نامه گردشی اکتبر ۲۰۰۷ برادر اوالد فرانک ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی اکتبر ۲۰۰۷ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی اکتبر ۲۰۰۷

 

«عیسی مسیح دیروز و امروز و تا ابد همان است.» ( عبرانیان ۱۳ : ۸ )
نامه منتشر شده اکتبر ۲۰۰۷

سلامی مخصوص به تمامی خواهران و برادران ما در عیسی مسیح، خداوند ما، در سراسر جهان. در این نامه گردشی ما سعی خواهیم کرد تا مسئولیتی که با یک ندا و مأموریت الهی همراه است را اعلان نماییم.

وقتی اشعیا نبی در حضورخدا قرار گرفت و شنید کلمات: «قدوس، قدوس، قدوس، خداوند دسته‌ها» او گفت: «وای بر من که هلاک شده‌ام زیرا مرد ناپاک لب هستم و در میان قوم ناپاک لب ساکنم …» پس زندگی کردن در میان آنها و گناهانشان همانند لمس کردن آتش است و این برای من سخت می‌باشد. «آنگاه آواز خداوند را شنیدم که می‌گفت: که را بفرستم و کیست که برای ما برود؟ گفتم: لبیک مرا بفرست.» ( اشعیا ۶ : ۸ )

ارمیا می‌نویسد: پس کلام خداوند بر من نازل شده، گفت: «قبل از آن که تو را در شکم صورت بندم تو را شناختم و قبل از بیرون آمدنت از رحم تو را تقدیس نمودم و تو را نبی امّتها قرار دادم.» ( ارمیا ۱ : ۴ – ۵ )

ما درباره‌ی حزقیال می‌خوانیم: «کلام یهوه بر حزقیال بن بوزی کاهن نزد نهر خابور در زمین کلدانیان نازل شد و دست خداوند در آنجا بر او بود.» ( حزقیال ۱ : ۳ )

پطرس رسول درباره‌ی خدمت انبیاء می‌نویسد: «و بدیشان مکشوف شد که نه به خود بلکه به ما خدمت می‌کردند، در آن اموری که شما اکنون از آنها خبر یافته‌اید از کسانی که به روح‌القدس که از آسمان فرستاده شده است، بشارت داده‌اند و فرشتگان نیز مشتاق هستند که در آنها نظر کنند.» ( اول پطرس ۱ : ۱۲ )

پولس رسول در رساله‌ی خویش به تیموتائوس تأکید می‌کند، «تمامی کتب از الهام خدا است و به جهت تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است، تا مرد خدا کامل و به جهت هر عمل نیکو آراسته بشود.» ( دوم تیموتائوس ۳ : ۱۶ – ۱۷ )

 

مأموریت و مسئولیت

 

خداوند خدا تمام کارها را به طور همگون انجام می‌دهد. او به تنهایی تصمیم می‌گیرد چه باید واقع شود، و چطور، در چه زمانی و به وسیله‌ی چه کسی آن انجام خواهد گرفت. کل کتاب مقدّس کلام خدا است برای آگاهی ما درباره‌ی نقشه نجات خدا. خدا از طریق شخصی صحبت می‌کند که او را تقدیس نموده است. بنابراین ما باید به او گوش فرا دهیم و ایمان داشته باشیم موافق متون مقدّس. عهد عتیق و جدید در هماهنگی کامل هستند. در عهد عتیق خدا هر چیزی را که مربوط به نقشه‌ی نجاتش بود پیشگویی کرد، طی عهد جدید، آنها در حال انجام می‌باشند، وقتی که زمان به ابدیت بپیوندد.

هر مرد خدا یک مأموریت مستقیم از جانب او دریافت می‌کند و به وسیله ندای الهی‌اش مسئولیت حساسی که در زمان خودش به عهده نوح گذاشته شده بود تأثیری بر جای گذاشت که تا پایان دنیا نیز باقی خواهد ماند. خداوندمان گفت؛ «و چنان که در ایام نوح واقع شد، همان طور در زمان پسر انسان نیز خواهد بود.» ( لوقا ۱۷ : ۲۶ ) او مأموریت الهی خویش را به دقت به مردم زمانش انتقال داد و به آنها درباره دادرسی و داوری الهی هشدار داد و با ایمان و اطاعتی که داشت کشتی‌اش را بنا نمود. ( پیدایش ۶ : ۲۲ ) نوح فیض یافت تا خواست و اراده‌ی خدا را انجام دهد. بی‌ایمانان توجه نکردند به این هشدار؛ آنها وارد کشتی نشدند و به هلاکت رسیدند. فایده‌ای نداشت وقتی مسیح در روح نزول کرد و موعظه کرد برای روحهایی که اسیر بودند: «و به آن روح نیز رفت و موعظه نمود به ارواحی که در زندان بودند، که سابقاً نافرمانبردار بودند هنگامی که حلم خدا در ایام نوح انتظار می‌کشید …» ( اول پطرس ۳ : ۱۹ – ۲۰ ) برای همیشه [ برای آنها – مترجم. ] خیلی دیر شده بود.

نوح با خدا راه می‌رفت و تمام فرمانهای او را کاملاً انجام می‌داد. ما نیز می‌توانیم با خدا راه رویم اگر طبق کلام او زندگی کنیم. خدا در ابتدا با نوح و سپس با تمام بشریت پیمانی منعقد کرد به همراه نشانه‌ای که رنگین کمان بود و به آنها وعده داد که این بار زمین نباید توسط سیل، خراب شود. «و خداوند گفت: این است پیمانی که من بین خود و شما می‌بندم هر موجودی برای زندگی ابدی و جاودانه آفریده شده است … و این پیمانی است بین من و زمین.» ( پیدایش۹ : ۱۲ – ۱۳ )

هم چنین خدا با ریختن خون خود بر صلیب جلجتا پیمان ابدی با ما می‌بندد «… و می‌گوید این خون من است که برای مُهر کردن پیمان جدیدم برای بسیاری از شما ریخته می‌شود.» ( مرقس ۱۴ : ۲۴ ) که در مکاشفه ۱۰، درست پیش از آغاز سلطنتش و خداوند پایین می‌آید مانند فرشته عهد با رنگین کمانی بالای سرش و یک پای او بر روی دریا و پای دیگرش بر زمین بود.

ابراهیم به پدر ایمان مشهور است او منحرف نشد از ایمانش. پس او دید انجام شدن وعده‌ای را که خداوند به او داده بود. نقشه نجات و رستگاری با ابراهیم شروع شد. فدیه دهنده‌ی ما نیز پسر ابراهیم خوانده شده است. ( متی ۱ : ۱ )

«خداوند به ابراهیم گفت هر کس که تو را گرامی دارد من او را متبارک و هر که تو را نفرین کند من او را نفرین خواهم کرد و کل خانواده‌ات را بر روی زمین متبارک خواهم ساخت.» ( پیدایش ۱۲ : ۲ – ۳ ) پولس رسول به طور اختصار در این باره چنین می‌گوید ابراهیم به خدا ایمان آورد و آن دلیلی بر حقانیتش بود. بنابراین می‌دانیم که هر کس ایمان بیاورد فرزند ابراهیم به شمار می‌آید. در کتاب مقدّس آمده که خداوند تصدیق می‌کند کفرشان را اگر چه تظاهر به ایمان کنند. این خبر پیش از انجیل به ابراهیم داده شده بود و این که تمام امّتها به وسیله تو متبارک خواهند شد.( غلاطیان ۳ : ۶ – ۱۴ ) مسئولیت ابراهیم سرمشقی برای همه ایمانداران بود، «… هر کس باید پا جای پای پدرمان ابراهیم بگذارد …» ( رومیان ۴ : ۱۲ ) در آخر خداوند وعده‌ی پسری را به ابراهیم می‌دهد که باید توسط سارا متولد شود. ابراهیم هر چه خدا به او می‌گفت به طور کامل اطاعت می‌کرد، او حتی حاضر به قربانی کردن فرزندش بنا به خواسته‌ی خداوند شد، چون او باور داشت که این خداوند است که مرگ و زندگی را در دست دارد. ( پیدایش ۲۲ : ۵ ؛ رومیان ۴ : ۱۷ ؛ عبرانیان ۱۱ : ۱۹ )

اگر ایمان بیاوریم به وعده‌های خداوند هم چون ابراهیم، ما نیز همه چیز را خواهیم دید که به وقوع خواهند پیوست به نام عیسی مسیح؛ آمین. ( دوم قرنتیان ۱ : ۲۰ )

مسئولیت بزرگ و عظیم موسی در تطابق با مأموریتش برای اسرائیل بود. خداوند خدا در بوته آتش بر او ظاهر شد و به او گفت: تو باید به سوی مردم بروی و راه رستگاری را به آنها نشان دهی. «خداوند علاوه بر این به موسی گفت: بنابراین تو باید به فرزندان اسرائیل بگویی که خداوند پدر شما است، پدر ابراهیم، پدر اسحاق و پدر یعقوب و او من را به سوی شما فرستاد. و این است یادگار من برای همه نسلها.» ( خروج ۳ : ۱۵ )

مسئولیت عظیم موسی برای اسرائیل در رابطه با تکمیل عهد و پیمانی بود که خداوند با ابراهیم بسته بود او باید اسرائیلیان کشور مصر را بعد از ۴۰۰ سال نجات می‌داد. ( پیدایش ۱۵ : ۱۳ – ۱۴ ) …

«و خداوند با موسی رو در رو صحبت می‌کرد همانند دو دوست.» ( خروج ۳۳ : ۱۱ الف ) و موسی جواب داد به پروردگار «که اکنون از تو در خواست می‌کنم اگر من می‌توانم در نظر تو توفیق یابم، راهت را به من نشان بده، تا من تو را بشناسم و در نظرت فیض پیدا کنم.» ( خروج ۳۳ : ۱۳ ) این آرزو هر خادم خوب خدا است. خداوند قبل از مسئولیت موسی همه چیز را به دقت برای او بیان کرده و گواهی داده بود بر چیزی که برای او آشکار شد. «و موسی به راستی بر همه چیز امین بود هم چون یک بنده برای شهادت اموری که بعدها درباره‌شان گفته شد و اما مسیح هم چون یک پسر بود جایگاهی که می‌تواند جایگاه هر یک از ما باشد اگر در ایمانمان امین و استوار باشیم هم چنین در آخرت شادمان خواهیم گشت. ( عبرانیان ۳ : ۵ – ۶ )

یوشع نیز مسئولیت مخصوصی داشت که مردم را هدایت کند و از بند اسارت برهاند. خداوند خدا به یوشع فرمود: «خادم من موسی مرده است حالا تو باید برخیزی و کار او را تمام کنی و تمام مردم حتی فرزندان اسرائیل را به زمینی که برایشان مهیا کرده‌ام ببری.» ( یوشع ۱: ۲ ) پس می‌خوانیم: «یوشع از میان مردم مأمور می‌شود، پس او به مردم و سپاهش می‌گوید: به اندازه سه روز غذا بردارید و شهر را ترک کنید و به جایی بروید که خداوند برایتان آماده کرده است.» ( یوشع ۱ : ۱۰ – ۱۱ ) غذای ساده برای این سفر کافی بود چون مردم می‌خواستند وعده‌ی خداوند را دریافت کنند. برای تحقق وعده‌های خداوند غذای روحانی نیاز است. یوشع مسئولیت بزرگی داشت در ارتباط با فرزندان نیک اسرائیلی.

به وسیله او کاری که خداوند توسط موسی شروع کرده بود پایان یافت. کلام نازل شده از سوی خداوند به موسی هم چون داستان نوح بود که مردم را برای مأموریت خاصی جا به جا می‌کرد. دیوارهای شهر ریخت، خورشید از تابش ایستاد و آسمان تاریک شد و زمانی که مردم همه را تحمل کردند پیروزی کامل حاصل شد. ( یوشع ۱۰ ) مأموریت ایلیا برای برگرداندن اسرائیل به سوی پروردگارشان بود. او بالای کوه کرمل رفت و دوازده سنگ را به قبیله اسرائیل نشان داد و با آن قربانگاهی ساخت، جایگاهی که قربانی را بر روی آن می‌نهند و بر آن آب می‌ریزند و به نام خداوند و به خداوند پیش کش می‌کنند. ایلیا دعا کرد: فوری به ایلیا که طبق کلام خدا رفتار کرده بود جواب آمد. صدایم را بشنو ای خداوند، صدایم را بشنو، قلبهای این مردم را صیقل بده تا شاید نقشه‌ات را درک کنند. ( اول پادشاهان ۱۸ : ۳۷ ) خداوند جواب او را به وسیله آتش داد، چنان که آتشی بر قربانگاه افروخت بدون این که قربانی و قربانگاه بسوزند. «وقتی مردم این واقعه را دیدند به رو در افتادند همه یک صدا گفتند: خداوند او خدا است، خداوند او خدا است.»

تا به امروز ۴۵۰ نبی از بعل و ۴۰۰ نبی از آشور بلند شده است. ایلیا در آن زمان مسئولیت بزرگی بر روی زمین داشت. هر که دعوت خدا را پذیرفت و از او پیروی کرد خداوند قلبش را به خودش برگرداند.

در عهد قدیم پیش از خداوند پیامبران زیادی برای انجام مسئولیتی خاص آمدند. عهد جدید با مأموریت خاص یوحنای تعمید دهنده برای نقشه نجات شروع شد. او نبی وعده داده شده بود که فرستاده شده بود برای معرفی مسیح. او پیام خدا را برای مردم آورده بود، «… که مردم به واسطه‌ی او ایمان آوردند.» ( یوحنا ۱ : ۶ – ۱۳ ) در تطابق با پند ابدی خداوند راه را برای ایمانداران هموار کرد. او برای آماده کردن مردم برای پذیرش نقشه‌ی الهی تعیین شده بود این واقع شده در لوقا۱ : ۱۶ – ۱۷ «بسیاری از فرزندان اسرائیل باید به سمت پروردگارشان برمی‌گشتند. و او باید از روح پر می‌شد تا برگرداند قلبهای پدران را به فرزند و آماده می‌کرد مردم را برای خداوند.»

چه کسی می‌تواند مسئولیتی را دریافت کند که در امتداد مأموریت و پیمان الهی است و مستقیماً به نقشه‌ی نجات متصل می‌شود؟ خداوند وعده داده است در ملاکی ۳ : ۱ «مشاهد کنید، من پیغام آورم را خواهم فرستاد و او راه را پیش از من آماده خواهد کرد …» هر چند اشعیا نبی آن را پیشگویی کرد، «توسط صدایی که در بیابان به او گفته بود تو راه را برای خداوند آماده می‌سازی …» ( اشعیا۴۰ : ۳ ) در عهد جدید ما تأیید این قضیه را در متون مقدّسهای متعددی پیدا کردیم: متی ۱۱ : ۱۲ – ۱۳ ؛ مرقس ۱ : ۱ – ۴ ؛ لوقا ۲ : ۲۷ – ۳۰ ؛ یوحنا ۱ : ۱۹ – ۲۸.

خداوندمان به وعده‌ی خویش عمل کرد و مسیح را فرستاد. بعضی او را پذیرفتند و دیگران او را رد کردند. هر آن کس که او را پذیرفت، فرزندان خدا شد. ( یوحنا ۱ : ۱۲ – ۱۳ ) وقتی او در جسم ظاهر شد او مسئولیت نهایی را که نقشه‌ی نجات بود را کامل می‌کرد.

پیشوا پولس رسول بیان کرد: «و ما خبر خوشحال کننده‌ای را به شما بیان می‌کنیم، که چطور خداوند وعده‌ای را که به ما داده بود انجام داد، او مسیح را بلند کرد …» ( اعمال ۱۳ : ۳۲ – ۳۳ ) مسئولیت امروز ما این است که به بشریت اعلام کنیم که نقشه‌ی نجات کامل شده است. این مأموریت اساس و پایه‌ی کلیسای عهد جدید در روز پنطیکاست می‌باشد.

پطرس رسول انتخاب شد از میان ۱۲۰ برادری که در اتاق بالایی جمع شده بودند او مردی بود با مأموریتی در راستای نقشه‌ی خداوند پیش از مسیح. پطرس اولین کسی بود که خداوند کلید حیات را به او واگذار کرد؛ طبق مکاشفه. ( متی ۱۶ ) او تحت آموزش مستقیم خداوند زنده قرار گرفت و اولین مردی که توسط روح‌القدس راهنمایی می‌شد و الهام می‌گرفت. ( این نکته باز تکرار شد که گفتار نهایی باید توسط یک مرد خدا پیش از بازگشت دوباره‌ی مسیح موعظه شود. وقتی کلیسای عهد جدید پیدا شد تعمید آخر باید به درستی انجام گیرد. ) از ازل تا به امروز الگوی کتاب مقدّس به قوت خود باقی است و تا روز فیض معتبر خواهد بود. ابتدا گفتاری را در رابطه با ایمان بیان می‌کند سپس روح‌القدس هر شخصی را به طور انفرادی برای توبه کردن و پیروی از مسیح هدایت می‌کند و بعد هر ایماندار واقعی در اسم عیسی مسیح غسل تعمید می‌گیرد.

مأموریت پولس رسول آشنا کردن هر خواننده با کتاب مقدّس است. وظیفه‌اش مسئولیتی خاص برای کلیسای عهد جدید است. او همه چیز را بی‌کم و کاست به کلیسا آورد و قدرت یکپارچگی صحیح روحانیون را نشان داد و هم چنین موحبت روح را که جماعت را تقدیس می‌کند و جزئیات کتاب مقدّس را شرح داد. مأموریتش برای کلیسای عهد جدید بسیار مهم بود. پولس رسول بود که گفت هر شخصی باید انجیل را برای دیگری موعظه کند. ( غلاطیان ۱ ) امروزه دنیای روحانی پر شده از افرادی که درباره‌ی عیسی دیگر و انجیل دیگری موعظه می‌کنند زیرا آنها دریافت کرده‌اند روح دیگری را. ( دوم قرنتیان ۱۱ : ۴ )

یوحنای رسول، شخصی بود که به جزیره پطمس رفت، به خاطر کلام خدا و شهادت به عیسی مسیح. ( مکاشفه ۱ : ۹ ) هم چنین مسئولیت خاصی که پیش از ظهور خداوند داشت. در آنجا، دور از اجتماع، خداوند چیزهایی را که قرار بود تا به آخر زمان اتفاق بیافتد به او نشان داد. او خداوند را دید که بر تخت سلطنتش نشسته است. ( مکاشفه ۴ ) و نامه‌ی هفت مُهر شده‌ای را دید. ( مکاشفه ۵ ) او عروس را در آسمان ملاقات کرد و این آواز را شنید. جلال بر خداوند عظیم. ( مکاشفه ۱۹ ) سلطنت هزار ساله‌ی مسیح و قیام اوّل و دوّمش را دید. و او در حضور تخت سفید پادشاهی، داوری را هم دید. ( مکاشفه ۲۰ ) او حتی زمین و آسمان تازه را دید. ( مکاشفه ۲۱ ) وی هر آن چه را که دیده و شنیده بود مکتوب کرد. ( مکاشفه ۱ : ۱۱ ) بنابراین این گونه است که ما همه آنها را تا به امروز داریم. آمین در طی تاریخ کلیسا انسانهای مختلفی درباره این رویداد موعظه کرده‌اند. آنها اشخاصی بودند که توسط مذهب برآشفتن و بیرون آمدن از آیین کفار و بنده مسیحیت شدند اما نه بنده‌ی عیسی مسیح.

از شورای نیقیه ۳۲۵ بعد از میلاد عقیده‌ای کاملاً خلاف کتاب مقدّس شکل پیدا کرد. و کلیسایی در امپراطوری روم بنا نهاده شد بدون بنیاد رسولان و انبیاء که کاملاً خلاف کلیسای اصلی بود که بر پایه و بنیاد رسولان و انبیاء ساخته شده بود. ( افسسیان ۲ : ۲۰ )

بعد از حکومت هزار ساله [ قرون وسطی ] کلیسای کاتولیک، مذهب نیرومندی در جریان اصلاحات پدید آمد. مردانی مانند وسلی، هوشع و دیگران که توسط روح خدا از حقایق آگاه بودند، آنها کتاب مقدّس را در دست داشتند و کلام خدا درون قلبهایشان خانه داشت. آنها از پیش راه را برای مصلحان آماده کردند. بعد مردانی چون مارتین لوتر، فیلیپ ملانتون، هالدری چزوینگلی، جان کالوین، و دیگران آمدند تا پیام انجیل را اعلام کنند. خیلی از مردم پیرو جان وسلی، موسس کلیسای متدیست، جان اسمیت، موسس کلیسای باپتیست، منوسیمونز تأسیس کننده‌ی کلیسا منونیت و بسیاری دیگر بودند. این کلیساها تعمید گرفتن توسط آب را قبول ندارند. اما امروزه دنیا درباره‌ی احساسات و تراوشات عظیم روح‌القدس می‌داند. کشیش‌ها به سادگی از روح‌القدس پُر می‌شوند و بر عیسی مسیح شهادت می‌دهند که او است نجات دهنده‌ی آنها و هم چنین توسط روح‌القدس و آتش غسل تعمید می‌یابند. ( متی ۳ : ۱۱ – ۱۲ و اعمال رسولان ۱۱ : ۱۵ – ۱۶ )

بعد از جنگ جهانی دوّم ویلیام برانهام به صحنه آمد. او برای مأموریت و نبوتی روحانی دعوت شده بود. حتی مخالفانش را نیز تسلیم کرد و دانستند که محل ریاستی بر روی زمین ندارند و این روزها، روزهای خداوند است. ۷ مه ۱۹۴۶ روز بسیار خاصی بود، روزی که خدا خادمش را برگزید و هدف از این دعوت را به او گفت. به این ترتیب ما به قسمت اصلی پیمان در زمان خود رسیدیم، که نمی‌توانیم آن را نیمه کاره بگذاریم. مکرراً بیان می‌کنم که خدا تمام چیزهایی را که مرتبط با نقشه‌ی نجات می‌شود را طبق کلامش انجام می‌دهد. هم چنین می‌تواند در هر زمانی آن را به اثبات برساند. آزمایش همیشه مبنی بر کلام خدا می‌باشد. هر رسالت و پیمانی به ظهور اولیّه‌ی مسیح اشاره می‌کند و تکمیل می‌کند رسالتهای قبلی را، اما معلمان و نگارندگان نمی‌توانند آنها را درک کنند، زیرا آنها با تفسیر و تعبیر خود به آن نگاه می‌کنند. امروزه تاریخ مکرراً در این خصوص شرح می‌دهد. پطرس رسول در کتاب مقدّس باب ۱ آیه‌ی ۲۰ چنین می‌گوید ( دوم پطرس ۱ : ۲۰ ): «این را بدانید که هیچ نبوت کتاب از تفسیر خود نبی نیست.» تفسیر همیشه کار دشمن است و ما را در راه خود نگاه می‌دارد، در حقیقت، آنها ما را از نظر کردن به مکاشفه و انجام آن باز می‌دارند. در روزهای نهایی فیض، خدا به ما وعهد می‌دهد: «بنگرید، من ایلیا را خواهم فرستاد پیش از روز بزرگ و مهیب خداوند تا شما را هدایت کند.» ما هنوز در زمان فیض الهی زندگی می‌کنیم و همواره برای روز نجات دعوت می‌شویم. ( اشعیا ۴۹ : ۶ – ۸ ؛ دوم قرنتیان ۶ : ۲ )

زمان فیض از ظهور اولیّه مسیح آغاز و تا بازگشت دوباره او ادامه دارد همان طور که در یوحنا ۱۴ : ۱ – ۳ به ما وعهد داده شده است. پس از آن روزهای ترسناک و مهیب آغاز خواهد شد. هر خدای راستینی به کلامش اشاره می‌کند و به وعهد‌ای که در آن است و آن را به انجام می‌رساند.

به راستی، او فرستاد مردی را برای ما که همانند ایلیا به رسالت منصوب شده است. هر آن کس که به او ایمان نیاورد و او را نپذیرد یا زندگیش در جهل و نادانی است و یا هنوز خداوند مهربان را نشناخته است. بنابراین در ملکوت خداوند جای ندارد. «کلام انبیاء را محکم‌تر داریم که نیکو می‌کنید اگر در آن احتمام کنید مثل چراغی درخشنده در مکان تاریک تا روز بشکافت و ستاره‌ی صبح در دلهای شما طلوع کند.» ( دوم پطرس ۱ : ۱۹ )

در این مقدمه ما رجوع می‌کنیم به سوالات شما:

روز خداوند چگونه است که با فرستادن مردی مانند ایلیا تحقق می‌یابد؟ ما پیش از این مختصراً درباره‌ی اعمال و رفتار ایلیا صحبت کرده‌ایم. وظیفه‌ی ما برای این مأموریت در این زمان این است که قلبهای فرزندان خدا را به سوی خداوند برگردانیم و چیزهایی را که منطبق با کلام خدا نیست با آن تطبیق دهیم. اینک باید تعلیمات اعلام شده‌ی دوازده رسول در کلیسای آخر زمان موعظه شود، تا بتوان هارمونی اصلی و ساختار را تحت بنیاد رسولان برگرداند. «بر بنیاد رسولان بنا شده‌اید که خود عیسی مسیح سنگ زاویه است و در وی شما نیز با هم بنا کرده می‌شوید تا در روح مسکن خدا شوید.»

روح‌القدس چه چیزهایی را پیشگویی می‌کند؟ از یک طرف او رسولان کذبه بی‌شمار و مسیحای دروغین را که می‌خواهند بیایند و مردم بسیاری را گمراه کنند معرفی می‌کند و اگر امکان داشت حتی رسولانی برگزیند. ( متی ۲۴ ) و از طرف دیگر به ما وعهد می‌دهد که: «مشاهده کنید، اینک من ایلیای نبی را پیش از فرا رسیدن روز مهیب خداوند خواهم فرستاد تا هدایتتان کند.» خداوندمان این وعده‌ی بسیار مهم را دوباره در عهد جدید تثبیت کرد: «حقیقتاً اول باید الیاس بیاید و همه چیز را اصلاح کند.» ( متی ۱۷ : ۱۱ ) روح‌القدس به آنها می‌گوید: به راستی اوّل الیاس می‌آید و همه چیز را اصلاح می‌کند. او هم چنین به قبل رجوع کرده و وظیفه یحیی تعمید دهنده را تکمیل می‌کند، کسی که در روح و قدرت مانند ایلیا است. «الیاس به راستی می‌آید و همه چیز که وعده داده شده را انجام می‌دهد.»

زمانی که روز مهیب خداوند فرا می‌رسد چه اتفاقی روی زمین می‌افتد؟

«اینک روز خداوند با غضب و شدت خشم و ستم کیشی می‌آید، تا جهان را ویران سازد و گناهکاران را از میانش هلاک نماید.» ( اشعیا ۱۳ : ۹ )

«آفتاب به تاریکی و ماه به خون مبدل خواهند شد، پیش از ظهور یوم عظیم و مهیب خداوند.» ( یوییل ۲ :۳۱ )

«زیرا که روز خداوند بر جمیع امّتها نزدیک است، و چنان که عمل نمودی هم چنان به تو عمل کرده خواهد شد و اعمالت بر سرت خواهد برگشت.» ( عوبدیا ۱ : ۱۵ )

«فوراً بعد از مصیبت آن ایام، آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوتهای افلاک متزلزل گردد.» ( متی ۲۴ : ۲۹ )

«و در آن روزهای بعد از آن مصیبت، خورشید تاریک گردد و ماه نور خود را باز گیرد.» ( مرقس ۱۳ : ۲۴ )

«و از بالا در افلاک، عجایب و از پایین در زمین، آیات را از خون و آتش و بخار دود به ظهور آورم. خورشید به ظلمت و ماه به خون مبدل گردد قبل از وقوعِ روزِ عظیمِ مشهور خداوند.» ( اعمال رسولان ۲ : ۱۹ – ۲۰ )

«زیرا خود شما به تحقیق آگاهید که روز خداوند چون دزد در شب می‌آید.» ( اول تسالونیکیان ۵ : ۲ )

«لکن روز خداوند چون دزد خواهد آمد که در آن آسمانها به صدای عظیم زایل خواهند شد و عناصر سوخته شده، از هم خواهند پاشید و زمین و کارهایی که در آن است سوخته خواهد شد.» ( دوم پطرس ۳ : ۱۰ )

یوحنای رسول روز خداوند را در روح دید، «و در روز خداوند در روح شدم و از عقب خود آوازی بلند چون صدای صور شنیدم.» ( مکاشفه ۱ : ۱۰ )

او دید؛ «بر دست راست تخت نشین، کتابی را که مکتوب است از درون و بیرون، و مختوم به هفت مُهر.» ( مکاشفه ۵ : ۱ )

او مجدداً می‌بیند برّه خداوند ( عیسی ) را که کتاب هفت مُهر را در دست گرفته و باز می‌کند. آن برادر برانهام بود که در مارچ ۱۹۶۳ مکاشفه‌ای شگفت انگیز از هفت مُهر می‌دهد. چهار مُهر اول، پی در پی به هفت کلیسا زمان تشبیه می‌شوند. مُهر پنجم صحبت می‌کند درباره‌ی آنانی که برای کلام خدا و شهادتی که داشتند کشته شده بودند و از خداوند طلب انتقام خونشان را داشتند پس به ایشان گفته شد که اندکی دیگر آرامی نمایند تا عدد هم قطاران که مثل ایشان کشته خواهند شد، تمام شود. ( مکاشفه ۶ : ۹ – ۱۱ )

طبق مکاشفه ۱۱، دو شاهد خداوند خواهند آمد و هر کس آنان را اذیت کند خواهد مرد. با باز شدن مُهر ششم ما به یاد آغاز روز خداوند می‌افتیم. «و چون مُهر ششم را گشود، دیدم که زلزله‌ای عظیم واقع شد و آفتاب چون پلاس پشمی سیاه گردید و تمام ماه چون خون گشت.» ( مکاشفه ۶ : ۱۲ )

اوه، کلام خداوند چه صریح و آشکار است! پیش از این که خورشید به تاریکی گراید و ماه به خون نشیند و همه‌ی کارها در آتش بسوزد و پیش از آن که همه جا پاک و تصفیه شود، خداوند وعده‌اش را عملی می‌کند و برای ما یک نبی می‌فرستد. آن مهم‌ترین وعده‌ی خداوند است که در زمان ما اجرا شده است. هرگاه یک نبی راستین به صحنه می‌آید توسط خداوند تأیید می‌شود، بنابراین ما باید به پیامی که او اقامه می‌کند توجه کنیم. و به این که او از جانب خداوند انتخاب شده است یا نه، باید پی ببریم.

یک واقعه‌ی خیلی خاص مشاهده‌ی ماورای طبیعی برادر برانهام در ۱۱ ژوئن ۱۹۳۳ بود که درباره‌ی تعمید اولیّه‌اش در رودخانه‌ی اوهایو بود. او صدای عظیم خداوند را از میان آسمانی که منور شده بود شنید که به او گفت: نگاه کن. وقتی به آسمان روشن نگاه کرد باز شنید که خداوند به او گفت: یحیی را برای تعمید اوّل فرستادم و تو تعمید دوّم برای دعوت به کلیسا هستی. در آوریل ۱۹۶۶ من مردم متعددی را در هندوستان و آمریکا ملاقات کردم و شاهدان عینی این مشاهده‌ی عظیم بودند. پیوستن به این مأموریت ماورای طبیعی و فوق‌العاده برای کلیسای عیسی مسیح یک مسئولیت است که برگشتی ندارد. «زیرا که در نعمتها و دعوت خدا بازگشتن نیست.» ( رومیان ۱۱ : ۲۹ )

این حقیقت دارد که: «خداوند یهوه کاری نمی‌کند جزء این که سر خویش را به بندگان، انبیاء مکشوف می‌سازد.» ( عاموس ۳ : ۷ ) خداوند به وعهده‌اش عمل کرد و همان طور که گفته بود، در روزهای پایانی نبی‌ای می‌فرستم پیش از آن که روز مهیب شروع شود هر چند که آنانی که فرزند خدا نیستند آن را پیروی و تصدیق نمی‌کنند. «ای حقیر شمارندگان، ملاحظه کنید و تعجب نمایید و هلاک شوید زیرا که من عملی را در ایام شما پدید آرم، عملی که هر چند کسی شما را از آن اعلام نماید، تصدیق نخواهید کرد.» ( اعمال رسولان ۱۳ : ۴۱ )

خداوند احتیاج به مشورت دوباره‌ی آن که چه باید بکند ندارد. او تنها کلامش را حفظ می‌کند و هر آن چه که در ارتباط با نقشه‌ی نجات می‌باشد کامل می‌کند. او خادمینش را با یک پیمان مستقیم می‌فرستد تا بدین وسیله در این مسئولیت مشارکت کند. در قرن بیستم هم – چه مردم ایمان نیاورند چه بیاورند دیگر مردی که دعوت و مأموریتی هم چون برادر برانهام داشته باشد بروی زمین نخواهد آمد. این مرد برای مسئولیتی مستقیم طبق نقشه‌ی نجات، برای روزهای آخر انتخاب شده است.

بعضی از مبشران انجیل هنوز تا به امروز باقی‌اند همانند بعضی از شخصیتهای الهی. ما باید از آنها بخواهیم که اگر دعوتی مستقیم دارند و این دعوت معتبر است، آیا از روز، ساعت و مکانی که خداوند با یک مأموریت الهی به آنها واگذار کرد اطلاع دارند. پیش از این هرگز میزان بالایی از فعالیتهای مذهبی که ما در زمان حاضر می‌بینیم وجود نداشته است اما با برنامه‌ی گیرای آنها کم و بیش سلطنت خداوند ساخته می‌شود. ما باید با دقت توجه کنیم که مذهب مربوطه با کتاب مقدّس هماهنگ باشد.

یک محاسبه از مسئولیت من این است که در زمان خودم باید تکرار کنم آن چه را که در زمان پیش از ظهور اولیّه‌ی خداوند اتفاق افتاده بود: با خدمت برادر برانهام وعده‌ای که در کتابهای مقدّس توسط ملاکی نبی بیان شده بود تکمیل شد. ما توسط مأموران الهی به سوی خداوند هدایت می‌شویم.

همه می‌دانیم که ما در زمان آخر زندگی می‌کنیم و به زودی زود عیسی مسیح برمی‌گردد حتی اگر روز و ساعت دقیق‌اش را ندانیم. از زمانی که برادر برانهام گفته بود که رسالتی که به من محول شده نشانی است بر ظهور دوّم عیسی مسیح، این برای همه ما لازم است که خود را آماده‌ی بازگشت مسیح نماییم.

خداوند تنها افراد معینی را برای یک خدمت ویژه دعوت کرد و به موجب آن به آنها یک مسئولیت بزرگ داد. او برای هر زمان خاص یک مرد را بلند کرد. برادر برانهام طبق نقشه نجات به وسیله خداوند مأمور شده بود. خداوند مستقیماً با خادمش صحبت کرد. این شخصی که از جانب خدا فرستاده شده است متبارک می‌باشد، وای بر آنانی که پیروی‌اش نکنند. خداوند فرموده: «هر که شما را قبول کند، مرا قبول کرده و کسی که مرا قبول کرده، فرستنده‌ی مرا قبول کرده باشد.» ( متی ۱۰ : ۴۰ )

«آن که شما را شنود، مرا شنیده و کسی که شما را حقیر شمارد، مرا حقیر شمرده و هر که مرا حقیر شمارد، فرستنده‌ی مرا حقیر شمرده باشد.» ( لوقا ۱۰ : ۱۶)

«آمین آمین به شما می‌گویم هر که قبول کند کسی را که می‌فرستم، مرا قبول کرده، و آن که مرا قبول کند فرستنده‌ی مرا قبول کرده باشد.» ( یوحنا ۱۳ : ۲۰ )

ما به این زمان با اهمیت احتیاج داریم: هر کس با پیمان الهی و به وسیله‌ی دوستی با خداوند از این گذرگاه فرعی بگذرد سعادتمند خواهد شد.

 

شکیبایی حقیقی

 

در خصوص ربودیت و استرداد، که اتفاق افتاده است، دو نمونه خاص و برجسته داریم: اوّل خنوخ، دوّم ایوب.

ایوب یک آزمایش دو قسمتی را تجربه کرد و در محبت با خدای خویش زندگی می‌کرد. ایوب تحت آزمایشی سخت قرار گرفت. وقتی فرزندان خدا آمدند تا به حضور خداوند حاضر شوند شیطان نیز در میان ایشان آمد. او با خدا سوال و جواب کرد و از خدا جواز گرفتن همه چیز ایوب را گرفت و پس با تمام قوا حمله کرد. تا جایی که زن ایوب او را گفت: «تا این اندازه کاملیت خود را نگاه می‌داری؟ خدا را ترک کن و بمیر.» ( ایوب ۲ : ۹ ) ایوب در ایمان خود به خداوند و خدمتش مستعد ماند و ایمان خود را از دست نداد. شیطان می‌توانست همه چیز را ویران کند اما مجاز به لمس کردن جان او نبود. «خداوند مصیبت او را دور ساخت و به ایوب دو چندان آن چه از پیش داشته بود عطا فرمود.» ( ایوب ۴۲ : ۱۰ )

در عهد جدید به یعقوب اشاره می‌شود که با صبوری همه چیز را متحمل شد و ایمانش را پیروی کرد. او درباره‌ی باران اوّل و آخر و هم چنین درباره بازگشت خداوند می‌نویسد. و ما را به صبر کردن برای آمدن خداوند دعوت می‌کند. «ای برادران، نمونه زحمت و صبر را بگیرید از انبیایی که به نام خداوند تکلم نمودند. ای برادران، از یکدیگر شکایت مکنید، مبادا بر شما حکم شود. اینک داور بر در ایستاده است. اینک صابران را خوشحال می‌گوییم و صبر ایوب را شنیده‌اید و انجام کار خداوند را دانسته‌اید، زیرا که خداوند بغایت مهربان و کریم است.» ( یعقوب ۵ : ۷ – ۱۱ )

«پس ترک مکنید دلیری خود را که مقرون به مجازات عظیم می‌باشد. زیرا که شما را صبر لازم است تا اراده‌ی خدا را به جا آورده، وعده را بیابید. زیرا که بعد از اندک زمانی، آن آینده خواهد آمد و تأخیر نخواهد نمود. لکن عادل به ایمان زیست خواهد نمود و اگر مرتد شود نفس من با وی خوش نخواهد شد. لکن ما از مرتدان نیستیم تا هلاک شویم، بلکه از ایمانداران تا جان خود را دریابیم.» ( عبرانیان ۱۰ : ۳۵ – ۳۹ ) عیسی خداوند به زودی می‌آید، آمین.

خنوخ، هفتمین نسل آدم بود، که امتیازی ویژه داشت. او با خدا قدم می‌زد. «و خنوخ شصت و پنج سال بزیست، و متوشالح را آورد. و خنوخ بعد از آوردن متوشالح، سیصد سال با خدا راه می‌رفت و پسران و دختران آورد. همه‌ی ایام خنوخ، سیصد و شصت و پنج سال بود و خنوخ با خدا راه می‌رفت و نایاب شد، زیرا خدا او را برگرفت.» ( پیدایش ۵ : ۲۱ – ۲۴ ) او تنها نبی است که با این که در عهد جدید حضور داشت اما حتی در عهد قدیم نیز درباره آن نوشته شده است.

«لکن خنوخ که هفتم از آدم بود، درباره‌ی همین اشخاص خبر داده، گفت: اینک خداوند با هزاران هزار از مقدّسین خود آمد تا بر همه داوری نماید و جمیع بی‌دینان را ملزم سازد، بر همه‌ی کارهای بی‌دینی که ایشان کردند و بر تمامی سخنان زشت که گناهکاران بی‌دین به خلاف او گفتند.» ( رساله‌ی یهودا ۱ : ۱۴ – ۱۵ ) درباره‌ی خنوخ در عهد جدید چنین می‌خوانیم: «به ایمان خنوخ منتقل گشت تا موت را نبیند و نایاب شد چرا که خدا او را منتقل ساخت زیرا قبل از انتقال وی شهادت داده شد که رضامندی خدا را حاصل کرد.» ( عبرانیان ۱۱ : ۵ ) این مهم‌ترین پیام برای کسی است که آرزوی گرفتن جلال و عزت را دارد. درباره‌ی پسر خدا ما می‌خوانیم: «آنگاه خطابی از آسمان در رسید که؛ این است پسر حبیب من که از او خشنودم.» ( متی ۳ : ۱۷ ) دختران و پسران خداوند باید در ایمان و اطاعت همانند او شوند اگر چه با آب و روح‌القدس تعمید یافته باشند از جانب خدا هم تقدیس شوند و پس از آن در حضور خدا به محبت برسند، «که ما را از قبل تعیین نمود تا او را پسر خوانده شویم به وساطت عیسی مسیح برحسب خشنودی اراده‌ی خود.» ( افسسیان ۱ : ۵ )

کتاب مقدّس به همه این وعده را داده است که اگر توبه کرده و از خداوند فرمانبرداری کنیم همانند خنوخ در محبت خداوند زندگی خواهیم کرد: «آن که غالب آید، این را به وی خواهم داد که بر تخت من با من بنشیند، چنان که من غلبه یافتم و با پدر خود بر تخت او نشستم.» ( مکاشفه ۳ : ۲۱ )

برگزیده شدن و مقصد نهایی آرزوی همه است! این درس بزرگی است که ما یاد بگیریم هم چون خنوخ، که نسل هفتم از آدم بود با خدا راه برویم و با محبت در او زندگی کنیم تا به سوی مقصد هدایت شویم.

 

مأموریت الهی اجباری است

 

اکنون به جمله‌ای که خداوند گفته است توجه کنیم: «آن که نبی‌ای را به اسم نبی پذیرد، اجرت نبی یابد و هر که عادلی را به اسم عادلی پذیرفت، مزد عادل را خواهد یافت.» ( متی ۱۰ : ۴۱ ) بحثهای بسیاری در ارتباط با این موضوع داریم، برای افراد زیادی که در صحنه حاضر شدند و ادعای پیغمبری کردند و شروع به نامگذاری برای خود یا مذهبی که پیرو آن بودند کردند. هنوز بسیاری از مذاهب باقی مانده که آنها را شناختیم و می‌دانیم که آنها پیامبرانی دروغین بوده‌اند. یک پیغمبر راستین با یک پیغام الهی به کلیسا از جانب خداوند فرستاده می‌شود که پیامش طبق نظریه همیشگی خداوند است. چنین شخصی که راه خود را می‌رود نمی‌تواند پیامبر باشد بلکه باید راه خداوند را آماده کند تا عروس را به داماد بپیوندد.

آن حقیقت دارد که خدا خادمش را در زمان ما فرستاده بود به نزد خود برد، اما پیامش با ما باقی ماند. حالا ما با یک سئوال حیاتی رو به رو هستیم؛ چه کسی این پیغام را در تمام جهان به وسیله یک مأموریت الهی با یک اعلام شفاف و آشکار بیان می‌کند؟ کسی که به کتاب مقدّس نیفزاید و آن را تفسیر نکند بلکه بیانش با بیان پیامبر یکی باشد؟ کسی که به همه بشریت اعلام کند که تنها، خدا مسئول چیزی است که در کلامش وعده داده است و چیزهایی که مردم انتظارش را دارند اما در کتاب مقدّس به وضوح نوشته نشده است در پیغام آخر آشکار می‌شود؟

متی باب ۲۵ نیز نباید تفسیر شود. ما توصیفی را درباره‌ی زمانی که داماد برمی‌گردد از آن پیدا کردیم. آنهایی که خالصند برای جشن عروسی با داماد می‌روند و جاهلان پشت درهای بسته می‌مانند. «ولی وقتی آنان رفته بودند، داماد از راه رسید و کسانی که آماده بودند، با او به جشن عروسی داخل شدند و در بسته شد.» ( متی ۲۵ : ۱۰ )

در متی باب ۲۴ جهان در زمان آخر در هر سیمایی نشان داده شده است. شاگردان از عیسی پرسیدند: «این اتفاق چه زمانی خواهد افتاد؟ ما چگونه می‌توانیم بفهمیم که شما کی به این جهان بازمی‌گردید؟ و کی دنیا به آخر خواهد رسید؟» ( متی ۲۴ : ۳ ) آن جزئیاتی را که در زمان آخر در زمین اتفاق می‌افتد بیان کرده و به ما اخطار می‌دهد: مواظب باشید کلیساهای دروغین و پیامبران کذبه خواهند آمد و آیات و عجایب بزرگی خواهند آورد؛ به اندازه‌ای که، اگر امکان داشته باشد، عده‌ی زیادی را فریب خواهند داد.»

افراد برگزیده استثناء دارند، زیرا نمی‌توان آنها را فریب داد. اشخاص مسح شده دروغین و پیغمبران کاذب، آیات و عجایب دارند اما با تعلیمات مسیح که توسط رسولان و نبی‌ها اعلام می‌شود موافق نیستند. در پایان باب ۲۴ متی خداوند می‌پرسد، آیا شما خدمتگزاران دانا و وفادار خداوند هستید؟ آیا می‌توانید از اهل خانه‌ی من مواظبت کنید و به ایماندارانم هر روز خوراک دهید؟ این بیان ما را یادآور گفته خداوند در یوحنا باب ۴ می‌گرداند: «خوراک من این است که خواست خدا را به جا آورم و کاری را به عهده‌ی من گذاشته است انجام دهم.» ( یوحنا ۴ : ۳۴ )

خداوند عزیز می‌خواهد کلامش را با نجات توسط خودش تکمیل کند، چه کسی می‌تواند خودش و کلامش را قضاوت کند. کامل شدن نجات، اکنون در مرحله‌ی نهایی می‌باشد. کلام خدا غذای روح ما شده و ما را به سوی کمال راهنمایی می‌کند. این آرزوی ما است که بدانیم خدا چه می‌خواهد، به خصوص در ارتباط با تکمیل کلام خدا، تا این که آن آشکار شود. کلام خدا به طور فوق‌العاده‌ای از خدمت الهی و متبارک برادر برانهام به ما خبر می‌دهد و حقیقتاً منِّ تازه‌ای است که به همه‌ی خادمین درستکار خداوند داده می‌شود، هم چون غذای روح که می‌توان در تمام جهان تقسیم کرد.

این تنها راه رسیدن و متحد شدن با کلیسای عروسِ عیسی مسیح می‌باشد: تمام خادمینی که کلام را موعظه می‌کند باید بدانند که مسئولیت کاملی پیش از ظهور دوباره خدا دارند و اصول صحیح را به مردم اعلام کنند، بدون این که آداب خود یا اصول بیگانه را آموزش دهند. برادر برانهام در سراسر خدمتش همه‌ی رموز پنهان در کلام را به راستی آشکار کرد. خدمتش شامل همه‌ی تعالیم اصلی برای ما بود. او به ما وعده داد: مواظب باشید، خداوند خدا فرموده؛ «روزی خواهد رسید که من قحطی شدیدی در این سرزمین پدید خواهم آورد. این قحطی، قحطی نان و آب نخواهد بود، بلکه قحطی کلام خدا.» ( عاموس ۸ : ۱۱ )

ما خداوندمان را به خاطر دادن غذای روح‌ای که در زمان مناسب به ما داد شاکریم. در نکته قبلی خدا به طور عمیق و جامع بر زمین آشکار کرد که این اتفاق در زمان ما خواهد افتاد. به راستی ما فرمان داده می‌شویم به سوی خوبیها برای ورود به خانه‌ی خدا. بنابراین ما صادقانه این گفته پولس رسول را بیان می‌کنیم، «شما باید ما را خدمتگزاران مسیح بدانید، که با روشن ساختن اسرار خدا، شما را از برکات الهی بهره‌مند می‌سازیم.» مهم‌ترین وظیفه‌ی یک خدمتگزار این است که دستورات اربابش را به طور کامل اجرا کند تا یک انسان ایمان پیدا کند. ( اول قرنتیان ۴ )

در ارتباط با بازگشت داماد، متی در باب ۲۵ درباره‌ی عروس پاکدامن و عفیفه گفته است. پولس نیز در دوم قرنتیان به کلیسا چنین نوشت: «من می‌خواهم شما را عروس غفیفه و باکره برای ازدواج با مسیح نمایم.» ( دوم قرنتیان ۱۱ )

وظیفه مهم کلیسای عروس این است که باید خود را از قید انحرافات روحانی و آیینهای بت پرستی آزاد سازد، و هنگام ملاقات با داماد پاک و بی‌آلایش باشد. در نهایت ایمانداران حقیقی به عروس باکره توصیف می‌شوند، زیرا آنها از خویشتن جدا شده، به بی‌راهه نمی‌روند. داماد آسمانی می‌خواهد با باکره پاک و اصیل ازدواج کند.

در عهد قدیم اسرائیل یک عروس باکره نامیده شده، مخصوصاً در ارتباط با اجتماع مردمش در روزهای آخر: «از همان گذشته‌های دور، به ایشان گفتم؛ ای قوم من، شما را همیشه دوست داشته‌ام؛ با مِهر و محبت عمیقی شما را به سوی خود کشیده‌ام. من شما را احیاء و بنا خواهم نمود؛ بار دیگر دف به دست خواهید گرفت و با نوای موسیقی از شادی خواهید رقصید.» ( ارمیا ۳۱ : ۳ – ۴ ) در مکاشفه باب ۱۴، ۱۴۴۰۰۰ نفر از قبیله‌ی بنی‌اسرائیل به همراه برّه خدا بر روی کوه صهیون نشان داده شده‌اند. این است چیزی که درباره‌ی آنها گفته است: «اینان هستند آنهایی که با زنان بی‌آلایش بودند. اینان هستند آنهایی که پیرو مسیح بودند.» آنها در اسرائیل به هیچ آیین و گروه مسیحایی تعلق ندارند. آنها یهودیان پاکدامنی هستند که منتظر دو رسولی‌اند که خدمت الهی در اورشلیم خواهند داشت. در مکاشفه ۱۲ زنی را که مظهر کلیسای حقیقی است نشان می‌دهد، در مکاشفه ۱۷ زنی را که مظهر کلیسای نادرست است به تصویر کشیده است.

زن پسری زایید. این پسر با قدرتی مستحکم بر تمام قومها حکومت خواهد کرد. پس وقتی به دنیا آمد، او را به سوی خدا و تخت او بالا بردند. ( مکاشفه ۱۲ : ۵ ) تمام آفرینش بی‌صبرانه منتظر روزی است که خدا فرزندان خود را پس از مرگ زنده کند. ( رومیان ۸ : ۱۹ – ۲۷ ) درباره‌ی تولد منجی ما در اشعیا ۷ : ۱۴ چنین می‌خوانیم: «حال که چنین است خداوند خودش علامتی به شما خواهد داد. آن علامت این است که باکره حامله شده، پسری به دنیا خواهد آورد و نامش را عمانوئیل خواهد گذاشت.» ( اشعیا ۷ : ۱۴ ) راجع به مریم باکره، فرشته جبرائیل بر او ظاهر شد و وعده باردار شدن و تولد پسر خدا را به او داد. زن جوان از مورد تمسخر قرار گرفتن می‌ترسید اما به وعده‌ی خدا ایمان داشت. قدرت روح‌القدس از عالم بالا بر او قرار گرفت و او پسری زایید که مردی بزرگ شد و پسر خدا نامیده شد. ( متی ۱ )

مریم نمونه‌ای از باکره‌های دانا می‌باشد. آنها نه تنها توسط روح‌القدس تقدیس می‌شوند بلکه کلمه را نیز دریافت می‌کند اما باکره‌های نادان به آن نمی‌رسند؛ مریم از فرشته پرسید: «اما چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ دست هیچ مردی هرگز به من نرسیده است.» ( لوقا ۱ : ۳۴ ) کلمه آشکار شد و روح‌القدس لطف خدا را بر مریم تمام کرد، در این مسیر مانند مریم، باکره‌های عاقلی آمدند. باکره‌های عاقل نه تنها چراغ داشتند، بلکه روشن کننده راه و نمایان کنده این بودند که از روح پُراند، در حقیقت آنها به سوی جلال خداوند پیش می‌روند. ( دوم تیموتاوس ۲ : ۹ – ۲۱ )

 

مسئولیت پیش از خدا

 

حالا ما در زمان خود مسئولیت مستقیمی از جانب خدا داریم. هر نبی‌ای در زمان خود وظیفه‌ای دارد. هر خادم تعیین شده خدا وظیفه‌اش را طبق کلام خدا در زمان معین انجام می‌دهد. یحیی مأموریت داشت که تعمید دهد، پولس ؛ پطرس رسول ؛ اشعیا و یوحنا نیز مأموریت خاص خود را داشتند. ما مجدداً برادر برانهام و خدمتش را به خاطر می‌آوریم و از او سپاس‌گزاری می‌کنیم – او مسئولیت سنگینی داشت که مرتبط به همه زمانها است، او به طور جامع همه‌ی چیزهایی را که پیغمبران و انبیاء آشکار کرده بودند اعلام کرد و باعث برگشت کلیسای عروس به سمت خدا شد. هر کس که طبق کتاب مقدّس ایمان آورد این سئوال اخلاقی را می‌پرسد: چه کسی پیش از بازگشت مسیح، دعوت و مأموریتی مستقیم را از جانب خدا دریافت می‌کند و این پیغام را به تمام جهان می‌رساند؟

هیچ بنده‌ای احتیاج به تصدیق کردن حقانیت خود ندارد. همین طور هیچ نبی و رسولی. اگر چه هر یک از رسولان و انبیاء مسئولیتی مستقیم را قبل از ظهور خدا دارند و مأموریتشان را طبق دعوت الهی به انجام می‌رسانند. برای مثال، پطرس نبی گفت: «برادران، شما همه می‌دانید که از مدتها پیش خدا مرا از میان خودتان انتخاب کرد تا پیغام انجیل را به غیر یهودیان برسانم.» ( اعمال رسولان ۱۵ : ۷ )

پولس رسول با دلیری گفت: «لازم بود که پیغام خدا را اوّل به شما یهودیان برسانم. ولی حالا که شما آن را رد کردید، آن را به غیر یهودیان اعلام خواهم کرد، چون شما نشان دادید که لایق حیات جاودانی نیستید. و این درست همان است که خداوند به من فرمود: «من تو را تعیین کردم تا برای اقوام غیر یهود نور باشی و ایشان را از چهارگوشه دنیا به سوی من راهنمایی کنی.» ( اعمال رسولان ۱۳ : ۴۶ – ۴۹ )

زمانی که از یحیی تعمید دهنده پرسیده شد که تو کیستی؟ جواب داد: «چنان که اشعیا نبی پیشگویی کرده، من صدای ندا کننده‌ای هستم که در بیابان فریاد می‌زند؛ ای مردم، خود را برای آمدن خداوند آماده سازید.» (یوحنا ۱ : ۲۳ ) در باب آخر کتاب مقدّس این بیانیه را می‌خوانیم: «این سخنان راست و قابل اعتماد است. و خدایی که وقایع آینده را از قبل به انبیاء خود اطلاع می‌دهد، فرشته‌ی خود را فرستاده است تا آن چه را که به زودی روی خواهد داد به شما اطلاع دهد.» ( مکاشفه ۲۲ : ۶ ) همه ما می‌دانیم که افراد زیادی در جهان هستند که عهده‌دار مسئولیت بزرگی در محدوده‌ی خویش می‌باشند اما دسترسی به آنها ممکن نیست. ما همه علاقمند ورود به سلطنت خدا هستیم. در این مسئولیت مستقیم من بیش از ۴۰ سال آن چه را که خداوند خودش مرا دعوت و مأمور به انجام آن کرده بود را انجام دادم، در دوّم آوریل ۱۹۶۲ پیش از طلوع آفتاب اگر چه شیطان سعی می‌کرد از هر طریق که می‌توانست مرا و کلام خدا را در زمان ۱۹۷۹ خراب کند ، امّا من در ایمانم وفادار ماندم تا این دعوت آسمانی را طبق مأموریتی که به عهده‌ام بود را به انجام رسانم.

اینها همه، نه کار من، بلکه کار خداوند است؛ آن کلام او است، نه کلام من، آن نه کلیسای من، بلکه کلیسای او است، او تنها نجات داد شما را و در پیغام آخر شما را دعوت می‌کند به این که: «با بی‌ایمانان پیوند و همبستگی ایجاد نکنید. آیا می‌توانید بین پاکی و گناه پیوندی باشد؟ آیا نور و تاریکی با یکدیگر ارتباطی دارند؟ یا بین مسیح و شیطان توافقی وجود دارد؟ آیا بین یک ایماندار و بی‌ایمان وجه اشتراکی هست؟ یا می‌توان خانه خدا را با بت خانه یکی دانست ؟ زیرا شما خانه خدای زنده هستید و خدا در شما ساکن است! چنان چه او فرموده است: من در ایشان ساکن خواهم شد و در میانشان اقامت خواهم گزید، و من خدای آنان خواهم بود و ایشان قوم من. از این رو است که خدا می‌فرماید: از میان گنهکاران خارج شوید! خود را از ایشان جدا سازید! به چیزهای ناپاک دست نزنید تا شما را بپذیرم. آنگاه من پدر شما خواهم بود و شما پسران و دختران من!» ( دوم قرنتیان ۶ : ۱۴ – ۱۸ )

در آخر او می‌خواهد کلیسایی شکوه‌مند و بدون نقض برای خود مهیا سازد که هیچ لکه و چروک و عیبی در آن دیده نشود. ( افسسیان ۵ : ۲۷ )

داماد آسمانی یک عروس زمینی دارد و همه‌ی آنهایی که قسمتی از این کلیسای عروس هستند اکنون می‌خواهند به صدای داماد گوش فرا دهند. ما از خدا متشکریم به خاطر کلامش و به انجام رسیدن وعده‌هایش تا کنون، تمام هستی به سوی زمان آخر پیش می‌رود و زمان فیض پایان می‌یابد، و ما از همه‌ی برادرانی که در این مسیر عادلانه فداکاری کردند؛ ممنونیم.

ما هم چنین از کلیسای محلی کرفیلد و مراکز بین المللی میسیون سپاس‌گزاریم. ما به طور خاص قدردانی می‌کنیم از فرصتی که تلویزیونهای پخش شده در کشورهای مختلف زیادی در آلمان، انگلیس و روسیه زبان به ما دادند. میلیونها نفر از این طریق دارند به انجیل جاودانی گوش می‌دهند. مخصوصاً در قاره آفریقا نتیجه کار شدید است. گفتارهای موعظه شده در آوریل آخرین هفته از هر ماه در مرکز میسیون کرفیلد، هم زمان به دوازده زبان مختلف برگردانده می‌شود. همیشه نتیجه کار تأثیری فوق‌العاده و مطلوب دارد. آنها حتی می‌توانند به طور زنده از طریق اینترنت صدایشان را به هفت زبان مختلف به همه‌ی جهان برسانند. به همین طریق ما قادریم به طور زنده از زوریخ، کشور سوئیس [ موعظات را ] به دو زبان در هنگام جلسات پایان ماه پخش کنیم. هر شخصی قلباً برای پیوستن به ما و شریک شدن در چیزی که خدا به طور متداول انجام می‌دهد دعوت می‌شود.

ما ادامه می‌دهیم به ارسال گفتارهای برادر برانهام، نامه‌های مدور ما، کتابها و رساله‌ها به زبان اصلی به تمام جهان، برای آنهایی که به کلیسای عروس تعلق دارند و به آنها فرصت می‌دهیم تا در مسیر درست قدم بگذارند. «سپس به من دستور داده شد و گفت، پیشگویی‌های این کتاب را در دسترس همه بگذار، چون به زودی به وقوع خواهد پیوست.» ( مکاشفه ۲۲ : ۱۰ ) با باز شدن مُهرها ما داریم به شدت از حقایقی که زمان در اختیارمان می‌گذارد آگاه می‌شویم. هر کس یک گوش دارد که این امکان را به او می‌دهد تا صدای روح را که اکنون در کلیساها پند می‌دهد را بشنود! آمین.

 

گزارش تبلیغی

 

رویدادی که خدا به زودی در سرتاسر جهان انجام می‌دهد طاقت فرسا و شدید است. بیشتر از نیمی از سال ۲۰۰۷ گذشته است و هر ماه جلسات مخصوصی در کشورهای گوناگونی انجام می‌گیرد.

توسط فرستاده‌ای که در جولای به ۵ کشور آفریقایی سفر کرد ۷۵ تا ۸۰ هزار نفر پیغام خدا را شنیدند. استادیوم ورزشی پُر بود از ۸۰ هزار نفر که برای ملاقاتی بی‌همتا آمده بودند. بسیاری از ما حتی نمی‌توانیم ملاقاتهایی با این تناسبات طرح کنیم. به طور کلی ۲۱ ملاقات وجود داشته، و خدا بخشید برکاتش را در یک چنین طریق عظیمی که آن موجب به دست آمدن ثمرات زیادی برای ابدیت شد. به فیض خدا من قادر شدم که در مأموریتم وفادار و صادق بمانم و به سفرهای تبلیغی ماهیانه ادامه دهم. کلاً من دو هفته را به دعوت و تبلیغ اختصاص می‌دهم و باقیمانده‌ی ماه را به سفرهای تبلیغی می‌روم. من از همه‌ی شما که مرا در دعاهایتان به خاطر می‌آورید و در سفرهایم همراهیم می‌کنید؛ سپاسگزارم.

به راستی آن یک عملیات پیروزمندانه است برای رسیدن به راستی. آخرین دعوت نیز انجام شد و کسی که گوش دارد می‌شنود چیزی را که روح به کلیساها می‌گوید، آنها خودشان را جدا می‌کنند و تصفیه می‌شوند. عیسی مسیح، خداوند و نجات دهنده ما، بر ابلیس پیروز گشت. بعد از شکست شیطان، مرگ و جهنم، خدا با احیاء او فدیه نجات را قرار داد. حالا وظیفه ما است که برای ایمانمان تقلا کنیم و به همه ملل او را بشناسانیم همان طور که پولس رسول به همه‌ی ایمانداران نوشت و همه را به سوی عیسی مسیح دعوت کرد. «به وسیله‌ی عیسی مسیح است که خدا فیض و لطف بی‌پایان خود را شامل حال ما گناهکاران نالایق کرده و ما را به سراسر جهان فرستاده تا به همه‌ی اقوام اعلام کنیم که او چه لطف عظیمی نموده است، تا ایشان نیز به عیسی مسیح ایمان آورند و از او اطاعت کنند.» ( رومیان ۱ : ۵ – ۶ ) امروز این کلام نشانی برای ما است. مایی که مأموریت الهی را دریافت کردیم و پیغام را پذیرفتیم و با تمام قلبمان ایمان آوردیم.

در رومیان ۱۱ : ۴ – ۷ حقیقتی را به یاد همه می‌آورد. اولین سوال این است، خدا به او چه جواب داد؟ هنوز هستند کسانی که خدا را می‌پرستند و اینها طبق فیض الهی انتخاب شده‌اند. اینها اظهارات عظیمی هستند؛ که حقایق الهی در هر دوره‌ای به قوت خود باقی است. آنهایی به هدف نهایی می‌رسند که تا آخر بر ایمان خود باقی بمانند.

خداوندمان در یوحنا ۸ : ۴۷ چنین می‌فرماید: «هر کس که پدرش خدا باشد، با خوشحالی به سخنان خدا گوش می‌دهد.» هم چنین در اول یوحنا ۲ : ۲۱ می‌گوید: «اگر این چیزها را می‌نویسم، منظورم این نیست که حقیقت را نمی‌دانید، بلکه فقط می‌خواهم به شما هشدار داده باشم، زیرا شما فرق میان راست و دروغ را تشخیص می‌دهید.» ( اول یوحنا ۲ : ۲۱ )

در اول یوحنا ۴ : ۶ یوحنا نبی به جرأت می‌گوید: «ما فرزندان خدا هستیم، و فقط کسانی به سخنان ما توجه می‌کنند که خدا را می‌شناسند و با او رابطه‌ای نزدیک دارند. اما دیگران توجهی به گفته‌های ما ندارند.» این همیشه راه انتخاب افراد هست، حتی تا امروز. در این نامه مدور ما داریم مسئولیت و مأموریت را مورد بحث قرار می‌دهیم. این نوع مسئولیت به من و همه‌ی خادمین حقیقی خدا اختصاص دارد. واعظینی که رشک و حسد دارند؛ افترا می‌زنند. آنها به واقع مرتکب قتل می‌شوند و در حضور خدا مسئول می‌باشند.

اعمالشان حقیقت را آشکار می‌کند، هر کس باید از کتاب مقدّس پیروی کند همان طور که در اول یوحنا ۳ : ۱۱ – ۱۲ آمده: «زیرا پیغامی که از همان ابتدا به ما داده شده، این است که یکدیگر را محبت نماییم، اما نه مانند قائن که از شیطان بود و برادرش را کشت. می‌دانید چرا چنین کرد؟ زیرا کارهای خودش نادرست بود، ولی می‌دانست که زندگی برادرش از زندگی خودش بهتر است.» ( اول یوحنا ۳ : ۱۱ – ۱۲ )

بدبختانه از آغاز خلقت تاکنون همیشه دو نسل مختلف وجود داشته است. افرادی که تنفر دارند، و افرادی که مورد تنفر قرار می‌گیرند؛ افرادی که می‌کشند، و آنهایی که هستی آنها را می‌کشد؛ افرادی که آزار می‌رسانند، و آنهایی که هستی اذیتشان می‌کند؛ افرادی که افترا می‌زنند، و آنهایی که هستی از آنها بدگویی می‌کند. در راستای با همه‌ی برادران حقیقی که هم چنان حمل می‌کنند مسئولیتی را در همه‌ی زبانها و ملل مختلف در حضور خدا، من به چیزی که خدا انجام می‌دهد برای ساختار کلیسایش اشاره می‌کنم، و نه بر هلاکت شیطان، که مسبب دزدی و آدمکشی است. آن همیشه به وضوح در خدمت اشخاص خاص که واقعاً برای خدا ایستاده‌اند آشکار می‌شود.

همه آنهایی که تفسیر و نقشه خودشان را اعلام می‌کنند و مردم از آنها پیروی می‌کنند تنها وقتی که به یک چیز اشاره می‌کند، یعنی شخصی که کلام حقیقی را به همراه دارد معرفی می‌کنند، توافق دارند. آنها تلاش می‌کنند تا تعبیرشان را آماده کنند. یقیناً کار دشمن با ظاهری مقدّس نما است. تنها کلام خدا نشانه‌ای برای همه است، تنها کلام او بذر اصلی است. عروس حقیقی می‌خواهد که یک عروس کتاب مقدّسی باشد. وقتی برادر برانهام خدمتش را شروع کرد من از ابتدا شاهد بودم – که او با هر نامه‌ی مدوری که می‌فرستاد ثابت می‌کرد – که او مردی است که از سوی خدا فرستاده شده، نبی وعده داده شده برای زمان ما.

مکرراً تأکید می‌کنم که در روی زمین هیچ کس اجازه ندارد بیانات برادر برانهام را بد جلوه دهد که با این کار خودش را هلاک خواهد ساخت، مادامی که می‌کوشد تا تعالیم عجیب خود را تقویت کنند. تفاسیر و عقاید مختلف بی‌شماری در جریانند که درباره‌ی موضوع و موضوعاتی هشدار می‌دهند تا اشخاص ساده لوح هم بشناسند که آنها به هیچ وجه نمی‌توانند حقیقت داشته باشند. خدا تنها یک جواب صحیح برای هر موضوع مهمی دارد. تا جایی که من می‌دانم، پیغام همان کلام و کلام همان پیغام است، نه می‌توان چیزی بدان افزود و نه می‌توان آن را تغییر داد. آن در هماهنگی کامل می‌باشد.

 

طبق مأموریت برادر فرانک ( شصتمین سالگرد ایالت اسرائیل ) مه ۱۹۴۸ – مه ۲۰۰۸

 

«نشانه‌ها برای خود نصب نما و علامتها به جهت خویشتن برپا کن و دل خود را به سوی شاهراه به راهی که رفته‌ای متوجه ساز. ای باکره اسرائیل برگرد و به این شهرهای خود مراجعت نما.» ( ارمیا ۳۱ : ۲۱ )

«و چون ایشان را از میان امتها برگردانم و ایشان را از زمین دشمنانشان جمع نمایم، آنگاه در نظر امّتهای بسیار در ایشان تقدیس خواهم شد.» ( حزقیال ۳۹ : ۲۷ )

«و در اینجا نیز از رؤسای کهنه قدرت دارد که هر که نام تو را بخواند، او را حبس کند.» ( اعمال رسولان ۹ : ۱۴ )

«پس از درخت انجیر مثلش را فرا گیرید که چون شاخه‌اش نازک شده، برگها می‌آورد، می‌فهمید که تابستان نزدیک است. هم چنین شما نیز چون این همه را بینید، بفهمید که نزدیک بلکه بر در است. هر آینه به شما می‌گویم تا این همه واقع نشود، این طایفه نخواهد گذشت. آسمان و زمین زایل خواهد شد، لیکن سخنان من هرگز زایل نخواهد شد.» ( متی ۲۴ : ۳۲ – ۳۵ )

«و به دم شمشیر خواهند افتاد و در میان جمیع امّتها به اسیری خواهند رفت و اورشلیم پایمال امّتها خواهد شد تا زمانهای امّتها به انجام رسد.» ( لوقا ۲۱ : ۲۴ )

ما نسل مقدم هستیم، ما مجاب شده‌ایم تا به تکمیل همه وعده‌هایی که خدا به اسرائیل داده است شهادت دهیم. ( ما شاهد بر انجام تمام وعده‌هایی که خدا به اسرائیل داده است می‌باشیم. ) ما مردم اسرائیل را در نام خداوند مبارک می‌خوانیم و آرزوی صلح و آشتی اورشلیم را داریم. آمین.

دانلود نامه گردشی اکتبر ۲۰۰۷
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد