ۱۹ بار از بین رفت و یهودیان در سرتاسر دنیا پراکنده شده بودند. دنیا نیز آغشته به خون شهدای مسیح است. ( مکاشفه ۱۷ : ۶ )

در مورد موقعیّت درون کلیسایی، پولس رسول مشایخ کلیسا را با این کلمات آگاه کرد: «پس نگاه دارید خویشتن و تمامی آن گله را که روح‌القدس شما را بر آن اسقف مقرر فرمود تا کلیسای خدا را رعایت کنید که آن را به خون خود خریده است …» ( اعمال ۲۰ : ۲۸ – ۳۰ ) او پیش بینی کرد که: «زیرا من می‌دانم که بعد از رحلت من، گرگان درنده به میان شما در خواهند آمد که بر گلّه ترحّم نخواهند نمود و از میان خود شما مردمانی خواهند برخواست که سخنان کج خواهند گفت تا شاگردان را در عقب خود بکشند.» هر دو اتفاق افتاد، آزار از خارج و فریب از داخل. این اواخر ما حمله شیطان به کلیسای محلی را تجربه کردیم، جایی که کلام از آن به تمام دنیا منتشر شد، زمانی که شیطان تمام نیروهای تاریکی را برای از بین بردن کار خدا در ۱۹۷۹ فرا خواند. ما پیش از این اثرات فشارهای مذهبی که پیشگویی شده بود را در موقعیّتهایی چشیده بودیم.

برکت عظیمی که ما در اینجا تجربه کردیم قابل قیاس با کلیسای اوّلیه است. اعلام کلام و استفاده از عطایا در هماهنگی بوده است. ما غالباً شنیده‌ایم که خداوند چنین می‌گوید و این حقیقی بوده. جوّ روحانی بر جلسات ما حاکم بوده و مشتاقانه در انتظار بازگشت خداوند هستیم.

در زمان پُر برکت روز قیام سال ۱۹۷۶ نبوّتهای قدرتمندی به وقوع پیوست. به طور مثال: هان خداوند چنین می‌گوید … مقدّسین من، عروس من اینجا جمع شده‌اند جایی که من معبد خود را ساخته‌ام … هان خداوند چنین می‌گوید، امّت من، این مکان را به عنوان معبد خود برگزیدم. هان خداوند چنین می‌گوید ای امّت من، اوه که چشمان شما باز خواهد شد و کمان عهد من را که گرد این مکان است خواهید دید. هم چنین من در ستون ابر اینجا هستم و بر سکو قرار خواهم گرفت، من با شما هستم. سپس دشمن پنهانی وارد شد و فریب و اغفال کرد.

در خلال جلسه ۵ ژوئن ۱۹۷۶ من به واسطه‌ی نبوّت دیگری، وادار شدم تا فرمان خدمت را به یک برادر و همسرش که به نام خوانده شده بودند اعلام کنم. پس از آن خداوند چنین می‌گوید به تناوب اعلام می‌شد، امّا این بار الهامی غلط تحت نفوذ ابلیس بود که بعدها مشخص گردید. تا این که در صبح شنبه در نوامبر ۱۹۷۸ زمانی که خداوند با صدایی رسا مرا خطاب قرار داده گفت: خادم من، کتاب اعمال رسولان را جستجو کن که آیا هرگز مردی با همسرش به خدمت فرا خوانده شده‌اند؟ و من بالاخره متوجه شدم که آن نبوّت، در میان چیزهای دیگر، برخلاف کتاب مقدّس بوده است.

همه ما حتّی برادرانی که خادم بودند هنوز تحت تأثیر برکت آن زمان بودیم و هرگز توجّه نمی‌کردیم که ممکن است دشمن تحت لوای ایمان و پارسایی از لبهایی که قبلاً فرامین خدا را نقل می‌کرد به جهت دست یابی به اهداف خویش استفاده کند. علاوه بر آن یک خواهر نبیّه از برلین و دو برادر معتمد که وابسته به کلیسای محلّی نبودند نیز گرفتار این ماجرا شده بودند.

ما نباید وارد جزئیات دیگری در مورد تخریب عمدی بشویم. چرا که بعد از آن عواقب بعدی مثل: ترور شخصیّت، تنفّر، دشمنی و … که ازدواجها، خانواده‌ها و حتّی جماعتها را از هم می‌پاشد به دنبال خواهد داشت. همان خواهر کلیسا را ترک کرد و تمام آن نبوّتهای نوشته شده که از دهان او خارج شده بود و بالغ بر ۴۰ مورد بود را در برابر چشمان من پاره کرد و آن را به سطل زباله انداخت. پیامدهای آنها باید تا هنگام برقراری تخت سفید داوری کنار گذاشته شود. کلماتی غیر قابل کنترل اظهار شد؛ مثل: باید تو را نابود کنم، باید کار تو را نابود کنم … اگر با تو بمانم نمی‌توانم تو را نابود کنم. این تأثیر مستقیم دشمن بود که این زن را فریفته بود تا او را از شوهرش جدا کند و یک وکیل برای انجام طلاق استخدام کند.

بعد از آن عمل مخرّب، حرفهای باور نکردنی از همان لبها بیان شد حتی گفته شد دیگر هرگز پای خود را در این ساختمان کلیسا نمی‌گذارم حتی تا زمان قیام مردگان. و اینک، تمام آن کسانی که به این صدا اعتماد داشتند و خود را در این بحث درگیر کردند از کلیسا جدا شده، به راه‌های خود رفتند و جزو تحقیر کنندگان شده‌اند. ( اعمال ۱۳ : ۴۱ )

دشمن وارد گلّه شد تا شبان را بکوبد و گوسفندان را پراکنده کند. اثر جهانی این اتفاق این بود که حتّی برادران خادم قربانی این عمل فساد گشتند، و این بیانگر این است که چرا در حال انتشار تعالیم فاسد و شرکت در ترور شخصیّت کسی که حامل کلام راستین خدا است، هستند. امّا این کلام تا به ابد استوار است. «… ابواب جهنم غالب نخواهند شد.» حال مرحله جدیدی علیه کلیسای واقعی شروع شده است. قدرت رستاخیز خداوند ما در خود او آشکار خواهد شد.

آن چه در باغ عدن و تحت تأثیر شیطان در قلمرو طبیعی رخ داد و با خود مشخصاً مرگ را به دنبال داشت، به همان صورت در محدوده روحانی که در اینجا نیز رخ داد، باعث مرگ روحانی جانهای گرانبهایی شد. هر چند که اگر این اتفاق مخرب رخ نمی‌داد شیطان هم چنان می‌توانست مثل فرشته نور به فریب خود ادامه دهد و این دو بذر متفاوت هرگز آشکار نمی‌شد. خدا در باغ عدن نیز مثل اینجا اجازه فریب را داد برای یک هدف منحصر به فرد، پایان همیشگی این اختلاط. با این حال ما زمانی قادر خواهیم بود در جای درست قرار بگیریم که یک بار دیگر موعظه برادر برانهام ( ازدواج و طلاق ) را بخوانیم و دریابیم که چرا او مجبور بود به ابتدا بازگردد، به فریبی که حوّا خورد و آن چه که بعد از آن رخ داد و این که چرا او باید آن را با خداوند چنین می‌گوید به تأیید برساند.

ما مطمئن هستیم که داماد آسمانی، عروس زمینی را فرا خواهد خواند و او را مهیّا خواهد کرد. خدا می‌دانست که بعد از اتفاقی که در باغ عدن افتاد چگونه باید نقشه نجات خویش را پیش ببرد. او هم چنین می‌داند که چرا اجازه داد تا این وقایع در اینجا رخ دهد و اثر گذار باشد. این مطمئن‌ترین بخش از نقشه نجات او برای زمان آخر بود‌.

شیطان آشکارا در برابر کلیسا ایستاده است، همان گونه که به عنوان آخرین مرحله قبل از ربوده شدن پیشگویی شده است. ( مکاشفه ۱۲ ) او ابتدا در آرزوی خود مبنی بر تخریب پیغام و حامل آن موفق بود، چون خدا اجازه داد تا در این بین کلیسای عروس اَلَک شود.

هر چند می‌توانیم مطمئن باشیم که گندم در اَلک باقی خواهد ماند. تنها کاه است که در باد تئوریها و نظریه‌های مختلف پراکنده خواهد شد. هر آن چه که از ابتدای زمان رخ داده است بدون شک در نقشه خدا بوده است، که اینک در انتها کار دشمن را از میان خواهد برد و شیطان را زیر پا خواهد سائید. ( رومیان ۱۶ : ۲۰ ) و پیروزمندانه کار رستگاری خود را به اتمام خواهد رساند، تا روز بازگشت مسیح. عیسی غالب است و ایمان ما پیروزی‌ای است که بر دنیا چیره می‌شود. ( اول یوحنا ۵ : ۴ ) از این رو، در انتظار کار نهایی او و روشن شدن حقیقت تا پایان دوران نجات هستیم.

به فیض خدا تمام کسانی که به کلیسای عروس تعلق دارند، منحصراً به صدای داماد گوش فرا خواهند داد تا به سمت او بازگشت کرده و بدینسان تکامل خویش را تجربه کنند. پاداشی آسمانی در انتظار کسانی است که در هر شرایط خداوند را تا به آخر پیروی می‌کنند. از این به بعد ما نباید به گذشته نگاه کنیم، بلکه مثل پولس در رساله به فیلیپیان اعلام کنیم: «… لیکن یک چیز می‌کنم که آن چه در عقب است فراموش کرده و به سوی آن چه در پیش است، خویشتن را کشیده، در پی مقصد می‌کوشم به جهت انعام دعوت بلند خدا که در مسیح عیسی است.» ( فیلیپیان ۳ : ۱۳ – ۱۴ )

می‌توانم مثل پولس با شکرگزاری شهادت دهم که: «لیکن خداوند با من ایستاده، به من قوت داد تا موعظه به وسیله من به کمال رسد و تمامی امّتها بشنوند و از دهان شیر رستم.» ( دوم تیموتائوس ۴ : ۱۷ )

 

یک عمر خدمت به او

 

«مادامی که روز است، مرا باید به کارهای فرستنده خود مشغول باشم، شب می‌آید که در آن هیچ کس نمی‌تواند کار کند.» ( یوحنا ۹ : ۴ )

سپاس‌گزار خداوند عزیز هستم که این امتیاز را به من داد تا بیش از نیم قرن در خدمت او باشم. امتیازی که شاید در دو هزار سال گذشته به هیچ مرد خدایی داده نشده باشد. در ابتدا می‌توانستم به سه زبان خدمت خود را انجام دهم. به همان اندازه که در اروپای غربی بوده‌ام، در اروپای شرقی و کل دنیا بوده‌ام. در پنجاه سال گذشته بیش از هزار موعظه انجام داده‌ام، علاوه بر آن برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی بی‌شماری که تا امروز در کشورهای مختلفی چون آلمان، انگلیس و … به زبانهای مختلفی بوده است. حتّی یک بار هم با یک موعظه از قبل تهیّه شده پشت منبر نرفته‌ام، تنها با کتاب مقدّس، و خداوند عزیز همیشه با الهام خود و هدایت خویش کلام خود را در قلب و دهان من جای داده است.

موعظه‌های برادر برانهام توسط شخص بنده به زبان آلمانی ترجمه شد، چه مکتوب و چه به صورت صوتی. در خلال این سالها بیش از بیست جزوه خود را منتشر کرده‌ام که در آنها به مهم‌ترین مطالب و بخشهای کتاب مقدّس پرداخته شده است. علاوه بر آنها کتابها و نامه‌های گردشی منتشر شده تا پاسخگوی سوالات کتاب مقدّسی باشد.

توانسته‌ام تمام روز و اغلب شبهای خود را تا دیر وقت وقف خدمت به او بکنم، بدون این که بخواهم آن را هدر بدهم. با یک وجدان آسوده می‌توانم بگویم که قبل از آن که شب برسد که هیچ کس نمی‌تواند کار کند، از وقتم بهترین استفاده را برده‌ام.

خدا هم چنین این فیض را به من داده است تا سفرهای خدمتی ماهانه را انجام دهم. در حال حاضر کشورهایی را بیش از بیست یا سی بار دیده‌ام. از سال ۱۹۶۸ بدون وقفه توانسته‌ام یک‌شنبه آخر هر ماه جلساتی را در زوریخ سوئیس برگزار کنم و هم چنین چندین بار در سال موعظاتی را در سالزبورگ اتریش انجام داده‌ام. اینجا در کرفِلد آلمان اوّلین یک‌شنبه هر ماه جلسات بین‌المللی با مشارکت خواهران و برادران از تمام کشورها در این سالها انجام شده است. دو ساختمان بزرگ میسیونری به خواست مستقیم خداوند برای جا دادن مراجعین ساخته شده است.

پوست گورخری که در عکس پشت سر من قرار دارد یک یادبود خیلی ویژه برای من است. باید سال ۱۹۷۸ بوده باشد که با برادر سیدنی جکسون یک بار دیگر جلساتی را در شهرهای بزرگ آفریقای جنوبی برگزار کردیم. در کیپ تاون او مرا با گفتن: من اعتقاد دارم که برادر فرانک رسولی است که از جانب خدا به سوی ما فرستاده شده است … به جمعیتی حدود ۶۰۰ نفر معرفی کرد که جمع شده بودند تا کلام خدا را بشنوند. بعد از آن زمانی که برای مدت کوتاهی در منزل او بودم این پوست گورخر را که روی زمین بود به من نشان داد و گفت: در ۱۹۶۵ زمانی که با برادران برای آفریقا دعا می‌کردیم برادر برانهام روی این پوست ایستاده بود. او ناراحت بود که اجازه نیافته بود تا در کشور ما موعظه کند. الآن خدا این امر را انجام داده و پیغام به آفریقا رسیده است. او باید اوّلین نفری بوده باشد که به من خاطر نشان کرد که برادر برانهام عقاب آلمان را در حال پرواز در آفریقا دیده است. سپس این پوست گورخر را به عنوان هدیه به من داد و تا امروز روی دیوار اطاق نشیمن خانه من آویخته شده است.

خدا در آفریقا نَه هزاران بلکه صدها هزار نفر را نجات داده است و آنها را به سمت شناخت حقیقت هدایت کرده است. هرگز زمانی را که در زمین یک استادیوم با ۲۲۰۰۰ نفر جمعیت ایستاده بودم را فراموش نمی‌کنم – این اتفاق در شهرهای دیگری هم با هزاران نفر از مردم که جمع شده بودند تکرار شد – و من پرسیدم: چند نفر از شما به پیغام ایمان دارید و به نام عیسی مسیح تعمید یافته‌اید؟ در آن صحنه هزاران دست، با انعکاس صدای آمین بالا رفت.

اگر می‌خواستم تمام تجربیّات و هدایتهایی را که در این مدّت از خدا دریافت کرده‌ام را بازگو کنم بیش از یک کتاب را در برمی‌گرفت. با ایمان به انجام کار خدا هرگز هیچ اعانه‌ای برای برنامه‌ها پیشنهاد نداده‌ام، هرگز درخواست پول نکرده‌ام، از ابتدا، او همیشه همه چیز را مهیا کرده است: برای ساختمان کلیسا و برای ساختمانهای میسیونری، برای خرید لوازم برای چاپخانه، اتاق کنترل، استودیوی تلویزیونی و برای تمام لوازمی که برای ارسال نوارها و انتشارات نیاز بوده است.

آیا ما ده سال پیش می‌توانستیم تصور کنیم که خدمت خود را به صورت زنده و از طریق اینترنت انجام دهیم؟ خدا خود دیده است که در میان ما برادرانی خواهند بود که می‌توانند بیش از یک زبان را صحبت کنند. بنابراین کار ترجمه هم زمان موعظه‌ها به ۱۲ زبان تسهیل شده است که ده مورد آن هم زمان در تمام دنیا شنیده می‌شود. خدا همه جوره مراقب بوده است. خدا حتی گروه کُر و نوازندگان را مهیا کرده است. من سپاس‌گزار تمام بزرگترها و برادرانی که در کنار من در این سالها در جایگاه‌های مختلف خدمت کرده‌اند، هستم.

این خدمت میسیونری در اراده کامل خداوند انجام شده است و در هر طریقی ویژه است. برای اوّلین نامه گردشی در سال ۱۹۶۶ من عنوان کلام خدا تا ابد باقی است؛ را انتخاب کردم و به پایان رسانیدم. دعوت خود را انکار نمی‌کنم و خدا نیز نمی‌تواند آن را باز گیرد. آرزوی من این است که نه تنها او را به درستی خدمت کنم بلکه تا به آخر نیز در اراده او باشم. می‌دانم که با ایمان در هر شرایطی پاداش ابدی را خواهم یافت همان طور که پولس در زمان خود می‌گوید: «پولس، غلام خدا و رسول عیسی مسیح برحسب ایمان برگزیدگان خدا و معرفت آن راستی که در دینداری است، به امید حیات جاودانی که خدایی که دروغ نمی‌تواند گفت از زمانهای ازلی وعده آن را داد، امّا در زمان معیّن، کلام خود را ظاهر کرد به موعظه‌ای که برحسب حکم نجات دهنده‌ی ما خدا به من سپرده شد.» ( تیطس ۱ : ۱ – ۳ )

با ارزش‌ترین تجربه‌ای که داشته‌ام در ژانویه سال ۱۹۸۱ زمانی است که از جسم بیرون شدم و ربوده شدن را تجربه کردم؛ جمعیّت زیادی را که همه آنها جوان و سفید پوش بودند مشاهده کردم. ( ایوب ۳۳ : ۲۵ ) دیدم که اورشلیم جدید پایین آمد و عروس به بالا برده شد. سرانجام می‌باید این راه تنگ و باریک خدمت را با عزمی الهی تا تطهیر و تقدیسی کامل طی کنیم. «بسیاری طاهر و سفید و مصفّی خواهند گردید و شریران شرارت خواهند ورزید و هیچ کدام از شریران نخواهند فهمید، لیکن حکیمان خواهند فهمید.» ( دانیال ۱۲ : ۱۰ )

تمام خواهران و برادران این اختیار را دارند تا تصمیم بگیرند که به کلیسای منحرف تعلق دارند یا به کلیسای عروس. هر فردی باید برای خود تصمیم بگیرد و این که کتاب مقدّس او را در کجا قرار می‌دهد. هر کس براساس تصمیمی که می‌گیرد در برابر او خواهد ایستاد. چه کسی به خدا ایمان داشته و در کنار او خواهد ایستاد؟

در پایان تمایل دارم از همه شما برادران و خواهران عزیزم که هر روزه مرا در دعاهای خود به یاد می‌آورید تشکر کنم. علاوه بر این می‌خواهم که قدردانی خود را به تمامی آنانی که خستگی ناپذیر در مرکز میسیونری و در جاهای دیگر و در خارج از این کشور فعال هستند ابراز کنم. هم چنین از تمامی برادران و خواهرانی که در تمام این سالها با ده یکها و هدایای خود این خدمت را حمایت کرده‌اند؛ تشکر کنم. به تمامی برادرانی که کلام خدا را به زبانهای مختلف و در کشورهای گوناگونی اعلام می‌کنند با این بخش از کلام خسته نباشید می‌گویم: «بنابراین ای برادران حبیب من پایدار و بی‌تشویش شده، پیوسته در عمل خداوند بیفزایید، چون می‌دانید که زحمت شما در خداوند باطل نیست.» ( اول قرنتیان ۱۵ : ۵۸ ) «روح و عروس می‌گویند بیا و هر که می‌شنود بگوید بیا … آمین بیا ای خداوند عیسی.»

کنفرانس بین‌المللی در آوریل ۱۹۷۶ برادرانی از ۳۳ کشور گرد هم آمده‌اند

جلسه در مرکز کرفلد نوامبر ۲۰۰۸

جلسه در شنبه قیام هیل برون آلمان ۱۹۷۵

جلسه در یکشنبه قیام ۱۹۷۵ زوریخ سوئیس

از سال ۱۹۶۶ هزاران نفر به نام عیسی مسیح تعمید یافته‌اند.

جلسه در Belem کشور برزیل اکتبر ۲۰۰۷

جلسه در لیما، کشور پرو در اکتبر ۲۰۰۷

جلسه در مانیل فیلیپین در سپتامبر ۲۰۰۸

دانلود نامه گردشی دسامبر ۲۰۰۸
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد