کتاب نامه گردشی ژانویه ۱۹۹۹ برادر اوالد فرانک ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

کتاب نامه گردشی ژانویه ۱۹۹۹ ارائه شده توسط کلیسای اسپارتا

نامه گردشی ژانویه ۱۹۹۹

 

«عیسی مسیح دیروز، امروز و تا ابدالآباد همان است.» ( عبرانیان ۱۳ : ۸ )
نامه گردشی ژانویه ۱۹۹۹ – شماره: ۵۰

صمیمانه به همگی شما در هر جایی که هستید به نام پر بهای عیسی مسیح سلام می‌کنم و برای تحیّت سخنانی چند از انجیل یوحنا را انتخاب کرده‌ام: «اگر جهان شما را دشمن دارد بدانید که پیش‌تر از شما مرا دشمن داشته است. اگر از جهان می‌بودید جهان خاصان خود را دوست می‌داشت. لکن چون از جهان نیستید بلکه من شما را از جهان برگزیده‌ام، از این سبب جهان با شما دشمنی می‌کند. به خاطر آرید کلامی را که به شما گفتم: غلام بزرگتر از آقای خود نیست. اگر مرا زحمت دادند، شما را نیز زحمت خواهند داد. اگر کلام مرا نگه‌داشتند، کلام شما را هم نگاه خواهند داشت.» ( یوحنا ۱۵ : ۱۸ -۲۰ )

فدیه شدگان متعلق به این دنیا نیستند، چرا که برای این دنیا به مثابه جسمی بیگانه و جذب ناپذیر هستند. آنها راه فدیه کننده را در پی گرفته‌اند، دنیا آنها را درک نمی‌کند، در مزمور ۶۹ : ۵ در این مورد آمده است: «بی‌دلیل از من نفرت کردند.» ( یوحنا ۱۵ : ۲۵ ) برای ما که نجات را اعلام می‌کنیم، دیگران را در سرنوشت مسیح که نجات را برای ما به ارمغان آورده است، شریک می‌کنیم. هیچ دلیلی وجود ندارد که تنفر از یک ایماندار را توجیه کند. تنها دلیلی که باعث می‌شود از ایمانداران نفرت داشته باشند در یوحنا ۱۷ : ۱۴ به این شکل توضیع داده شده است: «من کلام تو را به ایشان دادم و جهان ایشان را دشمن داشت زیرا که از جهان نیستند، هم چنان که من نیز از جهان نیستم.»

دلیل نفرت مردم از عیسی این بود که وی کلمه بود و ما نیز به خاطر پذیرش کلمه و موعظه به آن، مورد نفرت مردم خواهیم بود. فقط به خاطر کلام است که ایمانداران مورد نفرت دنیای مذهبی هستند، بدین ترتیب کلمه ( کلام ) همیشه روشنایی را از تاریکی جدا می‌کند. و به شاگردان امر می‌کند که از دنیا خارج شده و خود را از قید آن خلاص کنند. در میان کسانی که به کلام وعده شده ایمان دارند ممکن نیست نفرت باشد، علتش آن است که برگزیدگان به عنوان پسران و دختران خدا صاحب حیات و ذات مسیح هستند. کسی که از برادری نفرت دارد، نشان می‌دهد که شیطان در وی نفوذ کرده و او را به این وضعیت هدایت کرده است. پولس از دو گونه ایماندار سخن می‌گوید: «بلکه چنان که آن وقت آن که بر حسب جسم تولد یافته، بر وی که بر حسب روح بود جفا می‌کرد، هم چنین الآن نیز هست.» ( غلاطیان ۴ : ۲۹ )

شاگردان همانند اسحاق فرزندان وعده بودند، و کاتبان که از دیدگاه خود ایمانداران فوق‌العاده‌ای بودند و با تعالیم آنها مخالفت می‌کردند، پر از نفرت و حسادت بودند، درست مثل قائن. به همین دلیل خداوند آنان را به این شکل مخاطب ساخت: «ای افعی زادگان، چگونه می‌توانید سخن نیکو گفت حال آن که بد هستید زیرا که زبان از زیادتی دل سخن می‌گوید.» ( متی ۱۲ : ۳۴ ) هر کس با حرفهایی که می‌زند آن چه را که در قلب خود دارد آشکار می‌کند. زندگی و اعمال ما نشان می‌دهد که جزء کدام دسته از ایمانداران هستیم.

خداوند ما می‌گوید: «به شما حکمی تازه می‌دهم که یکدیگر را محبت نمایید، چنان که من شما را محبت نمودم تا شما نیز یکدیگر را محبت نمایید. به همین همه خواهند فهمید که شاگرد من هستید اگر محبت یکدیگر را داشته باشید.» ( یوحنا ۱۳ : ۳۴ – ۳۵ )

باید این سؤال را کرد که افرادی که نفرت سراپای وجودشان را فرا گرفته است شاگردان چه کسی هستند؟ فقط ده فرمان عهد عتیق نیست، بلکه فرمانهای بیشتری در عهد جدید ملاحظه می‌شود. برادر برانهام فرمان محبت را فرمان یازدهم می‌نامد، فرمانی که در آن سایر فرمانها تحقق می‌یابند. مطابق با رومیان ۱۳ : ۸ ، محبت برای همسایه به منزله اطاعت از کل شریعت آورده شده است.

فرمان محبت دو گانه است: در وهله اوّل باید خداوند خدای خود را به تمامی قلب، جان و فکرمان دوست داشته باشیم. این به عنوان اوّلین و بزرگ‌ترین فرمان است. در وهله دوّم بر ما است که همسایه خود را به اندازه خودمان محبت نماییم. در این دو فرمان تمامی تورات و صحف انبیاء خلاصه می‌شود. ( متی ۲۲ : ۳۶ – ۴۰ ) درباره هیچ موضوع به اندازه محبت موعظه نکردند، سخن نگفتند و ننوشتند. ولی امروزه ملاحظه می‌شود که در ایمانداران زیادی محبت سرد شده است، و این در حالی است که هیچ مسأله‌ای به اندازه نبود محبت تأسف برانگیز نیست، گاهاً این کمبود محبت می‌تواند ناشی از وجود نفرت باشد. آدمی باید در چنین محیطی قرار گرفته باشد تا بتواند آن را باور کند. افرادی به قول خود ایماندار هم هستند، که نفرت آنها نه تنها تا سر حد مرگ می‌رود، بلکه در فراسوی مرگ و در قبرستان نیز شخصی را با نفرت خود تعقیب می‌کنند، چنین افرادی به کدام گروه تعلق دارند؟ مطمئناً ذات الهی ندارند. خود آنها باید از این موضوع آگاه باشند. طبق شهادت کتاب مقدّس افرادی که از نو مولود شده‌اند، قلب تازه‌ای یافتند، روح تازه‌ای یافتند و زندگی تازه‌ای یافته‌اند. به عبارتی حیات خدا را یافته‌اند. در قلبی که عیسی ساکن است، ذات او خود را نشان می‌دهد.

برادر برانهام درباره انتقالش به پشت پرده زمان …، یعنی بهشت، مطالبی به ما گفت، او این سخن را شنید: … فقط محبت کامل می‌تواند به اینجا راه پیدا کند. چرا که هیچ تعلیم یا آموزه‌ای نمی‌تواند به اندازه محبت عامل همبستگی کامل کلیسا باشد. این همان محبت خدا است که به وسیله صلیب در جلجتا آشکار شد. کسی که بخشش صلیب و آشتی با خدا را تجربه کرده است، می‌تواند با محبتی الهی دوست داشته باشد، این محبت به کسی ضرر نمی‌رساند چون که کاملاً نیکو است. به عبارتی این خود خدا است، خدا محبت است، هر کسی که از خدا مولود شده است همه فرزندان خدا را دوست دارد. ( اول یوحنا ۵ : ۱ ) همین اتفاقی که برای فدیه دهنده رخ داد، برای فدیه شدگان نیز رخ می‌دهد. این دنیای بی‌ایمان نبود که او را نفرت نمود و بدترین بی‌حرمتی‌ها را به او کرد، بلکه کسانی که از کلام خدا می‌گفتند. کسانی که کلام خدا را در دهان خود داشتند.

یک فرزند خدا هیچگاه دیگری را متهم نمی‌کند، بلکه آنها هستند که متهم می‌شوند و مطالب دروغین درباره آنها عنوان می‌شود. یک برگزیده هیچگاه دیگری را آزار و اذیت نمی‌کند، بلکه او مورد آزار و اذیت است. ( غلاطیان ۳ : ۲۹ ) نفرت که حاصل رشک و حسد است، با قائن شروع شد، همان طوری که می‌دانید قائن حاصل یک اختلاط است. کسی یک بار گفت: هیچ هابیلی نیست که برادری مانند قائن نداشته باشد. بهتر بگوییم یک نابرادری مثل قائن، او یک برادر کش بود، و همه آنها هم برادران کذبه و ایمانداران مختلط ( ناخالص ) هستند.

«اگر کسی گوید که خدا را محبت می‌نمایم و از برادر خود نفرت کند، دروغگو است، زیرا کسی که برادری را که دیده است محبت ننماید، چگونه ممکن است خدایی که ندیده است محبت نماید؟ و این حکم را از وی یافته‌ایم که هر که خدا را محبت می‌نماید، برادر خود را نیز محبت بنماید.» ( اول یوحنا ۴ : ۲۰ – ۲۱ ) پسر خدا درباره برادران حقیقی خود می‌گوید: «هر که خواست خدا را به جا آورد او برادر و خواهر من است.» ( مرقس ۳ : ۳۵ ) همه کسانی که از پیغام سخن می‌گویند می‌توانند خود را با این متن محک بزنند: «زیرا همین است آن پیغامی از اوّل شنیدید که یکدیگر را محبت نماییم نه مثل قائن که از آن شریر بود و برادر خود را کشت؛ و از چه سبب او را کشت؟ از این سبب که اعمال خودش قبیح بود و اعمال برادرش نیکو.» ( اول یوحنا ۳ : ۱۱ – ۱۲ )

کسی که به راستی از ذریّت خدا است ( نسل خدا ) نمی‌تواند نفرت داشته باشد و ممکن نیست مطالب دروغین خطرناکی به دیگران نسبت دهد. این رفتار با ذات الهی جور در نمی‌آید. از یک چشمه، نیکویی و بدی، آب تلخ و آب شیرین، با هم بیرون نمی‌آید. ( یعقوب ۳ : ۱۰ – ۱۲ )

«مرد نیکو از خزانه نیکویی دل خود، چیزهای خوب برمی‌آورد و مرد بد از خزانه بد چیزهای بد بیرون می‌آورد.» ( متی ۱۲ : ۳۵ )

فقط کسی که از نسل شریر ( ذریّت شریر ) است می‌تواند زهر مهلک مار را شایع کند. دل چنین مردی یک معدن طلا نیست، بلکه مأوای آدم کشان است. این دو ذریّت در یک مزرعه رشد می‌کنند. «و مزرعه این جهان است و تخم نیکو ابنای ملکوت و کرکسها، پسران شریراند.» ( متی ۱۳ : ۳۸ ) روی هر دو بذر ( ذریّت ) یک باران نازل می‌شود و یک آفتاب بر همه می‌درخشد. ( متی ۵ : ۴۵ )

حسادت و نفرت از خصوصیات کسانی است که از نو مولود نشدند. برادر برانهام به درستی سه دایره یا بُعد انسان یعنی جان، روح و بدن را مطرح می‌سازد. او می‌گوید که ممکن است کسی، در دایره دوّم یعنی روح، تعمید روح‌القدس را دریافت کند و در عین حال جان او از نجات برخوردار نشده باشد. ما فکر می‌کردیم که وقتی کسی عطایا را به ظهور می‌رساند، یک پایش در آسمان است.

فرزندان واقعی خدا به واسطه تعمید روح‌القدس در هر سه دایره، کاملاً داخل آسمان شده، مُهر می‌شوند. زبانشان با آتش الهی طاهر می‌شود تا از کارهای بزرگ خدا اخبار نمایند، ( اعمال باب ۲ )

ولی مسأله اساسی نجات جان است. انسان در ابتدا نفس ( جان ) زنده‌ای بود و جان که انسان واقعی است باید نجات و تازگی را تجربه کند. یک مسح به تنهایی کافی نیست، و دنیای مذهبی از این عنصر هم اکنون بیش از گذشته پُر است.

عیسی، یعنی آن مسیح واقعی ما را از مسح شدگان کاذب روزهای آخر و همان طور از انبیاء کذبه که آیات و معجزاتی را به ظهور می‌رسانند بر حذر می‌کند. ( متی ۲۴ : ۲۴ و غیره )

خداوند چنین می‌گوید: «بسا در آن روز مرا خواهند گفت: خداوند، خداوندا، آیا به نام تو نبوت ننمودیم و به اسم تو دیوها را اخراج نکردیم و به نام تو معجزات بسیار ظاهر نساختیم؟» ( متی ۷ : ۲۲ ) در ظاهر آنها سرشار از نبوتها، مکاشفات و حتى معجزات بودند، ولی با این وجود خداوند آنها را رد می‌کند و آنها را نمی‌شناسد.

در این مورد بهتر است، تنها به فکر افراد دیگر که به جماعتها دیگر تعلق دارند فکر نکنیم، بلکه به این بخش کتاب مقدّس که می‌گوید: «هر که خود را امتحان کند …» ( اول قرنتیان ۱۱ : ۲۸ ) توجه لازم را مبذول داریم.

برادر برانهام در موعظه‌ای که درباره برّه و کبوتر ایراد فرمود، تفاوت بین طبیعت برّه و طبیعت گرگ را مطرح می‌کند و به روشنی خاطر نشان می‌سازد که برّه مانند گرگ گاز نمی‌گیرد و زوزه نمی‌کشد و ایمانداران راستین از طبیعت برّه برخور دارند و درست مانند برّه تعمید واقعی روح‌القدس را دارند. و همان طور در یعقوب باب ۳ آمده است، ممکن نیست در زبانشان زهر باشد، علتش این است که کینه‌ای در دل ندارند. شخص می‌تواند چیزهای زیادی در دل خود مخفی سازد، ولی آن چه که در قلب او است به وسیله سخنان و اعمال وی در زندگی روزمره‌اش آشکار می‌شود.

خداوند در یوحنا باب ۱۵ جنبه دیگر این مسأله را مطرح می‌کند، در مثالی او تاک حقیقی است و خاصانش، شاخه‌هایی که ثمره می‌آورند. بدین ترتیب زندگی تاک در شاخه‌ها خود را نشان می‌دهد و در حقیقت به صورت ثمره روح؛ ثمره روح عبارت است از: محبت، شادی، آرامش، بردباری، نیکوکاری، وفاداری، فروتنی و خویشتنداری. ( غلاطیان ۵ : ۲۲ )

او ما را تشویق می‌کند که با رعایت احکامش، همان طوری که او احکام پدر خود را نگاه داشت، در محبت او بمانیم، کسی که در او می‌ماند ثمرات زیادی خواهد داد. فرمان باور و کثیر شوید و زمین را پُر سازید. ( پیدایش ۱ : ۲۸ ) درباره خلقت روحانی نیز صدق می‌کند. از زمان تأسیس کلیسای خداوند، همواره افرادی بودند که از نو مولود شدند. روح زندگی الهی را بارور کرده آن را تولید می‌کند. جماعتی که در آن هیچ زندگی تازه یا به عبارتی هیچ فرزند خدا تولد نمی‌یابد، جماعتی است نازا، تا موقعی که زمان فیض است، لازم است که خدا افرادی را به عنوان ایماندار به جماعت اضافه کند. ( اعمال ۲ : ۴۸ )

خداوند از کامل شدن شادی در زمانی که احکام او را نگاه می‌داریم سخن می‌گوید؛ زمانی این سخن از دهان او جاری می‌شود که از لزوم محبت یکدیگر در کلیسا، همان طوری که وی ما را محبت نمود، سخن می‌گوید، و به دنبال آن این اعلان قوی که در حق فرزندان مطیع مطرح شده در میان می‌آید: «امّا تو ای اسرائیل بنده من و ای یعقوب که تو را برگزیده‌ام و ای ذریّت دوست من ابراهیم!» ( اشعیا ۴۱ : ۸ )

فقط به واسطه اعمال، اقدامات و همان طور به جای آوردن آن چه که خدا به ما حکم نموده است می‌توانیم ثابت کنیم که حقیقتاً او را دوست و باور داریم. ابراهیم به خدا ایمان آورد و آن پسر وعده داده شده را صاحب شد ولی این فقط قسمت اوّل داستان است. در قست دوّم آمده است که وی آن یگانه پسر حبیب را به عنوان قربانی تقدیم کرد. ( پیدایش باب ۲۲ ) برگزیدگی، وعده، ایمان و اطاعت عناصر تفکیک ناپذیر هستند، «آیا پدر ما ابراهیم به اعمال، عادل شمرده نشده وقتی که پسر خود اسحاق را به قربانی گذرانید؟ می‌بینی که ایمان با اعمال او عمل کرد و ایمان از اعمال کامل گردید.» ( یعقوب ۲ : ۲۱ – ۲۲ )

کسی که حکم خدا را به جا نمی‌آورد تصور وی درباره برگزیدگی و ایماندار بودن یک خیال بافی بیشتر نیست، او یک تئوریسین است که در دنیایی از تصورات و تعصبات دینی زندگی می‌کند و مرتب از اراده خدا سخن می‌گوید در حال که هیچ وقت آن را به جا نمی‌آورد.

کلام خداوند درباره برگزیدگان واقعی چنین می‌گوید: «شما مرا برنگزیدید بلکه من شما را مقرر کردم تا شما بروید و میوه آورید و میوه شما بماند تا هر چه از پدر به اسم من طلب کنید به شما عطا کند.» ( یوحنا ۱۵ : ۱۶ )

ما خوانده شده‌ایم ( مقرر شده‌ایم ) تا ثمره بیاوریم، به عبارتی ثمره روح و تکثیر، ثمره ثابت می‌کند که ما خدا را دوست داریم، آن زندگی که در ما است، به واسطه محبت برادرانه و محبت مرکزی، خود را می‌نمایاند. این محبت فقط یک حرف یا یک فکر درونی نیست، بلکه محبتی که به واسطه روح در قلب ما ریخته شده است. ( رومیان ۵ : ۵ )

خداوند ما به وضوع گفت: «ایشان را از میوه‌های ایشان خواهید شناخت. آیا انگور را از خار وانجیر را از خس می‌چینند؟ و هم چنین، هر درخت نیکو میوه نیکو می‌آورد و هر درخت بد، میوه بد می‌آورد.» ( متی ۷ : ۱۶ – ۱۷ )

خداوند در یوحنا ۱۵ : ۱۷ تأکید می‌کند: «به این چیزها شما را حکم می‌کنم تا یکدیگر را محبت نمایید.»

اینک سخنی چند درباره داوری

وقتی که برادر برانهام به فراسوی پرده زمان منتقل شد و مانند پولس به او اجازه داده شد تا پیش نمایش بهشت را ببیند، به وی چنین گفته شد: وقتی که عیسی برگردد داوری خواهی شد. او با شگفتی پرسید: آیا پولس و پطرس نیز داوری خواهند شد، و جوابی که دریافت کرد این بود: البته آنها هم داوری می‌شوند.

فعلاً نمی‌خواهیم درباره داوریهای مختلف مثل داوری زمان ظهور پسر انسان که بر امّتها می‌شود. ( متی ۲۵ : ۳۱ ) یا قضاوتی که در شروع ملکوت می‌شود. ( مکاشفه ۱ : ۱۸ و ۲۰ : ۱۸ ) و یا داوری پایانی، صحبت کنم. این بار صحبت از داوری است که همه، حتی افرادی که متعلق به کلیسای عروس می‌باشند باید در دادگاه مسیح حاضر شوند.

پولس نیز خودش را در این دسته از افراد به شمار می‌آورد و می‌نویسد: «لکن تو چرا بر برادر خود حکم می‌کنی؟ یا نیز تو چرا برادر خود را حقیر می‌شماری ؟ زانرو که همه پیش مسند مسیح حاضر خواهیم شد … پس هر یک از ما حساب خود را به خداوند خواهیم داد.» ( رومیان ۱۴ : ۱۰ و ۱۲ )

«لهذا حریص هستیم بر این که خواه متوطن، خواه غریب، پسندیده او باشیم. زیرا لازم است همه ما پیش مسند مسیح حاضر شویم تا هر کس اعمال بدنی خود را بیابد، به حسب آن چه کرده باشد، چه نیک، چه بد.» ( دوم قرنتیان ۵ : ۹ – ۱۰ )

کلیسای عروس در داوری پایانی که در موقع قیام دوّم صورت خواهد گرفت حاضر نخواهند شد. ما این مسأله را از آیه زیر استنباط می‌کنیم: «آمین آمین به شما می‌گویم هر که کلام مرا بشنود و به فرستنده‌ی من ایمان آورد حیات جاودانی دارد و در داوری نمی‌آید …» ( یوحنا ۵ : ۲۳ )

بسیاری از ایمانداران با خواندن این آیات به این نتیجه رسیده‌اند که داوری نمی‌شوند. با این باور روزی که مجبور نخواهند شد که به خود، به خدا یا دیگران درباره رفتار خود پاسخگو باشند. گاهاً دست به حرکاتی می‌زنند که معلوم می‌کند کوچک‌ترین ترسی از خدا ندارند. آیاتی که فوقاً ذکر شد مانند رومیان ۱۴، دوم قرنتیان ۵ و دیگر آیات باید چشمان ما را در این مورد باز کنند. قبل از این که مقدّسین، دنیا و فرشتگان را داوری نمایند. ( اول قرنتیان ۶ : ۲ – ۳ ) خود آنها داوری می‌شوند. هر نکته مبهم و تاریکی در زندگی ما وجود دارد، در آنجا معلوم ( برملاء ) خواهد شد. حتی از ما خواسته خواهد شد که درباره حرفهای خود که باعث خرابی شده‌اند حساب پس بدهیم، «لیکن به شما می‌گویم که هر سخن باطل که به مردم گویند حساب آن را در روز داوری خواهند داد.» ( متی ۱۲ : ۳۶ )

پولس رسول می‌گوید: «زیرا که در خود عیبی نمی‌بینم، لکن از این عادل شمرده نمی‌شوم، بلکه حکم کننده من خداوند است، لهذا پیش از وقت به چیزی حکم مکنید تا خداوند بیاید که خفایای ظلمت را روشن خواهد کرد و نیتهای دلها را به ظهور خواهد آورد؛ آنگاه هر کس را مدح از خداوند خواهد بود.» ( اول قرنتیان ۴ : ۴ – ۵ )

درباره موعظه‌ها، شایان ذکر است که بعد از تجربه‌اش در فراسوی پرده در رابطه با پطرس و پولس رسول، برادر برانهام با اطمینان خاطر گفت: همان انجیل که موعظه کردند، من موعظه کردم و مانند آنها تعمید دادم، اگر آنها در حضور خداوند باقی هستند، من نیز در پیشگاه او نیز باقی خواهم ماند. این شهادتی است که می‌توانم درباره خود نیز بگویم.

پولس رسول که ترس عمیقی از خداوند وی را فرا گرفته بود به همکارش تیموتاؤس می‌نویسد: «تو را در حضور خدا و مسیح عیسی که بر زندگان و مردگان داوری خواهد کرد قسم می‌دهم و به ظهور و ملکوت او … بعد از این تاج عدالت برای من حاضر شده است که خداوند عادل در آن روز به من خواهد داد؛ و نه به من فقط بلکه نیز به همه‌ی کسانی که ظهور او را دوست می‌دارند.» ( دوم تیموتاؤس ۴ : ۱ و ۸ )

درست پس از این که خداوند در متی ۲۵ : ۱ – ۱۳ مطالبی درباره آمدن داماد و داخل شدن در ضیافت عروسی عنوان می‌کند، در آیات بعدی یعنی از آیه ۱۴ به بعد برخوردش را با خدمت‌گزارانی که اموال خود را به صورت کیسه‌های طلا به آنها سپرده بود تشریح می‌کند.

آنانی که امین بودند می‌توانستند به عنوان پاداش از سفره برخوردار شوند، «آقایش وی را گفت: آفرین به تو غلام نیک و متدیّن! بر چیزهای کم امین بودی، تو را بر چیزهای بسیار می‌گمارم. در خوشی خداوند خود داخل شو.» ( متی ۲۵ : ۲۳ )

خداوند اوّل حساب می‌طلبد و پس از آن مسأله شرکت در ضیافت مطرح می‌شود. پولس رسول درباره تجربه داوری چنین می‌نویسد: «اگر کاری که کسی بر آن گذارده باشد بماند، اجر خواهد یافت. و اگر عمل کسی سوخته شود، زبان بدو وارد آید، هر چند خود نجات یابد امّا چنان که از میان آتش.»

حتی در میان سعادتمندان فرق بزرگی خواهد بود، «و شأن آفتاب دیگر و شأن ماه دیگر و شأن ستارگان دیگر، زیرا که ستاره از ستاره در شأن فرق دارد. به همین نهج است نیز قیامت مردگان، در فساد کاشته می‌شود، و در بی‌فسادی برمی‌خیزد.» ( اول قرنتیان ۱۵ : ۴۱ – ۴۲ )

«حکیمان مثل روشنایی افلاک خواهند درخشید و آنانی که بسیاری را به راه عدالت رهبری می‌نمایند مانند ستارگان خواهند بود تا ابدالآباد.» ( دانیال ۱۲ : ۳ )

پولس رسول همه کسانی را که به خدمت خداوند مشغولند با این عبارت تشویق می‌کند، «بنابراین ای برادران حبیب من پایدار و بی‌تشویق شده، پیوسته در عمل خداوند بیفزایید. چون می‌دانید که زحمت شما در خداوند باطل نیست.» ( اول قرنتیان ۱۵ : ۸ )

ولی تکلیف آن دسته از افرادی که به کار خداوند مشغول نشدند چه خواهد بود؟

خداوند پاداش امانت را خواهد داد، اشکهای خاصان خود را پاک خواهد ساخت و تاجها را تقسیم خواهد کرد. وی نخواهد گذاشت چیزی تا ابد در ابهام و خفاء بماند در این باره مطالبی بسیار می‌توان نوشت، مگر نمی‌خواهیم طوری بدویم که در پایان خط برنده مسابقه باشیم. ( اول قرنتیان ۹ : ۲۳ – ۲۷ ) با توجه به بازگشت نزدیک عیسی مسیح، لازم است که همه اعضاء؛ عروس – کلیسا خود را امتحان کنند. و به دشمن و مدعی برادران مجال ندهند. «و در پی‌ سلامتی با همه بکوشید و تقدّسی که به غیر از آن هیچ کس خداوند را نخواهد دید.» ( عبرانیان ۱۲ : ۱۴ )

لازم است که با ترس و لرز درباره نجات خود مشغول باشیم و همه چیز را با خدا و انسانها مرتب کنیم. یا نکند منتظریم اتفاقی که برای حنانیا و سفیره رخ داد، تکرار شود؟ ( اعمال باب ۵ )

هم اکنون داوری از خانه خداوند آغاز می‌شود. احساس رضایت داشتن و دچار احساسات مذهبی شدن به درد هیچ کس نمی‌خورد. از دو حالت خارج نیست، یا مسیح به راستی در زندگی ما مکشوف شده است و با وی در جلال هستیم؛ ( کولسیان باب ۳ ) و یا قربانی دروغ خود هستیم ( خودمان را گول زده‌ایم ). «لهذا ای حبیبان، چون انتظار این چیزها را می‌کشید. جد و جهد نمایید تا نزد او بی‌عیب در سلامتی یافت شوید.» ( دوم پطرس ۳ : ۱۴ )

چه ترسی باید هر ایماندار را فرا بگیرد وقتی که متوجه می‌شود که طبق سخنان و اعمال خود داوری خواهد شد!

خداوند می‌گوید: «و اینک به زودی می‌آیم و اُجرت من با من است تا هر کسی را بر حسب اعمالش جزا دهم.» ( مکاشفه ۲۲ : ۱۲ )

کاشکه بتوانیم با وضعیتی که داریم در پیشگاه او زیست کنیم و با تمام وجود خود فریاد برآوریم: آمین بیا ای خداوند عیسی!

تحولات جهانی

به سختی می‌توان از عهده بیان کارهای خداوند که در سالهای ۱۹۹۸ انجام داده است سخن راند. زیرا در هر سفری که در هر ماه در تمام دنیا انجام دادم، فیض خود را بر من ارزانی داشت. کشورهای تازه و درهای جدید برای ما باز شد. اگر در شمارش اشتباه نشده باشد، می‌توانم بگویم تعداد کشورهایی که تاکنون انجیل را در آنها موعظه کرده‌ام به بیش از ۱۳۰ کشور می‌رسد. پس از فرود آمدن هواپیما، هیچ وقت اتفاق نیفتاد که بلافاصله شروع به کار نکرده باشم. بلکه همیشه دعا کرده و حتی قبل از سفر از خدا می‌خواستم که خداوند فیض خود را برای موعظه انجیل در کشور مربوطه عطاء کند تا خاصانش دعوت خروج را بشنوند، در هر زمان و هر جا همیشه دو چیز به اثبات می‌رسد: کسی که توسط خدا فرستاده شده به کلام خدا موعظه می‌کند. ( یوحنا ۳ : ۳۴ ) و کسی که از خدا است به کلام خداوند گوش می‌دهد. ( یوحنا ۸ : ۴۷ )

غذای روحانی، یعنی کلام پر بهای خدا به شکل کامل و شگفت انگیز بر ما آشکار گردید. بر برادر برانهام حکم شده بود که غذای روحانی را ذخیره نماید. و دلیل این حکم به سادگی قابل درک است تقسیم خوراک امری است کاملاً الزامی، در غیر این صورت به چه دلیل باید ذخیره می‌شد. خداوند یوسف را فرستاد تا بتواند در زمان قحطی به برادران خود غذا بدهد. در کتاب عاموس ۸ : ۱۱ خدا می‌فرماید که: قحطی برای شنیدن کلام خدا می‌فرستد، این امر اتفاق افتاده است و به همین دلیل غذا باید در زمان مناسب داده شود ( متی ۲۳ : ۴۵ ) در این مورد نیز مثل همه آن چه که کلام خدا می‌کند کمال می‌بینم. او منشاء تاریخ نجات است که عمل خود را در زمان ما به اتمام می‌رساند.

خداوند خودش به من امر کرد که غذا را پخش کنم، این از جانب من نیست، بلکه از جانب خدا است، الآن که ۳۳ از رحلت برادر برانهام می‌گذرد، کلامی را که درباره خدمتش ضبط شده است، در زمان ما نیز مصداق دارد. این مسأله به کلامی که به طور واضع سال ۱۹۳۳، یعنی زمانی که برادر برانهام حکم رسالت خود را دریافت کرد مربوط می‌شود: همان طوری که یحیی تعمید دهند فرستاده شد تا راه را برای نخستین ظهور مسیح آماده کند، پیغامی که به تو داده شد راه را برای ظهور دوّم مسیح مهیاء خواهد ساخت. به عبارتی خود من پیشتاز نیستم بلکه پیغام پیشتاز خواهد بود. ( شنبه ۹ فوریه ۱۹۵۹ )

کار یک پیغام‌آور فقط نشان دادن راه است، هیچ مسافری نزد کسی که راه را به او نشان داده است نمی‌ماند، بلکه طبق راهنمایی او حرکت کرده به سوی مقصد می‌شتابد. به همین ترتیب باید گفت که حتی زمانی که آذوقه ذخیره شده این بدین مفهوم نیست که تمام غذا سر سفره آماده است، بلکه باز هم باید آماده بشود، این اتفاق هم اکنون به صورت ارائه وعظی کاملاً مبتنی بر کلام به وقوع می‌پیوندد. در این دنیا کسی پیدا نمی‌شود که بتواند در میان مطالبی که موعظه کرده‌ام به چیزی اشاره کند که با کلام تطابق نمی‌کند. به خوبی فهمیده‌ام که از ابتدای خلقت دشمن موضع خود را عوض نکرده و در حقیقت نمی‌ماند، او با ارائه دلایلی حوا را به دنبال خود کشاند و امروز نیز روش خود را عوض نکرده است و این امر به طور خاص درباره پیغام زمان آخر صدق می‌کند. گذشته از این از دلایل و تفاسیری که درباره کار خدا ارائه می‌شود بدم می‌آید. وظیفه من این است که در موعظه خود در مورد کلام خدا تا به آخر وفادار بمانم.

وقتی که خدا با کلیسای عهد جدید شروع به کار کرد، همان اتفاقی که در باغ عدن رخ داد تکرار شد، پولس رسول درباره این مسأله ابراز نگرانی می‌کند ( دوم قرنتیان ۱۱ : ۱ – ۶ )، این معضل در زمان ما نیز هم چنان ادامه دارد. حتی در مسیحیت اوّلیه نیز افرادی بلند شده تعالیم غلط ارائه می‌دادند، رسولان مسیح، پولس و یوحنا ما را نسبت به این افراد هشدار داده‌اند، همیشه کلام اصلی در وهله اوّل مطرح گردیده و بعد تفاسیر درباره آن ارائه داده‌اند.

این مطلب در دوره ما نیز صدق می‌کند. برادر برانهام کلام اصلی را آورد و سپس افرادی که هدایت غلطی داشتند آن را تفسیر کردند. مسیر غلط آنها خطی می‌شود که به جای کتاب مقدّس، به آوردن چند عبارتی از گفته‌های برادر برانهام بسنده می‌کنند و تعالیم خود را بر این اساس استوار می‌کنند. از کدام نکته می‌توان یک تعلیمی که اساس کتاب مقدّسی ندارد استفاده کرد؟ جواب صریح این است که هیچ نکته! حکمی که به من داده شده این است: «به کلام موعظه کن …» ( دوم تیموتاؤس ۴ : ۲ ) و «تو را شهر به شهر می‌فرستم تا به کلامم موعظه کنی.» کسی که کلام خالص را موعظه نمی‌کند و هر تعلیمی را با آن تطبیق نمی‌دهد، ممکن نیست از جانب خدا فرستاده شده باشد. خدا، خدای نظم و سلامتی است. ( اول قرنتیان باب ۱۴ ) شیطان ابلیس است. ( عامل شقاق و جدایی و مدعی برادران ) و کار او ایجاد بی‌نظمی است. بنده در هیچ کشوری و هیچ شهری باعث تفرقه در هیچ جماعتی نشده‌ام. شاگردان را به دنبال خود نکشیده‌ام. بنده در خدمت کل بدن مسیح هستم و نه یک جناح مذهبی. در ابتدا کلمه بوده و به تفسیر، این حقیقت باید مانند ضربه شمشیری در قلب هر کسی فرو برود. الآن کم نیستند برادرانی که اعتقاد خاصی دارند، به عنوان مثال بر تعلیم رعد و غیره اعتقاد خود را استوار کرده‌اند. ولی نکته اینجا است که فقط آن چه که کلام خدا می‌گوید به وقوع خواهد پیوست و آن هم در زمان مناسب. نقل و قول از برادر برانهام کافی نیست! پولس رسول نیز فرمود: «همه ما به خواب نخواهیم رفت …» ( اول قرنتیان ۱۵ : ۱۵ ) ولی با این وجود هم خودش و هم آنانی که این مطلب را از دهانش شنیده بودند به خواب رفتند. بی‌ایمانان در کتابهای خود از این مطلب خرده می‌گیرند ولی ما نه، زیرا که ما به خوبی منظور او را درک کرده‌ایم، این مطلب درباره ما آمده است که باید این واقعه را تجربه کنیم.

منتقدین حتی از عیسی خرده می‌گیرند و مدعی هستند هم خودش و هم شاگردان را گول زد وقتی گفت: «هر آینه به شما می‌گویم که بعضی در اینجا حاضرند که تا پسر انسان را نبینند که در ملکوت خود می‌آید ذائقه موت را نخواهد چشید.» ( متی ۱۶ : ۲۸ )

برادر برانهام خاطر نشان می‌سازد که این اخبار در جزیره پطمس، وقتی که یوحنا پسر انسان را دید به تحقق پیوست. خداوند ذهن شاگردانی را که با وی راه می‌روند باز می‌کند تا کتب را درک کنند. فقط در این صورت است که هر نکته‌ای ضد و نقیض می‌نماید درک می‌شود و هر سوالی جواب می‌یابند.

عده‌ای با نقل و قولهایی از برادر برانهام خرابیهای زیادی به بار آوردند. وقتی که فقط از او نقل و قول می‌شود، این تصور به وجود می‌آید که چنین و چنان فکر می‌کرد. لازم است که هر چیزی به کلام ربط داده شود و طبق درگ تعلیمی خود نقل و قولها را نیاوریم.

کاملاً واضع است که هر کسی می‌خواهد خدمت ارائه کلام را انجام دهد باید دعوت الهی را داشته باشد و بتواند مطالب را به صورت صحیح و به ترتیب لازم توضیح دهد. با وجود همه تفاسیری که به اشکال گوناگون در همه جا رسوخ کرده و تشویش را در اذهان به وجود آورده‌اند، همه کسانی که از خدا هستند هم اکنون به کلام خدا گوش خواهند کرد. این اشخاص تشخیص خواهند داد که کجا موعظه تحریف شده است و کجا آموزه راستین اعلام می‌شود.

در این لحظات آخر کسی که بخواهد در زمان بازگشت مسیح حضور داشته باشد باید فقط و فقط و به صورت کامل بر کلام قرار بگیرد. فقط کسی که در کلام است می‌تواند از امنیت جاودان برخوردار شود و از اشتباه محفوظ. کلیسای راستین در یک کلمه عروس خالص است. هر که گوش برای شنیدن دارد بشنود، بشنود.

از همه خادمان کلام، در سر تا سر دنیا تقاضا می‌کنم و با اختیاری که خدا به من عطا کرده به آنها دستور می‌دهم که فقط به چیزی موعظه کنند که بتوان به استناد کامل کلام خدا آن را اثبات نمود.

برای هر آموزه ( دکترین ) کتاب مقدّس لازم است به دو مشخصه توجه کنیم، البته هر تعلیم کتاب مقدّس باید به گواه دو یا سه آیه تأیید شود. اوّلین مشخصه این است: «و با اینها کلام انبیاء تطابق می‌کند …» از شما استدعا می‌کنم به عنوان مثال بررسی کنید که یکی از این آموزه‌ها مثل آموزه هفت رعد مطابق با سخنان انبیاء است یا نه؟ طبیعتاً چنین چیزی نیست.

و مشخصه دوّم عبارت «… چنان که مکتوب است.» (اعمال رسولان ۱۵ : ۱۵ ) می‌باشد. لذا باید سؤال کنم که این چیزهای که با شوق و احساسات موعظه می‌شوند در کجای کلام پیدا می‌شوند؟ جواب هر چه که باشد لااقل با قاطعیت می‌توان گفت که اثری در کلام از آنها نیست. آن چه که هفت آواز ( صدا ) گفتند حتی نوشته نشد، از این رو این کلام، کلامی نیست که باید موعظه شود. به ما امر شد آن چه را که نوشته‌اند نگاه داریم. ( مکاشفه ۱ : ۱ – ۳ ) عاقبت کسانی که به کلام مکتوب چیزی را می‌افزایند، در مکاشفه ۲۲ : ۱۶ -۲۱ شرح داده شده است، می‌توانید آن را بخوانید. زمان تقسیم فرا رسیده است. هر کسی که از خدا است باید در کلام موضع بگیرد، چرا که کلام مرجع مطلق است. خدا بر طبق کلام، داوری خواهد کرد و از تفاسیر افراد نادان که خود را دانا می‌پندارند استفاده نخواهد کرد.

اتحادیه اروپا:

قبل از این که مسیح ملکوت خود را بر زمین بر قرار نماید و شرایط زندگی را که در بهشت عدن بود از نو به وجود بیاورد، ضد مسیح همه چیز را در عدنی که مورد نظرش است به زیر کنترل خودش در می‌آورد.

شیطان هنوز رئیس این دنیا است، او بود که در آن زمان همه پادشاهی را به خداوند ما پیشنهاد کرد و گفت: «اگر سجده کرده مرا پرستش کنی همه این چیزها را به تو خواهم داد.» ( متی ۴ : ۹ )

به راستی که شیطان آن اژدها و مار قدیم، هفت سر و هفت شاخ دارد. ( مکاشفه ۱۲ : ۳ ) به همین ترتیب امپراطور آخر وی هفت سر و ده شاخ دارد. ( مکاشفه ۱۳ : ۱ ) شیطان به او قوت و تخت خود را داده است. ( آیه ۲ ) کمتر کسانی جرأت می‌یابند این حقیقت را مطرح کنند که اتحادیه اروپا همان آخرین قدرت است که نبوتهای کتاب مقدّس شرح آن را در خود داده‌اند. آن چهارمین و آخرین پادشاهی است که در دانیال در بابهای ۲ و ۷ درباره آن صحبت شده است. در کتاب دانیال باب ۷ : ۲۳ آمده است که: «پس چنین گفت: وحش چهارم، سلطنت چهارمین بر زمین خواهد بود و مخالف تمامی سلطنتها خواهد بود و تمامی جهان را خواهد خورد و آن را پایمال نموده پاره خواهد کرد.»

بانک مرکزی اروپا که از بدو شروع تحت سرپرستیH.Duissenberg می‌باشد در فرانکفرت در وین مقر دارد، دادگاه اروپا و چهل قاضی‌اش در شهر استراسبورگ فرانسه مستقر شده و هر رأیی که در آنجا اتخاذ می‌شود، قعطی و نهایی است. فرجام خواهی ممکن نیست. یورو، واحد پول اروپا هم اکنون جزء واقعیات جامعه ما شده است. پارلمان جدید اروپا در بروکسل افتتاح شده و این نوشته را “عشق خدایان”بر سر در آن می‌بینیم. پرچم اروپا بر همه جا برافراشته است. بله این پرچم توسط Paul Levi که از یهودیان بلژیک است طراحی شده است.

وی بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوّم کاتولیک شد و در سال ۱۹۴۶ به ریاست بخش فرهنگی شورای اروپا منصوب شد روزی آقای Levi پیکره‌ای از حضرت مریم را دید که آراسته به تاجی از ستارگان آبی بود و زمینه پشت آن را نیز آسمانی آبی تشکیل می‌داد. افسون بر این موضوع، آن زن با تاجی آراسته به ۱۲ ستاره به میان آمد. ( مکاشفه ۱۲ : ۱ ) ( طبق آموزه کاتولیک، این یک تصویر از حضرت مریم است ) و بدین ترتیب باید گفت که هدف از طرح پرچم آبی اروپا که ۱۲ ستاره دارد، اکرام و ستایش حضرت مریم است.

     

هم اکنون پاپ سرتاسر اروپا را به قلب مطهر مریم که به قول وی ملکه اروپا است تقدیم کرده است.

کاملاً آشکار است که همه قدرتهای جهان در خانه اروپا منزل پیدا کرده‌اند. در فرانکفورت ۱۵ آسمان خراش دیگر باید ساخته شود تا سرمایه جهان یعنی بانکها بتوانند در آنجا مقرری داشته باشند.

مقالات عمیق مطبوعات جهانی این اتفاق را مورد برسی قرار می‌دهند، تیترهایی مانند سرمایه جهانی در یک دست به چشم می‌خورد. به این ترتیب وحدت اروپا و متعاقب آن تشکیل مجدد امپراطوری روم تقریباً تمام شده است. در این شرایط مذهب حاکم می‌تواند از این قدرت دنیایی استفاده کرده زمام امور را به دست بگیرد و دوره آخر را آغاز کند. ( مکاشفه ۱۷ )

ایالت متحده که در مکاشفه ۱۳ : ۱۱ – ۱۸ به صورت برّه‌ای با دو شاخه کشیده شده ( این دو شاخ نشانه قدرت مذهبی و دنیایی وی است ) در جایگاه دوّم قرار دارد. وظیفه ایالت متحده این است که همه ساکنان زمین را به پرستش قدرت اوّل ترغیب کند، «و با تمام قدرت وحش نخست، در حضور وی عمل می‌کند و زمین و سکنه آن را به این روا می‌دارد که وحش نخست را که از زخم مهلک شفا یافت، بپرستند.» ( مکاشفه ۱۳ : ۱۲ )

به دنبال افتضاح کلینتون که نقش پنهانی عده‌ای به خوبی ملاحظه شد، به اعتبار ریاست جمهوری آمریکا ضربه وارد شد. در درون اتحادیه اروپا چنین افتضاحی رخ نمی‌دهد، چون مقدّر شده است که به قدرت شماره یک جهان تبدیل شود. همه چیز طبق آن چه که خدا مقدر فرمود انجام می‌شود.

می‌توانم چیزهای زیادی درباره تحولات زمان آخر بنویسم. ما در ظلمت به سر نمی‌بریم، بلکه از روشنایی کلام نبوتی ( اول تسالونیکیان ۵ : ۴ و دوم پطرس ۱ : ۱۶ – ۲۱ ) که تمامی این امور بر ما آشکار می‌نمایاند برخور داریم. تصور این مسأله که پروردگار در زمان مناسب درک و روشنایی می‌دهد دل انگیز است. درباره اسرائیل و تحولات خاورمیانه ملاحظه می‌شود که همه چیز به نقطه اوج نزدیک می‌شود. آقای عرفات قصد دارد در چهارم ماه مه ۱۹۹۹ موجودیت کشور فلسطین را اعلام نماید. پاپ باید در سال ۲۰۰۰ به فلسطین برود و قرارداد را منعقد کند. ( دانیال ۹ : ۲۷ ) آمدن داماد نزیک شده است ( مسیح )، ظهور داماد ما بیش از پیش نزدیک می‌شود و ما از الآن اتفاقی را که بعد از ربوده شدن کلیسا به وقوع خواهد پیوست ملاحظه می‌کنیم. این رویداد (ربوده شدن کلیساء – عروس) عظیم و دل نگیز چقدر باید نزدیک شده باشد.

مأمور از طرف خدا: اوالد فرانک

دانلود کتاب نامه گردشی ژانویه ۱۹۹۹