نامه گردشی آوریل ۲۰۰۹ برادر اوالد فرانک ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی آوریل ۲۰۰۹ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی آوریل ۲۰۰۹

 

این عکس موثر نشان دهنده یک رنگین کمان بزرگ بر روی دره Grand می‌باشد. این یادآور وقایعی است که در آیات ذیل نسبت به آنها اعلان شده و در مورد عهد و کمان عهد می‌باشد. اوه خداوند، لطفاً عهد و وعده‌های خود را به یاد بیاور.

«و خداوند گفت این است نشان عهدی که من می‌بندم، در میان خود و شما، و همه جانورانی که با شما باشند، نسلاً بعد نسل تا به ابد: قوس خود را در ابر می‌گذارم، و نشان آن عهدی که در میان من و جهان است، خواهد بود.» ( پیدایش ۹ : ۱۲ – ۱۳ )

«و خدا ناله ایشان را شنید، و خدا عهد خود را با ابراهیم و اسحاق و یعقوب بیاد آورد.» ( خروج ۲۴ : ۲ )

«مقدّسان مرا نزد من جمع کنید، که عهد را با من به قربانی بسته‌اند. و آسمانها از انصاف او خبر خواهند داد، زیرا خدا خود داور است.» ( مزامیر ۵۰ : ۵ – ۶ )

«هر آینه کوه‌ها زایل خواهد شد و تلها متحرک خواهد گردید، لیکن احسان من از تو زایل نخواهد شد و عهد سلامتی من متحرک نخواهد گردید. خداوند که بر تو رحمت می‌کند این را می‌گوید.» ( اشعیا ۵۴ : ۱۰ )

«و بالای فلکی که بر سر آنها بود شباهت تختی مثل صورت یاقوت کبود بود و بر آن شباهت تخت، شباهتی مثل صورت انسان بر فوق آن بود. و از منظر کمر او به طرف بالا مثل منظر برنج تابان، مانند نمایش آتش در اندرون و گرداگردش دیدم. و از منظر کمر او به طرف پایین مثل نمایش آتشی که از هر طرف درخشان بود دیدم. مانند نمایش قوس و قزح که در روز باران در ابر می‌باشد، هم چنین آن درخشندگی گرداگرد آن بود. این منظر شباهت جلال یهوه بود و چون آن را دیدم، به روی خود در افتادم و آواز قائلی را شنیدم.» ( حزقیال ۱ : ۲۶ – ۲۸ )

«تا رحمت را بر پدران ما به جا آرد و عهد مقدّس خود را تذکر فرماید.» ( لوقا ۱ : ۷۲ )

«زیرا که این است خون من در عهد جدید که در راه بسیاری به جهت آمرزش گناهان ریخته می‌شود.» ( متی ۲۶ : ۲۸ )

«و به دیشان گفت: این است خون من از عهد جدید که در راه بسیاری ریخته می‌شود.» ( مرقس ۱۴ : ۲۴ )

«فی‌الفور در روح شدم و دیدم که تختی در آسمان قائم است و بر آن تخت نشیننده‌ای. و آن نشیننده، در صورت، مانند سنگ یشم و عقیق است و قوس و قزحی در گرد تخت که به منظر شباهت به زمرد دارد.» ( مکاشفه ۴ : ۲ – ۳ )

«و دیدم فرشته زورآور دیگری را که از آسمان نازل می‌شود که ابری در بر دارد و قوس و قزحی بر سرش و چهره‌اش مثل آفتاب و پایهایش مثل ستونهای آتش.» ( مکاشفه ۱۰ : ۱ )

خدا عهد خود را در زمان ما به یاد می‌آورد. ما مردمان عهد جدید هستیم.

«عیسی مسیح دیروز، امروز و تا ابدالآباد همان است.» ( عبرانیان ۱۳ : ۸ )

 

 

نامه گردشی آوریل ۲۰۰۹

 

سلام و درود ویژه به تمامی شما برادران و خواهران محبوب در مسیح با کلام رومیان ۱ : ۱ – ۵: «پولس، غلام عیسی مسیح و رسول خوانده شده و جدا نموده شده برای انجیل خدا، که سابقاً وعده آن را داده بود به وساطت انبیای خود در کتب مقدسه، درباره پسر خود که به حسب جسم از نسل داوود متولد شد و به حسب روح قدّوسیت پسر خدا به قوت معروف گردید از قیامت مردگان یعنی خداوند ما عیسی مسیح، که به او فیض و رسالت را یافتیم برای اطاعت ایمان در جمیع امّتها به خاطر اسم او …»

چه مقدمه عمیقی توسط پولس رسول در اولین رساله او! به فیض خدا رسالت او این بود که اطاعت از ایمان توسط خدمت او برای جلال خدا در میان ایمانداران امّتها آورده شود. این تنها با موعظه هر انجیلی رخ نداد بلکه توسط موعظه انجیل خدا که توسط انبیاء مقدّس و وعده داده شده بود در کتاب مقدّس و عهد عتیق. همان انجیل ابدی که منحصراً بر اساس کتاب مقدّس بنا شده است، چیزی است که حتی الآن ما آن را اعلان می‌کنیم. پولس رسول از مسئولیتی که توسط دعوت الهی او رخ داد آگاه بود و تمام زندگی خود را تقدیم به خداوند کرد. این مورد تا امروز با تمامی خادمانی که دعوتی مستقیم از خدا دارند صادق است.

«پس به مسیح عیسی در کارهای خدا فخر دارم. زیرا جرات نمی‌کنم که سخنی بگویم جز در آن اموری که مسیح به واسطه من به عمل آورد، برای امّتها در قول و فعل.» ( رومیان ۱۵ : ۱۷ – ۱۸ )

حتی در عهد عتیق نیز ایمان و اطاعت در برابر خدا موضوع اصلی در مردم اسرائیل بود. ( عبرانیان باب ۱۱ ) به ایمان اسرائیل سرزمین وعده را تصرف کرد. آنها با اطاعت برکت عظیم را در سرزمین موعود تجربه کردند. هر چند به سبب بی‌ایمانی، نهایتاً آنها به اسارت به بابل برده شدند.

«و بر تو فتنه انگیخته و تمرّد نموده، شریعت تو را پشت سر انداخته و انبیای تو را که برای ایشان شهادت می‌آورند تا به سوی تو بازگشت نمایند، کشتند و اهانت عظیمی به عمل آوردند.» ( نحمیا ۹ : ۲۶ )

«قوم مقدّس تو اندک زمانی آن را متصرّف بودند و دشمنان ما مکان مقدّس تو را پایمال نمودند.» ( اشعیاء ۶۳ : ۱۸ )

متأسفانه کلیسای اولیّه که به ایمان تمام وعده‌ها را دریافت کرده بود، زمان زیادی در این وضعیت اطاعت و برکت باقی نماند و ایمانداران به دلیل نااطاعتی در فرقه‌های متعدد پراکنده شدند. از این رو برای هر فردی که بخشی از کلیسای عهد جدید است ایمان و اطاعت از مهم‌ترین چیزها است. «ای برادران با حذر باشید مبادا در یکی از شما دل شریر و بی‌ایمان باشد که از خدای حی مرتد شوید.» ( عبرانیان ۳ : ۱۲ )

بی‌ایمانی، به راستی، ارتداد از خدای زنده است. تنها ایمان است که ما را به او متصل می‌کند، مطیع می‌گرداند، و نهایتاً ما را به محبت واقعی در میان ایمانداران هدایت می‌کند همان گونه که پطرس رسول نوشت: «چون نفسهای خود را به اطاعت راستی طاهر ساخته‌اید تا محبت برادرانه بی‌ریا داشته باشید، پس یکدیگر را از دل به شدت محبت بنمایید.» ( اول پطرس ۱ : ۲۲ )

خدا نمی‌تواند بی‌ایمانی و نا اطاعتی را در کلیسای امّتها تحمل کند، همان گونه که با اسرائیل بود. ابراهیم، پدر ایمان، نمونه‌ای برای اسرائیل است، برای کلیسا و برای هر ایمانداری. او به خدا ایمان داشت. ( رومیان ۴ : ۳ ) و در نهایت تحقق وعده‌ای که خداوند به او داده بود را تجربه کرد. او در اطاعت کامل آماده این بود تا فرزند خود اسحاق را بر مذبح قربانی کند. یعقوب رسول ایمان، اطاعت و عمل را به این طریق بیان می‌دارد: «و لیکن ای مرد باطل، آیا می‌خواهی دانست که ایمان بدون اعمال، باطل است ؟ آیا پدر ما ابراهیم به اعمال عادل شمرده نشد وقتی که پسر خود اسحاق را به قربانگاه گذرانید؟ می‌بینی که ایمان با اعمال او عمل کرد و ایمان از اعمال کامل گردید.» ( یعقوب ۲ : ۲۰ – ۲۲ ) عیسی مسیح، فرزند وعده، تا مرگ بر صلیب مطیع بود. ( فیلیپیان ۲ : ۷ – ۸ ) «و کامل شده، جمیع مطیعان خود را سبب نجات جاودانی گشت …» ( عبرانیان ۵ : ۹ ) این امر باید در تمامی پسران و دختران خدا که با مسیح مصلوب گشته و با او در یک زندگی جدید برخواستند صادق باشد. مانند پولس رسول آنها می‌توانند شهادت دهند: «با مسیح مصلوب شده‌ام ولی زندگی می‌کنم لیکن نه من بعد از این، بلکه مسیح در من …» ( غلاطیان ۲ : ۲۰ ) هر روز که می‌گذرد انتظار ما برای مشارکت در بازگشت موعود مسیح افزایش می‌یابد. حال، در پایان دوران فیض، ایمانداران واقعی که از تمام ملتها فرا خوانده شده‌اند باید از هر چیزی که در تطابق با کلام و اراده خدا نیست جدا شوند. این تنها طریقی است که آنها عروس کلام از پیش مقرر شده خواهند بود برای ملاقات داماد آسمانی – نه یک عروس پیغام؛ چرا که گروه‌های متعددی هستند که پیغام عروس را اعلان می‌کنند. تنها یک نفر هست که کلمه خدا است. ( مکاشفه ۱۹ : ۱۳ ) و تنها یک عروس برّه که بعد از جشن نکاح همسر او خواهد بود. «بیا تا عروس منکوحه را به تو نشان دهم.» ( مکاشفه ۲۱ : ۹ ) تنها یک کلیسای عروس وجود دارد که حامل نام او است و از پیش مقدّر شده تا تحقق هر وعده‌ای که در کلام خدا یافت می‌شود را تجربه نماید. او به سوی تعالیم کلیسای اولیّه و هم چنین محبت اولیّه بازگشت خواهد کرد و یک قلب و یک جان خواهد بود، مثل ابتدا.

«ای حبیبان، یکدیگر را محبت بنماییم زیرا که محبت از خدا است و هر که محبت می‌نماید از خدا مولود شده است و خدا را می‌شناسد، و کسی که محبت نمی‌نماید، خدا را نمی‌شناسد زیرا خدا محبت است … کسی هرگز خدا را ندید؛ اگر یکدیگر را محبت نماییم خدا در ما ساکن است و محبت او در ما کامل شده است.» ( اول یوحنا ۴ : ۷ – ۸ و ۱۲ )

 

حال چه رخ می‌دهد؟

 

پطرس رسول در دومین خطابه خود به این حقیقت اشاره می‌کند که تا زمانی که معاد همه چیز که خدا از بدو عالم توسط انبیاء مقدّس خود اعلام نموده است فرا برسد، فدیه دهنده در آسمان باقی است. ( اعمال ۳ : ۱۹ – ۲۱ ) در زبان یونانی کلمه Apokatastatis که دقیق آن بازگشت به حالت اولیّه می‌باشد به کار می‌رود. در کلیسای عیسی مسیح باید همه چیز قبل از بازگشت مسیح به حالت اصلی خود باز گردد. خداوند خود این را در متی ۱۷ : ۱۱ و لوقا ۹ : ۱۲ وعده داده است. «البته الیاس می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود.» که این امر قبل از این که داماد آسمانی عروس خود را به منزل ببرد، اینک در حال تحقق است.

بعد از دادن آخرین پیغام ( ملاکی ۴ ) که در مورد یک پیش‌رو قبل از بازگشت ثانویه مسیح می‌باشد، خداوند در حال فرستادن خادمین خود برای رساندن دعوت به شام عروسی می‌باشد: «دعوت شدگان را بگویید که اینک خوان خود را حاضر ساخته‌ام … و همه چیز آماده است …» ( متی ۲۲ : ۱ – ۴ ) این بستگی به دعوت شدگان دارد که بخواهند دعوت را پیروی کنند و یا این که عذری بیاورند. در متی ۲۴ : ۴۵ – ۴۷ در مورد یک غلام دانا می‌خوانیم که خداوند او را بر خانه خود گماشته تا غذای روحانی را در زمان مقتضی و قبل از آمدن داماد پخش کند. برای نجات یافته‌گان این بدان معنی است که اراده خدا باید در زندگی آنها به حقیقت بپیوندد. همان گونه که ابتدا در زندگی منجی رخ داد: «خوراک من آن است که خواهش فرستنده خود را به عمل آورم و کار او را به انجام رسانم.» ( یوحنا ۴ : ۳۴ ) ما اینک در انتظار تکمیل کار نجات خدا با کلیسا هستیم. بنابراین، غذای روحانی ما باید مستقیماً به اراده خدا مربوط باشد، چون تنها در آن زمان است که این کلام برای ما تحقق پیدا می‌کند: «و به این اراده مقدّس شده‌ایم، به قربانی جسد عیسی مسیح، یک مرتبه فقط … از آن رو که به یک قربانی مقدّسان را کامل گردانیده است تا ابدالآباد.» ( عبرانیان ۱۰ : ۱۰ – ۱۴ )

در متی ۲۴ : ۴۸ – ۵۱ ما یک مثال در مورد غلام شریری داریم که در قلب خود می‌گوید: «آقای من در آمدن تأخیر می‌کند …» و شروع به زدن غلامان هم قطار خود می‌کند. یک غلام دانا کلام خدا را پخش می‌کند، غذای روحانی، منِّ مخفی، و بذر نیکو را می‌کارد که در پسران و دختران خدا ثمر خواهد آورد. یک غلام شریر تفسیر را می‌کارد که شقاق و جدایی را به بار خواهد آورد و دیگر غلامانی که با نظر وی موافق نباشند را خواهد زد. هر خادمی که یک دعوت مستقیم و شخصی را دریافت نکرده باشد به سختی خواهد پذیرفت که فرد دیگری، به راستی، مستقیماً دعوت شده است. زمانی که دعوتی مرتبط با نقشه نجات باشد، تنها آنانی که پیش از بنیان عالم معین شده بودند خواهند پذیرفت. ( افسسیان ۱ : ۱ – ۵ ) چه در زمان انبیاء و چه در زمان خداوند ما و چه در زمان رسولان، تنها کسانی که از خدا بودند کلام او را پذیرفتند. ( یوحنا ۸ : ۴۷ ) و دیگران آن را رد کردند. امروز نیز همین امر در حال رخ دادن است. با این حال زمانی که یک دعوت باشد این کلام خدا تا به ابد معتبر است: «آن که شما را شنود، مرا شنیده و کسی که شما را حقیر شمارد، مرا حقیر شمرده و هر که مرا حقیر شمارد، فرستنده مرا حقیر شمارد.» ( لوقا ۱۰ : ۱۶ )

در متی ۲۵ آوازی در نیم شب پیش می‌رود: «اینک داماد می‌آید به استقبال وی بشتابید.» باکره‌های دانا «… که حاضر بودند، با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید.» این مهم‌ترین درس در ارتباط با بازگشت مسیح است که در پایان تأکید آن بر این حقیقت است که تنها باکره‌های دانا به هدف نهایی دست یافتند.

مریم باکره توسط خدا انتخاب شد و بدین طریق فدیه دهنده به شکل بشری آمد، درست همان گونه که کلیسا از قبل برای دریافت بذر الهی مقدر شده تا مسیح بتواند در فدیه شدگان آشکار گردد. ( کولسیان ۳ : ۱ – ۴ )

موضوع مهم درک نقشه الهی نجات است که بازگشت مسیح به عنوان رأس آن خواهد بود. در این هنگام اول قرنتیان باب ۱۵ به تحقق خواهد پیوست و بدنهای فانی ما تبدیل شده، فنا ناپذیر را دریافت خواهیم کرد: «و چنان که صورت خاکی را گرفتیم، صورت آسمانی را نیز خواهیم گرفت.» ( اول قرنتیان ۱۵ : ۴۹ )

در انجیل لوقا باب ۱ دو مطلب در مورد مریم وجود دارد که از اهمیت به سزایی برخوردار است «… مردی را نشناخته‌ام …» ( آیه ۳۴ ) و «اینک کنیز خداوندم، مرا بر حسب سخن تو واقع شود …» ( آیه ۳۸ ) مریم نزد خدا نعمت یافته بود ( آیه ۳۰ ) او کلام وعده که توسط جبرائیل به او داده شده بود را دریافت کرد. بنابراین کلام توانست جسم شود و پسر خدا متولد شد و آیات ذیل تحقق پیدا کرد:

ذریت الهی باید توسط یک زن وقوع می‌یافت. ( پیدایش ۳ : ۱۵ )
«پس شریعت چیست؟ برای تقصیرها بر آن افزوده شد تا هنگام آمدن آن نسلی که وعده بدو داده شد …» ( غلاطیان ۳ : ۱۹ )
«و من او را پدر خواهم بود و او مرا پسر خواهد بود …» ( دوم سموئیل ۷ : ۱۴ )
«و ایضاً من او را پدر خواهم و او مر پسر خواهد بود.» ( عبرانیان ۱ : ۵ )
«تو پسر من هستی امروز تو را تولید کردم.» ( مزامیر ۲ : ۷ )
«زیرا به کدام یک از فرشتگان هرگز گفت که تو پسر من هستی من امروز تو را تولید نمودم.» ( عبرانیان ۱ : ۵ )

همراه با تولید کردن که یک عمل خلق کردن بود در همین زمان، ذریت وعده در مریم قرار گرفت؛ بنابرین او پسر یگانه است. ( یوحنا ۳ : ۱۶ ) نخست زاده تمامی آفریدگان. ( کولسیان ۱ : ۱۴ – ۱۵ ) زمانی که کسی در مسیح است، او یک خلقت تازه است ( دوم قرنتیان ۵ : ۱۷ )

این قسمتهای کلام نیز در مسیح به تحقق پیوست: «از رحم بر تو انداخته شدم؛ از شکم مادرم خدای من تو هستی.» ( مزامیر ۲۲ : ۱۰) و «او مرا خواهد خواند که تو پدر من هستی، خدای من و صخره نجات من. من نیز او را نخست‌زاده خود خواهم ساخت، بلند‌تر از پادشاهان جهان.» ( مزامیر ۸۹ : ۲۶ – ۲۷ ) وقایعی که جزیی از آمدن اولیّه مسیح بودند در قیام خداوند خلاصه شده‌اند. «همین است سخنانی که وقتی با شما بودم گفتم ضروری است که آن چه در تورات موسی و صحف انبیاء و زبور درباره من مکتوب است به انجام رسد و در آن وقت ذهن ایشان را باز کرد تا کتب را بفهمند.» ( لوقا ۲۴ : ۴۴ – ۴۵ )

امروز چه چیزی اهمیت دارد؟ در حال حاضر موضوع تحقق چیزهایی است که برای زمان ما پیشگویی شده است.

همراه با مریم باکره و خود فدیه دهنده تمام نبوتهای عهد عتیق در آن زمان به تحقق پیوست و همراه با باکره‌های دانا و خود فدیه دهنده تمام نبوتهای کتاب مقدّس برای زمان ما در حال تحقق پیدا کردن است.

همان گونه که مریم در زمان خود عمل کرد، ما نیز باید با اختیار وعده را بپذیریم و بگوییم «… مرا بر حسب سخن تو واقع شود.» ( لوقا ۱ : ۳۸ ) در جواب اظهار او «… مردی را نشناخته ام …» فرشته پاسخ داد: «روح‌القدس بر تو خواهد آمد و قوت حضرت اعلی بر تو سایه خواهد افکند؛ از آن جهت آن مولود مقدّس، پسر خدا خوانده خواهد شد.» ( لوقا ۱ : ۳۴ – ۳۵ )

همان طور که مریم کلام وعده را از طریق ایمان دریافت کرد و روح‌القدس بر او آمد، به همان گونه اینک ایمانداران حقیقی کلام موعود برای این زمان را با ایمان راستین می‌پذیرند و با همان قوت روح‌القدس پُر می‌شوند. بزرگ‌ترین وعده‌های تمامی دوران به ما داده شده و ما باید آن را زمانی که فرزند انسان، چیره شدگان با درد زه از کلیسا جدا می‌شوند و در یک لحظه باشکوه به نزد خدا و تخت او بالا برده می‌شوند، تجربه کنیم.

 

مولود خدا، وارثان ذات الهی

 

دوم پطرس ۱ : ۳ – ۱۱

«… ذریّتی او را عبادت خواهند کرد.» ( مزامیر ۲۲ : ۳۰ ؛ اشعیاء ۵۳ : ۱۰ ) و ذات الهی را دریافت می‌کنند. ( دوم پطرس ۱ : ۳ – ۷ )

تمام کسانی که دارای تولد تازه هستند و از خدا مولود شده‌اند به عنوان پسران و دختران خدا دارای همان ذات پسر خدا هستند. کلمه یونانی gennao هر دو معنی تولید کردن و به دنیا آوردن را در بر می‌گیرد. و برای پسران و دختران خدا به همان طریق به کار می‌رود. زمانی که به مرد اشاره می‌شود معنی کلمه، تولید کردن است؛ به طور مثال در کتاب پیدایش باب ۵ جایی که مکرراً گفته می‌شود و آدم صد و سی سال بزیست، پس پسری شبیه و به صورت خود آورد ( begat ) … و شیث صد و پنج سال بزیست و انوش را آورد ( begat ) … و در هنگام اشاره به یک زن از معنی به دنیا آوردن استفاده می‌شود و آدم زن خود حوا را بشناخت و او حامله شده قائن را زائید ( bare ) ( پیدایش ۴ : ۱ ) و در مورد مریم ما می‌خوانیم که … پسر نخستین خود را زایید ( brought fort ) ( لوقا ۲ : ۷ )

یوحنای رسول از این جزئیات استفاده کرده است. ( یوحنا ۳ : ۷ ؛ اول یوحنا ۲ : ۲۹ ؛ ۳ : ۹ ؛ ۵ : ۱ و ۵ : ۱۸ ) این یک حقیقت است که هر تولّدی به تولید نمودن الویّت دارد و این گونه است که ذریت توسط تولد به دنیا می‌آید.

«اگر فهمیده‌اید که او عادل است، پس می‌دانید که هر که عدالت را به جا آورد، از وی توّلد یافته است.» ( اول یوحنا ۲ : ۲۹)

«هر که از خدا مولود شده است، گناه نمی‌کند زیرا تخم او در وی می‌ماند و او از وی توّلد یافته است.» ( اول یوحنا ۳ : ۹ )

«زیرا آن چه از خدا مولود شده است بر دنیا غلبه می‌یابد؛ و غلبه‌ای که دنیا را مغلوب ساخته است، ایمان ما است.» ( اول یوحنا ۵ : ۴ )

با نگاهی به باکره‌های دانا می‌بینیم آن چه که نسبت به مریم رخ داد در تاریخ در حال تکرار است: او وعده را دریافت کرد، ایمان آورد و روح‌القدس بی‌درنگ او را فرا گرفت. بدینسان کلمه جسم گردید. همین امر در مورد تمام کسانی که جزیی از کلیسای عروس هستند در حال رخ دادن است. آنان با ایمان، کلام وعده برای این زمان را دریافت می‌کنند، روح‌القدس بر آنها وارد می‌شود. بذر کلام آشکار می‌گردد. آنان نیز مانند مریم می‌گویند: «… مرا بر حسب کلام تو واقع شود.» زمانی که به سوی باکره‌های دانا می‌آید دیگر هیچ دخالت بشری در کار نخواهد بود. آنها هیچ مردی، هیچ بذر غریبه و هیچ داکترین غیر کتاب مقدّسی را نشناخته‌اند. باکره‌های نادان می‌توانند به تفاسیر غلط ایمان داشته باشند. فرضاً: هفت مرد ویژه عروس را تکمیل می‌کنند یا خداوند هم اکنون آمده است و یا چیزهایی از این قبیل. هر چند که باکره‌های دانا حتی یک تفسیر را هم باور نخواهند داشت. آنان عروس کلام هستند، از این رو به گناه زنای روحانی دچار نمی‌شوند و در عوض آنان باکره‌های عفیفه باقی می‌مانند و تحقق وعده‌های خدا در آنان را تجربه خواهند کرد. فرزندان وعده به کلام وعده ایمان دارند و روح وعده را دریافت می‌کنند. ( رومیان ۹ : ۸ ؛ غلاطیان ۴ : ۲۸ ؛ افسسیان ۱ : ۱۳ )

باکره‌های دانا تنها حامل چراغ نیستند بلکه آنها ظرفهای روغن را هم برای پر کردن چراغ دارند و به همین دلیل بیرون نخواهند ماند. این موضوع ایلیای نبی را به یاد ما می‌آورد که نزد بیوه زنی در صرفه فرستاده شد و به او گفت: «… تا روزی که خداوند باران بر زمین نباراند، تاپوی آرد تمام نخواهد شد، و کوزه روغن کم نخواهد گردید.» ( اول پادشاهان ۷ : ۱۴ ) آرد برای تهیه نان ضروری است و روغن برای چراغ و همان گونه که در ادامه می‌خوانیم، می‎بینیم که این کلام تأیید شده است: «و تاپوی آرد تمام نشد و کوزه روغن کم نگردید، موافق کلام خداوند که به واسطه ایلیا گفته بود.» ( اول پادشاهان ۱۷ : ۱۶ ) این همان کیفیتی است که در زمان ما خواهد بود، هر دو مورد به مقدار کافی به ما اعطاء خواهد شد، زمانی که باران آخر ببارد. ( اشعیاء ۴۴ : ۳ ؛ ارمیا ۵ : ۲۴ )

برادر برانهام در موعظه بذر اصلی کلام گفته شده است، گفت: زمانی که این رسول تدهین شده می‌آید مطمئناً بذر تمام کتاب مقدّس را خواهد کاشت. برادر برانهام در موعظه با عنوان کلام گفته شد تخم اصیل و اصلی است چنین می‌گوید: و زمانی که آن پیام‌آور با مسح الهی خود وارد صحنه شود، او تخم اصلی کلام را خواهد کاشت، بله، کل کتاب مقدّس را، از آموزه ذریّت مار گرفته تا مسأله پیام‌آور در زمان باران نخستین … و در زمان باران آخر واقعه‌ای چون رویارویی کرمل رخ خواهد داد.

ما به پیغام ایلیا برای زمان خود ایمان داریم و نفس خود را با غذای روحانی قوت می‌دهیم. باکره‌های دانا در حال این تجربه هستند که ظروف آنها از روغن پُر می‌شود و آنها می‌توانند چراغهای خود را از روغن پُر کنند، که این تجربه یک بار دیگر آنها را از باکره‌های نادان که خود را از کلیسا و در نتیجه ظرف روغن که آنها را مستقیماً به سمت شمعدان هدایت می‌کند جدا ساختند، متمایز می‌سازد. ( زکریا ۴ : ۲ ؛ مکاشفه ۱ – ۳ )

نهایتاً، هدف اصلی ایمان بدون مصالحه تحت هدایت روح‌القدس و تجربه آن چیزی است که خدا در کلام خود وعده داده است. چرا که تنها در آن زمان است که این کلام برای ما تحقق پیدا می‌کند: «خوشا به حال او که ایمان آورد، زیرا که آن چه از جانب خداوند به وی گفته شد، به انجام خواهد رسید.» ( لوقا ۱ : ۴۵ ) وعده‌ای که خدا به ما داده است شامل فراخوانی، جداسازی و تطهیر بر طبق دوم قرنتیان ۶ : ۱۴ و ۷ : ۱ و نیز استقرار مجدد تمام اجزاء در مکان و جایگاه اصلی آنها می‌باشد. مادامی که نادانان در حال مباحثه در مورد موضوعات مختلف هستند، دانایان در حال تجربه تحقق وعده می‌باشند.

در خصوص تمهیدات شخصی تمامی کسانی که به کلیسای عروس تعلق دارند، ما باید به یک واقعیت اساسی توجه کنیم و آن این است که در آخرین لحظات قبل از جشن عروسی، یک عروس به هیچ وجه نگران اموری که پیرامون او در حال رخ دادن است نیست و توجهی به آن چه که مردم می‌گویند و در حال انجام آن هستند ندارد بلکه ترجیح می‌دهد خود را آماده سازد. ارمیای نبی گفته است: «آیا دوشیزه زیور خود را یا عروس آرایش خود را فراموش کند؟ …» ( ارمیا ۲ : ۳۲ )

اینک این اصل با آنانی است که بخشی از کلیسای عروس هستند: آنان در کلام خدا غسل یافته‌اند. ( افسسیان ۵ : ۲۶ ) آنان به آینه کلام نگاه می‌کنند. ( یعقوب ۱ : ۱۹ – ۲۷ ) آنان به کتان سفید ملبسند که شایسته مقدّسین است. ( مکاشفه ۱۹ : ۸ ) و خود را مهیای ملاقات با داماد آسمانی می‌نمایند.

یعقوب رسول خیلی جدی این اعلام را به ما داد تا تمام پلیدیها را کنار گذاریم تا با فروتنی در کلام پیوند بخوریم که قادر است جانهای ما را نجات بخشد. او در ادامه می‌گوید: «لکن کنندگان کلام باشید نه فقط شنوندگان که خود را فریب می‌دهند.» و سپس یک گام جلوتر می‌رود و می‌نویسد: «زیرا اگر کسی کلام را بشنود و عمل نکند، شخصی را ماند که صورت طبیعی خود را در آینه می‌نگرد …» و در نهایت به ما گفته می‌شود که تنها یک نگاه ساده به آینه کافی نیست: «زیرا خود را نگریست و رفت و فوراً فراموش کرد که چطور شخصی بود.» ( یعقوب ۱ : ۲۲ – ۲۴ )

روح خدا ضعف هر فردی را بر او آشکار می‌کند. او از گناه، عدالت و داوری آگاهی می‌دهد. ( یوحنا ۱۶ : ۷ – ۱۵ ) و به جمیع راستیها و فرمانبرداری هدایت می‌کند. ما عمل کنندگان به کلام خواهیم شد و می‌توانیم مثل خنوخ در یک هماهنگی کامل با کلام و اراده او با خدا راه برویم. در افسسیان ۵ : ۲۷ می‌بینیم که خدا یک کلیسای بی‌لک و بی‌چین و چروک را نزد خود حاضر می‌کند. ما نیاز داریم تا بخشهای مربوط به این مطلب را بخوانیم تا یاد بگیریم که برای هر کدام از ما چه چیزی لازم است تا زندگی ما به سمت اطاعت از خدا هدایت شود؟ داوود از خداوند پرسید: «کیست که به کوه خداوند برآید؟ و کیست که به مکان اقدس او ساکن شود؟ او که پاک دست و صاف دل باشد،که جان خود را به بطالت ندهد و قسم دروغ نخورد.» ( مزامیر ۲۴ : ۳ – ۴ ) در موعظه سر کوه خداوند گفت: «خوشا به حال پاک دلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید.» ( متی ۵ : ۸ ) داوود که شخصاً متحمل آزمایشات بسیاری شده بود تحت هدایت روح‌القدس نوشت: «آن که بی‌عیب باشد و عدالت را به جا آورد، و در دل خویش راستگو باشد؛ و به همسایه خود بدی نکند و درباره اقارب خویش مذمت را قبول ننماید.» ( مزامیر ۱۵ : ۳ – ۴ )

می‌توان به تمام ایمانداران توصیه کرد که بر طبق اول قرنتیان ۶ : ۹ – ۱۰ زندگی خود را با کتاب مقدّس بسنجند تا تشخیص دهند که چه ضعفهایی هنوز وجود دارد که می‌توانند آنها را از ملکوت خدا جدا کنند. فاسقان مجبور خواهند بود بیرون بمانند و هم چنین بت‌پرستان و دیگر کسانی که در کلام به آنها اشاره شده است. در غلاطیان ۵ : ۱۹ – ۲۱ رسول مشروحی از این امور را به ما ارائه می‌دهد. بخشهای مربوط به کلام باید در هر فردی یک واکنش و پاسخ را ایجاد کند، در غیر این صورت تنها مانند یک نگاه سطحی به آینه می‌باشد و همه چیز به همان صورتی که بود باقی می‌ماند. تنها زمانی که راهنمایی‌ها را جدی بگیریم می‌توانیم درک کنیم که مفهوم عبرانیان ۱۲ : ۱۴ چیست: «و در پی سلامتی با همه بکوشید و تقدسی که به غیر از آن هیچ کس خداوند را نخواهد دید.» برای هر یک از ما بسیار مهم و حائز اهمیت است که مادامی که در این مسیر باریک حرکت می‌کنیم در ایمان و اطاعت محض یافت شویم. فریبکاری دشمن در ایماندارانی که به کارهای دیگران و آن چه که از نظر آنها باید انجام می‌دادند و یا نباید انجام می‌دادند بیشتر اهمیت می‌دهند آشکار می‌شود. ما می‌توانیم با امتحان خودمان و تشخیص این که چه چیزهایی باید در زندگی ما اصلاح شوند تا ما بتوانیم خدا را ملاقات کنیم و این راهنمایی را در قلب خود دریابیم: «و هیکل خدا را با بتها چه موافقت؟ … نور را با ظلمت چه شراکت است؟ زیر یوغ ناموافق با بی‌ایمانان مشوید.» ( دوم قرنتیان ۶ : ۱۴ – ۱۸ ) و هم چنین ما باید تمام چیزهایی را که خداوند امر فرموده است را مثل یک حکم بپذیریم: «از میان ایشان بیرون آیید و جدا شوید و چیز ناپاک را لمس مکنید تا من شما را مقبول بدارم و شما را پدر خواهم بود و شما مرا پسران و دختران خواهید بود: خداوند قادر مطلق می‌گوید.»

یک بار دیگر رسول بر این اصول تأکید می‌کند: «پس ای عزیزان چون این وعده‌ها را داریم خویشتن را از هر نجاست جسم و روح طاهر بسازیم و قدّوسیّت را در خدا ترسی به کمال رسانیم.» ( دوم قرنتیان ۷ : ۱ )

در هر دوره‌ای در سرتاسر تاریخ، تنها کسانی که فیض بدانها بخشیده شده بود. ( رومیان ۱۱ : ۵ ) شنیدند که روح به کلیساها چه می‌گوید. ( مکاشفه ۲ و ۳ ) و دیگران سخت دل بودند و کور. ( رومیان ۱۱ : ۷ ) اینک در نزدیکی بازگشت داماد آسمانی فراخوان و آماده سازی نهایی کلیسای عروس در حال انجام شدن است. خدا همه چیز را انجام داده است؛ او رسول و پیغام خود را به ما داده است و ما را به نور هدایت کرده است. بعد از مرتدان مسیحی که در مکاشفه باب ۱۷ شرح داده شده است به عنوان بابل عظیم فاحشه، ندا برای آخرین بار در مکاشفه ۱۸ : ۴ به سوی ایمانداران واقعی می‌رود: «و صدایی دیگر از آسمان شنیدم که می‌گفت: ای قوم من از میان او بیرون آیید مبادا در گناهانش شریک شده، از بلاهایش بهره‌مند شوید.» این آخرین ندایی است که همه کسانی که به کلیسای عروس تعلق دارند باید قبل از بازگشت داماد آسمانی بدان توجه کنند. به دنبال فراخوان و جداسازی احیای کامل خواهد بود. این گونه است که در آخر، همه چیز به جایگاه اصلی خود باز می‌گردد، همان گونه که در ابتدای کلیسای عهد جدید بود.

 

بازگشت مسیح و آمدنهای متفاوت

 

«و اگر بروم و از برای شما مکانی حاضر کنم، باز می‌آیم و شما را برداشته با خود خواهم برد تا جایی که من باشم شما نیز باشید.» ( یوحنا ۱۴ : ۳ )

برادر برانهام گفت که: آمدن مسیح به سه شکل است، او ابتدا آمد تا عروس خود را فدیه کند، او بار دیگر در هنگام ربوده شدن می‌آید تا عروس خود را ببرد، و دوباره با عروس خود در سلطنت هزار ساله خواهد آمد. ( از موعظه‌ی بذر اصلی کلام گفته شده است )

آمدن اولیّه او به اندازه کفایت در چهار انجیل از بدو تولد خداوند و نجات دهنده ما تا صعود او به آسمان شرح داده شده است. بر طبق متی ۲۵ خداوند ما به عنوان داماد آسمانی می‌آید تا عروس خود را با خود به جلال ببرد. «… و آنانی که حاضر بودند، با وی به عروسی داخل شده، در بسته گردید.» ( متی ۲۵ : ۱۰ )

«همانا به شما سری می‌گویم که همه نخواهیم خوابید، لیکن همه متبدل خواهیم شد. در لحظه‌ای، در طرفه‌العینی، به مجرد نواختن صور اخیر، زیرا کرنا صدا خواهد داد، و مردگان، بی‌فساد خواهند برخواست و ما متبدل خواهیم شد.» ( اول قرنتیان ۱۵ : ۳۹ -۵۸ )

در اول تسالونیکیان باب ۴ نیز پولس به بازگشت عیسی مسیح اشاره کرده و وقایع آن را شرح داده است. «زیرا این را به شما از کلام خدا می‌گوییم که ما که زنده و تا آمدن خداوند باقی باشیم بر خوابیدگان سبقت نخواهیم جست زیرا خود خداوند با صدا و آواز رئیس فرشتگان و با صور خدا از آسمان نازل خواهد شد و مردگان در مسیح اول خواهند برخواست، آنگاه ما که زنده و باقی باشیم، با ایشان در ابرها ربوده خواهیم شد تا خداوند را در هوا استقبال کنیم و هم چنین همیشه با خداوند خواهیم بود.» ( اول تسالونیکیان ۴ : ۱۵ – ۱۷ )

یوحنای رسول می‌نویسد: «ای حبیبان، الآن فرزندان خدا هستیم و هنوز ظاهر نشده است آن چه خواهیم بود؛ لکن می‌دانیم که چون او ظاهر شود، مانند او خواهیم بود زیرا او را چنان که هست خواهیم دید.» ( اول یوحنا ۳ : ۲ ) هر کدام از آمدنهای خداوند پاروسیا حضور جسمانی است.

در دوم تسالونیکیان ۲ : ۱ – ۲ پولس رسول ایمانداران را بدینسان هشدار می‌دهد: «اما ای برادران، از شما استدعا می‌کنیم درباره آمدن خداوند ما عیسی مسیح و جمع شدن ما به نزد او، که شما از هوش خود به زودی متزلزل نشوید و مضطرب نگردید، نه از روح و نه از کلام و نه از رساله‌ای که گویا از ما باشد …»

برای ما مهم بازگشت خداوند ما و هشداری است که مستقیماً درباره آمدن ثانویه او به ما داده شده است: «زیرا گمراه کنندگان بسیار به دنیا بیرون شدند که عیسی مسیح ظاهر شده در جسم را اقرار نمی‌کنند.» ( دوم یوحنا ۷ ) درست بعد از این توصیف قوی است که می‌خوانیم: «هر که پیشوایی می‌کند و در تعلیم مسیح ثابت نیست خدا را نیافته است. اما آن که در تعلیم مسیح ثابت ماند، او هم پدر و هم پسر را دارد.» انکار بازگشت جسمانی خداوند و نجات دهنده ما بدترین کفر بوده و در زمره همان ضد مسیح قرار می‌گیرد. بنابراین در ادامه بلادرنگ این راهنمایی می‌آید: «اگر کسی به نزد شما آید و این تعلیم را نیاورد او را به خانه خود مپذیرید و او را تحیت مگویید …» روحها، معلمین و داکترین آنها را بیازمایید.

نقل قول از برادر برانهام: اینک ما مشتاقانه در انتظار آمدن خداوند در نسل خود هستیم … بازگشت جسمانی خداوند عیسی برای بردن جسمانی مردم صیقل یافته از خون مطهر او. ( اجتماع نامریی عروس مسیح ۲۵ نوامبر ۱۹۶۵ )

هر کس که بازگشت جسمانی عیسی مسیح را انکار می‌کند روح ضد مسیح او را تسخیر کرده است. این در مورد کسانی که آمدن ثانویه خداوند را روحانی می‌نمایند و تعلیم می‌دهند که خداوند اینک آمده است نیز صدق می‌کند. تکبر آنان را کور کرده و خود را بالاتر از کلام خدا قرار می‌دهند. در بازگشت عیسی مسیح همه چیز دقیقاً همان طور که مکتوب است رخ خواهد داد. مثلاً: «همین عیسی، که از نزد شما به آسمان بالا برده شد، باز خواهد آمد به همین طوری که او را به آسمان روانه دیدید.» ( لوقا ۲۴ : ۵۰ ؛ اعمال ۱ : ۱۱ ) همه ما باید به این موضوع احترام بگذاریم، چرا که در کلام خداوند، خداوند چنین می‌گوید است.

به همین ترتیب، تمامی بخشهایی که به آمدنهای مختلف خداوند می‌پردازند، که در ارتباط با کلیسا و ربوده شدن نیستند باید در کانتکست صحیح خود دیده شوند. ما می‌دانیم که بازگشت خداوند و ربوده شدن، قبل از دوران جفاها رخ می‌دهد. برادر برانهام بارها به این موضوع اشاره کرده بود. پولس به ایمانداران نوشت: «زیرا که چیست امید و سرور تاج فخر ما؟ مگر شما نیستید در حضور خداوند ما عیسی در هنگام ظهور او؟» ( اول تسالونیکیان ۲ : ۱۹ )

هنوز آمدنهای دیگری از خداوند وجود دارند که در کلام ذکر شده و در ارتباط با کلیسا نیستند به طور مثال در متی ۲۵ : ۳۱ «اما چون پسر انسان در جلال خود با جمیع ملائکه مقدّس خویش آید، آنگاه بر کرسی جلال خود خواهد نشست …» در دوم تسالونیکیان ۱ : ۷ – ۸ می‌خوانیم: «… در هنگامی که عیسی خداوند از آسمان با فرشتگان قوت خود ظهور خواهد نمود در آتش مشتعل و انتقام خواهد کشید …» مثالهای دیگر در مکاشفه ۱۶ : ۱۵ – ۱۶ و مکاشفه باب ۱۹ از آیه ۱۱ به بعد یافت می‌شوند. ضروری است که همیشه ارجاعی به عهد عتیق داشته باشیم تا دریابیم که مفهوم دقیق و کانتکست درست چیست. کیفیت بازگشت خداوند در متی ۲۴ : ۲۹ – ۳۰ چطور است؟ «و فوراً بعد از مصیبت آن ایام آفتاب تاریک گردد و ماه نور خود را ندهد و ستارگان از آسمان فرو ریزند و قوتهای افلاک متزلزل گردد، آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدید گردد و در آن وقت جمیع طوایف سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان، با قوت و جلال عظیم می‌آید.»

این بخش از بازگشت داماد آسمانی صحبت نمی‌کند بلکه از آمدن پسر انسان بعد از مصیبت عظیم، زمانی که خورشید به تاریکی فرو رفته و ماه دیگر نور خود را نمی‌دهد. این آمدن مربوط به دوران شش مُهر می‌شود. ( مکاشفه ۶ از آیه ۱۲ ) هم چنین مکاشفه ۱ : ۷ نیز بر این امر گواهی می‌دهد: «اینک با ابرها می‌آید و هر چشمی او را خواهد دید و آنانی که او را نیزه زدند و تمامی امّتهای جهان برای وی خواهند نالید. بلی! آمین.»

«… و بر من که نیزه زده‌اند خواهند نگریست …» ( زکریا ۱۲ : ۱۰ )

«و در رویأی شب نگریستم و اینک مثل پسر انسان با ابرهای آسمان آمد و نزد قدیم‌الایام رسید و او را به حضور وی آوردند و سلطنت و جلال و ملکوت به او داده شد تا جمیع قومها و امّتها و زبانها او را خدمت نمایند. سلطنت او سلطنت جاودانی و بی‌زوال است و ملکوت او زایل نخواهد شد.» ( دانیال ۷ : ۱۳ – ۱۴ )

مکاشفه باب ۱۱ از آیه ۱۵ حتی جلوتر از این را شرح می‌دهد: «و فرشته‌ای بنواخت که ناگاه صداهای بلند در آسمان واقع شد که می‌گفتند: سلطنت جهان از آن خداوند ما و مسیح او شد و تا ابدالآباد حکمرانی خواهد کرد.»

در این کانتکست ما در مورد فرشته کرنای هفتم که در مکاشفه ۱۰ : ۷ نیز بدان اشاره شده است می‌خوانیم. در تاریخ ۱۷ مارس ۱۹۶۳ برادر برانهام بر اساس این بخش در موعظه خود تناقض … این چنین گفت: این را من نساخته‌ام … این خداوند چنین می‌گوید است. من از روی کتاب برای شما خواهم خواند: «بلکه در ایام صدای فرشته هفتم، چون کرنا را می‌باید بنوازد، سرِّ خدا به اتمام خواهد رسید چنان که بندگان خود انبیاء را بشارت داد.» ( مکاشفه ۱۰ : ۷ )

به خداوند چنین می‌گوید برادر برانهام نمی‌توان دست زد. در همین شرح او در مورد فرشته کرنای هفتم و نزول فرشته عهد به وضوح شرح می‌دهد: و زمانی که مُهرها گشوده شده‌اند و راز خدا مکشوف شده باشد فرشته، رسول، مسیح، نزول می‌کند در حالی که پای خود را بر زمین و دریا قرار داده و قوس و قزح بر سرش قرار دارد. اینک به خاطر بیاورید که این هفتمین فرشته در زمان این آمدن بر روی زمین قرار دارد.»

لطفاً خیلی دقت کنید: نه در زمان بازگشت مسیح زمانی که عروس او، او را به عنوان داماد آسمانی در آسمان ملاقات می‌کند، بلکه این زمانی است که به عنوان فرشته عهد نزول می‌کند، نه هفتمین فرشته، بلکه این هفتمین فرشته بر روی زمین. این امر در زمان باز شدن مُهرها در ۱۹۶۳ انجام نمی‌شود بلکه در زمان شکستن مُهرها. «… و خداوندی که شما طالب او می‌باشید، ناگهان به هیکل خود خواهد آمد. یعنی آن رسول عهدی که شما از او مسرور می‌باشید، هان او می‌آید ! قول یهوه صبایوت این است.»

فرشته‌های هفت کرنا در هنگام باز شدن هفتمین مُهر معرفی شده‌اند. برادر برانهام در موعظه خود در مورد هفت مُهر، فقط اولین آیه باب هشت در مورد سکوت نیم ساعته در آسمان را خواند، اما درست بعد از این یوحنا آن چه را در آیه ۲ نوشته شده است دید: «و دیدم هفت فرشته را که در حضور خدا ایستاده‌اند که به ایشان هفت کرنا داده شد.» در کتاب مقدّس عبری به جای کلمه‌ای که در کتاب مقدّس ما کرنا ترجمه شده است از کلمه shofar استفاده شده است که این کلمه در ۹ جای دیگر نیز به کار رفته است ( مکاشفه ۸ : ۶ ؛ ۸ : ۸ ؛ ۸ : ۱۰ ؛ ۸ : ۱۲ ؛ ۸ : ۱۳ ؛ ۹ : ۱ ؛ ۹ : ۱۳ ؛ ۱۰ : ۷ ؛ ۱۱ : ۱۵ ) این به وضوح نشان می‌دهد که محتوای هفت مُهر ارتباطی با هفت فرشته کلیسا ندارد ( مکاشفه ۲ و ۳ ) بلکه با هفت فرشته کرنا که در حضور خدا ایستاده‌اند.

بعد از این که ۴ فرشته کرنای اوّل shofar خود را به صدا در آوردند این حالت رخ خواهد داد: «وای وای وای بر ساکنان زمین، به سبب صداهای دیگر کرنای آن سه فرشته‌ای که می‌باید بنوازند.» ( مکاشفه ۱۸ : ۳ ) در باب ۹ فرشته پنجم و ششم کرنای خود را به صدا در می‌آورند و تنها یکی از آن هفت فرشته باقی می‌ماند تا کرنای خود را بنوازد. این فرشته در مکاشفه ۱۰ : ۷ به وضوح فرشته دوره هفتم کلیسا نیست بلکه فرشته کرنای هفتم است. خداوند چنین می‌گوید برادر برانهام مسلماً به صدای هفتمین فرشته کرنا اشاره می‌کند، چرا که سپس سرُّ خدا به انتها می‌رسد.

زمانی که برادر برانهام در رابطه با این خدمت به مکاشفه باب ۱۰ اشاره می‌کند از شکل جمع استفاده کرده است. اسرار این یک تفاوت بسیار مهم است زیرا با رسول دوران کلیسای لائودکیه بود که تمام این اسرار از اولین باب کتاب پیدایش تا آخرین باب کتاب مقدّس مکشوف شد.

این، به راستی، حالتی است که رخ خواهد داد. وظیفه آخرین پیغام‌آور این بود که آخرین پیغام را بیاورد. مکاشفه ۱۰ : ۷ در مورد سرُّ خدا در حالت مفرد صحبت می‌کند و این در زمانی که فرشته کرنای هفتم می‌نوازد به پایان می‌رسد. این به وضوح در کتاب مقدّس توضیح داده شده است. مسیح راز مکشوف خدا است. ( اول تیموتائوس ۳ : ۱۶ ؛ کولسیان ۲ : ۲ – ۳ و … ) «به دولت یقین فهم تمام و به معرفت سرُّ خدا برسند … یعنی سرِّ مسیح که در وی تمامی خزاین حکمت و علم مخفی است.» سرِّ خدا در مسیح هم چنان برای یهودیان مخفی است، اما هنگامی که زمان آنها برسد، به خوبی بر آنها مکشوف خواهد شد.

در خصوص این موضوع، کلام خدا واضح است و امکان سوء تفاهم ندارد. اشتباه خطرناکی که در حال رخ دادن است این است که تمام نقل قولها و کلام، که در حقیقت، در مورد آمدنهای متفاوت هستند، تنها در مورد بازگشت مسیح – بازگشت ثانویه – به کار می‌روند. این ضروری است که کلام را به درستی تشخیص دهیم و آنها را به درستی در جایگاه خود قرار دهیم. لحظه‌ای که هر کس مجبور به موافقت با خدا و کلام او باشد در حال آمدن است. خوشا به حال کسی که هم اکنون در حال انجام این امر است.

در عهد جدید تنها بخش اوّل ملاکی ۳ : ۱ که به یوحنای تعمید دهنده اشاره می‌کند ذکر شده است: «زیرا همان است آن که درباره او مکتوب است: اینک من رسول خود را پیش روی تو می‌فرستم تا راه را پیش روی تو مهیا سازد.» ( متی ۱۱ : ۱۰ ) بخش دوّم در مورد فرشته عهد است که به هیکل قدس خود خواهد آمد، در آنجا ذکر نشده است چون تا آن زمان محقق نشده بود. وعده فرشته عهد در آن روز بازگشته بود و حتی امروز نیز در آینده است.

«… و خداوندی که شما طالب او می‌باشید، ناگهان به هیکل خود خواهد آمد، یعنی آن رسول عهدی که شما از او مسرور می‌باشید هان او می‌آید! قول یهوه صبایوت این است. اما کیست که روز آمدن او را متحمل تواند شد؟ و کیست که در حین ظهور وی تواند ایستاد؟ زیرا که او مثل آتش قالگر و مانند صابون گازران خواهد بود.» ( ملاکی ۳ : ۱ – ۲ )

در مکاشفه ۱۱ : ۱ هیکل جدید پیمانه‌گیری می‌شود. بر طبق دوم تسالونیکیان ۲ : ۴ – ۸ ضد مسیح در هیکل خدا خواهد نشست اما در آن آمدن به سمت یهودیان، خداوند، با نفخه دهان خود او را به هلاکت خواهد رساند. ( اشعیاء ۱۱ : ۴ )

در باب ۱۰ مکاشفه ما فرشته عهد را می‌بینیم که در حالی پایین می‌آید که ابری در بر دارد و رنگین کمانی بر سرش است ( آیه ۱ ) از زمانی که بعد از باز کردن مُهرها این واقعه رخ می‌دهد، او کتاب باز را در دست خود داشته و به عنوان مالک حقیقی یک پای خود را بر زمین و پای دیگرش را بر دریا قرار می‌دهد. ( آیه ۲ ) «… و به آواز بلند چون غرش شیر صدا کرد …» این زمانی است که هفت رعد باید صدای خود را فاش کرده باشند. ( آیه ۳ ) چیزی که گفته شد مربوط به ما نیست چرا که هیچ ارتباطی با کلیسا ندارد و اجازه داده نشد تا نوشته شود: «آن چه هفت رعد گفتند مُهر کن و آنها را منویس.» ( آیه ۴ )

ما به تصمیم الهی احترام می‌گذاریم و کارهایی را که خدا به تنهایی انجام می‌دهد را به او واگذار می‌کنیم. تنها پس از آن که فرشته عهد، که بر زمین و دریا خواهد ایستاد، دست راست خود را به سوی آسمان بلند کرده و قسم خورد: «… به او که تا ابدالآباد زنده است که آسمان و آن چه را که در آن است و زمین و آن چه را که در آن است و دریا و آن چه را که در آن است آفرید که بعد از این زمانی نخواهد بود …» در آن لحظه زمان متوقف خواهد شد و تأخیر دیگری نخواهد بود «بلکه در ایام صدای فرشته هفتم، چون کرنا را می‌باید بنوازد، سرِّ خدا به اتمام خواهد رسید، چنان که بندگان خود انبیاء را بشارت داد.» ( آیه ۷ ) در باب ۱۱ و بعد از این که خدمت دو نبی تکمیل شده و آنها در ابرها به آسمان برده شده‌اند. ( آیه ۱۲ ) فرشته هفتم کرنا را می‌نوازد، همان گونه که در مکاشفه ۱۰ : ۷ عنوان شده، و پادشاهی خدا اعلان می‌شود. همه چیز در یک نظم مطلق است.

دانیال نبی پیش بینی کرد که فرشته چگونه دستهای خود را بلند کرده و قسم خواهد خورد و آن را از آن لحظه تا ابتدای سلطنت خداوند که تنها سه سال و نیم مانده نوشت: «… انتهای این عجایب تا به کی خواهد بود؟ و آن مرد ملبس به کتان را که بالای آبهای نهر ایستاده بود شنیدم که دست راست و دست چپ خود را به سوی آسمان برافراشته، به حی ابدی قسم خورد که برای زمانی و دو زمان و نصف زمان خواهد بود و چون پراکندگی قوم مقدّس به انجام رسد، آنگاه همه این امور به اتمام خواهد رسید.» ( دانیال ۱۲ : ۶ – ۷ ) خدا واضح‌تر از این نمی‌توانست بگوید، خصوصاً در مورد این موضوع می‌توانیم نقل قولهای بی‌شمار و عملی در کتاب مقدّس ذکر کنیم که نشان می‌دهد که کی و در کدام کانتکست شیر سبط یهودا غرش خواهد کرد.

«… خداوند از اعلی علیین غرش می‌نماید و از مکان قدس خویش آواز خود را می‌دهد …» ( ارمیا ۲۵ : ۳۰ – ۳۱ )
«ایشان خداوند را پیروی خواهند نمود، او مثل شیر غرش خواهد نمود.» ( هوشع ۱۱ : ۱۰ )
«… و خداوند از صهیون نعره می‌زند و آواز خود را از اورشلیم بلند می‌کند …» ( یوئیل ۳ : ۱۶ )

در مکاشفه ۱۰ : ۷ ما یک خبر داریم، در مکاشفه ۱۱ : ۵ تحقق آن خبر را داریم. هر کس که با دقت آن را بخواند متوجه می‌شود که در همان لحظه که فرشته کرنای هفتم در shofar خود بدمد و پادشاهی خداوند بر زمین را اعلام کند سرِّ خدا در عیسی مسیح، خداوند ما، به اتمام رسیده است: «و فرشته‌ای بنواخت که ناگاه صداهای بلند در آسمان واقع شد که می‌گفتند سلطنت جهان از آن خداوند ما و مسیح او شد و تا ابدالآباد حکمرانی خواهد کرد و آن بیست و چهار پیر که در حضور خدا بر تختهای خود نشسته‌اند، به روی در افتاده، خدا را سجده کردند و گفتند: تو را شکر می‌کنیم ای خداوند، خدای قادر مطلق که هستی و بودی، زیرا که قوت عظیم خود را به دست گرفته، به سلطنت پرداختی.» ( مکاشفه ۱۱ : ۱۵ – ۱۷ )

تعبیر صدای فرشته هفتم در مکاشفه ۱۰ : ۷ به عنوان صدای خدا، در حالی که در آن آیه هیچ اشاره‌ای به صدای خدا یا صدای پیغام‌آور دوره هفتم کلیسا نشده است، اشتباهی بسیار خطرناک بوده است. این صدا بی‌چون و چرا، صدای فرشته کرنای هفتم است. برادر برانهام این حق را داشت تا در مورد خدمت خود به این بخش نبوتی اشاره کند. همان گونه که دیده‌ایم قسمتهای نبوتی کلام اغلباً کاربردی دوگانه دارند. لطفاً این بخشها را با هم مقایسه کنید: «… اسرائیل، پسر من و نخست‌زاده من است …» ( خروج ۴ : ۲۲ ) « هنگامی که اسرائیل طفل بود، او را دوست داشتم و پسر خود را از مصر خواندم.» ( هوشع۱۱ : ۱ ) «تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود تمام گردد که از مصر پسر خود را خواندم.» ( متی ۲ : ۱۵ ) در اینجا پسر کلمه کلیدی است. وقایعی که در اینجا ذکر شده است کاملاً متفاوت هستند. اما همان بخش نبوتی هوشع ۱۱ : ۱ برای هر دو مورد کاربرد دارد.

یک برادری که در سال ۱۹۶۵ و زمانی که برادر برانهام به جلال برده شده بود تنها ده سال سن داشت، بیست سال بعد این تفکر را ترویج داد که صدای برادر برانهام صدای خدا است و همه باید شخصاً به آن گوش فرا دهند. بنابراین، تمام کسانی که این ادعا را باور داشتند، مدعی شدند که تنها باید به برادر برانهام گوش کرد و هیچ کس دیگری حق موعظه کلام را ندارد. در حقیقت آنها تنها اظهارات او را بدون این که در جایگاه کتاب مقدّسی آن قرار دهند و بررسی کنند نقل قول می‌کردند و از همین رو بیشتر و بیشتر در عمق دام تفسیرهای بی‌شمار کتاب مقدّسی گرفتار شدند که آنها را بالاتر از کلام خدا قرار داده بودند.

ما به خدمت منحصر به فرد و لغزش ناپذیری که خداوند در ارتباط مستقیم با نقشه نجات خود به برادر برانهام داده بود احترام می‌گذاریم. تمام آنانی که از خدا مولود شده‌اند به کلام وعده برای زمان ما ایمان دارند و آن را خواهند شنید. به هر حال، ما قاطعانه هر گونه تفسیری از کلام و هم چنین جلال دادن یک انسان به هر صورتی را رد می‌کنیم که چیزی نیست جز بت پرستی. صدای خدا برای ابد در کلام خدا باقی می‌ماند. ستایش و حرمت تنها از آن خدا در خداوند ما عیسی مسیح است!

حال که بازگشت مسیح قریب‌الوقوع است تمام این موضوعات باید به درستی روشن شده و در نظم الهی خود قرار گیرد. تمام داکترینهای نادرست در فرقه‌های بی‌شمار بر اساس برداشتهای نادرست و تفسیرهای غلط کتاب مقدّس است. به همین نحو، تمام آنهایی که در محیطی که پیغام آمده است به خاطر کاربرد نادرست اظهارات برادر برانهام در تعلیمی غلط هستند. نه کلام خداوند و نه پیغامی که نبی آورده هیچ کدام نادرست نیستند، اما شیطان، آن مکار، از ابتدا در حال وارونه کردن کلام خدا بوده است.

 

اوریم و تمیم نور و عدالت

 

به هارون دستور داده شده بود «و اوریم و تمیم را در سینه بند عدالت بگذار تا بر دل هارون باشد، وقتی که به حضور خداوند بیاید، و عدالت بنی‌اسرائیل را بر دل خود به حضور خداوند دائماً متحمل شود.» ( خروج ۲۸ : ۱۵ و ۳۰ ؛ لاویان ۸ : ۸ ) هارون نخستین کاهن اعظم در زمان موسی، مسئولیت خدمت در قدس‌الاقداس را در کنار دیگر کاهنان قبیله لاوی به عهده داشت. ردا، ایفود و سینه بند بخشی از آن بود. در سینه بند دوازده سنگ گرانبها متناظر با دوازده سبط اسرائیل وجود داشت. وقتی یک نفر تمام بخشهای اجرایی عهد عتیق را می‌خواند، مشخص می‌شود که خدا تمامی حقوق برای احقاق حق در قدس‌الاقداس را نگه داشته است. ( اعداد ۲۷ : ۲۱ ؛ اول سموئیل ۲۸ : ۶ ) خود خداوند اعتبار آن چه را که از طریق مافوق‌الطبیعه گفته شد را توسط نوری که از دوازده سنگ می‌تابید تأیید نموده بود. از این رو در زبان عبری آن را نور و عدالت می‌نامیدند. ( تثنیه ۳۳ : ۸ ) در زمان عزرا و نحمیا، زمانی که مردم اسرائیل برای بازسازی خانه خدا به اورشلیم بازگشتند این بیان اعلان شد: «پس ترشاتا به ایشان فرمود که تا کاهنی با اوریم و تمیم برقرار نشود از قدس الاقداس نخورند.» ( نحمیا ۷ : ۶۵ )

برادر برانهام مکرراً گفت: امروز اوریم و تمیم ما کلام خدا است … و مستقیماً به داکترین دوازده رسول اشاره می‌کرد: او ۱۳۸ بار به سینه بند زمان موسی اشاره کرده است. در ۶ آپریل ۱۹۵۶ در موعظه کلام لغزش ناپذیر خدا او گفت: … اگر بیننده رویأیی، رویأی خود را گفت و یا اگر یک نبی نبوت کرد و این باعث روشنایی اوریم و تمیم نگشت، آن نبی کاذب بوده است.

عیسی مسیح کاهن اعظم با ایمان است بعد از رتبه ملکیصدق. خدا خدمتهای مختلفی را در کلیسای خود قرار داده است. ( اول قرنتیان باب ۱۲ ؛ افسسیان باب ۴ ) و داکترین ۱۲ رسول را به عنوان اصل راهنمای همیشه معتبر معین کرده است. کلیسا بر بنیاد انبیاء و رسولان بنا شده است. ( اعمال ۲ : ۴۲ ؛ افسسیان ۲ : ۲۰ )

برادر برانهام باب ۱۲ مکاشفه را برای ما با این تأیید که زن، با نامی از دوازده ستاره، حقیقتاً، کلیسای عهد جدید است که با تاجی از تعلیم ۱۲ رسول مزین شده است، معتبر ساخت. او بذر الهی کلام را دریافت کرد و در تکمیل خود فرزند ذکوری پدید آورد، که اولین ربوده شده به جلال است و سپس معین شده تا بر تمامی امّتها سلطنت کند.

هر چیزی که در موافقت با تعالیم رسولان است با نور مافوق‌الطبیعه به تأیید رسیده است. زمانی که چیزهایی که تعلیم داده شده نبوت شده و یا تجربه شده در هماهنگی با کلام خدا نباشد، سینه بند بدون نور باقی می‌ماند. دوازده سنگ گرانبها در سینه بند مطابق با همان در اورشلیم جدید می‌باشند. ( مکاشفه ۲۱ : ۱۵ – ۲۰ ) که به عنوان عروس آراسته پایین می‌آید. «و یکی از آن هفت فرشته که هفت پیاله پر از هفت بلای آخرین را دارند، آمد و مرا مخاطب ساخته گفت: بیا تا عروس منکوحه برّه را به تو نشان دهم … آنگاه مرا در روح، به کوهی بزرگِ بلند برد و شهر اورشلیم را به من نمود که از آسمان از جانب خدا نازل می‌شود …» ( مکاشفه ۲۱ : ۹ – ۲۷ )

شرح و توصیف اورشلیم جدید بسیار قدرتمند و مهم است. شهر دارای ۱۲ ستون بنیادی است که بر روی آنها نام دوازده رسول برّه مکتوب است. تعداد ستونهای اصلی ۱۲ ستون است که به طور منحصر به فردی نام گذاری شده‌اند. ( آیه ۱۵ – ۲۰ ) و گفته شده که شهر دارای ۱۲، دروازه است که به نام ۱۲ سبط اسرائیل هستند. تنها آنانی که نام آنها در دفتر حیات بره مکتوب است قادر به ورود به اورشلیم جدید خواهند بود. اینجا موضوع عروس برّه است، تمام آنانی که پیش از بنیان عالم برگزیده شدند، از میان اسرائیل و تمام امّتها، از عهد عتیق و عهد جدید که ایمان و شالوده خود را حفظ نمودند و در یک هماهنگی کامل با خدا و کلام او گام برداشتند.

«و چیزی ناپاک یا کسی که مرتکب عمل زشت یا دروغ شود، هرگز داخل آن نخواهد شد، مگر آنانی که در دفتر حیات بره مکتوبند.» ( مکاشفه ۲۱ : ۲۷ )

برادر برانهام هم چنین اشعیا ۱۴ : ۱۲ و لوقا ۱۰ : ۱۸ را در مورد سقوط شیطان مطرح می‌کند. به عنوان فرشته نور و کروبی مسح شده، او نُه سنگ گرانبها را در جامه خود داشت. ( حزقیال ۲۸ : ۱۳ ) او به خدا بسیار نزدیک بود، و در باغ عدن بود سپس، به هر جهت، زمانی رسید که شروع کرد به گفتن من … من … آن زمانی بود که تکبر و غرور وارد شد و خواست که خود را هم ردیف و برابر با خدا بداند و نتیجه‌اش سقوط او بود.

مسح شدگان کاذب در زمان آخر که رویأهای باطل می‌بینند و مکاشفات خود را اعلان می‌کنند همان مسیحان کذبه متی باب ۲۴ هستند ولو این که این ادعا را داشته باشند که خداوند چنین می‌گوید. آنان خود را به ۹ عطای روحانی مزین می‌سازند، داکترینها و تجربیات آنها هر چه باشد در سازش با ضد مسیح است و نه با تعالیم ۱۲ رسول و نه با تعالیم مسیح. آنان به خاطر تمایلات شخصی خود دچار کبر و غرور روحانی شده و جانهای بسیار گرانبهایی را به گمراهی هدایت می‌کنند. در گذشته هرگز فریب‌ها و نیرنگ‌ها مانند امروز رنگ و بوی کتاب مقدّسی نداشت، تمام آنها از کتاب مقدّس نقل قول می‌کنند و خود را توجیه می‌نمایند، بدون این که در فکر مقایسه تعالیم و تجربیات خود با کتاب مقدّس و رسولان باشند.

در دوم تیموتائوس باب ۴ ما در مورد مأموریتی که به یک خادم واقعی خدا سپرده می‌شود می‌خوانیم: «… که به کلام موعظه کنی و در فرصت و غیر فرصت مواظب باشی و تنبیه و توبیخ و نصیحت نمایی با کمال تحمل و تعلیم. زیرا ایامی می‌آید که تعلیم صحیح را متحمل نخواهند شد، بلکه بر حسب شهوات خود خارش گوشها داشته، معلمان را بر خود فراهم خواهند آورد، و گوشهای خود را از راستی برگردانیده، به سوی افسانه‌های جعلی خواهند گرایید. لیکن تو در همه چیز هشیار بوده، متحمل زحمات باش و عمل مبشر را به جا آور و خدمت خود را به کمال رسان.» خداوند عطا فرماید، آمین.

 

هدایت غلط در تمام سطوح

 

«عیسی در جواب ایشان گفت زنهار کسی شما را گمراه نکند.» ( متی ۲۴ : ۴ ) «زیرا که مسیحان کاذب و انبیاء کذبه ظاهر شده، علامات و معجزات عظیمه چنان خواهند نمود که اگر ممکن بودی برگزیدگان را نیز گمراه کردندی.» ( آیه ۲۴ )

در قرون گذشته، بازگشت قریب‌الوقوع عیسی مسیح موضوع مهم در کلیسا نبوده است. در این ایام آخر، به هر جهت، آنها در حال صحبت در این مورد هستند، آنها حتی به تبعیت از واتیکان برای این عنوان از کلمه پاروسیا استفاده می‌کنند.

در ۱۲ نوامبر ۲۰۰۸، زمان ملاقات عمومی، پاپ بندیکت ۱۶ موضوع ماران آتا = خداوند عیسی بیا را انتخاب کرده و بارها به آن چه پولس در اول قرنتیان ۱۶ : ۲۲ نوشته بود اشاره کرده و می‌گوید: ماران آتا. این روزها اصطلاحات کتاب مقدّسی مثل بدن مسیح عروس برّه و کلیسای عیسی مسیح بخشی از واژه‌های مشترک کلیسای روم و دیگر کلیساها است.

بندیکت حتی به آن چه که پولس در دوم تسالونیکیان باب ۲ تأکید کرده اشاره کرد که قبل از بازگشت مسیح یک ارتداد به معنی بازگشت از ایمان رخ خواهد داد. کلیسای روم و کلیساهای دیگر از زمانهای گذشته به عنوان قربانی وارد این ارتداد شده‌اند. کلیسای روم که تنها از زمان کنستانتین موجودیت پیدا کرده، هیچ وجه اشتراکی با کلیسای مسیح نداشته و متناظر با کتاب مقدّس نیست، چه داکترین و چه تعلیم. به همین ترتیب حتی یکی از کلیساهای دیگر نیز از آزمون کلام عبور نخواهند کرد. صحبت از ارتداد زمانی که یک نفر آن را در زندگی خود تشخیص ندهد چه فایده‌ای خواهد داشت؟ همان فاش کردن، بیان پاپ فعلی بود، آنجایی که گفت: پولس به اندازه کافی توضیح نداده است که چه کسی و به چه شکلی از سنت مسیحی به عنوان ضد مسیح شناخته خواهد شد.

در واقع، اگر کسی بتواند ببیند شرح کاملاً واضح و روشن است. شرح اصلی در مورد ضد مسیح در دوم تسالونیکیان باب ۲ است که ورود او در ارتباط با ارتداد به عنوان مرد گناه، پسر تباهی و مخالف مستقیم مسیح که خود را بالاتر از هر چیزی که خدا است و پرستش خدا است قرار می‌دهد و خود را نماینده مسیح می‌خواند. این جایی است که ما می‌توانیم مشخصات متفاوت را دریابیم.

ضد مسیح غیر قانونی است، یعنی مردی که از امّتها است، یهودی نیست، زیرا یهودیان مردم قانونی هستند – تورات.

در اعمال ۲ : ۲۳ پطرس رسول یهودیان را به عنوان مسئول مصلوب کردن ماشیح مخاطب قرار داده و می‌گوید: این شخص … که شما به دست گناهکاران بر صلیب کشیده، کشتید؛ اشاره او به رومیان است، به پیلاطوس که رأی را اعلام کرد، به سربازان رومی که مصلوب کردن را انجام دادند و بعد جامه او را میان خود تقسیم کردند. ( یوحنا ۱۹ : ۲۳ )

مردم اسرائیل مردم قانونی هستند. خداوند خود بر کوه سینا نزول فرمود و در ابتدا ده فرمان را و سپس تمام قوانین را به موسی اعطاء کرد. ارجاعات کتاب مقدّسی زیادی را می‌توان برای این موضوع مطرح کرد. ضد مسیح به هیچ عنوان نمی‌تواند یک یهودی باشد؛ او مردی از میان امّتها است؛ غیر قانونی، که خود را بلند می‌کند و در معبد خدا نشسته و خود را نماینده خدا می‌نامد. ( دوم تسالونیکیان ۲ : ۴ )

 

نام یهوه

 

در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۸، واتیکان حکمی صادر کرد که طی آن نام خدا، یهوه، دیگر در عبادات کاتولیک به کار برده نخواهد شد. در نتیجه سنای روم درخواستی را دریافت کرد که طی آن خاخامهای یهودی استدلال کرده بودند که نام مقدّس خداوند تنها در معبد جدیدی که در اورشلیم ساخته خواهد شد بار دیگر اعلان خواهد شد. در کتاب مقدّس عبری این اسم تنها با چهار حرف Y . H . W . H «Yod Heh Waw Heh» نمایش داده می‌شود. «و خداوند به موسی خطاب کرده وی را گفت: من یهوه هستم. و به ابراهیم و اسحاق و یعقوب به نام خدای قادر مطلق الوهیم ظاهر شدم، لیکن به نام خود یهوه، نزد ایشان معروف نگشتم.» ( خروج ۶ : ۲ – ۳ )

در زمان ابلاغ ده فرمان قادر مطلق گفت: «من هستم یهوه، خدای تو، که تو را از زمین مصر و از خانه غلامی بیرون آوردم.» ( خروج ۲۰ : ۲ ) سپس فرمان داد: «نام یهوه خدای خود را به باطل مبر، زیرا خداوند کسی را که اسم او را به باطل برد، بی‌گناه نخواهد شمرد.» ( آیه ۷ ) نام عهد خداوند بسیار مقدّس است و تنها به احترام و در خلال انجام پرستش می‌توان اعلام کرد. خود خداوند این را مقدّر فرموده و گفته است: «… در هر جایی که یادگاری برای نام خود سازم، نزد تو خواهم آمد، و تو را برکت خواهم داد.» ( خروج۲۰ : ۲۴ )

اجازه بر زبان آوردن این نام مقدّس در زمانی که مرده‌ای را از خانه حمل می‌کردند نداشتند. زیرا خدا، خدای مردگان نیست بلکه خدای زندگان «… ساکت باش زیرا نام یهوه نباید ذکر شود.» ( عاموس ۶ : ۱۰ ) این بخش باعث سوء تفاهم کاتبان یهودی شده بود که نتیجتاً نام یهوه به هیچ عنوان نباید ذکر شود. حدود ۲۷۰ بعد از میلاد، زمانی که کتاب مقدّس عبری به ترتیب توسط ۷۰ یا ۷۲ نفر کاتب یهودی در اسکندریه مصر به یونانی ترجمه شد، آنان اشتباه بزرگی را مرتکب شدند. در نسخه سپتواجنت نسخه یونانی عهد عتیق یهوه را Kyrios ترجمه نمودند. کاتبان یهودی در تیبریا به طور کامل با استفاده Kyrios برای عنوان Yahweh موافق نبودند. هر چند آنان بعداً در هر جایی کهY . H . W . H نوشته شده بود به هنگام خواندن تورات Adonai را جایگزین کردند. هیچ کدام از این سه اسم Dominos – Kyrios – Adonai ارتباط مستقیمی به خدا ندارد Adonai می‌تواند یک انسان قدرتمند باشد،Kyrios یک حکمران و Dominos یک فرمانروا، اما هیچ یک در ارتباط مستقیم با خدای حقیقی که خود را در نام عهدElohim – Yahweh یهوه – الوهیم مکشوف کرد نمی‌باشد. نامJehovah یهوه نیز ناشی از یک سوء تفسیر بوده و تنها از سال ۱۵۱۸ استفاده شده است.

 

آیا همه خدایی یکسان دارند؟

 

در زمانهای اخیر با این اظهارات مواجه می‌شویم که همه ما یک خدا داریم که این نمی‌تواند درست باشد. البته، تنها یک خدا وجود دارد که از ابتدای زمان خود را به عنوان یهوه – الوهیم مکشوف کرد. او ازلی است، کسی که آسمانها و زمین را خلق کرد. او پادشاه، منجی و داور است؛ او کل در کل است و خود فرموده است که: «… غیر از من خدایی نیست.» ( اشعیاء ۴۴ : ۶ ) که خدای موسی است، خدای اسرائیل. اینجا و بر روی زمین او تنها اعتراف معتبر ایمان را به قوم خود اسرائیل داده بود: «ای اسرائیل بشنو، یهوه، خدای ما، یهوه واحد است.» الوهنو آدونای الشد ( تثنیه ۶ : ۴ – ۹ ) خدای تثلیث که مسیحیت به آن ایمان دارد توسط پدران اولیّه کاتولیک در قرن سوّم اختراع شده است. در کتاب مقدّس هیچ اشاره‌ای به این کلمات تثلیث، خدای تثلیث، پسر ابدی یا خدای پسر نشده است. هم چنین در هیچ بخشی از کلام عنوان نشده که خدا روح‌القدس را به عنوان شخص سوّم الوهیت قرار داده است، این چیزی است که در سال ۳۸۶ بعد از میلاد توسط پدران کلیسا بنیان گذاشته شد. حتی یک متن از کتاب مقدّس که شهادت بدهد خدا پسری را در آسمان مولود کرده و یا هیچ سابقه‌ای از مکالمه پدر و پسر در آسمان وجود ندارد. تمام اینها چیزی جز درک نادرست از کلام خدا نیست که توسط به اصطلاح پدران کلیسا معرفی شده و تبدیل به دگم و تعلیم شده است.

موضوع الوهیت و ظهور شخصی خدا به عنوان پدر در پسر یگانه خود حیاتی‌ترین چیز به هنگام موعظه کتاب مقدّس است چرا که این امر برای نجات ما انجام شده است. این موضوع در میان مأخذهای اجرایی زیادی از کتاب مقدّس پوشیده شده است و کسی که صادقانه و بدون تعصب آن را جستجو می‌کند در این مورد به وضوح و روشنی خواهد رسید.

الله خدای اسلام و محمد است. بر اساس سوابق تاریخی مربوطه که منتشر شده است، او خدای ماه در بابل باستان بوده با این باور که باعث باروری گیاهان روی زمین بوده است. بعد از این که محمد تمامی اقوام و خدایان آنها را تسخیر کرد، اعلام کرد که الله خدای قوم او و به عنوان تنها خدای حقیقی است و خود را پیامبر او اعلام کرد. در کعبه در مکه، ستایش سنگ سیاه حجرالاسود همیشه ادامه دارد، و تا امروز رمضان، ماه روزه مسلمین، در ماه جدید آغاز می‌شود. هدف نهایی مذهب آنها همیشه همین خواهد بود، یعنی نیمه ماه اسلام هم زمان با تبدیل تمام غیر مسلمین بر روی زمین کامل خواهد شد.

طی سالها، از ۱۲ کشور اسلامی دیدن کرده‌ام و این همیشه باعث آزار من بوده که مترجمین کلمه الله را در موعظات به جای کلمه خدا استفاده کرده‌اند، در اندونزی، که با ۲۲۷ میلیون نفر جمعیت بزرگ‌ترین کشور اسلامی روی زمین است، نام الله حتی در کتاب مقدّس نوشته شده است، از اولین آیه کتاب پیدایش تا آخرین آیه ملاکی نبی. برای من این قابل درک نبود، سرانجام خداوند عزیز مراقبت کرد تا من با یک استاد که در انجمن کتاب مقدّس در جاکارتا کار می‌کرد ملاقات کنم. خدا در خلال یکی از موعظه‌های من ذهن او را باز کرد، و به خاطر تأثیر او، کتاب مقدّس تجدید چاپ شد. او فوراً یک نسخه برای من فرستاد و من توانستم خود شخصاً ببینم که دیگر نام الله در کتاب مقدّس وجود ندارد و به جای آن نام یهوه – الوهیم جایگزین شده است. ما خدا را از این بابت شکر می‌کنیم.

این موضوع حتی مورد توجه دولتهای اندونزی و مالزی قرار گرفت. در نتیجه، در فوریه ۲۰۰۹ دولت اسلامی مالزی کلیساهای مسیحی را از استفاده مجدد نام الله منع نمود. آن طور که در آخرین دیدار من از اندونزی به من گفته شد، دولت جاکارتا نیز به زودی از این روش استفاده خواهد نمود.

 

تعمید

 

اخیراً، فرقه باپتیست از شورای جهانی کلیساها خواسته است که تعمید کودکان تعمید معتبر باشد و از تعمید مجدد افراد صرف نظر کنند. رئیس ثابت قدم ماند و عنوان کرد: این برای ما یک تعمید مجدد نیست، بلکه تعمید حقیقی ایماندارانی است که تصمیم خود را برای مسیح گرفته‌اند.

در طی دوران اصلاحات، اصطلاحاً آناباپتیستها جفا دیدند، تکفیر و کشته شدند. کلیسای روم و بعد از آن کلیساهای پروتستان دولتی که از دل اصلاحات بیرون آمده بودند به افسسیان ۴ : ۵ اشاره کرده و اظهار می‌کردند که تعمید مجدد نباید وجود داشته باشد چون مکتوب است که: «یک خداوند، یک ایمان، یک تعمید …» از سویی دیگر آناباپتیستها دریافتند که نمی‌توانند تعلیم تعهد تعمید را بپذیرند، بدین معنی که تولد تازه کودکان توسط تشریفات مذهبی آب پاشی صورت می‌گرفت و این فقط یک سنّت کلیسایی بود که توسط آن هیچ کس نجات ابدی را دریافت نمی‌کرد. بنابراین، آنان تعمید کودکان را رد کرده و تعمید را بر اساس کلام در مرقس ۱۶ : ۱۶ انجام می‌دادند. «هر که ایمان آورده تعمید یابد نجات می‌یابد …» و بر این اساس تعمید می‌گرفتند. کتاب مقدّس در دسترس همگان قرار دارد، هر فردی می‌تواند در آن مطالعه کند و برای خود تصمیم بگیرد که آیا تنها تعمید کتاب مقدّسی را بپذیرد و یا این که در سنّت کلیسایی تعمید کودکان باقی بماند که قدمت آن به زمانی بر می‌گردد که مردم مجبور به پذیرش مذهب مسیحیت بودند، و این تعمید درست در نظر خدا نیست. در خلال آن احیاء، آنان شروع کردند به غسل تعمید و شخص تعمید گیرنده و تعمید دهنده هر دو وارد آب می‌شدند، همان طور که در مسیحیت اولیّه انجام می‌شد. «پس حکم کرد تا ارابه را نگاه دارند و فیلیپس با خواجه سرا هر دو به آب فرو شدند پس او را تعمید داد.» ( اعمال ۸ : ۳۸ )

«اما عیسی چون تعمید یافت، فوراً از آب برآمد که در ساعت آسمان بر وی گشاده شد و روح خدا را دید که مثل کبوتری نزول کرده، بر وی می‌آید. آنگاه خطابی از آسمان در رسید که این است پسر حبیب من که از او خشنودم.» ( متی ۳ : ۱۶ – ۱۷ ) اینک آنانی که مجدداً به نام خداوند عیسی مسیح تعمید می‌گیرند، مثل کلیسای اولیّه، یک بار دیگر طرد شده و جفا می‌بینند.

قبل از قضاوت، هر کس می‌تواند خود بخواند که در اورشلیم تعمید به چه صورتی انجام می‌شده است. ( اعمال ۲ ) در سامره ( اعمال ۸ ) در قیصریه ( اعمال ۱۰ ) در افسس ( اعمال ۱۹ ) و در روم ( رومیان ۶ ). بدون استثناء تمام رسولان و شاگردان مأموریت عظیم را به درستی درک کرده و به نام خداوند عیسی مسیح تعمید می‌دادند.

خدا، خود را به عنوان پدر در آسمان مکشوف کرد، در پسرش بر روی زمین، و با روح‌القدس در کلیسا. بر طبق کلام خدا در متی ۲۸ : ۱۹ حکم انجام تعمید در نام است – نه عناوین. در عهد جدید اهمیت نام عهد است. یشوعا عیسی = یهوه نجات دهنده «ای پدر قدوس اینها را که به من داده‌ای، به اسم خود نگاه دار تا یکی باشند چنان که ما هستیم.» ( یوحنا ۱۷ : ۱۱ ) کتاب مقدّس هیچ اشاره‌ای به تعهد تعمید و یا تعلیمی مبنی بر این که تولد تازه با انجام این تعمید می‌باشد نداشته است. اگر چه تمام کلیساها و فرقه‌ها تمام داکترینهای کاتولیک را نپذیرفته‌اند، امّا زمانی که مسئله تعمید پیش می‌آید آنها هنوز در سنّتهای خود باقی می‌مانند. حالا، قبل از بازگشت عیسی مسیح، تمام تعالیم و امور باید به مطابقت با کلام خدا و خدا قرار گیرد و از این رو او، کلیسا بتواند به جایگاه اصلی خود بازگردد.

 

جهان در بحران

 

ما در انتظار وقوع وقایع زیادی بودیم، امّا آماده بحرانهای متعددی که هم اکنون تمام دنیا را تکان داده نبودیم، آن چه که با بانکها آغاز شد با تمام اقتصاد دنیا ادامه پیدا کرد و تمام دنیا را به چالشهای جدّی کشانده که حجم آن ناشناخته است. هر روز اخبار دلسرد کننده‌ای می‌شنویم، و به نظر می‌رسد که هنوز بهبود پیدا نکرده است. این وضعیت من را به یاد جمله‌ای از سر اسقف کاردینال فالهابر منطقه مونیخ – فریزینگ ( ۱۸۶۹ – ۱۹۵۲ ) می‌اندازد: وقتی که دنیا گرفتار بلاهای بی‌شمار گردد و زبانهای مردم مثل زمان بابل مشوش بشود، زمان ورود کلیسای کاتولیک به صحنه خواهد بود.

در ایالات متحده تمامی امیدها به رئیس جمهور جدید باراک حسین اوباما می‌باشد که وارث مسئولیت جنگ عراق است. هر جنگی پیامدهایی دارد که هرگز درست نمی‌شوند. در یکی از مصاحبه‌های شبکه CNN سوالی مطرح شده بود به این مضمون: بزرگ‌ترین اشتباه حکومتی در قرن بیستم چه بوده است؟ جواب داده شده این بود: حمله نیروهای آلمان به شوروی در ژوئن ۱۹۴۱. سوال دوّم این بود: بزرگ‌ترین اشتباه حکومتی در این قرن چه بوده است؟ جواب داده شده: حمله نیروهای ایالت متحده و بریتانیا به عراق در مارس ۲۰۰۳.

در حال حاضر بیش از ۴۰۰۰ سرباز آمریکایی با تابوت به آمریکا بازگشته‌اند؛ و هزاران نفر دیگر با جراحتهای عمده و زمین‌گیر به خانه برگشته‌اند. بیش از سه و نیم میلیون عراقی آواره شده‌اند و تعداد کشته شدگان هرگز مشخص نخواهد شد، کشور نابود شده است. جنگ عراق، درست مثل هر جنگی، یک جنایت بر علیه بشریت است. در آغاز، این طور به نظر می‌رسید که صدام حسین به پایین کشیده شد تا دنیا از خطر جنگ هسته‌ای نجات پیدا کند. اگر چه آقای هانس بلیکس و البرادعی هیچ مدرکی از سلاح هسته‌ای یا هیچ نوع سلاح کشتار جمعی دیگری در عراق پیدا نکردند؛ آشکار شد که هدف اصلی نفت بوده است.

رئیس جمهور سابق آمریکا، جرج دبلیو بوش، نباید مثل تونی بلر کاتولیکیسم می‌شد، او باید بداند که شاید مجبور باشد که در برابر دادگاه بین‌المللی Den Hague به خاطر عراق بایستد. رئیس جمهور جدید باراک اوباما تنها می‌تواند اوضاع را بهبود ببخشد، زیرا بدتر از این امکان ندارد.

 

انکار هولوکاست

 

این موضوع نمی‌تواند با اعلام تکذیب واتیکان و یا بیان جناح مختلف به اتمام برسد. هر کس که می‌خواهد بداند که پیش زمینه آن چه در دوران رایش سوّم بر سر یهودیان آمد چیست باید در تاریخ به قبل از دوران تفتیش عقاید در اسپانیا به عقب برگردد. در جایی که هزاران یهودی همراه با تورات‌ها و تلمودهایشان سوختند و بازماندگان آنها از پرتغال و اسپانیا تبعید شدند، تا زمانی که دو کشور در سال ۱۹۴۲ اعلام کردند که خالی از یهودیان شده‌اند. حتی باید به جلوتر برگردیم، به دوران هفت جنگ صلیبی ۱۰۹۶ تا ۱۲۹۲ بعد از میلاد جایی که بیست و دو میلیون یهودی و مسلمان و دیگران قتل عام شدند. در حقیقت، ما باید به بیانیه‌های پدران کلیسای کاتولیک در پایان قرن دوّم و در قرن سوّم بازگردیم. افتراها و مبارزات آنان بر علیه یهودیان که به پایه‌ای برای دشمنی با یهودیان و جفای بر آنان تا دوران ما گردید. در این ارتباط می‌توان به اسامی ذیل اشاره کرد: یوستین، ایرنیوس، سیپریان Cyprian، اتاناسیوس، اوزبیوس، افرم Ephrem، کریستوستوموس، هیرونیموس، هیلاریوس، آمبروسیوس و آگوستین. برخلاف تصور، کلیسای دولتی در امپراطوری روم، که از آن زمان پدید آمد، کوچک‌ترین تشابهی به کلیسای عیسی مسیح ندارد. به عنوان آخرین جفاها به مسیحیان به عنوان Diocletian که تا سال ۳۱۲ ادامه داشت هنوز کلیسای متحدی وجود نداشت و تنها دسته‌ها و اعتقادات مختلف وجود داشت.

در سال ۳۱۳ کنستانتین مسیحیت را مذهب رسمی اعلام کرد و خیلی زود بعد از آن در سال ۳۲۱، او یهودیان را از برگزاری آیین سبت منع کرد و پذیرش یکشنبه به جای آن را اجباری اعلام کرده و کنیسه‌های آنان را به طویله و اصطبل تبدیل کرد.

پدران کلیسا که کور بودند و تنها مذهب مسیحیت را پذیرفته بودند و تبدیل در مسیح را تجربه نکرده بودند مسئول این رفتارها بر علیه یهودیان بودند. آنان هم یهودیان و هم عهد عتیق را رد کردند و به استهزاء، خدای تثلیث را جایگزین خدای یگانه اسرائیل کردند. هر جنایتی در فرمول تثلیثی تازه اختراع شده آنها به نام پدر، پسر و روح‌القدس متبارک می‌شد. از آن به بعد کلیسا در حال استفاده از این فرمول غیر کتاب مقدّسی بوده است که هرگز از دهان رسولان خارج نشده است. بذری که توسط این پدران کلیسا پاشیده شده بود در خلال قرنها دوباره و دوباره در کلیسای روم بارور شد. مجله آلمانی اشپیگل این تیتر را در نشریه ۲۰۰۹ خود قرار داده بود: ضد سامی‌گری مثل یک موج قرمز نسیم خود را به تاریخ کلیسا می‌وزاند – که اغلباً به رنگ خون قرمز است. بعد از اولین جنگ صلیبی در سال ۱۰۹۶، قتل عامهایی بر علیه جمعیّت یهودی در شهرهای: Trier،Speyer ،Worms ، cologneدر آلمان رخ داد. در سال ۱۲۱۵ در مجلس لاترن حکم شد که یهودیان باید البسه علامت‌دار استفاده کنند. در خلال قرنها، غالباً قتل عامها توسط اروپای کاتولیک و در چهارچوب یک اصل قانونی انجام شده است. سوابقی از گتوها محل مخصوص کلیمیان و علامتها، اخراجها و تبعیضها علیه یهودیان در دست است. حتی قرائت‌نامه‌های مراسم جمعه‌ی مقدّس حاوی جملاتی به یهودیان بود.

هر کاتولیک خوبی مجبور بود یهودیان را مطرود از جانب خدا و قاتلین مسیح در نظر بگیرد درست همان گونه که پدران اولیّه کلیسا گفته بودند. این بذر حتی در اواخر دوران زندگی مارتین لوتر نیز هویدا شد، که در سال ۱۹۴۳ رساله‌ای تحت عنوان درباره یهودیان و دروغهای آنان نوشت. حتی کلیساهای اُرتدکس در استثناء نبودند. متقارن با پایان قرن نوزدهم موجی از خشونت و قتل عام بر علیه یهودیان در روسیه وجود داشت. بدون هیچ توضیح بیشتر می‌توان گفت که در طول مدت تمام دولتهای پروتستان در آلمان حتی یک مورد جفا بر یهودیان وجود نداشته است. بر خلاف آن، یهودیان شهروندانی با حقوق مساوی و دست یابی به مشاغل در نظر گرفته شدند. آنان قاضی، فیزیکدان، وکیل، و بازرگان و … بوده‌اند، درست مانند دیگر آلمانیها.

در تاریخ متأخر، سال ۱۹۲۹ تغییراتی به وجود آورد، زمانی که آقای بنیتو موسولینی در ۱۱ به عنوان پیمان لاترن با پرداخت ۷۵/۱ بیلیون لیره از بدهیهای کلیسا و هدیه کردن ۴۴ هکتار زمین به عنوان املاک پادشاهی به کلیسا کمک کرد تا قدرت دوباره‌ای پیدا کند. بعد پیمان میان پادشاهی ایتالیا و پیوس یازدهم پاپ کلیسای کاتولیک انجام شد. امسال، سال ۲۰۰۹ واتیکان می‌تواند هشتادمین سالگرد ایجاد ساختار کنونی خود را جشن بگیرد.

در جولای ۱۹۳۳ پیمانی میان واتیکان و آلمان هیتلری به امضاء رسید. بدین ترتیب، کلیسای روم تمام موقعیتهای محوری قدرت را برای نمایندگی خود تأمین کرد. با تسلط یافتن کلیسای کاتولیک بر امور، رایش سوّم وارد مرحله‌ای دیگر از تاریخ خود شد، خود هیتلر از این که از یسوعین بسیار آموخته بود، به خود می‌بالید.

ضدیت با یهود از نظر اجتماعی مقبول و پذیرفته شد. در رابطه با افتراء و مبارزه بر علیه یهودیان می‌توان از دکتر کارل لوگر خواند که از سال ۱۸۹۷ تا ۱۹۲۰ شهردار وین بوده است. هیتلر از طرف او اولین تبلیغات علیه یهودیان را انجام داد. هم چنین سوابقی وحشتناک درباره این موضوع توسط هنریش هیملر در باواریا،Julius stretcher ، فون پاپن، دکتر ژوزف گوبلز و خیلی‌های دیگر گفته شده است. از نظر آنان یهودیان، باید آزار می‌دیدند، تبعید و یا کشته می‌شدند چون باور بر این بود که آنان از طرف خدا طرد شده‌اند. بنابراین، این برای ما تعجب برانگیز نیست که شش عدد از بدترین کمپهای مرگ علاوه بر Oswiecim/Auschwitz در کشور اصالتاً کاتولیک لهستان ساخته شده بود.

اقرارهای اولیّه کاتولیک مربوط به پدران کلیسا که قدیسین خطاب شدند، در کلیسای کاتولیک رومی نظریه غالب شد. هر کس می‌تواند به متون مراجعه کرده و دریابد آن چه را که اعلام شده بود مثل: هر کس یک یهودی را بکشد مرگ مسیح را تصفیه حساب کرده است. به همین دلیل بود که میلیونها یهودی با وجدانی آسوده قتل عام شدند. این برای هر کس که بخواهد امکان پذیر است که با مراجعه به بیش از چهل هزار سند مکتوب و منتشر شده در رابطه با جنگ جهانی دوّم و هولوکاست، ریشه اصلی تمام این دشمنی بر علیه یهودیان و این که چرا این شکنجه‌ها و قتل عامها بر علیه آنان ممکن بوده است را بیابد. کلیسا قطعاً باید با Mr. Hochhut مخالف باشد که در سال ۱۹۶۳ درامی تحت عنوان The Vicar منتشر کرد که به وسیله آن نقش پاپ پیوس دوازدهم در آن زمان را افشاء نمود. سوالی که باید مطرح شود این است که چرا واتیکان با بازگشایی آرشیوهای محرمانه مربوط به حد فاصل سالهای ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ به شدت مخالفت می‌کند؟

جایگاه مستحق پاپ پیوس دوازدهم در تالار ننگ در یادبود هولوکاست در یادواشم ( Yad Vashe ) در اورشلیم به او داده شده است. این توجیه که او با سکوت خود قصد داشته از رخ دادن وقایع بدتر جلوگیری کند نشر یک استهزاء بیشتر نیست. پاپ بندیکت شانزدهم اصرار داشت که قبل از دیدار او از اورشلیم در می ۲۰۰۹ باید آن پُرِتره از آنجا برداشته شود. ما باید این غم انگیزترین بخش تاریخ بشریت را به white throne judgment بسپاریم. مرکزیت روم در دنیا به وضوح در مکاشفه بابهای ۱۷ و ۱۸ توصیف شده است و در آیه آخر ما می‌خوانیم: «و در آن، خون انبیاء و مقدّسین و تمام مقتولان روی زمین یافت شد.» ( مکاشفه ۱۸ : ۲۴ )

تمام وعده‌هایی که خدا در مورد اسرائیل و اورشلیم داده است در حال تحقق می‌باشند: «پس بگو خداوند یهوه چنین می‌فرماید: شما را از میان امّتها جمع خواهم کرد و شما را از کشورهایی که در آنها پراکنده شده‌اید، فراهم خواهم آورد و زمین اسرائیل را به شما خواهم داد.» ( حزقیال ۱۱ : ۱۷ ؛ لوقا ۲۱ : ۲۴ ) «و یهوه خدایت می‌گوید: من ایشان را در زمین ایشان غرس خواهم نمود و بار دیگر از زمینی که به ایشان دادم، کنده نخواهند شد.» ( عاموس ۹ : ۹ – ۱۵ ) خدا به قوم عهد خود برکت بدهد؛ آمین.

و برکت دهم به آنانی که تو را مبارک خوانند، و لعنت کنم به آن که تو را ملعون خواند و از تو جمیع قبایل جهان برکت خواهند یافت.» ( پیدایش ۱۲ : ۳ ) حقیقت در حال پیشروی است، حقیقت پیروز خواهد شد، با این تسلی که خداوند خود همه چیز را درست خواهد کرد.

دانلود نامه گردشی آوریل ۲۰۰۹
دانلود جهت چاپ
دانلود جلد