کتاب پیغام آور زمان ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب پیغام آور زمان ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب پیغام آور زمان

 

که به قوّت خدا محروس هستید به ایمان برای نجاتی که مهیّا شده است تا در ایّام آخر ظاهر شود. ( اول پطرس ۱ : ۵ )

با درود و سلامتی فراوان از جانب خدای پدر با جمع خوانندگان این کتابچه باشد. در این کتابچه تمام تلاشمان را خواهیم نمود که شما را با پیغام‌آور عصرمان توسط آیات و نبوتهای موجود در کلام آشنا نماییم تا زمان خود را درک نموده و خود را برای ملاقات با خداوند زنده در آسمانها آماده سازید.

ملاقاتی که طبق نبوتهای مکتوب در کلام به زودی اتفاق خواهد افتاد. زیرا که تمامی دنیا می‌داند که در زمانهای آخر بسر می‌برد.

تمامی تلاشمان این است که در این کتابچه با آوردن آیات کلام برایتان ثابت نماییم که کلیسای از پیش برگزیده باید در این دوران منتظر پیغام‌آوری از جانب خدای پدر باشد.

در کتابچه‌ی«ایلیای ملاکی باب چهار کیست؟» به برخی از آیات کلام پرداختیم و جا دارد در این کتابچه نیز برای اینکه کل فضای پیغام در دستمان باشد؛ از یک سری از آیات همان کتاب مجدداً استفاده نماییم.

مهمترین آیه را می‌توان همان کتاب ملاکی باب ۴ آیات ۵ – ۶ را نامید؛ که اینچنین مکتوب شده است: «اینک‌ من‌ ایلیای‌ نبی‌ را قبل‌ از رسیدن‌ روز عظیم‌ و مَهیب‌ خداوند نزد شما خواهم‌ فرستاد. و او دل‌ پدران‌ را بسوی‌ پسران‌ و دل‌ پسران‌ را بسوی‌ پدران‌ خواهد برگردانید، مبادا بیایم‌ و زمین‌ را به‌ لعنت‌ بزنم‌.»

این آیات از چند جهت برای ایمانداران بیدار؛ حایز اهمیت می‌باشند:

بخش نخست آن که مربوط به زمان نبوتی است که نبی به صورت واضح آنرا «روز عظیم و مهیب خداوند» ثبت نموده است و از لحاظ زمانی این نمی‌تواند با زمان خدمت یحیی تعمید دهند مرتبط باشد. زیرا زمان یحیی تعمید دهنده یک روز مهیب و ترسناک نبوده بلکه به قول همان فرشته ظاهر شده به چوپانان؛ یک روز خوشی نامگذاری شده بود.

«فرشته ایشان را گفت، مترسید، زیرا اینک، بشارتِ خوشیِ عظیم به شما می‌دهم که برای جمیع قوم خواهد بود.»(لوقا ۲ : ۱۰) – در این خصوص به صورت واضح‌تر کتاب ایلیای ملاکی باب چهار کیست را مطالعه نمایید.

پس با مطالعه‌ی دقیق‌تر می‌توانیم پی ببریم که این خدمت از لحاظ زمانی؛ در گستره زمانی متفاوت از عصر و دوره‌ی یحیی تعمید دهنده را دربرمی‌گیرد. هر چند که خدمت یحیی تعمید دهنده نیز دربرگیرنده خدمت ایلیای عهد عتیق نیز می‌باشد.

«و او به روح و قوّت الیاس پیش روی وی خواهد خرامید، تا دلهای پدران را به طرف پسران و نافرمانان را به حکمت عادلان بگرداند تا قومی مستعّد برای خدا مهیّا سازد.» ( لوقا ۱ : ۱۷ ) همانطور که می‌بینید؛ یحیی تعمید دهنده نیز همچون خدمت ایلیا را دارست ولی با این تفاوت که او فقط بخش اول نبوتی را به انجام رسانید و زمان او یک زمان مهیبی نبوده؛ ما همواره باید کلام را دقیق و با تمام کلماتش مطالعه کنیم.

نکات دیگری که در برگیرنده مکاشفاتی در این بخش از کتاب ملاکی نهفته شده است از این قرار می‌باشد که: او «دل پدران را بسوی پسران» یعنی پاطریارخ عهد عتیق را به سمت فرزندان عهد جدید می‌کشاند؛ کاری که یحیی تعمید دهنده آنرا انجام داد! اما بخش دوم که مکتوب شده است: «و دل پسران را بسوی پدران خواهد برگردانید» مرتبط با خدمت زمان آخری است چونکه قرار است ایمانداران به آموزه دوازده رسول مسح شده برگشت نمایند. چیزی که در خدمت برادر برانهام به وضوح دیده می‌شود.

بخش انتهای آیه‌ی ۶ از واژه‌ی مبادا ( واژه‌ی عبری Lest ) استفاده شده است که دربرگیرنده این است که این خدمت قرار است از لعنت شدن زمین جلوگیری بعمل آورد. زیرا برخی از مفسرین پنطیکاستی بر این باورند که نبوتهای مکتوب در این آیات مرتبط با خدمت خود ایلیای نبی در مکاشفه باب ۱۱ می‌باشد. و این تفسیر اشتباهی از این بخش کلام می‌باشد. زیرا همانطوری که یوحنا در کتاب مکاشفه به نگارش در آورده است؛ اینچنین می‌خوانیم که:

«اینها قدرت به بستن آسمان دارند تا در ایّام نبوّتِ ایشان باران نبارد و قدرت بر آبها دارند که آنها را به خون تبدیل نمایند و جهان را هرگاه بخواهند، به انواع بلایا مبتلا سازند. » (مکاشفه ۱۱ : ۶ ) دقت کردید؛ ایلیا و موسی در این بخش از کلام قدرت دارند تا زمین را بزنند! در حالی که ایلیای ملاکی با آمده واژه‌ی «مبادا» از زدن زمین قرار است جلوگیری کند.

پس این نمی‌تواند از لحاظ گستره زمانی درست باشد زیرا ایلیا و موسی مکاشفه باب ۱۱ ؛ آیه ۶ قدرت دارند به بستن آسمان و فرود آوردن بلایا بر روی زمین ولی ایلیا ملاکی ۴ از ورود بلایا قرار است جلوگیری نماید؛ نه اینکه بر آن بلا نازل کند و راز کلیدی زمانی این دو خدمت در همان واژه‌ی کلیدی «مبادا» نهفته شده است.

اکنون می‌خواهیم با خود ایلیای حقیقی در کتاب اول پادشاهان بابهای ۱۷ تا ۱۹ رو به رویتان کنیم تا خود شاهد حضور خدمت ایلیای نبی باشید و از نزدیک می‌توانید خدمت این مرد خدا را موشکافی نمایید؛

همانطور که می‌بینید خدمت ایلیا از باب ۱۷ کتاب اول پادشاهان شروع می‌شود و این بی‌دلیل نیست؛ زیرا خدمت برادر برانهام هم زمانی که داشت نفر هفدهم را در رودخانه اوهایو تعمید آب می‌داد به نوعی به صورت رسمی‌تری با حضور آن گوی آتشین شروع گردید. آنجایی که صدایی از آن گوی گفته می‌شود که:

«همانطور که یحیی تعمید دهنده هموار کننده راه برای آشکار سازی ظهور ابتدای مسیح بوده پیغامی که به همراه تو داده می‌شود راه را برای ظهور ثانوی مسیح به وجود خواهد آورد.» خوب دقت کردید؛ به وجود عدد ۱۷ در هر دو واقعه توجه نمودید! اینها تصادفی نیستند! وجود عدد ۱۷ در هر دو واقعه یعنی یک برنامه از پیش تعیین شده.

این دقیقاً همان صدایی است (پیغامی) که در نیمه شب انجیل متی باب ۲۵ آیات ۵ – ۶ مکتوب شده است. «و چون آمدن داماد بطول انجامید، همه پینکی زده، خفتند. و در نصف شب صدایی بلند شد که، اینک، داماد می‌آید. به استقبال وی بشتابید. »

همان صدایی که پولس رسول نیز در رساله‌ی اول تسالونیکیان به آن اشاره می‌نماید. «زیرا خود خداوند با صدا … از آسمان نازل خواهد شد …»‌(اول تسالونیکیان ۴ : ۱۶ – الف)

نکات برجسته دیگری که در کتاب اول پادشاهان در مورد خدمت ایلیا می‌توان به آنها اشاره نمود را به صورت واضح می‌توان در باب ۱۸ آیه‌های ۲۲ ؛ ۳۰ – ۳۱ و ۳۸ مشاهده نمود. آنجایی که ایلیا خود را تنها نبی برحق خدا در مقابل ۴۵۰ نبی کاذب معرفی می‌کند و همچنین قبل از اینکه کاری برای قربانی انجام دهد در ابتدا مذبح را با دوازده سنگ به نمایندگی از ۱۲ سبط یهود؛ بازسازی می‌نماید و در انتها می‌بینیم که حضور خدا با آتشی از آسمان نمایان می‌گردد؛ بعد از اینکه مذبح مجدداً بنا شد.

این امر را ما در ابتدای کتاب اعمال رسولان می‌بینیم. وقتی رسولان مسح شده خدا به جای یهودا نفر دوازدهم (متیاس) را با قرعه انتخاب می‌کنند یعنی عدد ۱۲ آنها کامل می‌شود؛ آنگاه حضور ستون آتش مجدداً نمایان می‌گردد و رسولان و سایر اعضاء آن بالاخانه به آتش تعمید می‌گیرند. ( اعمال ۱ : ۲۳ – ۲۶ ) «آنگاه دو نفر، یعنی یوسف مسمّی به بَرسَبا که به یوُستُس ملقّب بود و مَتِیاس را برپا داشتند، و دعا کرده، گفتند، تو ای خداوند که عارف قلوب همه هستی، بنما کدام یک از این دو را برگزیده‌ای تا قسمت این خدمت و رسالت را بیابد که یهودا از آن باز افتاده، به مکان خود پیوست. پس قرعه به نام ایشان افکندند و قرعه به نام مَتِّیاس برآمد و او با یازده رسول محسوب گشت.» (اعمال ۲ : ۱ – ۴ ) «و چون روز پَنْطِیکاست رسید، به یک دل در یکجا بودند.که ناگاه آوازی چون صدای وزیدن باد شدید از آسمان آمد و تمام آن خانه را که در آنجا نشسته بودند پر ساخت. و زبانه‌های منقسم شده، مثل زبانه‌های آتش بدیشان ظاهر گشته، بر هر یکی از ایشان قرارگرفت. و همه از روح‌القدس پر گشته، به زبانهای مختلف، به نوعی که روح بدیشان قدرت تلفّظ بخشید، به سخن گفتن شروع کردند.» دقت کردید که بعد از تکمیل شدن عدد ۱۲ در میان رسولان؛ ستون آتش ظاهر گردید! همین امر نیز در خدمت برادر برانهام اتفاق می‌افتد با کامل کردن تعلیم ۱۲ رسول دوباره ستون آتش خود را نمایان می سازد.

عزیزان؛ نباید از این آیات سرسری عبور نماییم بلکه خداوند ما را فرا خوانده است تا در تمامی کلام تفحص نماییم. «و تحقیق نمایید که پسندیده‌ی خداوند چیست.» ( افسسیان ۵ : ۱۰ )

هر بار قوم خدا از آن اصالت اولیه کلام فاصله می‌گرفت؛ سر و کله خدمت ایلیا نمایان می‌شد. در زمان مسیح نیز قوم خدا از اصول اصلی کلام فاصله گرفته بود به همین دلیل لازم بود تا خدمت ایلیا دوباره نمایان شود که این امر را ما در خدمت یحیی تعمید دهنده به وضوح مشاهده می‌نماییم. آنجایی که خود مسیح قوم را به انحراف از کلام محکوم می‌کند:

«و فریسیان و بعضی کاتبان از اورشلیم آمده، نزد او جمع شدند. چون بعضی از شاگردان او را دیدند که با دستهای ناپاک یعنی ناشسته نان می‌خورند، ملامت نمودند، زیرا که فریسیان و همه‌ی یهود تمسّک به تقلید مشایخ نموده، تا دستها را بدقّت نشویند غذا نمی‌خورند، و چون از بازارها آیند تا نشویند چیزی نمی‌خورند و بسیار رسوم دیگر هست که نگاه می‌دارند چون شستن پیاله‌ها و آفتابه‌ها و ظروف مس و کرسیها. پس فریسیان و کاتبان از او پرسیدند، چون است که شاگردان تو به تقلید مشایخ سلوک نمی‌نمایند بلکه به دستهای ناپاک نان می‌خورند؟ در جواب ایشان گفت، نیکو اخبار نمود اشعیا درباره‌ی شما ای ریاکاران، چنانکه مکتوب است، این قوم به لبهای خود مرا حرمت می‌دارند لیکن دلشان از من دور است. پس مرا عبث عبادت می‌نمایند زیرا که رسوم انسانی را به جای فرایض تعلیم می‌دهند، زیرا حکم خدا را ترک کرده، تقلید انسان را نگاه می‌دارند، چون شستن آفتابه‌ها و پیاله‌ها و چنین رسوم دیگر بسیار به عمل می‌آورید. پس بدیشان گفت که، حکم خدا را نیکو باطل ساخته‌اید تا تقلید خود را محکم بدارید.» ( مرقس ۷ : ۱ – ۹ )

در این آیات ما کاملاً می‌بینیم که قوم یهود در آن عصر از اصل کلام فاصله گرفته و به تقلید مشایخ خود پرداخته است و همین امر سبب شده بود که عیسی مسیح خداوند خیلی صریح و واضح و آشکار اعلام نماید که پرستشهای آنها برای خدا کاملاً عبث و بیهوده می‌باشد. در چنین فضایی است که خدمت یحیی تعمید دهنده معنا پیدا می‌کند تا قوم را به اصالت کلامش برگردانده تا راه را برای خداوندگارمان هموار نماید. دقیقاً همان کاری که ایلیا در زمان اخاب پادشاه انجام داده بود و سبب حضور ستون آتش گشته بود.

چیزی که اکنون نیز بعد از گذشت تقریباً ۲۰۰۰ سال در حال انجام است و قوم خدا دوباره از اصل کلام رسولان جدا شده و به تقلید مشایخ خود می‌پردازد و امروز می‌گوید که ما به تعلیم پدران اولیه کلیسا (مشایخ ابتدایی) باورمندیم!!!

عزیزان خداوند ما به صورت آشکارا صحبت می‌کنیم نه پنهانی و در خفا. در خدمت مرد خدای این عصر نیز همین امر اتفاق افتاد. برادر برانهام با شروع خدمت خود و برگرداندن قوم به آموزه ۱۲ رسول مسح شده خدا سبب حضور دوباره ستون آتش گردید و اکنون پیغام او در حال آماده کردن عروس مسیح برای ربوده شدن می‌باشد. ما این امر را با ادامه دادن در کلام خدا و با شواهد و مدارک بسیار برایتان اثبات خواهیم نمود.

 

این حضور ستون آتش در خدمت برادر برانهام ما را به یاد زمان خروج قوم یهود از مصر می‌برد. آنجایی که کلام می‌گوید: «و خداوند در روز، پیش‌ روی‌ قوم‌ در ستون‌ ابر می‌رفت‌ تا راه‌ را به‌ ایشان‌ دلالت‌ کند، و شبانگاه‌ در ستون‌ آتش‌، تا ایشان‌ را روشنایی‌ بخشد، و روز و شب‌ راه‌ روند. و ستون‌ ابر را در روز و ستون‌ آتش‌ را در شب‌، از پیش‌ روی‌ قوم‌ برنداشت‌. » ( خروج ۱۳ : ۲۱ – ۲۲ )

ما با دقت کردن به داده‌های انبیاء و رسولان مسیح به نکات ظریفی در مکاشفات دست پیدا خواهیم نمود.

مکاشفه یوحنا در باب ۳ آیه ۲۰ به زمانی اشاره می‌کند که در آن از واژه «شام» استفاده شده است. هر فردی که از صحت ذهنی برخوردار باشد کاملاً می‌داند که وعده غذایی شام در شب خورده می‌شود. یعنی از لحاظ زمانی کاملاً آسمان تاریک است.« اینک، بر در ایستاده می‌کوبم؛ اگر کسی آواز مرا بشنود و در را باز کند، به نزد او درخواهم آمد و با وی شام خواهم خورد و او نیز با من.»

بله؛ عصر کلیسای لائودکیه یک عصر تاریک می‌باشد. با قرار دادن این آیه در کنار انجیل متی ۲۵ : ۵ – ۶ که مکتوب است: «و چون آمدن داماد بطول انجامید، همه پینکی زده، خفتند. و در نصف شب صدایی بلند شد که، اینک، داماد می‌آید. به استقبال وی بشتابید.» راز بزرگی برایمان برملا می‌گردد. در این بخش از انجیل از یک پیغام‌آوری (صدایی) یاد می‌کند که در نیمه‌های شب اعلام می‌کند؛ بلند شوید زیرا که داماد در حال آمدن است!

دقت کردید! این واژه‌های «شام» و «نصف شب» چه معنای روحانی‌ایی می‌تواند داشته باشد؟! از لحاظ زمانی هر دو در یک فرایند تاریکی می‌باشند. ابتدا شب و بعد نیز نیمه شب!!!

ببیند؛ زمان در ابتدای پیدایش هنوز روز می‌باشد.« و آواز خداوند خدا را شنیدند که‌ در هنگام‌ وزیدن‌ نسیم‌ نهار در باغ‌ می‌خرامید،» (پیدایش ۳ : ۸ – الف) اما در انتهای کلام به خاطر کنار رفتن اصل کلام زمان یک دوره‌ی کاملاً تاریکی را تجربه می‌نماید و چقدر زیبا عاموس نبی برای این عصر از قحطی کلام یاد می‌کند.

«اینک‌ خداوند یهُوَه‌ می‌گوید: ایامی‌ می‌آید که‌ گرسنگی‌ بر زمین‌ خواهم‌ فرستاد نه‌ گرسنگی‌ از نان‌ و نه‌ تشنگی‌ از آب‌ بلکه‌ از شنیدن‌ کلام‌ خداوند. » (عاموس ۸ : ۱۱)

با توجه به اینکه کتاب مکاشفه صحبت از وعده غذایی شام می‌کند و کتاب متی که از یک پیغام‌آور در نیمه شب یاد می‌کند ما باید منتظر چنین شخصی باشیم.

همانطور که می‌دانیم خود عیسی مسیح نیز از آمدن یک ایلیایی که باید بیاید و همه چیزها را اصلاح نماید ( فعل دلالت بر آینده دارد!) صحبت به میان آورده است.

«شاگردانش از او پرسیده، گفتند، پس کاتبان چرا می‌گویند که می‌باید الیاس اوّل آید؟ او در جواب گفت، البتّه الیاس می‌آید و تمام چیزها را اصلاح خواهد نمود.» ( متی ۱۷ : ۱۰ – ۱۱ ) خوب دقت کردید؛ افعال تماماً به آینده اشاره دارند.

اکنون ما با مطالعه سه بخش از کتابهای دانیال و مکاشفه یوحنا می‌خواهیم به مکاشفات جالب‌تری برسیم.

در کتاب دانیال باب ۱۲ که مرتبط با زمانهای آخر می‌باشد آیات ۴ و ۸ – ۱۳ مکتوبات جالبی برایمان دارند که وقتی این آیات را در کنار کتاب مکاشفه ۵ : ۱ – ۵ و کتاب مکاشفه ۱۰ : ۱ – ۷ قرار می‌دهیم سِّر جالبی برایمان نمایان می‌شود. ما کاملاً متوجه می‌شویم که با کتابهایی رو به رو می‌گردیم که کاملاً ممهور شده هستند و قرار است این کتابهای ممهور شده طبق کتاب دانیال در زمانهای آخر از اسرار آن پرده برداشته شود.

کتاب دانیال پر واضح اعلام می‌نماید که نشانه علایم زمان آخر این است که علم افزوده خواهد شد و مردم به سرعت تردد می‌نمایند. «اما تو ای‌ دانیال‌ کلام‌ را مخفی‌ دار و کتاب‌ را تا زمان‌ آخر مهر کن‌. بسیاری‌ بسرعت‌ تردّد خواهند نمود و عِلم‌ افزوده‌ خواهد گردید.» (دانیال ۱۲ : ۴) یعنی دقیقاً عصری که ما هم اکنون در حال زندگی کردن در آن می‌باشیم. پس ما یک کتاب مهر شده داریم به مانند کتاب دانیال که قرار است در زمان ما باز شود. و وقتی این کتاب دانیال را همانطوری که در پارگراف بالاتر اعلام کردیم در کنار کتاب مکاشفه باب ۵ قرار می‌دهیم؛ آنجایی که مکتوب شده است که: « و دیدم بر دست راست تختنشین، کتابی را که مکتوب است از درون و بیرون، و مختوم به هفت مُهر. و فرشته‌ای قوی را دیدم که به آواز بلند ندا می‌کند که کیست مستحّقِ اینکه کتاب را بگشاید و مُهرهایش را بردارد؟ و هیچ‌کس در آسمان و در زمین و در زیرزمین نتوانست آن کتاب را باز کند یا بر آن نظر کند. و من به شدّت می‌گریستم زیرا هیچ‌کس که شایسته‌ی گشودن کتاب یا خواندن آن یا نظر کردن بر آن باشد، یافت نشد. و یکی از آن پیران به من می‌گوید، گریان مباش! اینک، آن شیری که از سبط یهودا و ریشه‌ی داود است، غالب آمده است تا کتاب و هفت مُهرش را بگشاید.» (مکاشفه ۵ : ۱ – ۵) ما با مطالعه‌ی این بخش از کلام متوجه می‌شویم که یوحنا نیز از کتاب ممهور شده‌ی دیگری یاد می‌کند که از درون و بیرون مختوم به هفت مهر می‌باشد.

او در ادامه نوشتار خود از «گریستنش» می‌نگارد!!! چرا؟! مگر نجات توسط صلیب انجام نشده بود! مگر به قول مفسرین برجسته پنطیکاستی عیسی مسیح بر روی تپه جلجتا کار را تمام نکرده بود! پس چه دلیلی داشت که یوحنا به خاطر باز نشدن این طومار نگران بوده و گریان باشد. بسیار مهم است که بدانیم. به خاطر همین ما در ابتدای همین کتابچه آیه‌ایی را از پطرس رسول قید نمودیم که او نیز به کامل شدن پروسه نجات اشاره نمود که قرار است تا به زمان آخر ادامه داشته باشد.

بله تمامی نقشه خدا فقط تا تپه جلجتا نبوده است. بلکه صلیب تازه ابتدای راه و نقشه خدا می‌بوده است و حتی پری از روح خدا نیز تمامی نقشه نیست. تمامی اسرار و نقشه‌ها زمانی به پایان خواهد رسید که کلیسای از پیش برگزیده در کنار تخت داماد به عنوان عروس در آسمان است؛ یعنی ربودگی کلیسا. چیزی که تمامی زمین از ابتدا انتظار آنرا می‌کشید و به همین دلیل دچار درد زه می‌باشد. «زیرا می‌دانیم که تمام خلقت تا الآن با هم در آه کشیدن و درد زه می‌باشند.» (رومیان ۸ : ۲۲)

اما بسیار باید شاد باشیم چونکه کتاب و مهرهایش توسط عیسی مسیح باز شده است همانطوری که یوحنای راوی این را به ما می‌گوید. همان عیسی انسانی که زمانی بر روی زمین بود و از زمان بازگشت خود نمی دانست! اکنون همه چیز برایش آشکار بوده و لازم می‌باشد این اسرار را نیز در وقتش به عروس خود برساند.

ولی چگونه؟

فقط از همان راهی که او همواره در طول تاریخ نجات از آن استفاده نموده است. یعنی استفاده نمودن از نبی. به همین دلیل است که یوحنا در مکاشفه باب ۱۰ آیه ۷ واضح اعلام می‌کند که: «… چنانکه بندگان خود انبیا را بشارت داد.»

همیشه نبی دهان خدا می‌باشد. در هر عصری؛ «زیرا خداوند یهُوَه‌ کاری‌ نمی‌کند جز اینکه‌ سرّ خویش‌ را به‌ بندگان‌ خود انبیا مکشوف‌ می‌سازد.» (عاموس ۳ : ۷)

همانطوری که در هنگام داوری شهر سدوم و عموره با ابراهیم ملاقات نمود و اسرار این داوری را با او در میان گذاشت. «و خداوند گفت‌: آیا آنچه‌ من‌ می‌کنم‌، از ابراهیم‌ مخفی‌ دارم‌؟» (پیدایش ۱۸ : ۱۷)

امروز باید بدانیم که خود عیسی مسیح در مکاشفه باب ۱ تا ۳ اعلام می‌دارد که: «سرّ هفت ستاره‌ای را که در دست راست من دیدی و هفت چراغدان طلا را. امّا هفت ستاره، فرشتگان هفت کلیسا هستند: و هفت چراغدان، هفت کلیسا می‌باشند.» (مکاشفه ۱ : ۲۰)

هفت ستاره؛ هفت فرشته یا پیغام‌آوران؛ هفت دوره‌ی کلیسایی می‌باشند. لذا ما با بکار بردن آیات متعدد در این کتابچه خواستیم به شما خواننده محترم ثابت نماییم که واقعاً خدا در عصر ما هم یک پیغام‌آوری دارد و از آنجایی که ما با زندگی روحانی برادر برانهام کاملاً آشنا می‌باشیم برایمان گزینه‌ی دیگری باقی نمی‌ماند.

برایمان شخص برادر برانهام اصلاً مهم نیست بلکه خدمتی که از آسمان طبق نقشه از پیش تعیین شده در کلام خدا مکتوب شده بود مهم است و اینکه این خدمت با عطایا و معجزات فراوان از جانب خدای پدر تایید شده است.

ما به شما پیشنهاد می‌کنیم که حتماً سری کتابهای «خارق العاده» را تهیه نموده و مطالعه نمایید. این سری کتابها در خصوص زندگی برانهام توسط برادر اوون یورگنسن نوشته شده است و حقیقتاً کتاب پرمعنایی می‌باشد و شما خواننده عزیز را از نزدیک با عمل دستان خدا در زندگی ویلیام ماریون برانهام آشنا می‌سازد و در اینجا جا دارد تا بخشی از این کتاب را نقل قول نماییم:

«…آن مرد به تکه کاغذی که در دستش بود نگاه کرد، سپس برگشت و با هیجان به سمت داخل جمعیت فریاد زد: “مادر! خودش است. خودش است.” مادر جلو آمد و توضیح داد: “من و شوهرم از مبشرین کلیسای جماعت ربانی هستیم. من عطیه‌ی صحبت کردن به زبان‌ها را دارم و شوهرم دارای عطیه‌ی ترجمه است. بیست سال پیش در حال دعا و صحبت به زبان‌ها بودم که یک ترجمه از زبان شوهرم جاری شد و شبی مانند این را نبوت کرد. من آن را نوشتم، و سال‌هاست که این نوشته در صندوق عقب اتومبیل بود. هنگامی که در مورد جلسات شما شنیدم، یاد آن افتادم، اما می‌خواستیم مطمئن شویم شما همان شخص می‌باشید.”

مرد جوان آن کاغذ را به دست بیل داد. نوشته شده بود:

خداوند چنین می‌گوید: “در ایام آخر، پیش از بازگشت خداوند، من خادم خود ویلیام برانهام را به کرانه‌ی غربی خواهم فرستاد.» (کتاب خارق العاده سوم – فصل ۳۶ – ایمان آپاچی‌ها – ص ۷۹)

کافی است نبوت به زبانهای این صفحه از کتاب خارق العاده را که اعلام نمودیم؛ را در کنار این آیه از انجیل متی ۲۴ : ۲۷ قرارش بدهیم. خواهیم دید که نبوت درباره ظهور دوباره خدمت پسر انسان است؛ اما اینبار از غرب!

«زیرا همچنان که برق از مشرق ساطع شده، تا به مغرب ظاهر می‌شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد.» (متی ۲۴ : ۲۷)

کاملاً می‌دانیم که خدمت پسر انسان چیست؛ کافی است چند نمونه واضح را در کلام در این باره دنبال کنیم:

«به‌ وی‌ گفتند: زوجه‌ات‌ ساره‌ کجاست‌؟ گفت‌: اینک‌ در خیمه‌ است. ‌گفت‌: البته‌ موافق‌ زمان‌ حیات‌، نزد تو خواهم‌ برگشت‌، و زوجه‌ات‌ ساره‌ را پسری‌ خواهد شد. و ساره‌ به‌ در خیمه‌ای‌ که‌ در عقب‌ او بود، شنید. و ابراهیم‌ و ساره‌ پیر و سالخورده‌ بودند، و عادت‌ زنان‌ از ساره‌ منقطع‌ شده‌ بود. پس‌ ساره‌ در دل‌ خود بخندید و گفت‌: آیا بعد از فرسودگی‌ام‌ مرا شادی‌ خواهد بود، و آقایم‌ نیز پیر شده‌ است‌؟ و خداوند به‌ ابراهیم‌ گفت‌: ساره‌ برای‌ چه‌ خندید و گفت‌: آیا فی‌الحقیقه‌ خواهم‌ زایید و حال‌ آنکه‌ پیر هستم‌؟ مگر هیچ امری‌ نزد خداوند مشکل‌ است‌؟ در وقت‌ موعود، موافق‌ زمان‌ حیات‌، نزد تو خواهم‌ برگشت‌ و ساره‌ را پسری‌ خواهد شد. آنگاه‌ ساره‌ انکار کرده‌، گفت‌: نخندیدم‌، چونکه‌ ترسید. گفت‌: نی‌، بلکه‌ خندیدی.»(پیدایش ۱۸ : ۹ – ۱۵) در این آیات خدمت پسر انسان پرواضح آشکار است. زیرا اسرار دل در حال نمایان شدن می‌باشد. در حالتی که سارا در دل خود خندیده بود نه با صدای بلند و شخص راوی پشتش به خیمه‌ای بود که سارا در آن قرار داشت اما می‌بینیم که راز دل برملا شده است!

همچنین نیز در آیات دیگری همین امر را می‌بینیم که اتفاق افتاده است. آنجایی که مکتوب است که: «و عیسی چون دید که نتنائیل به سوی او می‌آید، درباره‌ی او گفت، اینک، اسرائیلی حقیقی که در او مکری نیست. نتنائیل بدو گفت، مرا از کجا می‌شناسی؟ عیسی در جواب وی گفت، قبل از آنکه فیلپس تو را دعوت کند، در حینی که زیر درخت انجیر بودی تو را دیدم. نتنائیل در جواب او گفت، ای استاد تو پسر خدایی! تو پادشاه اسرائیل هستی! عیسی در جواب او گفت، آیا از اینکه به تو گفتم که تو را زیر درخت انجیر دیدم، ایمان آوردی؟ بعد از این چیزهای بزرگتر از این خواهی دید.» (یوحنا ۱: ۴۷ – ۵۰)

و همچنین در آیات فوق: «عیسی به او گفت، برو و شوهر خود را بخوان و در اینجا بیا. زن در جواب گفت، شوهر ندارم. عیسی بدو گفت، نیکو گفتی که شوهر نداری! زیرا که پنج شوهر داشتی و آنکه الآن داری شوهر تو نیست! این سخن را راست گفتی! زن بدو گفت، ای آقا می‌بینم که تو نبی هستی!» (یوحنا ۴ : ۱۶ – ۱۹)

در تمامی این آیات نشان داده شده است که در خدمت پسر انسان اسرار دل مردم گفته می‌شود به همین سان می‌توانیم ما در خدمت برادر برانهام هم این امور را ببینیم که برادر با هدایت روح اسرار دل مردم را اعلام می‌نمود و در مشارکتهایی که مردم برای شفا و معجرات او شرکت می‌کردند او به صراحت هر چه تمامتر به آنها اعلام می‌نمود که دلیل بیماریشان چیست و یا چه نوع بیماری‌ایی دارند و از کجا آمده‌اند و حتی اسمشان چیست و یا شماره خیابان و پلاک منزلشان چه می‌تواند باشد.

بله این یعنی ظهور دوباره خدمت پسر انسان آن هم در عصر ما. اما افسوس که بسیاری با دیدن این همه وقایع؛ نتوانستند خدمت او را درک نمایند و به نوعی این خدمت را انکار نمودند. آنها نخواستند حضور خدا را در عصرمان درک کنند! پس ایشان مخاطب اصلی این بخش از کلام مکتوب شده خدا هستند: «هر که شما را قبول کند، مرا قبول کرده و کسی که مرا قبول کرده، فرستنده مرا قبول کرده باشد. و آنکه نبی‌ای را به اسم نبی پذیرد، اجرت نبی یابد و هر که عادلی را به اسم عادلی پذیرفت، مزد عادل را خواهد یافت.» (متی ۱۰ : ۴۰ – ۴۱)

امیدواریم که در این نوشتار به اختصار گفته شده توانسته باشیم منظور خود را از آیات به کار رفته ثابت نماییم و یک قدم بیشتر شما را با نقشه‌ی خدا در این عصر آشنا نماییم.

«خدای حکیم وحید را به‌وسیله‌ی عیسی مسیح تا ابدالآباد جلال باد، آمین.»‌ (رومیان ۱۶ : ۲۶)

دانلود کتاب پیغام آور زمان