کتاب هدف اصلی کتاب مقدس ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب هدف اصلی کتاب مقدس ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب هدف اصلی کتاب مقدس

 

یک روز بعد از ظهر وقتی با دوستی که ما را به خانه خود دعوت کرد ضمن صحبت، دوست ما یک مرتبه با یک بیان حیرت انگیزی گفت، من تصمیم گرفتم که کتاب مقدّس را مرتباً بخوانم امّا چون کتاب قطوری است من درست نمی‌توانم هدف و منظور اصلی آن را درک کنم. اصولاً کتاب مقدّس چه می‌خواهد بگوید؟

در اینجا دوست ما مسئله مهمی را مطرح کرده بوده. شک نیست عدّه زیادی از خوانندگان قبل از خواندن کتاب مقدّس مأیوس شده و خوفی به آنها دست می‌دهد فقط به علّت این که کتاب مقدّس، کتابی است قطور.

وقتی که با این مسئله روبرو می‌شویم این سؤال پیش می‌آید که، آیا جایی در کتاب مقدّس یافت می‌شود که کلیدی برای حل معمّا باشد تا بفهمیم که هدف اصلی کتاب مقدّس چیست؟

در جهان کنونی وقتی یک دسته جدید سیاسی و یا دولت تازه‌ای روی کار می‌آیند افکار عمومی در انتظار شنیدن سیاست جدید آن حزب و یا دولت دور می‌زند. برای معرفی دولت جدید معمولاً نخست وزیر در نطقی خط مشیء سیاسی خود را به سمع مردم می‌رساند. البته در این سخنرانی چیزهای جزئی مطرح نیست بلکه هدف و منظور اساسی دولت جدید مورد نظر است. آیا در کتاب مقدّس جایی یافت می‌شود که ما منظور کلی آن را دریابیم؟ آیا تا به حال هدف اصلی کتاب مقدّس به وسیله سخنگوی رسمی بیان شده است؟

بلی، پس چیزی را ما می‌بینیم. مراسمی است که دانشجویان کتاب مقدّس تا به امروز آن را در نظر دارند و آن روز، روز معرفی و یا افتتاح کلیسای مسیحی است. در آن روز سخنگوی ممتازی در میان انبوهی از جمعیّت قرار می‌گیرد و در سخنرانی خود خط مشیء کتاب مقدّس و هدف اصلی آن را به طور خلاصه بیان می‌کند.

سخنگوی مزبور پطرس حوّاری بود و آن روز مخصوص روز پنطیکاست است که در اعمال رسولان باب دوّم نوشته شده است. در آن وقت مقتضیات ایجاب نمی‌کرد که پطرس اصول و نظریات کتاب مقدّس و روش کلیسای مسیحیان را به طور مفصل بیان نماید ( البته بعداً به طور مفصل و به زبانی ساده و عامیانه بیان شده. )

پطرس در سخنرانی خود آن دسته را هیچ وقت مجبور نکرد که اصول اساسی مسیحیّت را بالفعل قبول کنند ولی او وضوحاً اساس تاریخی مسیحیّت را برای آنها تشریح کرده است.

از منابع کتاب مقدّس در می‌یابیم که با توجیه حقایق مسیحیّت، پطرس در آن سخنرانی خود هزاران نفر را به سوی مسیح کشانیده و آنها حقیقت سخنان او را دریافته و جزء پیروان صمیمی عیسی مسیح شدند.

قصد ما این است که با این سخنرانی عالی پطرس قدم به قدم پیش برویم تا بتوانیم درک کنیم هدف اصلی کتاب مقدّس چیست؟

واضح است که ما نمی‌توانیم در بادی امر همه چیز کتاب مقدّس را درک کنیم امّا اگر کلید گشایش قسمتهای مربوطه آن را پیدا کرده تدریجاً پیش برویم آن وقت است که قفل و بست این رمز را یافته و راه جدیدی جهت مطالعه و فهم آن در می‌یابیم.

شاید برای عدّه‌ای تعجب‌آور باشد که این کلید در صفحات اوّلیّه کتاب یافت نشود ولی اگر همان شرح دولت را در نظر بگیریم می‌دانیم که هیچ چیز دولت جدید را به مخاطره نمی‌اندازد مگر این که خواهش دولت ابتدا بی‌موقع و بدون مطالعه در معرض افکار عمومی قرار گیرد، در حقیقتِ هر کتابِ خوبی، نکات حساس آن ضمن حکایات بیان می‌شود و نتیجه کلی را در صفحات آخر کتاب می‌توان یافت. در عهد عتیق پایه‌های اصلی کتاب مقدّس پی‌ریزی شده و در می‌یابیم که پطرس در آن سخنرانی خود، مراحل اوّلیّه کتاب مقدّس را که عبارت از مثلهای آن است برای توضیح مطالب خود به کار می‌برد و از این پایه‌های محکم به شرح ایمان مسیحی می‌پردازد.

ما خوانندگان علاقمند خود را دعوت می‌کنیم که با ما هم صدا شده نکات مختلف سخنرانی پطرس را مورد دقّت قرار داده و با او قدم به قدم جلو رویم تا مفهوم کتاب مقدّس برای ما بهتر روشن شود.

متن سخنرانی پطرس:

«شما مردان اسرائیل این سخنان را بشنوید … عیسی مسیح ناصری، مردی که از خداست با معجزات و عجائب و نشانه‌ها نزد شما آمد او چون برحسب اراده مستحکم خدا تسلیم شد شما به دست گناهکاران او را بر صلیب کشیده، کشتید که خدا دردهای موت را گسسته، او را برخیزانید زیرا محال بود که موت او را در بند نگهدارد زیرا که داوود درباره وی می‌گوید: خداوند را همواره پیش روی خود دیدم که به دست راست من است تا جنبش نخورم از این سبب دلم شاد گردید و زبانم به وجد آمد و در امید ساکن خواهد بود زیرا که نفس مرا در عالم اموات نخواهی گذاشت و اجازت نخواهی داد که قدّوس تو فساد را بیند. طریقهای حیات را به من آموختی و مرا از روی خود به خرّمی برگردانیدی. ای برادران می‌توانم درباره داوود پطریارخ با شما بی‌محابا سخن گویم که او وفات نموده دفن شد و مقبره او تا امروز در میان ما است. پس چون نبی بود و دانست که خدا برای او قسم خورد که از ذریّت صلب او به حسب جسد مسیح را برانگیزاند تا بر تخت او بنشیند. درباره قیامت پیش دیده گفت که نفس او در عالم اموات گذاشته نشود و جسد او فساد را نبیند. پس همان عیسی را خدا برخیزانید و همه ما شاهد بر آن هستیم. پس چون به دست راست خدا بالا برده شد روح‌القدّس موعود را از پدر یافته این را که شما حال می‌بینید و می‌شنوید ریخته است. زیرا که داوود به آسمان صعود نکرد لیکن خود می‌گوید: خداوند به خداوند من گفت بر دست راست من بنشین. تا دشمنانت را پای‌انداز تو سازم. پس جمیع خاندان اسرائیل یقیناً بدانند که خدا همین عیسی را که شما مصلوب کردید خداوند و مسیح ساخته است.» ( از اعمال رسولان باب ۲ آیه ۲۲ – ۳۶ )

عیسی ناصری به عنوان یک انسان:

سخنرانی پطرس خطاب به ما است. او با گروهی از متعصبین یهود در اوشلیم روبرو شده و توجّه همه آنها را با شروع این مطلب «عیسی ناصری مردی که …» تفهیم این مطلب مستلزم آگاهی قبلی است.

باید بدانیم که آیا چنین شخصی که مورد نظر پطرس است اصولاً وجود خارجی داشته است یا نه؟ در غیر این صورت بحث درباره وجود او بی‌مورد است. برای روشن شدن این حقیقت نظر خوانندگان را به توضیحات ذیل جلب می‌سازیم.

عیسی ناصری انسانی بود که واقعاً در این جهان زندگی کرد. امروز عدّه‌ای معتقدند که مسیح وجود خارجی نداشته است و اینها دسته‌ای هستند که حقایق امر را درست درک نکرده‌اند.

شبی در سنگاپور جزواتی از انجیل را در میان گروهی از تحصیل کرده‌های هندی پخش کردند یک نفر از آن دسته که خانمی بود جزوات را رد کرده و به تندی چنین گفت، عیسی هرگز به این دنیا نیامد. ولی در سخنرانی پطرس اگر متوجّه شویم می‌بینیم که شنوندگان او کوچک‌ترین تردیدی در مورد وجود مسیح نداشتند.

این حقیقت برای همه مبرهن بوده است تنها چیزی که در آن توافق وجود نداشت در مورد شخصیّت مسیح بود.

در این دنیای متمدّن هر وقت به نامه، جمله و یا تاریخی بر می‌خوریم ملاحظه می‌کنیم که تمام تاریخ به دو قسمت تقسیم شده قبل از مسیح و بعد از میلاد مسیح، اگر چنین شخصی هرگز به این دنیا نیامده و وجود خارجی نمی‌داشت پس چرا جهان امروز برای زمان و تاریخ مبداء و انتهای مبهمی را انتخاب می‌کند؟

آیا تنها اساطیر یهود می‌توانست در این مورد نظر جهان را به خود جلب کند مردان زیادی از ۲۰۰۰ سال پیش به این طرف از ده ناصره برخاستند. ولی تنها تولّد مسیح یعنی همان عیسی ناصری مبداء تاریخ برای ما انسانها شده است بنابراین یک انسان معمولی نبوده است؛ پس ما چه مدارکی در دست داریم که بتوانیم بگوئیم آیا مسیح وجود خارجی داشت یا نه؟

۱- انجیل یا عهد جدید”چه چیز”خواننده‌ای ادّعا می‌کند، آیا شما می‌گوئید که عهد جدید جریان یک واقعه و سند تاریخی است؟ آیا کتابی است مذهبی؟ مسلماً کتابی است مذهبی که شرح زندگی عیسی را بیان می‌کند و اصولاً تمام قسمتها و کارها و زندگی مسیح را در این دنیا به ما نشان می‌دهد.

تا حال کسی پیدا نشده که منکر تاریخ قدیم یونان بوده و وجود امپراطور معروف رم، ژول سزار را نادیده بگیرد و از صحنه تاریخ دور بدارد. ولی در مورد حیات عیسی مسیح و حقیقت متون عهد جدید شواهد زنده‌تر و اساسی‌تری وجود دارد. شواهدی که زنده‌تر و روشن‌تر از شواهد وجود نویسندگان کلاسیک رم و یونان است. این موضوع به وسیله محققی برجسته به نام پروفسور ف. بروس در کتابی به نام”اسناد عهد جدید”آیا آنها حقیقت دارند؟ در صفحات ۷- ۱۵ به طور مفصل بیان شده است.

در عهد جدید چهار نفر به نامهای متی، مرقس، لوقا و یوحنّا هستند که تمام حالات زندگی. رفتار و کارهای عیسی ناصری را نوشته‌اند. مثلاً در رساله اوّل یوحنّا می‌خوانیم که یوحنّا صراحتاً می‌گوید که برای العین شاهد بوده است. ( رساله یوحنّا باب ۱ آیه ۲ تا ۵ ) ولی در انجیل لوقا. لوقا می‌گوید که من به عنوان محقق دقیقاً حقایقی را که دیگران با چشم خود دیده‌اند جمع و جور و مرتب کرده و به رشته تحریر در آوردم.

۲- اسناد و مدارکی از نویسندگان که حتّی به خدا و مسیح ایمان نداشتند همانها روزی عیسی ناصری را ملجای خود دانسته و در کتابهای خود از او یاد کرده‌اند. آنها وقتی که مسیحی نبودند نام مسیح را با حقارت و نفرت یاد می‌کردند.

۳- مذهب مسیحی، وجود ایمان مسیحی و عمل غسل تعمید و عشاء ربانی بی‌شک ما را به این موضوع متوجّه می‌سازد که باید بنیانگذاری در این مذهب وجود داشته باشد. شخصی که در این جهان حقیقتاً زندگی کرد مرد و به پیروان خود آموخت، به تمام عالم بروید و همه امّتها را شاگرد سازید و جمیع خلایق را به انجیل موعظه کنید. آیا لازم است بیش از این درباره او توضیح دهیم؟ تاریخ وضوحاً مبیّن این حقیقت است، همان طوری که پطرس رسول گفت.

حال موضوع مهم این است که”شخصیّت او چه بود؟ چرا هنوز مردم درباره این شخص این قدر صحبت می‌کنند؟ آیا او با دیگران فرق داشت؟ سؤالاتی است که ما از خود می‌پرسیم. پطرس در سخنرانی خود به شرح زیر بیان می‌دارد.

۴- «عیسی ناصری، مردی که نزد شما از جانب خدا مبرهن گشت به قوّات و عجایب و آیاتی که خدا در میان شما از او صادر گردانید.» آیا واقعاً مسیح معجزات، آیات و عجایب از خود نشان داد؟ در سخنان پطرس این موضوع را در می‌یابیم. اگر به خاطر بیاورید می‌دانیم که پطرس در میان گروهی کثیر از مردم در اورشلیم مشغول سخنرانی شده بود.

گروهی که در آن زمان در همان جا زندگی می‌کردند و پطرس خطاب می‌کند، معجزات و آیات و عجایبی که او یعنی عیسی در میان شما انجام داد و شما خوب می‌دانید. این ساده‌ترین زبانی بود که پطرس می‌توانست بیان کند زیرا خود آنها در آنجا هم زمان و معاصر با مسیح بودند و با چشمان خود آنها را دیدند و دیگر جای انکار نبود حتّی بدترین دشمنان مسیح هرگز نتوانستند به خود اجازه دهند که معجزات و کارهای خارق‌العاده او را انکار نمایند. ( رجوع شود به یوحنّا باب ۱۱ آیه ۴۵ )

در شهر اورشلیم صدها مریض بودند. کوران به وسیله او بینائی یافتند. لنگان خرامان شدند. لالان و انواع امراض دیگر که به وسیله عیسی شفا یافتند. هیچ فردی نمی‌توانست اینها را انکار نماید. چون همه آنهائی که شفا یافتند آنجا حاضر بودند و این گفتار پطرس بزرگ‌ترین شاهد برای ما است حتّی اگر در آن میان کسی زبان به انتقاد می‌گشود مطمئن هستیم به وسیله دیگران منکوب می‌شد و مورد تمسخر قرار می‌گرفت چون حقیقتی بود غیر قابل انکار.

“سکوت علامت رضایت است.”عجایبی که پطرس در آنجا بیان داشت چه بود و این که به شنوندگان خود نشان داد که خدا مسیح را برگزید چه بود؟

الف – تولّد عجیب او: متی و لوقا در انجیل به ما می‌گویند که عیسی از باکره‌ای متولّد شد که پدر جسمانی نداشت و این موضوع هم به وسیله فرشتگان خدا به عنوان معجزه گفته شده است رجوع کنید. ( متی باب ۱ آیه ۱۸ تا ۲۵ ) و ( لوقا باب ۱ آیه ۲۶ تا ۲۸ )

ب – زندگی عجیب او: زندگی مسیح بدون گناه بود حتّی دشمنان او نتوانستند او را ملزم به گناه سازند. ( یوحنّا باب ۸ آیه ۴۶ ) بی‌گناه، مقدّس، با محبّت و شفیق بود ولی ریاکاران را با قدرت سرزنش می‌کرد.

ج – سخنان او عجیب بود: مردم از سخنان او متعجب می‌شدند. ( لوقا باب ۴ آیه ۲۲ ) حکما از حکمت مسیح در عجب بودند. ( لوقا باب ۴ آیه ۳۲ تا ۳۶ ) پیشوای درجه اوّل یهود هم نتوانست از او عیب بگیرد. ( لوقا باب ۲۰ آیه ۲۰ تا ۲۶ ) هرگز سخن بیهوده از دهان او صادر نشد. ( رساله پطرس )

د – کار او عجیب بود: بیماران را شفا داد و مبروصان را طاهر ساخت کوران را بینا و مردگان را زنده کرد. ولی عجیب‌تر از همه اینها این است که هیچ یک از این اعمال را برای کسب شهرت و نفوذ خود انجام نداده. تمام معجزات او سر منشاءاش از محبّت عمیق است که نسبت به رنجوران داشت قدرت او طوفانها و دریاها را آرام می‌ساخت و ارواح دیو را با قدرت سخنان خود بیرون می‌راند. ( متی باب ۸ آیه ۱۶ و مرقس باب ۲۷ آیه ۱ )

ه – مرگش عجیب بود: در انجیل متی می‌بینیم ( باب ۱۶ آیه ۲۱ ) که مسیح در مورد مرگ خود پیشگوئی کرد. در حینی که بر صلیب بود تاریکی غیر طبیعی سر تا سر زمین را فرا گرفت. زلزله، صخره و سنگها را از جایی به جایی دیگر غلطانید. با این حال سخنان عجیب او”بخشش”و صدای دیگرش”تمام شد”قبل از این که جان خود را تسلیم کند. برای این که کاملاً به تمام این مطالب پی ببریم. به خوانندگان ارجمند توصیه می‌کنیم که انجیل را گرفته از ابتدا شروع به خواندن نمایند تا بهتر مفهوم شود.

تمام این عجایب را آنهایی که در سخنرانی پطرس حاضر بودند می‌دانستند و دیده بودند در اورشلیم عدّه زیادی بودند و پطرس آزادانه و با قدرت می‌توانست برای آنها صحبت کند و تمام این نشانه‌ها و عجایب را به نظر آنها بیاورد و این شواهد را بیان می‌داشت که عیسی ناصری از خدا برگزیده شد. ولی امروز در قرن بیستم افرادی هستند که این شواهد مسلّم را نادیده می‌گیرند و آن را دروغ می‌پندارند و پیمانهای خود را با وی می‌شکنند. این نوع عقیده در هیچ محکمه عدالت قبول و مورد عفو و اغماض واقع نخواهد شد هیچ رئیس محکمه‌ای مدرکی را که کاملاً معتبر و از شاهد امین نباشد قبول نخواهد کرد. شهادت کسی که از طرف دوست و دشمن مورد تصدیق و تأیید قرار گرفته باشد آن وقت قابل قبول خواهد بود؛ بنابراین موضوعی که در مورد مذهب بحث می‌شود به مراتب مهم‌تر از شهادات و اسناد دنیوی است حال برمی‌گردیم به موضوع دیگر از سخنرانی پطرس.

۳- «او را … به دست گناهکاران بر صلیب کشیده و کشتید.» در اینجا نکات مهمی به چشم می‌خورد اوّلین کلمه، کلمه”او را”این یک کلمه مورد انکار میلیونها مردمی که می‌گویند شخصی که مصلوب شد مسیح نبود شخص دیگری بود ( شاید یهودا بود ) که شباهت به مسیح داشت و خدا برای این که یهودیان را بفریبد او را به شباهت یهودا درآورد. بعد این سؤال پیش می‌آید آیا خدا فریب دهنده است؟ خیر. غیر ممکن است؛ پطرس این موضوع را کاملاً روشن می‌سازد. آن شخص مصلوب شخص دیگری نبود. او، یعنی همان شخصی که آیات و عجایبی از او صادر شد همان عیسی بود که مصلوب شد. عدّه‌ای دیگر هستند که می‌گویند شاید همان مسیحی که مصلوب شد بر روی صلیب نمرد بلکه بیهوش شد. و پس از این که او را از صلیب فرود آوردند. او بهوش آمد و به کشمیر فرار کرد. جایی که بعدها به مرگ طبیعی درگذشت. در جواب این عقیده باز همان سخن پطرس که می‌گوید «او را … شما به دست گناهکاران مصلوب کرده و کشتید.» باید به خاطر آورید که پطرس در سخنرانی خود خطاب به جمعیّتی که درست ۵۰ روز قبل، آن گونه مشغول قتل مسیح بودند و این افراد از متعصبین بودند که ممکن بود پطرس را در همان حال، همان جا به قتل رسانند یا او را تکه تکه کنند ولی او نه فقط آنان را متّهم به قتل می‌کند بلکه به آنان خطاب کرده می‌گوید شما عیسی را کشتید. آیا کسی از آنها می‌توانست منکر ادّعای پطرس شود؟ و یا پطرس می‌توانست به دروغ این ادّعا را در میان آن همه مردم بگوید و در نتیجه در اثر دروغ جان خود را در میان مخالفان به مخاطره بیندازد که از این نظر هیچ سودی عایدش نمی‌شد. ولی نه. پطرس به سادگی تمام حقایق را بیان کرد و یهودیان خود واقف بودند. پس اگر چنین است چرا امروزه افرادی هستند که کتابهائی را از تئوریهای غیر قابل قبول پر می‌کنند و خود را سرگردان می‌نمایند و حقیقت مسلّمی را که دوست و دشمن شاهد و ناظر آن هستند و به آن یقین دارند قبول نمی‌کنند؟

۴- پطرس اضافه می‌کند که او را ( عیسی را ) دستگیر کرده و به دست شورای عالی سپردند و با دستهای پر از گناه خود. او را کشتند. “اراده و نقشه شایسته خدا بود.”در این جمله هدف اصلی کامل کتاب مقدّس برای ما روشن می‌شود. آن اراده و نقشه شایسته خداوند که مسیح می‌باید در روی صلیب کشته شود؟ چرا؟ چرا؟ قبل از این که این سؤال را پاسخ دهیم باید به بینیم آیا چنین ادّعایی به وسیله پطرس شده است؟ آیا در کتاب مقدّس چیزی در این مورد ذکر شده که اراده خدا بود که عیسی در روی صلیب بمیرد؟ اجازه بدهید توجّه شما را به این موضوع جلب نمایم و بعد بر می‌گردیم به موضوعی که آیا پطرس حقایقی را که بیان می‌دارد این حقایق به وسیله پیغمبران سلف گفته شده و یا خودش این فرضیه را از خود گفته.

برای این که جواب صحیحی به خوانندگانی که با تعالیم کتاب مقدّس آشنایی ندارند داده شود می‌گوئیم پیشگوئیهایی که در این مورد به وسیله پیامبران پیشین گفته شد حتماً باید در کتاب آنها اشاره شده باشد حال بر می‌گردیم به آن قسمت که این موضوع در آنجا منعکس است. ( رساله اوّل پطرس باب ۱ آیه ۱۰ – ۱۱ ) پطرس صراحتاً می‌گوید که پیشگوئیهای پیامبران قبل برای نسل حاضر آن زمان که در آنجا از رنج و زحمت مسیح بیان شده بود ولی آنان چیزی در این مورد ( درباره مسیح موعود ) درک نمی‌کردند. با قدرت روح‌القدّس نوشته شده است. ( اعمال باب ۳ آیه ۱۸ و ۲۴ ) امّا آن پیشگوئیها که خدا قبلاً به وسیله انبیا بیان کرد که مسیح باید رنج ببیند همه آنها عملی شد و همه انبیا از سموئیل و بعد از او چنین روزهایی را پیشگوئی کرده بودند و در باب ۲۴ انجیل لوقا می‌بینیم که دو نفر با غم و اندوه و یأس در موقع عبور از جاده‌ای درباره مصلوب شدن مسیح با یک دیگر صحبت می‌کردند. ناگهان شخص ناشناسی به آنها برخورد می‌کند و می‌گوید «ای جهال و کم ایمانان آیا همه انبیا درباره مرگ مسیح پیشگوئی نکردند؟ که مسیح باید رنج ببرد و بمیرد؟»

در آن زمان شاگردان مسیح از این که قبلاً درباره رنج و مرگ مسیح پیشگوئی شده بود توجّهی نداشتند حال ببینیم پیشگوئیهای انبیا به چه صورتی بوده. آنان درباره عیسی ناصری چه گفتند؟ البته می‌توان اجمالاً به پیشگوئیهای مهم بعضی از انبیا در این مورد توجّه کنیم.

وقتی که به کتاب مقدّس مراجعه می‌کنیم و پیشگوئیهای انبیا را می‌خوانیم می‌بینیم قسمت مهمی از آنها مبهم و پوشیده هستند برای این منظور مثالی می‌زنیم که مثلاً شخصی برای اوّلین بار از تهران به شیراز مسافرت می‌کند او می‌داند که در بین راه علامتهائی برای راهنمائی مسافرین گذاشتند امّا در ابتدای امر آنها برای او قدری مبهم به نظر می‌رسد. مثلاً در یک جا روی تابلوی بزرگی نوشته شده که پیچ طرف راست است ولی از پیچ دست راست رد می‌شود دوباره علائم دیگری می‌بیند که بعضی از آنها فاصله مقصد را بیان می‌کند. و یا به طور مفصل اوضاع جاده را می‌گویند کتاب مقدّس نیز به همین نحو است. اوّلین نبی‌ای که درباره مسیح پیشگوئی کلی کرده و نقشه و اراده خدا را بیان کرد در حالی که انبیا بعد تا زمان نزدیک شدن مسیح پیشگوئیهای جزئی کردند.

اوّلین نبی‌ای که باید پیشگوئیهای او را مورد دقّت قرار دهیم موسی است. آیا موسی چیزی در مورد اراده خدا و نجات بشر از گناه گفته است؟ آیا موسی چیزی درباره عیسی که ۱۵۰۰ سال بعد از او می‌آید می‌دانست؟ البته در کتاب موسی در کتاب مقدّس این موضوع را می‌بینیم. پیشگوئی ابراهیم ( پیدایش باب ۲ آیه ۱-۳ و پیدایش باب ۱۲ آیه ۱۷ – ۱۹ ) پیشگوئی اسحاق ( پیدایش باب ۲۶ آیه ۴ ) پیشگوئی یعقوب ( پیدایش باب ۲۸ آیه ۱۳ – ۱۴ ) پیشگوئی یعقوب ( پیدایش باب ۴۹ آیه ۱۰ ) این پیشگوئیهای کاملی هستند. که قوم یهود باید قوم برگزیده اسرائیل باشد که از آن شخصی به نام”شیلوها”عنوانی است که یهودیان و مسیحیان در مورد”ماشیح”دانسته‌اند. در تحقیق این پیشگوئی می‌بینیم ۶۰۰ سال بعد داوود از قوم یهود برگزیده شده تا پادشاه اسرائیل شود و سلسله او برقرار بماند که بعداً مسیح از نسل این سلسله بود.

پیشگوئی موسی: قسمتی از آن را به طور خلاصه در اینجا ذکر می‌کنیم. ( تثنیه باب ۱۸ آیه ۱۵ – ۱۹ ) در اینجا می‌بینیم که موسی خطاب به فرزندان اسرائیل می‌گوید، ( از نسلهای ابراهیم به اسحاق و یعقوب ) خدا به آنان گفت که آن موعود از میان شما برخواهد خاست. ثانیاً برای تأیید این گفتار خدا گفت «از برادران شما» این به چه شخصی بر می‌گردد؟ رجوع شود. ( تثنیه باب ۱۸ آیه ۳ و تثنیه باب ۱۵ آیه ۱۷ )

هر پادشاه اسرائیل عضوی از اعضای ملّت اسرائیل بودند نه از نژاد دیگر بنابراین دو نکته فوق نشان می‌دهد این شخص بزرگ باید از میان ملّت اسرائیل باشد.

آیا وجه اشتراکی هست که شباهت بین موسی و عیسی را دریابیم؟ البته جواب آن مثبت است ما می‌خواهیم تمام آن وجه اشتراک را ذکر کنیم ولی آن چه را که بدیهی است در اینجا به یاد می‌آوریم.

موسی و عیسی:

هر دوی آنها از قوم اسرائیل بودند. هر دوی آنها زمانی برخاستند که بنی‌اسرائیل در اسارت بودند. در زمان موسی اسرائیل تحت انقیاد مصریها بودند و در زمان مسیح قوم اسرائیل تحت نفوذ رومیها بودند. هر دوی آنها در زمان کودکی مورد تهدید پادشاهان وقت شدند. ( فرعون موسی را تهدید کرد. سفر خروج باب ۱ آیه ۲۲ ) و مسیح مورد تنفر هیرودیس پادشاه بود. (متی باب ۲ آیه ۱۶ ) هر دوی آنها در مصر پشتیبان پیدا کردند. پشتیبان موسی دختر فرعون در مصر بود. ( خروج باب ۲ آیه ۱ – ۱۰ ) مسیح هم در مصر پشتیبانی داشت که وقتی خداوند به یوسف می‌گوید فرزند خود را گرفته به زمین مصر برو ( متی باب ۲ آیه ۱۳ – ۱۵ ) هر دوی آنها از بنی‌اسرائیل رانده شدند موسی در ( سفر خروج باب ۲ آیه ۱۴ ) و عیسی ( اعمال باب ۱۵ آیه ۷ و لوقا باب ۴ آیه ۲۸ – ۲۹ ) هر دوی آنها از اسرائیل بودند و معجزات و علائمی از خود نشان دادند موسی ( سفر خروج باب ۴ آیه ۱ و ۹ و خروج باب ۷ و ۱۰ ) و عیسی ( لوقا باب ۴ آیه ۴۰- ۴۱ و غیره … ) هر دوی آنها مأمور رهائی قوم شدند موسی برای رهائی قوم بنی‌اسرائیل از مصریها و مسیح مأمور رهائی قوم از گناه و شیطان بود. ( متی باب ۲۱ آیه ۱ و کولسیان باب ۱۳ آیه ۱ ) هر دوی آنها مکاشفه‌ای از خدا بودند یوحنّا ( باب ۱۷ آیه ۱ ) هر دوی آنها میانجی بودند بر گناهکاران. موسی در خروج ( باب ۳۲ آیه ۲۲ – ۳۱ و خروج باب ۱۹ آیه ۲۰ ) و عیسی در ( لوقا باب ۳۴ آیه ۲۳ و اوّل تیموتاؤس باب ۵ آیه ۲ ) هر دوی آنها مراسم روحانی ترتیب دادند که تا به امروز باقی است موسی عید فصح را ترتیب داد که ذبح برّه را برای گناه بشر در آن معمول کرد که خون برّه علامت نجات بشر بود این مراسم مذهبی در مصر معمول و تا به امروز نیز عمل می‌شود رجوع شود به سفر خروج باب ۱۲. مسیح همان برّه خدا نامیده شد که بعد از ۱۵۰۰ سال از ظهور موسی به این جهان آمد تا با مرگ او گناه بشر آمرزیده شود.

عید فصح برای آنانی بود که گناهکار بودند و خون ریخته شده سبب آمرزش آنان از گناه شد. ( کولسیان باب ۱۴ آیه ۱۰ ) مسیح عشاء ربانی را برای ما برقرار کرد. و این خود خاطره فراموش نشدنی از فداکاری و از خود گذشتگی او است. ( لوقا ۲۳ آیه ۱۹- ۲۰ )

البته چیزهای زیادی که می‌توان گفت ولی همین قدر کافی است. که تفکر کنیم آیا شخصی غیر از او این همه فداکاری و از خود گذشتگی در زندگی از خود نشان داد؟ پس تعجب نیست که شاگردان او از روح‌القدّس پر شدند و آن پیشگوئیهای موسی در مورد عیسی ناصری که کاملاً تحقق پیدا کرد. ( اعمال باب ۳ آیه ۱۹ – ۲۶ ) نقل قول کننده و بالاخره مسیح خود می‌گوید «هر که مرا پیش مردم انکار کند من نیز پیش پدر خود او را انکار خواهم کرد.» و هم چنین کسی از انجیل او عار داشته باشد مورد بازخواست قرار خواهد گرفت.

پیشگوئی دیگر که از داوود پیامبر است که خدا به او می‌گوید از نسل تو”ماشیح”موعود خواهد آمد که سلطنت او انتها نخواهد داشت رجوع شود به کتاب دوّم سموئیل در عهد عتیق امّا داوود می‌دانست هیچ کس تا به ابد سلطنت نخواهد کرد و می‌دانست آن ماشیح را خواهند کشت و از قبر قیام خواهد کرد و سلطنت جاودانی را به دست خواهد گرفت رجوع شود به مزمور باب ۲۰ و ۴۵ و ۱۴۵. از زمان داوود تا مسیح هزار سال فاصله دارد. مردم اسرائیل این پیشگوئی را شنیده بودند و به علاوه بعد از آن هم پیشگوئیهای زیادی در این مورد شده است.

همه مردم اسرائیل منتظر بودند که بالاخره ببینند چنین شخصی کیست؟ و چه نوع آدمی است هزار سال قبل از مسیح، داوود پیشگوئی رنج و مرگ ماشیح را کرده و گفته بود به صلیب کشیده می‌شود و این طریق کشتن تا قبل از رومیان متداول نبود.

داوود گفت به دستها و پایهای او میخ خواهند کوبید هیچ یک از استخوانهایش شکسته نخواهد شد. ( مزمور ۲۲ و ۲۰ و ۲۴ ) داوود هم چنین درباره قیام مظفرانه ماشیح صحبت کرده بود رجوع شود به مزمور باب ۱۰ و ۱۶

به پیشگوئی دیگر از اشعیاء نبی که ۷۰۰ سال قبل از مسیح بود که گفته است ماشیح از باکره متولّد خواهد شد. اشعیا باب ۱۴ آیه ۷ و گفته است که برای گناه دیگران رنج می‌کشد و در مقبره شخص دولتمندی مدفون خواهد شد. ( اشعیا باب ۵۳ )

دوباره می‌بینیم ۵۰۰ سال قبل از مسیح پیشگوئی میکاء نبی است که می‌گوید ماشیح در بیت لحم متولّد خواهد شد. ( میکا باب ۵ آیه ۱- ۲ )

و پیشگوئی دیگر از دانیال نبی است که باز ۵۰۰ سال قبل از مسیح اتّفاق افتاد و می‌گوید آن ماشیح موعود ۵۰۰ سال بعد از داریوش شاهنشاه ایران متولّد خواهد شد. و نه برای گناهان خود بلکه برای گناه دیگران.
پیشگوئی دیگر از زکریّای نبی است که باز ۵۰۰ سال قبل از مسیح گفته است که ماشیح را با ۳۰ پاره نقره تسلیم خواهند کرد. ( زکریّا باب ۱۱ آیه ۱۲ )

از ابراهیم تا اسحاق و یعقوب. خدا وعده داد که شخصی را برخواهد گزید که تمام جهان به او ایمان آورده و نجات یابند. این وعده از طایفه یهود و از ذریّت داوود خواهد بود. که او در بیت‌لحم ۵۰۰ سال بعد از داریوش شاهنشاه ایران ظهور خواهد کرد.

پیشگوئی مخصوص: این ماشیح از باکره متولّد خواهد شد. معجزات بسیاری از خود نشان می‌دهد تحقیر و رانده خواهد شد. رنجهای زیادی خواهد برد رنجهائی که بالاخره به مرگ او منتهی خواهد شد. او را خواهند کشت و در مقبره ثروتمندی مدفون خواهد شد. از قبر قیام خواهد کرد و حیات ابدی و نجات شادی روحانی برای بنی نوع بشر از هر نژاد در روی زمین برقرار خواهد کرد. تمام این پیشگوئیها در حیات مسیح تحقق پیدا کرده در تولّد، در مرگ و در قیام او. غیر از او در هیچ کس این همه پیشگوئیها که در او صادق باشد نمی‌بینیم.

وقتی که این جملات را می‌نویسم پیش ما کتاب کوچکی یافت می‌شود که ۴۰ پیشگوئی از عهد عتیق را به طور منظم برای ما ترتیب داده که همه آنها در عهد جدید در مرگ مسیح عملی شد. وقتی که به خاطر می‌آوریم که نویسندگان این ۴۰ پیشگوئی در زمانهای مختلف زیسته و هرگز نمی‌دانستند که چطور آن چه را در مورد مسیح گفتند عملی خواهد شد. پس در این صورت هیچ فکر این که اینها جمع شده باشند و با تشریک مساعی یک دیگر فرضیه‌ای در مورد مسیح درست کنند برای ما پیش نخواهد آمد. ولی این فکر بر ما پیش می‌آید که اینها به وسیله الهام خدا این چیزها را نوشتند ولی تصور این که این ۴۰ پیشگوئی انبیا در حیات مسیح اتّفاقی بود بسیار بعید به نظر می‌رسد و حتّی اگر از نظر قوانین ریاضی و حساب و احتمالات به این موضوع بنگریم و اختلاف این تصور و این که این حقایق شانسی و یا اتّفاقی بوده می‌توان گفت اختلاف یک در ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۲ است.

غیر از این مقدّمه پیشگوئیهائی که در کتاب مقدّس می‌بینیم دلایل مختلف دیگری وجود دارد که پطرس فقط مرگ و قیام او را بیان داشت که آن تنها اراده خدا بود.

حال بر می‌گردیم به قسمت دیگر بحث ما. در عهد عتیق می‌بینیم که خدا نقشه‌ای داشت که در آن ماشیح باید کشته شود امّا چه لزومی دارد که او کشته شود. آیا جواب کافی برای این سؤال وجود دارد؟ بلی وجود دارد.

اصطلاح فداکاری اساس تعالیم مسیح است. خدا بدین وسیله می‌خواهد به ما نشان دهد فداکاری یکی از نقشه‌های او است. در اینجا به دو نکته برمی‌خوریم. اصطلاح”تقدیم کردن”و اصطلاح”فداکاری کردن”افرادی که معنی محبّت حقیقی مسیحایی را درک نکرده‌اند ممکن است با هدایای مادی خود مثل پول و یا چیزهای دیگر دیون خود را به خدا بپردازند امّا این طریقه، طریقه نجات نیست و راهی را که او برای رهائی از گناه می‌خواهد نمی‌باشد.

فرد گناهکار باید قربانی در مقابل او ( خدا ) بگذراند و برای این منظور خون بی‌گناهی ریخته شد و این یگانه طریقی است که شخص گناهکار می‌تواند به سوی خدا آید جز این، راه دیگری وجود ندارد فقط بدین وسیله است که بشر می‌تواند آمرزش گناهان را یابد. گناهکار فقط به وسیله خون قربانی می‌تواند نجات یابد. ( رومیان باب ۵ آیه ۱- ۹ )

آیا خدا هدایای ما را که نشانه محبّت ما به او جهت تشکر و پرستش است قبول می‌کند؟ برای روشن شدن این مطلب باید به ابتدای امر برگردیم. در عهد عتیق نوشته که ابتدا آدم و حوّا گناه کردند خدا آنها را با پوست حیوانات پوشانید. کشتن حیوانات به وسیله خدا و گرفتن پوست آنها جهت پوشاندن انسان لخت و گناهکار و خجالت زده خود قربانی بود.

بعد در داستان قابیل و هابیل و هدیه قابیل که سبدی میوه نزد خدا ببرد مورد قبول خدا واقع نشد ولی قربانی هابیل که برّه‌ای بود مورد پسند و قبول خدا قرار گرفت. ابراهیم هم قبل از این که اسحاق را قربانی کند خداوند قوچی را برای او می‌فرستد. ( سفر پیدایش باب ۲۲ )

ولی در ایّام موسی معنی قربانی کاملاً روشن شد. بعد از قربانی برّه و مالیدن خون آن روی درهای خانه. قوم بنی‌اسرائیل از آن بردگی ظالمانه مصر نجات یافتند و بعد خدا به موسی دستور می‌دهد که قوم او باید قربانیهای ( لاویان باب ۱۷ آیه ۱۱ ) خونی که برای شادی روح ریخته می‌شود. و بالاخره با ریختن خون قربانی، انسان می‌تواند به خدا نزدیک شود همان خدایی که فرمود، روحی که گناه ورزید خواهد مرد.

مسیح به ما می‌گوید «مزد گناه موت است.» ( رومیان باب ۲۳ آیه ۶ ) گناه ( شکننده قوانین خدایی است. ) در ابتدا خدا با محبّت عمیق خود برای مخلوق گناهکار نقشه‌ای طرح کرد که با گذراندن قربانی حیوانی با گناه آنان برطرف شود. امّا حقیقت امر این است که هیچ یک از قربانی حیوانی نمی‌تواند گناه انسان را پاک سازد و پیشینیانی که این طریق را عملی می‌کردند فقط به واسطه اطاعت از خدا بود. نه این که با گذرانیدن این قربانی. و با این وسیله خدا خواست که تمام بنی نوع بشر از گناه پاک و آراسته شوند. امّا نقشه اصلی خدا در عهد جدید به ما مکشوف می‌شود که اینک مختصری از آن را به نظر خوانندگان عزیر می‌آوریم.

«امّا در این زمان آخر مسیح با قربانی خود خواست گناه بشر را بیامرزد و به خاطر بار سنگین گناهان ما خود را به مرگ، حتّی به مرگ صلیب کشانید. ( عبرانیان باب ۹ آیه ۲۶- ۲۸ و عبرانیان باب ۱۰ آیه ۱۲- ۱۴ ) و ( رومیان باب ۵ آیه ۶- ۱۱ و اوّل قرنتیان باب ۱۵ آیه ۱- ۳ و افسسیان باب ۷ آیه ۱)

برای این که کلام خود را خلاصه کنیم. مسیح به این جهان آمد تا خود را فدای گناهان ما سازد ولی موضوع تا اینجا به پایان نرسیده. پطرس در سخنرانی خود چنین می‌گوید و خدا او را برخیزانید و او مرگ را از خود رها کرد زیرا مرگ برای او نبود.

البته مرگ مسیح نقشه و اراده خدا بود و قیام وی از مرگ مرحله دیگر این نقشه را کامل کرد پطرس از مزمور ۱۶ نقل قول کرده و می‌گوید که قیام مسیح قبلاً پیشگوئی شده بود از این نظر پطرس ادّعایی نداشت که بحثهای منطقی و فیلسوفانه‌ای درباره قیام مسیح بیان دارد و اصولاً احتیاجی هم به آن نبود. به وسیله داوود این امر پیشگوئی شده بود و پطرس در میان جمعیّت می‌گوید «این عیسی را که خدا از مردگان برخیزانید ما برای العین شاهد بودیم.»

در اینجا این سؤال به نظر می‌آید که منظور پطرس چیست؟ از این که می‌گوید: « مرگ نمی‌توانست او را در خود نگاهدارد.» هر کسی در این جهان مدّتی زندگی کرد و بالاخره از این جهان رخت بربست. «همه در مرگ ماندند چون مرگ بر آنان روی آورد زیرا همه گناه کردند.» ( رومیان باب ۵ آیه ۱۲- ۲۱ )

امّا فقط عیسی ناصری بود که مرگ نتوانست بر او چیره شود و مرگ قدرتی نداشت تا او را در خود گیرد وقتی داوطلبانه مرگ را پذیرفت تا گناهکاران را نجات بخشد. ( یوحنّا ۱۰ آیه ۱۷ – ۱۸ ) «مرگ نتوانست رئیس حیات را در خود گیرد.» ( اعمال رسولان باب ۳ آیه ۱۵) و خودش می‌گوید «من راه و راستی و حیات هستم. » ( یوحنّا باب ۱۴ آیه ۶ ) و در مقابل قبر ایلعازر ایستاد و گفت «من قیامت و حیات هستم.» و آن مرده را زنده کرد. ( یوحنّا باب ۱۱ آیه ۲۵ ) آیا این خارق‌العاده نیست که او از قبر قیام کند و اگر از مرگ بر نمی‌خواست چه غم و اندوه بزرگی برای ما تا به امروز باقی می‌ماند هرگز دروغ نگفت به شاگردان می‌گفت که از مردگان برخواهد خاست و اسم او”کلمه خدا”بود درباره مرگ و قیام و تعالیم او در متی باب ۱۶ آیه ۱۲ و بسیار جای دیگر می‌یابیم.

بعد پطرس اضافه می‌کند که وقتی‌کار مسیح در این جهان به اتمام رسید او به آسمان صعود نمود وعده‌های بسیاری به شاگردان خود داد.

عطای روح‌القدّس: عطای روح‌القدّس یکی از نقشه‌های خدا برای ما است. از کتاب یوئیل نبی ( مقایسه شود کتاب یوئیل باب ۲ آیه ۲۸ – ۲۹ با اعمال رسولان باب ۲ آیه ۱۶ – ۲۱ ) انبیائی که نام آنها در عهد جدید ذکر شد راجع به این موضوع بسیار گفته‌اند و بعد در انجیل یوحنّا از باب ۱۴ تا ۱۶ می‌بینیم روح‌القدّس نازل شد. ( اعمال رسولان باب ۲ آیه ۱- ۴ ) و برای این که پطرس به یهودیان اورشلیم بفهماند و آن روز تاریخی را به نظر آنان بیاورد نظر آنان را به کتاب خودشان متوجّه کرد که با مرگ و قیام مسیح گناهکاران از گناه مبرا و لایق عطای روح‌القدّس خواهند شد.

امروز برای عدّه‌ای، مفهوم روح‌القدّس مبهم است بعضیها تصور می‌کنند که روح‌القدّس مثل فرشته‌ای است عدّه‌ای حدث می‌زنند که انسانی است امّا همان طوری که کتاب مقدّس به ما می‌گوید روح‌القدّس همان روح غیرقابل رؤیت خدا است. اگر خوانندگان در این مورد باز شک و شبهه‌ای دارند توصیه می‌شود به انجیل یوحنّا باب ۱۴ آیات ۱۶ – ۱۷ مراجعه کنند که در آن مسطور است که روح‌القدّس با فرشته و یا انسان بسیار تفاوت دارد. و معنی آن عمیق‌تر از آنها است «و او در میان شما تا به ابد خواهد بود … جهان او را نمی‌بیند … او در شما خواهد بود.» ( یوحنّا باب ۱۶ آیه ۲۶- ۲۷ ) «روح راستی که از خدا است … او بر من شهادت خواهد داد و شما شاهدان خواهید بود. ( اعمال رسولان باب ۱ آیه ۸ و یوحنّا باب ۷ آیه ۳۷ – ۳۹ ) این را او درباره روح گفت که هر که به آن ایمان آرد.

برای این که مطالب مهم این آیات را خلاصه کنیم ملاحظه می‌کنیم که روح‌القدّس به آنانی عطا خواهد شد که به عیسی مسیح ایمان آورند و امّا روح به وسیله انسان دیده نمی‌شود ولی او با مسیحیان در حال جنگ است و با آنها است و در میان آنها است. و مسیحیان شاهدان آن حقیقت خواهند بود. این مطابق همان سخنرانی پطرس است. امّا اگر بخواهیم بگوئیم که این روح‌القدّس فرشته‌ای است یا انسانی است در اشتباه هستیم.

مرجع دیگری که در مورد مفهوم روح‌القدّس اشاره شده همان عهد عتیق است. این کتاب کاملاً این مطلب را برای ما روشن ساخته و در کتاب پیدایش باب ۱ آیه ۲ می‌خوانیم. «… و روح خدا سطح آبها را فرو گرفت.» این موضوع کاملاً برای ما روشن می‌شود که قبل از این که انسان به وجود آید روح‌القدّس در تکوین خلقت عالم و آن چه را که در آن است نقش مؤثری داشت.

حال می‌بینیم که خدا وعده مهمی را به ما داده است که او ( خدا ) روح‌القدّس خود را به قلب هر ایماندار واقعی خواهد فرستاد تا او را قدّوس سازد و تا خدمت خدا را سرلوحه زندگی خود قرار دهد. این وعده بزرگ در روزی که پطرس سخنرانی خود را ایراد کرد برای ما عملی شد و مصداق پیدا کرد و همان شاگردان ترسو و ضعیف، کاملاً عوض شده و حاضر شدند که با شهامت عجیبی مژده انجیل را به اقصای نقاط دنیای آن روز برسانند. این فقط روح خدا بود که بر آنها نازل شده بود تا این عدّه کوچک که دارای هیچ گونه مقام و ثروتی نبودند برای این خدمت حاضر شوند و جریان زندگی نجات دهنده‌ای را که کشته شد و قیام کرد حتّی به امپراطوری روم برسانند. در مقابل این خدمت دسته‌های مخالفین دور آنها حلقه زده‌اند، امپراطور رم دستور داد تا او را پرستش کنند والا محکوم به مرگند. ( عدّه زیادی از آنها کشته شدند ) و بالاخره روم بزرگ‌ترین مرکز مخالفت برای مسیحیان شده بود ولی با جدیّت و کوشش آنها همان مرکز مخالف امروز مرکز مسیحیّت دنیا شد. هیچ چیز نمی‌تواند بر حقیقت غلبه یابد.

مسیحیان حقیقی همیشه در اقلیّت بوده و هستند. و همواره سپر بلا در مقابل حقیقت بوده‌اند. در اینجا هدف اصلی کتاب مقدّس بر ما معلوم شد.

گفته‌های پطرس، نقشه خدا، پیشگوئیهای انبیا و زندگی عیسی مسیح و وعظهای شاگردان او که قدرت روح‌القدّس انجام شده همه اینها هدف اصلی کتاب مقدّس را به ما نشان می‌دهد و بالاخره می‌خواهد به ما بفهماند که خدای قدّوس نقشه کامل خود را برای نجات بشر آشکار ساخت.

این نقشه خدا برای بشر به طور خلاصه به وسیله یکی از شاگردان مسیح به نام پولس نوشته شده، به طوری که در کتاب نوشته شد. «مسیح برای گناهان ما مرد و مدفون شد و بعد از سه روز قیام کرد.» و بالاخره پطرس با کمال شجاعت به حضار خطاب کرده می‌گوید «تمام فرزندان اسرائیل بدانند که همان عیسی را که شما مصلوب کردید خدا او را خداوند و مسیح ساخت.» در اینجا به عمق این موضوع توجّه کنیم. پطرس نخواست که بیان کند که چطور عیسی ناصری می‌تواند خداوند باشد. این موضوع ما را به موضوع تثلیث می‌کشاند که فهم آن زیاد آسان نیست.

امّا پطرس در سخنرانی خود می‌گوید نقشه خدا نقشه نجات بشر بود و مسیح مرد تا آن نقشه کاملاً عملی شود و روح‌القدّس در زندگی هر فرد مسیحی حقیقی وارد می‌شود تا او را قدرت خدائی داده که خدا را با اعمال خود خشنود سازد پطرس در سخنرانی خود سه موضوع مهم را به نظر ما می‌آورد.

اوّل توبه: باید بدانیم که گناهکار تا توبه نکند مطلقاً گناه او آمرزیده نخواهد شد. امّا توبه چیست؟ افراد زیادی هستند که عقاید مبهمی در این مورد دارند و فکر می‌کنند شاید اگر گناه کنند و بعد به سادگی از خدا بخواهند که آنان را ببخشد این طریقه کافی خواهد بود و بدین وسیله از تنبیه گناهان خود رهائی یافتند. ولی این توبه نیست.

گناه یعنی نافرمانی از خدا و قیام علیه قوانین او. بنابراین معنی توبه این است که کاملاً فکر خود را عوض کنیم. زندگی خود را تغییر دهیم و نشان بدهیم که حاضریم او را اطاعت کنیم. امّا برای آنانی که مسیح را به دروغ متّهم و در مقابل حکام رومی وی را تبهکار قلمداد کردند توبه آنان یعنی شهادت بدین معنی که شهادت دهنده در اشتباه محض بوده و اقرار کنند آن کسی را که کشتند شخص تبهکاری نبوده بلکه از جانب خدا به این جهان آمد تا بشر را از گناه برهاند. امّا آنان با تنفر او را رد کردند ولی اگر توبه می‌کردند و توبه آنان صمیمانه و حقیقی بود از خاصان او می‌شدند. در همان سخنرانی ۳۰۰۰ نفر توبه کردند و به مسیح تسلیم شدند و جزء شاگردان او در آمدند.

دوّم ایمان: کلام او را قبول کردند. ایمان موضوع ساده‌ای نیست که انسان چیزی از خدا دریافت کند. ایمان به خدا یعنی با همه وجود، کاملاً اعتماد و توکل داشته باشیم حتّی اگر در جایی نقشه او برای ما مبهم باشد. معذالک باید تمام عنان زندگی خود را در دست او بگذریم. توکل به خدا، فقط به وسیله عیسی مسیح است که گناهکار می‌تواند از گناه نجات یافته و حیات جاودانی یابد.

ایمان به خدا نه این است که خدا تمام مجهولات را برای ما روشن می‌سازد و سپس به او ایمان آوریم بلکه ما باید با کمال فروتنی، زندگی خود را به او یعنی عیسی مسیح تسلیم نمائیم. رجوع شود به ( یوحنّا باب ۱۴ آیه ۶ و اعمال رسولان باب ۴ آیه ۱۲ )

سوّم اعتراف: اعترافی که پطرس از شنوندگان خود می‌خواهد همان تعمید است این روش ساده‌ای برای نجات نبود. آنان مسیح را در ملاء عام رد نموده و مصلوب کردند. اگر توبه آنان صمیمانه است باید توبه خود را در ملاء عام به صورت اعتراف یا گرفتن تعمید نشان دهند.

هیچ کس تا آن وقت در انظار مردم تعمید نگرفته و اعتراف در میان مردم نکرده بود زیرا بعداً مواجه با مخالفت سخت رؤسای مذهبی یهود و حکام رومی می‌شدند ولی ایمان این ۳۰۰۰ نفر از میان آن جمعیّت نشان داد که آنها کاملاً تسلیم حقیقت شده و صدق گفتار پطرس برای آنها کاملاً روشن شده بود.

در خاتمه از شما خوانندگان عزیر صمیمانه سؤال می‌کنیم که این کتاب چه اثری به شما گذارده؟ ما هدف اصلی کتاب مقدّس را به طور خلاصه در موعظه پطرس بیان کردیم. اگر سخنرانی پطرس صحیح باشد که ما بدان اعتقاد کامل داریم پس امروز هیچ کس نمی‌تواند بی‌طرف بماند. این ادّعای خدا است که نجات او به وسیله عیسی مسیح نجات دهنده است. باید حقایق کتاب مقدّس و عیسی مسیح را رد کنی و یا یگانه چاره را انتخاب کنی و صمیمانه توبه کنی و او را برای نجات و حیات جاودانی قبول کنی.

برای هر مرد و زن که این جرأت را از خود نشان دهد و عیسی مسیح را به عنوان نجات دهنده خود قبول کند. خداوند روح‌القدّس خود را در حیات او افاضه خواهد کرد و به او قدرت خواهد داد که حیات خود را برای جلال او به کار برد. حال تصمیم شما چیست؟

پایان

نویسنده: م . اج . فینلی

دانلود کتاب هدف اصلی کتاب مقدس