نامه گردشی آوریل ۲۰۱۸ برادر اوالد فرانک ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی آوریل ۲۰۱۸ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی آوریل ۲۰۱۸

 

«عیسی مسیح دیروز، امروز و تا ابدالآباد همان است.» ( عبرانیان ۱۳ : ۸ )
نامه گردشی آوریل ۲۰۱۸ ( اردیبهشت ۱۳۹۷ )

در نام خداوندمان عیسی مسیح به همه‌ی عزیزان در سراسر دنیا درود می‌فرستم. به عنوان تحیت، یوحنا ۸ : ۳۱ را انتخاب کرده‌ام: «پس عیسی به یهودیانی که بدو ایمان آوردند، گفت اگر شما در کلام من بمانید فی‌الحقیقه شاگرد من خواهید شد …»

میکاه نبی در جمع چهارصد نبی که متأثر از الهامی دروغین نبوت کرده بودند، حاضر شد و چنین گفت: «به حیات خداوند قسم که هر آن چه خداوند به من بگوید همان را خواهم گفت.» ( اول پادشاهان ۲۲ : ۱۴ )

من هم از اوّل با این تصمیم راسخ وارد شدم. در خور توجه است که مرد خدا در پایان پیغام خویش چنین فریاد کرد: «ای قوم جمیعاً بشنوید.» ( اول پادشاهان ۲۲ : ۲۸ ) اکنون نیز صدای حق بلند می‌شود و می‌گوید: ای قوم جمیعاً بشنوید!

• «… از ازل تا به ابد تو خدا هستی.» ( مزمور ۹۰ : ۲ )
• «آسمان و زمین زایل می‌شود لیکن سخنان من زایل نخواهد شد.» ( لوقا ۲۱ : ۳۳ )
• «لکن کلمه‌ی خدا تا ابدالآباد باقی است. و این است آن کلامی که به شما بشارت داده شده است.» ( اول پطرس ۱ : ۲۵ )

تنها آن چه در کتاب مقدّس نوشته شده، باید برای ما معتبر شمرده شود. درباره‌ی هر پرسمان از گزارش آفرینش گرفته تا نقشه‌ی رهایی یا دیگر آموزه‌ها، مهم آن است که اجازه دهیم خود خدا از راه کلامش ما را مخاطب سازد. پس هر گونه تفسیر سلیقه‌ای و فرضیه‌پردازی خداناباوران را رها می‌کنیم. در همین راستا تفاوت میان گزارش آفرینش و فرضیه‌ی تکامل بسیار چشمگیر است. آیه‌ی نخست کتاب مقدّس به این ترتیب است: «در ابتدا، خدا آسمانها و زمین را آفرید.» هر کس در این باره تردید به قلب خود راه دهد تا واپسین آیه‌ی کتاب مقدّس با شک دست و پنجه نرم خواهد کرد. شایسته است هر آن چه در ازلیت گذشته و در ابدیت خواهد گذشت را به خدای جاودان واگذار کنیم. ما به بازگشت به آغاز و به ویژه آغاز زمان فیض بسنده می‌کنیم.

در این شرح به شکلی هر چند کوتاه ولی ویژه به این دوره‌ها خواهیم پرداخت:

• گذر از عهد عتیق به عهد جدید چنان که در متن عهد جدید به آن پرداخته شده است.
• بنیانگذاری کلیسای عیسی مسیح و زمان رسولان.
• سه سده‌ی نخست تا شورای نیقیه.
• هزاره‌ی تاریک قرون وسطی تا سده‌ی چهاردهم.
• اصلاحات و آن چه در خلال پانصد سال پس از اصلاحات گذشت.
• اعلام واپسین پیغام پیش از بازگشت مسیح در حال حاضر.

در وهله‌ی نخست آگاهی و باورمندی نسبت به این حقیقت که خدا هر امری را در چهارچوب وعده‌ها انجام می‌دهد بسیار مهم است. «… و به تمامی دل و به تمامی جان خود می‌دانید که یک چیز از تمام چیزهای نیکو که یهوه، خدای شما درباره‌ی شما گفته است به زمین نیفتاده بلکه همه‌اش واقع شده است و یک حرف از آن به زمین نیفتاده.» ( یوشع ۲۳ : ۱۴ ) از آیه‌ی نخست عهد جدید تحقق آن چه انبیای عهد عتیق پیش‌تر با هدایت روح‌القدس اعلام کرده بودند، در خدمت رسولان نشان داده می‌شود. زیرا چندان که وعده‌های خدا است همه در او بلی و از این جهت در او امین است تا خدا از ما تمجید یابد.» ( دوم قرنتیان ۱ : ۲۰ )

 

گذر از عهد عتیق به عهد جدید

 

«تورات و انبیاء تا به یحیی بود و از آن وقت بشارت به ملکوت خدا داده می‌شود و هر کس به جد و جهد داخل آن می‌گردد.» ( لوقا ۱۶ : ۱۶ )

«صدای ندا کننده‌ای در بیابان، راه خداوند را مهیا سازید و طریقی برای خدای ما در صحرا راست نمایید.» ( اشعیا ۴۰ : ۳ ) این نبوت در خدمت یحیی تعمید دهنده به تحقق پیوست. آیاتی چون متى ۳ : ۳ ؛ مرقس ۱ : ۳ ؛ لوقا ۳ : ۴ ؛ یوحنا ۱ : ۲۳ مؤید این امر است. فرشته‌ی خداوند چنین تولد یحیی تعمید دهنده را به زکریای کاهن نوید داد: «… پُر از روح‌القدس خواهد بود. و بسیاری از بنی اسرائیل را به سوی خداوند خدای ایشان خواهد برگردانید. و او به روح و قوت الیاس پیش روی وی خواهد خرامید تا دلهای پدران را به طرف پسران و نافرمانان را به حکمت عادلان بگرداند تا قومی مستعد برای خدا مهیا سازد.» ( لوقا ۱ : ۱۵ – ۱۷ ) آمین.

زکریای کاهن پس از تولد فرزند خود از روح‌القدس پُر شد و در این حالت چنین درباره‌ی رسالت یحیی تعمید دهنده نبوت کرد. «تا رحمت را بر پدران ما به جا آرد و عهد مقدّس خود را تذکر فرماید …» ( لوقا ۱ : ۷۲ ) «تا قوم او را معرفت نجات دهی، در آمرزش گناهان ایشان …» ( لوقا ۱ : ۷۷ )

وعده‌ی دوّم عهد عتیق در مورد رسالت یحیی تعمید دهنده به ملاکی ۳ : ۱ مربوط می‌شود. خود خداوند در متی ۱۱ : ۱۰ و لوقا ۷ : ۲۷ این وعده را چنین تأیید کرد: «زیرا همان است آن که درباره‌ی او مکتوب است، اینک من رسول خود را پیش روی تو می‌فرستم تا راه تو را پیش روی تو مهیا سازد.»

از یحیی پرسیدند: «آیا تو همان مسیح هستی؟ او در پاسخ گفت: نیستم. آیا تو الیاس هستی؟ نیستم. آیا تو آن نبی هستی؟ جواب داد: نی.» ( یوحنا ۱ : ۱۹ – ۲۱ ) او در آیه‌ی ۲۳ با این شهادت برخاسته از کتاب مقدّس پاسخی داد که احراز کننده‌ی هویتش بود: «من صدای ندا کننده‌ای در بیابانم که راه خداوند را راست کنید چنان که اشعیا نبی گفت.» ( اشعیا ۴۰ : ۳ ) یحیی در چنین جایگاهی خطاب به ایمانداران حاضر گفت: «من شما را به آب به جهت توبه تعمید می‌دهم. لکن او که بعد از من می‌آید از من تواناتر است که لایق برداشتن نعلین او نیستم. او شما را به روح‌القدس و آتش تعمید خواهد داد …» ( متی ۳ : ۱۱ )

به برکت رسالت آن پیشتاز موعود، دل پدران عهد عتیق به ایمان فرزندان عهد جدید برگردانده شد «تا قومی مستعد برای خدا مهیا سازد.» ( لوقا ۱ : ۱۷ ) گوش جان سپردن به پیغام آن نبی موعود، پذیرش و تعمید از شروط اساسی آن روند بود. عیسی کاتبان و فریسیانی که رسالت یحیی تعمید دهنده را نپذیرفته بودند، چنین نکوهش کرد: «لیکن فریسیان و فقها اراده‌ی خدا را از خود رد نمودند زیرا که از وی تعمید نیافته بودند.» ( لوقا ۷ : ۳۰ )

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: بله، بسیاری از افرادی که طومار تورات را می‌بوسیدند، نگاشته‌های مقدّس را می‌خواندند، درباره نقشه‌ی رستگاری خدا موعظه می‌کردند، ظهور مسیح و آمدن ایلیا در جایگاه پیشتاز را اعلام می‌کردند، ( متی ۱۷ : ۱۰ ) مزمور سرایی می‌کردند، سبت را نگه می‌داشتند و قربانی و هدایا تقدیم می‌کردند؛ هم مسیح و هم پیشتاز را رد کردند و از تشخیص روز تفقد بخشایش‌گرانه‌ی خدا بازماندند. ( لوقا ۱۹ : ۴۲ – ۴۴ ) شایان توجه است که تنها کسانی که با پذیرش پیغام آن پیشتاز تعمید گرفته بودند مسیح موعود را شناختند و پذیرفتند. این رخداد باید مایه‌ی عبرت ما باشد.

«هم چنین ما نیز چون صغیر می‌بودیم زیر اصول دنیوی غلام می‌بودیم. لیکن چون زمان به کمال رسید، خدا پسر خود را فرستاد که از زن زاییده شد و زیر شریعت متولد تا آنانی را که زیر شریعت باشند فدیه کند تا آن که پسرخواندگی را بیابیم. امّا چون که پسر هستید، خدا روح پسر خود را در دلهای شما فرستاد که ندا می‌کند، یا ابا یعنی ای پدر.» ( غلاطیان ۴ : ۳ – ۶ )

مسیح سوار بر کره الاغی مظفرانه وارد اورشلیم شد. ( لوقا ۱۹ : ۲۸ – ۴۴ ) و ایمانداران در راه با شادمانی فریاد می‌کردند: «مبارک باد آن پادشاهی که به نام خداوند می‌آید!» شگفتا در حالی که زکریا ۹ : ۹ محقق می‌شد، علمای کوردل به سختی می‌کوشیدند تا ایمانداران را از ستایش و پرستش باز دارند ( آیه‌ی ۳۹ ) که منجی خطاب به آنها چنین گفت: «به شما می‌گویم اگر اینها ساکت شوند، هر آینه سنگها به صدا آیند.» سپس به اورشلیم خیره شد و با غم گریست: «و چون نزدیک شده، شهر را نظاره کرد بر آن گریان گشته، گفت اگر تو نیز می‌دانستی هم در این زمان خود، آن چه باعث سلامتی تو می‌شد لکن الحال از چشمان تو پنهان گشته است.» او پس از بیان این سخنان، با چنین عبارتی حکم را اعلام کرد: «زیرا ایامی بر تو می‌آید که دشمنانت گرد تو سنگرها سازند و تو را احاطه کرده، از هر جانب محاصره خواهند نمود. و تو را و فرزندانت را در اندرون تو بر خاک خواهند افکند و در تو سنگی بر سنگی نخواهند گذاشت زیرا که ایام تفقد خود را ندانستی.» ( آیات ۴۱ – ۴۴ ) در سال ۷۰ میلادی یکی از سرداران رومی به نام تیلوس در لشکرکشی خود هم شهر اورشلیم و هم قدس آن را با خاک یکسان کرد. امروزه نیز همراه شدن با وعده‌های الهی عصر حاضر ضروری است.

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: از زمان آدم و حوا تا زمان آمدن منجی به عنوان ذریت الهی ( پیدایش ۳ : ۱۵ ) چهار هزار سال سپری شده است. ولی شگفتا که در زمان تحقق وعده، پیشوایان روحانی و پیروان آنها روز تفقد الهی را تشخیص ندادند. پیشوایان کوردل، مردم کوردل را رهبری می‌کردند. آنها به واسطه‌ی برداشتهای سلیقه‌ای خود از کلام مردم را گمراه می‌کردند. درباره‌ی آنانی که مسیح را پذیرا نشدند، آمده است: «به نزد خاصان خود آمد و خاصانش او را نپذیرفتند.» ولی درباره‌ی ایمانداران چنین شهادتی داریم: «و امّا به آن کسانی که او را قبول کردند قدرت داد تا فرزندان خدا گردند یعنی به هر که به اسم او ایمان آورد.» ( یوحنا ۱ : ۱۱ – ۱۲ ) آمین. پس در آغاز چنین بود. این مطلب درباره‌ی تمام دوره‌های کلیسایی صدق می‌کند. امروزه نیز مصداق این وضعیت را می‌بینیم.

 

پایه گذاری کلیسای عیسی مسیح در اورشلیم

 

با افاضه‌ی روح‌القدس به شکل رخدادی مافوق‌الطبیعی کلیسا بنیاد یافت. از گزارش اعمال پیدا است که فدیه دهنده‌ی قیام کرده چهل روز را با شاگردان خود سپری کرد و در آن مدت در مورد ملکوت خدا با آنها سخن گفت. ( آیه‌ی ۳ ) او وعده‌ی پیشین را تکرار کرد زیرا که یحیی به آب تعمید می‌داد لیکن شما بعد از اندک آیامی به روح‌القدس تعمید خواهید یافت. ( آیه‌ی ۵ ) چنان که در لوقا ۲۴ : ۳۶ -۵۱ می‌خوانیم، خداوند قیام کرده بخشهایی از کلام که محقق شده بود را به شاگردان خود نشان داده بود. او ذهن روحانی آنها را گشود تا قادر به تشخیص تمام نبوتهای مرتبط با رنج، مرگ و رستاخیزش باشند. خداوند در همین راستا گفت: «بر همین منوال مکتوب است و بدین طور سزاوار بود که مسیح زحمت کشد و روز سوّم از مردگان برخیزد. و از اورشلیم شروع کرده، موعظه به توبه و آمرزش گناهان در همه‌ی امّتها به نام او کرده شود.» ( آیات ۴۶ – ۴۷ ) در پایان هم گفت: «و اینک من موعود پدر خود را بر شما می‌فرستم. پس شما در شهر اورشلیم بمانید تا وقتی که به قوت از اعلی آراسته شوید.» ( آیه ۴۹ ) او پس از بیان این سخنان در برابر دیدگان آنها به آسمان بالا برده شد. ( لوقا ۲۴ : ۵۱ ؛ اعمال ۱ : ۹ )

پس از ریختن شدن روح‌القدس، پطرس رسول در روز پنطیکاست چنین شهادت داد: «بلکه این همان است که یوئیل نبی گفت که خدا می‌گوید در ایام آخر چنین خواهد بود که از روح خود بر تمام بشر خواهم ریخت و پسران و دختران شما نبوت کنند و جوانان شما رؤیاها و پیران شما خوابها خواهند دید …» ( اعمال ۲ : ۱۶ – ۱۷ )

پطرس با الهام مستقیم روح‌القدس نخستین موعظه را ایراد کرد. در آیات ۳۷ تا ۴۱، پیامد تأثیر آن موعظه بر جمعیت برای ما بازگو شده است: «چون شنیدند دلریش گشته، به پطرس و سایر رسولان گفتند، ای برادران چه کنیم؟ پطرس بدیشان گفت توبه کنید و هر یک از شما به اسم عیسی مسیح به جهت آمرزش گناهان تعمید گیرید و عطای روح‌القدس را خواهید یافت. زیرا که این وعده است برای شما و فرزندان شما و همه‌ی آنانی که دورند یعنی هر که خداوند خدای ما او را بخواند.» درخور توجه است که ابتدا موعظه ایراد شد سپس شنوندگان ایمان آوردند و سرانجام افراد پذیرا با تعمید اطاعت خود را نشان دادند: «پس ایشان کلام او را پذیرفته، تعمید گرفتند و در همان روز تخمیناً سه هزار نفر بدیشان پیوستند.» ( اعمال ۲ : ۴۱ )

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: شما، ای قوم جمیعاً بشنوید! در روز پنطیکاست موعظه‌ای پایه‌ای ایراد شد. این موعظه که در زمان رسولان معتبر بود، امروزه هم در کلیسای عیسی مسیح معتبر بوده و حکم مرجع را دارد. از آغاز، از روز شکل‌گیری عهد جدید، هر امری مرتبط با نقشه‌ی رستگاری بی‌کم و کاست چنان که در عهد عتیق اخبار شده بود، تحقق یافت. در همین راستا پولس رسول در نخستین رساله‌ی عهد جدید، چنین شهادت داد: «پولس، غلام عیسی مسیح و رسول خوانده شده و جدا نموده شده برای انجیل خدا که سابقاً وعده‌ی آن را داده بود به وساطت انبیای خود در کتب مقدّسه …» ( رومیان ۱ : ۱ – ۲ ) آمین.

فیلپس در سامره موعظه کرد: «لیکن چون به بشارت فیلپس که به ملکوت خدا و نام عیسی مسیح می‌داد، ایمان آوردند، مردان و زنان تعمید یافتند.» ( اعمال ۸ : ۱۲ ) «رسولان با شنیدن این خبر از اورشلیم آمدند و به جهت ایشان دعا کردند تا روح‌القدس را بیابند زیرا که هنوز بر هیچ کس از ایشان نازل نشده بود که به نام خداوند عیسی تعمید یافته بودند و بس» ( آیات ۱۵ – ۱۶ )

در اعمال باب ۱۰ می‌خوانیم چگونه پطرس انجیل عیسی مسیح را در خانه‌ی کرنیلیوس یوزباشی اعلام کرد: «و ما را مأمور فرمود که به قوم موعظه و شهادت دهیم بدین که خدا او را مقرر فرمود تا داور زندگان و مردگان باشد. و جمیع انبیاء بر او شهادت می‌دهند که هر که به وی ایمان آورد، به اسم او آمرزش گناهان را خواهد یافت. آیا کسی می‌تواند آب را منع کند برای تعمید دادن اینانی که روح‌القدس را چون ما نیز یافته‌اند. پس فرمود تا ایشان را به نام عیسی مسیح تعمید دهند.» ( اعمال ۱۰ : ۴۲ – ۴۸ )

پولس در میان جمعی از شاگردان یحیی موعظه کرد. ما در اعمال ۱۹ : ۵ – ۶ و ۱۱ چنین می‌خوانیم: «چون این را شنیدند به نام خداوند عیسی تعمید گرفتند. و چون پولس دست بر ایشان نهاد روح‌القدس بر ایشان نازل شد و به زبانها متکلم گشته، نبوت کردند و خداوند از دست پولس معجزات غیر معتاد به ظهور می‌رسانید …» ( آیه‌ی ۱۱ )

تا زمان حضور کلیسای خداوند عیسی مسیح در این کره‌ی خاکی، موعظه‌ی پطرس در روز پنطیکاست نزد تمام ایمانداران جهان حکم مرجع را دارد. «زیرا که این وعده است برای شما و فرزندان شما و همه‌ی آنانی که دورند یعنی هر که خداوند خدای ما او را بخواند.» ( اعمال ۲ : ۳۹ )

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: در کلیسای عیسی مسیح، نخستین و واپسین موعظه باید یکسان باشند، نخستین و واپسین تعمید باید دقیقاً یکسان باشند. الگو و ترتیب جاودانی اعلام کلام این چنین است: ایمان، تعمید و تعمید روح‌القدس. آموزه و تجربه‌ی روز نخست پایه گذاری کلیسای خدای زنده تا فرجام عهد جدید، برای کلیسا حکم خط مشی را خواهد داشت.

پولس رسول گواهی می‌دهد که کلیسا، «بر بنیاد رسولان و انبیاء بنا شده‌اید که خود عیسی مسیح سنگ زاویه است.» ( افسسیان ۲ : ۲۰ ) «و او بخشید بعضی رسولان و بعضی انبیاء و بعضی مبشرین و بعضی شبانان و معلمان را برای تکمیل مقدّسین برای کار خدمت، برای بنای جسد مسیح …» ( افسسیان ۴ : ۱۱ – ۱۲ )

رسول به تیموتاؤس می‌نویسد: «لیکن اگر تأخیر اندازم تا بدانی که چگونه باید در خانه‌ی خدا رفتار کنی که کلیسای خدای حی و ستون و بنیاد راستی است.» ( اول تیموتاؤس ۳ : ۱۵ )

کلیسای اوّلیه به عنوان بدن خداوند و فضای تجلی خدا، به واسطه‌ی بخششهای روحانی و حضور خدمتهای گوناگون ( اول قرنتیان ۱۲ : ۴ – ۳۱ ) به نیروی خدا آراسته بود. کلیسا به واسطه‌ی ایمان، تعمید و تعمید روح‌القدس، یک بدن متحد بود. ( آیات ۱۲ تا ۲۶ ) تنها در جایی که چنین شرایطی پیدا می‌شود سخن گفتن از یک خداوند، یک ایمان و یک تعمید روا می‌باشد.

در زمان بازگشت مسیح، این نگاشته برای کلیسا محقق خواهد شد: «تا آن را به غسل آب به وسیله‌ی کلام طاهر ساخته، تقدیس نماید تا کلیسای مجید را به نزد خود حاضر سازد که لکه و چین یا هیچ چیز مثل آن نداشته باشد بلکه تا مقدّس و بی‌عیب باشد.» ( افسسیان ۵ : ۲۶ – ۲۷ ) شنیدن، ایمان آوردن و تجربه کردن موعظه‌ی فیض خدا، رهایی سازی، عادل شمردگی و آشتی با خدا به این شکل بیان شده است: «پس چقدر بیشتر الآن که به خون او عادل شمرده شدیم به وسیله‌ی او از غضب نجات خواهیم یافت.» ( رومیان ۵ : ۹ ) بر همه‌ی ما باورمندان کتاب مقدّس است که در هر امری بی‌کم و کاست چهارچوب کلام و تجربه‌ی آغازین را مرجع و الگو خود قرار دهیم.

 

تا شورای نیقیه

 

خداوند در نخستین نامه به کلیساها در مکاشفه ۲ : ۲ کلیسای خود را می‌ستاید و می‌گوید: «می‌دانم اعمال تو را و مشقت و صبر تو را و این که متحمل اشرار نمی‌توانی شد و آنانی را که خود را رسولان می‌خوانند و نیستند آزمودی و ایشان را دروغگو یافتی …»

پولس رسول در بسیاری از نامه‌های خود نسبت به ظهور ارتداد به عنوان جایگزین ایمان راستین ابراز نگرانی می‌کرد. این مسئله به شکل ویژه در نامه‌هایی که به عنوان رهنمود به کلیسای تسالونیکیه و تیموتاؤس نوشته به چشم می‌خورد. پولس با این سخنان کلیسای قرنتس را توبیخ کرد: «لیکن می‌ترسم که چنان که مار به مکر خود حوا را فریفت هم چنین خاطر شما هم از سادگی‌ای که در مسیح است، فاسد گردد زیرا هر گاه آن که آمد وعظ می‌کرد به عیسای دیگر غیر از آن که ما بدو موعظه کردیم با شما روحی دیگر را جز آن که یافته بودید یا انجیلی دیگر را سوای آن چه قبول کرده بودید می‌پذیرفتید، نیکو می‌کردید که متحمل می‌شدید.» ( دوم قرنتیان ۱۱ : ۳ – ۴ )

در رساله‌ى غلاطیان ۱ : ۶ – ۸ پولس واعظان و اعلام کنندگان انجیل را زیر آناتیما قرار می‌دهد؛ «بلکه هرگاه ما هم یا فرشته‌ای از آسمان، انجیلی غیر از آن که ما به آن بشارت دادیم به شما رساند، آناتیما باد.» بحث موضوعی جدی در میان است.

در آغاز آفرینش طبیعی در باغ عدن، مار با گفتن آیا خدا به راستی گفته است … نسبت به گفته‌ی خدا به آدم شک ایجاد کرد و با این کار حوا بی‌ایمان و اغوا شد. او در زمان رسولان، دوره‌ی پسین و تا روزگار کنونی هم، به چنین شیوه‌هایی متوسل می‌شود یعنی شک آفرینی نسبت به کلام خدا، بی‌ایمانی، نااطاعتی و عصیان و فرو افتادن کلیسا. این توصیف ارتداد است.

پس کلام خدا زیر سؤال رفت و تفسیرها و آموزه‌های سلیقه‌ای اعتبار یافتند. هر جا این اوضاع حاکم گردد پرستش مردم پوچ و باطل می‌شود. چنان که خود خداوند به یهودیان آن روزگار چنین هشدار داد: «در جواب ایشان گفت نیکو اخبار نمود اشعیا درباره‌ی شما ای ریاکاران، چنان که مکتوب است، این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارند لیکن دلشان از من دور است. پس مرا عبث عبادت می‌نمایند زیرا که رسوم انسانی را به جای فرایض تعلیم می‌دهند.» ( مرقس ۷ : ۶ – ۷ ) به همین ترتیب گفته‌ی عیسی به یهودیانی که در آن روزگار آموزه‌های مد نظر خود را دنبال می‌کردند، امروزه هم مصداق پیدا می‌کند. «… و امّا من از این سبب که راست می‌گویم مرا باور نمی‌کنید … کسی که از خدا است، کلام خدا را می‌شنود و از این سبب شما نمی‌شنوید که از خدا نیستید.» ( یوحنا ۸ : ۴۵ و ۴۷ ) دو تخم، دو بذر ناهمگون روحانی پیدا می‌شود: «در جواب ایشان گفت آن که بذر نیکو می‌کارد پسر انسان است و مزرعه، این جهان است و تخم نیکو ابنای ملکوت و کرکاسها پسران شریرند …» ( متی ۱۳ : ۳۷ – ۳۸ )

پرستش راستین خدا تنها از قلب پاک و تازه شده بلند می‌شود. خداوندمان در همین راستا گفت: «لیکن ساعتی می‌آید بلکه الآن است که در آن پرستندگان حقیقی پدر را به روح و راستی پرستش خواهند کرد زیرا که پدر مثل این پرستندگان خود را طالب است. خدا روح است و هر که او را پرستش کند می‌باید به روح و راستی بپرستد.» ( یوحنا ۴ : ۲۳ – ۲۴ ) هر کس با هدایت روح خدا در هماهنگی کلام پرستش نکند، به عبث می‌پرستد.

در دوم تسالونیکیان باب ۲، پولس ظهور ارتداد واپسین و آن مرد شریر را چنین اخبار می‌کند که: «او مخالفت می‌کند و خود را بلندتر می‌سازد از هر چه به خدا یا به معبود مسمی شود، به حدی که مثل خدا در هیکل خدا نشستند، خود را می‌نماید که خدا است.» ( آیه‌ی ۴ ) «… و به هر قسم فریب ناراستی برای هالکین از آنجا که محبت راستی را نپذیرفتند تا نجات یابند. و بدین جهت خدا به ایشان عمل گمراهی می‌فرستد تا دروغ را باور کنند.» ( آیات ۱۰ – ۱۱ ) کسانی که کلام خدا را در جایگاه تنها حقیقت معتبر برای خود و کلیسا نپذیرند، محکوم به پذیرش دروغ پردازیهای مذهبی هستند.

آن چه در دوره‌ی پس از رسولان رخ داده به هیچ روی توجیه پذیر نیست: افرادی که در جایگاه پدران کلیسا ارج یافته بودند، به واسطه‌ی تأثیر پذیری خود از آیینهای شرک‌آلود آموزه پردازی کردند و برای خود پیروانی پیدا کردند. هر چند آن به اصطلاح پدران کلیسا شخصیتهای مسیحی به شمار می‌آیند ولی نمی‌توان جایگاه و اعتبار رسولان عیسی مسیح را برای آنها قائل شد. هیچ یک از آنها صاحب دعوت و رسالت اصیل آسمانی نبودند. در میان آنها آتاناسیوس، آگوستین و هیرونیموس پُر آوازه شدند. این افراد به پا خاسته از دنیای شرک تبدیل به واسطه‌ی بازگشت به مسیح را تجربه نکرده بودند. آنها هم چنان در قید خرافات زمان خود بودند و جای شگفتی نیست که اندیشه‌های مد نظر خود را به مسیحیت تزریق کردند.

در پی اعلام مسیحیت دنیوی شده به عنوان آیین رسمی حکومت از سوی کنستانتین امپراطور روند تأسف باری آغاز شد. در پی فراخوانی امپراطور، اسقفهای جنبشهای مختلف مسیحی در نیقیه جمع شدند. آن نشست از بیستم مه تا بیست و پنجم ژوئیه سال ۳۲۵ میلادی زیر نظر امپراطور برگزار شد. در آن زمان ۱۲۷ گرایش مسیحی در سرزمینهای امپراطوری روم وجود داشت.

پس از جدالهای سخت و درگیریهای لفظی شدید، آموزه‌ی تثلیثی سراسر ناسازگار با کتاب مقدّس شکل گرفت. با وجود مخالفت دسته‌ای از شرکت کنندگان، آموزه‌ى تازه زیر نظارت آتاناسیوس در قالبی بیان شد. در آموزه‌ی فوق در مورد پسر چنین آمده است: خداوند یکتا عیسی مسیح، پسر یگانه‌ی خدا مولود ازلی پدر. او خدا است از خدا، نور از نور، خدای راستین از خدای راستین که زاده شده و آفریده نشده است، هم ذات با پدر ( پدران مسیحیت صفحه ۴۰ )

خدا به هیچ روی تا به امروز پسری ازلی تولید نکرده است. پسر ازلی هیچ گاه وجود نداشته. در طول ۴۰۰۰ سال عهد عتیق، هیچ نبی به پدری در آسمان اشاره نکرده و به همین ترتیب سخن از پسری در آسمان به میان نیامده، بارها به خداوند خد، یهوه الوهیم در عهد عتیق اشاره شده است. در رساله‌ها، چنان که در رومیان ۱ : ۷ هم آمده است با چنین تحیتی رو به رو می‌شویم: «فیض و سلامتی از جانب پدر ما خدا و عیسی مسیح خداوند بر شما باد.» ولی یک بار هم به خدای پسر و خدای روح‌القدس اشاره نشده است. به همین ترتیب خدا الوهیم که در زمان نمی‌گنجد خویشتن را به عنوان خداوند یهوه متجلی ساخت و چنین در باغ عدن در قالبی دیدنی راه رفت و آدم را به شباهت خود آفرید، به همین ترتیب همان خدا خویشتن را به عنوان پدر آسمانی در یگانه پسر مولود شده خود در کره‌ی خاکی متجلی ساخت. به همین خاطر خداوند عیسی در این جایگاه بود که بگوید: «کسی که مرا دید، پدر را دیده است.» ( یوحنا ۱۴ : ۹ ) خدا برای رهایی سازی ما خویشتن را در بدنی گوشتین باز نمود. ( اول تیموتاؤس ۳ : ۱۶ )

وعده‌ی تولد پسر در جایگاه رهاننده در بسیاری از آیات عهد عتیق خواندنی است. به ذکر چند آیه در این باره بسنده می‌کنیم:

• «من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود.» ( دوم سموئیل ۷ : ۱۴ )
• «فرمان را اعلام می‌کنم، خداوند به من گفته است تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم.» ( مزمور ۲ : ۷ )
• «از رحم بر تو انداخته شدم …» ( مزمور ۲۲ : ۱۰ – ۱۱ )
• «او مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی، خدای من و صخره‌ی نجات من. من نیز او را نخست‌زاده خود خواهم ساخت، بلندتر از پادشاهان جهان.» ( مزمور ۸۹ : ۲۶ – ۲۷ )
• «بنابراین خود خداوند به شما آیتی خواهد داد: اینک باکره حامله شده، پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهد خواند.» ( اشعیا ۷ : ۱۴ )
• «زیرا که برای ما ولدی زاییده و پسری به ما بخشیده شد و سلطنت بر دوش او خواهد بود و اسم او عجیب و مشیر و خدای قدیر و پدر سرمدی و سرور سلامتی خوانده خواهد شد.» ( اشعیا ۹ : ۶ ) چنان که می‌خوانیم به هیچ روی به پسر جاویدان یا پسر ازلی اشاره نشده است!
• «و تو ای بیت لحم افراته اگر چه در هزاره‌های یهودا کوچک هستی از تو برای من کسی بیرون خواهد آمد که بر قوم من اسرائیل حکمرانی خواهد نمود …» ( میکاه ۵ : ۲ )

با به کمال رسیدن زمان معین، آن امر محقق شد. متی در همین راستا در باب نخست می‌نویسد: «و این همه برای آن واقع شد تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود، تمام گردد که اینک باکره آبستن شده پسری خواهد زایید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است، خدا با ما.» ( اشعیا ۷ : ۱۴ ؛ متی ۱ : ۲۲ – ۲۳ )

در بابهای اوّل و دوّم کتاب لوقا هر چه به تولد مرتبط می‌شود، با جزئیات برای ما گزارش شده است: «فرشته بدو گفت ای مریم ترسان مباش زیرا که نزد خدا نعمت یافته‌ای. و اینک حامله شده، پسری خواهی زایید و او را عیسی خواهی نامید. ( به عبرى یهوشوع ) … فرشته در جواب وی گفت روح‌القدس بر تو خواهد آمد و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند، از آن جهت آن مولود مقدّس پسر خدا خوانده خواهد شد. … مریم گفت، اینک کنیز خداوندم. مرا بر حسب سخن تو واقع شود. پس فرشته از نزد او رفت.» ( لوقا ۱ : ۳۰ – ۳۱ ؛ ۳۵ ؛ ۳۸ )

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: ای قوم جمیعاً بشنوید! زمان حقیقت فرارسیده است! آن که گوش دارد بشنود که روح به کلیسا چه می‌گوید: تنها آن چه در کتاب مقدّس هست، به راستی کتاب مقدّسی است و تنها آموزه و روش رسولان را می‌توان به راستی به رسولان منتسب کرد.

تنظیم اعتقادنامه‌ی نیقیه که به نادرستی اعتقادنامه‌ی رسولان هم خوانده می‌شود، به سالهای ۳۲۵ در نیقیه و ۳۸۱ در قسطنطنیه برمی‌گردد. اعتقادنامه‌ی یاد شده هیچ وجه اشتراکی با کتاب مقدّس و اعتراف‌نامه‌ی اصیل رسولان کلیسای آغازین ندارد. در شورای نیقیه، پسر به عنوان اقنوم دوّم تثلیث معرفی شد در حالی که در شورای قسطنطنیه روح‌القدس به عنوان اقنوم سوّم تثلیث اعلام شد. دیری نپایید که در سال ۳۸۵ هیرونیموس، در برگردان لاتین خود در تأیید این امر عبارتی را افزود. در پایان آیه‌ی هفتم باب ۵ اول یوحنا، عبارت یادشده در برگردان”وولگاتا”لاتین به چشم می‌خورد: سه هستند که در آسمان شهادت می‌دهند؛ پدر، کلمه و روح‌القدس و این سه یک هستند. بدین ترتیب سه سده پس از رحلت رسولان، آموزه‌ی رسولان کمابیش ناپدید شده بود.

در اصل یونانی متن این چنین است: «زیرا سه هستند که شهادت می‌دهند.» و ادامه می‌دهد: «یعنی روح و آب و خون و این سه یک هستند.» اگر شهادت انسان را قبول کنیم، شهادت خدا بزرگتر است زیرا این است شهادت خدا که درباره‌ی پسر خود شهادت داده است. ( آیات ۸ و ۹ ؛ متى ۳ : ۱۷ ؛ متى ۱۷ : ۵ ) گواهی پطرس رسول از این قرار است: «و این آواز را ما زمانی که با وی در کوه مقدّس بودیم شنیدیم که از آسمان آورده شد.» ( دوم پطرس ۱ : ۱۸ )

مارتین لوتر برگردان وولگاتا را نادرست شمرد ولی با توجه به این که جان ویکلیف کتاب مقدّس را از لاتین برگرداند، آن افزونه در برگردان انگلیسی کینگ جیمز راه پیدا کرد، هر چند در پاورقی اشاره شده که در اصل یونانی به آن سه گانه در آسمان اشاره‌ای نشده است. افزونه‌ی مورد نظر در تمام برگردانها از متن لاتین یافت می‌شود. در نشرهای آلمانی کتاب مقدّس زوریخ سال ۱۵۳۵ و برگردان لوتر سال ۱۵۴۳، متن اصلی یونانی به درستی برگردانده شده است.

کتاب مقدّس از دو عهد و وصیت تشکیل شده است. افزودن هر گونه مطلبی به وصیت ناروا است. پولس رسول در همین راستا نوشت: «ای برادران، به طریق انسان سخن می‌گویم زیرا عهدی را که از انسان نیز استوار می‌شود هیچ کس باطل نمی‌سازد و نمی‌افزاید.» ( غلاطیان ۳ : ۱۵ )

در پایان عهد جدید، دو هشدار در مکاشفه ۲۲ : ۱۸ – ۱۹ داده شد: «زیرا هر کس را که کلام نبوت این کتاب را بشنود، شهادت می‌دهم که اگر کسی بر آنها بیفزاید، خدا بلایای مکتوب در این کتاب را بر وی خواهد افزود. و هرگاه کسی از کلام این نبوت چیزی کم کند، خدا نصیب او را از درخت حیات و از شهر مقدّس و از چیزهایی که در این کتاب نوشته است، منقطع خواهد کرد.»

از زمان شکل‌گیری کلیساهای مسیحی در سده‌ی چهارم، آموزه‌های کتاب مقدّس همه منسوخ شدند و عیسی مسیح رهاننده، جایگاه دوّم را پیدا کرد. هیچ یک از تصمیمات شوراهای یاد شده و اصول جزمی که در خلال تاریخ کلیسا اعلام شدند پایه‌ی کتاب مقدّسی ندارد. کتاب مقدّس به هیچ روی از نماینده‌ی مسیح و جانشین پطرس سخن نمی‌گوید. کلیسا در توجیه جایگاه پاپ، متی ۱۶ : ۱۸ را مطرح می‌کند. ولی خداوند عیسی مسیح هیچ گاه به پطرس نگفته است که بر تو کلیسای خود را بنا خواهم کرد بلکه بر آن صخره کلیسا خود را بنا خواهم کرد … پیدا است که عیسی مسیح خود، [ البته درست‌تر مکاشفه‌ی عیسی مسیح – ویراستدار ] آن صخره است.

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: ای قوم جمیعاً بشنوید! مسیح رهاننده، هیچ کلیسای حکومتی و یا کلیسای دیگری را بنا نکرده است. این مطلب درباره‌ی کلیساهای کاتولیک، ارتدوکس، قبطی، آشوری و مصری صدق می‌کند. آنها همه کلیساهای مسیحی هستند و نه کلیسای عیسی مسیح. کلیسای عیسی تنها از باورمندان کتاب مقدّسی تشکیل شده است. افسوس که تمام کلیساها، حتی کلیساهای لوتری و انگلیکن نیز توهم رستگاری را به اعضای خود می‌دهند. ولی تاکنون هیچ فردی به واسطه‌ی هیچ کلیسایی رستگار نشده است. البته برای افراد در هر کلیسا یا دین امکان نجات به واسطه‌ی ایمان به عیسی مسیح وجود دارد. هر کس از راه توبه می‌تواند شخصاً رستگاری را تجربه کند. ( اعمال ۳ : ۱۹ )

امپراطورها، پادشاهان و حاکمان، دین مردم قلمرو خود را تعیین کرده‌اند. به واسطه دخالت حاکمان، دنیا به چندین قلمرو دینی تقسیم شده است. در آسیا و آفریقا رهبران آیینی را مرسوم کردند ولی خدا در هیچ کیش یا آیینی یافت نمی‌شود، او خود را شخصاً در عیسی مسیح مکشوف کرده و تنها در عیسی مسیح رهاننده امکان ملاقات با خدا وجود دارد. ( دوم قرنتیان ۵ : ۱۹ )

در کلیساهای مسیحی آیینها جای تجربه‌ی ایمانی رهایی ساز به عیسی مسیح را گرفته‌اند، هر چند کتاب مقدّس بر ایمان فردی تأکید می‌کند: «هر که ایمان آورده، تعمید یابد نجات یابد و امّا هر که ایمان نیاورد بر او حکم خواهد شد.» ( مرقس ۱۶ : ۱۶ ) طبق ادعایی که در آموزه‌ی کلیسا مطرح می‌شود آب پاش و ریختن چند قطره آب بر پیشانی نوزاد در حکم تولد تازه است ولی طبق ( یوحنا ۵ : ۳ ) این ادعا بی‌اساس است. آیین آب پاش به زندگی کنستاتین برمی‌گردد. در ژوئیه ۳۳۷ عالی جناب اوزوبیوس بر پیشانی کنستانتین که در بستر مرگ بود، به اسم اب و ابن و روح‌القدس سه قطره آب ریخت. با انجام این آیین، کنستانتین که در سراسر زندگی تا دم مرگ از ایزد خورشید ( Sol Invictus ) یاد می‌کرد، مسیحی شد.

در توصیف آیین شام خداوند در اول قرنتیان ۱۰ : ۱۴ – ۲۲ چنین می‌خوانیم: «پیاله برکت که آن را تبّرک می‌خوانیم، آیا شراکت در خون مسیح نیست و نانی را که پاره می‌کنیم آیا شراکت در بدن مسیح نی؟ زیرا ما که بسیاریم یک نان و یکتن می‌باشیم چون که همه از یک نان قسمت می‌یابیم.» با وجود این تشریح واضح از شام خداوند در اول قرنتیان ۱۲ : ۱۴ – ۲۲، تفسیرهای نادرستی درباره‌ی آن حاکم شد.

هیچ اشاره‌ای دال بر تبدیل ماهیت نان و شراب به بدن و خون خداوند، در کتاب مقدّس یافت نمی‌شود. این سخن خداوند: «امّا به شما می‌گویم که بعد از این از میوه‌ی مو دیگر نخواهم نوشید تا روزی که آن را با شما در ملکوت پدر خود، تازه آشامم.» ( متی ۲۶ : ۲۹ ) خود ناقض این ادعا است. در همین راستا در اول قرنتیان ۱۱ : ۲۳ – ۳۴ آمده است: «زیرا هرگاه این نان را بخورید و این پیاله را بنوشید، موت خداوند را ظاهر می‌نمایید تا هنگامی که باز آید.» اولریش تسوینگلی اصلاح‌گر سوئیسی آموزه‌ی تبدیل ماهیت در آیین قربانی کاتولیک را نادرست شمرد، او بر دیدگاه کتاب مقدّسی در این زمینه پا فشاری کرد و چنین نوشت: برگزاری آیین قربانی در حکم انکار آن یگانه قرباتی و رنج عیسی مسیح است. این آیین شرک آلود بسیار نکوهیده است. ( کاتشیزم هیدلبرگ، پرسش ۸۰ )

هیچ نیازی نیست مسیح هر روز باز به دست یک کشیش به عنوان قربانی تقدیم شود، او یک بار خویشتن را به عنوان قربانی تقدیم کرد و کار رهایی سازی جاوید را به فرجام رسانید. «و نه به خون بزها و گوساله‌ها بلکه به خون خود، یک مرتبه فقط به مکان اقدس داخل شد و فدیه‌ی ابدی را یافت.» ( عبرانیان ۹ : ۱۲ ) آمین.

• «پس آیا چند مرتبه زیاده خون مسیح که به روح ازلی خویشتن را بی‌عیب به خدا گذرانید، ضمیر شما را از اعمال مرده طاهر نخواهد ساخت تا خدای زنده را خدمت نمایید؟» ( عبرانیان ۹ : ۱۴ )
• «و به این اراده مقدّس شده‌ایم به قربانی جسد عیسی مسیح، یک مرتبه فقط.» ( عبرانیان ۱۰ : ۱۰ ) آمین.

به هیچ عنوان قدیس خوانی و سعادتمند خوانی افراد در گذشته را نمی‌توان به کتاب مقدّس منسوب کرد. خداوند عیسی در موعظه‌ی سر کوه خود در متی باب ۵، خوشا به حالها و سعادتمندیها را برای زندگان قائل شد. یکی از آنها از این قرار است: «خوشا به حال پاکدلان زیرا ایشان خدا را خواهند دید!» این خوشا به حال و سعادتمندی هم چنان شامل حال همه‌ی شاگردان راستین مسیح می‌شود. «لیکن خوشا به حال چشمان شما زیرا که می‌بینند و گوشهای شما زیرا که می‌شنوند.» ( متی ۱۳ : ۱۶ )

• «و چنین خواهد بود که هر که نام خداوند را بخواند، نجات یابد.» ( اعمال ۲ : ۲۱ )
• «خوشحال و مقدّس است کسی که از قیامت اوّل قسمتی دارد. بر اینها موت ثانی تسلط ندارد بلکه کاهنان خدا و مسیح خواهند بود و هزار سال با او سلطنت خواهند کرد.» ( مکاشفه ۲۰ : ۶ )

گفتنی است مریم باکره که نزد خدا فیض یافته بود به خاطر ایمان خود سعادتمند خوانده شد. «و خوشا به حال او که ایمان آورد زیرا که آن چه از جانب خداوند به وی گفته شد، به انجام خواهد رسید.» ( لوقا ۱ : ۴۵ ) با وجود چنین گزینشی مریم به عنوان مادر منجی، باز نیاز به عبور از تجریه‌ی پنطیکاست را داشت. واپسین اشاره به مریم در اعمال ۱ : ۱۴ یافت می‌شود و او در آنجا در کنار ۱۲۰ شاگرد که برای دعا در بالاخانه گرد هم آمده بودند، دیده می‌شود. «و جمیع اینها با زنان و مریم مادر عیسی و برادران او به یک دل در عبادت و دعا مواظب می‌بودند.» عنوان مادر خدا در کتاب مقدّس وجود ندارد. الیصابات چنین می‌گوید: «و از کجا این به من رسید که مادر خداوند من، به نزد من آید؟» ( لوقا ۱ : ۴۳ )

به این ترتیب در کلیسای امپراطوری هیچ آموزه و روشی با خدا و کلامش هماهنگ نیست. آموزه‌ها دستخوش تحریف شده و آیات کتاب مقدّس که در توجیه آنها آورده می‌شود تنها در حد آرایه است. پس عباراتی چون خدا تنها پدر کسانی است که مادرشان کلیسا است هیچ ارزشی ندارد. در کتاب مقدّس به صعود مریم در تن، ظهورهای عذرا هیچ اشاره‌ای نشده بلکه به گواهی کلام: «و کسی به آسمان بالا نرفت مگر آن کس که از آسمان پایین آمد یعنی پسر انسان که در آسمان است.» ( یوحنا ۳ : ۱۳ ) کتاب مقدّس نمی‌گوید که مریم جایگاه شفیع و متوسط را پیدا می‌کند بلکه آمده است. «زیرا خدا واحد است و در میان خدا و انسان یک متوسطی است یعنی انسانی که مسیح عیسی باشد.» ( اول تیموتاؤس ۲ : ۵ ) به همین ترتیب از مریم به عنوان وکیل نیز یاد نشده است بلکه چنین می‌خوانیم: «ای فرزندان من، این را به شما می‌نویسم تا گناه نکنید. و اگر کسی گناهی کند شفیعی داریم نزد پدر یعنی عیسی مسیح عادل. و او است کفاره به جهت گناهان ما و نه گناهان ما فقط بلکه به جهت تمام جهان نیز.» ( اول یوحنا ۲ : ۱ – ۲ ) آمین.

پذیرش مسیحیت به عنوان دین حکومتی آغازگر این تحول و روند فاجعه بار است. با رسمیت یافتن آموزه‌ی سه‌گانه‌باوری یا تثلیث، عبارت مندرج در مأموریت بزرگ در متی ۲۸ : ۱۹ که بیانگر مکاشفه‌ی پدر در آسمان در قالب پسر و به واسطه‌ی روح‌القدس، به فرمول معروف به اسم اب و ابن و روح‌القدس تبدیل شد، هر چند به هیچ روی چنین فرمولی در کتاب مقدّس مرسوم نیست. کلیسای عیسی مسیح امروزه هم همچنان این فرمان را به کار می‌برد که: «شما نیز سابقاً در اینها رفتار می‌کردید هنگامی که در آنها زیست می‌نمودید.» ( کولسیان ۳ : ۱۷ )

در همین روند، پذیرش سه‌گانه‌باوری برای یهودیان هم اجباری شد. ولی این ادعا که عملاً خدا را سه پارچه می‌کند، برای آنها مکروه بود زیرا در فرمان نخست چنین آمده است: «من هستم یهوه، خدای تو که تو را از زمین مصر و از خانه‌ی غلامی بیرون آوردم. تو را خدایان دیگر غیر از من نباشد. صورتی تراشیده و هیچ تمثالی برای خود مساز.» ( خروج ۲۰ : ۲ – ۴ ) «لهذا امروز بدان و در دل خود نگاه دار که یهوه خدا است، بالا در آسمان و پایین بر روی زمین و دیگری نیست.» ( تثنیه ۴ : ۳۹ )

نهادینه شدن اعتراف‌نامه‌ی سه‌گانه‌گرا زمینه ساز یهود آزاری شد. آنها با برچسب مسیح کشی و خداکشی مورد آزار قرار گرفتند. چنین اعلام می‌کردند که: تاوان مرگ صلیب را باید با مرگ یهودیان پرداخت کرد. آنها در سال ۳۲۱، از نگهداشتن فریضه‌ی سبت باز داشته شدند و آیین یک‌شنبه برای آنها هم نهادینه شد و دیری نپایید که کنیسه‌های یهودی به خوکدانی تبدیل شدند.

برای تشریح ناهمگونی آشکار میان کلیسای عیسی مسیح و کلیسای امپراطوری، گفتنی است که پاپ و امپراطور هدایتگران نظام جهانی مسیحی هستند. ( تاریخ جامعه و مصور کلیسا، صفحه‌ی ۷۴ ) عبارت فوق در این زمینه گویا است. طبق آموزه‌ی انجیل ( لوقا ۲۲ : ۳۸ ) او [ یعنی پاپ – مترجم. ] دو شمشیر در اختیار دارد، شمشیر روحانی و شمشیر دنیوی. قدرت روحانی و قدرت سکولار هر دو مربوط به اختیارات کلیسا است. یکی مربوط به هدایت کلیسا است و دیگری تحت هدایت است: یکی در دست کشیش و دیگری در دست پادشاه و سربازان مطیع و مورد عنایت کشیش است. ( تاریخ جامعه و مصور کلیسا، صفحه‌ی ۹۴ )

این ادعا خود گواه بر کوردلی کامل این افراد است، شگفتا که اشاره به دو شمشیر که مردی در گزارش مصائب مسیح ( لوقا ۲۲ : ۳۶ – ۳۸ ) با خود حمل می‌کرد به دستاویزی برای مشروع جلوه دادن حاکمیت کلیسا تبدیل شد. چگونه می‌شود از این گزارش چنین برداشت کرد که دو شمشیر روحانی و دنیوی در اختیار کلیسا قرار گرفته است؟ در این متن خود منجی آشکارا می‌گوید که قرار است هم چون جنایتکاری به اعدام سپرده شود زیرا به شما می‌گویم که این نوشته در من می‌باید به انجام رسید یعنی با گناهکاران محسوب شد زیرا هر چه در خصوص من است، انقضا دارد. ( آیه‌ی ۳۷ )

تنها شمشیر روح به عنوان نماد کلام الهی به دست کلیسای عیسی مسیح سپرده شده است: «خُود نجات و شمشیر روح را که کلام خدا است بردارید …» ( افسسیان ۶ : ۱۷ ) ابداً به شمشیر سیاسی و دنیوی اشاره نشده است. به گواهی تاریخ، کلیسای عیسی مسیح هیچ گاه به سرکوب و آزار دگراندیشان کمر نسبت بلکه خود با سیاستهای سرکوب گرانه و آزار دیگران رو به رو شد.

خداوند در این باره به رسولان چنین گفت: «به خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم، غلام بزرگتر از آقای خود نیست. اگر مرا زحمت دادند شما را نیز زحمت خواهند داد. اگر کلام مرا نگاه داشتند کلام شما را هم نگاه خواهند داشت.» ( یوحنا ۱۳ : ۳۴ ) رهاننده‌ی ما به فرمان دهگانه فرمانی افزود که از این قرار است: «به شما حکمی تازه می‌دهم که یکدیگر را محبت نمایید چنان که من شما را محبت نمودم تا شما نیز یکدیگر را محبت نمایید.» ( یوحنا ۱۳ : ۳۴ )

آموزه‌ی دو شمشیر در حکم نسخ فرمان قتل مکن است، به سخنی امر به قتل، خود یک فرمان شد. پاپها با به کارگیری شمشیر سیاسی و دنیوی تمام افرادی که تسلیم دیدگاهشان نمی‌شدند را به کام مرگ فرستادند. در ۲۷ نوامبر ۱۰۹۵ پاپ اوربانوس دوّم طی سخنرانی در شهر کلرمون از مجاهدین صلیبی خواست دست به کشتار بزنند. با مطالعه‌ی این سخنرانی ماهیت امر بر همگان روشن می‌شود. به این ترتیب آمرزش گناهان و بخشش خطایا برای مجاهدان صلیبی تضمین شد. در سال ۱۰۹۹ دهها هزار یهودی و مسلمان در زمان فتح اورشلیم به دست مجاهدان صلیبی به کام مرگ فرستاده شدند. در طی هفت جهاد صلیبی میان سالهای ۱۰۹۵ و ۱۲۷۲ میلیونها انسان این چنین جان باختند. اقداماتی چون اجباری کردن خوانشی از مسیحیت، انگیزیسیون و سرکوب پیروان آیینهای دیگر، سوزاندن جادوگران، کشتار هزاران پروتستان فرانسوی در شب ۲۳ به ۲۴ اوت ۱۵۷۲، همه در راه جلال سه گانگی پاک و به اسم اب و ابن و روح‌القدس انجام شد.

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: در هر دوره‌ای بیداریهایی رخ داد. هر بیداری هماهنگ با کلام با سرکوب کلیسای حاکم مواجه شد. و بدین ترتیب ایمانداران را اعدام کردند. سرنوشت کلیسای آلبیز ریدن، جنبش والدنسیها، کاتارها، برادران بوهمی و غیره مصداق این سخن است. به همین ترتیب یان هوس که برای کلام خدا ارج ویژه‌ای قائل شده بود در میان خنده‌های پدران شورا در ۶ ژوئیه ۱۴۱۵ در کنستانز در شعله‌ی آتش جان سپرد. به این ترتیب زمین لبریز از خون شهیدان شد. گناه پاپها در ترازو بیشتر از دیگران سنگینی می‌کند. «و در آن خون انبیاء و مقدّسین و تمام مقتولان روی زمین یافت شد.» ( مکاشفه ۱۸ : ۲۴ ) آنها در روز داوری در حضور کسانی که کشتار شدند، مجرم شمرده خواهند شد.

 

پیشرفت غیره منتظره‌ی اصلاحات

 

پس از هزار سال حاکمیت مطلق کلیسا، جو روحانی متحول شد و کتاب مقدّس باز به عنوان مرجع ایمان در کانون توجهات قرار گرفت. مارتین لوتر، اولریش تسوینگلی، ژان کالوین، اراسموس، توماس مونتسر، ملکیور هوفمن و افراد دیگر در برابر پاپ و کلیسا زبان به اعتراض باز کرده و در رسوخ پیروزمندانه‌ی اصلاحات نقش به سزایی ایفا کردند. نصب اعلامیه‌ای ۹۵ ماده‌ای بر درب کلیسای ویتنبرگ در ۳۱ اکتبر ۱۵۱۷ به دست لوتر رخدادی آشنا برای همگان است. لوتر در ۱۷ آوریل ۱۵۲۱ در حضور شخص امپراطور و امیران در شهر ورمز سخنرانی ایراد کرد و گفته‌هایش با دقت تمام در تاریخ ضبط شدند. او چنین گفت: من نه به پاپها اعتقاد دارم نه به شوراها زیرا نه تنها بارها به خطا رفته‌اند بلکه یکدیگر را نیز نقض کرده‌اند. این موضع من است، پس تنها به سلاح شهادت کلام و استدلالهای روشن مغلوب می‌شوم، در غیر این صورت به نگاشته‌هایی که نقل کردم پایبندم و وجدانم در قید کلام خدا است. نه می‌خواهم و نه می‌توانم هیچ یک از گفته‌های خود را انکار کنم زیرا در پیش گرفتن منش برخلاف وجدان، نه خردمندانه است و نه رهاننده. خدا مرا یاری فرماید. آمین. ( تاریخ جامعه و مصور کلیسا صفحه‌ی ۱۳۶ )

دریغا که کلیساهای نوبنیاد ( کلیسای لوتری، کلیسای اصلاحی، کلیسای آنگلیکن ) باز با مرجع قرار دادن اعتقادنامه‌ی نیقیه تا به امروز در پدیده‌هایی چون تعمید کودکان و آموزه‌ی سه‌گانه‌انگاری یا تثلیث متوقف شده‌اند. البته در آن عصر بیداریهایی در منطقه‌ی پروتستان نشین شکل گرفت که در آن میان می‌توان از ظهور آناباپتیستها یاد کرد.

در جریان تجدد روحانی، اعلام کنندگان انجیل عیسی مسیح به طور فزاینده حقیقت بازگو شده در کتاب مقدّس را مورد تأکید قرار می‌دادند. این روند با اعلام رستگاری و بخشش از راه خون مسیح آغاز شد و همه جا افراد بسیاری راه توبه را در پیش گرفتند. در این میان جان اسمیت بنیانگذار کلیسای باپتیست، جان وسلی آغازگر جنبش متدیست، ویلیام بوث مؤسس سپاه نجات و افرادی چون دوپیت مودی، جورج مولر و بسیاری دیگر ضمن تأکید بر توبه و دعوت به پیوستن به مسیح از راه تجربه‌ی شخصی رستگاری، مژده رسانی می‌کردند. گفته‌ی رومیان ۵ : ۹ تنها مورد توجه لوتر قرار نگرفت بلکه دیگر اعلام کنندگان انجیل نیز آن را مورد تأکید قرار می‌دادند: «پس چقدر بیشتر الآن که به خون او عادل شمرده شدیم به وسیله‌ی او از غضب نجات خواهیم یافت.» آدمی با کارهای خود هیچ در پیشگاه خدا عادل شمرده نخواهد شد بلکه از راه ایمان به کار رهایی سازی که به دست عیسی مسیح انجام شد.

گفتنی است در این پنج سده‌ای که از آغاز اصلاحات می‌گذرد، به برکت کار واعظان مختلف بیداری، ایمانداران هم در کلام عمیق‌تر شدند و هم در وقف زندگی خود به خدا. ایمان راستین همیشه از شنیدن کلام خدا پدید می‌آید. ( رومیان ۱۰ : ۱۷ ) پیش‌تر درباره‌ی ابراهیم که در حکم پدر ایمان است چنین آمده بود. «ابراهیم به خدا ایمان آورد و آن برای او عدالت محسوب شد.» ( رومیان ۴ : ۳ ؛ عبرانیان ۱۱ : ۸ -۱۰ ) تنها کلام خدا حق است و هر آدمی‌زاده دروغگو است. ( رومیان ۳ : ۴ )

به مناسبت گرامی داشت پانصدمین سال شکل‌گیری اصلاحات در سال ۲۰۱۷ جستارهای بسیاری نگارش یافت و برنامه‌های پرشماری برگزار گردید. ولی جدا از فضاسازیها پیدا است که تمام کلیساهای ملی و آزاد در اعتقادنامه‌های بنیادین خود متوقف شده‌اند. هم اکنون همه‌ی کلیساهای دختر با وجود اختلافات میان خود به اتفاق به دامان کلیسای مادر برمی‌گردند. شعار وحدت در تنوع مورد قبول همگان است. ولی رهاننده‌ی ما عیسی مسیح از وحدت بسیار متفاوتی صحبت می‌کند و بر وحدت و یکی شدن با خدا در هماهنگی با کلامش تأکید می‌کند: «من در ایشان و تو در من تا در یکی کامل گردند و تا جهان بداند که تو مرا فرستادی و ایشان را محبت نمودی چنان که مرا محبت نمودی.» ( یوحنا ۱۷ : ۲۳ )

 

اعلام کنونی واپسین پیغام پیش از بازگشت مسیح

 

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: ای قوم جمیعاً بشنوید! با افاضه‌ای روح‌القدس در آزوزا استریت، در آغاز سده بیستم، شعله‌ی بیداری پنطیکاست افروخته شد. جدا از این رخداد که در سال ۱۹۰۶ در آزوزا استریت، در لوس آنجلس رقم خورد، ایمانداران هر قاره در آن زمان در چهارچوب جلسات دعا دریافت برکت کار فوق طبیعی خدا را تجربه کردند.

طی جنگهای جهانی اوّل و دوّم، سخنان خداوند در متی ۲۴ به شکلی ویژه برجسته شد. خداوند در این باب و گفتار از وقوع جنگها، قحطیها، وباها و بحرانها خبر می‌دهد. با توجه به این رخدادها، جو گردهمایی‌های مربوط به نیمه‌ی نخست سده بیستم گویای این امر است که مردم به بازگشت نزدیک خداوند اعتقاد راسخ داشتند. خداوند در لوقا ۲۱ باز به پایان زمانها می‌پردازد و در این باره می‌گوید: «و هم چنین شما نیز چون بینید که این امور واقع می‌شود بدانید که ملکوت خدا نزدیک شده است.» ( آیه‌ی ۳۱ ) «پس در هر وقت دعا کرده، بیدار باشید تا شایسته‌ی آن شوید که از جمیع این چیزهایی که به وقوع خواهد پیوست نجات یابید و در حضور پسر انسان بایستید.» ( آیه‌ی ۳۶ )

مرگ بیش از ۶۰ میلیون انسان و کشتار ۶ میلیون تن در جنگ جهانی، به شکل بنیادی و پایدار سیمای جهان را دگرگون ساخت. آلمان و اروپا ویرانگاهی بیش نبودند. پیامدهای آن جنگ، عالم‌گیر شد و سرانجام با بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی در منطقه‌ی دور دست اقیانوس آرام پایان یافت. از نگاه تمامی باورمندان کتاب مقدّسی پایان زمان فیض دیگر نزدیک شده بود. ولی خداوند به روند ویژه‌ای که مقدم بر پایان زمان فیض است، اشاره می‌کند: «و به این بشارت ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر جمیع امّتها شهادتی شود آنگاه انتها خواهد رسید.» ( متی ۲۴ : ۱۴ )

اندکی پس از پایان جنگ جهانی دوّم، واعظی باپتیست به نام ویلیام ماریون برانهام درست مانند پولس ( اعمال ۹ : ۱ – ۹ ) صاحب دعوت آسمانی شد. خداوند در ۱۱ ژوئن ۱۹۳۳ این واعظ بی‌ادعا را به واسطه‌ی ظهوری دیدنی در ابری نورانی و مافوق‌الطبیعی، در مقابل دیدگان ۳۰۰۰ نفر در رودخانه‌ی اوهایو چنین مخاطب ساخت: چنان که یحیی تعمید دهنده فرستاده شد تا پیش‌رو آمدن اوّلیه مسیح باشد، پیغامی که به تو داده شده نیز پیش‌رو آمدن ثانویه مسیح خواهد بود. رسانه‌ها به ویژه یونایتد پرس اینترنشنال این رخداد را گزارش کردند. به برکت این واعظ، شعله‌ی بیداری شفا، کلیساهای پنطیکاستی را در برگرفت و به سرعت ابعاد جهانی یافت.

او با رسالتی الهی پیغامی برخاسته از کلام خدا را اعلام کرد و چنان که اشاره شد، سخن از همان پیغامی است که باید زمینه ساز بازگشت مسیح باشد. او با اقتداری الهی و عطیه شفا در جلسات بشارتی هزاران نفر را مخاطب ساخت و آنها را به توبه و پذیرش عیسی مسیح در جایگاه منجی فراخواند، به برکت وعظ او هزاران نفر عیسی مسیح را به عنوان رهاننده‌ی خود پذیرفتند. در جلسات شفا که پس از موعظه برگزار می‌شد کوران، بینا و افراد فلج، خرامان می‌شدند و بسیاری از بیماریهای گوناگون شفا می‌یافتند.

از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۵ با چشم و گوش خود شاهد برکت این خدمت بوده‌ام، پس وظیفه‌ی گواهی دادن و آگاهی سازی جهانیان از آن چه خدا در زمان ما انجام داده، بر دوشم سنگینی می‌کند. در ۱۹۴۹ جوانی بیش نبودم که آوازه‌ی ویلیام برانهام و کارهای شگفت خدا در خدمت این عزیز به گوشم رسید. خواستم شخصاً از این مرد خدا بشنوم. در اوت ۱۹۵۵، این آرزو برآورده شده در جلسات پُر برکت برادر برانهام در کارلزروهه شرکت کردم و فرصت آشنایی شخصی با این برادر برایم فراهم شد.

در نخستین گفتگوی شخصی، به من گفت: تو واعظ انجیل هستی. از آن پس مشتاق شدم از نزدیک با باورها و آموزه‌های این مرد آشنا شوم. در ژوئن ۱۹۵۸، به مناسبت کنفرانس بزرگ Voice of Healing در شهر دالاس تکزاس ایالات متحده، ماهیت الهی رسالت برادر برانهام باز بر من تأیید شد و دوباره فرصت گفتگو با او را یافتم. او به من گفت: برادر فرانک، با همین پیغام به آلمان بر خواهی گشت. از آن پس مرتب موعظه‌های ضبط شده بر روی نوار برادر برانهام را دریافت می‌کردم. در دیدار سوّمی که با برادر برانهام در ۳ دسامبر ۱۹۶۲ داشتم، او در تأیید دعوتم که در ۲ آوریل ۱۹۶۲ دریافت کرده بودم، به من گفت: منظور از آن خوراک که باید ذخیره کنی، کلام موعود برای عصر حاضر است.

اعلام انجیل تام دربرگیرنده‌ی رستگاری روان و شفای تن است. خداوند در حکم این رسالت مهم گفت: «و این آیات همراه ایمانداران خواهد بود که به نام من … هرگاه دستها بر مریضان گذارند، شفا خواهند یافت.» ( مرقس ۱۶ : ۱۷ – ۱۸ ) مرد خدا در زمان دعا برای بیماران گفته خداوند در یوحنا ۱۴ : ۱۲ را مرجع قرار می‌داد: «آمین آمین به شما می‌گویم هر که به من ایمان آرد کارهایی را که من می‌کنم او نیز خواهد کرد و بزرگتر از اینها نیز خواهد کرد زیرا که من نزد پدر می‌روم …»

امروزه پیوسته خبرهای مربوط به جنگها، تهدیدهای هسته‌ای، مخاصمه در خاورمیانه، گرمایش زمین، دگرگونیهای اقلیمی و خطر بروز فجایع طبیعی در ابعاد جهانی به گوش ما می‌رسد. همه چیز از کنترل خارج می‌شود. در همین حال، می‌توانیم سخنان این نبوت اشعیا را به یاد داشته باشیم: «زمین تماماً از هم پاشیده و زمین به شدت متحرک گشته است. زمین مثل مستان افتان و خیزان است و مثل سایه‌بان به چپ و راست متحرک و گناهش بر آن سنگین است. پس افتاده است که بار دیگر نخواهد برخاست.» ( اشعیا ۲۴ : ۱۹ – ۲۰ ) با ملاحظه‌ی نشانه‌های زمانی، می‌توانیم اعلام کنیم که زمان پایان کار فرارسیده است. آمدن خداوند نزدیک است. هر چند هیچ کس از آن روز و ساعت آگاه نیست.

بازگشت خداوند در آیات بسیاری از کلام برای ما تشریح شده است. خداوند خود در یوحنا ۱۴ : ۳ در این مورد چنین وعده‌ای داده است: «و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، باز می‌آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من می‌باشم شما نیز باشید.» همه‌ی فرزندان خدا می‌توانند به وعده‌های الهی امیدوار باشند. هم چنین مسیح نیز چون یک بار قربانی شد تا گناهان بسیاری را رفع نماید بار دیگر بدون گناه برای کسانی که منتظر او می‌باشند، ظاهر خواهد شد به جهت نجات.» ( عبرانیان ۹ : ۲۸ )

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: ای قوم جمیعاً بشنوید! در زمان نخستین ظهور مسیح، بیش از صد نبوت عهد عتیق محقق شدند. اتفاقات خارق‌العاده و فرا پندار رخ دادند. خداوند عیسی موعظه می‌کرد و تمام کسانی که به نزدش می‌آمدند را تعلیم و شفا می‌داد. «… گروهی بسیار از عقب او آمدند پس جمیع ایشان را شفا بخشید …» ( متی ۱۲ ؛ بخش دوّم آیه‌ی ۱۵ ) برخورداری از آمادگی، مستلزم لحاظ کردن و پذیرش وعده‌ی الهی مربوط به زمان است که به این شرح است. اینک من ایلیای نبی را قبل از رسیدن روز عظیم و مهیب خداوند نزد شما خواهم فرستاد. ( ملاکی ۴ : ۵ ) خداوند در متی ۱۷ : ۱۱ و مرقس ۹ : ۱۲، همین وعده را تکرار می‌کند. «البته الیاس می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود.» این مهم‌ترین وعده‌ای است که باید پیش از زمان بازگشت مسیح محقق شود. چنان که ایلیا در کوه کرمل مردم را به تصمیم‌گیری فراخواند، به همین ترتیب هم اکنون تمام اعضای کلیسای خدا به تصمیم‌گیری فراخوانده می‌شوند.

پیش از بازگشت مسیح همه چیز باید به حالت نخستین خود، چنان که در آغاز در کلیسای خداوند بود، بازگردد. ( اعمال ۳ : ۱۸ -۲۱ ) از مسائل مربوط به زندگی شخصی گرفته تا امور زناشویی و خانوادگی و زندگی کلیسایی، همه باید بر اساس آن چه خداوند در کلام مرجع ساخت، تنظیم شود. پذیرش این فراخوانی مستلزم آن است که هر ایماندار بدون مقاومت درونی و اکراه، با خدا همسویی کند. ( اول پادشاهان ۱۸ : ۲۱ – ۳۹ ) هر ایماندار متعلق به خدای زنده نزد خدا برخواهد گشت. چنین ایمانداری سخن و خواست خدا و به همین ترتیب آموزه و روش کلیسای اوّلیه را مرجع مطلق خود قرار می‌دهد.

در هر دوره کسانی که منظور نظر خدا هستند، تمام سخنان خدا را می‌پذیرند. در این پنج سده گذشته افرادی هماهنگ با پیغام عصر خود پیدا شدند. مصداق این سخن بیداری پنطیکاست است. اکنون نیز هر که منظور نظر خدا است پیغام آغازین کتاب مقدّس را خواهد پذیرفت.

در شرایط کنونی دین پیرایی در مسیحیت یا اصلاح در جنبش پنطیکاست دیگر موضوعیت ندارد بلکه ایمانداران بازگشت تام را تجربه می‌کنند و بر بنیادی اصیل بنا می‌شوند. فدیه شدگان باورمند و پایبند به کلام خدا در آشفتگی بابل نمی‌مانند بلکه به قوت کلام حق، تقدیس می‌شوند، چنان که آمده است: «ایشان را به راستی خود تقدیس نما. کلام تو راستی است.» ( یوحنا ۱۷ : ۱۷ )

اینک در دوره‌ی عطف تاریخ رستگاری به سر می‌بریم، زمان موعود بازگشت مسیح نزدیک است. به همین دلیل جا دارد این سخن خداوند را آویزه‌ی گوش قرار دهیم. «آمین آمین به تو می‌گویم اگر کسی از سر نو مولود نشود ملکوت خدا را نمی‌تواند دید.» ( یوحنا ۳ : ۳ ) دست کم این امر باید برای ما روشن شده باشد که تنها فدیه شدگانی که از راه خون عهد جدید، بخشش الهی را تجربه کرده و زندگی تازه‌ی الهی را دریافت کرده باشند، در میان ربوده شدگان خواهند بود. پطرس تجربه‌ی رستگاری از راه تولد دوباره را چنین شرح می‌دهد: «از آن رو که تولد تازه یافتید نه از تخم فانی بلکه از غیر فانی یعنی به کلام خدا که زنده و تا ابدالآباد باقی است.» ( اول پطرس ۱ : ۲۳ ؛ لوقا ۸ : ۱۱ )

بازگشت مسیح از موضوعات مطرح در روزگار رسولان بود. بسیاری از گزاره‌های کتاب مقدّسی به آن موضوع اختصاص یافته است. پولس در اول تسالونیکیان ۴ : ۱۳ – ۱۸ ضمن تشریح روند بازگشت خداوند نوشت: «امّا خود خدای سلامتی، شما را بالکل مقدّس گرداند و روح و نفس و بدن شما تماماً بی‌عیب محفوظ باشد در وقت آمدن خداوند ما عیسی مسیح.» ( آیه‌ی ۲۳ )

خداوند و رهاننده‌ی ما که خود را به عنوان داماد معرفی می‌کند بارها از بزم نکاح یا جشن عروسی سخن گفته است. اعضای کلیسا – عروس کلام موعود عصر را پذیرا می‌شوند و چنین بانگی را می‌شنوند: «داماد می‌آید!» ( متی ۲۵ ) و بدین ترتیب برای آن روز شکوه‌مند آماده می‌شوند. در متی ۱۰ : ۲۵ چنین اخبار شده است: «آنانی که حاضر بودند با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید.» ما در مکاشفه ۷ : ۱۹ می‌خوانیم: «شادی و وجد نماییم و او را تمجید کنیم زیرا که نکاح برّه رسیده است و عروس او خود را حاضر ساخته است.»

خداوند برای رهایی یافتگان مکانی آماده کرده است: «و چیزی ناپاک یا کسی که مرتکب عمل زشت یا دروغ شود هرگز داخل آن نخواهد شد مگر آنانی که در دفتر حیات برّه مکتوبند.» ( مکاشفه ۲۱ : ۲۷ )

آوازی نیرومند و رسا می‌گوید: ای قوم جمیعاً بشنوید! اینک پیغام الهی در جایگاه واپسین فراخوان پیش از بازگشت مسیح اعلام می‌شود. «و هیکل خدا را با بتها چه موافقت؟ زیرا شما هیکل خدای حی می‌باشید چنان که خدا گفت که در ایشان ساکن خواهم بود و در ایشان راه خواهم رفت و خدای ایشان خواهم بود و ایشان قوم من خواهند بود. پس خداوند می‌گوید از میان ایشان بیرون آیید و جدا شوید و چیز ناپاک را لمس نکنید تا من شما را مقبول بدارم و شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود: خداوند قادر مطلق می‌گوید.» ( دوم قرنتیان ۶ : ۱۶ – ۱۸ )

اکنون صدای فراخوانی به بیرون شدن از هر نادرستی و سنت ناسازگار با کتاب مقدّس طنین انداز می‌شود. زمان آماده سازی فرارسیده است. اینک زمان باورمندی در محدوده‌ی محض ایمان است، ایمانداران باید به پیروی از روش آغازین، به نام خداوند عیسی مسیح تعمید گیرند. برخلاف کاتبان آن زمان، هیچ ایمانداری از پذیرش رهایی الهی سر باز نمی‌زند. ( لوقا ۷ : ۳۰ )

خداوندمان درباره‌ی یحیی تعمید دهنده از مردم چنین پرسید: «به جهت دیدن چه چیز به بیابان رفته بودید؟ آیا نی‌ای را که از باد در جنبش است؟» او باز می‌پرسد: «بلکه به جهت دیدن چه چیز بیرون شدید؟ آیا مردی را که لباس فاخر در بر دارد؟ … آیا نبی را؟» عیسی چنین پاسخ داد: «… بلی به شما می‌گویم از نبی افضلی را. زیرا همان است آن که درباره‌ی او مکتوب است اینک من رسول خود را پیش روی تو می‌فرستم تا راه تو را پیش روی تو مهیا سازد.» ( متی ۱۱ : ۷ – ۱۰ ) تمام انبیاء تا یحیی نبوت کردند ( آیه‌ی ۱۳ ) و از آن پس پادشاهی خدا اعلام شد.

ما به تماشای چه رفته‌ایم؟ آیا برای شنیدن یکی از مبلغان انجیل کامیابی یا یک واعظ کاریزماتیک تلویزیونی اشتیاق داریم؟ البته که نه! ما به این درک نائل شده‌ایم که ویلیام ماریون برانهام مردی با رسالت آسمانی بود که پس از دو هزار سال باز نقشه، رأی و تدبیر الهی را اعلام کرد. ( اعمال ۲۰ : ۲۷ ) ما پای سخن مردی صاحب رسالت آسمانی نشسته‌ایم. او در ۲۸ فوریه ۱۹۶۳ در کوه سانست در ۶۵ کیلومتری توسان آریزونا، از ابری خارق‌العاده فرمان یافت تا به جهت موعظه در مورد هفت مُهر به کلیسای محلی خود در جفرسون ویل برگردد. او به پیروی از فرمان الهی از ۱۷ تا ۲۴ مارس ۱۹۶۳ به موعظه درباره‌ی هفت مُهر در کلیسای محلی خود پرداخت. مجله‌ی ساینس در تاریخ ۱۹ آوریل تصویری از آن ابر را منتشر کرد، مجله‌ی لایف نیز در تاریخ ۱۷ مه همان سال یک گزارش همراه با تصویر در این خصوص منتشر کرد. جدا از هفت مُهر، تمام رازهای پنهان و همه‌ی آموزه‌ها ( در خصوص الوهیت، تعمید، شام خداوند و غیره ) به درستی و در چهارچوب کتاب مقدّس اعلام شدند. هر چند نبی در دسامبر ۱۹۶۵ برگرفته شد امّا پیغام نزد ما ماند و اینک در سراسر جهان اعلام می‌شود.

کلیسای خدا ستون و بنیاد راستی است نه یک ساختمان مذهبی با سازه‌های دروغین. در کلیسای عیسی مسیح برداشتها و گزینشهای سلیقه‌ای جایی ندارد. کلیسا به واسطه‌ی اعلام پیغام، که یک سره با پیغام آغازین هماهنگ است، باز بر بنیاد آغازین خود بنا شده است. مُهر خدا به عنوان تأیید به باورمندان پیرو کتاب مقدّس وعده داده شده: «و در وی شما نیز چون کلام راستی یعنی بشارت نجات خود را شنیدید در وی چون ایمان آوردید، از روح قدوس وعده مختوم شدید …» ( افسسیان ۱ : ۱۳ ) ولی پیش از تحقق این امر، بر همگان است که از آشفتگیهای حاصل از برداشتهای سلیقه‌ای برون شوند. مُهر تأیید الهی تنها بر عروس – کلام قرار خواهد گرفت.

از زمان دعوت مستقیم خود در ۲ آوریل ۱۹۶۲، ضمن اعلام کلام خدا که همانا انجیل تام و پیغام ناب زمان کنونی است به پخش خوراک روحانی پرداخته‌ام. ( متی ۲۴ : ۴۵ – ۴۷ ) در نوامبر سال ۲۰۱۷، امکان اعلام کلام در کشورهای کویت و بحرین برایم فراهم شد. به این ترتیب طی سفرهای بشارتی ماهانه‌ی خود در خلال ۵۵ سال خدمت، از ۱۶۵ کشور دیدن کرده‌ام. در پایتختهایی چون مسکو، پکن، دمشق، قاهره و بسیاری از شهرهای دیگر دنیا موعظه کرده‌ام.

هم چنین از طریق برنامه‌های سی دقیقه‌ای که در ۵۶ شبکه تلویزیونی پخش می‌شود، میلیونها نفر در دنیا با رأی و نقشه‌ی خدا آشنا شده‌اند. موعظه‌هایم در بسیاری از تلویزیونهای محلی کشورهای گوناگون پخش می‌شود. جلسات ماهانه‌ی ما که در اوّلین آخر هفته هر ماه برگزار می‌شود، هزاران بیننده و شنونده در سراسر دنیا دارد، چه به صورت مستقیم از طریق اینترنت و چه با دریافت سی دی‌ها و دی وی دی‌هایی که به صورت رایگان ارسال می‌شود. خدا ترتیب داد موعظه‌ی اوّل ماه هم زمان به ۱۵ زبان برگردانده شود و به همین ترتیب به فیض خدا پیغام پیشگام بازگشت مسیح به تمام زبانهای دنیا برگردانده می‌شود.

هم اکنون کار خدا بر روی زمین شکلی بی‌سابقه به خود گرفته است. اینک مژده‌ی جاودان در جایگاه واپسین پیغام، به همه‌ی تیره‌ها و حوزه‌های زبانی اعلام می‌شود. ( مکاشفه ۱۴ : ۶ ؛ متی ۲۴ : ۱۴ ) تمامی باورمندان پیرو کتاب مقدّس می‌دانند که در فرجام زمان و در آستانه‌ی بازگشت مسیح به سر می‌بریم. آنها به آن چه روح از طریق کلام مکشوف شده می‌گوید، گوش جان می‌سپارند و به این ترتیب خود را برای روز بزرگ واقعه‌ی ربوده شدن عروس آماده می‌کنند.

بر اساس سخن نبوتی میکاه که در مقدمه‌ی این نامه‌ی عنوان کردم، می‌توانم گواهی دهم که تنها به اعلام آن چه خداوند برای ما در کلام گذاشت، بسنده کرده‌ام.

خداوند می‌گوید: «به زودی می‌آیم!» و همه‌ی ایمانداران راستین در پاسخ این سخن فریاد می‌کنند: «بیا، ای خداوند عیسی!» ( مکاشفه ۲۲ )

مأمور از جانب خدا: اوالد فرانک

تصویر گردهمایی ویژه‌ی ۱۶ سپتامبر ۲۰۱۷ در کنستانتا رومانی، کنار دریای سیاه

علاوه بر ایمانداران، بسیاری از حاضران برای اوّلین بار پای یک موعظه‌ی مسیحی نشسته بودند. در میان صدها نفر که برای دعا جلو آمدند، روزنامه نگاری وابسته به یک خبرگزاری اسلامی و یک روحانی کلیسای ارتدوکس محلی نیز به چشم می‌خوردند. این دو عزیز عیسی مسیح را به عنوان رهاننده‌ی خود پذیرفتند و دو هفته بعد به پیروی از سنت کتاب مقدّس به اتفاق نوایمانان دیگر در دریای سیاه تعمید گرفتند. خداوند را سپاس باد.

© by the author and publisher E. Frank

دانلود نامه گردشی آوریل ۲۰۱۸
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد